مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته» - صفحه 47 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    95MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    21MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

880 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پدرام تیموری گفته:
    مدت عضویت: 1476 روز

    سلام و عرض ادب

    من حدود دو سال که با سایت استاد عزیز آشنا شدم ولی در طول این دوسال هرچقدر خواستم تغییر کنم تغییراتم کوتاه و ناچیز بوده، از هر لحاظ ، چه مالی چه اجتماعی چه شخصیتی ..

    در واقع یه جورایی نسبت به هرچی با عنوان قانون جذب و این موردهاست جبهه گرفتم و دچار وسواس فکری شدم خودمم نمیدونم باید چیکار کنم

    دوست ندارم این جمع زیبا رو ترک کنم

    ولی یه جورایی دارم زده میشم

    خیلی خوشحال میشم راهنماییم کنید که باید چیکار کنم دقیقا مشکل از کجاس ، چرا هی برمیگردم به خان اول ؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زهرا فرجی گفته:
      مدت عضویت: 2198 روز

      سلام آقای تیموری

      این ذهن شماست که داره شما رو از مسیر دور میکنه

      با زور خودتون ببینید ب سایت هر روز بیاید تو سایت و بزنید رو «نشانه من » تا هدایت بشید اونقدر اینکار انجام بدید که عادت کنید ب سایت و انجام تمرین ها توکل کنید ب خدا

      من فهمیدم که خدا هی داره ب ما نشانه میده هی دستمون می‌کشه میگه بیا پیشم ولی ما حواسمون ی جای دیگه س

      مثل اینکه پسر من کوچیک بود با اینکه عاشق خوراکی بود تو ی دستم خوراکی می‌گرفتم تو اون یکی دستم ی چیز دیگه اونو می‌گرفت و این خوراکیه رو نمیدید گاها هم پیش نیومد که گریه میکرد که چرا ب من خوراکی نمیدی میگفتم مادر ی کم حواستو جمع کنی میبینی ولی اون حتی اینم متوجه نمیشد دقیقا ما آدمها هم همین جوریم نمی‌بینیم نعماتمون نمی‌بینیم

      داشته ها رو نمی‌بینیم شکر گذار نیستیم لذت نمی‌برم تغییرات نمی‌بینیم

      همین که اومدی اینجا درخواست یاری دادید قطعا خدا میخواد که یاریتون کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        وحید حیدری گفته:
        مدت عضویت: 725 روز

        سلام به زهرا ی عزیز

        امروز من هم به نشانه ام

        که راهکار مسائل شما

        هدایت شدم وشروع به خواندن

        کامنت ها شدم

        حدودا دوساعت از 8 صبح که بیدار

        شدم تا ساعت 10 صبح که رسیدم

        به دوتا از کامنت های عالی

        و بی نظیر شما

        در پاسخ به دو دوست عزیز

        در مورد قدرت دادن به عیر

        خدا ،

        که بیداری شد برای من

        که هواسمون باشه در زندگی

        که به کجا داریم میریم

        وبه کی قدرت میدیم

        امیدوارم که همیشه دراین مسیر

        توحیدی بمانیم ،،

        ممنونم ازشما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مهین ریکی گفته:
    مدت عضویت: 1511 روز

    سلام خدمت استاد و مریم عزیز،من تقریبا سه ساله که با مباحث قانون جذب اشنا شدم و خیلی روی خودم کار میکنم.ولی یه سری ترس دارم که نمتونستم الان بهش غلبه کنم.مثلا ترس از پدرم .ترس از شروع یه کار بزرگتر .ترس از شکست ،قبل از اینکه قانون بشناسم خیلی جسورتر بودم در کارم سریع اقدام میکردم و نتیجه خوب بود نه عالی ،ولی الان واقعا سردرگمم در همه چی ،یه اضطراب و استرس تمام وجودمو گرفته که نمیتونم هیچ کاری رو انجام بدم .لطفا راهنمایی کنید از کجا شروع کنم ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زهرا فرجی گفته:
      مدت عضویت: 2198 روز

      سلام

      دوست خوبم امروز ب ی آگاهی دست پیدا کردم که خیلی برام راهگشا بود

      البته اینم بگم خیلی از این راه‌حل استفاده کردم و نتیجه ش رو هم دیدم ولی امروز باز بیادم اومد که من ب پول ، ب ادمها، به همه مخلوقات قدرت میدم جز اصله کاریه

      ازونجا که جدیدا خیلی تو سایت هستم

      تقریبا نصف روزم تو سایت هستم و همین باعث شد که ب این اگاهی با قدرت بیشتری بپردازم

      مثلاً ما ی سگ کوچولو داریم من هر وقت میخواستم براش قلاده بزنم یا ببرمش جای خودش که بخوابه این اونقدر داد و بیداد میکرد که همسایه هامون اعتراض میکردن و این قضیه باعث شده بود من اذیت بشم و برای اینکه همسایه هامون اعتراض نکنن سعی میکردم هر چی که میخواد انجام بدم مثلاً شب همونجا بمونم تا بخوابه مثلاً تا ساعت 3 نیمه شب می‌نشستم پیشش خلاصه ی مدتی به همین منوال می‌گذشت تا اینکه ی شب فهمیدم که من ب این حیوون قدرت دادم همون لحظه که فهمیدم دیگه نترسبدم و اونو گذاشتم سر جاش و در بستم و اومدم بی خیال کار خودم کردم یعنی همون کنترل ذهن کردم و از اون موقع ب الان دیگه پارس بیخود نکرده

      یا من ب همسرم خیلی قدرت میدادم ب پسرم به همسایه ها ب خانواده همسرم خلاصه ب همه زمین و آسمون قدرت میدادم تا اینکه فهمیدم و دونه دونه قدرت از همشون گرفتم و ب نسبت گرفتن این قدرت‌ها اوضاع بهتر شد

      شما از پدرتون میترسید بیاید ب خودتون بگید پدرم هیچ قدرتی نداره قدرت فقط دست خداونده و بس

      الیس الله ب کاف عبده

      و برید روی توحید تون خیلی خیلی کار کنید کامنت بخونید از فایلهای توحیدی استفاده کنید بزارید تو این بحث قوی بشیدو اونوقت ببینید چقدر میتونید تو این زمینه نتیجه بگیرید

      خدا نگهدار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مهین ریکی گفته:
        مدت عضویت: 1511 روز

        زهرای عزیزم سلام و درود

        بی نهایت ازت سپاسگزارم بابت کامنتی که گذاشتی،دقیقا همینطوره من خیلی گنده کردم پدرم و اطرافیانم رو ،امروز صبح دقیقا یه کاری خواستم انجام بدم که خیلی حالمو خوب میکنه ولی یه کم استرس گرفتم اونم بابت همین قدرتی که به دیگران دادم ،قبل از اینکه صبح برم باشگاه ،یه فایل از استاد تو گوشیم پلی کردم ،دقیقا موضوعش همین قدرت دادن به ادمها بود ،همین چیزی که شما الان به این زیبایی توضیح دادی استاد توضیح میداد و ته دلم قرص شد و تصمیم گرفتم این دفعه باید جدی تر رو این کار کنم که قدرت بدم دست خدا،و الان امدم یه نشونه از خدا خواستم رفتم به نشانه من،که متوجه پیامت شدم و پیام واضح خداوند و دریافت کردم که تو فقط به من تکیه کن،از کسی نترس،تو قدرت بده به من،من خودم برات همه چیو درست میکنم

        زهرای زیبای من ازت ممنونم و برات ارزوی سلامتی و موفقیت از خداوند دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    بنام خالق تولدها و مرگ ها

    سلام به شما عزیزانم

    واقعا اومدم اینجا فقط ذهنم رو کنترل کنم، یعنی وسط مراسم عزاداری هستم که بخاطر احترام و حرمت اومدم.

    مراسم فوت مادر کم سن و سالی که یک پسر حدود 4سال و یک پسر 5ماهه رو به یادگار از خودش گذاشته و رفته و الان آدم های به اصطلاح زنده مثل من و عزیزانش و خانواده اش در فراقش دارند ناله و زجه میزنن.

    واقعا چطور به داستان مرگ نگاه میکنیم؟!

    واقعا تنها راه حل من اینه وسط این همه تضاد سعی کنم الگوها و باورهای خودمو یا آدم های اطرافم رو ببینم. این مسئله من هست. مسئله من به وضوح رسوندن خواسته هام هست، مسئله من درک درست از درسی که تضادها برام دارند هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1163 روز

    ممنون استاد بابت این سایت ارزشمند

    ممنون بابت این توضیحات عالی

    قسمت عقل کل عالیه و هر سوالی سرچ کنیم میاره

    و قسمتها که دسته بندی شدن هم عالی هستن خودشون دوره های اموزشی حساب میشن

    قسمتهای دانلودی واقعا عالی هستن و من هر روز یک فایل گوش میدم و کلی لذت میبرم

    ممنون بابت این سایت ارزشمند و عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1276 روز

    سلام دوستان عزیز

    خدا رو شکر که هستین و جواب میدین چرا من چند سوال از عقل کل داشتم می نویسم ثبت نمیشه ؟ تکراری هم نیست تنها راه اینجا بود بپرسم تا دوستانی که میبینن جواب بدن

    یک هفته پیش سوال پرسیدم میام چک میکنم سوالم ثبت نشده قبلا فرستادم ثبت شده الان هیچی ثبت نمیشه چه کار کنم ؟ ممنونم

    برام بگید چه کار باید بکنم چون سوال برام پیش اومده می خوام از تجربه دوستان استفاده کنم

    می دونم جوابم از دوستان با تجربه میگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1391 روز

    سلام به دوستانم و استاد

    من خواسته ای دارم مدته چند ساله که دوست دارم ازین محل که هستیم بریم یه خونه بهتر یه جای خلوت تر یه جایی که دورم انسان های با فرکانس بالا و ثروتمند باشن و با انسانهای سطح بالا معاشرت کنم جایی که تنها باشم و دورمون شلوغی و بستگان نباشه

    ولی من میخواستم برم طلوع رو ببینم اما به سمت غروب حرکت میکردم

    با اینکه این خواسته رو داشتم اما ترمزهای زیاد و رفتار های برعکس داشتم

    ما الان تو یه ساختمونیم که سه تا واحدش مال ماست و ساختمون تقریبا خانوادگی و شخصیه

    به شوهرم گیر داده بودم بیا دوتا واحدو یکی کنیم خونمون بزرگ بشه

    یا نمیتونستم از ساختمون شخصی برم تو اپارتمان

    یا میگفتم اینجا بچها میرن تو حیاط بازی میکنن

    یا کلی ترمز دیگه که منو دور میکرد از پیشرفت و ذهنم میخواست منو تو نقطه امنم نگه داره

    یه روز اومدم فکر کردم من خواستم اینه ولی چرا نمیرسم بهش دیدم من کلی ترمز دارم که تمه صد درصد مربوط به احساس ارزشمندی و عزت نفس پایینمه و اومدم نشستم نوشتمشون و هر روز دارم سعی میکنم این عوامل از ارزشمندیم جدا کنم و عزت نفسمو ببرم بالا هنوزم خیلی جای کار دارم ولی نشونه هاش اومدن که الان خونمون یه اپارتمان سه خوابه داره تو یه محل خوب تکمیل میشه و چند ماه دیگه حاضره

    من باور دارم شرایط هر روز بهتر میشه

    من باور دارم با مهاجرت و خروج از منطقه امنم خدا درهای نعمت و خوشبختی رو به روم باز میکنه

    من باور دارم چسبیدن به موقعیت الانم منو ترسو تر بزدل تر حقیرتر بی عزت نفستر و بدبخت تر میکنه اما رها کردن این زنجیر های وابستگی و بی ارزشی باعث پروازم میشه

    من نمیچسبم به چیزی که دارم چون شرایط همیشه داره بهتر میشه نمیچسبم چون منتظر بهترین ها هستم و این چسبیدن جازه نمیده بهترین ها وارد زندگیم بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    لطیفه هستم گفته:
    مدت عضویت: 877 روز

    حجره ی خورشید تویی…خانه ی ناهید تویی

    روضه ی اومید تویی…راه ده ای یار مرا…

    گام

    سلام خدمت حجره ی خورشید استاد عباس منش نازنینم و مریم بانوی مهربان که روضه ی امید استاد جانه….

    و دوستان هم قدمی گلم….

    مریم جونم ممنونم بابت تهیه و تدارک این گام بسیار عالی و فوق العاده

    استاد جانم منم لطیف…همون لطیفی ک با پیدا کردن شما داره ب لطف الله تک تک خواسته هاشو خلق می‌کنه.میسازه.و در آرامش بیشتری سپری می‌کنه

    نکته هایی ک واقعا من باید واسه خودم برجسته کنم

    چقد استاد قشنگ گفت

    وقتی پیش فرض منفی در مورد کسی داری همش رفتار منفی طرف رو جذب میکنی

    وقتی پیش فرضی در مورد کسی نداشته باشی.هیچ مشکلی برات پیش نمیاد

    …مث داستان سیاه پوستای استاد…

    خیلی برام منطقی و قابل فهم شد.ب این قسمتش هیچ وقت توجه نکردم.اما دقیقا بهش ک فکر میکنم همینجوریه.یکی از عزیزانم همیشه از زمین و زمان گله مانده.همیشه هم همه کس در حقش بدی میکنن.همون آدمی ک اون چقددددد بدی ازش دیده و رنجیده خاطره جالبه من هیچ بدی ازش ندیدم…در حالیکه ک ب هر دومون همونقد و تقریبا یکسان نزدیکه

    واما در مورد غیبت…احسنت استاد مهربانم.الان برام چقد قابل درک شد ک

    برای همین غیبت حرامه

    اره لطیف تو در مورد کسی صحبت نکن.چون داری همون منفی ها رو به سمت زندگی خودت روانه میکنی….

    درست برخورد کردن…

    فریاد نزدن….

    به به چه آگاهی های نابی امروز یاد گرفتی لطیف.

    اروم اروم استاد داره راه درست زندگی کردن رو وارد جون و خون و رگهامون میکنه

    لطیف تو خیلی داد میزنی.خیلی عصبانی میشی.خیلی زود کلافه میشی از دست بچه ها.اگه یه ذره خونه بهم ریخته باشه عصبی میشی.خب این ینی اعراض از ناخواسته رو هنوز اجراییش نمیکنی…وقتی بچه فضولی می‌کنه داد میزنی.این ینی تمرکز بر ناخواسته داری و دوباره و چند باره همون فرکانس خشم رو داری به سمت خودت روانه میکنی…ببین چقد ظریف باید عملکردهامو بسنجم.یاد بگیرم.کجاها داد من در میاد و صدام بلند میشه….کجاها کلافه میشم…همون ریشه شو در بیار و باور قدرتمند کننده بساز و از اون فرکانس اعراض کن لطیف.و فرکانس عالی بفرست تا حال خوب رو برا خودت خلق کنی.خدای من چقد شیرین و جذابه عین مسئله ی ریاضی یکی یکی داره حل میشه

    خدایا شکرت

    خدایا بی نهایت شکرت بابت این مسیر زیبا

    خدایا بی نهایت شکرت بابت درک این آگاهی ها

    بی نهایت شکرت بابت پیدا کردن استاد

    بی نهایت شکرت ک دیدن استاد رو داری برام مقدر میکنی

    بی نهایت شکرت ک اینقد دوستم داری

    استاد جانم .مریم جانم.و دوستان هم قدمی ام در پناه خدای منان و حنان شاد باشید و سلامت و ثروتمند و سرشار از آگاهی منتظر نتایج های فوق العاده من باشین.

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1160 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده

    خداوند را هزاران مرتبه سپاس گزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    گام 16

    وختی یک خواسته در وجود من شکل میگیره من نباید بچسپم به مسیر که در ذهنم ساختم برای رسیدن به خواسته ام

    خداوند از راه های مرا به خواسته ام می رساند که برای من منطقی نیست نباید دست های خداوند را ببندم و مسیر را برایش نشان بدم بگذارم خودی خدا مرا به خواسته ام برساند از راه که برای من منطقی نیست

    و بحث انجام دادن بعضی کار های درست و انجام ندادن بعضی کار های است که اصلا فایده ندارد

    خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت

    خدای مهربانم من بودن تو هیچ ام بودن تو نمی توانم کاری انجام بدم

    خدای عزیزم دلبر شیرینم یار همیشگی ام تو هدایت ام کن تو دستم را رها مکن تو به مسیر را نشان بده من به بی عقلی و بی منطقی خودم اعتراف میکنم خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو کمک و یاری می خواهم الهی به امید تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مهسا آبسری گفته:
    مدت عضویت: 1151 روز

    بنام خداوند هدایتگرم به زیبایی‌ها

    سلام استاد جونم

    سلام مریم عزیزم خداقوت بخاطر بروز رسانی این آگاهی‌های بی نظیر و نابی که هرشب قرار میدی عزیزم دست مریزاد خسته نباشی

    خدایا شکرت بخاطر گام 16

    خدا میدونه که کامنت گذاشتن تو سایت عباس منش خودش تو یه لول دیگه است اصلا وقتی هر شب کامنت میزاری انگار خودبخود مدارت بالاتر میره

    من وقتایی که مهمون میاد کلا تمرکزمو میگیره کلا انرژیم تحلیل میره و تمرکزم میاد پایین ولی امشب گفتم مهسا تو باید بتونی جمع کنی خودتو اشکال نداره تو ادامه بده کامنت نوشتن باعث میشه اون انرژی دوباره بهم برگرده و بدونم اصلا مسیرم کجاست پیداش کنم و دوباره بیام رو خط

    استاد جون خیلی فایل عالی و بی نظیری بود با رسم شکل تمرکزو بهمون توضیح دادین واقعا

    اینکه من اگه بخوام به خواسته ای برسم بابا باید کل تمرکزم روش باشه نباید تلاشم پراکنده باشه باورهایی که میسازم عملکردم همه باید روی اون خواسته متمرکز باشه و تو باورهاتو بسازی و منتظر باشی که هدایت بشی الهاماتو دریافت کنی خداجونم منو هدایت کن ،چطوری چطوری باید متمرکز باشم من حتی اینم بلد نیستم من نمی‌دونم باید چطوری تمرکزمو یکجا جمع کنم من هیچی نیستم و از تو میخوام که هدایتم کنی همینی که استاد میگه مهمه منو هدایتم کن بتونم روش فوکوس کنم

    چند روزی میشه که روی یکی از ترمزای اصلی و مهمم که تازه پیداش کردم فوکوس کردم و برا اولین بار انگار بلد شدم روی اون باور کار کنم انگار دارم ی اپسیلون میرم جلوتر خداروهزار بار شکر بخاطر این الهامات خدا کمکم کنه بتونم قدم به قدم جلو برم و مث قبلا کم نیارم هرروز باید به خودم یادآوری کنم که مهسا مواظب باش

    مهسا حواست باشه چه ورودیهایی دریافت میکنی

    حواست باشه با یه ساعت دوساعت کار کردن رو یه باوری که ریشه داره تو ذهنت نباید انتظار نتیجه آنچنان داشته باشی و ناامید نباش و ادامه بده

    مهسا حواست باشه تو هیچی نیستی تو هیچی نیست و همه چی رو باید از خودش بخوای فقط خودش میتونه تو رو هدایت کنه به راه درست

    مهسا یادت باشه هر لحظه باید حالت خوب باشه و قانون احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب رو هرگز فراموش نکن

    مهسا روی تمرکزت کار کن اینم تکامل می‌خواد ذهن من پراکنده است و تمرکز کامل واسم سخته ولی من باید تو این مورد تکاملمو طی کنم و آروم آروم تمرکزمو درستش کنم خداوند هدایتم میکنه من ادامه میدم و از خدای خودم کمک میخوام

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سیداحمد میرابوالقاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام بر اساتید عزیز و گرامی و دوست داشتنی و با دانش و و توحیدی

    سلام بر دوستان هم سایتی و همدوره ای

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    گام شانزدهم : هم فرکانس شدن با خواسته ها

    سوره لیل

    بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ

    وَٱلَّیۡلِ إِذَا یَغۡشَىٰ(1) سوگند به شب هنگامى که فرو پوشد

    وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ (2) سوگند به روز هنگامى که آشکار شود

    وَمَا خَلَقَ ٱلذَّکَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ (3) سوگند به آن که نر و ماده را آفرید

    إِنَّ سَعۡیَکُمۡ لَشَتَّىٰ (4) همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است

    فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ وَٱتَّقَىٰ(5) پس امّا کسى که بخشید و پرهیزگارى کرد

    وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ (6) و وعده نیکوتر را باور کرد

    فَسَنُیَسِّرُهُۥ لِلۡیُسۡرَىٰ(7) پس به زودى او را براى راه آسانی آماده مى‌کنیم

    تلاش شما خیلی پراکنده است، برای رسیدن به خواسته:

    1- یکسری کارها را باید انجام دهیم،(تمرکز)

    2- یکسری کارها را نباید انجام دهیم (اعراض از ناخواسته)

    برای رسیدن به خواسته، هدایت و الهام گرفتن از خداوند با خدای خود خلوت کنیم و باهاش صحبت کنیم و بهش بگیم خدایا من نمیدونم چکار کنم خودت بهم بگو چکار کنم؟

    اینکه اگر مسیری رو انتخاب کردی و در میانه راه متوجه شدی راه بهتر برای رسیدن به خواسته مسیر دیگری است دیگر ادامه ندهم و در مسیر جدید قدم بزارم

    وقتی یک هدفی دارم باید فرکانسهام در راستای اون هدف باشد

    تمرکز روی هدف، هم راستا با فرکانس، هم راستا با خواسته

    احساس خوب؛ توکل، ایمان، هم فرکانس با مدار، امید

    هر وقت به خدا ایمان داشته باشی، و توکل کنی، و فرکانس مناسب با خواسته ارسال کنیم حتما به خواسته میرسم.

    هر چقدر بیشتر روی تغییر باورها کار کنیم مدار تغییر میکند

    هیچ خواسته ای آنقدرها بزرگ نیست که نتوانی به آن برسی

    خداوندا خودت در این مسیر هدایتم کن و بهم بگو چکار کنم

    خدایا بابت همه احساسهای خوبی که به من می‌بخشی بسیار سپاسگزارم

    گام شانزدهم

    2025/01/24

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: