مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 110 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه














سلام
میتونم بگم که یک محقق هستم
راجب خدا و توحید افعالی در تمام ادیان اهل کتاب تحقیق کردم و شناخت علمی نسبت به خدا دارم و برای اکثر ادیان و دانشمندان نسبت به عملکردشان در باره خدا ایمیل میزنم
نظر من راجب این سایت، عباسمنش دات کام
هزاران سال طول کشید که انسان بفهمد ساخت دست خود را نپرستد و هزاران سال طول میکشد که انسان بفهمد ساخته ذهن خود را نپرستد
وقتی نظرات کاربران را میخونم اکثرا نوشته اند که ما خدارا پیدا کردیم خدارا دیدیم خدا به ما داشت لبخند میزد خدا به من گفت خدا به من اشاره کرد خدا گفت هدایت تو بدست این است
دوستان هرانچه در ذهن ساخته اید و به ان باور دارید ونام ان را خدا گذاشته اید اگر باور مهربان بخشنده باشد به شما خوبی و ثروت میرسد واگر باور سخت گیر و مکرداشته باشد بد میبینید.
اکثر کاربران این سایت نوشته اند که ما قبلا از خدا میترسیدیم و یک خدای خشمگین تصور میکردیم و بعد از وارد شدن به این سایت خدارا بخشنده و مهربان وثروتمند دیدیم .
متاسفانه دچار خدایان ذهنی شده ایم وهر کداممان از خدا بتی ساخته ایم در ذهنمان
شرک در دل مومن
همانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی
دوست عزیز لطفا بیشتر توضیح دهید؟ از نظر شما با توجه به تحقیقات گسترده تان باید خدا را چگونه تصور کرد و چگونه با او ارتباط برقرار کرد؟
سلام
دوست عزیز
اجازه بدهید یک مثال از استاد عباسمنش بزنم در صحبتهای ایشان در یک کلیپ یه جا میگویند خدا زندگی من را ساخت ودر همان کلیپ میگویند جهان این کار را برای من انجام میده وباز ادامه میدهند که خودم خالق زندگیم هستم و زندگیم را رقم میزنم همیشه استاد از خدا و جهان و خودم استفاده ودر حقیقت در عمق افکار استاد هر سه خدای ذهنی هستند ولی در سخن برای هر کدام دلیلی دارد ولی در عمل میبینیم که هر سه اینها قدرت مطلق هستند
در ادیان وقتی میگویند خدا هر کدام تعریفی جدا دارند در مسیحیت یهود یت و اسلام و هنوز اهل کتاب به یک تعریف واحد نرسیده اند حتی در اسلام خدای شیعه و سنی باهم فرق دارد
استاد میگوید جهان برای من این کار را بر اساس فرکانس انجام میدهد
فقط در کتاب راز خانم راندا برن نوشته بود و استادان راز هیچ کدام تعریف کاملی از جهان نکردند و اگر قانون طبیعت باشه که فیزیک به شکل دیگه به این قانون پاسخ میده
استاد میگوید خودم زندگی وشرایط را رقم میزنم
حال باید بدانیم این من کیست ادیان میگویند روح خدا دانشمندان قدرت ذهن میپندارند فیلسوفات این من را وحدت وجودی میخوانند واما من این را میدانم که سالها بعداز تکامل استاد این سه را یکی میکند ودر صحبتهای خود از یکی از اینها استفاده میکند
سلام عزیز
نظرتون خواندم
به عنوان یک محقق خداشناس ،خدای شما چگونه هست ؟
الهی باشید .
دوست عزیز یوسف جان
اگر در علم خدا را تحقیق کنی چون محیط علم محدود به ازمایشگاه است و نظریه باید ۹۹درصد در ازمایش درست باشد تا تایدعلمی بگیرد و چون خدارا نمیتوان مادی وقابل مشاهد وازمایش دید از نظر علمی رد میشود
واما ادیان واهل کتاب هر کدامشان یک تعریفی دارند بعضی میگویند پیامبر ما با خدا کشتی گرفت بعضی میگویند خداوند با الاغش به زمین امد بعضی میگویند دست خدا کارها را انجام میدهد بعضی صفات خدا را میگویند قادر بخشنده مهربان مکار جبار هر کدام از ادیان عارف هم دارن که همه را عشق میداند
فیلسوفها
فیلسوفهای اسلامی شبیه به کتاب قران میگویند
بعضی از فلاسفه خدا را براصل افرینش میداند ولی علم میگوید بیگ بنگ افرینش اغاز شد
فلاسفه قانون علت معلول و هزاران هزار قانون دارند برای خدا
حال دوست عزیز بستگی دارد که از کدام دسته هستی
خدا را از علم میخواهی
از ادیان و مذهب خدای افعالی
یا فیلسوفها
یا فطری وقلبی خدا را میخواهی درک کنی
حال سوال شما خدای من چکونه است
خدای من عینی نیست که ببینی وبشنوی یا لمس کنی یا ببوی و چیزی که مادی نیست را چطور برایت بنویسم و ذهنی هم نیست که تجسم کنی
سوال اگر نه ذهنی هست نه عینی پس چطور میگی هست یکباره بگو نیست
جواب
درک من از خدا
قسمتی از خدا که درون من است که ادیان میگویند روح دانشمندان انرژی میخوانند و فیلسوفها نیروی واحد یا جان میگویند
ومن تمام سعی خودم این است که روی خودم کار کنم تا ارتباط با خدا یا انرژی یا نیروی واحد یا روح یا هر چیزی که تو بگوی برقرار کنم و با برقراری ارتباط بین خودم ودر حقیقت خدای درونی خودم بتوانم سعا دتمند شوم و بعد از مرگم از طریق خدای درونی که قسمتی از خدای واحد است به یگانگی بپیوندم
سلام دوست عزیز
خدا درون هریک از ماست و از ما جدا
نیست
منظور دوستان اینه که با خدای درونشون هماهنگ میشن حسش میکنن رابطه خوبی باهاش برقرار میکنن و الهامات و پاسخ هاشون رو ازش دریافت میکنن
همه چیز در ذهن ما هستند ما همه چیز را با ذهن درک و تجزیه و تحلیل میکنیم
حتی اگر عارف و بینهایت متصل به منبع آگاهی باشیم باز هم فقط باور های ذهنی بهتری داریم همین
خداوند در گمان بنده خیش است
چه اصراری به این که خدا فرای ذهن است دارید برام عجیبه؟
خدا ورای باور های ماست درست /
اما چون به آنی نمیتوانیم آن خدا که ابراهیم و سلیمان درک کردند و حتی درک بالا تر رو نداشته باشیم باید حرکت نکنیم و باور های درست خوب تر و بهتر بسازیم چون شرک است نباید دنبال درک خدای واقعی برویم چون گمان اشتباه نبریم؟
متاسفانه دچار خدایان ذهنی شده ایم وهر کداممان از خدا بتی ساخته ایم در ذهنمان
خدایان ذهنی؟
دوستان باور هایی که در قرآن نوشته شده رو تا حدی دارند پس خدایشان ذهنی نیست
خدایشان خدای قرآنی و واقعی است
سلام ب دوستای عزیزم.
درجواب اقای نظافت
اول اینکه بهتر بود بقول استاد ک این باورها و این چیزهای جدیدتوحیدی ک از استاد یاد گرفتیدوهدایت الله هستو باکسی درمیون نزارید اگرم میزارید سعی کنید هم فرکانس باشن باهاتون
مثلا مادرعزیزتون این همه سال با باورهای مذهبی ک دارن واز نسل ها قبل به ما خورونده شده و بدون حتی لحظه ایی تامل باورش کردیم .در مداری نیستن ک حرف های استاد یا شما رو درک کنن برای همین دیدگاه بدبینانه پیدا میکنن سعی کنید این دیدگاه توحیدی ک نسبت ب الله دارید رو برای خودتون نگه دارید ب دیگران کاری نداشته باشین حتی حرف هم نزنید درمورد تغییر باورتون .وبیشتر عمل کنید اینطوری راحت تره.
درمورد تلویزیون هم ک گفتید میتونید اعراض کنید .یا تو اون لحظه توجه خودتون رو ببرید سمته نکاته مثبت دیگه مثله .نکات مثبت مادرتون یااطرافتون یا فایل های استادو گوش کنید یادتون باشه هروقت احساستون بده ب شدت دارین ب سمته ناخواسته ها میرین.با احساس خوبه پایداره ک میتونید تمام کیهانو باخودتون همجهت کنید.دوره جهان بینی توحیدی رو اگر میتونیدتهیه کنید اگر نمیتونید نظراتش رو بخونید خیلی فوق العادس نظرات بچه ها.من ک خیلی استفاده بردم از خوندنشون.
درپناه الله یکتا باشید
سلام.
خیلی ممنون استاد از این فرصت که به ما دادهاید.
سوال که داشتم درباره بخشش بود. در فایل های روانشناسی ثروت 1 اعلام کردین که 10 درصد از درآمد خودمون رو ببخشیم و به خویشان خودمون ببخشیم. دو سه تا سوال برام پیش اومده که پاسخش را در فایلها و سایت تا جاییکه گشتم پیدا نکردم. خوشحال میشم اگه لطف بکنید پاسخ دهید و یا دوستان دیگر اگر میدونن پاسخ بدن.
1) آیا شما هم هنوز هم 10 درصد از درآمدتون رو می بخشین؟ (ببخشید که سوال شخصی است ولی باور کنید کنجکاوم).
2) اینکه فرمودین به خویشان کمک کنیم، اونجا که قرآن می فرماید علاوه بر خویشان، به گروههای دیگه هم ببخشید، آیا شما همه اون ده درصد رو اگه اکنون هم می بخشید، فقط به خویشانتون می بخشید؟
3) این تضاد با فرمایش قرآن برام پیش اومده که آیا فقط به خویشان و یا به گروههای دیگه هم باید بخشید؟ مخصوصا وقتی که ثروتمون زیاد میشه و قوم و خویشان تامین میشن. آیا نباید سراغ بقیه رفت؟ یتیمان، در راه ماندگان، مساکین و …
خیلی خیلی ممنونم.
سلام استاد گرامی
یک چیزی میخواستم بگم اینکه
یک فایل از یکی شنیدم که داشت در مورد شما صحبت میکرد
اینکه میگفت حرفای استاد ضد هم هست
2 تا ویس از شما گذاشته بود یکی درمورد جهان بینی توحیدی ک گفتید نمیشه سریع نتایج عالی گرفت نمیشه ک یهو بیایم یک جمله تاکیدی بگیم و زندگی مون عوض بشه
و ویس بعدی در مورد چند برابر کردن ثروت بود ک میگفتید من الان بخام کاری انجام بدم باور میسازم تجسم میکنم بعد یکی دو هفته نتایج عالی میگیرم
بهو تحت تاثیر قرار گرفتم گفتم راس میگه اومدم توی سایت تون ک سوال از تون بپرسم که اون بنده خدا راست میگه چرا تکامل باید برای بقیه مردم باشه ولی زندگی شما ن همینطوری سریع و یکی دوهفته ایی نتیجه بگیرید از باورهاتون
داشتم اینا رو تایپ میکردم ک یهو جوابمو گرفتم
استاد شما اگه نتیجه میگیرید به خاطر اینکه تکاملتون رو قبلا طی کردید
زمانی توی اوج نداری زندگی میکردید
زمانی که از دانشگاه تا خونه با هدفن صداتونو گوش میدادید
زمانی ک توی تاکسی تون ویس های خودتونو گوش میدادید
اون موقع شما تکاملتون رو طی کرده بودید
درسته
هیچ چیز غیر طبیعی و خلاف قانون نیست
شما اگه الان خوب نتیجه میگیرید به خاطر اینه ک قبلا تکامل تون رو طی کردید
به قول یکی از ثروتمند های جهان
گفته بود من درسته ک یک شبه به پول رسیدم
ولی برای اون یک شب 30 سال زحمت کشیدم
موفق و پایدار باشید استاد
سلام سید عزیز
از خدا میخوام همیشه صاایران باشی (هر روز بهتر از دیروز ?)
سوال که نه ولی دو تا موضوع رو جهت یادآوری میخوام بگم:
گفته بودید فیلمهای پرفروش یا جالبی که دیده بودید رو بررسی کردید از لحاظ باورهای قدرتمند کننده و محدود کننده و قرار بود که اونها رو برامون به صورتی ارائه بدید. چی شد؟
گفته بودید آیات قرآن رو قراره تک به تک در برنامه ای با هم بررسی کنیم و خیلی از تأویلهای نادرست رو با هم تصحیح کنیم. البته این کار رو در مورد آیه و ان یکاد و آیه جهاد انجام داده بودید. چی شد؟
موضوع دیگه اینکه در مورد خوابها و تعبیراتشون از دیدگاه فرکانس و مسئله باورها میخوام بدونم. البته من اینجا دیدگاه و استدلال خودم رو میگم ولی دوست دارم دیدگاه شما رو هم بدونم با توجه به اینکه گفته بودید خیلی از الهاماتی که در مورد بورس و خرید سهام بهتون شده بود از طریق خواب بوده یا یه تمرینی بود که قبل از خواب درخواست میکنیم و با بهترین جواب بیدار میشیم و مینویسیم. دیدگاه من اینه که اتفاقاتی که در طول روز بهشون توجه میکنیم که باعث ارسال فرکانس میشه خوابهای ما رو تشکیل میده. یعنی من اگه در طول روز یا حتی روزهای قبل به طور عمیق و وسیع به کسی یا چیزی فکر کرده باشم اون رو یا نمادی از اون رو توی خوابم میبینم. اما مسئله من تعبیر خواب ها هست. مثلاً من دیروز داشتم یکی از دوره های شما رو گوش میدادم و دیشب خوابهایی با تعبیر خوب دیدم. چطور میشه که خوابها تعبیرشون با خودشون فرق داره؟ اگه دارم روی چیزای مثبت توجه میکنم آیا نباید خوابهای منم چه ظاهر و چه تعبیرش شون مثبت باشن؟ اصلا مبنای این تعابیر چی هستن؟ که مثلاً تعبیر خواب منسوب به امام صادق داریم؟ و چرا تعبیر بعضی خوابها دقیقا برعکس چیزی هست که توی خواب دیدم. یعنی توی خواب ترسیدم یا غم عمیقی رو تجربه کردم اما تعبیرش ایمنی و شادیه. این مسئله برام مهم هست چون به خوابهام اهمیت زیادی میدم و اغلب رویای صادقه میبینم (اتفاق افتادن دقیق یک جریان با وجود تجسم نکردن یا نمادی دیدن یه اتفاق برای خودم یا دیگران با وجود فکر نکردن به اون موضوع یا خوابهایی که سالها بعد اتفاق میفته) که البته میدونم الان نتیجه ی فرکانسی که صادر کردم قبل از تبدیل به واقعیت شدن رو توی خواب میبینم ولی چرا بعضیاشون معکوسه؟ اینکه قبل از رخداد یه اتفاق اونو خواب میبینم با اینکه اصلا بهش توجه نکردم یا سالها پیش یه توجهی داشتم و تموم شده یا اینکه اتفاقی که سالها بعد میفته رو مدتها پیش میبینم رو میخوام بدونم. ازین جهت که اگه من سالها پیش توجهم روی موضوع نامطلوبی بوده و حالا توجهم روی چیزای دیگه ست که خوب هم هست چرا اون موضوع بهم هشدار داده میشه؟ مگه اینطور نیست که با توجه کردن به خواسته ها، ناخواسته ها دفن میشن؟
ممنون میشم اگه شما یا دوستان که اطلاعات دارن در این زمینه از دیدگاه فرکانس اینو برام بگید. هرچند شاید به نظر برسه پرداختن به این موضوع کمک کننده برای رسیدن به خواسته ها نباشه ولی این یکی از راههای الهامی قوی و روشن برام هست باتوجه به خوابهای حضرت یوسف یا ابراهیم در قرآن. در مورد خواب حضرت یوسف ما میگیم هیچ چیز از قبل مقدر نشده و همه چیز رو براساس فرکانسی که میفرستیم میسازیم. چطور میشه که در سن کودکی همچین خوابی میبینه که چهل سال بعد اتفاق میفته؟ یعنی پیامش این بوده که میتونی همچین جایگاهی برسی اگه طبق قوانین عمل کنی؟ یعنی همه ماها میتونیم به همچین جایی برسیم؟ یعنی تأیید دیدگاه خدا از ما بیشتر میخواد که ثروتمند بشبم؟
سپاسگزارم.
سلام استاد عزیزم
دوست دارم یکم موضوعم رو بی پرواتر بیان کنم چون به نظرم یکی از بزرگترین مسائلی هست که جوانان امروز چه در ایران و همه جای دنیا باهاش مسئله پیدا کردن و راهنمایی های استاد می تونه خیلی در این زمینه راهگشا باشه .
اونم اینه که با توجه به اینکه اینترنت امروزه خیلی گسترش پیدا کرده و تمام ابعاد زندگی آدم ها رو تحت تاثیر داده و میل و عادات جنسی انسان هم از این قضیه مستثنی نبوده.
می خواستم بدونم جوانی که اعتیاد به پورن و خودارضایی داره و تلاش های زیادی هم برای ترک این عادت کرده باید چه باور ها و رویه هایی رو باید کسب بکنه تا بتونه از این مسئله رنج آور خلاص بشه
من خودم براساس قانون تضاد به یک سری مواردی که به نظرم منجر به انجام این عادت میشه رو این ها می دونم: ?بیکاری ?نداشتن هدف
?عدم عزت نفس ?داشتن استرس و اضطراب ?نداشتن تفریح
می خواستم بدونم برای حل این مسئله چه باورهای درستی نسبت به خدا و خودش ادم باید داشته باشه تا به پاکی همیشگی دست پیدا کنه.
متشکرم از زمانی که میگذارین
سلامی دوباره
من امروز که این سوال رو نوشته بودم واقعا با تمام وجودم این رو نوشته بودم اما خیلی خیلی زیبا و قشنگ با تمرینات اولیه ای که هر رو روز دارم تکرار می کنم خدای عزیزم جواب همین سوالم رو در فایل چرا به دانسته های خود عمل نمی کنیم؟ قسمت دوم و با شنیدن صحبت استاد درباره اهرم رنج ولذت کاملا به جواب سوالم رو متوجه شدم و بی نهایت از خداوند سپاس گزارم الهی قربونش برم که انقدر حواسش به من هست و خیلی هم از استاد بابت راهنماییشون سپاس گزارم .
دوسستتتتتتووووون دارممممممممممممممم
سلام استاد عزیزم. من هیچ کدوم از دوره های شما رو تا به حال نخریدم و فقط به فایل های رایگان گوش دادم.متاسفانه اونقدری که دوستان با زندگی شما آشنا هستن ؛ من و خیلی های امثال من ؛ نیستیم.واقعا خیلی متاسف شدم واسه خودم که خیلی چیزها رو نمیدونم و خیلی از بقیه عقب ترم.درهرصورت بعد از خوندن اکثریت نظرات متوجه شدم که بعد معنوی زندگی شما از هرچیز دیگه ای برای مخاطبان و طرفداران و دوستانتون باارزشتره.پس لطفا
حالا که مبحث توحیدی رو شروع کردید که البته بازهم در قالب یک محصول جدید و من هیچی راجع بهش نمیدونم ؛ از زندگی معنویتون بیشتر برامون بگید.
سلام دوست من استاد در کانال تلگرام یک پیام گذاشتند که اعضا هم به سوالات بی پاسخ جواب دهند و من تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم و در جواب سوالتون از توحید بگم چون هر بار درمورد توحید صبحبت کردم و ترویجش دادم
بعدش به طور معجزه وار جریانی از ثروت و خوشبختی و معنویت و همه چیز وارد زنگیم شده و بارها و بارها ازش معجره دیدم
دوست من اصلی ترین موضوعات در معنویت که ویژگی استاد هست این هاست البته توحید اصلی ترینش هست چون توحید باشد بقیش اتوماتیک وار در ما ایجاد میشود
1-توحیدی بودن و پرهیز از شرک
در قران سوره نسا آیه 48 گفته شده تنها گناهی که بخشیده نمیشه شرک هست و کمتر از اون را خداوند طبق قانونمندی حاکم میبخشد(در مورد بخشش بقیه گناهان از یشاُ استفاده شده یعنی طبق مشیت و قانونمندی اما در ترجمه ها اشتباه گفتند هر که را بخواهد و اشار به مشیت نکردند)
2-ایمان به ربوبیت خداوند(یعنی ایمان به اینکه صاحب و مالک تمام چیزها خداوند است تمام قدرت ها از آن خداوند است و…)
3-ایمان به قدرت خداوند
4-نماز( ریشه صلاه صلو هست و صلاه یعنی توجه به خدا و ما باید همواره توجهتون به خدا باشه هرچی بیشتر باشه سعادتمندتر میشویم و هیچ الزامی در این نیست که حتما به روش مرسوم به خدا توجه کرد و هرکس میتواند به روشی که به او آرامش بیشتری میدهد نماز بخواند)
5-احساس خوشبختی بخاطر نعمت هایی که داریم (احساس شکرگزاری)
از میان این ها توحید که اصلی ترین موضوع هست نیاز به توضیخات بیشتر دارد
توحید = یکتا پرستی
پرستش = قدرت دادن
پرستش بت = قدرت دادن به بت
پرستش خدا = قدرت دادن به خدا
اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه
به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشوید
مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم
شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران
شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد
شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست
شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند
شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد
یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم
شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد
شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند
شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا
شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم
شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد
باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید
مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده
اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …
اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست
اگر وقتی ایده ای می آید
گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست
اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند
حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست
و… و… و…
و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم و اینقدر یادآوری کنیم که جزیی از وجودمان شود و اتوماتیک وار افکار غالبمان حتی در خواب هایمان هم توحید موضوع اصلی باشد
یاد آوری مجدد
توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن
کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست
یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن
بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست
خداوند صاحب ومالک تمام ….. است و من تنها از خداوند …… میخواهم
(در جای خالی خاستم را میگم)
من کیستم؟ من جانشین و عزیز دل خداوند هستم کسی که خداوند تمام آنچه در آسمان ها و زمین است را رام و گوش به فرمان من قرار داده
خدا کیست ؟ خداوند صاحب و مالک و فرمانروای تمام جهان هستی است کسی که همه چیز و تمام قدرت ها از آن اوست
من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم
به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم
خداوند مقدر کرده که من توحیدی باشم
خداوند مقدر کرده که من همواره بیشتر و بیشتر قدرتش را باور کنم
من ایمان دارم که خداوند به همه وحی میکند
من لایق این هستم که خداوند به من وحی کند
خداوند همواره جواب سوالاتم را به من میگوید و مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده مثل ابراهیم و سلیمان و عباس منش هدایت میکند
سلام آقای محمدی عزیز
چقدر خوب وعالی وجامع وکامل بود توضیحاتتون خیلی ازتون سپاسگزارم امیدوارم همان طوری که گفتید جریانی از ثروت ونعمت در زندگیتون جاری باشه از این همه درک شما از توحید حیرت زده شدم در آغوش خدای مهربان شاد باشید
عالی عالی عالی…
ممنون از اقا رضای گل ?
سلام استاد عزیز و مهربونم
خییلییی زیاد از خدای مهربونم و از شما ممنونم, واقعا تو این مدت من دارم معجزه میبینم فقط,
بهمن 96 من تو بی حوصلگی و کتابای کنکور زیادی که جلوم بود و باید میخوندم با شما اشنا شدم, میخواستم یه راهی پیدا کنم که زودتر اونارو بخونم و دلم قرص بشه که واسه کنکور درس میخونم, اومدم اینترنت و خیلی اتفاقی بین یه سری فایل …. بعضی قسمتای تند خوانی شما رو دیدم, حرف زدن شما منو خیلی جذب خودش کرد , همینطور بیشتر گشتم و فایل چگونه درامد خود را 3برابر کنیم رو پیدا کردم, و بعدش مثل تیکه های پازل همینطور فایلای شما پیدا شدبعد من عضو سایت شدم اومدم تو یه دنیایی از انرژی مثبت و فوق العاده , اون شب فقط راه رفتم و گریه کردم , نمیدونم چم شده بود…. تازه تازه دارم یکمی درک میکنم چه اتفاقی داشت میوفتاد,,,, دو سه شب پیش داشتم از خدا کمک میخواستم, هدایت زیاد میخواستم ازش خواستم باهام حرف بزنه و کمکم کنه که جهان بینی توحیدی رو بخرم, فرداش ایملمو اتفاقی چک کردم دیدم یه ایمیل اومده که حاوی کد تخفیف30درصدی واسه جهان بینیه…. نمیدونستم چطوری غوغای درونیمو کنترل کنم!!! انگار هنوز خیلی خوب باورم نشده بود که خدا با منه و هوامو داره یکمی بی انصافی کردم ولی اون ایمیل برام خیلی مهم بود با اینکه من الان نتونستم اون دوره رو بخرم ولی ایمانمو خیلیییی بیشتر کرد, این دوره ی فوق العاده هنوز تو زندگیم نیومده تاثیر خوبی روم گذاشت و به زودی اونو میخرم, بعد از خدا خواستم که باهام حرف بزنه و بیشتر از قبل هدایتم کنه…. امروز دیدم که این فایل مصاحبه رو گذاشتین,شما قطعا دستی از دستای خدای من هستین و هدایتم میکنین و خیلی خوشحالم که الان مطمعنم پیامم رو خودتون هم میخونین, فقط از شما میخوام که باورهای خیلی قدرتمند راجع به پول و روابط و سلامتی بگین بهمون,
بچه ها سوالای خیلی عالی و خوبی پرسیدن بی صبرانه منتظر شنیدن جوابای فوق العااده و هدایتگر شما هستیم
خیلی دوستتون دارم,از خدا براتون بهترین ها رو میخوام, چون واقعا لایق بهترین هاااااااا هستین
ممنون از این وقت خوب و فرصت استثنایی مصاحبه که بهمون دادیدن ??????
سلامی دوباره
استادعزیزم ازوقتی دراین مسیرقرارگرفتم وفهمیدم که خدااز رگ گردن به من نزدیکتره وفقط باید ازخودش بخوام بدون واسطه دیگه ازکلمه التماس دعا استفاده نمیکنم واصلا علاقه ای به رفتن به اماکن متبرکه و..ندارم میگم چرابایدبرم درسته که اونا انسان های پاکی بودن وبینظیر وقابل احترام ولی خدااصله وقدرت مطلق .حتی عزاداری برای امامان روهم قبول ندارم ,مرگ بر ملت هارو قبول ندارم وهمه روعاشقانه دوست دارم ,نمیدونم مدتیه قران خواندن بهم حال نمیده چون واقعا عربی رونمی فهمم وحتی معنی وتفسیر کتابها رو باورندارم شبهای قدر رواصلانتونستم برم مسجدوقران سر بزارم چون فکرمیکنم خدایی که فقط شادی منو میخواد وبدون التماس بهم توجه داره چرابرم التماس کنم درعوض ازش برای همه چی سپاسگزاری کردم لطفا بهم کمک کنین ایا همه اینها درسته وراهنماییم کنید.ویک تفسیر قران برامون بزارین واقعا ممنون میشم .لطفابرای عیدفطر یک تخفیف 45/بزارین تامنم بتونم ازمحصولاتتون تهیه کنم بازم ممنون .سلامت باشین.
سلام به استاد و همه
استاد می خواستم بگم من تا اینجا فهمیدم که راه رسیدن به خواسته ها تغییر باوره و راه تغییر باور کنترل ورودی های ذهن و همیشه حال وحس خوب داشتن و پیدا کردن نشانه های باورهایی که درست کردیم تواطرافمون وتایید وتحسین اونها و تکرار این کار تا قوی شدن اون باورهاست +انجام تمرینهای شما ودر این راه باید به حرفها و نا امید کردنهای ذهن منطقی و اطرافیان و عجله و … توجه نکنیم حالا استاد جون بگو چیزی کم و کسر گفتیم یا نه ؟ اگر کم و کسری هست ما رو ببخشید و خودتون کاملش کنید تا یک دید کلی به موضوع نحوه رسیدن به خواسته ها پیدا کنیم.ممنونم.
فرمول رسیدن به خواسته اینه
*احساس خوب احساس خوب احساس خوب. باید شاد باشی و بی خیال.
*شفاف و واضح بدونی چی میخوای.(تواگر ندونی دقیقا چی میخوای، جهان از کجا بدونه که دقیقا چی باید بهت بده)
*دقیقا بدونی هدفت ازون خواسته چیه و اون هدف رو مدنظر قرار بدی ن اون خواسته رو.
*واسش شور و اشتیاق داشته باشی.
*بهش وابسته نباشی و نچسبی و رها باشی. (دلیل اصلی نگرانی، فکر کردن به نحوه رسیدن به خواسته ست. اینکار وظیفه خداست و ب ماهیچ ربطی نداره. وظیفه ما فقط لذت بردن از زندگیه)
*متعهد باشی و تعهدتو کتبا بنویسی.
*ایجاد باورهای درست: تکرار اونها ، صحبت کردن با خودت، دنبال الگو و نمونه بودن براش و…مثل این باورها
+من متعهد میشوم که..
+شکرگزارم که…
+من لیاقتشو دارم که…
+من عرضه و تواناییشو دارم که..
+خداوند عاشقانه میخواد…
+کائنات دست ب دست هم دادن که…
*خواستن ایده و راه حل از خداوند و نیروی هدایتگر درونی. از طریق نامه نوشتن یا حرف زدن.
*عمل به الهامات: باید قدم اول رو برداری تا قدمهای بعدی بهت گفته شه. ب شرط عمل ب الهامات، الهامات ادامه پیدا میکنه.
*باید در مدار اون خواسته قرار بگیری و باهاش هم فرکانس بشی. پس باید ب هر طریقی ک میتونی تمرکز و تجهتو بزاری روش از طریقک
+سوال مثبت پرسیدن
+نوشتن
+تجسم
+صحبت کردن
*باید اون خواسته برات بدیهی و قابل دستیابی باشه.راحت و اسون بگیرش.
+قانون فراوانی: افرادز یادی تونستن بهش برسن. پس برای منم هست و منم میتونم.
+موفقیتهای گذشتتو بیاد بیار و بگو اگر به اونها رسیدم پس ب بقیه خواسته هامم میرسم
+احساس لیافت: من لیاقتشو دارم.هرچی احساس لیاقت بیشتری کنی اون خواسته برات کوچیک وبدیهی میشه.
*ذهنت رو برای راه حلهای دیگه باز بگذار : به ی روش نچسب و نگو فقط از همین راه میشه. دستان خدا را باز بزار. خدا بینهایت دست داره برای رسوندن اون خواسته به ما.
*مدام از خودت بپرس چگونه ازین سریعتر راحت تر و ساده تر.
*تمرکز و توجه بر خواسته: اگر درگیر چیزی جز خواسته ات هستی، خودتو از شرش خلاص کنی و فضاو خلا لازم برای دریافت خواسته ت رو ایجاد کن. تمام تمرکز و توجهت رو ببر بزار رو چیزی ک میخای.خودت رو باید بری تو فضای اون خواسته قرار بدی. (مثلا اگر میخای ازدواج کنی این بک گراندو نصب کن تو ذهنت ک داری ازدواج میکنی و فقط ی مدت کوتاه مجردی . اینجوری ازینی هم ک داری نهایت استفاده رو میکنی)
*قانون رهایی. زندگی در لحظه و لذت بردن از هم اکنون. نچسبیدن به خواسته
دریا خانم چقدر قشنگ توضیح دادین.
عالی بود.
یادداشت برداشتم
فقط میخواستم بگم .. درراه رسیدن به خواسته هاتون .. وقتی که اینقدر ایمان داشته باشین و براتون طبیعی شده باشه که اون خواسته به شما داده میشه که انگار همین الان اونرو دارین … به خواسته هاتون میرسین. منظورم از ایمان اینه که اگه مثلا تو قرعه کشی خونگی شرکت کنید و اسمتون نفر پنجم دربیاد چطور مطمعن هستید که دقیقا 5 ماه دیگه اون پول بهتون داده میشه؟! چطور خیالتون راحته که اونو دارین ؟ .. باید ایمانتون برای هر خواسته ای همینقدر باشه .. اگه ماشین .. ویلا .. رابطه عالی .. سلامتی وهرخواسته ای میخواین رو به همین شکل ایمان داشته باشین که بهتون داده میشه .. وخیالتون راحت باشه .. اونوقت بهش میرسین.اما اگه تردید داری .. اگه هنوز یکم شک داری .. اگه میگی حالا میرم ولی فک نکنم بشه .. حالا این تمرینو میکنم ولی فک نکنم دیگه اینقدم جواب بده و یا نگرانید که برای شما شاید جواب نده ویا هرنوع ترس و استرس و نگرانی دیگه ویا .. پس همونقدر از خواسته تون دور هستید.
خیالتون رو راحت کنید..
با تمام تعهد و تلاش .. خودتون رو تو مسیر خواسته تون قرار بدین ( با همون روشهایی که دریاجان فرمودن ..و تو همه ی فایلهای استاد هم هست .. )و تا وقتی اطمینان دارین تو مسیر درست هستین.. مسیر رسیدن به خواسته تون .. دیگه بقیه شو بسپرین به خدا و جهان هستی وایمان داشته باشین که بالاخره و دقیقا در بهترین زمان ..شما به خواسته تون میرسین .. از راههایی که فکرشم نمیتونین بکنین :)
با سلام
از خانم دریا خانوم و آقای حاجی چرمهینی بابت جوابهاشون بسیار ممنونم موفق و موید باشید و از استاد هم (طبق جلسه دوم قانون آفرینش) درخواست دارم جوابهای این دو دوست گرامی را اگر نیاز است کاملتر بفرمایند.
دوباره سلام
الان که به کارهایی که دریا خانوم اشاره کرده اند نگاه کردم دیدم خیلی طول میکشه همه این کارها رو انجام بدم و ایمانم و امیدم هم که ضعیفه حالا باید چطوری طاقت بیارم وتو مسیر بمونم و عطای این کارهای زیاد و بعضا سخت رو به لقایش نبخشم؟اگه ممکنه استاد یا دوستان مرحله به مرحله بگن کارها چی هستن که انجام بدیم و برسیم به مرحله بعدی تا با توجه به کارهای روزمره وشغل و کمک به پدر درمغازه و… که باید به اونها هم برسیم مسیر برامون واضح باشه و خیالمون راحت که اگه این کارها رو انجام بدیم همه کارهای لازم رو انجام دادیم چون واقعا من گیج شدم که آخر چه کارهایی لازمه برای این رسیدن به خواسته ها که دیگه کار دیگه ای اضافه نشه به این لیست و تموم باشه و ثانیا هم ترتیبشون معلوم باشه و اصلا اگه میشه کلا یکی دو تا کار بگین وقال قضیه رو بکنین وما نگران نباشیم که چیزی کم گذاشتیم .ممنون
سلام دوست مهربانم الان جواب شما رو میدم
استاد دوست داشتنی من سلام، سلام بروی ماهت. سلام به اینهمه زیبایی که در وجودت هست??
هرچی جلوتر میرم ی چیزایی میفهمم که میگم عهه پس چرا تاحالا نفهمیدم این موضوع رو??
هرچی جلوتر میرم مفاهیم رو ی جور دیگه می فهمم. ی جور دیگه درک میکنم. ی جور دیگه لمس میکنم.??(این اشک عرفانیه ?)
امروز ی لحظه از ذهنم کتاب چگونه فکر خدارا بخوانیم گذشت. همزمان باهاش فکر خوندنش از سرم گذشت ک من تاحالا فقط ی بار خوندمش همون اوایل ک خریدمش.
بعد همزمان باهاش ی حس لایتی اووومد. احساس کردم الهام طوریه. گفتم میخونمش پس. همش در عرض 5ثانیه بود.
نیشستم به خوندنشششششش. با اینکه الان فقط 13 صفحه ازشو خوندم میتونم بگم کل این 21ماه من ی طرف. این آگاهی که این لحظه بدست اوردم یک طرف. اگاهی نیست. عملیه که تمام آگاهی های قبلی منو به نتیجه میرسونه. نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم استادِ جان.
دوست عزیزم اول اینکه از خدا درخواست کن ی شرایطی ی فرصتی برات فراهم شه تا روی خودت کار کنی. به قول استاد: “خداوند وقتی جدیت تو رو ببینه، هدایتش رو آشکارا ارزانی ت میکند”. این هدایت به منو خیلیا ارزانی شده. تو سخت ترین شرایط ممکن که حتی نمیتونی تصورشم کنی !! وقتی سقف بالای سر نداشتم،جا نداشتم، غذا نداشتم، کاروپول نداشتم !! خدا همه اینااا واسم شد. وقتی شروع کردم ب کار کردن روی خودم تواین پروسه: بعضی جاها نمی تونستم قانون رو خوب اجرا کنم، کم می آوردم، اما بازم پامیشدم ادامه میدادم. به هر شکلی که شده. گاهی اتفاقات خوب میفتاد. گاهی هم نه.
گاهی به قانون بدبین میشدم که بعضی وقتا جواب میده و بعضی وقتا نمیده. یا تهش میرسیدم به اینکه من نتونستم از قانون استفاده کنم، من تواناییشو نداشتم. اما بازم پامیشدم ادامه میدادم.
500تا باور پیدا کرده بودم. به ظاهر داشتم رو خودم کار میکردم. این اواخر خیلی بهم ریختم و چون انگار داشتم اب در هاونگ کوبیدن میکردم!!
اما میدونستم ی چیزی هست که من هنوز خوب یادش نگرفتم. ازین ور اون ور، تو سایت از بچه ها از استاد میشنیدم ولی باز درکش نمیکردم. میدونی چرا؟ چون این جزیی از تکامل من بود که خودم باید بهش میرسیدم که اشکال کار من کجاست. خودم باید میرسیدم که چه چیزی هست که هنوز من یادش نگرفتم!!
دوست خوبم شاید خیلی ساده این خط هارو بخونی و ردشی. شاید عمق چیزایی که نوشتمو متوجه نشی که کاملا طبیعی هست. چون همه ما ازین مسیر گذشتیم.شما هم باید تکاملت رو طی کنی. تکاملی که خاص خودته.
اینارو نوشتم که بهت بگم پس انتظار نداشته باش یکی بیاد بگه دقیقا فلان کارو کن. باید خودت همت بخرج بدی اراده بخرج بدی وشروع ب حرکت کنی. اون چیزی که خودت تجربه میکنی خودت لمس میکنی میلیارها می ارزه به هر راه میان بری که میخوای پیدا کنی.چون ظرف وجودت بزرگتر میشه. حال خوب زندگیت بزرگتر میشه.
پس لطفا انتظار لقمه اماده شده نداشته باش.
دوست خوبم فرمولی ک من برات نوشته بودم چیزی نبود که بخوای بشینی ی گوشه و تیکش بزنی. همه اونا باید جزیی از رفتارو کلام و تصورات شما بشه. جزیی از ذهن شما بشه. جزیی از شخصیت شما بشه. امااا دوست دارم اینجا اینو برات بنویسم
(اون چیزی که من بعداز این 21ماه تکاملم بهش رسیدم و الان دارم با عمق وجودم درکش میکنم . و به نظرم باید با طلا نووووشت این خطهارو… )
کل قانون فقط توی جمله خلاصه میشه: احساس خوب
تو به هر خواسته ای میخوای برسی باید احساست نسبت ب اون خواسته خوب شه. هر مشکلی که داری باید به احساس خوب نسبت ب اون موضوع برسی.
داستان، تمرکز و توجه نیست. داستان اینه که چقدر اون چیزی ک بهش توجه میکنی بهت احساس خوبی میده
داستان، تکرار باورها نیست.داستان اینه اون باورهایی ک تکرار میکنی چقدر تورو ب احساس خوب ماندگار میرسونه
داستان، تمرنیات نیست. داستان اینه چقدر احساس خوب داری موقع انجام دادنشووون. داستان اینه ایا وقتی تجسم میکنی به احساس خوبی میرسی. ایا وقتی مینویسی احساس شادی میکنی. ایا وقتی صحبت میکنی ذوق داری. ایا وقتی شکرگزاری میکنی به ارامش و شادی و لذت و احساس خوب درونی میرسی؟
داستان این نیست چه باوری نسبت ب خودت داری. داستان اینه چه احساسی نسبت ب خودت داری. در تماام موااااااااااارد و جنبه هااااااا
داستان این نیس چ باوری نسبت ب ادما داری، داستان اینه چه احساسی نسبت ب ادمااا داری.
داستان این نیست چقدر باورها و افکار و تصورات خوب در مورد ی خواسته ای داری. داستان اینه چقدر نسبت ب اون خواسته احساس خوب داری
داستان این نیست ک چقدر تو ی کاری تلاش میکنی. داستان اینه چقدر تو اون کار احساس خوب داری.
داستان این نیست ک چقدر رو خووودت کار میکنی چقدر زمان میزاری داستان اینه با چه کیفیفی، با چه احساسی رو خودت کار میکنی
داستان این نیست الکی خوش و شاد و شنگول بشی، داستان اینه که از نظر درونی و عمق وجودت چقدر به احساس خوب و ارامش و شادی برسی، به احساس ایمان برسی و این همون نقطه ایه که میتونی رهاااا بشی. این همونی نقطه ایه ک بوم بوم بوم اتفاقات خوب میفته.
استاد همه اینارو دارین تو همه محصولات فریاد میزنید:
تو ابدیت ثروت میگین علت سقوط بعضیا اینه که ی جایی ی اتفاق بدی میفته و نمیتونن ذهنشون رو کنترل کنن و ازونجا ب بعد سقوط شروع میشه و پشت سر هم اتفاقت بد … و همه چیشونو از دست میدن
این یعنی همون احساس بد
تو شیوه حل مسائل میگید: اهای اینایی ک میگین بیماریو رها کردیم خودش خوب شد، شما بیماریو رها نکردین. شما ترس و نگرانی و استرسو رها کردین. شما احساس بد رو رها کردین..
وای استاد عاششششششششششششقتم. این اواخر شیطون داشت سوراخ سوراخم میکرد?????
و دیشب ی عالمه گریه کردموووو با خدا حرف زدم.
بهش گفتم: نورا جان (nora: اسم خدای منه )من به هر خیری ک از تو به من برسه محتاجم. نورا جان این دفعه دیگه تسلیمم. بهم بگو چیو باید یاد بگیرم. چی مونده ک هنوز باید بدونمش.
ودیشب خواب چندتا درختچه سرسبز دیدم (با چندتا فک کنم گل رز نباتی) ک انقد تمیزو نورانی بودن که تا حالا تو طبیعت همچین چیزی ندیدم. و امروز اینم ازین نتیجه و درک عمیقی ک بدست اوردم.?
به قول خودتون نمیتونم تو قالب جملات توضیح بدم. برای منی که دارم تکاملم رو طی میکنم این چیزایی که گفتم ی جور دیگه ای ب جونم نشسته.
استاد جانان، باباییِ ببعیا دوست دااااااااااارم??
استاد جونی الان ی چیزی یادم افتاااد هنگ کردم????
2ماه پیش قبل اینکه دوره جهان بینی اماده شه، داشتم توی عقل کل جواب میدادم به سوالات. ی دوستی پرسیده بوده اگر احساس خوب مساویه با اتفاقات خوب، چرا پس منی ک همش شادو شنگولم و میخندم هیچ اتفاق خوبی واسم نیمفته
اون موقع بهش این جوابو دادم: دوست عزیز ما ی احساس خوب طاهری داریم ی احساس خوبی درونی. که این احساس خوب درونی از باورها و افکار ما ناشی میشن و همین باعث اتفاقات خوب میشه. منظور الکی شادو شنگول بودن و شوخی و مسخره بازی نیس..
جالبه این چیزی که بهم الهام شد اون موقع، خیلی موضوع مهمی بووووووووووووده در حدیکه میگم کل اگاهی هایی ک بدست اوردم ی طرف و فهمیدن این موضع ی طرف.
واقعا چطوریه که بهم الهام شده و برایی کی دیگه نوشتم اما خودم نفهمیدمش!!
البته الان باز کاملتر فهمیدمش(با کمک ی جمله از شما روی توضیح جلسه 5 جهان بینی، ی جمله از راندا برن تو معجزه شکرگزاری و ی جمله از کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم!!)
اصل داستان اینه که احساس ما نسبت ب یک خواسته یا موضوعی در تمامی جنبه هاااا خوب باشه. یعنی وقتی اون خواسته میاد تو ذهنمووون فقط و فقط احساس خوب تو جان و روحمون تداعی بشه. و ساخت باورها و تمامی تمرینات دقیقا برای اینه که مارو به اون احساس خوبه پایدار در مورد خواسته هامون برسونه
تازه بعد 2ماه که کلی تضاد و فراز و نشیب داشتم بهش رسیدم و تازه اصلا فهمیدم قانون چیه ???
استاد من جدی دارم نگران خودم میشم. هی ی چیزی میفهمم میگم این کجا بود پس اخه???استاد ی توضیحی راجع ب این مبحثم بدین . این طبیعیه؟ ایا در مورد شما هم همینجوریه؟?? یا فقط مغز من اوف داره ??
الان اگر تمام اونایی ک منو ب سوپرهوش میشناسن بفهمین اینو، ازین ب بعد دیگه بهم میگن سوپر مُنگل ????
البته ?من خودم جان رو خیلی میدوستمااااااااا عاشقشم .حرف هیچکیم مهم نیس
یکی از جدی ترین مشکلات من کمبود وقت هست به خاطر مسئولیتهای زیاد دور وبرم
سلام دریا خانم
مرسی از توضیحات کامل و جامع تون