مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده» - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»173MB40 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»39MB40 دقیقه













به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
وقت همگی بخیر وشادی
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـکِنَّ اللّهَ رَمَی وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (17)
شما (با نیروى خود)، آنان (کفّار) را نکشتید، بلکه خداوند (با امدادهاى غیبى) آنها را به قتل رساند. (اى پیامبر!) آنگاه که تیر اافکندى، تو نیفکندى، بلکه خدا افکند (تا کافران را مرعوب کند) و تا مؤمنان را از سوى خویش به آزمونى نیکو بیازماید، زیرا خداوند، بسیار شنوا و داناست.
نتیجه گوش دادن به فایل ها باعث تغییر باور ، ونتیجه تغییر باور ، تغییر رفتار و عملکرد انسان هست ،
گاهی دوره ها را با علاقه واشتیاق کار می کنیم ولی چون نتیجه نمی آد ممکنه ناامید بشیم و با بی انگیزه گی کار کنیم ، علت اینکه تغییر باور به این سادگی ها هم نیست حتی برای ما که داریم روی خودمان کار می کنیم. بقول استاد چیزی که مهم هست در این مسیر استمرار استمرار و ادامه دادن و تکرار مکررات هست ، هرچند که تکرار مکررات ، خودش تکرار ی نیست چون به نسبت بالا رفتن آگاهی های ما از قوانین ، درک ما بهتر میشه و هر بار فایل گوش دادن لذتبخش تر میشه .
دوره روانشناسی ثروت1 باورهای ثروت ساز خالصی داره و علت اینکه با وجود کار کردن باز هم ذهن مقاومت داره ، چون باور محدود کننده زیادی در ذهن ما ریشه کرده که به این سادگی حذف نمیشه ، راه حل اینکه فقط ادامه بدهیم و و استمرار داشته باشیم. و کوچکترین نتیجه و موفقیت را ، بی نهایت تحسین کنیم و سپاسگذاری کنیم تا مقاومت ذهنی کمتر بشه .
علیرضا یکتای مقدم
مشهد مقدس
سلام به بزرگترین و حرفه ای ترین اساتید دنیا و همراهان عزیز فرکانسیم .
استاد شایسته عزیزم نمیدونی چه لطفی در حق ما میکنی با این الماسهایی که از داخل فایلها میکشی بیرون .
هر بار که یکی از فایلها رو میشنوم ذوق زده میشم میگم آهااااا. اینه مشکل کار من و هر بار که جلوتر میرم یکی یکی موانع و باورهای اشتباه رو میکشم بیرون در صورتی که خودم اگه صد سال فکر کنم نمیتونم به تنهایی این کارو انجام بدم .
هر وقت میخوام باور اشتباه یا ترمزی رو پیدا کنم میبینم اصلا من مقاومتی درباره حرفهای استاد ندارم و تمام حرفها رو با کمال میل و آگاهانه قبول میکنم اما وقتی ذره بین برمیدارم و ریز میشم توی ضمیر ناخودآگاهم میبینم اون ته تها هنوز میترسم از ثروت از اینکه از خدا دور بشم یا خدا میگه یا ثروت یا من یا اگه ثروتمند بشم حتما یه چیز عزیز رو از دست میدم یا ثروتمندان آدمهای درستی نیستن اینا خیلی ضعیفه ها اما در اعماق قلبم اون ته ذهنم هست .
دیشب من این فایل رو شنیدم و دیدم هنوز این باورها قلقلکم میده .
صبح که بیدار شدم توی دفتر ثبت باورهام در مورد اینکه خدا دوست داره من ثروتمند باشم چند صفحه باور مثبت نوشتم البته از خدا هدایت گرفتم و بعد همون باورها رو به صورت صوتی توی گوشیم سیو کردم که برنامه هر روزه م این باشه که این جملات رو یا بخونم یا گوش کنم .
دقیقا یک ساعت بعد که داشتم پیج استاد خودم که مربوط به کارم هست رو میدیدم ، استوریهایی که گذاشته بود حاکی از این بود که دیروز با یه استاد دیگه همایشی در تهران گذاشته بودن که گویا خیلی هم هنرجو شرکت کرده بود و من چند روزه که شاهد هستم چه تبلیغی و چه تلاشی و چه گروهی پشت این برنامه بود و امروز اعلام کردن که کل درآمد حاصله از این همایش بزرگ صرف آزادی 5 مادر زندانی شده .
خدا میدونه که چقدر از شنیدن این خبر حالم تغییر کرد و اینقدر از خوشحالی گریه کردم و خدا رو شکر کردم که نگو .
حقیقتا خبر خوبی بود و خیلی استادم رو تحسین کردم .
من پارسال خیلی اتفاقی با این استاد آشنا شدم .
توی بایو پیجش دیدم که کارش رو از فروش گوشواره مادرش شروع کرده و بعد 5 سال الان مقام نفر چهارم توی جهان رو بابت زیبایی تتوی ابرو به دست آورده البته پارسال که من باهاش آشنا شدم هنوز اینقدر موفق نبود .خلاصه واسه حرکت کردنم ایشون انگیزه شد و من شروع کردم به آموزش .
چند روزه که همش از خودم ایراد میگیرم یک سال با تلاش و صبر ذره ذره وسایل خریدم و تمرین کردم و آموزش دیدم الان وقت اقدامه چرا حرکت نمیکنم ؟
دیدم به غیر از ترس پنهانی که از شروع دارم باورهای مخربی هم بابت ثروت دارم در صورتی که ایمان دارم به محض شروع ثروتی عظیم و بهمن وار وارد زندگیم میشه اما انگار یکی منو قل و زنجیر کرده و اجازه حرکت نمیده الان همه چیز مهیاست اما این چرخ سنگین حرکت نمیکنه .
بازم متوجه شدم من از همین ثروتی که منتظرشم میترسم .
همون باورهایی که درباره قهر خدا دارم بابت اینکه خدا آدمهایی که دنبال ثروت هستن دوست نداره و از قدیم میگفتن یا خدا یا خرما
واقعا ما آدمهای دهه 50 و60 چقدر ذهنمون با این مزخرفات پر شده و چه باورهای خرابی راجع به ثروت داریم .
خلاصه این استوری امروز استادم به من این نوید و یادآوری آموزشهای استاد عباس منش رو کرد که ثروت من میتونه باعث خوشبختی بقیه هم بشه و همچنین باعث گسترش جهان .
همونجوری که استاد عباس منش خیرش به کلی آدم رسیده و بنده ناب خدای مهربان شده .
استاد به نظرم خیرهایی که از شما به بقیه میرسه رو باید بگید تا باورهای ما باز هم قویتر بشه و حال خوشمون هزار برابر بشه.
خدا رو شاکرم بابت هدایتهایی که انجام داد واسم و امروز اینقدر حال منو خوب کرد و انگیزه حرکت بهم داد .
شما بهترینید و من یکی زندگی آروم و سلامتی و خوشبختیمو بعد خدا از شما دارم و میدونم درباره ثروت هم میترکونم و به بهترین نتایج میرسم به لطف الله مهربانم .
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنین
کنترل ورودی ها: استاد واقعا همینطوره اولش خیلی سخته هی باید اهمیت ندی هی باید اعراض کنی هی باید سعی کنی نشنوی، اما آخر سر جهان تو رو جایی میبره که اون آدمای جدید دیگه از اون مدل حرفایی که تو دوست نداری نمیزنند، یا اگه میخوان غیبت کنند وقتی تو نیستی اون حرفها رو میزنند.
کامنت نوشتن و خواندن: استاد گاهی من متوجه حرفهای شما نمیشم بخصوص از زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا، اما چیزایی تو کامنتای بچه ها میخونم که قشنگ حس میکنم اونا مدارشون بالاتره از فیلم شما درک بهتری داشتن و من از کامنت اونا میتونم چیزی یاد بگیرم.
و خوندن روند تغییراتم! وااای خدا یکبار برگشتم از اول کامنتهام رو خوندم تا یک روز بعد حالم بد بود، چقدررر فکرای سمی و منفی داشتم، یعنی خودم از نوشته های خودم حالم بد شد! و اینکه یه روزی آرزو داشتم کامنت طولانی بنویسم حتی نمیدونستم چی باید بنویسم اما الان به راحتی انجامش میدم.
سلام
جلسه نهم مهاجرت به مدار بالاتر
.قانون کلی جهان اینه که ما اتفاقات رو با افکارمون ایجاد میکنیم. افکارمون هم ورودی های ذهن مون هستن. من باید خودم رو با ورودی های مناسب، بمباران کنم.
.باورهای قدیمی همیشه هستن. ما فقط باورهای جدید رو با کار کردن، تقویت میکنیم. باورهای محدودکننده نمیشه هستن ما باید روی باورهای تقویتکننده، همیشه کار کنیم.
.نتایج شما وقتی عوض میشه که باورهای شما به صورت بنیادین تغییر کنه.
. افراد ثروتمند که ثروت پایدار دارن، از مسیر درست به ثروت رسیدن.
.هرچقدر این آگاهی ها رو بیشتر تکرار کنی، مقاومت ذهن کمتر میشه و هر چقدر مقاومت ذهن کمتر بشه، شما هدایت میشید به ثروت بیشتر.
.تنها راه تغییر باورها، دادن ورودی مثبت به ذهنه. این کار هم دائمیه. فقط باید این اصل رو هی تکرار کنید.
.مطالبی که توی قرآن تکرار شده، اصل هموناست.
.راه استفاده از دوره ها، تکرار اون هاست به نحوی که تبدیل بشه به باور. توی این تکرار میتونید خلاقیت به خرج بدید.
.شما به محضی که بخواهید، هدایت میشید. دست هیچ کسی نیست هیچ مانعی از سمت سیاستمداران و ثروتمندان و… وجود نداره. مانع تو ذهن ماست.
.دنبال این نباش این فایل رو گوش بدی که تموم بشه، یک آگاهی که دریافت کردی، متوقف کن هی بذار تکرار بشه برات. دنبال درک این آگاهی ها باش نه تموم شدنشون.
.هر موردی که توی این باورها بود که هیچ جوره نتونستی قبولش کنی، همون پاشنه آشیل توئه. اگه این تغییر نکنه، نتایج تغییر نمیکنه.
.کامنت ها و عقل کل رو به عنوان ورودی مثبت ذهن، مطالعه کنید.
.کار کردن روی باورها باید برام مثل آب و غذا دادن به جسمم باشه.
.باید استمرار داشته باشید و این مسیر رو ادامه بدید. درگیر روزمرگی ها نشید. فقط تمرکز و استمرار مهمه.
.نتایج شانسی به وجود نمیاد. بعد از گوش دادن و عمل کردن به این آگاهی ها، نتایج براتون به وجود اومده فراموش نکنید که کدوم مسیر شما رو به اینجا رسونده پس ادامه بدید تا نتایج پایدار بشه.
سلام به خودم
و سلام به نشانه و آگاهی که امروز در ذهنم جرقه زد
شاید حدود چهل روز بود درگیر یه کاری بودم که تو آموزه هایی که تا به حال داشتم بهش میگن گناه
تو این مدت دو تا مادربزرگم به رحمت خدا رفتند و با اینکه رنگ و بوی مرگ خیلی برام پررنگ تر بود گاهی این گناه در من تکرار میشد
دیروز چهلم اون مادر بزرگم بود که اول به رحمت خدا رفت
در حالی که داشتم با عذاب وجدان کاریرکه کرده بودم کشتی میگرفتم شروع کردم خوندن نظرات در سایت
و خدایا چقدر آگاهی میاد موقع خودن کامنتها انگار خودت میشینی کنار آدم و هی میگی ببین عشقم این در مورد توعه ها
به این یکی هم توجه کن حالا در موردش فکر کن ….
از استاد شنیده بودم عذاب وجدان چیز مزخرفیه ولی دیروز به قلبم نشست
خوب وقتی نتونم خودم رو ببخشم گام بعدی در کار نیست
از همه مهمتر رابطه من با خدا کمرنگ شده دیگه یادم میره ازش تشکر کنم یا کم شده کیفیت نمازم خیلی بد شده از همه مهمتر دیگه صداش رو در ذهنم نمیشنوم
یه بار تو یه مراسمی شنیدم بابا وقتی توبه میکنید درسته خدا میبخشه اما تو گه نباید یادت بره چکار کردی و این شده بود ملکه ذهنم
اما امروز با خودم گفتم مگه اون آقا کی بود که این قدر حرفش برات حجت شد
اصلا مگه قبولش داری
بره به بابا
اصلا بارها در آنه واحد میتونم فازم رو عوض کنم و زود رفیق خدا بشم ولی به خاطر اون حرف عقب میکشم ولی از امروز گفتم میخوام دیگه اون نباشم اصلا همین الان من فازم رو عوض میکنم همین الان من بهترین بنده خدا هستم همین الان میگم من از خدا راضیترینم و خدا هم از من راضی راضی دو تا رفیق رفیق
حالا حسم بهتر شد اصلا به من چه که خدا اون دنیا میخواد با من چکار کنه الان من بنده خوب خدا هستم
از دیروز ازش خواستم تو ذهنم بیشتر باهام حرف بزنه تو یکی از نظرها بود که هرچی موفقیت داشتم فکر میکردم کار خودمه و از خدا تشکر میکردم نگو کلا کار خداست و من در جهالت
اوه خدا یا منم امروز تو ذهنم جرقه زد چیزی که استاد میگن به من وحی میشه من میگم اصلا خود خداست
یعنی الان که دارم افکارم رو سامون میدم با نوشتن میگم خداوند در انسانها حلول میکنه و افکار یا خدا هستند و یا غیر خدا من اسم اون غیر خدا رو شیطان نمیذارم چون واقعا شیطان در حد خداوند بزرگ نیست که در یک رده باشن اصلا زورش رو نداره و من نمیدونم چیه
خدا در ذهن من هست و من با انجام کارهایی که میگه احساس خوب پیدا میکنم هر چه بیشتر گوش میدم بیشتر احساس خوب پیدا میکنم
اصلا پیامبران و امامان هم همین ظهور خدا هستند و چون بیشتر به این افکار عمل کردند اون وجه غیرخداییشون ضعیف شد
خدایا شکرت
خدایا شکرت
چقدر حالم خوبه
بارها استاد گفتند هر آنچه که دنبالش باشی خداوند یاری میکنه چه خوب چه بد
و چقدر خوبه که داری ما رو یاری میکنی برای درک دنیای جدید حال جدید
ممنون که در استاد حلول کردی برای هدایت
و استاد متشکرم خیلی زیاد که به اون فکرها عمل کردی و نتیجه اش شد این ..
ایمانی که عمل نیاورد در نطفه خفه میشود همین بود افکاری که در ذهن ما هستند باید بهشون عمل بشه و من در این مورد خیلی خیلی ضعیفم
پروردگارا ایمان مرا هر لحظه بیشتر و بیشتر کن
اگر شما این پیام رو خوندید و جرقه ای تو ذهنتون شد برام بنویسید میخوام این فکر در ذهنم گسترش پیدا کنه و هر چه بیشتر مثال باشه بیشتر ایمان میآورم
ماچ به همتون
به نام خداوند مهربانی که بخشنده هست و هرچه دارم همه از لطف اوست
روز ششم تعهد
قانون کلی جهان اینه که ما اتفاقات رو با افکارمون ایجاد میکنیم افکارمون چی هستن؟ افکارمون چیزایی هستن که بهشون توجه میکنیم ورودیهای ذهنمون هستن. وقتی ورودیها به مقدار کافی تکرار میشن باور در مورد اون موضوع شکل میگیره و اون باور اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه.
باید وقتی این قانون رو باور کردم بیام خودمو بمباران کنم با ورودیهای مناسب. مثلا در این تعهد روی ورودی های مثبت ثروت تمرکز کنم. بیام باورهای مناسبم رو درباره ثروت بیام با ورودی های مناسب ایجاد کنم
بیام بشینم ببینم ادم های فقیر نسبت به فلان موضوع فلان دیدگاه رو دارن آدمهای ثروتمند فلان دیدگاه رو دارن. حالا من بیام باورهام رو شبیه دیدگاه ثروتمندان ایجاد کنم
باورهای نادرست همیشه هستن. ما باید باورهای جدید رو همیشه تکرار کنیم. در واقع باورهایی که ما از گذشتگان داریم مثه یه دیوار سیمانی هستن که نمیشه سفید یا سیاهش کنیم. باید هی رنگ سفید بریزیم روش و اینو هرروز و مدام تکرار کنیم تا کم کم رنگ غالبش بشه . ولی اگه باز به حال خودش رهاش کنیم دوباره رنگ سفید کنار میره و دیوار سیمانی غالب میشه. پس لازمه هرروز روی باورهای جدید کار کنم
باورهای محدود کننده هستن سرجاش و اکر یکم به باورهای جدید درست توجه نکنم ، مثه علفهای هرز باورهای محدود کننده خیلی زود رشد میکنن
باورهای محدود کننده همیشه توی ذهن ما هستن نجواهای ذهنی و شیطانی همیشه هستن. تو جامعه هستن در خانواده هستن در ذهن ما هستن. ما راه دیگه ای نداریم جز اینکه هرروز باورهای مثبت جدیدمون رو تکرار کنیم و روشون کار کنیم چطوری؟ با نوشتنشون مدام و چندیدن بار در روز، با تبدیلشون به ویس و گوش دادنشون، با الگو اوردن براشون، با بلند بلند دربارشون صحبت کردن با خودمون، با تکرارشون در ذهنمون و باور کردنشون
نتایج ما وقتی ایجاد میشن که باورها به صورت بنیادین تغییر کرده باشن. امکان نداره که نتایج موقعی وارد زندگیمون بشه که باورها تغییر نکرده باشه. یا باورهامون به صورت بنیادین تغییر کرده باشه و نتایج نیان. حالا تو بحث ثروت نتایج میشه حساب بانکی و پول
طوری که استاد روی خودش کارش میکنه:
فایلها رو میذارن و گوش میکنن و این ورودی هارو همیشه تکرار میکنن. در شروع کار امکان داره ذهن مقاومت کنه. مثلا یه باوری محدود کننده که ذهن اکثرا دربارش مقاومت میکنه اینه که ثروتمندان از طریق نادرست به ثروت رسیدن
ولی وقتی فایل هارو مدام گوش کنیم و اون باورهای درست رو تکرار کنیم و سعی کنیم به اون شکل فکر کنیم یعنی به شکلی فکر کنیم که قبلا فکر نمیکردیم کم کم مقاومت کم میشه و باور پذیر میشه.
ذهن در شروع کار خیلی مقاومت میکنه درباره این اگاهی ها. ولی وقتی ادامه بدیم و هی تکرار کنیم مقاومتش میشکنه و کم کم میپذیرد.
به مقداری که ذهن مقاومتش کمتر میشه و اون باور تثبیت میشه توی ذهن، هدایت میشیم یه ثروت بیشتر
ممکنه به بعضی چیزا مقاومت بیشتر داشته باشیم که باید روی اونها بیشتر کار کنم. باید بیام اون باورهایی که روشون مقاومت دارم رو بذارم و دونه دونه بنویسم و تکرار کنم و تکرار کنم و دنبال الگوها براش بگردم و دربارش بنویسم و فکر کنم و میدونمم که این جمله باید تبدیل بشه به باور، مثلا این جمله که بینهایت ثروت در جهان هست و هرچقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر میشوم
اولش شاید مقاومت کنم ولی وقتی هی تکرار کنم تبدیل میشه به باور و بعد میبینم که زمین تا آسمون اوضاع زندگیم تغییر میکنه
تنها راه تغییر باورها، دادن ورودیهای مثبت جدیدمون به ذهنه و این یک کار دائمیه
استاد واقعا این که گفتید کل موضوع تکرار اصله و هربار یه چیز جدید میفهمم. درباره همین فایل من نمیدونم چندبار ولی خیلی خیلی گوش دادم ولی الان دارم میفهمم
دلیل نتیجه گرفتن استاد و بقیه اینه که ورودی های مناسب رو دارن هربار تکرار میکنن. اینکه تو قرآن خداوند گفته تا جایی که میتوانید قرآن بخوانید یا اصل قرآن رو میبینیم کلا داره تکرار میشه و هربار داره از زاویه دیگه ای تکرار میشه همین نشون میده برای داشتن نتیجه دلخواه باید ورودیهای درستمون رو تکرار کنیم. دلیل این تکرارها در قرآن اینه که اون مطالبی که هی تکرار شده اینه که اونا اصله و قانون های جهانه.
راه استفاده از دوره ها تکرار اونهاست به نحوی که بشه باور، که نتایج ایجاد بشه. حالا میشه خلاقیت به خرج داد وقتی داریم دوره ها رو گوش میدیم استپ کنیم ک برا اون تیکه یه الگو پیدا کنیم یه مثال پیدا کنیم یه فایل صوتی براش باز کنم. دربارش بنویسم یا با خودم صحبت کنم
اگر میخوایم نتایج پایدار باشه همونجور که هروز غذا میخوریم باید هرروز روی باورهامون کار کنیم. چطوری کار کنیم؟ باید ورودی های خالص بدیم. دوره ها خیلی خالصن.
انقدر نجواهای ذهنی میتونه ادم رو از مسیر دور کنه به محض اینکه روی ورودی های خوب کار نکنیم و اجازه بدیم افکار و خبرها وارد بشن انقد زود پر میکنن مغز رو که اون باورهای خوب گم میشن که انگار هیچوقت نبودن.
باید مدام روی ورودیهای درستمون کار کنیم وقتی به طور کافی روی خودمون کار میکنیم جهان اجازه نمیده ورودی نامناسب دریافت کنیم
باید آگاهانه اولش ورودی هارو کنترل کنم. به چیزای ناجالب نگاه نکنم توجه نکنم فکر نکنم نشنوم یا اگر شنیدم باور نکنم و فراموش کنم. خیلی مراقب باشم و بعد جهان دیگه اجازه نمیده چیزی دریافت کنم
نشانه روی خودمون کار کردن نتیجس، نتایج تغییر میکنه. وقتی نتایج تغییر میکنه یعنی به یک ثبات فرکانسی رسیدم و اگر بخوام بازم نتایج به سمت بهتر ادامه بده باید هی کار رو خودمون رو ادامه بدیم
تا بخواهیم تغییر کنیم هدایت خداوند شامل حالمون میشه و خدا راه رو نشونمون میده.
فایلهارو نباید فقط برای تموم شدن گوش کنیم نباید عجله کنیم باید دنبال درکش باشیمتا تبدیل بشه به باور. هرتکه اش که مهمه در موردش فکرکنم استدلال بیارم مثال بیار منطق بیارم تا درونم ریشه های ذهنم فرو بره
مخصوصا جاهایی که پاشنه آشیل هست برامون، جاهایی که خیلی مقاومت داریم. اصلا تو کتمون نمیره. اون قسمت ها رو باید. بیشتر کار کنیم. همون مورد اصلی ترین موردیه که وقتی تغییر کنه نتایج بزرگ میاد
توی بحث ورودیهای مناسب، وقتی فایلها رو گوش میدیم دربارش مینویسیم و یا با خودمون حرف میزنیم، یکی از مهمترین و بهترین ورودی خوندن کامنتهای همون قسمته
یکی از تمرینهای عالی برای دادن ورودی مناسب نوشتن آنچیزی هست که درک کردیم و این خیلی مهمه.
یک کار دیگه ای که میتونم برای ورودی مناسب هست، فعالیت توی بخش عقل کل هست.
فایلها رو بارها و بارها گوش کنیم و بنویسیم در موردشون
مهمترین مورد اینه که لذت ببریم. وقتی من با تغییر افکارم زندگیم از این رو به اون رو میشه چرا لذت نبرم؟ یه لحظه به این فکر کنم که من توی این مسیر چه اتفاقاتی قراره برام بوجود بیاد و اگه اینو باور کنم چقدر لذت میبرم؟ پس لذذذذت ببرم از این مسیر. وقتی من تشنم و یه لیوان آب میخورم چقدر لذت میبرم؟ باورهام مثل آب. همیشه باید تشنه باشیم. همیشه. لذت ببرم از انجام این کار، از مطالعه کردنشون از درک کردنشون از گوش دادنشون.نه تنها آب میخوریم کیفم میکنیم پس نه تنها از این مسیر لذت ببریم بعد نتایج عینی به شکل ثروت وارد زندگیمون میشه
باید مثه استاد با تمرکز ادامه بدیم باید تمام وجود در تمام وقتش. مثه نفس کشیدن. مهمه تکرار مهم تمرکزه مهم ایمانه مهم استمراره
نباید درگیر روزمرگی بشیم وگرنه خیلی سریع علفهای هرز رشد میکنه. مهم استمراره. مهم تمرکزه و استمرار. باید ادامه داد. ما برا زنده بودن روزی 10 ساعت حداقل سرپاییم فقط برای اینکه بتونم بخور نمیر پیش برم. اگه روی باورهامون کار کنیم ثروت و نعمت و خوشبختی بهمون میده که فکر میکنیم که خدا کار و زندگیش رو ول کرده فقط داره هرچی میخوایم به ما میده فقط به خاطر استمرار توی کار کردن روی باورهامونه
ذره بین رو وقتی روی یه نقطهای به اندازه کافی نگهداریم اون حرارت به اندازه زیاد میشه که میتونه شعله ایجاد کنه وگرنه اگه هی جلو عقب کنی هیچ اتفاقی نمیافته. دقیقا مثال کار کردن روی باورها و استمرار داشتن در این مسیره. اگر نتیجه گرفتیم ادامه بدیم.
فکرنکنیم نتایج اتفاقی بوجود اومد نه. بعد از تکرار کردن و کار کردن روی فایل بوجود اومد
استاد. دقیقا درست میگید.ما به مدت 2سال و 7ماه نتونستیم هیچ جوره تمام سرمایمون رو که بابت یه خونه پیشفروش داده بودیم و نساخته بودن بگیریم. من بعد از اون تضاد جنگ ، به خودم اومدم و مرتب شروع کردم فقط به گوش دادن و ادامه دادم وبعد دوره هم جهت رو شروع کردم و گوش دادم ،شاید هر فایل رو ده ها بار گوش دادم البته تا جلسه 6رو تا الان پیش رفتم، اولش نمیفهمیدم ولی هربار تمرکزم رو بیشتر میکردم و گوش میدادم و مینوشتم تمرین هارو و انجام میدادم و دقیقا تمام اون باورهایی که توی اون مدت تکرار کردم رو وقتی شوهرم به مرخصی اومد توی ذهنم تکرار میکردم و با شوهرم دربارش حرف میزدیم و پیش رفتیم و ما به آسانی و با لذت و به شکل کاملا طبیعی چیزی که همیشه ازتون میشنیدم اون نتایج وارد زندگیمون شد و ما پولمون رو از اونا گرفتیم و خیلی قشنگ خیلی خیلی خیلی قشنگ هدایت شدیم به یه خونه بخدا قسم با تمام ویژگیهای دلخواهم و به آسانی قولنامه کردیم و شد آنچه باید میشد
واقعا انسان موجود فراموش کاریه. من چطور به همین زودی رسیدن به بزررررگترین خواسته ام اونم به این قشنگی رو فراموش کردم و خودم رو درگیر روزمرگی کردم؟ خدایا منو ببخش که من به خودم ظلم کردم خدای مهربونم من هرچی در زندگیم دارم همه رو از لطف تو دارم با تمام جونم ازت سپاسگزارم و عاشقتم
سلام و صد سلام
با چه شیوه های خلاقانه ای می توانید این آگاهی ها را برای ذهن خود مرتبا تکرار کنید؟
چطور از این آگاهی ها برای خنثی کردن استدلال های محدود کننده قبلی ذهن، منطق می سازید؟
برای من نوشتن مطالب بهترین روش برای فهم اونهاست .فرقی نمیکنه مطالب درسی باشه یا همین آگاهی ها حتی برای اینکه به یادم بمونه اسم یک نفر وقتی مینویسم بهتر یادم میمونه.انگار اینجوری ذهنم متمرکزتر هست
برای درک فایلهای استاد هم به همین شکله اگر میخوام تمرکزی یاد بگیرم و قشنگ درکشون کنم باید کلمه به کلمه بنویسم و بعد ما بین اونها یک سری آگاهی میاد که اونها رو هم مینویسم یه جور درک مطلب عمیقتر برای خودم هست یا دریچه های بیشتری از اون آگاهی بروم باز میشه
برای همین من دفتر ها از تمام فایلهای دانلودی و محصولات پر کردم و نوشتم و بعضاً میام دوباره همون ها رو میخونم حتی کتابهای استاد رو رفتم برای خودم چاپ کردم تا راحت تر باشم در خواندنش و درک مطلب
جلوی آینه ایستادن و با خودم در مورد اون مطالب صحبت کردن هم بهم کمک میکنه اما نه به اندازه نوشتن
نقاشی کشیدن از اون مطالب با به شکل تصویری برای خودم توضیح دادن و باز کردن مطالب هم خیلی کمک کننده هست و لذت بخش از این کارم استفاده میکنم.
خواندن کامنت های بچه ها که دیگه نگم چقدر بکن کرده و میکنه درکم بالاتر بره و بقول استاد از زاویه دید و درک اون دوستمون هم بیشتر به عمق مطلب پی ببرم.
بازم تو این کامنت ها خیلی دوست دارم یک سری هاشون که خیلیم زیاده که دوستمون نشسته دیتیلی با جزییات قشنگ یه مطلبی رو باز کرده و گفته و مثال زده رو چاپ کنم و بارها و بارها بخونمش.
از مطالبی که خانم شایسته هم مینویسند اول فایلها که نگم قشنگ سر تیتر خبرها ست یک خط مشی بمن میده که باید دنبال چی باشم اصل مطالب کدومه.
???????
اگر امکان دارد سایت حالت شب هم داشته باشد تا مطالعه کامنتها چشمهایمان را خسته نکند. سپاسگزارم.
سلام به استاد عزیزم
من یک سالی میشه که با آموزشهای شما آشنا شدم و هیچ وقت نخواستم حتی وقت بزارم کامنت هارو بخونم یا کامنتی بزارم.
من فقط وارد سایت میشدم محصول مورد نظرمو تهییه میکردم و خدانگهداری تا زمانی که دوباره به مشکلی میخردم که باز احساس میکردم به یکی دیگه از محصولاتون نیاز دارم و ادامه به همین شکل.
این علاقه من برایه ادامه دادن به این نوع نگرش که از آموزش های شما به یاد میاوردم از زمانی شروع شد که من تهولی درونم در کشور امریکا اتفاق افتاده بود، تقریبا دو تا سه سال بعد از اون تهول کاعنات منو با شما آشنا کرد و احساس کردم آموزش هایه شما فقط داشت یه نظمی به الهاماته خودم میداد.
بعد از آشناییه بیشترو بیشتر با زندگیه شخصیتون متوجه شباهتهایه بسیار زیادی با زندگیه شخصیه خودم شدم. از محیط خانواده، تنهایی هایه دورانه مدرسه و کسبو کار راه انداختن در سن کم فقط برای رسیدن به جاییه که کمبود ها دیگه نباشن بعد مهاجرت کردنها به کشور هایه مخطلف در سن کم، امریکا امدنم و با یه بچه تو مسافر خانه هایی در کالیفرنیا در به در تا راننده اوبر کردنا و گوش دادن به عباراته تکیدی پشته فرمون که بعظی اوقاط مهو افکار میشدم پشته فرمون که یادم میرفت مسافر تو ماشینه و و و و خیلی شباهت هست، خلاصه بگم برایه اینکه تو این برنامه هایه اخیر خواستید که از نتایج و تجربه هامون بگیم احساس کردم باید بیام و یه چیزی بنویسم نمیدونستم چی الانم همینتوری خودم تعجب کردم چجوری این همه نوشتم ولی داره میادو منم جولوشو نمیگیرم.
این چنوقته خیلی تهول هایی درونم رخ داد که تصمیم گرفتم از دوستم که یه بچه داشتیم با هم که با خودش به صورت خیلی عجیب قریب تو لوس انجلس آشنا شدم جدا شدم و از شریکم که اونم خیلی عجیبتر بعد از این دوستم آشنا شدم که یه بیزینسی باهم راه انداختیم تو شهر کوچیکی که زادگاه دوستم بود من با این شریکم آشنا شده بودم یه ایرانی وسط نا کجا اباد تو کالیفرنیا که بعدا که با قانون آشنا شدم فهمیدم من خدم همچین ادمیو خاسته بودم با همچین خوصوصیاتی چون تواناییهایه اون رو برایه راه انداختن بیزینسم میخاستم که بعد از آموزش هایه شما فهمیدم به دلیل کمبود اعتماد بنفسم بوده کلا. من داشتم با این قوانین زندگیه خودمو خلق میکردم بدونه اینکه ازشون خبر داشته باشم یا آگاهانه آگاه باشم.
خلاصه داستان طولانیه الان کل زندگیمو ری استارت کردم، همه داشتهامو بخشیدمو سبک با یه کوله پشتی زدم به جاده هایه کالیفرنیا و شهر به شهر اوبر میکنم و سفر. تو سفرام از این شهر به اون شهر به دوروسه شما گوش و هم تمرین میکنم تا درایی که میخام دوباره باز شه، تو راهم درامد زایی دارم فلابا اوبر. حرف زیاده انگشتام از تایپ کردن خسته شد، خلاصه استاد زندگی خیلی باحاله بابا به خدا خیلی سخت گرفته بودم قبلا.
صدا صدا، صدایه من
در من دو صدا
صدایه من یا صدایه اهریمن
ای صدایه من
آن که بی صدا بود، خود من
من منه بی انتها یادم بیار یادم بیار
تو منطق شاهم بیا چو مشرق جانم بیا
ای هستیه عالم بیا وی مستیه جانم بیا
با من بیا، با من بیا از اصل خویش یادم بیار
سازم بیار، یادم بده جامم بیار، جانم بده
از حکم خود یادم بده از اصل خویش یادم نره
Mحمدرضا Sلیمانی Bادآشتیانی
سلام دوسته خوبم محمدرضای عزیزتجربیاتتون عالی هست توصیه میکنم برامون بنویسیدهم به ماوهم به خودتون کمک میکنیددرپناه الله شادوسلامت وثروتمندباشیدتاانشاالله رسیدن هرچه سزیعتربه خودخدا???