مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Aida» در این صفحه: 30
  1. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    سلام استاد مهرباااااااااانم

    استاد بازم دست پر اومدم ،با کلی کشفیات جدید ????

    استاد برای چندمین بار نشستم کتاب روباهایی که رویاها نیستند رو خوندم.6ساعت فقط فصل 3و4 ش که 64صفحه در مورد احساسات بود زمان برد. استااااااااد چقدر من ازش نکااات جدیدی یاد گرفتم که اصن باور نمیشددددم چیز خاصی توش پیدا کنم. با توجه به اینکه نصف محصولات شمارو دارم !!!

    از پریشب تا الان من همش داشتم خودمو واکاوی میکردم و به یک سری از اشتباهات جدیدم پی بردم که جواب سوالاتی که تو این مسابقه ازتون پرسیدم رو گرفتم. که امروز با خوندن کتاب رویاهااااا پاسخهام کاملتر شد.

    من این پاسخهارو مینویسم برای دوستانی که دارن تکامل سایر دوستان رو دنبال میکنن.

    1٫ در مورد اولین چیزی که نوشته بود که من خیلی به قانون چسبیدمو باید رهاش کنم، اتفاقا مشکل من چسبیدن زیاد به قانون نبود.دوستان فکر نکنن زیاد دارم تمرینااات رو انجام میدم !!

    +مشکلم من اینه که حدود 500تا باور ساختم و داشتم زور میزدم همزمان روی همشون کار کنم و نمیشد. اما نمیرسیدم ! اما شما خودتون بارها و بارها گفتید حتی کار کردن روی باورهاتون بصورت تمرکزی باشهه. باید با تمام وجود روی پاشنه اشیلتون کار کنید بعدش برید سراغ بعدی.

    حالا شما فرض کن 500تا باور در مورد خودمو خدا و ادما و سلامتی و ثروت و ازدواج و… نوشتم که همشون باورهای اشتباهم بودن.البته دوستان نگران نشید لازم نیس اینهمه باور اشتباه پیدا کنید بعضی باورها رو با چندتا جمله مختلف نوشتم. ????

    +مشکل بعدیم این بود چون تمرکز نداشتم به تمرینات شکرگزاریو صحبت کردنو نوشتن و تجسم رو قاطی کرده بوده و به هیچ کدوم نمیرسیدم. یعنی واقعااا وقت نمیزااااااااااااااااااااشتم.

    +مشکل من این بود با تمرکز و حواس جمعی روی خودمو خواسته هام یا بحث ثروت کار نمیکردم. 80درصد توجه و انرژی من روی گذشته بود که حالا تو ادامه میگم به چه راه حلی رسیدم.

    +بخاطر همین مشکل من شوروشوقمو از دست داده بودم و احساسم خوب نبود در اکثر مواقع. نصفشو خشمگین بودم نصفشوو بی حوصله.

    +چون ی برنامه خیلی شلوغ پلوغ واسه خودم ریخته بودم که فلان موقع باید فلان کارو کنی،بخصوص در مورد بسته روان شناسی ثروت، اما همش میگفتم خب دیگه الان دیر شده نمیرسم که به همش. از فردا از فردا !!!

    بله دوستان عزیز باید اعتراف کنم که با اینهمه اگاهی هایی که دارم، من فقط تو توهم کار کردن روی خودم بودم و در تعجب که پس نتایج کوووو

    البته بگممممم من مدام دارم کار میکنم از صب تاشب. فایل میبینم. مینویسم. فکر میکنم. دارم رو خودم کار میکنم ولی اصل داستان که بالا در موردشون حرف زدمو انجام نمیدادم.

    ی مشکلمم اینه خیلی فک کنم سخت میگرم و ذهنم خیلی پیچیدست?

    2٫در مورد سوالی که پرسیدم تو جهان بینی توحیدی که گفتین رسیدن اگاهانه به احساس خوب بهتر از احساس خوب همینجوری هست، متوجه نکتش شدم. فکر میکنم نکتش در “تمرکز و توجه” هست. طبق قانون توجه و تمرکز که میگه بسته به شدت و نوع احساسی که بهمون دست میده، همون جنس رو به زندگیمون دعوت میکنیم، وقتی اگاهانه داریم احساسمون رو خوب میکنیم درواقع داریم روی خواسته هامون (منظور فقط اهداف نیستند. منظور چیزای خواستنی و دوس داشتنی هستند. چه اونایی که داریم و چه اونایی که دوس داریم داشته باشیم) توجه و تمرکز میکنیم و در نتیجه اتفاقاتی رو به زندگیمون دعوت میکنیم که باعث احساس خوب بیشتر در ما بشه.

    پس خیلی مهمه که اگاهانه احساسمون رو خوب کنیم.

    3٫ در مورد صلاح و مصحلت که پرسیده بودم تو همین کتاب رویاها جوابمو گرفتم. در مورد خواسته هایی که دوس داریم داشته باشیم یا وقتی میخواهیم اقدام و عملی برای کاری کنیم، اصلا نباید فکر کنیم که خدا میخواد نمیخواد به صلاح هست نیست. چون این باعث میشه اصلا حرکتی نکنیم. اما وقتی که با باورهای درست و ب ایمان و یقین کاریو انجام دادیم ولی به نتیجه مطلوب نرسیدیم اون وقت باید:

    +اول باید فکر کنیم ایا باور اشتباهی در من هست یا نه. اگر بود که بگیم خدراوشکر پیداش کردم درستش میکنم دفعه بعد نتیجه میگیرم.

    +اما اگر باور اشتباهی نداشتم یا نتونستیم پیداش کنیم، ازووووووونجایی که تنها وظیفه ما اینه که احساسمون رو خووووب نگهداریم و از زاویه ای به اون موضوع نگاه کنیم که بهمون حس خوبی بده. اون موقع میتوینم بگیم که : حتماا خیری بوده. قراره بهترش اتفاق بیفته. یعنی این خیر و حکمت داشتن فقططط موقعی که میخواهیم با نگاه و نگرشی متفاوت به موضوع نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده کارایی داره. و به هیچ وجه قبل از شروع کاری یا در مورد خواسته ای که برامون ایجاد نشده نباید بکارش ببریم.چون ما خودمون خالق زندگیمون هستیم.

    نکته ای هم که در مورد نشانه ها گفتم که بعضی جاها مثال زدین که گفتم شاید نشونست که انجام ندم در واقع نوعی الهام و هدایت درونی هستند که اگر کسی به منبع وصل باشه میتونه تشخیصش بده.

    4٫ مورد بعدی که پرسیده بودم در مورد بخشش:

    داشتم فکر میکردم اگر اتفاقی میفته که دوست نداریم و هیچ جوره نمیتونیم هضمش کنیم چرااا باید خودمون رو بکشیم که بپذیریم؟ مگه داستان این نیست که ما واقعیتهارو خلق میکنیم؟ مگه داستان این نیست که جهان به باورهای من واکنش نشون میده؟مگه داستان این نیست که طوری بهش نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده؟

    حالا که داستان اینه من میام اینجوری فکر میکنم: اون چیزی که من دیدم و تجربه کردم همه چیز نبود و چیزای دیگه ای هم بودن که من ندیدم و این باعث شد اشتباه کنم. اره. من این باورو میسازم. چون بهم حس خوبی میده. چون باورهامو نسبت ب ادما خراب نمیکنه. چون باعث میشه ارامش داشته باشم. حس خوب داشته باشم. حالا اگر جهان واکنشی هم نشون داد و باور منو تایید کرد که دیگه نور علی نور. که البته طبق اون چیزی که تو جهان هولوگرافیک خوندم که : جهان ی سوپ انرژی جاریه و هرجور نگاش کنی اونجوری شکل میگره، اصلا بعید هم نیست که اونچه که ما دیدیم و تو ذهنمون ساختیم طور دیگه ای بوده باشه.(گاهیم میریم به دیگران تعریف میکنیم و اوناهم هی باور مارو تایید میکنن و از روی نوع نگاه و تفکرشون که از روی تجربه شخصیشون صورت گرفته واس ما نسخه هم میپیچنن و حالمون رو بدتر میکنن!!!). بهترین کارش اینه که به هیچکی تعریف نکنیم که بقیه بخوان مارو قضاوت کنن. تو ذهنمون اونجوری بسازیم که دوست داریم بوده باشه. اینجوری رها میشیم و راحت زندگیمون رو میکنیم.

    من فکر میکردم برای اینکه بزرگ وقوی باشم باید بپذیرم و بگم عیبی نداره و ببخشم!!

    نه اقا جان. من خیلیم مهربون و بخشنده هستم اما میخوام تو این موضوع واقعیت چیز دیگه ای باشه و جهان متفاوت بهم واکنش نشون بده. اصلااا نمیخوام جهانم واکنش خاصی نشون بده. حتی اگر توهمههه دوس دارم تو این توهم باشم و حس و حال و لحظه های خودمو با منطقی فکر کردن خراب نکنم.

    ولی استاد دوس دارم در مورد شادی درونی و احساس خوب بازم بیشتر صحبت کنید. در مورد خودتون بگید. در مورد احساسات درونی خودتون. در مورد لحظات تنهایی خودتون .بخصوص بعداز جدایی از همسرتون که ایا اصلا فکرا و خاطره هاش میومد و چه میکردین؟تکامل توی ازدواج چطوری اتفاق میفته؟ ببعی های زیاد؟???

    در مورد ثروت

    +بزرگترین دلیلی که بعضیا دیرنتیجه میگیرن یا بعضیا زود نتیجه میگرن چیه؟

    در مورد خودم که به این نکته رسیدم که تمرکز و توجه و انرژی من روی پول وثروت کامل معطوف نبوده. اگر هم بوده بازم در جهت بودن و شدن نبوده در جهت نبودن بوده. حس میکنم توجه و تمرکز درونی من که زیادم ازش خبر نداشتم بخاطر ذهن شلوغم، روی این بوده که الان پول ندارم. الان بدهی دارم. الن کار ندارم.

    حس میکنم در مورد بقیه هم همینطوره که با اینکه فرمالیته دارن تمرنیاتو انجام میدن و حتی شاید احساسشو ن خوب باشه اما در درووووووون و در اعماق ذهنشون تمرکز روی نداشتن و نبودن پول و مشکلات هست. و انصافااا خیلی باید حواس جمع بود تا اینو تحت کنترل دربیاری.

    +استاد دوس دارم در مورد سایر بیزنسهاتون بگید. در مرود افرادی یگین که تو همین سایت هستن و به اندازه شما پیشرفت کردن. این دوستان زیاد فعال نیستن. میخوام برامون باور ساخته بشه که فقط شما نبودین کسای دیگه هم که از اموزشهای شما استفاده کردن حداقل به اندازه شما پیشرفت کردن.

    +از بیزنسهاتون لطفا بگین. حس میکنم این باور برای بعضی مث من ایجاد شده که استاد چون تواینکار بوده خیلی رشد کرده . البته میدونم خیلیا تواین حوزه هستن و انگشت کوچیکه شما هم نمیشن . ن از نظر سطح اموزشی ن اوضاع زندگی و مالیشون. میخوام این باور در ما تقویت شه که میشه از جاهای مختلف درامد داشته باشیم. گاهی ته ذهنم میگه این کار خاص بوده یا شما خاص بودین!

    استاد جونی ممنون میشم جواب این سوالاتم بدین. دوستون دارم ??

    من برم اشتباهاتمو برطرف کنم. پیشرفت مالی کنم. پول پولی بشم. ببعی دار بشم.

    بعد میام از نتایجم میگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  2. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    سلام استاد مهربانم

    استاد بازم دست پر اومدم ،با کلی کشفیات جدید ????

    استاد برای چندمین بار نشستم کتاب روباهایی که رویاها نیستند رو خوندم.6ساعت فقط فصل 3و4 ش که 64صفحه در مورد احساسات بود زمان برد. استااااااااد چقدر من ازش نکااات جدیدی یاد گرفتم که اصن باور نمیشددددم چیز خاصی توش پیدا کنم. با توجه به اینکه نصف محصولات شمارو دارم !!!

    از پریشب تا الان من همش داشتم خودمو واکاوی میکردم و به یک سری از اشتباهات جدیدم پی بردم که جواب سوالاتی که تو این مسابقه ازتون پرسیدم رو گرفتم. که امروز با خوندن کتاب رویاهااااا پاسخهام کاملتر شد.

    من این پاسخهارو مینویسم برای دوستانی که دارن تکامل سایر دوستان رو دنبال میکنن.

    1٫ در مورد اولین چیزی که نوشته بود که من خیلی به قانون چسبیدمو باید رهاش کنم، اتفاقا مشکل من چسبیدن زیاد به قانون نبود.دوستان فکر نکنن زیاد دارم تمرینااات رو انجام میدم !!

    +مشکلم من اینه که حدود 500تا باور ساختم و داشتم زور میزدم همزمان روی همشون کار کنم و نمیشد. اما نمیرسیدم ! اما شما خودتون بارها و بارها گفتید حتی کار کردن روی باورهاتون بصورت تمرکزی باشهه. باید با تمام وجود روی پاشنه اشیلتون کار کنید بعدش برید سراغ بعدی.

    حالا شما فرض کن 500تا باور در مورد خودمو خدا و ادما و سلامتی و ثروت و ازدواج و… نوشتم که همشون باورهای اشتباهم بودن.البته دوستان نگران نشید لازم نیس اینهمه باور اشتباه پیدا کنید بعضی باورها رو با چندتا جمله مختلف نوشتم. ????

    +مشکل بعدیم این بود چون تمرکز نداشتم به تمرینات شکرگزاریو صحبت کردنو نوشتن و تجسم رو قاطی کرده بوده و به هیچ کدوم نمیرسیدم. یعنی واقعااا وقت نمیزااااااااااااااااااااشتم.

    +مشکل من این بود با تمرکز و حواس جمعی روی خودمو خواسته هام یا بحث ثروت کار نمیکردم. 80درصد توجه و انرژی من روی گذشته بود که حالا تو ادامه میگم به چه راه حلی رسیدم.

    +بخاطر همین مشکل من شوروشوقمو از دست داده بودم و احساسم خوب نبود در اکثر مواقع. نصفشو خشمگین بودم نصفشوو بی حوصله.

    +چون ی برنامه خیلی شلوغ پلوغ واسه خودم ریخته بودم که فلان موقع باید فلان کارو کنی،بخصوص در مورد بسته روان شناسی ثروت، اما همش میگفتم خب دیگه الان دیر شده نمیرسم که به همش. از فردا از فردا !!!

    بله دوستان عزیز باید اعتراف کنم که با اینهمه اگاهی هایی که دارم، من فقط تو توهم کار کردن روی خودم بودم و در تعجب که پس نتایج کوووو

    البته بگممممم من مدام دارم کار میکنم از صب تاشب. فایل میبینم. مینویسم. فکر میکنم. دارم رو خودم کار میکنم ولی اصل داستان که بالا در موردشون حرف زدمو انجام نمیدادم.

    ی مشکلمم اینه خیلی فک کنم سخت میگرم و ذهنم خیلی پیچیدست?

    2٫در مورد سوالی که پرسیدم تو جهان بینی توحیدی که گفتین رسیدن اگاهانه به احساس خوب بهتر از احساس خوب همینجوری هست، متوجه نکتش شدم. فکر میکنم نکتش در “تمرکز و توجه” هست. طبق قانون توجه و تمرکز که میگه بسته به شدت و نوع احساسی که بهمون دست میده، همون جنس رو به زندگیمون دعوت میکنیم، وقتی اگاهانه داریم احساسمون رو خوب میکنیم درواقع داریم روی خواسته هامون (منظور فقط اهداف نیستند. منظور چیزای خواستنی و دوس داشتنی هستند. چه اونایی که داریم و چه اونایی که دوس داریم داشته باشیم) توجه و تمرکز میکنیم و در نتیجه اتفاقاتی رو به زندگیمون دعوت میکنیم که باعث احساس خوب بیشتر در ما بشه.

    پس خیلی مهمه که اگاهانه احساسمون رو خوب کنیم.

    3٫ در مورد صلاح و مصحلت که پرسیده بودم تو همین کتاب رویاها جوابمو گرفتم. در مورد خواسته هایی که دوس داریم داشته باشیم یا وقتی میخواهیم اقدام و عملی برای کاری کنیم، اصلا نباید فکر کنیم که خدا میخواد نمیخواد به صلاح هست نیست. چون این باعث میشه اصلا حرکتی نکنیم. اما وقتی که با باورهای درست و ب ایمان و یقین کاریو انجام دادیم ولی به نتیجه مطلوب نرسیدیم اون وقت باید:

    +اول باید فکر کنیم ایا باور اشتباهی در من هست یا نه. اگر بود که بگیم خدراوشکر پیداش کردم درستش میکنم دفعه بعد نتیجه میگیرم.

    +اما اگر باور اشتباهی نداشتم یا نتونستیم پیداش کنیم، ازووووووونجایی که تنها وظیفه ما اینه که احساسمون رو خووووب نگهداریم و از زاویه ای به اون موضوع نگاه کنیم که بهمون حس خوبی بده. اون موقع میتوینم بگیم که : حتماا خیری بوده. قراره بهترش اتفاق بیفته. یعنی این خیر و حکمت داشتن فقططط موقعی که میخواهیم با نگاه و نگرشی متفاوت به موضوع نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده کارایی داره. و به هیچ وجه قبل از شروع کاری یا در مورد خواسته ای که برامون ایجاد نشده نباید بکارش ببریم.چون ما خودمون خالق زندگیمون هستیم.

    نکته ای هم که در مورد نشانه ها گفتم که بعضی جاها مثال زدین که گفتم شاید نشونست که انجام ندم در واقع نوعی الهام و هدایت درونی هستند که اگر کسی به منبع وصل باشه میتونه تشخیصش بده.

    4٫ مورد بعدی که پرسیده بودم در مورد بخشش:

    داشتم فکر میکردم اگر اتفاقی میفته که دوست نداریم و هیچ جوره نمیتونیم هضمش کنیم چرااا باید خودمون رو بکشیم که بپذیریم؟ مگه داستان این نیست که ما واقعیتهارو خلق میکنیم؟ مگه داستان این نیست که جهان به باورهای من واکنش نشون میده؟مگه داستان این نیست که طوری بهش نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده؟

    حالا که داستان اینه من میام اینجوری فکر میکنم: اون چیزی که من دیدم و تجربه کردم همه چیز نبود و چیزای دیگه ای هم بودن که من ندیدم و این باعث شد اشتباه کنم. اره. من این باورو میسازم. چون بهم حس خوبی میده. چون باورهامو نسبت ب ادما خراب نمیکنه. چون باعث میشه ارامش داشته باشم. حس خوب داشته باشم. حالا اگر جهان واکنشی هم نشون داد و باور منو تایید کرد که دیگه نور علی نور. که البته طبق اون چیزی که تو جهان هولوگرافیک خوندم که : جهان ی سوپ انرژی جاریه و هرجور نگاش کنی اونجوری شکل میگره، اصلا بعید هم نیست که اونچه که ما دیدیم و تو ذهنمون ساختیم طور دیگه ای بوده باشه.(گاهیم میریم به دیگران تعریف میکنیم و اوناهم هی باور مارو تایید میکنن و از روی نوع نگاه و تفکرشون که از روی تجربه شخصیشون صورت گرفته واس ما نسخه هم میپیچنن و حالمون رو بدتر میکنن!!!). بهترین کارش اینه که به هیچکی تعریف نکنیم که بقیه بخوان مارو قضاوت کنن. تو ذهنمون اونجوری بسازیم که دوست داریم بوده باشه. اینجوری رها میشیم و راحت زندگیمون رو میکنیم.

    من فکر میکردم برای اینکه بزرگ وقوی باشم باید بپذیرم و بگم عیبی نداره و ببخشم!!

    نه اقا جان. من خیلیم مهربون و بخشنده هستم اما میخوام تو این موضوع واقعیت چیز دیگه ای باشه و جهان متفاوت بهم واکنش نشون بده. اصلااا نمیخوام جهانم واکنش خاصی نشون بده. حتی اگر توهمههه دوس دارم تو این توهم باشم و حس و حال و لحظه های خودمو با منطقی فکر کردن خراب نکنم.

    ولی استاد دوس دارم در مورد شادی درونی و احساس خوب بازم بیشتر صحبت کنید. در مورد خودتون بگید. در مورد احساسات درونی خودتون. در مورد لحظات تنهایی خودتون .بخصوص بعداز جدایی از همسرتون که ایا اصلا فکرا و خاطره هاش میومد و چه میکردین؟تکامل توی ازدواج چطوری اتفاق میفته؟ ببعی های زیاد؟???

    در مورد ثروت

    +بزرگترین دلیلی که بعضیا دیرنتیجه میگیرن یا بعضیا زود نتیجه میگرن چیه؟

    در مورد خودم که به این نکته رسیدم که تمرکز و توجه و انرژی من روی پول وثروت کامل معطوف نبوده. اگر هم بوده بازم در جهت بودن و شدن نبوده در جهت نبودن بوده. حس میکنم توجه و تمرکز درونی من که زیادم ازش خبر نداشتم بخاطر ذهن شلوغم، روی این بوده که الان پول ندارم. الان بدهی دارم. الن کار ندارم.

    حس میکنم در مورد بقیه هم همینطوره که با اینکه فرمالیته دارن تمرنیاتو انجام میدن و حتی شاید احساسشو ن خوب باشه اما در درووووووون و در اعماق ذهنشون تمرکز روی نداشتن و نبودن پول و مشکلات هست. و انصافااا خیلی باید حواس جمع بود تا اینو تحت کنترل دربیاری.

    +استاد دوس دارم در مورد سایر بیزنسهاتون بگید. در مرود افرادی یگین که تو همین سایت هستن و به اندازه شما پیشرفت کردن. این دوستان زیاد فعال نیستن. میخوام برامون باور ساخته بشه که فقط شما نبودین کسای دیگه هم که از اموزشهای شما استفاده کردن حداقل به اندازه شما پیشرفت کردن.

    +از بیزنسهاتون لطفا بگین. حس میکنم این باور برای بعضی مث من ایجاد شده که استاد چون تواینکار بوده خیلی رشد کرده . البته میدونم خیلیا تواین حوزه هستن و انگشت کوچیکه شما هم نمیشن . ن از نظر سطح اموزشی ن اوضاع زندگی و مالیشون. میخوام این باور در ما تقویت شه که میشه از جاهای مختلف درامد داشته باشیم. گاهی ته ذهنم میگه این کار خاص بوده یا شما خاص بودین!

    استاد جونی ممنون میشم جواب این سوالاتم بدین. دوستون دارم ??

    من برم اشتباهاتمو برطرف کنم. پیشرفت مالی کنم. پول پولی بشم. ببعی دار بشم.

    بعد میام از نتایجم میگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    سلام استاد خوبم??

    وااااااااااااای دلم ضعف رفت برای ببیعیاااااااااااتون. عاشق اون صحنه ام که دنبال شما راه افتاده بودن. ی عالمه بوس بوسی واسه ببیعااااا ???????

    استاد جان فایل فوق العاده ای بودش. بسیار تاثیرگذار. قدرت خدارو ببین دیگه. ببین چقدر میتونه همه کارهای مارو به جای ما انجام بده. عاشق این خدام من.

    استاد اولین سوالم رو از همین فایل میپرسم:

    *اینکه میگید خدا خودش هدایت میکنه و شما فقط باید اجازه بدین، دقیقا چطوری اجازه بدیم؟

    اون خدای درونی که همیشه ازش حرف میزنیدو چطوری میشه پیداش کرد؟حسش کرد؟لمسش کرد. من حسش میکنم. اما بازم فکر میکنم نکنه ی چیز دیگه ای هست که من نمیدونم و اون خدای درونی که استاد داره ازش حرف میزنه و بعضی از بچه ها میگن بهش رسیدیم ی چیز دیگست!!

    نمیدونم همش حس میکنم باید ی چیزی باشه من بگیرم بغلم بوسش کنم تا بعد حسش کنم??

    و مهمترین سوالم :

    استاد من اعتراف میکنم بعداز 21ماه تازه معنی قانون رو فهمیدم.

    بعداز تضادهایی که این مدت بهش بررخوردم (وخداروشکر میکنم بایت این تضادهایی که باعث شد قانون رو بهتر بفهممم و تکاملم سریعتر طی شه )

    و دیدم که نتایج خیلی کم و کنده( البته تکاملم توش لحاظ کردم و انتظار ی شبه ب ماه رسیدنو ندارم).

    فهمیدم که بابام جان داستان این نیست که مث ادم اهنی باورهارو تکرار کنی یا تمریناتو تیک بزنی. داستان، احساس خوبه. داستان ،لذت بردن از زندگیه. که من هیچ لذتی نمیبرم!! شدم مثل ی ربات که فقط دارم تلاش میکنم تمریناتو هر روز انجام بدمو تیکشو بزنم. انگار که وظیفه ای رو دوشم باشه و بخوام رفع تکلیف کنم. اگر به تمرینی نرسم ناراحتم میشهم وای نرسیدم بهش . اگر تمرینیو انجام میدم هی با استرس میگم زود باش تمومش کن برو سربعدی و تهش حس میکنم خوب و به اندازه کافی انجام ندادم. فهمیدم که تواین 21ماه من خیلی فنی و تخصصی یا قانون برخورد کردم.

    به نظرم گاهی باید حتی خود قانون و تمرینات رو رها کرد و بهشون نچسبید. اشتباهی که این چندماه من کردم!!! همه کارو زندگی و همه چیوووو تعطیل کردم انگار ک بخوام کنکور بدم فقط نشستم دارم محصولات رو میبینم، تمریناتو انجام میدم، ساعتها فکر میکنم. هی میگم بزار اینم ببینم اینم گوش بدم اینم انجام بدم.اتفاقا به نظرم خیلییی نباید از فضای جامعه و زندگی دور شد. ادم کم کم رو خودش کار کنه تو همون فضای زندگی معمولیش خیلی بهتره.چون من مدت زیادی از همه چیز فاصله گرفتم و و بهو برگشتم به محیط جامعه و کار و میبینم عههههه داشتم تو ی دنیای ایزوله ای زندگی میکردم که بیرون چیزای دیگه ای هم هست.الان کمی فشار متحمل میشم که خودمو با محیط اطرافم وفق بدم و به باورهام متعهد باشمو بهشون عمل کنم.

    به این نتیجه رسیدم قانون توی 2تا کلمه خلاصه میشه: باورخوب و احساس خوب.

    خیلی جالب بود وقتی پریشب این چیزارو فهمیدم ، یهووو دیشب دیدم جلسه 5 جهان بینیتون در مورد همین چیزایی بود ک من بهش رسیدم.

    اما مشکلم اینه که نمیدونم باید چطور به احساس خوب برسم و منظور ازین احساس خوب دقیقا چیه؟ چوون درجه بندی داره. ی وقتی اروومیم و احساسمون خوبه. ی وقتی شادیم و احساسمون خوبه. همه کسایی که به این مسیر وارد شدیم اولین چیزی که بدست اوردیم ارامشه. اما استاد مشکل من الان شادیِ. شادیِ درونی. به ظاهر ادم شوخ و خنده یی هستم و همیشه بقیه رو میخندونم اما از درون شاد نیستم. ی بار یکی از دوستان نوشته بود: ” تو دلم ی جشن ابدی و شادی بی انتهایی برپاااااااااااااست”

    خیلی دوست دارم این جمله رو با گوشت و پوست و استخونم لمس کنم. اما بهش نمیرسم.

    کل زندگیم رو که نگاه میکنم هیچ وقت از درون ادم شادی نبووودم. البته خدارو شکر میکنم که الان نسبت به گذشته هام ارامش فوق العاده ای دارم و دیگه خبری ازون استرسها و نگرانیها و ترسها نیست. اما خب درجه بالاتر احساس خوب شادیه که من ندارم.

    استاد جان شادی رو یادم بده. شادیِ درونی???

    *توی دوره جهان بینی توحیدی یکی از بچه ها به نقل از صحبهای شما نوشته بود :”تفاوت زیادی هست بین فردی که آگاهانه احساسشو خوب میکنه با فردی که الکی خوش هست..اون فردی که آگاهانه سعی میکنه با باورهای مناسب احساس بدش رو به احساس بهتر تبدیل کنه پیشرفتش سریعتر و بهتر هست نسبت به کسی که کلا همیشه حالش خوبه و این فرد زودتر و سریعتر به خواسته هاش میرسه”

    میشه بیشتر اینو توضیح بدین؟ من تا الان فکر میکردم کسی که خودش حالش خوبه و شاده تو فرکانس بالاتری قرار داره نسبت ب کسی که سعی میکنه حالشو خوب کنه!! ایا احساس خوب ناشی از ساخت باورها با احساس خوب ذاتی و شادی درونی وخوش بودن فرق داره؟

    گیج شدم من اصلا ??

    *استاد در مورد احساس خوب و ارامش وشادی خودتون میشه بیشتر توضیح بدین؟ چنددرصد مواقع چند درصد احساستون خوبه؟چند درصد شادین؟ اصلا ناراحت میشین؟ شده چیزی پیش بیاد خشمگین بشید؟ شده ناامید بشید؟ شده بی حوصله بشید؟

    استاد این قسمت مهم قانون ِ.خواهس میکنم با مثالهایی از احساسات خودتون برامون شفاف سازی کنید که با احساساتمون چطوری باید کار کنیم.

    یک سری سوالاتم دارم :

    *مهمترین دلیلی که دوستان نتیجه نمیگیرن چیه؟ بخصوص از روان شناسی ثروت 1٫چرا بعضیا دیر نتیجه میگرن؟کم نتیجه میگیرن؟ اما بعضیا خیلی سریع از همون اول نتایج خوب میگیرن ؟

    * در مورد تکامل صحبت کردین. همه میدونیم که تکامل، تکامل فرکانسیه و زمانی نیست. در مورد تکامل پول و ثروت خیلی صحبت شده. اما در مورد تکامل تو رابطه عاطفی زیاد صحبتی نشده. کسی که میخواد ازدواج کنه تکاملشو چطوری باید طی کنه؟ مثلا منی که ی بببعی ناز مث ببعیای شما میخوام باید برم با 100تا ببعی دوس شم تا کم کم به اون ببعی مطلوبم برسم؟???

    *در مورد صلاح و مصلحت. میدونم تو دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها خیلی خوب توضحیش دادین . اما ابهامی که برام بوجود اومده اینه: اگر هیچ صلاح ومصلحتی نیست و ادم میتونه هرچیو بخواد بدست بیاره.

    ولی توهمین دوره رویاها میگین میخواستین ی ملکی بخرین و وقتی صاحب ملکه مریض شدو نتونست بیاد سرقرار، گفتین که حتما این ی نشونست که نگیرم این ملکو و بیخالش شدین که نتیجشم خوب شدش.

    خیلی از بچه هام تو نظرات میگن فلان چیز شد گفتیم شاید ی نشونست که انجام ندیم فلان کارو؟!!! خب نشونه ها بیانگر همون فرکانسی و مداری هستن که من دارم به جهان میفرستم. جهان چیزی خارج از فرکانسمون رو بهمون نشون نمیده. البته نمیدونم شاید منظور ازین نشانه ها الهام هست که ادمو هدایت میکنه. اما بازم در نهایت این هدایته نباید بگه فلان چیز بده ب نفعت نیس. مگه ما نمی گیم صلاحی نیست؟ پس من اگر بخوام به چیزی برسم اون هدایته حق ندراه بگه ک ب نفعت نیست!! بعضی جاها میگین شاید به خیرو صلاحت بوووده که نشه.

    مثلا من چندتا مورد کاری پیش اومد برام اما هیچ کدوم اوکی نشد. سرهرکدوم ک جلوتر میرفتم و برام پیش میومد میگفم خوب شد قبلی اوکی نشد این یکی بهتره. تا اینکه هیچ کدوم نشد. از طرفی چون اون احساس خوبه رو نداشتم و تمرکزم روی قسمتی از زندگیم بود که سراسر ناخواسته ست، میگم خب فرکانسهام تکه تکه بودن به نتیجه نرسیده. نمیدونم الان یقه صلاح و مصلحتو بگیرم ه قراره بهتر اتفاق بیفته یا یقه فرکانسهای خودمو

    البته شاید اینا کاربردای خاص خودشو دارن و من قاطی کردمشون!! ممنونم میشم روشنگری بفرمایید.??

    *چطوری دیگران رو ببخشیم وقتی اونا مرتکب خطایی شدن که همیشه از بچگی تو ذهن ما نابخشودنی و غیرقابل تحمل بوده برامون؟

    من مطمئنم هیچ وقت مرتکب اون خطا نمیشم. اگرم بشم منی که تواین شرایط نیستم چرا باید خودمو بزارم تو شرایطی ک نیستم؟ مگه من قراره همش با عینکی که بقیه به چششون زدن دنیا رو ببینم؟??

    *ی سوالی دارم که شاید خصوصی بشه براتون. تو شیوه حل مسائل میگین که وقتی دیدن نتیجه نمیگیرین فهمیدین چون فرکانسهاتون چند تیکست و تمرکزتون روی ناخواسته ست اینجوری شده. بعد اون موقع که تصمیم گرفتین جدا بشین و رفتین شمال، دیگه اصلاااا یعنی یکبارم ب همسر سابقتون فکر نکردین؟ دلتنگش نشدین؟ یادش نمیفتادین؟ من فقط میخوام ببینم از نظر فرکانسی این مواقع چه اتفاقی میفته و ما باید چکار کنیم. این قسمت از زندگی من الان خیلی شبیه اون موقعای شماست ه تو اون محصول گفتین.???

    سپاسگزارم که این فرصت رو دراختیار ما گذاشتین.??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  4. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    میلیون

    بیلیون (که تو فارسی همون میلیارد خودمونه)

    تریلیون

    کادریلیون

    کَنتیلیون

    سیکستیلیون

    سِپتیلیون

    اُکتیلیون

    نونیلیون

    دِسیلیون

    پولارو اینجوری میشمارن???

    توهر خطی 3تا 0 جلوش بزاره و برو خط بعدی..

    احتمالا منظور این بوووده که خیلی تکرار میکرددددددددن

    مثلا اینارو تو ذهنتون تکرار کنید و تجسم کنید

    درامد 10میلیون. درامد 50میلیون. درامد 100 میلیون. درامد 1میلیارد. درامد 10میلیارد. درامد 100میلیارد.

    هرچی این عبارتها رو تکرار کنید و تجسم کنید برای ذهنتون قابل پذیرش و قایل بارو میشه که اینارو هم میشه بدست اورد. ب مرور که بدیهی وقابل دستیابی شد ب شرط درس کردن بقیه باورها این ارقام هم وارد زندگیتون میشه.

    الیته شما تا همون 100 بیلیون بشمارید فعلا. چون ثروتمندترین ادم روی زمین الان جف بزوسه که همین مقدار پول داره. البته به دلار. ??

    ی تمرینی که میتونم به شما بدم? اینکه از فوربز یا فورچون لیست ثروتمندان رو دربیارین و درامدهای اونارو بخونید و تجسم کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    سلام سمانه ای سمانه ای????????

    وای خدای من چه نشوووووووووونه بامزه ایییییییییییییییی. دیشب داشتم فکر میکردم بیام روی یکی از نظراتت نظر بزارم بهت بگم چقدر نظراتت باز مزست ???? حالا شما اومدی همینو واسم گذاشتی ???

    قانووووووووون جواااااااااااب میده.

    ی جوری جواب میده که امروز داشتم فکر میکردم چرا برای همسایه کناریمون مهمون نمیاااادش. 2ساعت بعدش بعداز مدتها واسشون مهمون اووووووووووومد. یعنی نه تنها قدرت خلق زندگی خودمو پیدا کردم، دارم برای بقیه هم می خَلقم????

    سمانه من خیلی دوست دارم ی بار تو دنیای بیرون ببینم و باهات دوست بشم?

    فکر کنم خیلی باهم دیگه بخندییییییییم. همش مسخره بازی دربیاریم . اونم با قانون ????

    چَکار کنیم؟؟ ???

    بعضی وقتا میام نظراتت رو میخونم و کلی انرژی میگیرم.

    ی عالمه بوس بوسیییییییییییییییییییییی???????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    سلام دوست مهربانم

    یک سوال

    کجای قرآن اسمی از امام زمان اورده؟ توی قران هیچ اسم و نشونی نه تنها از امام زمان که از چی کدوم امامان نیست. حتی حضرت علی.

    ذهنتون رو از تمام باورهایی که از جامعه و فرهنگ و دین و سنت گرفتید پاک کنید تا به واقعیت پی ببرید.

    به قول استاد منو شما همونقدر به خدا نزدیکیم که پیامبران و امامان بودن. هیچ قدسیتی وجود نداره. ما به اندازه اون بزرگواران مقدسیم. همه باهم برابریم.

    این نوع اعتقادات شرکه. شرک بخداست. امام زمان هیچ قدرتی نداره. تمام قدرت فقط برای الحمدلله رب العالمین هست.برای شورع پیشنهاد میکنم از کتاب گفتگو با خدای خانم نیل دونال والش مطالعه کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    رسالت همون چیزیه که عاشقشی. همون چیزی ک تمام وجودت فریادش میزنه. چیزی ک باهاش نه خستگی میفهمی نه گشنگی و تشنگی.

    این سوال که ایا برای انسانها رسالتی هست درست نیست. ازنی جهت درست نیست که این معنیو تداعی میکنه که از قبل برای انسانها تقدیر و سرنوشتی مشخص شده و برای اون بدنیا اومدن تا انجامش بدن

    دوست عزیز رسالت انتخابه. نه برنامه ی از قبل نوشته شده

    سوالی نیست که جوابش قبلا داده شده باشه. هرلحظه میشه بهش جوابی دوباره داد.

    برو دنیال عشقت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    دوست مهربانم سلام

    محصولات رو چه خودتون بخرید و چه هدیه بگیرید ، در هر 2صورت باید تکاملوت رو طی کنید.

    باوراشتباهی که اینجا شما دارید باور عدلم لیاقت و ارزشمندیه.

    شما خودتون رو لایق اون هدیه ها نمیدونید. این باور جریان هدیه و ثروت رو توی زندگیتون کم یا حجتی قطع میکنه.

    پس همزمان به سپاسگزار بودن و قدر شناسی از خدا و دیگران خودتون رو لایق بدونید. احساس لیاقت رو در خودتون پیدا کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: