مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده» - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»
    173MB
    40 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»
    39MB
    40 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

923 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    1234 گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    سلام✋

    جلسه هجدهم مصاحبه با استاد

    نکات زیبای این فایل از دیدگاه من:

    ۱.باورهای محدود همیشه هستند وهیچ وقت از بین نمیرن وهرگز دنبال از بین بردنشون نباشین .راه چاره در تغذیه وتقویت باورهای قدرتمند کننده وعدم توحه وتغذیه باورهای محدود هست.مثال زیبای استاد در مورد ریختن رنگ سفید روی رنگ سیاه.

    ۲.اینکه بطور مداوم ومستمر باید روی باورها کار کنیم, اگر الان نتایجی گرفتیم هرگز اتفاقی نبوده ونیست بلکه نتیجه ورودیهای مثبت شماست.

    اصل استمراره اما این استمرار خدا رو شکر خواستنی ولذتبخشه وهمیشه ازش لذت میبریم.مثال زیبای استاد در مورد گروهی که همیشه در حال سمباده کاری ورنگ زدن کشتیهای بزرگ وعظیم هستن وبه محض اتمام آخریم قسمت میبینن که اولین قسمت دوباره نیاز به کار داره.

    الهی باورهای وجودمون همیشه درخشان وبراق وتازه رنگ باشه.

    ۳.زیاد تعجب نمیکنم وقتی که استاد دیگه کتاب نمیخونه وترجیح میده که فایلهای الهی وخالص خودش رو بارها وبارها گوش بده .چون واقعا این فایلها خالص وتوحیدی وقدرتمند کننده هستن.

    ۴.جالبه استاد جان منم آخرین باری که فیلم راز رو دیدم از القای این باور که مردم کلاه سرشون رفته وثروتمندا راز ورمز ثروت وموفقیت رو برای خودشون احتکار کردن واینطوری بین مردم وثروتمندان فاصله انداخته خیلی یکه خوردم در صورتی که اوایل کلی کیف هم میکردم که دارن پرده از رازی بزرگ برام برمیدارن.ولی الان با تمام وجود باور دارم که هیییچ رازی وجود نداره, قوانین موفقیت بسیار ساده وکاربردی هستن.ایمان ,شادی, شکرگزاری,تمرکز همه اینها رو اتفاقا انقدر شنیدیم که برامون کلیشه ای وعادی شده واصل مفهومش رو یه جورایی برامون از دست داده بود.

    ۵.چقدر هیجان انگیزه که کل فایلهای صوتی رایگان ومحصولات رو زدین توی یک فلش وبصورت رندوم برای خودتون پخش میکنین وگوش میدین. منم وقتی کل فایلهای رایگان رو گوش دادم وکل محصولات رو خریدم این کار رو خواهم کرد.

    ۶.نجواهای شیطان همیشه هست حتی برای پیامبر اما انقدر ضعیفه که شاید پیامبر اصلا نشنوه یا اصلا ارزشی براش قائل نباشه.خدا رو شکر که با کار روی باورها صدای خداوند واضحتر ورساتر ونجوای شیطان ضعیف تر و گنگ تر میشه.چه این نجوا درونی باشه وچه بیرونی.

    ۷.نسبت برابر دو مفهوم اساسی:

    هر چه تغییر بنیادین باورها بیشتر باشه نتایج متفاوت خواهد شد واینها ارتباط مستقیم ومتقابل با هم دارن.

    ۸.چه جالب! دوره روانشناسی ثروت انقدر خالصه که ذهن خیلی ممکنه در برابرش مقاومت کنه!وباید با تکرار وتکرار وتکرار اون رو نهادینه کنیم.

    ۹.خدایا استاد میگه من فقط به ۵درصد از آموزه های دوره روانشناسی ثروت یک تونستم عمل بکنم ودرونی ونهادینه کنم.😮یعنی اگر بشه ۱۰۰ درصد بهش عمل کنیم چی میشه?!الهی شکرت که مسیر رشد وسعادت بی پایان وبی نهایت هست….

    ۱۰.تنها مرغ همسایه غازه😅فکر میکردم فقط ایرانیها فکر میکنن کشور خودشون افتضاحه وکشورهای دیگه عالین ولی ظاهرا کشورهای دیگه هم همچین بزم وبرنامه ای دارن, در این صورت باید خدا رو شکر کنیم که تو خارج هستیم وتوبرزیل نیستیم😆

    ۱۱.اصول قرآن: مهمترین اصول قرآن بیشترین تکرار رو در سوره ها دارن.

    تکرار وتکرار وتکرار نتنها قانونیه که تو قرآن به خوبی رعایت وگوشزد شده بلکه از اصول مهم واساسی موفقیت هست.

    ۱۲.ایده جالبیه که رو نکات جالب وعمیق یا نواتی که روشون مقاومت داریم ذوم کنیم وبراش فایل صوتی برای خودمون بسازیم وگوش بدیم ودر موردش فکر کنیم ومثال ومصداق میدا کنیم.

    ۱۳.پاشنه آشیل ما دقیقا همون موردی هست که بیشترین مقاومت رو در موردش داریم.جالبه, باورتون میشه?

    ۱۴.چقدر کیف کردم با عبارت بمباران ذهن با ورودیهای مثبت …

    ۱۵.دنیا وکائنات در حرکت وپویا وفعال هست نا هم باید مشمول این اصول الهی وکائناتی باشین وگرنه دنیا ما رو از خودش نمیدونه وغریبه محسوب میکنه ومثل سیستم ایمنی بدن بهمون حمله میکنه ومارو از صحفه روزگار پاک میکنه.

    ۱۶.وای خدایا آرزو دارم روزی خودم به خودم بگم:

    خدایا مگه میشه آدم از هر لحاظ انقدرررررر تغیر کنه?

    ❄🎄❄🎄❄🎄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄❄🎄🎄

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    شیدا و مهرک گفته:
    مدت عضویت: 2023 روز

    سلااااام استاد عزیییزم

    این فایییییل عجحجحججب فایلی بود

    من قبلا هم این فایل رو گوش داده بودم اما به خاطر پایین بودن مدارم هیچ چیز نفهمیده بودم

    لحظه ای که این فایل از تو لپ تاپم پلی شد داشتم ورزش میکردم

    عادت دارم در حین انجام هر کاری فایل گوش میدم حتی قبل خواب هندزفری میزارم با فایل میخوابم

    این فایل رو وقتی شنیدم تا فردا شبش پشت سر هم گوش دادم

    و هر دفعه انگار واسم جذاب تر و تازه تر بود

    واسه اولین بار یک فایل رو اینقدر پشت هم گوش دارم

    واااای من

    چقدر قشنگ توضیح دادید بحث ورودی رو احساس کردم تازه کامل شد مبحث ورودی برام و از همون لحظه شروع کردم روی ورودی هام کار کردن نتایج عجیب و باور نکردنی دارم میبینم

    چقدر قشنگ مراحل تکاملی تغییر باور تو ذهن رو توضیح دادید

    چقدر منطقی تر شو برام و راحت تر شدم با این قضیه و دیگه سخت نمیگرم و نا امید نمیشم از اینکه پس این باور کی میخواد تغییر کنه

    و چه زیبا مفهوم تکرار تکرار تکرار رو فهموندم به این ذهن که دنبال فراره

    استاد عزیزم من حالا حالا ها باید این فایل رو گوش بدم ساعت ها باید فکر کنم صفحه ها باید بنویسم تا بتونم بگم این فایل رو 1 درصد درک کردم

    ازتون بسیییییییار سپاس گذارم

    قربونتون برم که کلام الله رو فقط از زبان شما شنیدم

    و خدای واقعی رو شناختم

    دوستتون دارم به الله قدرتمند میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    اکرم ملایی گفته:
    مدت عضویت: 1578 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همه اعضای خانواده استاد عباس منش روز93 از روز شمار تحول زندگی من

    و فصل چهارم رو به امید خدا آغاز میکنم

    خداروشکر که این چند وقت و بصورت خیلی معجزه وار با این سفرنامه آشنا شدم و شروع کردم

    هر چند روزهای اول زیاد دوست نداشتم کامنت بنویسم اما چون

    به خودم تعهد دادم شروع کردم به کامتت نوشتن هر چند روزهای اول قبل از اینکه کامنت بنویسم با خودم میگفتم خوب چی بنویسم

    ولی از زمانی که قلم به دست میشدم و میگفتم خدایا خودت بر قلمم برقلبم جاری شو و بگو تا من بنویسم خیلی معجزه وار این اتفاق می افتاد و وقتی شروع میکردم همین جور کلام جاری میشد و او میگفت و من می نوشتم

    واونجا بود که ایمانم قویتر شد

    چون خیلی وقتها دوستان میگفتند ولی من زیاد باور نکرده بودم تا اینکه خودم انجام دادم و دیدم که من هم وصل میشوم و بر قلبم جاری میشود وکلی لذت میبردم

    طی این 3فصل من این تغییر رو در خودم ایجاد کردم و باورم قویتر شد و حالا هر وقت که میخواهم بنویسم اول به خودش میگم خدایا تو بگو تا من بنویسم و طی این روزها

    من با خودم گفتم همون جور که برای نوشتن بر قلبم جاری میشه پس بر زبانم هم جاری میشه و امتحان کردم

    واسه کانال خودم و شروع کردم یک ویس گرفتم و بدون اینکه مطلبی رو اماده کنم فقط از قبلش مشخص کردم که باید مثلا در مورد کنترل ذهن یا قدرت ذهن ویس بگیرم همین

    و شروع کردم به ضبط کردن باور کنید

    اصلا اینقدر قشنگ بر قلبم و بر زبانم جاری شد و

    مطالبی رو میگفتم که همه دلی بود

    و خیلی قشنگ و کلی مفید و تو کانالم که گداشتم کلی بازدید خورد و مخاطبینم با من ارتباط برقرار کردند

    من تو این 3 ماه هرروز روی خودم کار کردم و شاید چند روزی رو کامنت نگذاشته باشم ولی

    هرروز رو فایل ها رو گوش کردم و اگه تمرین داشته انجام دادم و سعی کردم و میکنم که عملگرا باشم

    چون ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    هرروز در روز شماره زندگی واقعا در من تحول ایجاد کرد و کلی تغییرات در رفتار و نگرشم ایجاد شده

    و سعی کردم که پایبند قوانین باشم

    و من دوره 12 قدم رو دوباره شروع کردم به گوش دادن و هرروز که از خواب بیدار میشوم و با ستاره قطبی شروع میکنم و شکر گزاری و بعد روز شماره

    تحول زندگی

    من هرروز دارم روی خودم کار میکنم

    و امسال هم که فقط هدفم رو گداشتم که فقط وفقط روی شخصیتم و احساس لیاقتم کار کنم

    نسبت به قبلا بسیار آرامش دارم و دیگه زیاد احساس نگرانی ندارم

    یک نمونه اش اینکه این روزها که سال خونمون سر رسیده

    خیلی ارامتر هستم چون سالهای قبل بسیار نگران بودم و همش دلشوره داشتم که باید چکار کنیم

    و غر میزدم باز چه شکلی و چه خونه ای پیدا کنیم و اسباب کشی کنیم و ناراحت بودم

    اما الان دیگه اون ادم قبل نیستم و خیلی ارام هستم و میدونم که خیلی راحت یک خونه خوبی و عالی با شرایط عالی رو قرارداد میبندیم

    چون که میدونم در مسیر درست قرار دارم و نسبت به سالهای قبل باورهایم کلی تغییر کرده

    و میدونم قانون پاسخ میدهد و خداوند خلف وعده نمیکند

    چون تو همین خونه ای که هستم در تمام لحطات از جای جای خونه تا تونستم با حس خوب زیبایی هایش رو دیدم وشکر گزاری کردم و باورهای درست و مناسب ساختم و همیشه بابت داشتن صاحب خونه خوبمون از خدواند تشکر کردم و بابت همسایه های خوبمون و اینکه یک محله بسیار خوب و قشنگ و آرامی که هست هم سپاسگزاری میکنم و احساسم خوب بوده وهست

    و وقتی احساست خوب باشه اتفاق های خوب هم رقم میخوره

    اصلا من شکر گزاری میکردم و حالم خوب بود نه به این خاطر که اتفاق های خوب بیفته

    نه به خاطر اینکه با شکر گزاری کلی لذت می برم

    و قلبم بازتر میشه و احساسم قشنگتر میشه و زندگیم رنگ بهشت میگیره

    ولی ایمان هم دارم که احساس خوب =اتفاق ی خوب روهم رقم میزنه

    من یاد گرفتم که هرروز روی خودم کار کنم و قوانین رو برای خودم بازگو کنم و یاد اوری کنم

    چگونه با گوش دادن به فایل های استاد با امدن به توی این سایت الهی واینکه یک ویس هم از باورهای توحیدی و مالی با صدای خودم ضبط

    کردم و اون روهم گوش میکنم

    با دیدن فایل های زندگی در بهشت با دیدن سفر به دور آمریکا

    دیگه این سایت و این فایل ها شده جزی از زندگی من و شده روتین برای من

    و کاری دیگه هم که انجام میدهم

    تمام فایل ها رو نکته برداری میکنم هر فایلی که گوش میکنم باز نکته برداری هم میکنم

    باید هرروز تکرار کنیم

    تکرار کلمه جادویی است

    برای اینکه اگر میخواهیم باورهایمان تغییر کن باید تکرار کنیم و وقتی باورها تغییر کن زندگی مون هم تغییر میکنه و خواسته هایمان شکل میگیره پس

    باید تکرار کنیم و استمرا استمرار استمرار داشته باشیم و ورودی های مناسب داشته باشیم

    در قران هم خدواند اصل رو بارها و بارها تکرار کرده است زندگی حضرت موسی

    رو بارها تکرار کرده است و هربار اصل رو یاد اوری می کند

    ردپای من در روز 93

    به امید اینکه روز اخر این فصل4 بیاییم و کلی از نتیجه هایمان رو بازگو کنیم

    و ممنون از استاد عزیز و مریم خانم نازنین که این سفرنامه رو تدوین کردند

    و دلمون هم برای این دوفرشته نازنین تنگ شده است امیدوارم به همین زودی فایل جدید روی سایت بیایید

    و دلم مخاد فردا از خواب که بیدار میشم فایل جدید استاد رو ببینم

    و این هم یک مورد از ستاره قطبی واسه فردای من

    استاد و مریم خانم هر کجا هستید انشالله همیشه سالم و تندرست باشید و در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1630 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام و وقت بخیر و شادی

    نحوه استفاده از دروه ها:

    استاد عباسمنش بخوبی توضیح دادن که اکثر دوره های ایشان که روی سایت قرار دارن ، تکرار مکررات هست یعنی شیوه استاد به این شکل هست که اصل را از زوایای مختلف توضیح میدن ، بنابراین جای تعجب نداره اگه مطالب دوره و فایلهای دانلودی یکسان هستن مثل قرآن کریم که یک اصل را تکرار کرده و از مثال‌ های گوناگون مثل داستان حضرت موسی استفاده کرده تا یادگیری برای ما امکان پذیر باشه .

    نکته دیگه اینکه هربار که یک فایل را نگاه می کنیم آگاهی ما از آن متفاوت از گذشته هست چون ظرفیت درک ما تغییر کرده و هربار شنیدن فایل نکته ای جدید پی می بریم که بصورت تکاملی به رشد و پیشرفت می رسیم .

    اشاره به فیلم راز شد که با گذشت سالها از اکران فیلم باورهای محدود کننده درآن دیده میشه که فقط یم عده خاص می تونند از راز استفاده کننده و ثروتمند بشن در حالی هدایت الله شامل همه مردم هست و این همیشگی هست.

    تغییر باور یک‌بار اتفاق نمی افتد بلکه مدام باید به ذهن خود ورودهای مناسب بدیم و استمرار داشته باشیم وهرگز وقفه ایجاد نکنیم و با دیدن نتایج اولیه باز روی باور سازی کار نکنیم و از الهامات الله استفاده کنیم .

    باورهای قدیمی هرگز پاک نمیشه ودر ذهن ما هستن فقط می تونیم باورهای جدید بسازیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2016 روز

    سلام استاد عزیزم.

    خداروشکر که هدایت شدم به این فایل بی‌نظیر.

    چقدر جالب چقدر جالب. واقعا. واقعا بینظیر.

    خداروشکر بینهایت خداروشکر.

    استاد من همیشه تو فایل ها شنیده بودم شما در مورد اینکه همیشه دارید در مورد قوانین با خودتون صحبت می‌کنید، ولی این فایل از اون فایل هایی است که قشنگ اهمیت تکرار و تکامل پس از تکرار را برام روشن کرد.

    توی یادگیری ما یه منحنی داریم به اسم منحنی یادگیری.

    این منحنی به این صورت هست‌که شما در ساعات اولیه خیلی بیشتر اون مطلب جدیدی که فراگرفته‌ای را بیاد می‌آوری.

    بهترین زمان و بهترین میزان یادگیری 20 دقیقه است.

    البته که هرچقدر ما همواره مثل شما بتونیم بیشتر کار کنیم، بیشتر و بهتر بیاد‌می آوریم و وقتی خیلی تکرار کنیم تبدیل میشه به یک باور.

    و وقتی ما باور داشته باشیم، با توجه به جریان خیر حاکم برجهان هستی هدایت می‌شیم به شرایط متناسب با اون باور.

    در نتیجه به نسبت باورهای مناسب‌مون حرکت میکنیم.

    این جوری نتایح بدست می‌آید و این یک قانون هست.

    بنابراین بسیار موضوع مهمی است تکرار و تکرار و تکرار.

    چون در نتیجه این تکرار ها نتایج رخ میدهد.

    استاد من یه مدت داشتم به این موضوعی که شما توی همه ی فایلها بیان میکنید فکر میکردم.

    این جمله هست که ان شاءالله اگر زنده باشم!!!

    خیلی درک عمیقی پشت این جمله کوتاهِ.

    از نظر من یک نفر باید خیلی آزاد و رها باشه از این جهان، آزاد و رها باشه از این زندگی و رها باشه و کارها را به خدا سپرده باشه که بتونه اینچنین رها باشی و ولی و سرپرستی به غیر رب العالمین انتخاب نکرده باشی.

    خیلی عالیِ استاد.

    در مورد کامنت‌های سایت و بخش عقل کل واقعا حرفی نمیشه زد در موردش.

    کامنت هایی من خوندم که یک سوال، یا یک پاسخ و یا یک کامنت چنان نکاتی در بر داشته که من انگشت به دهان ماندم.

    خداروشکر.

    عاشقتونم استاد و بینهایت ازتون سپاسگزارم بخاطر تمام امکانات و دوره های سایت تون

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2927 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    خدایا هر آنچه ک دارم همه از آن توست

    درود بر استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گل

    بهترین روش ونحوه استفاده از این محصولات چیست ؟

    قانون کلی جهان اینه که:

    ما اتفاقات رو با افکارمون ایجاد میکنیم

    افکارمون چی هستن؟

    چیزهایی که بهشون توجه میکنیم ورودیهای ذهنمون هستن

    وقتی ورودیهای در مورد یک موضوع خاص تکرار میشن به مقدار کافی، باور در مورد اون موضوع شکل میگیره و اون باور اتفاقات زندگی ما رو در مورد اون موضوع مثلا ثروت رقم میزنه

    باید ما همیشه خوراک خوب به ذهنمون بدیم چون ذهن همیشه خوراک میخواد اگه خوراک خوب بهش ندیم مجبوره بره از خوراک‌یهای که قبلا گذشتگان ما تو ذهن ما جا دادن رو بره تغذیه کنه و بعد خروجیش افتضاح هست پس وقتی استمرار داشته باشیم در این مسیر با گوش دادن این فایل های گرانبها و کامنت هایی که دوستان عزیزم ک هر کدومشون رو مطالعه میکنم به غیر از اینکه احساس خوبم رو چندین برابر میکنه پر از نکته و باورهای خوب هستن اگه فقط من در این مسیر ثابت قدم بمونم و بیشتر وقت و زمانم رو بزارم در این سایت بخدا جواب میده چون همین ورودی‌ها جلوش گرفته بشه من به همه چی میرسم

    الان سر کار بودم و اون تمرکز لازم رو نداشتم اومدم منزل و چند بار فایل رو گوش دادم که وقتی فایل رو داشتم گوش میدادم ی تماس تلفنی بمن شد و ی قرار جلسه واسم اوکی شد و دیدم چقدر قانون درسته و جواب میده وقتی میای وقت میزاری روی خودت خداوند بی پاسخ نمیزاره و پاداش میده چون قانون اینه که برای خودم و زمانم ارزش قائل هستم همچی من شده این سایت الهی و دارم عادت میکنم ک فقط اینجا زمانم رو سپری کنم چون پر میشه از اتفاقات خوب واسم پر از احساس خوب،

    خدایا شکرت بابت اینکه بهم گفتی ک بیام منزل و تمرکز بزارم روی این آگاهی‌ها که هیچ مهمتر از این آگاهی‌ها نیست

    در پناه خداوند یکتا باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    زهرا بهنام گفته:
    مدت عضویت: 1546 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    خدا رو شکر میکنم که بهم اجازه نوشتن داد

    وقتی تازه با شما آشنا شده بودم

    این حرفتون رو که میشندیدم که میگفتن افراد از فایلهاو محصولات استفاده میکنن بعد که نتیجه میگیرن 

    میرن دنبال روز مرگیشون

    تعجب میکردم،ینی چی که دیگه پیگیری نمیکنن!

    مگه میشه اون همه نتیجه دید بعد بیخیال این مسیر شد؟

    وقتی خودم چند وقت از این مسیر دور شدم

    خودم به خودم جواب دادم بله که میشه

    و چقدر دردناک و سخته دوباره شروع کردن

    تا چند ماه پیش فقط میشنیدم فایلها رو

    اما الان با تمام وجودم درک میکنم حرفاتونو

    الان تا نجواها سرو کله شون پیدا میشه

    متوجه میشم که دارم کم کاری میکنم

    خدا رو شکر میکنم بخاطر وجود شما و خانم شایسته ،وجود این سایت الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 1969 روز

    سلام دوستای خوبم

    سلام استاد عزیزم

    امروز خیلی حس و حال خوبی دارم من هر پروژه ای که مریم جان اینجا میزاره رو در قالب یه پلی لیست تو گوشیم درست میکنم و تمام فایلها که میاد رو مدام دارم ذخیره میکنم و گوش میدم. بچه ها الان دارم همینطور که تایپ میکنم آهنگهای یانی رو گوش میدم در این لحظه انقدر احساس جریان میکنم که خدا میدونه احساس روانی احساس خوب هماهنگی من عاشق خداوندم عاشق مخلوقاتش هستم دوستای خوبم همونطور که استاد گفتن تمرکز بر اصل مهمترین چیز هست اینکه ورودی هامون رو کنترل کنیم من تمام موزیکهای داخل موبایلم رو حذف کردم و هر زمان بخوام چیزی گوش بدم و کار روتینی رو انجام بدم همین ویس های استاد رو گوش میدم الان 6 ماهه نرم افزار اینستا گرامم رو حذف کردم چون نمیتونستم ازش استفاده مفیدی کنم و حتی با وجود اینکه آلارم گذاشته بودم تا استفادم رو مجدود کنم کنترلی روی خودم نداشتم و وقتم رو خیلی میگرفت باورتون نمیشه چقدر زمانم بیشتر شده قبلا حس میکردم اصلا زمانی ندارم و همش وقت برای انجام کارهام کم میاوردم الان خیلی حسم بهتره این پیامم هم یه رد پاست از آگاهی هایی که یاد گرفتم اینکه مدام باید روی خودم کار کنم ورودی های ذهنم رو کنترل کنم خوراک درست بدم به ذهنم وقتی انکارو میکنیم باورهای غلط یکی یکی خودشون بالا میان و فقط کافیه با ایجاد باورهای صحیح حذفشون کنیم. من تو ارتباط برقرار کردن با دیگران خیلی مشکل داشتم همیشه ذهنم اینجوری بود که باید همه چی رو کنترل میکردم یعنی از قبل پیش بینی میکردم از وقتی با راهکارهای استاد اینکه به چگونگی فکر نکنم فرمون زندگیم رو دادم دست خداوند و سعی کردم در لحظه باشم و از لحظه لذت ببرم از زمانی که ورودی های ذهنم رو دارم کنترل میکنمه که واقعا همه چی در کنترل من قرار گرفته داستان اینه که با فکر کردن به یه موضوع و مدام دغدغشو داشتن ما نمیتونیم کنترل زندگیمونو دستمون بگیریم رازش اینه که خواسته رو بخوایم و بعد بازریمش کنار در لحظه باشیم و در حس خوب و به خدا بسپاریم اینگونه میشود آنچه که ما میخواهیم همان همان میشود.

    دیروز یه اتفاقی افتاد که دوست دارم با شما به اشتراک بزارم و از این روانی بگم، از اینکه چقدر قشنگ من دارم همه چیو پیش بینی میکنم چند وقتی بود سر کار از یکی از همکارام خوشم میومد اما برای برقرار کردن ارتباط باهاش همیشه کلی فکر میکردم با خودم میگفتم خب برم به بهانه فلان کار فلان چیز بگم دوباره با خودم میگفتم نه اینجوری خوب نیست دوست ندارم متوجه بشه که من با یه منظور خاصی دارم برای ارتباط باهاش تلاش میکنم خلاصه اصلا نمیتونستم اونجوری که تو بخشهای دیگه زندگیم سعی میکردم همه چیز رو از قبل پیش بینی کنم برنامه بچینم تو پرانتز بگم من آدمی بودم ،البته الانم هنوز هستم،که برا رفتن به یه ماموریت ساده کلی فکر میکردم خب محل اسکانمون کجاست چی بردارم که راحت باشم هوا سرده یا گرنه لباس به اندازه کافی بردارم هدفون بردارم تو مسیر ویس گوش بدم یه دست لباس دیگه بردارم که اگه اونجا گرمم شد لباسمو عوض کنم خلاصه همه جوانبو بررسی میکنم که هیچ کمبودی یه موقعی حس نکنم با خودم نگم ای بابا کاش اینو میاوردم یا کاش قبلا فکرشو کرده بودم، اما این کنترل و پیش بینی ها رو ارتباطات با آدمها هیچوقت برام جواب نمیداد و تهش به ارتباط برقرار نکردن ختم میشد. تا اینکه از مرداد امسال شروع کردم به دادن ورودی های خوب به ذهنم کل فایلهای دانلودی استاد رو دانلود کردم و شروع کردم به گوش دادن از فایلهای توحیدی که پایه و اساس هستن تا فایلهای دیگه استاد که مثل پتکی کلی از باورهای غلط منو نابود کرد و از اونجا بود که اتفاقات خوب یکی یکی در زندگیم خودشو نشون داد از عوض کردن ماشینم و جور شدن پولش تا موفقیتها در محیط کارم که همش فکر میکردم کارم دیده نمیشه چنان تو چشم مدیرمون رفتم که رو سرم قسم میخوره و اتفاقات خوب زندگی من حالا در بخش روابط باید رقم بخوره برای این انقدر محکم میگم چون میدونم که من خالق زندگیم هستم و وقتی خواسته برام تداعی میشه به مسیر هدایت میشوم بدون اینکه خودم بخوام مدیرم منو کارشناس یه جشنواره در محیط کارم کرد که همکارم هم به عنوان یکی از داوران انتخاب شده بود و من ناگزیر به برقراری ارتباط با ایشون شدم ارتباطات خیلی کوچیکی حتی یه ذرشم قبلا نبود و من اینو نشونه ای از خداوند دونستم در پاسخ به خواسته خودم در اصل من کاری با داوران نداشتم و فقط قرار بود تو سامانه اسامیشون رو تعریف کنم و در نهایت امتیازاتشون رو جمع بندی کنم ولی از قضا برای تعریف همکارم در سامانه مشکلی بوجود اومد و من مدام مجبور به ارتباط گرفتن با پشتیبانی شدم و همین باعث شد بیشتر از داورای دیگه با این همکارم در ارتباط باشم. خیلی جالبه با وجودی اینکه قبلا مدام به دیدنش سرکار فکر میکردم خیلی کم پیش میومد باهاش رودر و بشم اما الان… دیروز عصر آخر تایم کاری تو پارکینگ با یکی دیگه از همکارم صحبت میکردم و ماشین همکارم نزدیک ماشین من پارک بود با خودم گفتم میدونم که چند دقیقه دیگه میاد تو پارکینگ و من حتی با خودم گفته بودم چی قراره بهش بگم البته نه با جزئیات فقط اینکه بهش میگم کاربریش درست شد یا نه این فکر فقط یه لحظه از ذهنم گذشت و بعدش من به صحبت با هنکارم ادامه دادم غرق در صحبتها و در لحظه شدم کلی خندیدیم و درست زمانی که میخواستیم بریم همکارم وارد پارکینگ شد و من دقیقا همون سوال رو پرسیدم و با هم یه مکالمه داشتیم خیلی برام جالب بود همون فکری کردم همون سوالی که گفتم ازش میپرسم و این روانی رو الان که دارم بهش فکر میکنم احساس میکنم. میدونین این روانی از کجا شروع شد از جایی که کلی باورهای غلط درباره ارتباط با دیگران رو تو خودم از بین بردم و به یه حس عدم نیاز به ارتباط با دیگران حس دوست داشتن خود حس لیاقت و کافی بودن رسیدم میخوام بگم که فقط ورودی های خوب داشتن کافی نیست اما اولین قدمه چون گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش و باید با دادن ورودی ها خوب قلبمون رو آماده دریافت الهامات کنیم وقتی قلبمون آماده شد باورای غلطی که داریم بهمون گفته میشه تا اصلاحشون کنیم خدایا شکرت که منو هدایت میکنی خدایا شکرت که صداتو میشنوم شکر که هدایتم کردی تا دورمو خلوت کنم تا آماده شنیدن الهاماتت بشم.

    از استاد خوبم و مریم بانو عزیز ممنونم بابت دوره جذاب کشف قوانین زندگی من نقریبا هر دو سه ماه مجدد فایلهای دوره رو گوش میدم تا بتونم به درکها بیشتری از دوره دست پیدا کنم و واقعا هر وقت که گوشش میدم درهای جدیدی برام باز میشه

    سپاس از دوستای خوبم که اینجا حضور دارید فقط دوست دارم درس خیلی بزرگی که منو از اون رکودی که تو هر برحه ای از زندگی دچارش میشم درمیاره بهتون بگم اون هم جادوی قدمهای کوچکه و این نتایج من حاصل روزها و ماهها و سالها کار کردن روی خودمه حاصل ادامه دادن حفظ حال خوب و تمرکز بر زیبایی ها ازتون میخوام ادامه بدید و دست آوردهای کوچکتون رو ببینین بنویسید.من هم میخوام اینجا بیشتر و بیشتر از دستاوردهای کوچکم بنویسم امیدوارم دست آورد کوچک من در زمینه روابط حس و حال خوبی به شما داده باشه

    دوستون دارم.

    خداوندا هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      تقی گفته:
      مدت عضویت: 1302 روز

      سلام دوست عزیزم

      امیدوارم حال دلتون همیشه عالی باشه

      خیلی خوشحالم بابت نتایج خوبی که گرفتید و خیلی لذت بردم از کامنت زیباتون که چقدر قشنگ و عالی قانون رو درک کردید و تو مدار بالا قرار گرفتید

      سپاسگزارم بابت اینکه از نتایجتون گفتید و باعث شدید باورهامون تقویت بشه

      ازتون یه درخواست دارم اینه که از روش کار کردن رو باورهاتون و کنترل ورودی ذهنتون که باعث شده نتایج خوب بگیرید برامون بگید

      چه کارایی تو چه بازه زمانی انجام دادین که این هم نتایج خوب داشتید.

      پیشاپیش ممنونم ازتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        پرستو گفته:
        مدت عضویت: 1969 روز

        سلام دوست عزیز

        سلام دوباره به دوستان خوبم بازهم خداوند رو شاکرم که بمن فرصت داد تا یک روز دیگه رو ببینم و بعوان کسی که خالق زندگی خودشه زندگیمو بسازم. دوستای خوبم امروز که دارم این مطالب رو مینوسم به چند اگاهی جدید رسیدم که دوست دارم اینجا ثبتش کنم و با شمام درمیون بزارمش. دو روز پیش من اینجا پیامی نوشتم همین پیامی که شما بهش پاسخ دادید درباره روابطم صحبت کردم وقتی داشتم پیامم رو تایپ میکردم حالم خیلی خوب بود موزیک یانی که الانم داره پلی میشه و تصویرهایی که وقتی از روابطم و تغییراتی که درش شکل گرفت با شما حرف میزدم تو ذهنم میومد اون حس روانی زندگی و آسانی حس اینکه هر آنچه بخوام به راحتی به آسانی وارد زندگیم میشود رو تجربه میکردم.یه حسی بهم گفت بگو میخوای همسرت چجوری باشه اون موقع بود که تصویرهایی به ذهنم اومد و شروع کردم به تصویر سازی دقیقا نمیدونم چند دقیقه گذشت آخه وسط مطالعه دروسم بودم ولی بعد اینکه تصویرسازیم تموم شد خیلی خوشحال شدم یاد یه صحبت از استاد افتادم که میگفتن که ساعتها تصویر سازی میکردن و بعدش با خودشون میگفتن وای چه فرکانسهایی فرستادم خلاصه فردای اون روز که سر کار رفتم (یعنی دیروز) مشغول کارهای روزانه خودم بودم یهو چشمم افتاد به تقویم رومیزیم آخه تقویمم به تقویم فانتزیه که هر روز باید خودم تاریخشو عوض کنم و من از 17 دی تاریخشو عوض نکرده بودم یه حسی گفت اینو عوض نکردی که… یجوری حس اینکه از زمان عقبم بهم دست داد و بعدشم باز فراموشم شد عوضش کنم. برای کاری مراجعه کردم به یکی از همکارانم وقتی کارم تموم شد ایشون گفت دیشب یه نفر بهش زنگ زده بوده و درباره من تحقیق میکرده من اصلا هیچی ازش نپرسیدم فقط وقتی داشتم میومدم بهش گفتم از خوبیام بگو به آدما:) بعدش رفتم اتاق همون همکار مورد نظرم تا درباره داوری ها و یه سری مشکلاتی که برای کاربریش بوجود اومده بود و از دست من خارج بود باهاش حرف بزنم وقتی وارد شدم دیدم مدیرمم اونجاست و موضوع رو مطرح کردم و گفتم احتمالا باید پرونده هارو دوباره داوری کنین. همکارم خیلی ناراحت شد و بلافاصله گفت نهههه من اینکارو نمیکنم این موضوع خیلی از من وقت گرفته البته بعدش که یکمی آروم شد با آرامش بیشتری صحبت کرد و گفت که دیدید من چقدر وقت گذاشتم و خودتون دیدید تا دیروقت محل کار بودم و داشتم داوری هارو انجام میدادم متاسفانه نمیتونم این وقت رو مجدد بزارم خلاصه اینکه قرار شد من مجدد موضوع رو پیگیری کنم. برگشتم اتاقم ولی اصلا حس و حال ناخوبی داشتم احتمالا انرژی منفی بود که گرفته بودم تو اتاقم مشغول ادامه کارم بودم که دیدم یه آقای متشخص و تقریبا بلند قدی وارد اتاقم شد و سوالی پرسید منم که دیدم موضوع مربوط به همکارم تو یه بخش دیگه میشه بهشون گفتم مراجعه کنید اتاق بغل، به سمت در رفت تا از اتاق خارج شه بهو برگشت و گفت من برای این سوال نیومده بودم اومده بودم شمارو ببینم منم شوک شدم راستش اولش که خواست وارد اتاق بشه چون اون یکی همکارم درباره یه نفری که دنبال اطلاعاتی از من بوده صحبت کرد شک بردم احتمالا این همون شخص هست و بو بردم احتمالا برای چه کاری اومده. شروع کرد به صحبت کردن خودشو معرفی کرد و گفت یکی از آشنایانش منو بهش معرفی کرده گفت من فلانی هستم متولد…. بعد به تقویم رو میزیم نگاه کرد و گفت من 17 دی بدنیا اومدم و تقویم شما تاریخ تولد منو نشون میده وااااای یهو کردک و پرام ریخت خلاصه تند تند داشت از خودش اطلاعات میداد که من گفتم فکر نمیکنم اینجای جای مناسبی برای صحبت کردن باشه. گفت درسته ببخشید میتونم شمارتون رو داشته باشم که کمی با هم آشنا بشیم و وقتی با هم به نتیجه ای رسیدیم خانواده هارو در جریان بزاریم منم که اون تقویم رو یه نشانه میدیدم گفتم بله و شمارمو در اختیارش گذاشتم تو راه خونه به همکارم زنگ زدم و گفتم اون موردی که ازش صحبت کردی اومده بود محل کارمون یهو همکارم تعجب کرد و گفت نهههه اون موردی که من دربارش حرف زدم اصلا تورو ندیده… دوباره کرک و پرام ریخت اینکه چند تا مورد تو یه روز.. اولش یکم به چشمم طبیعی اومد آخه من تقریبا یک ماه و نیمه که با فهمیدن یک سری باورهای غلطم درباره ازدواج تصمیم گرفتم که در قلبمو به روی انسانها باز کنم. چرا گفتم در قلبمو باز کنم به خاطر باوری بود که سالها قبل دقیقا با جملاتی برخلاف این در ناخودآگاهم درست کرده بودم تو روران نوجونی از کسی خوشم میومد ولی به خاطر همین مشکلات در ارتباطات باورهای غلطی که نباید به جنس مخالفت نگاه کنی حرف نزن و هزار تا باور دیگه هیچوقت ابرازش نکردم تازه دانشجو شده بودم که خبر ازدواجش به گوشم رسید این اتفاق و دیدن حال ناخوب دوستام تو دوران دانشجویی که وارد ارتباطات متعدد میشدن و من حال و روز بدشون رو میدیدم بخاطر دعوا ها بحث ها و … باعث شد با با خودم بگم که در قلبم رو به روی آدمها میبندم و به این راحتی آدمی رو تو زندگیم راه نمیدم و سالها خواستگارهای زیادی برام میومدن باهاشون صحبت میکردم و هیچ حسی بهشون نداشتم یا اگر موردی بود که حس خوبی هم پیدا میشد یهو ناپدید میشدن و دیگه خبری از اونا نمیشد تا اینکه شش سال قبل من با یکی از همکارانم با خواست خودش و برای آشنایی جهت ازدواج شکل گرفته بود من اون زمان درگیر یه افسردگی حاد بودم که به چند دلیل در من شکل گرفته بود ارتباط با اون شخص تو اون روزهای نا خوب من باعث مییشد که من دنیای دیگری رو بجز دنیای افسردگی تجربه کنم اون آدم اولین شخصی بود که من باهاش وارد ارتباط شده بودم و من تا اون موقع ارتباط با یه جنس مخالف رو تجربه نکرده بودم اون آدم بمن نشون داد با تضادهایی که در رابطمون بوجود میومد من یاد بگیرم از زندگی چی میخوام یاد گرفتم به خودشناسی رسیدم این صحبتهای الان منه وگرنه تو اون روزها رفتار بد یا کلام ناخوب اون آدم من رو با اون شرایط افسردگی خیلی اذیت میکرد الان که فکر میکنم همه اون اتفاقا برام لازم بود و باعث شد نسبت به خواسته هام شناخت بیشتری بدست بیام مثلا اون آدم اصلا بمن ابراز احساسات نمیکرد وقتی من با این رفتار مواجه شدم به خودم گفتم خب این یه تضاده بگو تو چی میخوای و هرچی از ارتباط کلامی با همسر آیندم میخواستم رو مینوشتم اون آدم بد بینی بود و من در ارتباط با او متوجه شدم که من میخوام همسرم چطور باشه خلاصه اون آدم در مسیر زندگی من اومد تا منو به شناخت برسونه که من حس و حال متفاوتی رو تجربه کنم ولی کم کم که این ارتباط ادامه پیدا کرد دیدم اون شخص فردی بود که با فرکانسهای اون موقع من همخوانی داشت در عین حال برای رشد من و آشنایی من با خودم سر راهم قرار گرفت. من الان 7 ساله دارم روی خودم کار میکنم روی روابطم اوی این سالها خیلی الگوهای تکرار شونده در ارتباطم با دیگران دیدم و سعی کردم باگهایی که در کد نویسی باورهای وجودیم وجود داره رو برطرف کنم و خداروشکر هم خیلی موفق بودم در برخورد با آدمها فهمیدم یه جاهایی از عزت نفسم مشکل داره و روی خودم کار کردم یا ارتباطات اشتباه با یک سری از آدمهای سمی باعث شد که من عزت نفسم رو از دست بدم و این تغییرات در عزت نفسم اتقدر ظریف و آروم شکل گرفت که من یهو به خودم اومد دیدم خودمو قبول ندارم و این موضوع با قرار گرفتن آدمهایی که منو تخریب میکردن بهم نشون داده شد. ولی از مرداد امسال که قلبم رو به روی انسانها باز کردم ( با شناسایی این باور و گفتن جمله معکوسش و پیدا کردن الگوها همونطور که استاد تو فایل مهاجرت به مدار بالاتر گام 9 خیلی زیبا اینو میگن) یکی یکی نتایج خودشو بهم نشون داد تقریبا دو ماه پیش یکی از همکارام از من خواست که با هم آشنا بشیم و من وقتی برخوردهاشو که تا اون موقع به دید یه همکار میدیدم بررسی کردم تضادهایی رو دیدم که باز بهم نشون داد چه کسی رو برای زندگی آیندم میخوام با اینکه اون آدم اصلا در حد من نبود ولی اینو یه نشونه از خداوند دونستم و خواسته هامو بیشتر و بیشتر درک کردم. خلاصه کنم براتون وقتی از سرکار برگشتم خونه یاد این پیامم تو سایت استاد عباسمنش افتادم اینکه چه فرکانسهاایی رو فرستادم و جهان انقدر زود بهم پاسخ داد خیلی برام جالب بود خداوند انقدر زود پاسخ میده.اتفاقا امروز وارد کانال استاد عباسمنش شدم و مطلبی که مریم جان درباره دوره قانون آفرینش گذاشته بودن رو مطالعه کردم من هنوز این دوره رو تهیه نکردم ولی بنظرم خیلی باید جالب باشه چون در فایل سوم دوره اونطور که مریم بانو اشاره کردن درباره نحوه تصویرسازی ذهنی و تجسم خلاق صحبت میشه و یاد اون تصویرسازی خودم افتادم و بعدش اون تصویرسازی رو با نوشتن اون کامنت کنار هم گذاشتم و این شد تصمیم گرفتم امروز هم بیام و یه کامنت بنویسم از اتفاقاتی که برام افتاده و از باورهای جدیدی که در ذهنم شکل گرفته تا هم یه رد پای دیگه از مسیر من در کسب آگاهی باشه و هم شاید ذره ای به دوستان خوبم حس خوب داده باشم.

        خداروشکر میکنم بخاطر این هدایتها و سپاسگزار استاد عزیزم و خانم شایسته هستم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مژگان گفته:
    مدت عضویت: 474 روز

    سلام ودرود خدمت استاد عزیز ومریم جان وهمه دوستان عباس منشی.

    استاد جان این فایل خیییلی به من کمک کرد خدا خیرتون بده دقیقا همون جواب سوالات من بود وهزاران نفر دیگه. من حدود 8_1٠سال پیش با آموزه های شما آشنا شدم ولی چون استمرار(دیوار سیمانی وسیاه ذهنم رو پی در پی رنگ سفید نزدم) نداشتم به نتایج دلخواهم نرسیدم تواین فایل دقیقا وبه وضوح به اشتباه هات خودم پی بردم.انصافا که حرفهاتون رو باید با طلا نوشت.این چندتا مثال که توی این فایل گفتید خیلی من رو تحت تأثیر قرار داد دیوار سیمانی، کشتی بزرگ واین که چطور افراد تحت شرایط خاص(اونایی که دیگه چاره ای ندارن) با دست چپ یا با پا کارهاشون رو عالی انجام میدن؛ اونابا (تکرار) تونستن کاری رو انجام بدن که بقیه افراد نمیتونن، پس ما هم با تکرار وتکرار وتمرین وتمرین میتونیم باورهامون رو تغییر بدیم ودر جهت خواسته هامون حرکت کنیم.این موضوع رو خیلی قشنگ توی جلسه 19ثروت روانشناسی ثروت3 توضیح دادید و دلیل اینکه آدمها تمرین وتکرار انجام میدن (انگیزه و علاقه) هست.

    خداروشکر این امکان رو بهم داد تا بازم این آگاهی ها رو بشنوم ودرک کنم. سپاس فراوان از استاد بزرگوار ومریم عزیز برای پروژه مهاجرت به مدار بالاتر وخانه تکانی ذهنی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3860 روز

    سلام سلام‌…. خدا رو سپاس به خاطر اجرای تعهدم در این پروژه …

    گام نهم:

    اصل موفقیت تغییر باورها است. باورها هم از افکار ما و افکار ما هم از ورودی هامون میاد.

    حالا بیا و حواست را جمع کن که ورودی های خوب داشته باش.‌ داشتن ورودی های مناسب :

    «« حذف اخبار و اکثر سریال ها

    «« مطالعه کامنت ها

    «« سپاسگذاری کردن

    «« فایل گوش کردن، نه یکبار، بلکه چندین بار

    و ….

    البته که وقتی شما در مسیر درست هستین، لاجرم دنیا هم ورودی های نامناسب را از تو دور میکنه…..

    نکته اینکه در باوری که قبولش برات سخته، اون همون پاشنه اشیل مان است که باید بیشتر روش کار کنیم.

    خدا رو شکر استاد من با استفاده از اموزه های شما همیشه تلاش بر کنترل ورودی ذهن داشته ام و در جاهایی مثل اینستا نداشتن، تلویزیون نداشتن، چرخ نزدن در فضای مجازی و …. خیلی مقاومت کم داشتم و تو این همه سال تعهدم هم پایدار بوده و نتایجش را هم دیده ام ….

    اما در زمینه پر حرف بودن که نشان از یک خلا درونم است و در واقع پاشنه اشیلم که این روزها خیلی در تلاشم که به کمک پروردگار این مورد هم در مورد من، تکاملی حل بشه …. اینکه از زدن حرف های بیهوده دوری کنم… اینکه حرف ها میزنم که یه وقت بهم نگن لاله…. این خودش یک پله رشد بسیار مهم هست برام ….

    ممنون استاد جان

    ممنون مریم بانو جان جانان

    در پناه حق

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: