مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر


سوالات:

  1. چه زمانی فهمیدید “کار کردن روی باورهای توحیدی”، می تواند سرعت موفقیت را بیش از هر عامل دیگر افزایش دهد؟
  2. آیا مهاجرت به آمریکا از همان اول هدف واضح شما بود یا به تدریج این هدف برای شما واضح شد و به سمت آن هدایت شدید؟ چه قدم هایی برای تحقق این هدف برداشتید؟
  3. برای مهاجرت به یک مکان بهتر، چه باورهایی ساخته اید؟
  4. شما برای حرکت در مسیر خواسته، چگونه به خودتان انگیزه می دهید؟
  5. آیا جمله تاکیدی خاصی وجود دارد که با تکرار آن بتوان به یک خواسته خاص رسید؟
  6. آیا راهی وجود دارد که به سرعت باورها را تغییر داد؟

سرفصل آگاهی های این قسمت شامل:

  • توحید (فقط روی خداوند حساب کردن و قدرت را به او دادن)، سرعت موفقیت را به سرعت بالا می برد چون در این حالت فکری، از نظر فرکانسی نه تنها خلاق ترین فرکانس ها را به جهان ارسال می کنی بلکه درباره خواسته خود، کمترین مقاومت، کمترین ترمز و بیشترین اطمینان قلبی را داری.
  • سرراست ترین و روان ترین مسیر رسیدن به خواسته، مسیری است که بر قانون تکامل منطبق است؛
  • رعایت قانون تکامل نه تنها مسیر را لذت بخش می کند بلکه نتایج را نیز پایدار می کند
  • اگر فرایند تکاملی رسیدن به خواسته را طی کنی، نه تنها به آن خواسته می رسی، بلکه مسیر هم برایت لذت بخش است
  • تغییر باورها،یک فرایند پیوسته از کنترل ورودی های ذهن است که آرام آرام عادت های سازنده ای در شما می سازد و آن عادت های سازنده، مانع برگشتن شما به مسیر قبلی می شوند؛
  • هیچ تکنیکی وجود ندارد که بتوان به عنوان میانبری برای دور زدن فرایند تکاملی تغییر باورها، از آن استفاده کرد؛

می توانید درباره تجربه های شخصی خود بنویسید که با “تمرکز بر باورهای توحیدی” و “رعایت قانون تکامل”، هم از مسیر لذت برده‌اید و هم نتیجه پایدارتری گرفته‌اید.

منتظر خواندن تجربیات تاثیرگذارتان هستیم


منابع کامل درباره نکات کلیدی این قسمت:

دوره 12 قدم:، دوره ای است که آموزش های تک تک قدم ها و جلسات آن، بر مبنای “درک و اجرای قانون تکامل”، طراحی شده است.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمانه ام» در این صفحه: 69
  1. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام آزی خانوم

    دوست من استاد رو اینکه بگردین و الگو پیدا ککنین خیلی تاکید کردن ………… مثلا بارین نقش پیدا کردن الگو رو براتون بگم …………

    یه روز تو رفتار مدیرمون دقیق شدم و دیدم چه جالب اگه کسی راجبش اظهار نظر کنه که خوشش نیاد هیچی نمیگه و خیلی سریع . خیلی سریع خودشو به کار دیگه ای مشغول میکنه . یا حرفو عوض میکنه . جالب اینجاست که از اون فرد نه کینه ای به دل میگیره …. نه میخنده … نه ناراحت میشه ……….. خیلی برام جالب بود …. اصلا و اصلا و اصلا خودشو درگیر حاشیه نمیکنه ….. بعد من با خودم میگم ببین سمانه همین کارها رو کرده اون الان مدیره و تو پرسنلش هستی …. ببین بقیه ی مردا مثل خیلی از خانوم ها درگیر حاشیه میشن همش ….. ولی اون اصلا خودشو درگیر حاشیه نمیکنه …. همین تفاوت هاست که باعث میشه یکی مدیر باشه .. یکی کارمند …. یکی ثروتمند شه … یکی بی پول …. یکی موفق شه … یکی شکست خورده …. خلاصه از اون موقع سعی کردم مثل مدیرم باشم …. یعنی منم به اصل توجه کنم … میخوام بگم این که درگیر حاشیه نباشم رو اگه میخواستم با جملات تاکیدی به خودم بفهمونم باید کلی مینوشتم و کلی کار میکردم آخرشم یادم میرفت …………. ولی الان نه ….. هر وقت مدیرمو میبینم و رو رفتاراش دقت میکنم ….. البته اونم باورهای محدود کننده داره ….. ولی خیلی از رفتار ها و باورهاش درسته و طبق قانونه ………… من دارم ازش یاد میگیرم و میگم سمانه ببین اون مدیرته و حالا که اینجایی نه تنها کار رو ازش یاد بگیر بلکه سعی کن اخلاقای خوب هم ازش یاد بگیری …. این رفتارای خوب باعث شده اون نتایج بهتری بگیره ……………….

    یا مثلا چند روز پیش داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم . اون یهو راجب خواهرش یه چیزی گفت که برام خیلی جالب بود و حرفش همش تو گوشم زنگ میزنه . بهم گفت : سمانه خواهر من با یه پسری دوست میشه اصلا اون پسره به چشمش نمیاد …. پسرهبا پورشه اومده دنبالش ولی خواهر من میگه دست بالای دست بسیار است ……منظورش این بود که خواهرش اگه پسر باهاش کات کنه اصلا و ابدا ناراحت نمیشه و میگه از این بالاتر هم هست که من باهاش دوست میشم و نگران نیست و وابسته نمیشه …. میگه با این دیدگاه به هیچ پسری وابسته نمیشه و همه ی پسرا هم دنبالشن …….. ولی میگه سمانه من برعکس خواهر هستم . من احساساتی ام و زود به پسر وابسته میشم و احساساتی میشم …. میگفت کاش منم مثل خواهر بودم ……..

    بعد منی که اینها رو شنیدم با خودم گفتم وااااای ببین خواهر این دوستم چه باور فراوانی قوی ای داره ……. دست بالای دست بسیار است….. اصلا این جمله شده آویزه ی گوشم که بابا پسر خوب زیااااااده مردی که متعهد باشه مثل دونه های بارون زیاااااااده ….. این قدر از شنیدن این جمله به وجد اومده بودم که وقتی از دوستم جدا شدم همش تو ماشین با خودم میگفتم بابا دمت گرم چه دختر باحالی … دست بالای دست بسیار است ……..

    این دوستم راجب خواهرش یه حرف دیگه هم زد …. میگفت سمانه این خواهرم از من یک سال و نیم کوچیک تره اما از من بیشتر میفهمه ….. میگفت وقتی مامان و بابام توخونه بینشون اختلافی پیش میاد … من به عنوان دختر بزرگتر خودمو قاطی میکنم و گاهی طرف مامانمو میگیرم وگاهی طرف بابامو میگیرم و خلاصه اون وسط سعی میکنم اوضاع رو آروم کنم …. اما خواهر میره تو اتاقش در رو هم میبنده …. اگر هم صدای بلند ازیتش کنه هندز فری میذاره که نشنوه و میره تو اتاق موزیک گوش میده ………. میگفت سمانه آخرشم وقتی مامان و بابام آورم میشن یا مامانم ازم ناراحته که چرا طرف باباتو گرفتی یا بابام ازم دلخوره که تو چرا احترام نمیذاری ……. ولی آخرش اون خواهر کوچیکم خوبه میشه چون میگن اون اصلا خودشو تو دعوای مامان و بابا دخالت نداده ……………. منم گفتم ایول خواهر کوچیکه اعراض کردن رو هم خوب بلده ………………

    میخوام بگم آزی خانوووم . دوست من برای اینکه رو باورهات کار بکنی خیلی خوبه که تو دفترت مینویسی منم این کار رو بارها انجام دادم و هنوزم مشق مینویسم و این خیلی خوبه اما الگو پیدا کن …. یهو میبینی یه دختر بچه یه یه پسر کوچولو میتونه تو یه زمنیه یخاص الگوی خیلی خوبه باشه برات ……………

    یکی از دوستام میرفت کلاس گیتار ….. اونجا یه پسر بچه که حدودا 14 سالش بود به همراه خواهر کوچیکترش که 6-7 سالش بود می اومد کلاس گیتار ….. دختره واسه اینکه از داداشش تو جلسات عقب نمونه …… خیلی تلاش میکرد …… به طور یکه بعد از تموم شدن کلاسشون هم استادشون راجبش میگفت این دختره خیلی زرنگه …………. میبینی یه دختر بچه این همه تلاش میکنه که از داداشش عقب نمونه ….. اون وقت من به خودم میگم سمانه تو نباید منتظر این باشی که دیگران هولت بدن ………. بادی خود جوش باشی و تلاش کنی ……………..

    من آدمی رو که همه ی باورهاش درست باشه رو نمیشناسم ( دراین زمینه درست ترین فردی که میشناسم استاد عباس منش هست که خودش هم میگه هنوز باورهاش 100% کامل و درست نیست ) ولی به نظر من تو وجود هر آدم یحداقل یه باور درست و قشنگ وجود داره ….. همون یه باور رو الگو قرار بده ………….. تو زندگیت دنبال قانون بگرد و پیداش کن و بدون که قانون همیشه جریان داره

    این به خود من خیلی کمک کرد امیدوارم تونسته باشم منظورمو درست بگم

    شاداب باشید دوست من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام ………..

    1-استاد عزیزم سوال من از شما اینه که چطور به درک کامل از خدا رسیدی که خدا انرژی که هرچی ما در ذهنمان بسازیم اتفاق میافته وفقط وفقط با باورهای ما شکل میگیره چطوری بود به این درک رسیدی استاد ؟؟؟؟؟

    به نظر من خوندن قرآن به درک مسائل خیلی کمک میکنه ……. قرآن حرف آخره ……….. خوندن و فوکوس کردن در قرآن …… قرآن حرف هیچکس نیست ….. حرف یه انسان نیست ………. حرف نویسنده نیست ………. تجربیات دیگران نیست ………. قرآن کلام مطلق خداست …… خود خود خدا ….

    شاداب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام دوست خوبم

    من با اجازه ی استاد نظر خودمو میگم ……

    میدونی چیه دوست من به نظر من خیلی از چیز ها رو تو ذهن ماها خیلی بزرگ میکنن ….. مثلا میگن دختری که بکارتش رو از دست داده باشه حالا تحت هر شرایطی دیگه آخر خطه و دیگه راهی براش نمونده و دیگه نمیشه جبران کرد و دیگه یه خطای جبران ناپذیر برای یه دختر همینه که بکارتش رو از دست بده …………. تحت تاثیر یه همچین باوری اگه دختری به هر دلیلی بکارتش رو از دست بده دیگه میدونه که آخر خطه ……. یا خود کشی میکنه یا دیگه فکر یه زندگی خوب و سالم رو از سرش بیرون میکنه و یا به هرزگی میفته و میگه آب که از سر گذشت چه یک وجب چه 10 وجب …… یا حتی ممکنه بخواد با هر آدم ناجوری ازدواج کنه و فکر کنه شاید این طوری این ننگ رو بشه پاک کرد ……….. ببین چه جهنمی برای اون دختر درست میشه ………. استاد میخواد بگه گذشته ها گذشته …… هرررر چی بوده تموم شد …… انسان هر وقت بخواد میتونه زندگیشو از همین لحظه ی اکنون درست کنه …………. همین الان ما میبینیم خیلی از دخترا هستن که قبل از ازدواج دوست پسر دارن و تجربه میکنن و آخرشم ازدواج خیلی خوبی هم دارن و بعد از ازدواج هم اتفاقا خیلی متعند هستن به همسرشون ……

    کدوم باور بهتره ؟

    اینکه با از دست دادن پرده ی بکارت کار یه دختر تمومه ؟

    یا اینکه اون دختر هم آدمه دلش خواسته به هر حال یه چیزایی رو تجربه کنه . حالا هم اتفاقی نیفتاده و حق زندگی شاد و سالم رو داره

    کدومش بهتره ؟

    اینکه یه آدم حالا چند باری هم تو زندگیش خود ارضایی کرده و اشکالی نداره و بهتره از همین الان سعی کنه خودشو به کارای دیگه مشغول کنه یا یه رابطه ی خوب و سالم با جنس مخالفش برقرار کنه . این بهتره ؟

    یا اینکه یه آدم وقتی خود ارضایی کرد گناه کبیره انجام داده و دیگه کارش تمومه و باید بره ترک کنه و …….. حالا همین که تو این قضیه رو بزرگ میکنی و میفتی تو خط ترک کردن واینکه این قضیه تو ذهنت خیلی بزرگه یعنی داری بهش توجه میکنی پس بازم اتفاق میفته و احتمالا بعدش هم احساس خوبی نداری و شاید حتی توبه میکنی …………… ولی وقتی تو ذهنت اینه که حالا دیگه اتفاق افتاد . ولش کن …. بهش توجه نکن …. به خواسته هات توجه کن ……… تو با توجه کردن به هر موضوعی داری بهش قدرت میدی دوست من

    من خودم وقتی راهنمایی بودم تحت تاثیر دوستان مذهبی که داشتم از غیبت کردن توبه کردم …. و تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت پشت سر دیگران حرف نزنم …… اون موقع اصلا قانونو نمیدونستم ………. ولی وقتی غیبت میکردم ناخواسته بعدش گریه میکدم . توبه میکردم و میگفتم وااااااااااای چه گناه بزرگی … چی بد تر از اینکه بخوای گوشت تن برادر مرده ات رو بخوری …………همش خودمو سرزنش میکردم …… خدا رو شکر اون دوستی با اون آدمهای به شدت مذهبی ( اونم مذهب اشتباه البته ) خیلی زود تموم شد ………….. حالا من پشت سر دیگران حرف نمیزم ولی اگر هم به هرررر دلیلی خواسته یا ناخواسته پشت سر کسی حرف بزنم همون لحظه فقط با خودم میگم اوکی بهرته دیگه انجامش ندم و همین ……….. یعنی نمیشینم غصه بخورم …….. میدونم خدا همون لحظه منو بخشیده و تموم …………. با این دیدگاه و اینکه غیبت کردن تو ذهن خودم بزرگ نمیکنم …. میبینم اصلا غیبت کردنم نمیاد خخخخخخخخخخ

    دوست من انگار وقتی چیزی رو حتی گناهی رو تو ذهنت بزرگ میکنی ….. بزرگ کردنه یعنی توجه کردن و توجه کردن احتمالا = میشه با انجام دادن …..

    امیدوارم تونسته باشم خوب توضیح داده باشم

    شاداب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام

    به نظرم نیکوکاری یعنی کار نیکو

    به نظرم تفکر راجب قوانین هم نیکوکاریه ….. همین که ما سعی میکنیم راجب دیگران به خوبیهاشون توجه کنیم نیکوکاریه …. همین که ما اگه کسی کا بدی انجام میده واسه اینکه بهش توجه نکنیم ازش رد میشیم و کاری به کارش نداریم و تو دلمون میگیم ما باید رو خودمون کار کنیم نیکوکاریه …….. همین که ما داریم رو خودمون کار میکنیم و دیگران میفهمن ما آرامش درونمون بیشتر شده و از بودن در کنار ما یاد داشتن آرامش رو یاد میگیرن نیکوکاریه به نظرم ……….. همین که ما داریم رو خودمون کار مییکنیم …. زبونمون تلخ نیست . وجودمون با یاس و نا امیدی همراه نیست . همین که دیگران و تشویق میکنیم و نکارت قوتشون رو میبینیم …… اینا نیکو کاریه …. همین که باید 10 درصد از ورودی مون رو ببخشیم ……… نیکوکاریه ………. همین که به خدا ایمان داریم بهترین کار نیکویی هست که یه آدم میتونه انجام بده ……….. همین که دورو بری های ما میبینن ما اهل رشوه و شکایت از دیگران نیستیم ….. همین که خوبیم …… همین که ماهیم ……… همین که احساسمون عالیه ….. همین که با خدا حرف میزنیم ……….. همین که تو دلامون توحیده ………… همین که ناخواسته الگوی دیگران میشیم حتی اگر به طور واضح بهمون نگن …………..اینا همش کار نیکوست ……..نیکوکاریه .

    شاداب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام دوست من

    به مسیر درستی هدایت شدی ….. واقعا همینه ……… برای درک لت های جهان باید تلویزیون و اخبار و اینستاگرام و کانال های مزخرف تلگرامو ….. بذار ی کنار …….آفرین دوست من … به همین روند ادامه بده ………

    شاداب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام دوست من

    شما نوشتی :اخه در بسته رواتشناسی 141تا باوراست یعنی شما اون باورهارو 141تارو کار میکنید.

    معلومه که نه ….. استاد همه ی اون باورها رو کار نمیکنه …… فقط رو اون باورهایی کار میکنه که توش مشکل داره ………. منم اون تست رو انجام دادم ولی در مورد بعضی هاشون باور من درست بود اصلا از بچگی اون باور درست رو داشتم و نتایجش رو هم گرفته بودم خب دیگه رو اونا کار نمیکنم بلکه رو باروهایی کار میکنم که پاشنه ی آشیل منه و ذهنم زور میزنه تا قبولشون کنه . میام رو اون باور ها کار میکنم …………. دوست من رو بارو فراوانیت کار کن ……. بهترین باور در مورد فروش ( خود من هم کار فروش انجام میدم . حالا یه ذره متفاوت تر ولی به هر حال فروشه) بهترین باور در مورد فروش تقویت بارو فراوانی هست ….. به مثالهای استاد توجه کن…… درمورد نانو بخون و ببین که این همه میگن آب کمه . مواد غذایی کمه . محصولات کشاورزی کمه . درخت و جنگل کمه . اکسیین کمه . لایه اوزون سوراخه …………….. راجب نانو بخون و ببین چه کارهایی داره انجام میشه ……….. تو همون دوره روانشناسی ثروت اون ویدئو رو که یه نفر با یه مخزن میتونه آب سالم درست کنه رو بارها ببین ……….. دوست من رو بارو فراوانیت کار کن …………. همین الان که میگن ماشین گرون شده باز هم میری تو سایت پیش فروش بازم ملت خیمه زدن تا به محض باز شدن سایت ماشین بخرن ………… پس ببین خیلی ها میگن گرونیه ولی یه عااااالمه آدم تو همین به قول دیگران گرونی دارن ماشینای گرووووون و عالی میخرن ………. میرن خریدای روزانه شون رو از مرکزخریدای خوب و گرون و با کیفیت انجام میدن ……… یه عالمه از مردم میرن رستورانای خیلی گرون ….. و واسه خودشون لباسای گرون و برند میخرن ……….. میخوام بگم باور فراوانیتو تقویت کن ……….. برو مرکز خریدای گرون …. تو کدوم شهر هستید شما ؟ برو گرون ترین مرکز خریدی که تو شهرتون هست … میبینی مردم دارن خرید میکنن. دارن … پول تو دست مردم هست ……. مشتری هایی که به پکیج آموزشیه شما نیاز دارن خیییییییییلی زیاد هستن …….. دوست من حتی اگه وقتی راجب کار خودت فکر میکنی حس خوبی بهت نمیده . ولش کن باور فراوانی رو در مورد چیزای دیگه ببین و تقویت کن ……. مثلا اصلا در مورد فروش محصولات بقیه فکر نکن ………راجب زیادی مثلا ماشین های خوب فکر کن …………. میدونی میخوام بگم حستو خوب نگه دار…… و برو سراغ پول و قروتی که اون دنبالت میاد ………. باور فراوانی مهمترین باوره ….. دسته چک جادویی رو انجام بده و عادت کن به داشتن پول ………… باور فراوانی خیلی خوبه ………… سپاسگزاری کن و یادت بیاد چه موقع هایی فروش خوبی داشتی ………….. باور فراوانی رو تقویت کن ……………. باور فراوانی …………… مشتری باری محصولات شما مثل ریگ بیابون زیاده مثل قطره های بارون ….. مثل برگای جنگلهای شمال …… زیاده ……. فراوونه …… خیلی زیاده ……….. پول تو دست مردم زیاده ….. طرف میاد پکیج شما رو میخره میبینه چه قدر خوبه میاد واسه همه ی برو بچه های فامیل میخره …………… میاد میبینه چه قدر خوبه به آموزش و پرورش پیشنهاد میده و هزاران هزار دانشجو یا بچه محصل میان ازتون میخرن …… اصلا پکیج آموزشی شما میره یکی از سر فصل های درسی میشه و همه ی بچه های یه دانشگاه باید بخرن ازتون …. چون استاد زبانشون گفته از روی این پکیج ازتون امتحان میگیرم یوهوووووووووووو کلی فروش ……… باور فراوانی رو تقویت کن …………… فراوانی ……..فراوانی ……..فراوانی

    شادا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام دوست من

    به نظر من اول باید پدرت رو واقعا و از صمیم قلب ببخشی و بگی این آدم یعنی پدرتون هررر کاری کرده میخواسته بهت کمک کنه حالا شادی یه جاهایی بلد نبوده و بهت آسیب زده ولی اون طفلک میخواسته بهت کمک کنه ………. حتی ممکنه خودش قانون نمیدونسته . خودش اشتباه متوجه شده …… ولی به هر حال میخواسته بهت کمک کنه …… میدونی مثا یکی از دوستام بهم گفت سمانه مامانم اینا خیلی بهم گیر میدن . منم گفتم والا گیرم بهت ندن میگی مامانم اینا اصلا به من توجه نمیکنن خخخخخخخخ

    میخوام بگم مثلا گیر دادن مامان و بابا ها شاید بد باشه و لج آدمو درمیاره و ولی وقتی به این فکر کنی که اونا دارن بهت توجه میکنن و تو براشون مهم هستی که دارن بهت گیر میدن اون وقت وقتی بهت گیر میدن ته دلت میگی خب من فرزندشونم و اونا نگران من هستن و دارن بهم گیر میدن …………بعدشم دوست من تو میتونی تضمین کنی اگه یه روزی خودت پدر شدی هیچ کار اشتباهی در مورد فرزندت انجام نمیدی ؟؟؟؟ میتونی ضمین کنی ؟ من میتونم تضمین کنم که اگه یه روزی مادر شدم هیچ خطایی در مورد فرزندم انجام نمیدم ؟؟؟؟؟ اصلا کسی هست که بتونه تضمین کنه ؟؟؟؟؟ پس پدرت هم اگه خطایی کرده از این قاعده مستثنی نبوده و به هر حال اونا هم انسانن و ممکنه خطا کنن. همین ….. .میخوام بگم حستو خوب کن …… راجب پدرت این طوری فکر کن و کامل اگه بدی دیدی ببخش و رها کن ………. وقتی ا زته دل میبخشی انگار ته دلت بستنی یخی خورده و حالش خوب میشه …………خخخخخخ…….

    حالا به لحظاتی که بابات پشت و پناهت بوده فکر کن و تو دلت تجسم کن رابطه ی خوبی با پدرت داری … کنارش میشینی …. با هم چایی میخورین …….. باهم فوتبال میبینین ………… دوست من و به آرزوهات فکر کن …. هر کسی رو دوست داری تو رویاهات بیار …… و اگه نشونه ای راجب رابطه ات با پدرت دیدی بهش توجه کن و تحسینش کن ……….. استاد تو دوره عشق و مودت میگن : اگه میخوای رابه ات با کسی خوب شه لازم نیست کاری انجام بدی فقط رو خودت کار کن ……….. دوست من اول و آخر همه چیز برمیگرده به خودمون بنابراین اول و آخر ما باید رو خودمون کار کنیم و همین ………….. رو خودمون باید کار کنیم …………

    و اینو بدون دوست من مثلا استاد رفتار کن … از رفتارای پدرت به تضادش فکر کن ……… و خواسته ات ور شکل بده …… فکر کن تو قبل از به دنیا اومدنت همین مامان و بابا رو انتخاب کردی ……… واسه اینکه اون موقع قبل از به دنیا اومدنت . اون موقع که دانای کل بودی میدونستی که تو در کنار همین مامان و بابا میتونی خودت رو شکوفا کنی ………. اون وقت میبینی که به خاطرذ داشتن مامان و بابات خدا رو هم هزار بار شکر میکنی ………….

    شاداب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4277 روز

    سلام

    از بانک که اومدم بیرون باز هم بدنم همینطور میلرزید و شیطون زر میزد که ببین چون اعتماد به نفس پایینه بدنت داره میلرزه و من بهش گفتم زر زر نکن از خوشحالی بدنم داره بندری میره،

    وااااااااااای همین الان که دارم اینو مینویسم . بازی ایران – مراکش تموم شده و ما بردیمممممممممممممم ……. از این متنی که انتهای پامت نوشتی کلی خندیدم دوست من …… آفرین که تونستی بری و به رئیس بانک بگی …….آفرین

    تو هم برنده ای . همه ی ماهایی که داریم رو خودمون کا رمیکنیم برنده ایم و باور کنید کار ماهایی که داریم رو خودمون کار میکنیم مثل بردن فوتبال ایران تو جام جهانی بزرگه و البته که از اونم بزرگتره

    کار خیلی بزرگی داریم انجام میدیم دوستای من

    شاداب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: