مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»


سوالات:

  • شما برای خلق زندگی دلخواه خود، بر چه ترسهایی غلبه کرده اید و چطور؟ 
  • چه بخش از آموزه های خود را برای غلبه بر ترس، پیشنهاد می کنید؟
  • چگونه فرصت های سازنده را از دام های ویران کننده تشخیص دهیم و در دام طمع نیفتیم؟ 

مفاهیمی که استاد در پاسخ به سوالات در این قسمت توضیح داده اند:

  • رابطه مستقیم بین “جسارت برای حرکت” و “از بین رفتن خود به خودی ترسها”
  • طبیعی ترین حالت غلبه بر ترس، اقدام کردن با وجود ترسیدن است؛
  • راهکار غلبه بر ترس ها؛
  • بهای رسیدن به خواسته ها؛
  • رشد به معنای نترسیدن نیست بلکه به معنای اقدام کردن با وجود ترس است؛
  • “ترس و شک”، بزرگترین ابزارهای شیطان برای گمراه کردن ما هستند؛
  • عزت نفس عاملی قدرتمند کننده برای غلبه بر ترسهاست. زیرا اساس عزت نفس واقعی بر “توحید” استوار است؛
  • کار کردن روی ترس های یک پروسه دائمی است. به همین دلیل کار کردن روی توکل و توحید، یک موضوع دائمی است؛
  • ترفند پونزی چیست و چه باورهایی فرد را در دام ترفند پونزی گرفتار می کند؛
  • باورهایی که فرد را از افتادن در دام هر ضرری با الگوی ترفند پونزی، محافظت می کند؛
  • آگاهی های دوره روانشناسی ثروت، نه تنها نعمت ها را وارد زندگی شما می کند بلکه جلوی ضررهای بزرگی را می گیرد که خرابکاری های آنها به راحتی قابل جبران نیست؛
  • کلید های روانشناسی ثروت 1 برای خلق ثروت پایدار؛
  • تشخیص “فرصت های سازنده” از “دامهای ویرانگر” به کمک آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1

تمرین دانشجویان پروژه مهاجرت به مدار بالاتر:

الف) تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید. منظور از ترفند پونزی، هر ترفندی است که:

  • به شما وعده ی یک شبه پیمودن ره صدساله را میدهد؛
  • هر ترفندی که اساس آن طمع است نه ارزش آفرینی؛
  •  هرترفندی که اساس آن احساس بی لیاقتی و ناتوانی درباره خلق شرایط دلخواه در زندگی است.

نشانه اینکه فرد در دام این ترفندها افتاده این است که: برای رسیدن به خواسته ای که از نظر فرکانسی فاصله زیادی با آن دارد و ظرف وجود او آماده دریافت آن نیست، به جای پر کردن این فاصله فرکانسی بوسیله کار کردن روی بهبود شخصیت خود  و افزایش ظرف وجود خود، می خواهد این فاصله را با ایده ها و وعده هایی پر کند که به او وعده یک شبه پیمودن ره صدساله را می دهد. وعده استفاده از شانسی که در خانه او را فقط همین الان و همین یک بار زده است. فردی که درگیر این دام باشد، تنها وقتی به هوشیاری می رسد که در این مسیر نه تنها دارایی های قبلی اش را  از دست بدهد بلکه برای بازگشت به نقطه صفر، راه پر پیچ و خمی را می پیماید. جهان با این ضربه سنگین به او می گوید که هرگز قادر به دور زدن قانون نیست. 

اگر شما هم چنین تجربیاتی دارید، در بخش نظرات بنویسید چه درسهایی از این تجربیات تلخ گرفتید و چگونه از این درسها برای رسیدن به نتایج پایدار استفاده کرده اید؟

حتی در حالت هوشمندانه، چطور از این نوع تجربیاتی که اطرافیان شما داشتند، درس گرفتید؟ یعنی بدون اینکه درگیر این دام شوید، برای خود تصمیمات از پیش تعیین شده ساختید تا در چنین لحظاتی قانون را به یاد بیاورید و در دام این ترفندها نیفتید؟

و سوال اساسی تر این است که: آیا هنوز هم آن درسها را به یاد دارید و آنها را در روند پیشرفت خود لحاظ می کنید؟

ب) درباره تجربیاتی بنویسید که به خاطر درک قانون تکامل، به جای طمع ورزیدن، به این نوع ایده ها و وعده ها با اطمینان “نه” گفتید چون می دانستید که تنها راه رسیدن به خواسته مد نظر، آماده کردن ظرف وجودتان و مهاجرت به مدار آن خواسته است. به همین دلیل قدمهای محکمی برای رشد شخصیت درونی خود برداشتید. روی بهبود مهارت ها و توانایی های خود در راستای آن خواسته کار کردید، حل مسائل پیش رو را یاد گرفتید و به این شکل شخصیت شما آماده دریافت آن خواسته شد. سپس نه تنها از این مسیر رشد لذت بردید، نه تنها از مسیر هموار به آن خواسته رسیدید بلکه مهم تر از همه، فرمول تحقق خواسته را یاد گرفتید و این توانایی از هر نتیجه ی دیگری برای شما با ارزش تر بوده است.

یادآوری هر دو شکل از تجربیات بالا، اهرم رنج و لذت قوی در ذهن می سازد تا بهبود شخصیت درونی خود را با اختلاف، بالاترین اولویت زندگی خود قرار دهد. نتیجه این اهرم، روان شدن چرخ زندگی و نشستن روی شانه های خداوند در مهاجرت به مدارهای بالاتر است.

منتظر خواندن تجربیات سازنده شما هستیم


منابع  کامل درباره آگاهی های این قسمت: آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 برای بیدار کردن توانایی خلق ثروت در وجودمان

یکی از کمترین برکتهای عمل به آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 در زندگی دانشجو این است که:آگاهی های این دوره دانشجو را از افتادن در دام های نامرئی ای حفظ می کند که آدمهای زیادی توانایی تشخیص این دام ها را از فرصت های سازنده ندارند.

آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1، با پرورش عضله “مولد بودن” در وجود دانشجو، تنها راه رسیدن به موفقیت مالی پایدار را در وجود او نهادینه می کند. این درک، توانایی تشخیص “دامهای مخرب” را از “فرصت های سازنده”، را به دانشجو یاد می دهد و او را از ضررهایی ویرانگر حفظ می کند که اگر فردی در دام آنها بیفتد، به این راحتی قادر به جبران خرابکاری های این نوع از باورهای محدود کننده نخواهد بود.

آگاهی های این دوره شما را از مدار فقر و هر ایده ای دور می کند که شما را در این مدار نگه میدارد؛ 

آگاهی های این دوره مانع اخذ تصمیمات مخربی می شود که آنقدر می تواند اوضاع را سخت کند که حتی برگشتن به نقطه صفر، نیازمند پیمودن هفت خوان رستم می شود؛

وقتی با آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 همنشین می شوی و قانون خلق ثروت پایدار را یاد می گیری، متوجه می شوی مسیر رشد چقدر مسیر هموار و لذت بخشی است و البته این روند طبیعی زندگی است. اما دلیل اینکه افراد زیادی در مسیر های پر پیچ و خم گیر افتاده اند، نه به این دلیل است که رسیدن به خواسته ها سخت است بلکه به این دلیل است که آن افراد سکان را به دست باورهای محدود کننده ذهن شان داده اند.

آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 ، در مسیر بهبود اوضاع مالی، سکان را از ذهن محدود کننده می گیرد و به دست باورهای توحیدی و ثروت آفرینی می سپارد که نسبت به مسیر تجربه نعمت ها، دیدی وسیع دارد و سرراست ترین مسیر برای رسیدن از جایی که هستید به بی نیازی مالی را می شناسد.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ناهید رحیمی تبار» در این صفحه: 2
  1. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و تمامی دوستان گرامی.

    واقعا ترس و طمع افکار غلط و خرابی هستن که اگه ذهنمونو اشغال کنن خیلی راحت ‌میتونن بهمون آسیبهای زیادی برسونن.

    فکر می‌کنم همگی هر دو رو ، تجربه کردیم . خوب می‌دونیم با چ‌ معضلهایی روبرو هستیم.

    ما هم تو طول زندگیمون تو دام ترفند پونزی افتادیم و از طریق برنامه گلد کوئست فریبشونو خوردیم البته این جریان مال خیلی سال پیشه ولی خب دقیقاً یادمه همون سالها تمام داراییمون یه ماشین بود که 7 میلیون می‌ارزید و ما دقیقاً تمام و کمال این پول رو تو گل کوئست وارد کردیم . که چیزی جز چن سکه ی بی ‌ارزش دستمونو نگرفت.

    خوب یادمه به خاطر وضعیت مالی بدی که داشتیم این طمع رو کردیم که چوبشم خوردیم .

    چن سال پیشم به اصرار دوستانمون وارد بورس شدیم البته تو بورس مبلغ زیادی وارد نکردیم ولی بازم به همون مقداری که هزینه کردیم با شکست مواجه شدیم نه تنها سودی نکردیم بلکه مبلغی که گذاشته بودیم از دست رفت‌.

    تو اون دوران با استاد آشنا نبودم اگرم اوایل آشنایی من با استاد عزیز بود شناخت کافی در مورد قوانین برای دست اووردن ثروت نداشتم به همین جهت دوباره این اشتباه را مرتکب شدیم . اما خب این دو اشتباهمون آویزه ی گوشمون شد حتی الان اگر 99 درصد مردم هم بیان باز درخواست وارد شدن به این برنامه ها رو از ما داشته باشن به هیچ وجه تکرارش نمی‌کنم و فریب کسیو نمیخوریم.

    واقعاً کسانی که در مدار فقر هستن و با باورهای کمبود دست و پنجه نرم می‌کنن و به خاطر عجله‌ای که دارن حرص و طمع میکنن و وارد این بازی و برنامه‌ها میشن و به خیال خودشون می‌تونن ره صد ساله رو یه شبه طی کنن و به خواسته‌هاشون برسن .

    خیلیا از این راهها ، ظاهراً پول و ثروت خوبی بدست میارن ولی از اونجایی که باز با طمع ادامه میدن ، چیزایی که بدست اووردن رو از دست میدن و به سر جای اولشون بر میگردن .

    هرجایی که ترس هست ایمان نیست و همونطوری که استاد عزیز گفتن ترس بزرگترین ابزار شیطان برای گمراه کردن ماست کسانی که می‌ترسن و کاریو از روی ترسشون انجام میدن صددرصد باخت میدن.

    اسم این غلبه به ترس نیست غلبه به ترس موقعه ای انجام میشه که تو با وجود اینکه می‌دونی مسیر سختی رو باید طی کنی ولی با شهامت می‌پذیری که وارد اون چالش بشی

    اما آدمهای ترسو یا فرار می‌کنن یا از دور و کنار مدیریت می‌کنن و یا اینکه خیلی زود تسلیم نجواهای شیطانی میشن.

    بنابراین داشتن ایمان به خداوند بزرگ و قدرتمند و قبول و پذیرش فزونی و فراوانی نعمت و داشتن عزت نفس عوامل مهمی در غلبه به ترسها هستن .

    کسانی که عجله می‌کنن و اینکه حال و حوصله ی آروم پیش رفتن رو ندارن و بیشتر رو کله ی خودشون حساب وا می‌کنن این افراد بیشتر به خودشون صدمه وارد می‌کنن. اینها کسانی هستن که خیلی جاها طبق افکار و باورهای مردم پیش میرن و همه چیو با عقل خودشون می‌سنجن و به فراتر از اون فکر نمی‌کنن .

    طبیعتاً خیلی از ما این مراحل رو گذروندیم و از این تجربه‌های تلخ داشتیم

    داشتن عزت نفس هم، عامل قدرتمند کننده ای برای غلبه به ترسهامون میتونه باشه .

    چرا که وقتی تو وجود خودمون شهامت و قدرت رو حس کنیم بدون اینکه از چیزی بترسیم وارد چالشهایی میشیم که یا منجر به پیروزی میشه و اگر هم منجر به شکست بشه از اون به عنوان درس یا تجربه استفاده می‌کنیم.

    نگاهت که کوچیک باشه بدست اووردن هر چیزی رو سخت می‌بینی و در نهایت برای اینکه داشته باشیش وارد راههای اشتباهی میشی .

    که ترس یه بخشی از این مسیر اشتباهه و طمع هم بخش دیگه ای از این اشتباه !

    اکثراً تو تمام معاملاتی که در کسب و کار انجام میدیم یه بخش از اون به ترسهامون برمی‌گرده و یه بخشش به طمع کردنمون . حال اگه این دو موضوع رو متوجه بشیم و خوب درکشون کرده باشیم می‌تونیم به جای اینکه بترسیم آگاهانه ذهنمون رو باز بزاریم برای دریافت الهامات و در همون لحظه از خداوند درخواست هدایت کنیم و ازش بخواهیم که اون معامله و اون اتفاق رو به بهترین شکل ممکن حل و فصل کنه البته که همه ی جوانب رو خودمون می‌سنجیم و طبق معیارهایی که داریم سعی می‌کنیم تصمیم بگیریم ولی در نهایت تصمیم آخر رو به عهده ی خداوند میز‌اریم و سعی میکنیم هر آنچه که همون لحظه بهمون الهام شد رو انجام بدیم .

    جایی که بترسیم با احساس خوبی مواجه نیستیم پس نشون دهنده ی اینکه الان می‌تونم عملکرد درستی داشته باشم یا نه احساسم هستش. جایی که آرامش دارم و با خیال راحت‌تری دارم کاریو پیش می‌برم حتماً با اتفاقات بهتری مواجه میشم.

    خود ترس باعث میشه افکار‌های ناجالب دیگه‌ای به ذهنم خطور کنه و منو کاملاً از مسیر خارج کنه.

    بعد از گذشت چندین سالی که با استاد عزیز همراه و همگام هستم ، یاد گرفتم هرجایی به هر دلیلی این حس بد یعنی ترس سراغم میاد تا جایی که می‌تونم غلبه بهش داشته باشم و سعی کنم ذهنم رو کنترل کنم و آگاهانه ورودیهای مناسب به خورد ذهنم بدم.

    خیلی وقتا اشتباهات گذشتمو جلوی چشمم میارم و میگم که دوباره اشتباه نکنی ! یه وقت دوباره تکرارشون نکنی! به همین جهت تا حدودی عقلانی‌تر و منطقی‌تر تصمیم می‌گیرم.

    طمع که از باور کمبود میاد باید کنار بره و به هیچ وجه تو زندگیامون نباشه . هیچ جا به هیچ دلیلی طمع نکنیم این به این منظور نیست که قانع باشیم بلکه به این منظوره که یاد بگیریم با توجه به شرایط و موقعیتمون به اندازه و در تعادل ، اون موضوع رو پیش ببریم نه این باشه که کوته فکرانه قید چیزیو بزنیم و نه این باشه که بیش از نیاز یا خواستمون برای بدست اووردن چیزی ، حرص و تقلا بزنیم.

    استاد عزیز همیشه بهمون گفتن که حرص زدن و تقلا کردن که همون تلاش زیادی می‌تونه باشه و یا جاهایی که داریم بیش از حد توانمون زور می‌زنیم یعنی تو مسیر کاملاً اشتباهی هستیم و این مسیر نه تنها ما را به جایی نمی‌رسونه بلکه ممکنه آسیبهای روحی و روانی و حتی جسمی فراوانی وارد کنه.

    به میزانی که ایمانمون نسبت به خداوند بیشتر میشه ، باور می‌کنیم که خدای ما این دنیا رو پر از نعمت و فراوانی خلق کرده و در نهایت از ترسها و کمبودها فاصله می‌گیریم .

    و این بدست نمیاد مگر اینکه هر روز و هر روز تمرینش کنیم و تو زندگی روزمره‌ و در عملکرد‌هامون تکرارش کنیم.

    بقدری تمرین و تکرارش کنیم که تا حدودی ملکه ی ذهنمون بشه. از اونجایی که میتونه پاشنه آشیلمون باشه ، همیشه باید آگاهانه تمرکز روی این موضوع داشته باشیم و اجازه ندیم مقاومتها و ترمزهایی که تو ذهنمون هستن مانع انجام کار درست بشن. اگر مقاومت و یا ترمزی هست سعی کنیم حلش کنیم تا بتونیم پامونو روی گاز بذاریم که به سوی مسیر درست پیش بریم .

    سعی کنیم از افکار و باورهای عموم جامعه دور باشیم. زیاد به خبرهای منفی از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر میشه اعتنایی نکنیم.

    خودمونو درگیر اینجور حواشی‌ها نکنیم و همیشه خدا و فزونی نعمتهاشو به یاد بیاریم و با سپاسگزاری از هر آنچه که داریم سعی کنیم از داشته‌ها و از لحظاتمون لذت ببریم.

    دقیقاً اون هفته خونه یکی از اقواممون بودیم خیلی بی‌مقدمه برگشت به ما گفت تا جایی که می‌تونید سعی کنید تا شب عید هر آذوقه‌ و مواد غذایی که نیاز دارید تهیه کنید. چون میگن بعد از عید به شدت گرونی میشه و ممکنه بین ما و کشورهای دیگه جنگ ایجاد بشه که به خاطر جنگ آذوقه و مواد غذایی کمیاب و گرون میشه. خیلی جدی و با تعصب داشت این حرفو می‌زد . منو و همسرم یه نگاهی به هم کردیم و لبخندی زدیم برگشت گفت می‌خندید؟!! همسرم گفت نه و برای اینکه به صحبتش ادامه نده گفت چشم انجام میدیم.

    وقتی اومدیم خونه داشتم به این فکر می‌کردم که اگه بخواهیم هر بار سر هر موضوعی خودمونو بازیچه ی دست این و اون بکنیم و خودمونو درگیر موضوعات و مسائل اقتصادی و سیاسی بکنیم حتی برای یک لحظه هم نمی‌تونیم با آرامش زندگی کنیم واقعا خدا رو شکر کردم که همسرمم مثل خودمه و اصلاً به این موضوعات توجهی نمی‌کنه و هیچ خبری رو دنبال نمی‌کنیم.

    که اگر دنباله رو این خبرها بودیم هم از خودمون و هم از دیگران آرامش رو می‌گرفتیم .

    ما بی‌اعتنا از حرفش گذشتیم اما خیلیا هستن که خیلی راحت و آسون فریب این حرفا رو می‌خورن و به خاطر ترسهایی که سراغشون میاد اتفاقات خیلی بدی رو تو زندگی‌هاشون رقم می‌زنن.

    حتی اگر یک درصدم چنین خبرهایی صحت داشته باشه بازم به نظرم لزومی نداره که ذهنمونو از قبل ، درگیرش کنیم .

    هر وقت هر اتفاقی افتاد همون موقع تصمیم می‌گیریم که چطور عمل کنیم .

    با توجه به شناختی که از خدای خودمون داریم مطمئن هستیم که همیشه و در همه ی لحظات حتی در لحظات سخت و ناگوار کنارمونه و اگر ما ازش درخواست کمک و یاری کنیم به میزان باورمون می‌تونیم آرامش داشته باشیم و دوران سخت را پشت سر بگذاریم.

    تا حالا خیلی وقتا از این موضوعات پیش اومده که با اتفاقات و حوادثهایی روبرو بودیم که به ظاهر تلخ بودن اما خب از اونجایی که سعی کردیم هر روزمون رو با ایمان و توکل به خدا سر کنیم تونستیم اون روزها رو پیش ببریم و به قول معروف نجات پیدا کنیم .خدا رو شکر می‌کنم که یاد گرفتیم در لحظه ی حال زندگی کنیم و زیاد ذهنمونو درگیر آینده نکنیم .چون آینده همیشه نامعلومه و درگیر کردن ذهن بخاطرش از نظر من ، کاری بیهوده ست .

    تجربه نشون داده که بهتره ، فقط و فقط بچسبی به لحظه حال . اگر زنده باشی و سالهای زیادی رو تجربه کنی که پیش خودت خوشحال و سرافراز هستی به خاطر اینکه تونستی روزهای خوبی برای خودت بسازی و گذشته ی قشنگی داشته باشی. اگرم عمری کوتاه داشته باشی باز چیزیو از دست ندادی ، تونستی همون دوران رو به خوبی بگذرونی .بنابراین در هر دو حالت برد می‌کنیم و باختی ندادیم.

    دیدم کسانی رو که خیلی حرص آینده رو میزدن و خیلی برنامه‌ها برای آینده می‌چیدن اما الان در بین ما نیستن . چنین اتفاقاتی باید درس عبرتی باشه برای ما .

    کل مطلب همینه ، اکثراً کسانی که می‌ترسن و کسانی که طمع می‌کنن ، فقط نگران آینده هستن.

    امیدوارم که بتونیم بدون اینکه نگران آینده باشیم روزهای خوبی رو سپری کنیم . آینده رو بسپاریم به خدای بزرگ و قدرتمندمون. خدایی که بهتر از ما می‌تونه برامون برنامه بچینه . امروز اعتماد می‌کنم به خدا و قوانینش و از خداوند عمری طولانی و پرعزت هم برای خودم هم برای تمام عزیزانم و هم برای تمامی دوستان عزیزم و استاد ومریم عزیز و بزرگوارم درخواست می‌کنم.

    استاد جونم مرسی ازتون که با این فایل قشنگتون این درسها رو برامون یادآوری کردید. امیدواریم که بتونیم در تمام لحظات خوب و درست عمل کنیم.

    استاد جونم مرسی که هستی.

    الهی که باشه همیشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  2. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام و درود فراوان به استاد عزیزم مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.

    «ترس» بزرگترین حربه و سلاح مخرب شیطانه!

    به میزانی که ایمان ما ضعیفه، ترسهامون بیشتره !ترس‌ها ریشه در تمام مشکلات و بدبختی‌های زندگی ما دارن.

    خود ترس شاخ و برگهای زیادی داره :

    بعضیا از خدا و مجازاتهای خدا می‌ترسن .

    خیلیا به خاطر آینده می‌ترسن .

    خیلیا از تنهایی ترس وهراس دارن.

    و خیلیا ترس از مرگ دارن.

    افرادی هم داریم که به خاطر وابستگیهاشون همیشه ترس دارن.

    عده ای هم هستن، انقد ضعیفن که از قضاوت یگران می‌ترسن.

    در کنار این ترسها ،ترسهای مجاز و جهت‌داری هم داریم. مثل : ترس از غرق شدن. ترس از ارتفاع. ترس از عدم امنیت و…..

    که منظور ما از ترس، این مباحث نیستن. بلکه مباحثی که پاراگراف بالا اشاره کردم هستش.

    وقتی کسی از روی ترس دست به عملی میز‌نه تمام افکار و باورهاش جنبه ی منفی پیدا میکنه .

    حتی خیلی وقتا به خاطر این ترسها از خیلی از خوشی‌ها و لذتها گذشتیم به امید اینکه روزی برسه بتونیم به ترسهامون غلبه کنیم . هرچی بیشتر گذشت، بیشتر تو دام افکار و باورهای غلطمون افتادیم و با نتایج‌های ناجالب مواجه شدیم.

    تو زمینه مالی میترسیدیم خرج کنیم. میترسیدیم زیاد بخریم .خوب بخوریم .خوب بپوشیم.خوب بگردیم و بچرخیم . چون همیشه نگران و بر این باور بودیم که پول کمه ! پول سخت بدست میاد! باید پس اندازی برای آینده داشته باشیم. به خاطر ترسهامون ،همیشه تو ذهنمون روز مبادایی وجود داشت. که اگه یه وقت مریض شدیم پول دوا و دکترو داشته باشیم .

    اگه یه وقت ورشکست شدیم بتونیم از پس خودمون بر بیایم .

    اگه یه وقت تنها شدیم منت کسیو نکشیم.

    کلاً ترس از دست دادن مال را داشتیم .به همین جهت با قناعت زندگی میکردیم . فکر میکردیم این بهترین راه حل، برای نگهداری پول هستش.

    سال‌ها و سال‌ها و سال‌ها گذشت به امید ثروتمند شدن .در حالی که نه تنها ثروتی به دست نیومدو نه تنها پولی برای روزهای خوشو و برای تفریحات و لذت‌ها استفاده نشد، دقیقاً برای همون باورهای کمبود خرج شد.

    عدم باور فراوانی که ریشه در ضعف ایمان داره باعث بروز این محدودیتها و این کمبودها میشد.

    خیلی‌ها ثروت‌های زیادی داشتن، ولی به خاطر همین باورهای کمبود، دلشون نمیومد خرج کنن .انقدر این پولها رو نگه داشتن تا مردن و بعد از مرگشون بازماندگان به جونش افتادن.

    دیدن ،چنین الگوهایی باید برای ما درسها و پیامهای قشنگی داشته باشه. که با ایمان و قدرت و اعتماد به اینکه جهان ما پر از فراوانیه نعمت هستش، پیش بریم و خدا را بزرگ و قدرتمند و بخشنده و رزاق ببینیم.

    سعی کنیم نعمتهای خدا رو ببینیم و به خاطر داشته‌هامون سپاسگزار باشیم و با باور فراوانی پیش بریم تا ثروت زیادی بدست بیاریم که درش آرامش و لذت وشادی هم باشه.

    مایی که باور کردیم خالق اتفاقات زندگیمون هستیم بیایم با تمرکز کردن روی افکار و باورهامون غلبه به ترسهامون داشته باشیم و شناخت بیشتری نسبت به خدا پیدا کنیم. به میزانی که خداوند رو بیشتر می‌شناسیم به همون اندازه از ثروت و نعمتهای زیادی بهره‌مند میشیم.

    «باورهای فراوونی رو جایگزین باورهای کمبود کنیم تا کم کم ترسهامون نسبت به این موضوع از بین بره.

    بیشترین ترسهایی که نسبت به افراد وابسته به خودمون داریم، به این موضوع برمی‌گرده .

    اینجا هم به خاطر کوچیک شمردن خدا و باورهای کمبود می‌خواهیم خودمون چارچنگولی مراقب و مواظب عزیزانمون باشیم.

    البته وابستگی میتونه هم تو زمینه ی مالی باشه و هم تو زمینه ی روابط.

    وقتی نگران حال بقیه هستی ،وقتی فکر می‌کنی تو خدا و نجات دهنده ی کسی هستی، خودت رو فراموش میکنی و خودتو قربانی و فدای دیگرانی میکنی که تو مسئولش نیستی .

    ما متوجه شدیم که مسئول خودمون هستیم و بیشترین توان جسمی و ذهنی رو باید روی خودمون بذاریم. زمانی که متوجه بشم خودم چ ارزشی دارم و اینکه موظف اول به خودم خدمت کنم ، اون وقته که تمرکزم رو از روی دیگران برمیدارم.

    باید باور داشته باشم که خداوند یه همه ی ،ما انسانها به یک اندازه نزدیکه و قدرت خداوند فراتر از اون چیزیه که من فکرشو میکنم .

    با ایمان و یقینی که به وجودش دارم باید تمام عزیزانم رو به خاطر هر نگرانی و هر ترسی که تو وجودم هست به خداوند بسپارم.

    من، توانایی و قدرت مراقبت و نگهداری کسیو ندارم. هر کسی خودش مسئوله که از خودش مراقبت کنه.

    وقتی که به این باور برسیم به خیلی از ترسها و نگرانیهامون خاتمه بخشیدیم.

    به خاطر همین ترسهامون ،خارج از سهم و نقشمون دست به هر کاری ز‌دیم و به جای اینکه اوضاع رو بهتر کنیم بد‌تر و داغونترش کردیم .

    همگیمون این تجربه رو داشتیم هر جایی که بیش از حد توانمون و به خاطر ترسها و نگرانیها دست به هر عملی زدیم، بعدش پشیمون شدیم.

    ترس دیگه‌ای که خیلی باهاش درگیر بودیم ترس از مجازاتهای خداوند بوده که اینم به خاطر عدم شناختمون نسبت به خدا بود.

    هر چقدر خدا رو بیشتر شناختیم بیشتر متوجه شدیم که اشتباه فک می‌کردیم و ما، با خدایی بزرگ و بخشنده و مهربان و رئوف و رحیم طرف هستیم.

    اینکه خداوند رو در مقابل اشتباهاتمون مجازاتگر می‌دیدیم به خاطر این بود که افکار و باورهای غلطی نسبت به هم خودمون و هم خدای خودمون داشتیم می‌دونستیم هر آنچه که در دنیای بیرون می‌بینیم اتفاقاتی هستش که خودمون خلقش کردیم.

    هیچ مجازاتگری وجود نداره .این خودمون بودیم که با افکار و باورهای غلط ،خودمون رو تنبیه و مجازات میکردیم. اگه ترسی هم، بابت این موضوع داشتیم به خاطر افکار غلط خودمون بود.

    به قول استاد عزیز ،خداوند فقط یه جا عذاب علیم به ما وارد میکنه، اونم زمانی هستش که بش شرک می‌ورزیم.

    البته که به خاطر ناآگاهی‌هامون خیلی به خداوند شرک ورزیدیم، هنوزم شاید بورزیم ،اما باید آگاهانه تمرکز کنیم و نگاهمون رو به خداوند تغییر بدیم و به خدا و قوانینش از زاویه بهتری نگاه کنیم.

    یه ترس دیگه ای که خیلی باهاش درگیر بودیم ترس از قضاوت دیگران بود.

    اینکه از ترس‌های خانمان سوز بود از اون دسته ترسهایی بود که به نظرم تمام وجودمون رو می‌سوزوند.

    جایی که دیگران رو ،نظراتشون رو، ایده‌هاشونو، سلیقه‌هاشونو،عقایدشونو، مهمتر از نظر و ایده و سلیقه و عقاید خودت ببینی،بایدم از قضاوت‌هاشون بترسیم.

    وقتی از قضاوت بقیه بترسی، تو اونی که باید باشی نیستی!

    همیشه انکار و ناصداقتی و نقاب زدن باید همراه تو باشه تا تایید و تحسین بقیه رو جذب کنی و این ینی برای دیگران زندگی کردن و لذت نبردن از زندگی !!

    به میزانی که عزت نفس خودمو بالا می‌برم و احساس لیاقت رو در خودم تقویت می‌کنم از قضاوتهای دیگران رهایی پیدا می‌کنم .

    هر چقد ارزش‌ها و توانمندیها و مهارتهای خودم رو بیشتر می‌بینم و هر چقد به نقاط مثبت خودم بیشتر توجه دارم قضاوتهای دیگران برام ،بی‌ارزش‌تر و کمرنگ‌تر میشن.

    هر چقد خودمو ،اولویت قرار بدم ، حس خود ارزشمندی رو در خودم بالاتر بردم.

    شناخت هرچه بیشتر خودم ،شناخت حد و مرزهام ،داشتن ثبات شخصیتی، باعث میشه که هم به خودم احترام بزارم و هم به حد و مرز و چارچوبهای دیگران احترام بذارم.

    و اما «ترس از مرگ».

    چیزی که این روزا خیلی باش درگیرم. من از مرگ می‌ترسم بخصوص از مرگ خودم!

    مردن رو دوست ندارم .دوست ندارم زود بمیرم .

    دوست داشتم به جایگاه خیلی خوبی میر‌سیدم و از تمامی تغییرات خودم در حدی احساس رضایت داشتم که با قاطعیت تمام فریاد میز‌دم من بهترین خودم هستم. در واقع دنبال رضایت پروردگارم هستم و از اونجایی که خودم از درون و بیرونم خبر دارم فکر می‌کنم هنوز از اون احساس رضایت خبری نباشه شایدم باشه! نمی‌دونم دارم به خودم سخت می‌گیرم یا چی!!!!!!

    تو این چند سالی که با استاد عزیز بودم، خیلی سعی کردم بهترین خودم باشم. تغییرات خیلی زیادی تو همه ی زمینه ها داشتم. منتهی هنوز از درون اون چیزی که خودم میخوام نیستم .فک میکنم با این دنیا حالا حالاها کار دارم .

    مید‌ونم باید طوری زندگی کنم که همیشه آماده برای رفتن باشم. سعیمم بر همینه. مشکل من اینه که از رفتن خوشم نمیاد،اینم یه جور وابستگیه که باید روش کار کنم.

    همیشه از خدا عمری طولانی و پر عزت برای خودم خواستم. برنامه‌های زیادی برای آینده دارم. هنوز اتفاقات اونطور که من میخوام پیش نرفته. البته که با گذشته ،کلی فرق کرده .

    طبق قانون تکامل اتفاقات زیادی رو تجربه کردم ولی هنوز کافی نیست. هنوز خیلی از نیازها و عطش‌ها و خواسته‌هام برآورده و رفع نشده!

    خیلی تغییرات در خودم به وجود اووردم و خیلی عملکردهای خوبی داشتم .منتظر وقوع نتایج خیلی خوبی هستم. دوست دارم این نتایج رو ببینم تا از زندگی لذت بیشتری ببرم .

    در حال حاضر، الان هم راضی هستم. همه چیز خوب پیش میره. تو هیچ زمینه ای ،خدا رو شکر مشکلی ندارم. نمی‌دونم شاید توقع من زیادیه.

    طبق اوامر استاد عزیز، سعیو و تلاشم بر اینه که هر روز فقط برای همین روزی که زنده هستم زندگی خوب و شادی داشته باشم .روزم رو خوب سپری کنم و با افکار و باورهای خوبو و مثبت اتفاقات بهتری رو خلق کنم. تا اینجای کار ،خیلی خوبه ! و از خودم راضیم. نتها چیزی که اذیتم میکنه، فکر کردن به مرگه ! از یه زاویه که بهش نگاه می‌کنم خیلی وقتا باعث شده که این نگرشو داشته باشم که این دنیا گذریه و نباید زیاد بهش دل ببندی. همه چیزش چه خوب چه بد موقتیه. هیچ چیز تا ابد ماندگار نیست و این باعث میشه ترسها و نگرانیهام خیلی کمرنگ‌تر بشه وباعث بشه سالم‌تر و قشنگ‌تر زندگی کنم و از مشکلات و اتفاقات ناجالب زود ‌بگذرم و ذهنمو درگیرش نکنم. شاید لحظاتی حالمو بد کنه اما باجهت دهی افکار و انجام قوانینی که یاد گرفتم سریع از اون حالت در میام. قسمت بدش اینه که زیاد تو ذهنم میاد که نکنه بمیری !!! چیکار کنم دوسش ندارم خیلی وقتا غبطه اونایی رو میخورم که اتفاقاً آماده ی رفتنن هستن. اگر چ بعضیا ،آدمهای زیاد خوب وخاصی هم نیستن، اما ازشون که می‌پرسی میگن رفتن خیلی بهتره!

    خیلی دوست دارم منم به این درک برسم. از خدا میخوام منو به درک درست، مرگ و جهان آخرت برسونه.

    چن ماهه که درگیر این موضوع هستم. شاید با گذشت زمان، حسم نسبت بش خوب بشه و نگاهم به مرگ برای همیشه تغییر کنه و ترسم بریزه.

    در کل که تمام ترسهامون، ریشه در عدم ایمانمون داره من اینو خیلی قبول دارم حتی اینو میدونم هرجا خودم هر ضعفی حتی نسبت به همین مرگ دارم به خاطر عدم ایمانمه.

    باید توکل کرد و با کنترل ذهن ،مقاومتهایی که نسبت به ترس داریم رو از بین ببریم.

    باید رها بود و به خدا اعتماد کرد .

    باید به هر طریقی که هست تحت هر شرایطی، احساس خودمونو خوب نگه داریم .بدونیم خدای قدرتمندی داریم که خیلی راحت و آسون می‌تونه همه جا و در تمام لحظات حامی و حمایتگر و هدایتگر ما باشه. به شرط اینکه ،باورش کرده باشیم و به شرط اینکه ازش درخواست کنیم.

    ترس سمی هستش که به سرعت در سراسر سیستم بدن و ذهن منتشر میشه و قدرت اراده ی انسان رو فلج میکنه .

    ترس بزرگترین دشمن انسانه ! که میشه اونو با سلاح ایمان و کلام خدا از پا در انداخت .

    ما به خاطر ترسهامون دروغ گفتیم. تهمت زدیم .قضاوت کردیم .دیگران رو کنترل کردیم.

    احترام و محبت و دلسوزی بی‌جا کردیم. عجله کردیم.

    مسئولیت خارج از توانمون قبول کردیم .

    زیادی حرف زدیم.

    با غرور رفتار کردیم. انکار کردیم .گمنامی زندگی خودمون ودیگران رو شکستیم.

    عصبانی و خشمگین شدیم. زود واکنش نشون دادیم .استرس و اضطراب و درگیری ذهنی داشتیم.

    مشورت نکردیم .

    به خاطر ترسهامون وابستگی‌ داشتیم.

    احساساتمون رو خفه کردیم .

    خیلی جاها حق به جانبی کردیم .

    خیلی جاها خودمونو ندیدیم .

    خیلی جاها دیگران رو بزرگ کردیم.

    و درآخر، تمام در تمام وقت به خاطر ترسها به خودمون ظلم کردیم. آسیب‌ها و خسارتهای زیادی تو همه ی زمینه‌ها چ به لحاظ مالی ، چ تو زمینه ی روابط با همسر یا با دیگران و یا فرزندانمون و چ تو زمینه ی سلامتی ، همه جا ترس باعث سلب آرامشم شده و منو از شادی و خوشبختی دور کرده .

    وقتی همه ی اینا رو فقط میشه تو پکیج« ایمان به خدا» پیدا کرد، چرا که نه!!!!!

    خدایا تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو کمک و یاری می‌جوییم.

    استاد جونم مرسی ب خاطر فایل ارزشمندت.

    عاشقتم الهی باشی همیشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: