مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده» - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»
    173MB
    40 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تنها راه تبدیل «آگاهی های خالص» به «باورهای قدرتمند کننده»
    39MB
    40 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

923 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Nazanin1 گفته:
    مدت عضویت: 582 روز

    به نام خدایی که همه چیز می شود همه کس را

    سلام به استاد و مریم بانو عزیزم و دوستان بزرگوار؛ امیدوارم احوالتون فوق العاده عالی باشه و هر لحظه عالی تر از لحظه قبلتون باشه:)

    خداروشکر بابت این آگاهی ها

    خداروشکر بابت آشنایی با خانواده عباسمنش

    خداروشکر بابت بودن در مسیرِ عشق ،زیبایی ، سلامتی و احساس خوب

    یاد جمله ای از بروسلی افتادم :”من از کسی که هزار فن بلده نمی ترسم ولی از کسی که یک فن رو هزار بار تمرین و تکرار کرده می ترسم”

    چه قدر استمرار مهمه استمرار یعنی ایمان یعنی خدایا میدونم حواست هست بهم‌

    من سمتِ خودمو با عشق طراحی میکنم هر چند شاید طول بکشه روزها گاهی سالها که به مهارت قلم من بستگی داره تو برام به زیباترین شکل ممکن رنگ بزن اصلا خودت قلم شو برام زیباترین طرحو بکش

    به یاد این آیه از سوره الانفال

    فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿17﴾

    (ای مومنان)نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول) چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.

    چند وقتیه بی خوابی سراغم اومده با عشق میام سایت و لذت میبرم کامنتا رو میخونم

    عشق میکنم که چه قدر متعهدن بعضی از دوستان

    وقتی راجع به موفقیتاشون میگن انگار اون منم که رسیدم

    و کلی شعف میاد تو قلبم

    ادامه دادن یکی از گزینه های روی میز نبود بلکه تنها گزینه ی رو میز بود(البته اصل جمله واژه دوام آوردن به جای ادامه دادن بود که تغییرش دادم)

    در پناه و آغوش پروردگار در آرامش و آسودگی خاطر باشین

    عشق و حس خوب برای تک تکتون خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فرحناز بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 2123 روز

    سلام و عرض ادب

    من بعداز گوش دادن ب فایل ها

    1 نت برداری میکنم همزمان ک گوش میدم برای چندمین بار

    2 درمورد اون قسمت هایی از صحبت شما ک جای تامل داره فکر میکنم لازم هست ک الگو پیداکنم مثال بیارم بهر صورت ک هدایت بشم ب لطف خدا

    3 تمرین های اون فایل رو اگ برام پیش اومده باشه پاسخ میدم اگر نه بارها و بارها گوش میدم و نت برداری میکنم

    4 بعد تموم شدن دوره بازم میرم ب قدم های قبلی یا فایل های همین قدمی ک هستم با هدایت گوش میدم

    5 در کنار اینها قهوه درست میکنم و تصورمیکنم ک با خوردن قهوه این آگاهی ها میخواد بره و جزئی از وجودم بشن مغز و قلبم قورت بده این فایل ها و آگاهی هارو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 830 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیک تره

    به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه

    به نام خدایی که ثروت و پول دست اونه

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت استاد عباس منش

    من چند سال پیش که تو اوج اغتشاشات و اینا بود رفته بودم تو یوتویوب و این برنامهای مزخرف رو دنبال میکردم و صبح تا شب می‌دیدم که ملت چجوری تو در و دیوارن و دارن به قول خودشون مملکت رو تغیر میدن و پسر شاه و برمیگردوننو خلاصه همه چی گل و بل بل میشه

    منم چون این ورودیها به ذهنم میدادم ذهن واکنشهای سمی نشون میداد و من چون دلم نمی‌خواست که وارد این اغتشاشات بشم و چون میترسیدم که خدایی نکرده اگه برم دله اشغالی و این کارایی که اینا میکنن من بکنم تو زندانم میکنن صبح تا شب با خودم حرف میزدم و پشت آقای خامنه ای و اینا می‌گرفتم و حسابی رفته بودم تو توهم و هر شب میرفتم پارک شهر سر قبر شهیدان گمنام و حس میکردم که آقای خامنه ای و اون کله گندها دارن منو میبینن و رو من حساب کردن که آقا این فرد می‌تونه این کشور رو نجات بده و این همون سلیمانی هست که قراره اغتشاشات رو بخوابونه آقا ما تو توهم و شیطان هم کاسبیی راه انداخته بود که نگم براتون

    خداییش آدم هم که بره تو توهم چیزایی رو تجربه می‌کنه که اونجوری که فکر می‌کنه هست

    هنوزم که هنوزه من تو توهمات گذشته یه خورده هستم

    مثلاً من هر موقع تو خونم حرف میزنم فکرها میاد میگه بگو و اینجور هم بگو که اون آدما حالا یا خوانوادت یا حالا که رفتم سر کار که بیشتر برمیگرده به صاحب کارم این فکرها چون زیاد اومده الآنم میگه بگو که صاحب کارت داره می‌فهمه و بگو و اینجورم بگو که اگر فهمید صبح بدونه باید چجوری باهات برخورد کنه و یه جورایی رحمت کنه که یه وقتی نندازدت بیرون خخخ شرررررررک

    بخدا اینا رو دارم می‌نویسم که بخونید که آدم وقتی که وارد این شبکهای اجتماعی میشه چقدددددر به خودش ضربه میزند

    من هنوز دارم توعون اون روزایی رو میدم که وارد سیاست شده بودم و بحث میکردم و بخدا به قول استاد خواب راحت نداشتم

    یادمه چند سال پیش من میرفتم مغازه نانوایی رفیقم که دیگه من باهاش قطع رابطه کردم ایشون خدای سیاست بودن و من میرفتم پیشش کار میکردم و رفته بودم تو توهم از بس این شبکهای اجتماعی رو من تاثیر گذاشته بود که من تو قسمت چونه گیری بودم یادمه یه شب سه تا گونی و نصفی خمیر چونه گرفتم و اونقدر درگیر ذهن بودم که خستگی حالیم نبود خلاصه یه شب ما تو توهم بودیم یه حرفی رو زدیم و این رو گفتیم این جمله گفتم ننه داره مبلرزه و تو ذهنم منظور پاتیلی که توش خمیر درست میکنند بود خلاصه صبح رفتیم نانوایی و بچها گفتن ترکیه زلزله اومده و مصطفی دیشب گفت که داره مبارزه و لرزید

    خلاصه آقا اون روز به بعد حس میکردم که اینا ما رو یه پیشگو میشناسم و متوجه رفتاراشون با من میشدم و رفته بودم تو توهم که آقا من امام زمانم و یه جورایی باورم شده بود

    من این رو هم تجربه کردم که یه شب با دامادمون رفته بودیم کلاس آن ای مال معتادان یه لحظه ماه رو دیدم از دور وقتی که اومدم دم در کلاس ماه دقیق اومده بود بالا سر کلاس و من اونشب حال عجیبی داشتم و بعد یه چند دقیقه اومدم بیرون و ماه نبود تو آسمون خلاصه آقا ما اونشب دیگه باورمون شد که من امام زمانم

    آقا نگم براتون یه صدایی هم مثل صدای خودم از گوش چپم می‌شنیدم که در کامنت قبلیم گفتم و صدای دیگه هم تو گوش چپم و الآنم همینطورم و اون صداها هست البته چون بهش کمتر توجه کردم صداها کمتر شده

    آقا ازون سال به بعد این صداها بود و هست و اونا بهم میگن فقط صبر داشته باش و تازگیا یه حرفی میزدن که میگفتن تو هر کاری دلت میخواد بکن ما پشت تو هستیم

    خلاصه جونم براتون بگه که یه یک سالی من تو خواب خواب می‌دیدم که یه روحی وارد بدن من میشه و من از خواب بیدار میشدم و من پارسال نه پیلارسال این اتفاق برام افتاد و اون صدای گوش چپم می‌گفت که روح سلیمانی خدابیامرز رفته تو جسم تو و من امام زمانم و صبر داشته باش که من میام

    آقا براتون نگم یه شب هم خواب می‌دیدم تو خواب قشنگ دیدم که یه چیزی وارد بدنم شد

    دیگه از سال 1402به بعد من اون خوابها و اون به قول خودم تعویض روح مانند رو تجربه نکردم

    حالا نمی‌دونم اینا حقیقت داره یا نه ولی طبق صداهایی که من می‌شنوم از گوش راستم صدای خودم و گوش چپم صدای دیگه یه جورایی باورم شده که روح خودم نیس تو بدنم و اون کسی که داره با من صحبت می‌کنه روح منه و هنوز نیومده تو بدن من

    یه یک سال که خیلی برام سخت تموم شد ولی من هندزفوری از برج 9پیلارسال گذاشتم تو گوشم و با استاد و سایت ادامه دادم و الان به گذشته که فکر میکنم میبینم اونا هیچ تاثیری تو زندگی من ندارن و من اگر خودم بخوام کاری بکنم اونا نمیتونن جلو دار من بشن خلاصه هنوز هم اون صداها هست و میگه فقط صبر

    الخیر فی ما وقع…

    می‌خوام اینو بگم بخدا من از دست دادم نصف جووونیم رو بخواطر یک سالی که تو یوتویوب این کانال های مختلف رو که از سیاست دم میزنن دنبال کردم و الان دارم متوجه این داستان میشم

    بچها بخدا استاد راست میگه بخدا اینیستا تلویزیون یوتویوب این برنامها رو دنبال نکنید بخدا عمرتون می‌ره اولش شاید متوجه نشدید ولی شیطان کار خودشو خوب بلده

    منم کارم به جایی کشیده شد که بردنم دکتر چون نه حرف میزدم نه چیزی میخوردم چون اون صداها بهم میگفتن فقط سکوت کن و چیزی هم نخور و وقتی هم که چیزی میخوردم اتیش می‌گرفتم و به همین دلیل چیزی نمیخوردم و بردنم دکتر مغز و اعصاب 15روز تو بیمارستان چقدر شوک به مغزم زدن و من از وقتی که اومدم از بیمارستان به خونه الان یک سال و خورده ای میشه و خودمو ذهنم رو بستم به فایلای استاد عباس منش و سایت و بخدا وقتی که به گذشتم برمیگردم میبینم من الان چند ماهی هست که هیچ ربطی به اونصورت که گذشته من بودم الان ندارم خودمو بستم فقط به فایلا و الان اون حس کودکیی که در کامنتهای قبلیم توضیحشو دادم دارم و دارم زندگیمو میکنم با خدای نازم و زندگیم خیلی خیلی بهتر شده خدا را شکر

    این کامنت هم اومدم بنویسم که ذهنم رو خلع سلاح کنم

    خلاصه اون فکرها و توهمات گذشته هنوزم یه موقعهایی میخواد درگیرم کنه مثل امشب که داشتم با خودم بلند صحبت میکردم که ذهنم مثل گذشته می‌گفت فلانیها دارن صداتو میشنون و دلیل هم میاره که میگه تو خونت دوربین کار گذاشتن و صداتو دارن میشنون این جور بگو اونجوری بگو یه جورایی شررررک

    ولی امشب گفتم حتما کامنتش میکنم که خلع صلاح بشه این شیطان ذهن

    وقتی که از بیمارستان خارج شدم میخواستم دوباره برم سمت بازی کلش و اینیستا و اینا ولی خدا منو هدایت کرد با استاد آزمندیان به مدت یک ماه رفتم جلو که یکی از دورهاشو خریده بودم موفقیت در 150روز دیدم این آقا داره فقط حرفای قشنگ میزنه و من از حرفاش فقط به ا بچها فقط خندم می‌گرفت و من چون چند سال پیش به صورت غیر مجاز از دو تا دورهای استاد استفاده کرده بودم اون طعم بینظیر حرفای الهیی استاد رفته بود زیر دندونم و خودمو دوباره به یاری خداوند آوردم تو سایت و از فایلای رایگان استفاده میکردم و کم کم عضو سایت شدم و یه جوری پولش خدا برام جور کرد دوره عذت نفس رو خریدم و الان یک سال و خورده ای میشه که من با استاد هستم و بخدا من پارسال کجا و من امسال کجا

    ولی اینم بگم که من به اون قدری که عمل کردم نتیجه گرفتم

    خدا را سپاسگذارم بابت این رد پایی که از خودم بجا گذاشتم خیلی دلم میخواد استاد کامنت بنویسم خیلی و میتونم هم رد پاهای خوبی از خودم بجا بزارم حالا من خودم متوجه میشم یه خورده هنوز قوانین رو به اونصورت درک نکردم ولی می‌نویسم برام هم مهم نیس دیگران در موردم چه فکری میکنن چون مهم بوده برام در گذشته بخواطر همینم این کامنتی که نوشتم یک سال پیش میخواستم بنویسم و ننوشتم چون پر از شرک و بی عذت نفسی بودم ولی الان نوشتم

    براتون آرزوی موفقیت سلامتی ثروت خوشبختی حال خوب اقاافات خوب سعادت در دنیا رو آخرت خواستارم

    عاشقتم پیامبر خدا بخدا اگر اینجام این از نتیجه حرفای شما هست و اون خدا و شما استاد هر چی دارم الان تو زندگیم شما باعث شدید که من بهش برسم این حال خوب این آرامش اینا رو مدیون شما هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مجتبی عیوضی گفته:
    مدت عضویت: 231 روز

    سلام استاد

    باتمام وجود از شما سپاسگذارم که آگاهی‌های ارزشمندتون به ما آموزش میدید

    من هم یکی از اون افرادی هستم که چهار سال پیش با شما اشنا شدم وشروع کردم تا اموزشهای شمارو توی زندگیم اجرایی کنم و از فایلهای رایگان شما شروع کردم و بعد از حدود یک سال به نتایج خوب و قابل لمسی رسیدم اما متاسفانه بعد از چند وقت دوباره دچار روزمرگی شدم واز شما واموزشهاتون فاصله گرفتم بطور عجیبی تمام موفقیتهایی که کسب کرده بودم کم کم از دست رفت و کلی گرفتاری ‌وبدهی بوجود اومد الان میفهمم وقتی تاکید میکنید باید استمرار داشته باشیم یعنی چی خداروشکر الان حدود دوماه که دوباره اموزشهاتونو شروع وپیگیری میکنم وبطور معجزه اسا همه چیز داره خوب پیش میره ودوباره ارامش وحال خوبمو دارم بدست میارم و بدهی‌های بوجود اومده داره تموم میشه خداروشکر

    به همه دوستان پیشنهاد میکنم موضوع استمرار در اموزشهای شما رو کاملا جدی بگیرن

    بازهم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 196 روز

    به نام خدایی که مرا انسان آفرید

    سلام به استاد عزیزم به دوستان گرامی

    کار کردن روی باورهامون باید همیشگی باشه به محض اینکه ما از کار کردن دست می‌کشیم اون علف‌های هرز شروع به رشد می‌کنن چنان فضا رو پر می‌کنند که همه جا رو می‌گیرن و اون باورهای مثبتو از بین می‌ببرن پس باید این روال همیشگی باشه و ما مثل غذا خوردن و مثل آب خوردن این کارو ادامه بدیم و تکرار و تکرار کنیم تا اون باورای قبلی از بین بره و باورهای جدید شکل بگیره مثل قرآن آیه هاش تکراره مثل آیه موسی .لوط.که همیشه در قرآن میبینم ومن همیشه درباره این موضوعات باخودم حرف میزنم وقدم میزنم خیلی حسی بهتری میگیرم وبهم خیلی انگیزه ای بهتری میده وآرامش میگرم هرچی حرف های استاد را گوش میدم انگار برام جدیده اصلا دلمو نمیزنه نمی‌دونم چی شوقی دارم به گوش دادن حرفایی بی نظیر تون استاد عزیزم دوستتون دارم استاد مهربانم در پناه خدا شاد و موفق باشید به امید موفقیت همه ای عزیزان

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سما گفته:
    مدت عضویت: 200 روز

    سلام ودرود

    اونقدر این فایل برای بنده پیام مهم داشت که خدا می دونه برای همین جا داره بگم خدایا شکرت

    استاد سپاس

    به دوستانم میتونم بگم عزیزان ثروت فقط پول نیست پول یکی ازانواع ثروت هست که مهم و کاراست ولی باور توانمندی واحساس لیاقت ثروت معنوی بسیار مهمی است که ثروت مادی میسازه وبله

    استاد درست میفرمایدتکرار کار بر باور ها نقش بسیار گسترده ای در رسیدن به خواسته ها دارند حرفاشون با تجربیات بنده بسیار هماهنگ بود خصوصا جایی که در مورد نجواها سخن میگن

    با این فایل برام روشن شد که نجواهای ذهنی فعلی موذیانه دارن ذهنمو درگیر میکنن و تمرکزم رو بر احساس بد بدون اینکه بفهمم پس تمرکزم رو اوردم روی اینکه خدا امکان نداره مارو عاشقانه حمایت وهدایت نکنه برای شما هم از خدا ارامش ارامش ارامشی که موفقیت ها ولبخندها برایتان درربردارد مسئلت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    شهناز اباذري گفته:
    مدت عضویت: 3610 روز

    سلام به استاد عزیزم وتمام دوستان عباسمنشی…..که بقدری این روزا حالم خوبه که حد نداره …..دستاورد من از دیدن فایلهای استاد و خواندن کامنت های دوستان آرامشی ست که نهایت نداره…..هر لحظه و هر دقیقه رو با یاد خدا میگذرونم…..اینقد به خدا نزدیک شدم وحس خوبی پیدا کردم که گاهی مشکلات مالیم رو فراموش میکنم البته هنوز خیلی باید رو خودم کار کنم….وقتی کامنت های موفقیت دوستانم رو میخونم پیش خودم میگم بیخود نیست اینقد استاد نزد خدا محبوبه…..چون این همه نتیجه عالی،این همه خدا شناسی و به خدا نزدیک شدن که بواسطه استاد به آن دست پیدا کردیم فکر کنم در دنیا بینطیره…..و الحق که استاد به خوبی رسالتش رو به انجام میرسونه…..بسیار سپاسگزارخداوندم که استاد رو سر راهم قرار داد…..از خانوم لیلا شبخیز بسیار متشکرم بافایل بسیار زیبای که منو تحت تاثیر قرار داد و موفقیت های ایشان رو الخصوص سلامتی شان را تبریک میگم…از آقای عطا روشن با فایل پر انگیزه و عالی که پر از حس قشنگ بود تشکر میکنم و صورت پر از خنده شون همش جلو چشممه……از نوشین و نسیم عزیز دخترای گلم تشکر میکنم و خوشحالم که بسیار موفق هستن و از خانم رها،خانم مریم ودیکر دوستان که تمامیشان فایلهای زیبای ظبط کرده بودن و دوستان دیگری که ممکنه فراموش کرده باشم تشکر میکنم…..خوشحالم که از استاد عزیزم و بچه ها درسهای زیادی یاد میگیرم…..در پناه خدا باشید …..دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    شاهین حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین

    وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی

    خدارو سپاسگذارم که امروز هم بهم فرصت داد که در این مسیر قدم بردارم

    وقتی از محصولات استفاده میکنی یک سری تغییرات رخ میده که تو باید عمل کنی در راستای اون یعنی یک سری اتفاقات میفته که توباید درعمل نشون بدی تغییرات رو

    من خودم وقتی که دوره عزت نفس رو شروع کردم

    هدایت شدم به یک سری مسیرها و یک سری اتفاقات افتاد که باید در عمل نشون میدادم که من واقعا میخوام تغییر کنم و تغییر بدم باورهامو

    به موقعیت های جدید هدایت میشدم کارهای جدیدی که باید انجام میدادم که قبلا انجام ندادم ..

    اما ادم وقتی تغییر میکنه مخصوصا از جنبه ی عزت نفس متوجه تغییرات نمیشه چون درونیه

    ملموس نیست شاید خودش بفهمه اما فراموش میکنه واسه همین همیشه بنظر من باید دقیقا مثل مثال استاد همیشه رنگ بزنی ومشغول باور سازی باشی

    من خودم فراموش کرده بودم که باورهای قبلی اصلا محو نمیشند پس نباید تلاشی برای ازبین بردنشون کرد فقط باید باورهای جدیدو بهتر کرد و ساخت

    من قبلا اگر یه مدت روی باورهام کار میکردم و بعد نجوایی میومد میگفتم که پس چرا تغییر نمیکنه این باور اگر تغییر میکرد الان نجوا نداشتم

    غافل ازاینکه این نجواها همیشه هست به محض اینکه بخوای یه قدم جدید برداری

    یا یه مسئله رو حل کنی یا یه موفقیت جدید

    شروع میکنه به وز وز کردن

    واینجاست که کنترل ذهن معنا میده اون میگه ماهم باید بگیم با یاداوری موفقیت های گذشته

    با باورهای قدرتمند کننده با باورهای توحیدی

    که بنظرم قدرتمند ترین باورها برای کنترل ذهن هستند

    همین باوری که استاد میگه تمام ثروتمندان از راه درست به ثروت رسیدن

    همین که میگی تمام ثروتمندان میگه تمام کدوم تمام پس فلانی چی

    نکته دیگه که خیلی برای من حالب بود

    اینه که استاد میگه من فقط به 5درصد از این اگاهی ها عمل کردم

    یعنی 5درصد همچین موفقیت هایی رو ایجاد میکنه 50درصد چی واقعا میتونه خیلی شگفت انگیز باشه

    استمرار استمرار من خودم شخصا تصمیم گرفتم که با تمام وجود رو خودم کار کنم الان چند ماهه که دارم رو خودم کار میکنم وخیلی تغییرات داشتم اما دارم ادامه میدم برای نتایج بزرگ و بزرگتر

    ازخدا میخوام به هممون کمک کنه که هروز بهتر از دیروز بشیم

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1172 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده

    خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت

    مهاجرت به مدار بالاتر

    گام نهم

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم

    همیشه این را از زبان استاد عزیزم شنیدم که من همیشه بالای خودم کار میکنم و فایل های خودم را به صورت رندوم گوش میکنم

    استاد که از نظر من خییلی بالای خودش کار کرده و به موفقیت خییلی زیادی رسیده و الگوی زندگی من در تمام جنبه های زندگی من است

    استاد که همیشه این آگاهی ها را تکرار کرده و هنوزم با خودش تکرار می کند من هم باید تعهدم را در گوش دادن و انجام تمرینات بیشتر کنم الهی شکرت

    کنترل ورودی ها

    چند روزی است که نتوانستم به صورت درست روی خودم کار کنم و دلیل آن هم از منظر ذهنم پسر عمویم که با من است و در یک اطاق هستیم همیش در اینستاگرام است و در شبکه های اجتماعی می‌چرخه

    و این شده بود دلیل و ترمز ذهنی ام که ذهنم مدام به من می‌گفت بیبین اینجور که نمی شود روی خودت کار کنی مزاحمت می شود و نگاه کردم یکبار به قبل از که شرایط از این هم بدتر بود بیبین حالا یک نفر است آن زمان چندین فامیل و دوست آشنا بود آن زمان با همان شرایط توانستی ذهنت را کنترل کنی و هدایت شدی حالا یکبار هدایت شدی با همان روش حالا که کار ساده تر است حالا هم می شود با همان روش هدایت شوم فقط عجزم را جزم کنم و ادامه بدم الهی شکرت

    خدایا شکرت بابت آگاهی امروز الهی شکرت

    تمرین امروز

    از چی روشی برای درک بیشتر فایل استفاده میکنی؟

    من روش های مختلف را دارم مثلاً تنها که باشم تمام فایل ها را می نویسم و زمان که دور برم شلوغ باشه و فضا برای نوشتن نباشه گوش میدم و در نوت هم بعضی کلید ها را می نویسم و زمانی که گوش میدم حرف های استاد را تایید میکنم و اینقدر حالم بهتر می شود که انگار در می کشم و حس ام بهتر می شود

    وختی مثل امروز پشت شیطان را در خاک می زنم و میایم کامنت ها را نی خوانم و تایید میکنم خیییلی حس ام بهتر می شود

    روش من برای فایل ها

    نوشتن

    و گوش دادن است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فاطمه ش گفته:
    مدت عضویت: 1971 روز

    به نام خدای مهربان

    گام نهم

    اگر بخوام از سیر کار کردن روی باور هام از اول تاحالا بگم، من اول اول که فقط فایل هارو گوش میدادم؛ فقطط گوش میدادم و بس. حوصله نوشتن که نداشتم(احتمالا چون اونقدرا باور نداشتم) و کامنت هم اصلااااا؛ چون هم خجالت میکشیدم هم میگفتم اصلا نیازی نیست

    کم کم وارد مرحله نوشتن شدم، دیدم داره یسری اتفاقا میفته و ناخودآگاه برای اینکه بتونم بیشتر این آگاهی هارو تو ذهنم تثبیت کنم، نوشتن نکات رو شروع کردم.

    یکم که مدارم بالاتر رفت، بالاخره کامنت گذاشتن رو شروع کردم. یادمه خیلی خوشحال بودم که بالاخره به این ترس واهی غلبه کردم و کامنت میزارم برای هر فایل

    خیلی جالبه که خود نوشتن کامنت،باعث میشد آگاهی های خیلی بهتر توی ذهن من تثبیت شه؛ چون من همیشه سعی میکنم طبق توصیه استاد، برای کامنت ها از خودم مثال هایی پیدا کنم و این مثال ها باعث میشه قانون رو بیشتر درک کنم

    فکر میکنم الان وقتشه که یه قدم دیگه برای بهتر کار کردن روی آگاهی ها بردارم و بازهم جلوتر برم.

    اولین چیزی که به ذهنم میرسه، خالی کردن ذهنم از موارد نامناسب و بیهوده و جلوگیری از نشتی انرژیه؛ چون من با اینکه رو خودم کار میکردم و تایم بسیار زیادی رو هر روز صرف گشتن تو اینستاگرام میکردم؛ کلی تایم تو تلگرام میچرخیدم تا یکی پیام بده تا چت کنیم و سعی میکردم وقت های خالیم رو با بیرون رفتن با دوستام، تعریف کردن های بیهوده و غیبت کردن و مسخره بازی پر کنم؛ خیلی جالبه که همیشه هم برام سوال بود که خدایا چرا من وقت نمیکنم روی خودم کار کنم

    همزمان با شروع پروژه مهاجرت به مدار بالاتر، متعهد شدم که اینستا رو کلا کنار بزارم و چت کردن هم در حد ضروریات؛ از حق نگذریم اولش خیلی سخت بود چون انگار یه بخش مهمی از وجودت و مشغولیتت رو یهو استاپ میکنی و نمیخواستم هم چیز دیگه ای جایگزینش کنم تا بتونم با فایل های سایت پرش کنم؛ در نهایت اینو میگم که انصافا خیلی خوب عمل کردم و تا الان روی تعهدم موندم

    درمورد دوستان و اطرافیان هم روز های اول اونام پیام میدادن که چرا نیستی کجایی و… و خب برای من سخت بود نادیده گرفتنشون؛ ولی خیلی جالبه که خیلییی زود در حد دو سه روز که من توجه نکردم دیگه از اوناهم خبری نیست؛یعنی یه سلام و احوال پرسی ساده و تمام. اینجوریه که اگر من یه قدم بردارم خدا هزار تا قدم برای راحت کردن کار من برمیداره!

    و برای قدم بعدی تکرار آگاهی ها، متاسفانه نمیدونم چرا ولی من نمیتونم زیاد با خودم در هر زمینه ای صحبت کنم؛ اینم یه ایراده که احتمالا باید روش کار کنم. ولی تا میام به صورت ارادی روی یه زمینه ای فکر کنم سریع ذهنم میره به سمت و سوی دیگه و حواسم پرت میشه؛ البته خانواده شلوغی هم داریم و زیاد تنها نمیمونم اما این دلیل قانع کننده ای نیست و باید روش کار کنم

    درمورد من نوشتن خیلی جوابه؛ یعنی تا میبینم یه چیزی تو ذهنمه چه خوب چه بد، مینویسمش

    اگر خوب باشه، بهش پر و بال میدم و سپاسگزاری میکنم

    اگر بد باشه، از طریق قانون باهاش برخورد میکنم، حلش میکنم و به احساس بهتر میرسم

    اما میتونم اینکه درموردش صحبت کنم و صدام رو ضبط کنم رو امتحان کنم و ببینم این یکی چجوری روی من تاثیر میزاره.

    خداروشکر میکنم که این قدم رو هم برداشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: