مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته» - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    95MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    21MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

880 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1328 روز

    به نام یگانه خالق هستی رب العالمین

    سلام خدمت استاد عزیزم و همینطور خانم شایسته ی عزیز وتک تک دوستانم …

    خدایا شکرت که امروز هم فرصتی بهم دادی که تابتونم بیام سایت این فایل رو گوش کنم وازش توزندگیم استفاده کنم تا آدم شادتری باشم ….

    نکته ی مهم

    (سوره لیل آیه 4)

    (آن سعیکم آشتی. تلاش شما خیلی پراکنده است )

    وقتی خواسته آیی داریم مثل استاد که خواستشون مهاجرت بود آزادی بودی وهرچی ….

    آمدن وتمام تمرکزشون رو گذاشتن روی کاری که میخواستن

    مثل جمع کردن دفترهاشون چه در تهران چه شهرستان وکارای دیگه که باعث میشد تمرکزشون رو از روی خواستشون برداره که مهاجرت صورت بگیره براشون …

    واستاد میگن من برای اینکه پراکنده نباشه هواسم وفرکانسم رو بزارم روی مهاجرت گفتم چه کارهایی رو باید انجام بدم وچه کارهایی رو نباید انجام بدم ..

    یعنی فقط بحث انجام دادن یه سری کارها نیست بحث انجام ندادن یه سری کارها هم هست

    گفتم من چه کارهایی رو نباید انجام بدم .گفتم تاوقتی من تمرکزم توایران ودارم کارمیکنم و اینقدر درگیرم نمیتونم مهاجرت کنم ..

    وکی به این رسیدم وقتی که دبی بودم

    چون وقتی من خواسته آیی دارم طبق قانون پیش میرم وهمه ی اون کارهایی که برای رسیدن به خواسته رو خواسته بود انجام دادم همه ی اون باورها رو ساختم همه ی اون اقدامات عملی رو انجام دادم کارها رو کردم ..

    بعد دیدم نمیشه ومیشستم فکرمیکردم‌ عمیق که احتمالا یه چیزهایی اززیر دستم در رفته

    البته که من هیچ کاره ام ومیشینم با خدا صحبت میکنم ومیگم توبگو چیکارکنم ..

    در واقع بهترین جمله ای که میشه گفت اینه که

    به بی فکری خودم اعتراف میکنم ب ناتوانی خودم اعتراف میکنم به تسلیم بودن خودم اعتراف میکنم ..

    (وبه قول موسی که میگه خدایا من به هرخیری که ازتو بهم میرسه بهش فقیرم …)

    توبگو قضیه چیه توبگو کجای کارایرادداره تومنو هدایت کن تومنو آگاه کن ….

    جوابی که آمد این بود ..(آن سعیکم آشتی)…

    سعی شما پراکنده است ومن همون شب تصمیم گرفتم آمدم وتمام برنامه هام روکنسل کردم برنامه هایی که براشون هزینه کرده بودم …

    وقتی اون الهامات که بهم داده شد منم تمام دفاترم رو جمع کردم

    واصلا نگران ازدست دادن چیزی نیستم حالا اینکه چقدر هزینه کردم ومیگم جهان پرازنعمت فراونیه وخداوند رزاق دوباره میسازمشون …

    ومیرم سراغ هدف بعدی….

    نکته بعدی …

    تمام اتفاقاتی ک وارد زندگی ما میشه بخاطر باورهای ماست وماباید باورهامون رو درست کنیم که اینکار زمان می‌بره ومقاومتها هم هست چون خیلی حرفها شنیدیم خیلی چرت وپرتها را شنیدیم وتومغزمون جادادیم که باید تغییر کنه

    ولی هرچقدر که بیشتر کارمیکنی مدارت تغییر می‌کنه وهرچقدر مدارت تغییر کنه هی به جاهای بهتری هدایت میشی ….

    اگاهی ودرسی که این فایل برام داشت

    1- وقتی خواسته ای دارم باید بتونم با خواستم هم فرکانس بشم باورهامو نسبت به خواستم درست کنم تغییر بدم وباید براش قدم بردارم قدم عملی وسعی کنم تمرکزم رو فقط روی خواسته ام بزارم به صورت لیزری وپیش برم وخداوند هم دراین‌مسیر هادی وحامی منه وهدایتم می‌کنه

    وهرچقدر باورهای من نسبت به خواستم بهتر بشه و بهتر روی خودم کارکنم مدارم تغییر می‌کنه و جهان منو به جای بهتری که زمین بزرگتری هست هدایت می‌کنه …

    2ـ وقتی خواسته آیی دارم فقط این نیست که بگم چه کارهایی رو باید انجام بدم بلکه یه سری کارها هم هست که نباید انجام بدم ..مثلا اگربه دوتا کارمتفاوت علاقه دارم

    باید ببینم به کدومشون عشق وعلاقم بیشتر و تمرکزم رو بزارم روی اون کار ..مثلا من خودم توهنر خیلی استعداد دارم اما عشق وعلاقم ورزشه برای همین مسیر ورزش رو انتخاب کردم ….

    3ـ مورد بعدی اینکه وقتی میفهمم یه مسیری رو‌رفتم تا یه جایی وحالا شاید براش خیلی وقت و هزینه هم صرف کردم

    اما وقتی میبینم اون مسیر منو ازخواسته ی اصلیم که مثلا ورزش هست وداره دورم‌میکنه میتونم با شجاعت ازاون‌مسیری که رفتم برگردم وبرم‌به دنبال خواسته آیی که میخواستم

    من توی هنر یه مسیری رو پیش رفتم براش کار کردم هزینه کردم وقت گذاشتم ساعتها اما دیدم این مسیر داره منو ازخواستم که ورزش وکاردرمحیط ورزشه دور می‌کنه

    وتصمیم‌گرفتم برگردم و به اون کاری که عشقم وعلاقم بود آدمه بدم

    4ـویادم باشه جهان سرشار ازنعمته ثروته ونعمتهای خدابینهایته خدا از بینهایت طریق به مانعمت میده واینو تکرار کنم و به خودم بگم که خدا رزاق

    استاد عزیزم سپاسگذارم ازشما بابت این فایل واین آگاهی ها

    همینطور خانم شایسته ی عزیز

    در پناه خداوند یکتا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1630 روز

    به نام خداوند

    إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّی (4) اللیل

    همانا سعی شما پراکنده است.

    اهمیت موضوع رسیدن به خواسته برابر با هم مداربودن با خواسته هست یعنی خیلی مهم هست که ما با خواسته هم مدار باشیم یعنی هم از لحاظ فکری وهم فکری باید در جهت رسیدن به خواسته باشیم .

    تمرکز مهم هست.

    در لحظات تمرکز هست که الهامات دریافت میشه و راه حل ها به ما گفته میشه .

    وقتی در مسیر درست قرار می گیرم الهامات ما در راستای خواسته ماست ، حالا مهم هست که تلاش ما بصورت متمرکز باشه و ما را قدم به قدم به خواسته نزدیک کنه .

    علت اصلی افرادی که به خواسته خود نمی رسن ، بخاطر اینکه، رویای خودشان را پس از مدتی فراموش می کنند و رویایی که شاید سالها تجسم می کردن فراموش میشه، چرا؟

    چون

    إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّی  هست ، یعنی آن رویایی که در ذهن هست با آن کار و فعالیت روزانه او متفاوت هست و بعداز مدتی از مدار خواسته دور میشه، و درنهایت فراموش میشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1920 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    خدای رحمانم هدایتگرم باش ،هر لحظه

    نکات کلیدی این قسمت

    1-تضادها باعث ایجاد خواسته‌ها می‌شود و باعث پیشرفت می‌شود

    2 از قانون استفاده کردم برای اینکه چطور به خواسته‌ام برسم

    3-آیه‌ای در قرآن به نام آن لسعیکم لشتی

    تلاش شما خیلی پراکنده است وبه قولی تمرکز شما فوکس نیست .

    4-وقتی شما یک هدفی را دارید و یک سری یک سری کارها را انجام بدهید و یک سری کارها نباید انجام دهید.

    5-من همیشه دارم به قانون فکر می‌کنم فکر می‌کنم که چطور می‌شود به خواسته‌ها رسید و چه کار باید بکنم

    5-اگر خواستم نمی‌شد می‌نشستم فکر می‌کردم تمرکزی،و خیلی عمیق.

    می‌شینم می‌گویم خدایا تو بگو،می‌شینم به بی‌فکری خودم اعتراف می‌کنم،به ناتوانی خودم اعتراف می‌کنم،به تسلیم بودن خودم اعتراف می‌کنم،میشه اصلاً می‌گفتم خدایا من هیچ فکری ندارم،من فقیرم به هر خیری که از تو به من برسد،تو بگو کجای کار ایراد داره،تو منو هدایت کن تو منو آگاه کن.

    6-وقتی من بفهمم یک مسیری اشتباه است مهم نیست که چقدر رفتم این مسیررا،هر کجا باشد جلویش را می‌گیرم و مسیررا عوض می‌کنم.

    7-وقتی که الهامات را دریافت کردم آمدم تمام اون درگیری‌های ذهنی را،جمع کردم

    8-وقتی که من یک هدفی رو دارم باید فرکانس‌هام باید در راستای اون هدف باشد گر فرکانس‌ها م در راستای اون هدف نیست مهم نیست که چقدر من می‌خوام به اون هدف برسم ،به هدفم نمی‌رسم.

    9-شما ذهنت درگیر یک مسئله است ومی‌خواهی به یک خواسته دیگر برسی ذهنت درگیر یه چیز دیگه است درگیر متضاد او خواسته است،نمی‌شود به این خواسته رسید وقتی که ذهنت اینجاست .

    10-وقتی بحث فرکانس و بحث توجه را درک می‌کنید بهتر می‌فهمید .

    11-وقت شما تغییر می‌کند فرکانستون،و همه چی رو آماده می‌کنید طبق قوانینی که درک کردید برای اینکه من به خواسته ام برسم،دیگه بقیه کارها را جهان انجام می‌دهد.

    12-من دوست داشتم اتفاق بیفتد ولی واقعاً قلباً سپرده بودم به خدا و من دوست داشتم اون اتفاق بیفتد،ولی اینکه چه جوری باشه از چه طریق باشد،خدا برای من انتخاب می‌کرد وسایل تعیین و بهترین و راحت‌ترین روش من رو به خواستم می‌رساند.

    من اصلاً به روش رسیدن به خواسته کاری ندارم ،به خواسته کار دارم،و اصلاً نگران نبودم که نشود. گفتم اگر بشود خوشحالم اگر نشود هم ناراحت نیستم.

    13-همه اون قوانینی که برای رسیدن به خواسته است،خودم از آنها استفاده کردم راحت به خواسته‌هام رسیدم،اینقدر راحت همه چیز فراهم می‌شود،همه چیز من داده می‌شود، همه این‌ها بحث فرکانس است بحث مدار است بحث باور است بحث احساس خوب ،بحث امید،بحث ایمان بحث توکل.

    14-تمام اتفاقاتی که وارد زندگی ما می‌شود به خاطر باورهای ماست و ما باید تنها کاری که بکنیم اون باورهادرست کنیم که این کار زمان می برد.

    چون خیلی مقاومت‌هاست خیلی حرف‌ها رو شنیدیم خیلی چرت و پرت‌ها رو در ذهنمون جا دادیم،ولی هرچقدر بیشتر کار می‌کنیم مدارت تغییر هر چقدر هم به مدارت تغییر کند،به جای بهتری هدایت میشی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2179 روز

    به نام خداوندی که هر آنچه دارم از اوست

    سلااامی گرررم به استادان و دوستان عزیزم در این سایت فوق العاده

    سپاسگزار خداوندم که مرا به این سایت الهی هدایت کرد

    گام 16: اجرای مفهوم هم فرکانس شدن با خواسته

    آیه قرآن: ان سعیکم لشتی

    خداوند میفرماید: تلاش شما خیلی پراکنده است.

    وقتی شما هدفی دارید یکسری کارها را باید انجام دهید و یکسری کارها را نباید انجام دهید تا به اون هدفتون برسید

    همیشه باید به قانون فکر کرد همیشه باید فکر کرد چگونه آدم به خواسته هاش میرسه و چیکار باید بکنه

    چگونه؟ باید بنشینیم به بی فکری خود اعتراف کنیم به ناتوانی خود اعتراف کنیم به تسلیم بودن خود اعتراف کنیم

    بگیم من هیچ فکری ندارم .. من فقیرم به هر خیری که از تو به من برسه .. تو به من بگو قضیه چیه .. تو به من بگو کجای کار ایراد داره..تو منو هدایت کن ..تو منو آگاه کن

    ◀️◀️◀️ از قدرت سوال غافل نشوید.

    ◀️◀️◀️ الهامات را جدی بگیرید.

    وقتی میفهمید یک مسیری اشتباه است مهم نیست تا کجا رفته باشید در هر مرحله ای باشید باید جلویش را بگیرید. اصلا مهم نیست چقدر برایش زمان گذاشته اید چقدر انرژی گذاشته اید

    این ره که میروی به ترکستان است خب مسیر را عوض کن

    وقتی من هدفی دارم باید فرکانس هایم در راستای اون هدف باشه اگه میخوام بهش برسم ، اگه فرکانسام در راستای اون هدف نباشه مهم نیست من چقدر بخوام بهش برسم من به اون هدف نمیرسم.

    خدایا کمکم کن…خدایا من هیییچی نمیدونم…خدایا من به هر خیری که از تو بهم برسه فقیرم .. تو مسیر رو نشونم بده… تو بگو چیکار کنم.

    سپاسگزار استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیزم هستم.

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    جمال وفروزان دویار هم مسیر گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته بزرگوار وهمکلاسی های توحیدی

    زمانی که یه خواسته ای داریم و افکارمون پراکنده درمورد اون موضوع باشه یه سری ترمز ها وجود دارن که مانع گاز دادنمون میشه و وقتی اون مسیر رو هموار کنیم از لحاظ ذهنی وفیزیکی همه چیز اتفاق خواهد افتاد .

    برای انجام شدن هر کاری باید باور های توحیدیمون رو تقویت کنیم وخودمون رو بسپاریم به جریان هدایت و سپاسگذار باشیم تا خود خداوند ایده ها را بهمون بگه وما عمل کنیم .

    زمانی که بفهمیم مسیری که توش هستم اگه اشتباه داریم میریم باید همون جا قطعش کنیم و مسیر درست رو از خدا بخواهیم وبریم سمتش که هیچ چیز مثل احساس خوب نیست و اونم فقط در مسیر درست گیر میاد .

    من تجربه خودم در این رابطه این بود که دوسال پیش دیدم در یک مسیر هستم که اشتباه هست وقطع کردم اون ارتباط کاری رو ولی الان هم دوباره برام اتفاق افتاده دوست دارم به یک ارامشی برسم وامیدوارم به زودی به اوون هدایت برسم .

    وقتی که قرار بگیریم در مسیرمون ودستانی میان تو راهمون وما رو اسان میکنن برای اسانی ها ولذت .

    کاش بتونیم توی تموم کارها روی فکر پوک خودمون حساب نکنیم و همه رو واگذار رب رحمانمون کنیم وبا خیال راحت به نتایج عالی فکر کنیم وکار رو تموم شده بدونیم .

    زمانی که باورمانوم درست باشه و ایمان وتوکل درست داشته باشیم و سپاسگذار باشیم همه چیز به موقع وعالی انجام خواهد شد .

    در پناه خداوند یکتای بی همتا و رزاق و رحمان ورحیم شاد وپیروز باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    به نام خدای آسانی ها

    وقتی داستانِ این هدایتِ شگفت انگیز رو برای خودم یادآوری کردم، فقط می‌تونستم لبخند بزنم بابت اینهمه همزمانی و هدایتِ بی نظیر.

    چند روزی هست که من تمرکزی دارم روی خودم کار می‌کنم و بیشترین تلاشم اینه که بتونم حال خوبم رو « پایدار » نگه دارم. و کلا چند روزه که خیلی دارم به قدمِ بعدی که باید بردارم فکر می‌کنم. داشتم فکر می‌کردم من الان تو این برهه از زندگیم خواسته‌م اینه که دانشگاه قبول بشم. چون هم در مسیر علاقمه، هم باعث رشدمه، هم حالم باهاش خوبه، هم مسیریه که میدونم الان باید واردش بشم. من دارم رشته‌ی انسانی میخونم اما هدایت شدم به اینکه کنکور هنر بدم و الان که در مسیر تحصیلم، دارم یه سری کارهای دیگه هم انجام میدم. دیروز یهو یاد حرف هفته‌ی قبل خواهرم افتادم که داشتیم باهم حرف می‌زدیم و گفت : حدیث به نظرت اگه تمرکز نصف بشه، نتیجه چی میشه!؟ گفتم چی میشه!؟ گفت صفر میشه. دیروز یهو یادش افتادم و با خودم گفتم خب حدیث تو الان چی میخوای!؟ و جوابم قطعا موفقیت تو کنکور بود. و بعد از خودم پرسیدم کارهای متفرقه ای که الان داری انجام میدی ریشه‌ی باوریش چیه!؟ یکی از اون کارها تلاش نصفه و نیمه و بی هدفِ تولید محتوا بود که دیدم ریشه‌ش اینه که من فکر می‌کردم با تولید محتوا خیلی راحت تر میشه پول ساخت و از مسیر علاقه کمتر میشه‌. و با خودم گفتم خب الان ریشه‌ی این باور رو ببین. داری ذهنت رو شلوغ میکنی با انجام این کار و طبیعتا نتیجه‌ی کنکورت اون طور که باید نمیشه چون تمرکز هرچقدر پراکنده تر، نتیجه ضعیف تر. و همون دیروز به خدا گفتم خدایا، من نمیدونم، من نادانم، تو هدایتم کن. تو منو به سمت مسیری هدایت کن که میدونی خیر من توشه. و بعد رهاش کردم. دوباره پرداختم به کار کردن روی خودم و درسام. امشب یه حسی بهم گفت به آبجیم زنگ بزنم باهاش حرف بزنم. چون حدود دو هفته‌ست که هر دوی ما داریم روی خودمون کار می‌کنیم و من دارم می‌بینم که هیچ ارتباطی با هیچکس به جز آبجیم ندارم و فکر می‌کنم اون هم همینطور چون کاملا مشخصه که روی مدار همیم. زنگ زدم به آبجیم با ذوق گفتم آبجی، فصل اول کتاب رویاهایی که رویا نیستند استاد رو خریدم. و شروع کردیم به حرف زدن درموردش. گفتم استاد خیلی ملموس توش حرف میزنن؛ درمورد وضوح خواسته ها؛ اینکه خودت باید کاملا بدونی که چی میخوای. و مسیر هم فرکانس شدن با خواسته. آبجیم یهو با تعجب گفت حدییییث؛ فایلی که من امروز از استاد گوش دادم هم دقیقا درمورد همین بود. گفتم چی بود!؟ و گفت وقتی داشتم گوشش میدادم همش یاد تو می‌افتادم. گفت برو فایل شونزدهم مهاجرت به مدار بالاتر رو ببین. گفتم باشه و قطع کردیم. گذشت و من رفتم درس خوندم و شام خوردم و … الان که میخواستم بخوابم، ندای درونم گفت حدیث برو تو سایت. میخواستم کامنت های فصل اول کتاب رویاها رو بخونم اما حسم گفت برو سراغ فایل های مهاجرت به مدار بالاتر. اومدم رو فایل شونزده و دقیقاِ دقیقاِ دقیقا همون چیزهایی رو شنیدم که باید می‌شنیدم.

    متوقف کردن یه سری از کارها برای رسیدن به خواستت واجب تر از انجام یه سری کارهاست. خدای من! جوابمو گرفتم. همین الان جوابمو گرفتم.

    چون من میدونم که باورهام درمورد کنکور خییییییلی درسته. انقدرررررر حس خوبی به کنکور دارم که عملا هییییچ کسی رو در رقابت با خودم حس نمی‌کنم. کنکور رو مزرعه‌ی سبز بزرگی می‌بینم که فقط من توش ایستادم و چشمام رو بستم و دارم از نوازش باد و صدای چشمه لذت می‌برم. خدا با نشون دادن این فایل بهم گفت حدیث هر چیزی بهایی داره. بهای قبول شدن در کنکور درس خوندنه. و طبیعتا هرچقدر که تمرکز بیشتر باشه، نتیجه قوی تره. خدا بهم گفت یه سری کارها رو متوقف کن. تو با مسیر علایقت به هرچی که بخوای میرسی. به ثروت، حال خوب، سلامتی، جایگاه خوب، صلح با خودت و هر چیزی که بخوای. خدا بهم گفت که باید ذهنت رو مرتب کنی. باید با حال خوب و ذهن آروم درس بخونی.

    خدایا شکرت که انقدر نرم و تمیز و راحت هدایتم می‌کنی!

    خدایا شکرت که پاسخ میدی به خواسته هام.

    خدایا شکرت که مسیر علایقم رو بهم نشون میدی.

    خدایا شکرت.

    عاشقتم خدا، عاشقتم حدیث.

    خدایا شکرت که تو خدای منی و من بنده‌ی تو ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
      مدت عضویت: 2709 روز

      سلام جیگر جون.

      باورم نمیشه که اینا رو اینجا نوشتی. امروز که این دیدگاه‌ت رو خوندم بهش فکر کردم. به اون روزی که با هم تلفنی صحبت کردیم.

      خدای من. چقدر دور بنظر میاد. احساس میکنم یکی دوسال از اون روز گذشته. یعنی ما انقدر رشد کردیم؟! خدای من، فوق‌العاده‌‌ست.

      این جمله هم یکی از جملات بدیهی سایت بود که من بارها و بارها شنیده بودم و توقع داشتم تو هم شنیده باشی: تمرکز که نصف بشه، نتیجه نصف نمیشه، صفر میشه.

      مثل فایلی که دیشب تو بهم گفتی و گفتی که صدبار تاحالا بهش برخورد کردی ولی من حتی اسمش رو هم نشنیده بودم. چی بود اسمش راستی؟!

      اصلِ چی چی؟!

      در هر صورت خوشحالم که همچین یادگاری‌ و ردپایی رو اینجا گذاشتی. مرسی ازت.

      بوس‌بوسی من !

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        حدیث سادات حسینی گفته:
        مدت عضویت: 1137 روز

        سلام آبجی جونم

        وااااقعا چقدر دور به نظر میاد

        من اصلا یادم نمیاد کی این اتفاقا افتاده

        کی با تو حرف زدم

        کی تو گفتی برو این فایلو ببین

        کی من رفتم دیدم

        الان که خوندمش برای خودم خیییلی جدید بود

        اسم اون فایله هم بود

        « اصل بقای اصلح »

        حتما ببینش جالب و آموزنده‌ست

        ممنونم که اومدی جواب کامنتمو دادی، باعث شد خودم یه بار دیگه بخونمش و عشششششق کنم.

        دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایا شکرت برای تمام داشته هایم خدایا شکرت برای سلامتی خودم و خانواده ام خدایا شکرت که به من آگاهی دادی تا در مسیر درست قدم بردارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو شایسته

    در مسیر رسیدن به خواسته و همفرکانس شدن با خواسته

    لازمه یه سری از کارها رو انجام بدیم و یه سری از کارها رو متوقف کنیم

    کارهایی که که انجام دادنشون به ما احساسه بد میدن مثل ناشکری و ناسپاسی مثل گلایه و شکایت و غر زدن مثل حسادت و مقایسه کردن باید از اینا اعراض کنیم

    و مدام شکرگزاری داشته ها رو داشته باشیم

    احساسه خوبی داشته باشیم

    فرکانس خوب بفرستیم به جهان

    برای رضای خدا قدم برداربم

    و من میتونم خلق کنم خواسته هایم را اتفاقات و شرایط زندگی و کسب و کارم را

    من توانایی دارم

    با ساختن و بهبود افکار و باور درست

    افکار و باوری که منو به خواسته هایم نزدیک کند

    من متفاوت از بقیه هستم افکار متفاوت رفتار متفاوت و نتایج متفاوت و زندگی متفاوت

    و خدا رو شکر میکنم که منو در ابن مسیر قرار داد

    تا بتونم لذت ببرم در لحظه حال

    من لایق نعمت و ثروت و فراوانی وشادی هستم

    باید تا جایی که میتونیم خودمون رو هم جهت با فرکانس خواسته قرار بدیم و سریع تر به خواسته ها میرسیم

    موندن در مومنتوم مثبت

    موندن در این سایت الهی

    استاد بی نهایت ممنونتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 788 روز

    به نام خدا

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیزم و همه ی دوستانم

    خداروشکر میکنم که یه گام دیگه رو گوش کردم نکته برداری کردم و برای درک بهتر آگاهی ها دارم کامنت مینویسم

    واقعا داستان مهاجرت استاد مثل یه معجزه س مخصوصا برای منی که شاهد دوستانم بودم که با وجود بهترین مدارک تحصیلی و تسلط کامل بر زبان و سالها دوندگی هنوزم نتونستن مهاجرت کنن و این نشون دهنده ی اینکه چقدر باورها میتونه متفاوت باشه و چقدر در زندگی اثرگذاره . از خوندن کامنت های دوستانم چقدر لذت بردم و خدارو شکر میکنم که در مدار این اگاهی ها قرار گرفتم . خوندن کامنت پاکیزه ی عزیز قدرت خدارو برام یادآوری کرد خیلی سپاسگزارم ازشون .

    نکات فایل :

    مهاجرتتون رو به آمریکا توضیح بدید .

    دلایل مهاجرت من تقویت زبان انگلیسی و برخورد با تضادهایی بود که آزادی من رو محدود می‌کرد و خواسته ی زندگی در جایی با آزادی بیشتر رو در من به وجود آورد . وقتی مطمئن شدم که می‌خوام این خواستم محقق بشه، اومدم با استفاده از قانون بررسی کردم که چطور می‌تونم به آن برسم . یه آیه‌ای هست در قرآن “إِن‌َّ سَعیَکُم‌ لَشَتّی‌” یعنی تلاش شما خیلی پراکنده است و متمرکز نیست . وقتی یک هدفی رو تعیین می‌کنیم برای رسیدن به آن، یک سری کارها رو باید انجام بدیم و یه سری کارها رو نباید انجام بدیم یعنی فقط بحث انجام دادن یه سری کارهای درست نیست بلکه انجام ندادن یه سری کارهای نادرست هم مهمه و با خودم گفتم من چه کارهایی رو نباید انجام بدم . دیدم تا وقتی تمرکزم روی ایرانه و کاملاً ذهنم درگیر بیزینس‌هاییه که تو ایران دارم و هر روز پایه‌هام داره قوی‌تر می‌شه پس امکان مهاجرت هم از من گرفته می‌شه چون یه پام روی گازه و یه پام روی ترمز . یه شب تا صبح در خیابان‌های دبی راه می‌رفتم و فکر می‌کردم که چرا یه مدته می‌خوام مهاجرت کنم ولی اتفاق نمی‌افته . با توجه به شناختی که از قوانین دارم، می‌دونستم که طبق قانون باید مهاجرت رخ بده چون من اقدامات عملی رو انجام دادم و باورها رو ساختم و تکاملم رو طی کردم و وقتی نمی‌شه یعنی احتمالاً یه چیزهایی از زیر دستم در رفته . این مواقع می‌شینم و از خداوند می‌خوام بهم بگه که مشکل کجاست . در واقع به بی‌فکری و ناتوانی و تسلیم بودن خودم در برابر خداوند اعتراف می‌کنم و به خدا گفتم من هیچ فکری ندارم و به هر خیری که از طرف تو برسه فقیرم، تو بهم بگو کجا ایراد داره و هدایتم کن و از قدرت سوال استفاده کردم و به جای حساب کردن روی عقل، روی خدا و هدایتش حساب کردم . جوابی که اومد این بود که تو خواستت مهاجرته در حالی که هر روز کارت رو در ایران داری گسترش میدی و تلاش تو پراکنده است . من همون شب تصمیم گرفتم که تمام برنامه‌های کاریم رو با وجود همه هزینه‌هایی که کردم، کنسل کنم چون وقتی بفهمم یه مسیری اشتباهه مهم نیست که چقدر اون مسیر رو رفتم و هر کجا که باشه متوقفش می‌کنم . مثلاً بعضی‌ها هستند که میگن من چند ماه مونده مدرک دکترا رو در فلان رشته بگیرم ولی از این رشته و محیط کاری آن متنفرم و فقط به خاطر حقوق و اعتبار و … دارم ادامه میدم و به زمان و زحمتی که در این مسیر کشیدم فکر می‌کنم و دلم نمیاد آن را رها کنم . جوابی که من در مورد خودم میدم اینکه من به محض علم بر اشتباه بودن مسیرم، اصلاً مهم نیست که چقدر در آن پیش رفتم، براش زمان گذاشتم و هزینه کردم و از انرژی و جوانیم خرج کردم این مسیر اشتباهه پس باید مسیر رو عوض کنم و مقاومت کمی در این موارد دارم . البته من دارم راجع به خودم حرف می‌زنم و به کسی جوابی ندادم که بخوام مسئولیت زندگی اون‌ها رو بر عهده بگیرم . چون ممکنه مسیر فعلی رو رها کنه و دنبال علاقه‌اش بره و بعدها ادامه نده یا تحت تاثیر حرف دیگران از تغییر مسیرش پشیمون بشه لذا من نمی‌خوام مسئولیت تصمیمات شما رو بر عهده بگیرم . ( من هم خیلی وقته که به این نتیجه رسیدم به رشته م و محیط کاریش علاقه ای ندارم ولی قبلا حتی جرات فکر کردن به اینکه رهاش کنم رو هم نداشتم ولی الان دارم سعی میکنم باور فراوانی رو در خودم تقویت کنم که بی نهایت ایده وراه برای ساخت ثروت وجود داره و اینکه از این طریق برای من سخته به این معنی نیست که از هیچ طریق دیگه ای ممکن نیست و دارم چیزهای مختلف رو امتحان میکنم تا علاقه م رو پیدا کنم و از خداوند هر لحظه هدایت میخام)

    خیلی از سوال‌ها برای رفع مسئولیت از خود فرده چون غالباً افراد می‌دونن که کار نادرستی انجام میدن ولی می‌خوان یه چیزی از یه نفر بشنوند تا اون کار نادرست رو با مسئولیت اون فرد انجام بدن و کار غلط بر عهده دیگری بیفته.

    بحث این نبود که گسترش کسب و کارم در ایران اشتباهه نه ؛ در واقع خواسته ی من تغییر کرده و من می‌خواستم طلوع خورشید رو ببینم در حالی که به سمت غرب حرکت می‌کردم و حالا باید هرچه جلو رفته بودم، برمی‌گشتم و اصلاً نگران هزینه‌هایی که کرده بودم و از دست می‌رفت نبودم چون همیشه به فراوانی باور داشتم و باور داشتم که خداوند بی‌نهایت رزاقه و دوباره همه چیز رو می‌سازم . بعد از این به کشورهای مختلف سفر کردم و در نهایت به آمریکا هدایت شدم . پس وقتی ما یه هدفی داریم، باید فرکانس‌هامون در راستای اون هدف باشه و در غیر این صورت مهم نیست که چقدر اون هدف رو می‌خوایم ولی در نهایت بهش نمی‌رسیم . اگر بحث فرکانس و توجه رو درک کرده باشیم بهتر این موضوع رو می‌فهمیم . بعد از انجام این اقدامات عملی درها معجزه آسا برای من باز می‌شد مثلاً یکی از دوستانم رفته بود سفارت آمریکا در فرانسه و به من اطلاع داد که ایرانی‌ها هم می‌تونن از طریق اونجا برای ویزای امریکا اقدام کنند . ما هر سه با هم به سفارت رفتیم در حالی که گفته بودند تک تک برید وگرنه فکر میکنن میخواید اونجا زندگی کنید و ویزا نمیدن . من هیچ تسلطی روی زبان انگلیسی نداشتم ولی در سفارت یه خانمی بود که به زبان فارسی تسلط داشت، در واقع همزمانی‌ها با تغییر فرکانس من و تمرکز کردن روی خواسته ی مهاجرت خیلی خوب رخ داد و جهان همه کارهارو انجام داد . اون خانم به خواست خدا، آنقدر آماده بود که ویزا رو صادر کنه که اصلاً هیچ مدرکی از من نخواست در حالی که همه می‌گفتند باید کلی مدارک ببری و املاک و حساب بانکی زیادی داشته باشی ولی هیچ کدوم از مدارک رو حتی نگاه هم نکرد و تمام پروسه صدور ویزا چند دقیقه هم طول نکشید و همه آن به خاطر تفاوت در باورهای من بود .من قلباً همه چیز رو به خداوند سپرده بودم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه . البته دوست داشتم که مهاجرت اتفاق بیفته ولی اینکه کجا و به چه طریق به خدا سپرده بودم و خدا برای من بهترین و ساده‌ترین روش رو انتخاب می‌کرد . چون من به روش رسیدن به خواستم کاری ندارم، من به خود خواسته ام کار دارم لذا اصلاً نگران نبودم که نشه یا بشه و می‌گفتم اگه بشه خوشحالم و اگر نشه ناراحت نیستم نه اینکه نشه خوشحال می‌شم .

    ویزا خیلی زودتر از موعد آماده شد و ما به آمریکا سفر کردیم و یکی از دوستان سایت همه ی کارها رو انجام داده بود و همه چیز از طریق دستان خداوند مهیا شده بود .

    با استفاده از قوانین رسیدن به خواسته‌ها خیلی راحت همه خواسته‌ها اتفاق می‌افته همه ش بحث فرکانسه، بحث باوره، بحث امیده، بحث احساس خوبه، بحث ایمان و توکله . تمام اتفاقاتی که وارد زندگی ما می‌شه به علت باورهای ماست و کار ما اصلاح باورهاست که زمانبره چون مقاومت‌هایی که در ذهنمون هست، زیاده ولی با کار کردن مداوم مدارمون تغییر می‌کنه و با تغییر مدار به جاهای بهتری هدایت می‌شویم .

    خیلی سپاسگزارم از همگی الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 379 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

    (خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

    (خداوندی که) مالک روز جزاست.

    (پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم.

    ما را به راه راست هدایت کن…

    راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.

    خانم شایسته عزیز ممنون بابت این پروژه زیبا

    استادددد گرامی مچکرممممم

    شکر خدا که امروز هم تونستم گام شونزده پروژه رو پیش ببرم.خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم.

    لیست نبایدها: یکی از ویژگی های منفی که در گذشته داشتم و الان متوجه شدم و سعی در اصلاحش دارم اینه که سماجت زیادی رو نظرات خودم دارم و حتی اگه اشتباه باشه تلاش می کنم ثابت کنم درسته و حتی نشونه های خدارو مممکنه نادیده بگیرم چون از بچگی زیادی تحسین شدم که باهوشم! من نباید سماجت داشته باشم روی تصمیماتی که خودم می دونم اشتباهه.موضوع بعدی بحث تمرکز هست که در عین اینکه بهتر از قبل شدم ولی بازم باید تلاش کنم و نباید گوشی یا هر وسیله ای که ممکنه حواسمو پرت کنه با خودم ببرم پشت میز تحریر،در اداره باید از تایم اضافه ای که دارم استفاده کنم و با بقیه حرف نزنم.نباید اجازه بدم احساسم بد بشه و در جهت بهبود حالم باید تلاش کنم.

    لیست بایدها:خوندن نظرات سایت، کتابها و استفاده از فایل های رایگان، تقسیم اهداف به اهداف جزئی، شکرگزاری، تلاش جهت بهبود کسب و کار ، یادداشت روزانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    رحیم فرهادی گفته:
    مدت عضویت: 281 روز

    سلام از هفت ماه پیش خوشبخت و ثروتمند شدم خداروشکر خدا در وجودم تجلی کرد آمین کل دنیا مال منه زمین خریداری میکنم بدون یک ریال و در عرض بیست دقیقه زمینهای خریداری شده را به قیمت مناسب میفروشم نقد آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1205 روز

      به نام خداوند مهربانم سلام به دوست توحیدیم

      احسنت احسنت

      الهی شکرت برای این رشد و پیشرفت تون

      شما دوستان الگوی عالی هستین که بابا میشه اگه باور کنیم و عمل کنیم میشه به خواسته هامون رسید

      ممنونم از شما که اینقدر قشنگ و با ذوق و شوق و فرکانس و احساسه خوب بالا اومدین نوشتین

      از نتایج عالیتون متشکرم از شما

      شما لایق هستین

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: