مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 118 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Mmir- گفته:
    مدت عضویت: 761 روز

    باسلام خدمت دوستان عزیزم

    وهمراهان این سایت گرامی

    استاد واقعا کانون توجه تمام شرایط زندگی مارو میسازه

    و از زمانی که توحید رو بشناسی تازه درک میکنی

    که تنها قدرت جهان ربِ

    اونه که همه کاری میتونه انجام بده

    وباید روش کار بشه تابتونه ساخته بشن

    خدایاتنها تورا میپرستم وتنها ازتو یاری میجویم

    خدایامارا به راه راست هدایت کن

    راه آنان که نعمت دادی ونه گمراهان

    استاد این موضوع توحید خیلی باید روش کاربشه

    تا درونی و عمیق بشه

    من به خودم تعهد میدم که ورودی های ذهنم رو کنترل کنم و به مسیر ادامه بدم

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    1404/2/9

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سمیه پیروز گفته:
    مدت عضویت: 2403 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد بعد مدتها که فقط در عقل کل بودم

    اومدم از فایل های رایگان شما گوش بدم

    یه حسی بم گفت از اول بیا شروع کنیم

    و هدایتی مصاحبه با استاد رو باز کردم و حسم گفت تمام فایل های رایگان رو از اول گوش بده انگار تازه اومدم عضو شدم

    و من چشم گفتم

    چه فایل قشنگی بود

    چه آرامش و مهربونی و صبری در نگاه و صداتون بود

    یه نکته ی خیلی عالی که همیشه میشه از فایل های شما دریافت کرد همون بحث توحیده که پایه ی تمام آموزش های شماست

    اینکه منی که میخوام رشد کنم و دوست دارم به کار بهتر و ازدواج خوب هدایت بشم

    نگاهم و قلبم فقط و فقط روی خدا باشه نه غیر خدا اینکه بدون ترس از خدا بخوام با دید اینکه (خداوند می‌خواهد و می‌تواند)

    و برای خدا هیچ کاری ندارد که من را به راه و شغل بهتر هدایت کند

    بقول قرآن و من یتق الله یجعل له مخرجا یرزقه من حیث لا یحتسب

    کسی که توحیدی باشه رو خدا رزق بی حساب میده خداوندا از تو میخوام منو در مسی.ر توحید ثابت قدم کن کمکم کن دست از منم منم کردن بردارم

    هر آن‌چه دارم از صدای خوب و فن بیان همه و همه از توست و مال توست

    من از خودم چیزی ندارم

    خدایا آنی و آنی منو به حال خودم وا مگذار

    که فکر کنم منم که رزق کارگرا رو میدم حقوق کارکنان دست منه

    من دست خدام

    ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی

    حواست باشه نگی حقوقتون رو کی میده ها

    پناه میبرم بخدا از شرک از غرور از خودپسندی

    از ندیدن نعمت از ناسپاسی

    خدایا کارم رو از تو دارم و آنی اگر تو نخواهی کار و سلامتی و پول پوچ میشه میره

    خداوندا بمن در مسیر شکرگزاری که حال سرخوشی میده بقول استاد که میگفتن لطیف شده بودم کمک کن

    من بدون کمک تو هیچم

    خدایا کمک کن صدای گنجشک و جیرجیرک و گرمای هوا حالمو خوب کنه

    امردز داشتم به این فکر میکردم کاش هوا گرم نبود یه حسی گفت خب اگه گرم نباشه چطوری گندم ها زرد بشن، نون بشن

    هر چیزی بجای خویش نیکوست…

    غر نزن که سرویس محل کارت کولر نداره الحمدالله که سرویس داری

    یه نکته ی ظریفی رو استاد گفتند آخر فایل یادداشت کردم توی نوت موبایلم

    چطور از ایران رفتند

    گفتن از ایران بودن راصی بودم غر نمیزدن به شرایط ایران، ینی من اگه میخوام از محل کارم ارتقا به جای لول بالاتر برم باید غر زدن و غیبت و… رو بر خودم تحریم کنم

    دوم ارتعاش احساس لیاقت برای رفتن به محل جدید…..

    سوم باور منفی به محیط جدید نداشتن

    اینکه من بخوام برم محیط جدید اما هی بگم مو کار حالا زبان اوکی نیستم یا من کجا اونجا کجا نباید داشته باشم

    خیییییلی عالی بود من به زودی میام از کار جدیدم میگم به لطف خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 1757 روز

    سلام

    برداشت من :

    چیزی که استاد توی فایل هاش میگه دیدگاه اون لحظه اشونه که البته همون دیدگاه باعث تفاوتشون با گذشته شده.

    ——

    وقتی یه مسئله رو درک کرده باشی هر چقدر ممتحن بپیچونه و مقیاس هارو کوچیک بزرگ کنه تو میتونی جوابشو پیدا کنی چون قانون رو میدونی.

    ——–

    قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن باعث شده آدم های موفق به اون خواسته اشون.

    وقتی هی کار کنی و نتیجه بگیری روند رشد بیشتر میشه.

    —–

    یه سری چیز ها رو استاد انجام دادن که به خاطر انگیزه ای بوده که یه شخصی بهشون داده با گفتن اینکه نمیشه و استاد انجامش داده چون به خودش ثابت کنه همه چیز امکان پذیره.

    من خودم این مدت خیلی دارم روی باور فراوانی کار میکنم و از وقتی بعد از چند سال زندگی مستقل با خانواده رفتم مسافرت فهمیدم من چقدر توی این باور مشکل دارم مثلا پدرم وقتی میرفتیم رستوران میگفت هر چیز دوست دارید سفارش بدید ولی من هر بار میگشتم ارزون ترین غذا رو پیدا میکردم و با ترس و لرز همونو سفارش میدادم و توی ذهنم این بود که بابای من از کجا پول این مسافرت رو اورده از کجا پول داره من باید خودم مراعات کنم ولی می دیدم که خودش و مامانم و برادر کوچیک ترم هر چیزی که دوست دارن سفارش میدن و پولم کم نمیاد . با این ماجرا ها من فهمیدم که به شدت توی باور فراوانی ضعیفم و همیشه نگرانم پول تموم بشه و دنبال یه منبع مشخصی از پول میگردم که اون نامحدود باشه یا یه سقفی داشته باشه که با مقیاس های من جور باشه و هیچ وقت به این فکر نمیکنم که خدا قراره پول بده و نعمت های فراوان خداوند بی انتهاست و یه جورایی پاشنه آشیل من شده این موضوع و از وقتی از مسافرت برگشتم دارم یه سری راهکار های عملی استفاده میکنم مثلا توی هتل که بودیم یه سری شامپوی کوچک اونجا بود و ما همشو استفاده نکردیم و به خودم گفتم حالا که قراره برگردیم من توی خوابگاه شامپو ندارم و حالا از راه میخوام برم حمام و یه وقت نتونم برم شامپو بخرم ولی به خودم گفتم نه! فراوانی نعمته و نیازی نیست تو اینا رو بردای خدا هدایت میکنه موقع درستش تو میری و چیزایی که نیاز دای رو میخری و نیازی به ترس و لرز نیست که وای نکنه گیرم نیاد، نکنه وقت نشه، نکنه پول نداشته باشم.

    یا وقتی به تاثیراتی که باور به فقر و کمبود توی زندگیم و رفتارام گذاشته فکر کردم دیدم که من همیشه ته غذا رو در میارم ته ظرفو ته بطری رو کلا انگار تا ذره آخر رو باید بخورم و نمیدونم این بر میگرده به اصفهانی بودنم یا نه چون خیلی دیدم اصفهانی ها از لفظ ” حیفه! ” استفاده کنند اما اومدم تهران و دیدم خیلی های دیگه اینطوری نیستن و متوجه شدم این رفتارم به خاطر اینه که به فراوانی باور ندارم الان وقتی غذا گرم کردم و دارم برای خودم میریزم دیگه با انگشت و کفگیر تهِ قابلمه رو در نمیارم و اگه چیزی به قابلمه چسبیده باشه جداش نمیکنم به خودم میگم فراوانیه اگه گرسنت شد بازم میام برات غذا گرم میکنم و این یه تیکه گوشتی که چسبیده به ماهیتابه قرار نیست هیچ تاثیری توی سیری و گرسنگی تو بذاره ولی رها کردنش میتونه باور به فراوانی رو توی ذهنت تقویت کنه.

    اینا قدم های عملی من بود برای ایجاد باور فراوانی توی این چند هفته اخیر و الان استاد توی مصاحبه اشون گفتند که یه سری کار هارو انجام دادن که بقیه میگفتن نمیشه چون نشون بدن که همه چیز امکان پذیره و این بازم برای من ربط پیدا کرد به باور به فراوانی چون چه زمانی همه چیز امکان پذیره؟ زمانی که توی جهان فراوانی وجود داره و تو میتونی انتخاب کنی. خداوند بی نهایت راه جلوی ما گذاشته که هر بار طبق فرکانسمون هدایت میشیم به یکیشون.

    خدایا شکرت برای دریافتی که داشتم.

    —–

    اینکه آدم تجربه های متفاوت داشته باشه و بخواد جهان رو کشف کنه باعث میشه که مراحل تکامل رو بهتر طی کنه مثل استاد که اول باور هاشون رو درست کردن و کم کم هدایت شدند به شرایط و مکان های بهتر .

    و یه نکته خیلی مهم وجود داره اینکه اگه آدم از همون جایی که هست لذت ببره و بتونه خوب زندگی کنه تمرکزش رو بگذاره روی زیبایی ها هدایت میشه به جای بهتر نه مثل خیلی ها که حالشون از این کشور به هم میخوره همیشه دارن فحش میدن به دولت و مردم و خدمات و… و میخوان مهاجرت کنن که رها بشن و فکر میکنن یه شهری هست که مدینه فاضله ست من برم اونجا همه چیز گل و بلبله نه! اصلا اینطوری نیست اگه ما بتونی از همین جایی که الان توش هستیم لذت ببریم آروم آروم هدایت میشیم به مکان ها، آدم ها، شرایط و موقعیت های بهتر.

    —-

    اگر یه دیدگاهی باعث تحول ما میشه باید اون رو همینطور ادامه بدیم تا تبدیل به باوری بشه که نتایج پایدار برای ما به وجود میاره هیچ ورد و جادوی خاص و عبارت تاکیدی وجود نداره که انجام بدیم و یک شبه موفق بشیم.

    باید آروم آروم قدم های کوچک و متوالی برداریم ایمان داشته باشیم و نتایج کم کم خودشو نشون میده و نشونه ها میاد.

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها.

    ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    اشرف مخلوقات گفته:
    مدت عضویت: 2982 روز

    سلام به استاد عزیزم ومریم عزیز ودوست داشتنی

    چه اسم عالی وزیبایی برای این پروژه انتخاب کردید مهاجرت به مدار بالاتر با کمی تامل میشه دریافت کرد که یک انسان تا زمانی که روی خودش کار می کنه کم کم و آهسته آهسته به مدار بالاتر مهاجرت می کنه پس همانطور که استاد در این فایل میگه که من هر روز باید روی خودم کار کنم و قوانین جهان هستی را درک کنم تا یک ورژن بالاتر از خودم رو بسازم یعنی با درک قوانین هر مساله ایی من بهش بخورم و با اون روبرو بشم اگر قوانین رو خوب درک کرده باشم می تونم اون رو حل کنم دقیقا مثل حل مسائل ریاضی .

    چقدر قانون مهمی رو استاد شما در اول فایل گفتید اگر ما فقط وفقط قدرت را به خدا بدیم و روی هیچکس وهیچ قدرتی حساب نکنیم از همه لحاظ می توانیم با سرعت پیشرفت کنیم و موفقیت های زیادی رو بدست میاریم این یک اصل مهم وحتی میشه گفت یکی از اصول پایه این هست . اولش نسبت به این باور وقدرت دادن فقط وفقط به خدا ذهن ما مقاوت داره ولی با کار کردن روی خودمون کم کم این باور در وجود ما شکل میگیره واگر باز هم ادامه بدیم کم کم این باور توی وجودمون شکل میگیره واون وقت هست که سرعت نتایج ما هم بیشتر وبیشتر میشه .

    قانون بعدی که باید درک کنیم قانون تکامل هست یعنی آهسته آهسته قدم برداشتن متوالی برای رسیدن به هدف هست وباید انگیزه خودمون رو زنده نگه داریم و این باور را در وجود خودمان ایجاد کنیم هیچ خواسته ایی در جهان نیست که ما به اون نرسیم هر خواسته ایی که در وجود ما ظاهر میشه برای ما رسیدنی هست .

    موضوع بعدی اینه که برای تغییر باورها باید روی خودمون کار کنیم هیچ راهی نیست وباور کنید هیچ ورد وجادویی و هیپنوتیزمی و یا …..نیست که سریع بشه آنها رو تغییر داد باورها تکرار افکار ماست هر کسی اگر به شما گفت با یک تکنیک خاصی می تونید باورهاتون رو عوض کنید از کنار این افراد رد بشید .

    برای اینکه به یک خواسته ایی برسید نباید نسبت به اون خواسته مقاومت و باورهای منفی داشت چون اگر نسبت به اون خواسته باورهای منفی رو داشته باشید مثل اینه که شما ترمز دستی رو کشیدید و همونجا متوقف شدید که به اون خواسته نرسید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1106 روز

    ️️️

    خدایاااا سلااام ‍

    شبت بخیر خوبی؟؟

    امشب که شنبه تموم شد از ته دلم میگم شکرررت

    شکرت واسه همین هوایی که نفس می‌کشم

    واسه بدن سالمم

    واسه چشم‌هام که می‌بینن.. گوش‌هام که می‌شنون

    دست و پاهام که راه میرن.

    شکرت واسه سقفی که بالا سرمه.. تخت و بالش نرمی که الان می‌خوام روش آروم بخوابم.

    شکرت واسه غذایی که امروز خوردم

    برای آب خنکی که جونی دوباره بهم داد، برای چای خوش عطری که دلمو شاد کرد.

    شکرررت خدا جوونم واسه کار و هنری که تو دستم گذاشتی ..واسه مشتریایی که سر راهم می‌ذاری، واسه روزی قشنگی که هر روز واسم می‌فرستی.

    خدایا شکرررت واسه خانواده‌ام

    واسه دوستای خوب

    واسه آدمای مهربونی که بی‌دلیل حال منو خوب می‌کنن.شکرت برای دستی از دستانت ک سر راهم گذاشتی ک هر روز باهم حرف بزنیم و رشد کنیم

    و روزی معنوی به من میرسونه

    شکرررت که توی دلم عشق ریختی.. امید دادی.. آرزوها گذاشتی و مطمئنم یکی‌یکی بهشون می‌رسونیم.

    خدایا شکرررت واسه لحظه‌های خنده واسه اشکایی که دلمو سبک می‌کنه واسه سلامتی.. واسه آرامش شبونه واسه صبحایی که با انرژی بیدار میشم.

    خدایا منو غرق نعمت کردی، اونقدر که اگه تا صبح فقط بگم شکرت بازم کمه.

    امشب سرمو می‌ذارم روی بالش و با دل خوش می‌خوابم چون می‌دونم فردا هم با دستای تووو شروع میشه.

    شبت بخیر مهربونم

    بوووس به آسمون فقط واسه خودت مرسی ک هستی ️

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2913 روز

    به نام خدای روزی رسان

    درود و احترام

    خدا را شکر که وارد پروژه مهاجرت به مدار بالاتر شدم.

    امروز کلی اتفاقات قشنگ و خوب تجربه کردم خیلی خوشحالم. واقعا وقتی آدم ورودی‌های ذهنشو کنترل می‌کنه و یک روند فکری خوب رو به طور مستمر ادامه میده روی باوراش کار می‌کنه و این باورهای خوب توی ذهنش کاملاً ریشه می‌زنه، اتفاقات قشنگ رو تجربه می‌کنه در واقع زندگی من با هر بار بهبود افکارم بهتر و قشنگ‌تر می‌شه.

    موفقیت با شانس و پارتی و تکنیک‌های عجیب و غریب و بخت و اقبال و این چیزها حاصل نمی‌شود. برای موفق شدن باید بهاش رو بپردازیم و بهاش زمان ،انرژی، تمرکز حرکت ،فعالیت، ذهنیت درست داشتن، باورهای درست داشتن ،توکل ،ایمان ،جسارت اینا بهای موفقیته . ولی آدمای زیادی از اونجا که نمی‌خوان بهای موفقیتشون رو بدن دنبال تکنیک‌های عجیب و غریب و شانس و پارتی و بخت و اقبال و این چیزا می‌گردن.

    مهمترین موضوعی که باید توی روند موفقیت رعایت بشه قانون تکامله این که هر چیزی آرام آرام اتفاق می‌افتد یا بهتر بگم رخ می‌دهد پس به جای اینکه عجله کنم. دنبال تکنیک‌های عجیب و غریب باشیم از اصل بهبودهای مستمر اما کوچک استفاده می‌کنیم.

    عجله در برای رسیدن به موفقیت نشان از باورهای غلط میده، نشان از باور عدم لیاقت می‌دهد که دوست داریم موفق بشیم تا شعاف کنیم و موفقیت‌هامون رو بکنیم تو چشم بقیه و بعد به خاطر این احساس عدم لیاقت، قانون تکامل رو رعایت نمی‌کنیم و به خودمون ضربه می‌زنیم و روند موفقیت رو برای خودمون سخت و پیچیده می‌کنیم و توی یک مسیر سخت و پرتقلا قرار می‌گیریم.

    یکی از موضوعات مهمی که روند موفقیت رو طولانی می‌کنه و بی‌نتیجه می‌کنه شاخه شاخه کردن و تمرکز گذاشتن روی موضوعات مختلفه.

    حالا هر بار من میام این کامنتا رو می‌نویسم که آقا قدمای کوچیک و مستمر بردارم. دوباره یادم میره که بیام موفقیت‌هام رو به خودم یادآوری کنم ، دوباره یادم میره که بیام موفقیت‌هام رو یادداشت کنم ، دوباره یادم میره که بیام هدفامو کوچولو کوچولو کنم.

    خوب اینم از رد پای بعدی من ، یادم باشه تعهد دادم.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سمیرا علینژاد گفته:
    مدت عضویت: 3202 روز

    سلام استاد.ممنون ازفایل های خوبی که در سایت قرار دادید.در یکی از فایل ها گفتید که در یک برهه ای از زندگیتون بدهکار بودید. و الان سوال من اینه که کار کردن روی کدوم باورتون باعث شد که بتونید این مساله رو حل کنید و اینکه کدوم باور محدود کننده، باعث میشه یک شخص به سمت وام و قرض و .. بره و بدهکارتر بشه.

    من بسته ی ثروت یک رو تهیه کردم اما در این باره به جوابم نرسیدم.

    سپاس فراوان استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4305 روز

      سلام

      به نظرم باور فراوانی مهم ترین باوره و استاد بارها تو خیلی از فایلهاشون بر این باور تاکید دارن …..

      به نظرم باور فراوانی خیلی بنیادی و کلیدی هست ……….. وقتی به فراوانی ایمان بیاری ….. یعنی پول فراوونه که تو بتونی باهاش بدهی هات رو بدی ………. یعنی ثروت زیاده و احتیاجی نیست وام و قرض بگیری …… میتونی پول بسازی ………. فراوانی یعنی موقعیت زیاده واسه ثروتمند شدن ……….. فراوانی یعنی هست …. یعنی زیاده ……و اعتقاد به فراوانی یعنی دیگه از حرص و طمع خبری نیست …. فراوانی یعنی فراوووووووونه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
    مدت عضویت: 2560 روز

    سلام خدمت گروه تحقیقاتی عزیز

    فایلهای رو گوش کردم, هرآنچه صحبت کردید، من نه تنها مقاومتی نداشتم، حتی دلیل برخی ترمزهام رو‌ پیدا کردم، از این بابت سپاسگزارم.

    سوالی که در طول این یکسال شاگردی شما دارم، و هنوز درک بهتری در این باره پیدا نکردم، و پرسیدن این سوالم هم رسیدن به اون درک و آگاهی هستش.

    و البته این سوال رو بیشتر مایلم خانم شایسته ی عزیز پاسخ بدن، یعنی به عنوان یک خانم، نظر ایشون برام مهمه. امیدوارم پاسخ سوالم رو در فایلهاتون یا نوشته هاتون پیدا کنم.

    اینگونه رابطه ای که استاد به شما دارن، همه چیش درست و قابل قبول. ولی توی ذهنم نتونستم بچه دار شدن در این رابطه رو درک کنم. احساس میکنم یا باید قید بچه دار شدن رو زد، یا اینگونه بپذیریم که در هر دوره ای شما و استاد جدا شدید و رابطه رو تموم کردید، بچه هر سنی داشت، بسپاریم بخدا… ولی اگر مثل پسر اول استاد، اون بچه باز ترجیح داد با پدرش بمونه، پس تکلیف مادر چی میشه؟ بازم باید بره ازدواج کنه و بچه دار بشه تا در کنار فرزندش باشه و عشق فرزند رو بچشه؟!

    و در کل این موضوع توی ذهنم گنگه. از دوستان از استاد و از خانم شایسته ممنون میشم پاسخ بدن.

    و در نهایت از استاد و عزیز دلشون ممنونم که آگاهی هاشون رو با ما به اشتراک میزارن. و باعث میشن مقاومت هایی توی ذهنموم بشکنه. و اصلا به موضوعاتی فکر کنیم که تا به حال عرف جامعه بوده و درواقع روند طبیعی جامعه به حساب می اومد و کمتر کسی مخالفش رو فکر یا تصور میکرده.

    و اینم اضافه کنم، چه در برنامه ی سفر به دور امریکا چه مصاحبه و چه فایلهای دیگه، که دوربین در زندگی خصوصی شما میچرخه، بی هیچ شکی بدونید که تمام اینا برای ما درسه و الگویی هستید برای هممون. بی نهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      شایان جهانگیر Sh_J گفته:
      مدت عضویت: 2528 روز

      سلام به زلیخای عزیزم

      _

      ببین :

      این زندگی با زندگی دیگه که تا قبل ای این می شناختیم چه فرقی داره ؟

      +

      مگه ادمایی که طلاق می گیرن بچه ها و مادر و پدر چکار می کنن ؟

      _

      در هر دو حالت مسئله یکسانه

      _

      فقط اینکه توی اون زندگی که می شناختیم خودمونو مجبور می کردیم که از حقمون بگذریم که مبادا زندگیمون خراب شه _

      این احمقانه ترین طرز فک بود

      _

      الآن اینو می فهمیم که :

      من تا هر موقع که با هر شخص و اشخاص توی مداری که باید باشیم ، هستیم ، خب با هم هستیم

      اگه مدارمون سوا شه :

      من زندگی خودمو می خوام داشته باشم نه زندگی که دیگران می خوان _

      _

      مادر بچه خودش خواسته که این زندگی رو برای خودش بسازه

      پسرش خودش خواسته زندگی که دلش می خواد رو خلق کنه _

      استاد هم خودش خواسته این زندگی که داره رو خلق کنه _

      _

      کدومشون خودشو محروم کرده ؟ هیچ کدام .

      _

      من جای کسی نیستم و من فقط جای خودمم _

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          شایان جهانگیر Sh_J گفته:
          مدت عضویت: 2528 روز

          اون بخش که می گی :

          مادر می خواد لذت عشق به فرزندش رو بچشه ،

          بستگی به باور داره که این عشق رو از چه دیدگاهی و با چه رفتاری ببینیم .

          مثلا :

          در یه خانواده مادر باید توی خونه بچه ها رو نگه می داشته و غذا می پخته و لباس می شسته و خونه رو مرتب و جارو می کرده .

          در یه خانوده دیگه ( مثلا خونواده من ) مادر بودن به ظرف و لباس شستن و غذا پختن و بچه نگه داشتن گفته نمی شه و حتی با جرات میگم اصلا مادر بودن به کارای خونه ربطی نداره .

          *

          با باورهای اون خانواده نگاه کنی ، مادر برای نشون دادن عشقش به بچه هاش باید براشون غذا بپزه و لباساشونو بشوره و اگه مدرسه میرن توی درسا بهشون دیکته بگه یا اگه بچه ها کوچیکن ، بچه ها رو ببره مدرسه و بیاره .

          این مادر اگه به هر دلیلی بخواد از شوهرش جدا بشه برای عشق دادن به بچه اش ، با سختی هایی مواجه می شه .

          چون اگه جدا بشه و بچه ها پیش پدرشون باشن باید یه راهی برای اینکه غذای دستپخت خودشو به بچه اش بده پیدا کنه یا اینکه لباساشو ازش بگیره ببره بشوره بیاره و مسائلی که ممکنه انجامش مقدور نباشه . پس این مادر در عشق دادن به بچه هاش پس از جدایی عاجز می شه و ممکنه حتی بچه هاش دلخور تر بشن و مادرشون رو یه ظالم ببینن که حقشونو ضایع کرده و خودخواه بوده .

          چون از غذا و شست و شو و جارو که اسمش عشق بوده خبری نیست .

          پس :

          این مادر در صورت مواجهه با سختی ها و یا مواجهه با مشکلاتی با شوهرش ، یا باید به زندگی ادامه بده و تحمل کنه و تحمل و تحمل تا جایی عادت کنه ،

          یا اینکه :

          جدا بشه و اینکه براش دیگه امکان غذا پختن و لباس شستن برای بچه هاش وجود نداره رو انتخاب کنه که باز هم براش سخته چون :

          باورهاشون ایناس که : عشق مادر به بچه توی لباس شستن و غذا و … ایناس .

          ـــــــ

          حالا یه مادر و خانواده اش با باورهایی که :

          مادر وظیفه ای برای لباس شستن و غذا پختن و ظرف شستن و جارو کردن خونه نداره ،

          و اگه مادر این کارها رو انجام نده :

          بابت نظافت منزل کارگر میارن و بابت غذا از رستوران یا مراکز تهیه غذا ، غذا می خرن و لباس ها و پرده و پتو رو به خشکشویی می دن تا بشوره و فرش و موکت و قالی و قالیچه رو به قالیشویی می دن بشوره ،

          توی این خانواده عشق مادر به بچه تعریفش فرق داره .

          توی این خانواده کسی به مادر نمی گه چرا لباسم هنو چرکه و کسی نمی گه چرا غذا شوره و ….

          توی این خانواده بچه ها عشق رو آغوش مادر و بوسیده شدن توسط مادر و صحبت کردن و ختی لبخند مادر می دونن نه ظرف و لباس و غذا .

          ـ

          مادر این خانواده ، مشکلاتش با مادر توی اون خانواده فرق داره ـ

          مشکل این زن و شوهر با اون زن و شوهر فرق داره ـ

          مشملاتی که این مادر با بچه هاش و اون مادر با بچه هاش داره فرق دان .

          نتیجه :

          عشقی بچه های این مادر فهمیدن با عشقی که بچه های اون مادر فهمیدن فرق داره .

          ـ

          این مادر اگه زمانی با مشکل ارتباطی با شوهرش مواجه بشه ، حتی اگه جدا بشن و بچه ها پیش پدرشون باشن ، بچه ها عشق مادرشون رو هر موقع مادرشون می بوسه احساس می کنن .

          بچه های اون خونواده حتما باید غذا و شستشو باشه تا مادرشونو احساس کنن که حتی اگه مادر شون بچه هارو ببوسه بچه ها بازهم توقع غذا و شستشو و جارو شدن خونه رو دارن و تا غذا و جارو و شستشو نباشه عشقی از مادر نمی بینن .

          بچه های خانواده ای که مادر وظیفه جارو و غذا پختن نداره عشق مادر رو با بوسه و آغوش و صحبت احساس می کنن حتی مادرشون اگه بهشون تلفن کنه و یا حتی اس ام اس هم بده عشق مادر رو احساس می کنن .

          ـ

          امیدوارم مقصودمو رسونده باشم .

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
            مدت عضویت: 2560 روز

            واقعا نمی‌دونم چی بگم دوست عزیز.

            بی نهایت براتون آرزوی ثروت و خوشبختی دارم🌹

            اتفاقا دو روز پیش بود، در مورد همین کامنت و این تفکر با خواهرم صحبت میکردیم. چقدر عالی بیان کردید.🙏🌹🌹

            با این دیدگاه نکاتی به ذهنم رسید که باید خیلی بهشون فکر کنم.

            به طرز تفکر عشق به فرزند. و عشق به فرزند چطور معنا میشه.

            در ذهن من، عشق به فرزند، بغل گرفتن و بوسیدن و آموزشش توسط خودم، صبح ها با ناز و نوازش بیدارش کردن و… هستش.

            اگه نحوه ی عشق ورزیدن در ذهن من تغییر کنه و به یک‌ نگرش کلی تر برسم، این مسأله هم حل شده حساب میشه.

            اگه فرزندی برای تحصیل از مادر دور بشه، یا ازدواج کنه از خونه ی والدین بره، آیا میتونیم بگیم مادر از عشق فرزندش محروم شد؟ قطعا خیر.

            اگه عشق ورزیدن به حضور دائمی فرزندش وابسته باشه، پس هیچ فرزندی نباید ازدواج کنه، یا مستقل بشه.

            بالاخره در هر دوره ای فرزند از حضور دائمی کنار مادرش جدا میشه. چه ازدواج، چه تحصیل چه کار چه مهاجرت و …ولی عشق در قلب مادر است.

            حتی تا جاییکه میدونم، فرزندان در کشورهای پیشرفته و گاهی ایران، به کمپ یا خوابگاه یا اردوها و .. میرن. همون طور که اون مواقع مادر با دوری فرزندش کنار میاد، در هنگام جدایی از همسرش هم می‌تونه کنار بیاد. اصلا قرار نیست کسی دائمی پیش کسی بمونه.

            اینارو نیاز دارم زیاد با خودم صحبت کنم. ممنونم واقعا.

            شاد و سلامت باشید🌹

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1826 روز

    به نام خدای عزیزم ♥️

    سلام به دوستای گلم واستادجانم💗

    من چندوقته عضوسایتم امامتاسفانه تاالان چندان ازمطالب استفاده نکردم:(

    اماامروزتصمیم گرفتم شروع کنم واین اولین فایله😍

    خب من ازاین فایل معرررکه، یادگرفتم :

    .وقتی توی مداردرست باشی همه کارااونطورکه بایدانجام میشه ،انگارجهان دست به دست هم میده که همه چیزخوب پیش بره

    .اینکه اگه باخداباشی واعتمادکنی ،ترسی باقی نمیمونه

    .اینکه خدابهترین مدیرومدبره

    .اینکه دنیاپرازفروانیه وهرروزبه این فراوانی بیشتراضافه میشه

    .اینکه گاهی خدا جواب خواسته هامون روداده فقط بایدبه دورن خودمون نگاه کنیم به احساسمون توجه کنیم

    .ودرنهایت اینکه خداکارامونوبه بهترین شکل پیش میبره اگه بهش اجازه بدیم اگه بهش اطمینان کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: