مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 109
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم و دوستان هم ندارم
درباره ترسیدن و حرکت به سمت ترسها من یه مثال از خودم بزنم
من همیشه از سگ میترسیدم یکبار توی باغ بودم چند تا سگ اومدن داخل باغ قلبم میخاست از سینه بزنه بیرون دست و پاهام میلرزید از خدا خاستم سمتم نیان و کمک کنه فرار کنم خدا رو شکر خودشون رفتن بیرون بعد حس درونم گفت فرار نکن باید بری سمتش
چند روز گذشت من بیشتر بهش فکر کردم دوباره چهارتا سگ وحشی اومدن داخل باغ از من هم خیلی دور بودن و من رفتم سمتشون دست و پاهام میلرزید داشتم از ترس میمردم ولی همین طور ادامه دادم رفتم تا نزدیکشون شدم گفتم برید بیرون سگها فرکانس ترس منو احساس میکردند ولی میدیدن باز دارم حرکت میکنم سمتشونو ادامه میدم به همین خاطر جرات نکردن بهم حمله کنن
رفتم سمت رئیسشون که از همه بزرگتر بود و قلاده داشت صاف تو چشماش نگاه کردم گفتم برو بیرون زیر لب خر خر میکرد تا بهم حمله کنه ترسمو حس میکرد ولی میدید عقب نشینی نمیکنم یکم نگاهم کرد بعد رفت بیرون بقیشونم رفتن خیلی جالب بود برام
یادمه 15-16سالم که بود وحشتناک از تاریکی میترسیدم خیلی بد بود شبا دستشویی نمیرفتم میترسیدم از زیر پتو بیام بیرون یه روز تصمیم گرفتم هر موقع ترسیدم بدووم برم تو دلش از اون به بعد تا میترسیدم برمیگشتم سمت تاریکی چند دقیقه هم اونجا میموندم تا کم کم ترسم رفت خیلی خوب شد آزاد شدم
درباره ترفند پونزی ما یکبار دچارش شدیم داخل تلگرام چندتا کانال رواج پیدا کرده بود که شما داخل سایتی ثبت نام میکردی و بابت تبلیغاتی که تماشا میکردی مقدار خیلی کمی پول دریافت میکردی خب ما هم میگفتیم این پول چون به دلار برا ایرانیا خیلی ارزشمند میشه برا خودشون کمه کسی زمان نمیزاره برا این کار ما واردش شدیم با پول کم پونصد تومان ثبت نام کردیم بعدش میگفت هر چقدر پولتو بیشتر باشه تبلیغاتی که دریافت میکنید قیمتش بیشتر میشه و ما هم طمع کردیم و همه پس انداز مون رو گذاشتیم یک ماه بعدشم بست رفت خدا رو شکر که رفت وگرنه تصمیم داشتیم هرچی داشتیم بفروشیم سرمایه گذاری کنیم از خونه و ماشین و به دوستان و اقوام معرفی کنیم
خدا رو صد هزار بار شکر که آخرای پروژه وارد شدیم و بسته شد
واقعا که باید حرف استاد رو با طلا نوشت که میگن ثروت نتیجه طبیعی حرکت در مسیر مورد علاقه همراه با تکامله
جهان طبق قوانین خودش درست عمل میکنه مشکل از درون ماست
به نام خدای مهربان
گام چهارم، 15 دی
من هر چقدر که فکر میکنم، به لطف الله تا حالا درگیر مسئله ای نشدم که در راستای ترفند پونزی باشه که بخوام الان اینجا تعریف کنم.
ولی مثلا یکبار چند سال پیش یکی از دوستام که مدت خیلی زیادی بود که خبری ازش نداشتم، یهو سر و کله اش پیدا شد و خیلی ابراز علاقه و دلتنگی کرد که برای من هم واقعا عجیب بود؛ اما میگفتم شاید واقعی باشه
اما یکم که رفت جلوتر متوجه شدم که درگیر یسری از این شرکت های هرمی طور شده و خیلی ریز هر بار که میریم بیرون داره سعی میکنه از نکات مثبتش بگه و من رو هم وارد کنه
یکم پرس و جو کردم دیدم سراغ بقیه دوست های مشترمونم رفته و من به محض اینکه داستان رو فهمیدم کااملا ارتباطم رو باهاش قطع کردم
جالب اینجاست که اونموقع سنم خیلی کم بود ولی تا اسم این داستانا میومد من فرار میکردم
الان هم همینطورم، کلا از این روش های عجیب غریب برای کسب ثروت خیلی بدم میاد و همیشه دوست داشتم کسب و کار خودم رو داشته باشم تا هر موقع که احساس نیاز کردم رشدش بدم.
شاید دلیل این زدگی من از این جور کسب ثروت ها، چند تا موردی باشه که از اقواممون دیدم؛ مثلا یکی از آشناهامون یه مدت تو خرید سهام و بورس و… اینا بود که یادمه چندین سال پیش نزدیک 50 میلیون تومن ضرر داد که خب واسه اون خیلی مبلغ سنگینی بود.
اما راجع به موضوع ترس
من توی یسری چیزا که بقیه خیلی ازش میترسن، به صورت پایه ای خیلی خوبم؛ مثلا تاریکی یا تنها بودن جایی
اطرافیانم خیلی میترسن مخصوصا از اینکه تنها خونه باشی ولی من تو اینا خیلی خوبم
یا مثلا ترس از چشم زخم، که تو این مورد زیاد خوب نبودم ولی به لطف آگاهی های سایت الان اصلا برام مهم نیست
ولی یسری ترس هایی دارم که خیلی دارم تلاش میکنم که بهشون غلبه کنم، ولی هنوز خیلی جای کار دارم
مثلا ترس از غریبه ها و کار هایی که میتونن بکنن؛ اینو میدونم بخاطر باور معیوبیه که ریشه کرده تو ذهنم که من یه دخترم و خیلی باید مراقب باشمو بیرون خطر داره و این حرفا.
چون تا یکم قبل اصلا به این ترس افتخار میکردم چون دختر با احتیاط خطاب میشدم؛ ولی وقتی با فایل های توحیدی کار کردم، متوجه شدم که یک انسان موحد، تنها قدرت جهان رو پروردگار خودش میدونه و میدونه که بدون اذن اون برگی به زمین نمیفته، و اگر به خدا ایمان داشته باشه هیچ کس اندازه پشه ای نمیتونه بهش آسیب بزنه. در نتیجه از چیزی نمیترسه.
یا یه ترس خیلی درونی دارم، که این رو در اوایل دوره عزت نفس تازه کشفش کردم
اینکه نکنه دیگران تاییدم نکنم
نکنه توسط دیگران سرزنش بشم
نکنه توسط دیگران طرد بشم
که این باعث یه کمالگرایی و سرزنش های سنگین بر علیه خودم شده بود که وقتی که کشفش کردم، انقلابی در من بوجود اومد
اینکه فهمیدم من نیازی نیست بی نقص باشم
نیازی نیست برای جلب تایید دیگران خودم رو نابود کنم
من نیازی به تایید دیگران ندارم
به قول استاد عزت نفس و توحید خیلی خوب میتونن کمک کنن که به ترس هامون غلبه کنیم و من تمام تلاشم اینه که مدام این دوتارو در خودم تقویت کنم.
سلام به همه ی دوستان
در مورد ترس ، میتونم بگم من همیشه درگیرش بودم ومانع پیشرفتم شده، اوایل آشناییم با استاد وقوانین هی میخواستم بیام دفتر کار استاد واز نزدیک ببینمشون ولی ترسم نزاشت ، شاید سالها پیش مسیر زندگیم عوض میشد ، وانجام ندادن یه کار ساده حس بی عرضگی وناتوانی بهم میداد شاید برای بقیه مسخره بیاد ولی برای من ترسام غول بودن.
در مورد کسب مهارت وشروع کار همیشه تردید داشتم ومیترسیدم نتونم جوابگوی مشتریها باشم واطلاعاتم را کم میدیدم که به ترمز کمالگرایی هم مربوط میشه وبه زور بچه هام شروع کردم ولی با مشگلات وفشاری که بوجود اومد کنار کشیدم…
تجربه ی تلخ وپوچ یه شبه پولدار شدن یاهمون طمع کردن وگیرافتادن در تله های پونزی رو بارها داشتم ومتضرر شدم وسرم به سنگ خورده ولی درک نکردم وبه قول استاد اونقدر دردم نیومده یا به خاطر اینکه اونهارو به جای خودم مقصر دونستم وبرای همین در مسیر اشتباه ادامه دادم وموندم.
اون زمانها که گلد کوئیست گل کرده بود من قبول نکردم برم توش چون غیر منطقی برام اومد ولی منطق خرید دو الماس قابل قبلتر بود برای ذهنم ، باوجود مخالفت همسرم پول جور کردم که نصفشم قرضی بودوکیف سامسونت همسرم رو هم برداشتم وراهی دعوت وپرزنت کردن دوستان و فامیل وهمسایه هاشدم چه کیفی هم میکردم که خوشبختانه جلوش گرفته شد ومنم پولم رفت وهیچی دستم رو نگرفت جز اینکه فهمیدم این راهش نیست …
پیج زدم وشروع کردم باسختی فراوان به تولید محصول ، باهمه ی شرایط سختی که داشتم یه پستی از محصول با بچه هام میذاشتیم توی پیج ، خوب من پدرشوهرم را که هم پیر بود وهم مریض هم نگه میداشتم واز طرفی باور نداشتم که از این کار بشه پول در آورد وبهتر از من زیادن برای همین هیچکس خرید نکرد وبازم کارو رها کردم و…
من عاشق خیاطی بودم نه توان مالی دوره خریدن داشتم نه بلد بودم برای کسی بدوزم ودور وبریهام یاد گرفتن ولی من نتونستم کلاس برم ویه سری کتاب خریدم که اونم حوصله سر بر بود، همه ی این مسائل باور اینکه پول در آوردن سخته رو درمن بیشتر کرده بود، یادمه یه سری هم به پیشنهاد دوستان کار با کلیک کردن برای پول ساختن رو انجام میدادیم ،شب تا صبح بیدار میموندم وکلیک میکردم چقدر کار بیهوده وپوچ وبی ارزشی بود البته خوب اونموقع آگاهیهای الآن را نداشتم وبرای پول ساختن دست به هر کاری میزدم تا بالاخره خودی نشون بدم ودر درآمد کردن سهیم باشم .
خیلی درد داره که سخت ودیر به این آگاهیها رسیدم وبیشتر از اون این درد داره که فهمیدم وهیچ اقدامی نکردم وهمین دردها باعث شد یه جا به خودم بیام وشروع کنم وبا صبر وحوصله راهم رو طی کنم وبه قول استاد این راه ادامه دارد امیدوارم راهمون در مسیر شادی ودرست مستدام باشه پایدار باشیدوسعادتمند در هر دو جهان.
سلام استاد عزیزم
سلام مریم جانم
روز همگی بخیر و شادی
برای من تا کنون همچین موضوع مهم و اساسی در رابطه با پول پیش نیومده شکر خدا چون همیشه سعی کردم به راه های درست وزیبا تر نگاه کنم و از بچگی یه عقیده خوب و عالی که دارم این هستش که آدم به هر آن چیزی که فکر میکنه میتونه برسه و هیچ استسنائی وجود نداره و واقعا به این موضوع عقیده دارم
واجب ورشکستگی افراد شنیدم ولی هیچ وقت دوست نداشتم تو عمق این ماجرا ها برم نمیدونم چرا هیچ وقت دلم نمیخواد راجب نشدن ها بشنوم وصحبت کنم
اما پاشنه های آشیل زیادی هم دارم راجب پول
شغل دلخواه.رابطه ی احساسی و…
دنبال این هستم که آنها را حل کنم و زندگیمو اونجوری که دلم میخواد بسازم
ولی تو خیلی موارد هنوز خیلی قفلهای ذهنی زیادی دارم
استاد عزت نفس خیلی خیلی خیلی خیلی موضوع مهمیه.خود باوری خیلی مهمه
من هنوز تو این مسائل پاشنه های آشیل زیادی دارم
یادمه تو دوره های کشف قوانین زندگی میگفتین که باید رو قفلهای ذهنمون کار کنیم
مثل برنامه نویسی میمونه که اگر یک حای کوچیکی را اشتباه بنویسیم درست جواب نمیگیریم
و مشکل اصلی من این است که وقتی یک چیزی را متوجه میشم فکر میکنم بلد شدم در حالی که باید این قوانین ها را هروز و هرروز برای خودم تکرار کنم و ورودی هایم را کنترل کنم
مخصوصا راجب روابطم با جنس مخالف خیلی ترسهای زیادی دارم
وخیلی کار دارم تا بتوانم تو این موضوع بهتر بشم.
بسم الله الرحمان الرحیم
خدایا شکرت آغاز یک هفته جدید
یک شنبه صبح زیبای دیگه
یک هفته زیبا و نورانی دیگه رو داریم تجربه میکنیم، خدارو صدهزار مرتبه شکر
چقدر قسمت چهارم این پروژه بی نظیر که خانم شایسته با عشق زحمتش رو برای ما دارند میکشن درس داره برای ما
و مهم ترین درس:
««قانون تکامل»»
اینکه ما باید بفهمیم که قانون این جهان برپایه تکامل هست، این کیهان و سیارات و ستاره ها و کهکشان ها تکاملی پدید آمدند و میلیاردها سال طول کشیده تا به این شکل برسه
کره زمین قشنگ ما، چند میلیارد سال طول کشیده که قابل سکونت و آماده حیات بشه
حیات روی کره زمین چند میلیون سال طول کشیده تا تکامل طی بشه و طی بشه تا روزی که آدم ابوالبشر پا روی کره خاکی بزاره و بزیسته
این یعنی تکامل
آرام آرام پیش میره و تا ابد به همین روال ادامه میده، رشد میکنه و پیشرفت میکنه
و هیچ راهی نداره که ما بخوایم به یک روشی این تکامل رو دور بزنیم
استاد مثال های زیادی زدند از طمع انسان ها و رعایت نکردن قانون تکامل برای کسب ثروت و موفقیت
یک مثالی هم من بزنم که همگی شاهدش بودیم، سال 99 و داستان بورس ایران
که بسیاری از افراد با طمع زیاد و بدون علم از وضعیت بورس و سهام ها اومدن داخل بورس و بدون هیچ منطق درستی سهام خریدند و بورس ریخت…..
و چه تعداد افراد زیادی که ضرر کردند
چون فقط یک چیزی شنیده بودند که بورس خوبه و بیاید توی بورس اندازه 10 سال کار فیزیکی پول درمیارید و این داستان ها
اما کسی که قانون تکامل رو خوب فهمیده باشه میفهمه که این روالش نیست
و باید آرام آرام پیش رفت
حتی توی بورس ایران هم میشه پول ساخت، ولی وقتی سهام و بازار رو بفهمی و آرام آرام پیش بری
اما میخوام درمورد الطاف بی پایان خداوند مهربونم نسبت به خودم صحبت کنم
که وقتی دارم آرام آرام تکاملم رو طی میکنم چطور هوای من رو داره
دوستان من کسب و کاری رو برای خودم شروع کردم و هر روز باعشق دارم روش کار میکنم
اما هنوز مشتریان زیادی ندارم و فروشم بالا نیست
خیلی خیلی از خداوند هدایت میخوام که من رو کمک کنه تا کاری که عاشقش هستم رو انجام بدم
در این دوره ای که هستم، که دارم یواش یواش پیش میرم تا درخت ایده ای که خداوند بهم داده حسابی رشد کنه
خدا خیلی خیلی هوای من رو داره
به بزرگیش قسم میخورم که بارها و بارها و بارها از راه هایی که به فکر خودمم نمیرسیده به من پول و ثروت و نعمت داده
یعنی بعضی وقت ها صدای خداوندرو توی گوشم میشنوم که میگه ابوالفضل اصلا نگران نباش، عجله نکن
فقط لذت ببر
من همه جوره هوات رو دارم
بهت پول و ثروت و نعمت میدم از راه هایی که فکرش رو نمیکنی
تو فقط پیش برو و لذت ببر از مسیر
هیچ وقت عجله نکن که چرا کارم هنوز اون چیزی که میخوام نشده
یا بخوای دلسرد بشی و بگی ظاهرا این کار فایده نداره، ول کنم برم سراغ کار دیگه
فقط و فقط پیش برو و لذت ببر
و من از معجزات خداوند در زندگیم لذت میبرم، هر روز روی باورهام کار میکنم، سپاس گزاری میکنم، فایل های استاد رو گوش میدم
روی خودم کار میکنم و حالم بهتر و بهتر و بهتر میشه
و انقدر اتفاقات خوب برای من داره میفته که من فقط میتونم سجده کنم در پیشگاه خداوند
و خداوند بارها و بارها و بارها به من میگه که به هیچ وجه عجله نکن
مراقب احساس خوبت باش
همه چیز در زندگیت داری
سلامتی، پول و ثروت، روابط عالی، آرامش و عشق
ایمان وتوکل به خدا
پس عجله معنی نداره
فقط لذت ببر از این مسیر
وقتی که ما راه درست رو بریم خداوند همه جوره از ما حمایت میکنه
حتی وقتی فروش بالا نیست خداوند از راه های دیگه بهت پول و ثروت و نعمت میرسونه تا راحت و آسوده زندگی کنی
آخه چقدر خوبی خدای بزرگم
چقدر خوبی
این روزا من خیلی وقت ها میرم پارک پیاده روی، استخر میرم و شنا میکنم
با ماشین میرم دور میزنم و فایل گوش میدم، موزیک های عالی گوش میدم
و چقدر لذت میبرم از اینکه کارها داره آسون برای من پیش میره
خداوند محصول من رو تبلیغ میکنه بدون اینکه من بخوام قرونی پول خرج کنم و حتی کاری کنم
فقط به من میگه صبرداشته باش و لذت ببر، بقیه کارها با من
چقدر خوبه که ما بفهمیم تکامل رو
بفهمیم که باید آرام آرام پیش بریم و بزاریم جهان کارهارو انجام بده
بدونیم که روزی رسان خداست و اگر خدا بخواد بهت روزی بده هیچ عاملی نمیتونه جلوی روزی خداوند رو بگیره
خیلی آدم ها عجله دارند که به همه چیز برسند اونم خیلی زود
اما این فقط احساس ادم رو بد میکنه
تمام بیزینس های بزرگ تکامل خودشون رو طی کردند تا به اون حد فروش و اعتبار رسیدند
و لذت اینه که از این مسیر لذت ببریم و از اینکه خداوند مارا هدایت کرده سپاس گزار باشیم
خدایا شکرت میکنم که قانون تکامل رو به من یاد دادی و فهمیدم باید تکاملم رو طی کنم
خدایا شکرت میکنم برای وجود نازنین استاد عباسمنش که آگاهی های قرآنی و نورانی را در قالب صدها فایل رایگان و محصولات عالی به مردم ارائه میده
میبوسمت از راه دور استاد نازنینم
عاشقتونم رفقای نادیده من
در پناه خدای زیبا، ثروتمند باشید و آرام
درود به قشنگ ترین استاد دنیا و بانویش
من 24سالم بود که در دام این ترفند افتادم. چقدر خوب که استاد راجع بهش صحبت کردند. و آن زمانی بود که تازه به دانشگاه میرفتم اما هدف اصلی ام را نمیدانستم. زود پولدار شدن خیلی رویای شیرینی بود. و نتیجه اش برام سرافکندگی و کلی احساس بد شد. توی یک بحران خانوادگی این اتفاق خیلی حال روحیم رو بد کرد. حالا که قوانین را میشناسم میدونم که چرا این اتفاق را جذب کردم. بعد از 5 سال دیگر دوباره یکی از فامیل هامون اومد و بهم بازاریابی شبکه ای پیشنهاد داد و منم حالت دو دل بودم که برم یا نرم. واقعا استاد اینکه میگین این ترفند هزار مدل داره عین واقعیته. خدا رو صدهزار مرتبه شکر که مادرم جلومو گرفت و از دل یه اتفاق بد دیگه نجات پیدا کردم. نکته اینه که آن موقع هم من تکلیفم با زندگیم مشخص نبود. یعنی میخوام بگم این جور جذب ها بیخودی پیش نمیاد. و آن آدمها هم همه افرادی بودن که این یک شبه پولدار شدن رو منطقی می دیدند.(یا 6 ماهه) چون یادمه سقف پیشرفت براش تعیین میکردن و میگفتن 3 ماهه دیگه اینو داری، یک سال دیگه اینو داری. این گذشت تا سال 92، من هنوز هدفی نداشتم در نتیجه جهان دوباره منو برد سمت همین ترفند. به یه اسم دیگه. دوباره وقت و انرژی بیهوده گذاشتم ، ولی یه اتفاق مثبت افتاد شرکت در جلسات منو به یه آگاهی رسوند که تغییر از خودم شروع میشه و من اگر میخوام پیشرفت کنم باید از نظر ذهنی تغییر کنم. و کم کم تغییراتم بوجود آمد و خداوند منو هدایت کرد به سایت استاد. اونقدر آن گذشته تلخ بوده که وقتی آمدم به سایت تعهد دادم که هرگز به سبک قبلی برنگردم و از خدا هی میخواستم و میخوام که همواره منو در مسیر الهی خودش نگه داره. باید اون تلخی ها و بی خدایی ها رو تجربه میکردم که الان قدر موقعیت و نعمت هامو بدونم.اون حد از شرک ، اون حد از بی ایمانی،… خدایا شکرت ، چقدر خوب شد الان توی این دوره هستم. چون بهم یادآوری شد خدانشناسی چه عواقبی داره. و خداشناسی چه موهبت هایی داره. اینکه جهان قوانین داره و اجازه نمیده من بدون طی کردن تکاملم رشد کنم. این یه اصل مهمه که باید درست باورش کنم.
استاد ممنون که راهنما و دستی از دستان خداوند برای هدایتم به سمت زیبایی ها شدید.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استادعزیز وهمه همراهان گرامی
خدایاشکر منم توفیق این رو پیداکردم که پارسال دوره عزت نفس رو خریدم وچقدر راضی بودم وبا این دوره پارو ترسی گذاشتم که سالها میترسیدم یه مدرک دانشگاهی رو رو کنم ولی رفتم ارائه دادم بعد 12 سال وخدایاشکر که در ظاهر خلاف مقررات استخدامی بود ولی قبول کردند وحکمم افزایش حقوق خورد یعنی من دو وپونصد هزینه دوره کردم و ولی ماهانه حقوقم یک وپونصد تااخرعمرم اضافه شد چون بازنشستگی هم دارم واین مبلغ هرسال هم اضافه میشه. واقعا چقدر سود در سوده.یعنی بهترین سرمایه گزاری خرید دوره های استاده چندین وچندین برابرش از لحاظ مالی برمیگرده اون آرامش واحساس خوبه ورضایت از زندگی هم که مهمتره بماند.یه مورد که به خاطر ترس از قضاوت مردم خیلی دوست داشتم چادر رو کنار بزارم که خدایاشکر امسال موفق شدم مانتویی بشم که خیلی به نظرم تغییر بزرگی بود بعد25سال که کل شهر شما رو چادری دیدین چادر روکناربزاری..
همه ما یه سری ترسها داریم وهمیشه باماهستن ولی باید درعین حال که میترسیم عمل کنیم خدایا شکر خودمن از رانندگی خیلی میترسیدم که برترسم غلبه کردم ورفتم گواهینامه گرفتم.
اگر ترسی داری سریع بهش حمله کن برو تو دلش،ترسها همه واهی هستن.این ترسها شک ها دو دلی ها اسلحه شیطان هستن ما بایدایمانمان راتقویت کنیم .کلا ترسها جلوی پیشرفت رو میگیره ونمیذاره حرکتی بکنیم
به اندازه ای که ایمانمان تقویت بشه ترسها کمترمیشه ونتیجه ها بزرگترمیشه.
اگر روخودمون کارنکنیم دوباره ترسهایی که برآنها غلبه کردیم قوی میشوندپس لازمه استمرار داشته باشیم
استمرار استمرار استمرار پذیرش بی قید وشرط باورهای مناسب مقاومت نداشتن کنترل ورودی های ذهن کلید خوش بختی وثروته
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ترسها توهمات ذهنی هستند که تنها راه مقابله با اونها ،رفتن تو دلشون هست و اگر نمیتونیم بریم داخلش باید روی عزت نفسمون کار کنیم.
تو این 3 سال به اندازه ای روی خودم کار کردم کلی ترسها کمتر شده و لذتهایی که در پس این ترسها مونده بود دوباره برام بوجود اومدن.
در مورد ترفند پونزی هم تو دوره روانشناسی 1 اطلاعات عالی به ما داده شد،حالا همین وام و قرض و ضامن و اینها که حذف شد کلی آرامش برام اومد .
اون ترفند پونزی هم زیاد هم در اطرافیان دیدم و هم خودم باهاش برخورد کردم که متاسفانه همه جا باعث کم شدن باور لیاقت و عزت نفسم شد.
باید همیشه یادمون باشه ما خدایی داریم که همیشه با ماست و همیشه میتونیم ازش هدایت بخواهیم،وجود ما توانمنده و صاحب علاقه ها و استعدادهایی هستیم که اگر بالفعل بشن همه چی به ما داده میشه.
نیازی نیست دلخوش به حرف دیگران باشیم،دیگرانی که مشخص نیست چگونه از پولت میخان استفاده کنند.
تکامل و صبر هم همیشه در قرآن تاکید شده و همه بزرگان هم تاکید دارن ،استاد توی هر فایلی تکامل رو گفته و عجله رو از شیطان دونسته.
پس من هم باید حواسم جمع باشه و ما هم باید راه استاد رو بریم ،دل بدیم به رب ،درخواست کنیم ،هدایت رو عمل کنیم و بعد بالاتر و بالاتر و….
ترس و طمع دو تیر شیطان هستند که باید از ما دور بشه تا به مقام سجده فرشتگان برسیم.
سپاسگزار اساتید عزیزم هستم
با عرض سلام وادب واحترام به استاد عزیز ومریم جان ودوستان مهاجر.
خدا را هزاران بار شکر بابت اینکه هر روز مدار ما رو به بالا رشد میکندو سپاسگزاری تنها نردبانی است که باعث پیمودن پله های ترقی می شود.
قبل ازاینکه در مورد نمونه های خودم از ترفندهای پونزی رو بیان کنم یه نکته ی جالب رو باهاتون در مورد قرآن به اشتراک بزارم.
ازآنجایی که حرفای استاد واقعا وحی منزله واز انجا که به قول معروف شاهد از غیب رسید.شروع می کنیم.. وقتی داشتم آیه های با ریشه ترس وطمع رو جستجو میکردم متوجه شوم خیلی جاها ترس وطمع با هم اومده ودقیقا جاهایی است که باید از خدا کمک بخوایم وبه خدا توکل کنیم وتقوا داشته باشیم وذهن رو کنترل کنیم.
الأعراف
وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ
ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺻﻠﺎﺡ ﺁﻥ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻜﻨﻴﺪ ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺑﻴﻢ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪ ، ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺍﺳﺖ .(۵۶)
چیزی که نوشتم ترجمه ی قرآن بود البته با حذف پرانتز ها وگیومه ها.
در این آیات خوفا وطمعا رو از روی ترس وامید معنی کرده. در حالی که معنی ریشه ی ترس وطمع یه بار منفی توش داره. یه جورایی توش نگرانی هست. مثل ریشه ی حزن به معنای غم که انگار یه غمی توش هست.
طمع به معنی تمایلات شدید نفس از روی آزمندی. یا همون زیاده خواهی. پس بار معنایی با امید که با ریشه رجاء میاد فرق میکنه.
کلمه خوف به معنی ترس هم که خودش مشخصه. یه نگرانی توش هست. حالا از نظر دستوری بررسی کنیم کلمه های خوفا وطمعا بر وزن اسم مکان یا اسم زمان در عربی هستند. بر وزن فعلا. پس بهتره این طوری معنی بشه خدا را در زمان ترس وطمع(تمایلات شدید نفس برای زیاده خواستن یا زود خواستن ودر واقع تکامل رو طی نکردن) بخوانید. که یقینا یا قطعا رحمت خدا نزدیک تر از نیکوکاران است. قریب بر وزن فعیل. صیغه ی مبالغه در عربی به معنی نزدیک تر. کلمه ی من با کسر م معنای از میده نه به. میخواد بگه رحمت ومهربانی خداوند خیلی نزدیک تره از نیکویی کننده گان. یعنی قبل از اینکه نیکی کنید رحمت خدا میاد. یعنی همین که نترسید وطمع نکنید وکنترل ذهن کنید شامل رحمت خدا می شوید. یعنی همون چیزی که استاد گفت. تنها کسانی در دام ترفندهای پونزی میفتن که فقیر هستند یا ذهن فقیر دارند. یعنی کسانی که ترس دارند یا طمع کارند.یعنب کسانی که میخواهند خلاف قانون تکامل جلوبرن ویک شبه ره صد ساله برن. یعنی وقتی ترس وطمع بیاد رحمت میره. تنها زمانی که در موقع ترس وطمع خدا را بخوانیم رحمت به ما نزدیک تر میشه. رحمت خدا همیشه هست ولی در اون زمان نزدیک تر میشه.
الروم
وَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ
ﻭ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﻕ ﺭﺍ ﻣﺎﻳﻪ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﺎﻧﺪ ، ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﺁﺑﻲ ﻧﺎﺯﻝ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﮔﻲ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ; ﻗﻄﻌﺎً ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﻛﻪ ﺗﻌﻘّﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .(٢۴)
دوباره بررسی میکنیم از اونجایی که برق که در واقع نشانه ی نزول بارانه که ما بهش میگیم رعد وبرق وقتی میاد یه کم نگران کننده وترس ناکه. حالا بیشتر دقت کنیم. بعد از نشان دادن برق وعده ی نزول باران یا همون رحمت ونعمت رو میده. بعد از اون میفرماید زمین را پس از مردگی زنده می کند قطعا در اینها نشانه هایی است برای کسانی که تعقل می کنند. فکر می کنند.
پس نتیجه می گیریم که از نشانه هاش اینه که زمان ترس و طمع پرقدرت مثل برق میاد ولی میخواد بارون رو بیاره. رحمت رو بیاره. نعمت رو بیاره تا زمین رو دوباره زنده کنه. رشد بده. پس اینا نشانه است که باید در موردش فکر کنیم. یه جورایی ترفندهای پونزی با سرو صدا ودادن امید های واهی و تمایل شدید برای رسیدن به خواسته ها وترس ونگرانی ازدست دادن یا به دست آوردن زودتر ثروت میاد. اینجا باید به نشانه های ذهن فقیر وذهن ثروتمند توجه کنیم. چون فقط افراد با ذهن فقیر توجه نمی کنند ودر دام میافتند ولی افراد با ذهن ثروتمند به راحتی و بدون نگرانی می گذرند.
تو مثال های بعد به جای از روی ترس وامید به شکل در زمان ترس و طمع معنی رو مینویسیم تا خودتون بهش فکر کنید.
السجده
إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ
ﻓﻘﻂ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ ﺁﻳﺎﺕ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﺬﻛﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ، ﺳﺠﺪﻩ ﻛﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺍﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ، ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻋﻴﺐ ﻭ ﻧﻘﺼﻲ ﺗﻨﺰﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺗﻜﺒّﺮ ﻭ ﺳﺮﻛﺸﻲ ﻧﻤﻰ ﻭﺭﺯﻧﺪ ;(١۵)
السجده
تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ
ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺑﮕﺎﻩ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ در زمان ترس و طمع ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﻢ ، ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .(١۶)
السجده
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ
ﭘﺲ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺍﻋﻤﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ .(١٧)
السجده
أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لَّا یَسْتَوُونَ
ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ ﺁﻳﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺆﻣﻦ ﺍﻧﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﺍﻧﺪ ؟ ﻣﺴﺎﻭﻱ ﻭ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ .(١٨)
خدایا شکرت که این قدر قشنگ قانونت رو توضیح دادی ولی ما چقدر سرسری ازشون رو میشیم. وتعقل نمی کنیم.
واقعا خدا بهتر میدونه چه چیزهایی باعث شادی وخوشحالی عمیق ما میشه. هیچ وقت دو گروه با دو باور مختلف فقرو فروانی مثل هم نتیجه نمی گیرند. چون این یک قانون است
حالا در مورد تجربیات خودم از زمانی که ذهنم فقیر تر بود چون هنوز ثروتمند کامل نشده ودارم تکاملم رو طی میکنم. الان کمتر فقیره.
حدود20 سال پیش در شهر ما اهواز قبل از اینکه پروژه ی سید ها که استاد هم ازشون حرف میزنه رخ بده،یه گروهی اومدن برای آموزش گلهاو درختچه های آپارتمانی. ایده شون هم این بود که مبلغی رو میگرفتن برای ثبت نام واین وعده رو میدادن که خودشون وسایل لازم برای ساختن برگ درخت رو میدادن ویه ساعت هم آموزش میدادن وخودشون هم در آخر درختچه هایی که ما درست کرده بودیم رو هم از ما میخریدند. یعنی به قول معروف نه خانی اومده ونه خانی رفته. ما هم خوشحال که چقدر خوش شانس هستیم واین مسیر پیشرفت که فقط به ما گفته شده وهمسرم هم مشوقم شد رفتیم وبا پرداخت مبلغ 5 هزار تومن 20 سال پیش که برای ما خیلی بود ولی منطقی بود ثبت نام کردیم. یه ساعت هم آموزش دیدیم ویه مقدار هم وسیله تحویل گرفتیم که بریم برگ درخت چاپ شده رو برش بدیم و با رنگ وقلم بکشیم بیاریم وپول خوبی به جیب بزنیم. از اونجایی که افراد با ذهن فقیر خیلی زیادن. اتفاقا شلوغ هم بود. این پروژه ی ثبت نام یه هفته ای طول کشید وپول ها جمع شد وجمع شد ویه روزی رفتیم ودیدیم که جا تره وبچه نیست.
شرکت جمع شده بودیم وهمه ی آدم های با ذهن فقیر درشرکت جمع شده بودند و او وبیداد که پولمون چی شد. کارمون چی شد. تازه شاغل شده بودیم.
دم قانون گرم. دستش طلا. حقم بود چون ذهنم فقیر بود وبه این فکر نکرد که آدم عاقل اگر این کار پول ساز بود وسود آور چرا باید بدهندش دست ما.
خلاصه این درس شد برام که دیگه همچین رکبی نخورم.
اما اینجا برای اعتماد به غریبه ها بود. ولی هنوز ترمز ها وباور های ذهن فقیر با من وهمسرم بود. چند وقت بعد سید ها اومدن وما شکر خدا گول نخوردیم وبعد از اون گلد کوئیست اومد وشرکت های هرمی.
یکی از آشناهای درجه یک همسرم دم دمای عید که تازه 200 هزار تومن عیدی گرفته بودیم میخواستیم بریم سفر وکلی عشق وحال اومد گرفت رو مخ ما که بیاید شرکت کنید تو این شرکت های هرمی کاری نداره وکلی سود داره وال وبل. ما هم با همون ذهن فقیر یه حساب وکتاب سر انگشتی کردیم که این فامیله گولمون نمیزنه واین فرق میکنه وحالا پول رو میدیم بعد سود میکنیم وبا پول بیشتری میریم سفر پول رو دادیم وسفر که نتونستیم بریم
. که هیچ رابطه ی فامیلی هم که خراب شد وقطع رابطه همسرم با فامیلش تا همین سال. پول هم رفت که رفت.
ولی باز هم خوب شد. خدا را هزاران بار شکر اون شد اولین وآخرین طمع ما در زندگی. دیگه هیچ وقت هیچ کس نتونست با هیچ ترفندی گولمون بزنه. عاقل به یک اشارت.
خدا را هزاران بار شکر بابت این مسیر زیبای مهاجرت.
خیلی دوست داشتم وقت بیشتری داشته بام برای کار کردن روی فایلهای مهاجرت ولی پشت سر هم بودن فایلها این اجازه رو نمیداد. خواسته م این بود که فایلها پشت سر هم نیاد. وقتی رفتم توی سایت دیدم نوشته تا چند روز آینده فایل بعدی نمیاد برای تمرکز بیشتر.. خیلی خوشحال شدم که خدا وند مهربان این قدر زود درخواست ها رو اجابت می کنه. مریم جان دستت طلا.
در پناه
خدا باشید.
سلام از روز چهارم مهاجرت به مدار بالاتر
استاد خوبم و مریم بانوی زیبا سلام
خدا شاهده از دیروز تا الان یه درخواستی از خدا داشتم که دقیقا بهش گفتم خدایا من شجاعت میخوام
دلم میخواد وقتی میگم خدای من فلانه توی عمل بتونم نشون بدم
بهش گفتم خدایا من نمیخوام ترسام منو ازت دور کنه
و این هم زمانی های آگاهی های فایل شما و در خواست های من عجیب برام حس خوب و این حس که همه. حواس خدای من پیش منه رو میده
من همینجا اقرار میکنم که سرتا پا ترسم
خدایا من بهت قول میدم دونه به دونشون رو درست میکنم
استاد حرف الان نیستا ازز وقتی یادم میاد ترسام صد برابر ایمانم و ارامشم بوده
استاد همه چیز در این عالم دو وجه داره
به اندازه ای که من روی ایمانم کار کنم ترسام کم میشه
رب العالمین بزرگ ترین ترس همیشگی من طرد شدن ازخدای خودم بوده
یعنی از هفت سالگی و خاطراتی که توی ذهنمه یادمه که صب و شبم نگران این بودم که الان خدا راضیه
الان راضی نیست
الان دید خطا کردم
الان می زنه فرق کمرم
الان یه انتقام سخت میگیره
الان یه عذابی میفرسته
تمامش به باورهای مذهبی من که از خانوادم گرفتم برمیگرده
همیشه ترس از دست دادن ادمای مهم زندگیمهمراهم بوده وقتی میگم همیشه یعنی همییییشههه و فقط از ادمی به ادم دیگه انتقال پیدا کرده
ترس از بی پولی
ترس از هرچی بگید رو بوده و الانم هست
شدیدا از شروع کار جدید می ترسم
وجالبه که همیشه هم وقتی شروع کردم حالا به هر شکلی بوده خیلی همه چیز خوب پیش رفته واوکی بوده
همیشه دست های کمک رسان رب العالیمنهمراهم بوده واقعا
ولی وقتی نگاه میکنم درصد ایمانم به ترسام 10به 90هست
امااشکال نداره مقدمه تغییر پذیرش و درک اینه که ایراد کجاست
امروز لیست ترسامومی نویسم و از کوچیک به بزرگ شروع میکنم بهشون غلبه کردن و باورهای درستشو ساختن به امید الله مهربان
برای داستان ترفندهای پونزی هم باید بگم که
من یک بار در دامش افتادم
و قشنگ بهاشو دادم
ویه عالمه فرکانسم اومد پایین
و مجبور شدم برای برگشتن سر جای قبلم خیلی بها بدم
من توی یکی از این شرکتای بازار یابی رفتم و متاسفانه اصلا تجربه خوبی نبود
اما بعدش دیگه واقعا تو تله نیافتادم به لطف خدا
و الهی شکر چندین بار نه گفتم
چندین بار موقعیت هایی بهم پیشنهاد شد که یهو یادم اومد دارم طمع میکنم یا فکر کردم حالا یه فرصتی ایجاد شده معلوم نیست دیگه پیش بیاد یا نه رو باور نکردم
اگر یه بار فرصتی پیش اومد یعنی هزاربار دیگه بوجود میاد واین طمعمو اروم میکنه
بازم ازتون ممنونم
منتظر نتایج عالی من باشین استاد
به خودم قول دادم جزو اون دسته از دانشجوهای شما باشم که با نتایج بزرگ قبول می کنید باهاشون دیدار داشته باشید️