مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 145 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حنانه آ گفته:
    مدت عضویت: 4306 روز

    سلامی گرم خدمت استاد عزیزم آقای عباسمنش و همینطور دوستان خوبم در خانواده صمیمی عباسمنش.

    استاد واقعا دوره جهانبینی توحیدی بی نظیره! بی نظیر! احساس می کنم این دوره داره تمام منافذ ذهنم رو هم می پوشونه و به بسیاری از سوالات و ابهامات ذهنیم پاسخ می ده. عجیب با این دوره حالم خوبه و بارها و بارها موقع تماشای فایل ها اشک از چشمام جاری شده. اشک شوق! اشک سپاسگزاری از اینکه لیاقت چنین جایگاهی رو داشتم تا هدایت بشم و هر روز قوانین دنیا و کائنات رو بهتر و بهتر بفهمم. سپاسگزاری از اینکه قدرت درک چنین حرف ها و قوانینی رو دارم و هر روز بیشتر یاد می گیرم که چطور دست به عمل بزنم, هر روز جسارت و شجاعتم داره بیشتر می شه که احساس می کنم بستگی به ایمانم داره. یعنی هر قدر ایمانم به خداوند و قوانین کائنات و توانایی های خودم بیشتر می شه ترس هام کمتر می شه و به جاش شجاع تر و جسورت می شم و البته آرام تر. استاد واقعا از شما ممنونم که انقدر صمیمانه و خالصانه تجاربتون رو در اختیار ما می گذارید.

    این فایل رایگان هم که واقعا زیبا و عالی بود و بسیار از دیدنش لذت بردم. وقتی از آهویی تعریف می کردید که وقتی رهاش کردید در طبیعت, به سمت شما اومد و هرگز فرار نکرد و حتی لیدری حیوانات دیگر رو هم انجام می داد باز هم اشک به چشمام اومده بود که واقعا کار خدا حرف نداره! وقتی می گفتید فقط باید به خدا اعتماد کنید به خودم گفتم واقعا کٍی بوده که تا این حد به خدا اعتماد کنی و با خیال راحت همه چیزو به خودش بسپری؟ همیشه ظاهرا می سپریم به خدا و باطناً فکر می کنیم که باید خودمون هم یه کاری انجام بدیم و این یعنی هنوز باور به قدرت و نیروی خداوند نداریم! امیدوارم روزی برسه که دیدم به معنای واقعی توحیدی باشه و ایمانی بسازم که هیچ چیز و هیچ اتفاقی نتونه ذره ای متزلزلش کنه. باز هم ممنونم استاد!

    استاد در مورد سوال برای مصاحبه خیلی فکر کردم و احساس کردم شما جواب تمام سوال هام رو در فایل های مختلف دادین. هر بار که سوال خاصی ذهنم رو درگیر کرده یکدفعه دیدم فایل یا دوره ی جدیدی روی سایت قرار گرفته که دقیقا پاسخ به سوالاتم بوده. برای همین فکر می کنم بیشتر و بیشتر گوش کردن فایل های تمام دوره ها می تونه تمام ابهامات و سوالات ذهنیم رو از بین ببره.

    تنها چیزی که می خواستم بپرسم درباره ی تصمیم گیریه. من بیشتر اوقات خیلی سخت می تونم تصمیم بگیرم و تصیم گیری بین دو یا چند مورد همیشه به شدت ذهنم رو درگیر می کنه و نمی دونم تصمیم که می خوام بگیرم درسته یا نه؟ البته در حال حاضر خیلی بهتر از گذشته شدم ولی هنوز هم این مسئله رو دارم. خودم فکر می کنم که دلیلش شاید کمبور باور به خود و کمبود اعتماد به نفسه. شاید اگر اعتماد به نفسم بیشتر بشه راحت تر و سریعتر بتونم تصمیم بگیرم. و شاید یک دلیل دیگش هم ترس باشه، ترس و نگرانی از اشتباه کردن یا ترس از اینکه نکنه انتخاب یک مورد باعث بشه مورد دیگر رو از دست بدم که این هم حتما بر می گرده به ضعف ایمان. دوست داشتم نظر شما رو در این مورد بیشتر بدونم و اینکه چطور می تونم سریعتر تصمیم گیری کنم؟ دودلی سراغم نیاد و با اطمینان مسیرم رو انتخاب کنم؟

    ممنونم.

    برای استاد عزیزم و سایر دوستانم آرزوی سلامتی کامل، شادی و آرامش، ثروت و سعادتمندی در دنیا و آخرت دارم. پایدار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    امیر گفته:
    مدت عضویت: 3263 روز

    سلام به تمامی دوستان عزیز

    خیلی خوشحالم که بهانه ای دست داد که دوباره بیام و اینجا نظر بزارم…تاحالا نبوده جایی مثل

    اینجا که که وقتی نظر میزارم احساس راحتی و آرامش بهم دست بده…لبخند روی لبم باشه …

    واقعا از استاد سپاس گزارم که از این مسابقه ها میزاره…

    بعضی موقع ها به خودم میگم “امیرمسعود” تو واقعا شاید جوون ترین عضو این سایت بودی که داشتی از این قوانین استفاده می کردی…هرچی باشه از 13 سالگی تا الان کم و بیش و الان که دیگه خیلی بیشتر شده و توی برنامم هست که مثلا هر روز باید در این زمان و مکان روی باورام کار کنم…واقعا از خداونددم سپاس گزارم که من رو هدایت کرد…این قدر آموزه های خوب بهم یاد داد…نمی خوام استاد الکی ازتون تعریف کنم،واقعا…همه می دونن که شما یک دست خداوند بودی و خدا با تو ، توحید رو به ما یاد داد …کلی کتاب های دینی مدرسه رو با عشق می خوندم ولی تا حالا به این درک از توحید که واقعا مهم ترین مفهوم توی زندگی هست نرسیدم واقعا نفهمیدم …واقعا نفهمیدم که بابا من وقتی میرم التماس میکنم پیش فلان کس،خودم رو به خفت و خواری میندازم برای گرفتن نمره از فلان استاد ،من دارم شرک می ورزم…من دارم قدرت رو میندازم توی دستای یکی دیگه…وقتی میخوام چیزی بخرم و فکر می کنم که مثلا باید این پول رو از پدر و مادرم بگیرم…فقط پدر و مادرم می تونن به من پول بدن…دارم شرک می ورزم…یادمه همین چند وقت پیش بود که کلاسی با مشاورمون داشتیم و حالا بنا به دلایلی ایشون به من گفت که باید از کلاس برم بیرون و … و من خدا شاهده بدون هیچ تمنایی که آقا ببخشید و آقا … (این عباراتی که خیلی از دوستان استفاده می کنن و عزت و احترامشون رو جلوی یه نفر از بین می برن) و بدون هیچ حرفی از کلاس رفتم بیرون…و آقای مشاورمون اومده بود که می گفت تو چرا از من خواهش نکردی که من مثلا ببخشمت!

    متاسفانه ما خیلی اشتباه فکر میکنیم …دیدگاهمون راجب به همه چیز شاید (حداقل من) اشتباه

    بوده …قبل از اینکه با این قوانین اشنا بشیم …خداشاهده که من قبلا توی مدرسمون خیلی تنها بودم… یادم میاد که موقعی بود که من در کلاسمون ،مشاورمون نمی تونست کاری بکنه و پیش هرکی میشستم از من شکایت داشت و آخر سر اون بنده خدا مجبور شد منو بندازه صندلی تکی…ولی وضعیتی رو که الان می بینم ؛می بینم که واقعا لذت می برم با همنشینی با دوستانم بدون وابستگی …بدون هیچ وابستگی ای و جوری شده که اونا عاشق منن…یعنی یکی از دوستان چندین بار (که من جام رو سرکلاس تغییر میدادم)می یومد میگفت بابا بیا بشین پیش ما…

    خوب واقعا اینا نشونه ی چیه؟ شانسیه؟به نظرتون شانسیه که کسی مثل من با این سابقه جوری بشه که به روابط فوق العاده ی پایداری با دوستانش برسه که اینطوری باشه؟با احساس خوب باشه؟یا به خاطر این بود که من جلسه ی نهم دوره قانون آفرینشو با پول توجیبیم خیلی وقت پیش خریدم و به اون گوش دادم و بهش عمل کردم؟

    دوباره همین چند وقت پیش بود که به این علت که تشنه ی حرفای استاد بودم با شخصی اشنا شدم که دوره های استاد را متاسفانه خودش می فروخت و حرفشم این بود که بنده خیرم و اومدم کمک کنم و از این حرفا و این طوری که شما یه مبلغی از دوره رو میدادی و مابغیش رو اوشون به گروه تحقیقاتی عباس منش پرداخت می کرد…خلاصه ما گول این بابا رو خوردیم…(منم واقعا روی این مسائل حساس بودم و دوست نداشتم از این جور کارا کنم…) و نزدیک 600 هزار تومان ما به ایشون دادیم که آقا به ما دوره های استاد رو بده که ما الان چند ساله میخوایم شون و نمیتونیم بنا به دلایلی تهیه شون کنیم… (بهانم این بودش که من مدرسه میرم و نمی تونم کسب درآمد داشته باشم و این یه باور اشتباهه …کماکان که کسی رو پیدا کردم که تقریبا هم سن من بود و داشت از یه سایت اینترنتی کسب درآمد می کرد) این بابا هم به ما داد با این روش و منم با همین حرفای بالا داشتم خودم رو گول می مالیدم که آره من کارم درسته و من سهم خودم رو پرداخت کردم و به اون ربط داره اگر مابقی پولش رو به عباس منش نده و …

    و شروع کردیم به دیدن دوره ها و یادمه موقع دوره راهنمای عملی بود (موقع استارت این دوره روی سایت) و خیلی خلاصه بهتون بگم من وقتی آماده نبودم این دوره ها به دستم رسید و منم تشنه ی این دوره ها و اومدم خیلی وحشتناک شروع به دیدنشون کردم و یادم میاد که واقعا تشنه ی این دوره ها بودم …ولی واقعا هرموقع اون قسمت قرمز رنگی که استاد واس پرداخت بهای دوره نشون میدن توی فایلارو من میدیدم اعصابم خرد میشد…خلاصه مدتی گذشت از این روال و به این نتیجه رسیدم (چون داشتم به کنکورم نزدیک میشدم ) با توجه به چیزی که وقتی آماده نبودم به جلسه ی 4 ام دوره راهنمای عملی گوش داده بودم که من باید عباس منش و همه چی رو ول کنم و فقط بشینم درس بخونم…خلاصه اون اتفاقی که استاد می گفت من یه مدت روی خودم کار نکنم همه چیز به اولش برمیگرده رو واقعا تجربه کردم!

    خب اولین نشونش اینه سلامتی تون رو از دست میدید و این یعنی خطر و یادمه اینقدر (منی که گفتم از 13 سالگی دارم روی این قوانین کار میکنم) شرایط برام بد شده بود(از لحاظ جسمی و فکری) که فکر میکردم آخره خطه دیگه و من دیگه راهی وجود نداره خوب شم و…خلاصه شکر خدا ما به برنامه های استاد برگشتیم و دوباره یه تغییر اساسی رو تجربه کردیم…برنامه گذاشتم که فقط روی قرآن کار کنم و برنامه های استاد و تمامی فایل هایی که به ناحق بهم از استاد رسیده بود و بهاش رو به خود گروه پرداخت نکرده بودم و کاملا شیفت دیلیت کردم و حتی وقتی اون جلسات رو خودم با پول خودم خریدم دوباره دانلودش کردم و واقعا به نتیجه رسیدم که به موقش در زمان مناسب،وقتی من تکاملم رو طی کنم… این آموزه های بیشتر (روانشناسی ثروت و …) در اختیار من به شکل درست و اصلیش قرار میگیره و لازم نیست من کاری انجام بدم…

    هرچند که هنوزم عطش دارم برای هرکدوم از دوره های استاد مخصوصا دوره”جهان بینی توحیدی 1″ که از نظراتش معلومه خیلی فوق العادس ولی به خودم میگم “امیرمسعود” به موقع همون خدایی که کمکت کرد حالا مثلا 7 جلسه دوره آفرینش رو با پول خودت و دوره حل مسئله رو با پول خودت تهیه کنی …به موقش بقیه رو هم در اختیارت میزاره…

    حالا حتما می پرسید خب چه ربطی داشت مطالب بالا به موضوع این مسابقه و فایل …الان میگم

    گفتم بهتون که الان مدت بسیار زیادی هست که با این قوانین آشنا هستم و خیلی از باورهایی که مخرب هست رو من اصن نداشتم اون موقع که با این آموزه ها آشنا شدم(چون سنم کم بود) ولی هنوز که هنوزه وقتی استاد توی فایلاشون میگن که”تمام اتفاقات زندگیتون به واسطه ی باورهاتون براتون اتفاق میفته و به واسطه فرکانس هایی هستش که به جهان هستی ارسال میکنید” من مکس میکنم و هنوز مقاومت توی ذهنم راجب این موضوع هست…هنوز وقتی استاد میگه به “ما قدمت ایدیهم” هست به “ما کانو یعملون” هست من مکس میکنم و روی این حرفا فکر میکنم(با اینکه 100 بار نتیجش رو دیدم بااینکه دیدم چطوری بیماری با تغییر افکارم خوب شد دیدم چطوری با توجه به نکات مثبت و لایق دونستن خودم روابط با دیگران به شکل رویایی تغییر کرد…دیدم وقتی به قانون تکامل عمل نکنم و موقعی چیزی رو به صورت نادرست به دست بیارم که هنوز تکاملم را برای خریدش طی نکردم ؛چه بلایی سرم اومد) ولی واقعا هنوز این ایمانو ندارم…هنوز این باور قلبی رو ندارم که 100 درصد این جهان این طوری کار میکنه با این شاید یه عالمه بار قوانین رو دیدم تصدیق کردم و دیدم نتایج رو و دیدم که احساس خوب اتفاق رو در گذشته برام به ارمغان آورده ولی اعتراف میکنم هنوز بعد این مدت و کار کردن نمی تونم بگم که باورما همه چیز رو رقم میزنه…از استاد میخوام در صورت امکان راجب این مسئله توضیح بدن …که انصافا چطوری اینو در خودتون ایجاد کردید …چطوری در خودتون این ایمان رو ایجاد کردید (قران که در دسترس همه هست و آیه های “بما قدمت ایدیهم” و به “ما کسبت ایدیهم” و به “ما کانو یعملون” رو میخونن…)

    ولی من فقط تا به حال از شما این حرفارو شنیدم …تاحالا از شما شنیدم در جامعه ای که واقعا باوراش مشکل داره که آره خودمون اتفاقات زندگیمون رو رقم میزنیم…فقط از شما شنثیدم که بدن ما باید تا اخر عمرمون در سلامتی کامل باشه و این طبیعتشه و فقط از شما شنیدم (اون داستان پارک ماشین که در جلسه ی 4 آفرینش تعریف میکنید) که چنین ایمانی به خرج بدید که ماشینی که مال دوستون باشه رو جایی پارک کنید که اون پیرمرد بهتون بگه ما آجر میندازیم روش و شما خیلی خونسرد بگید مشکلی نداره… در یک کلام چطور اینقدر متفاوت فکر کردید و این متفاوت فکردن نقطه اش از کجا و چه جوری شروع شده و چطور این قدر ایمان دارید به این مسائل ؟

    2-وقتی فایل ها و محصولات استاد عباس منش رو می بینم و فکر میکنم که شما هم با من هم عقیده باشید که این آدم واقعا خودشه ! واقعا خودشه و مطلقا فکر مردم و دیگران تاثیرش روی این آدم صفر هست! این موضوع به وضوح در فایل های رایگان و محصولات استاد و فایل های تلگرام استاد معلوم هست … حتی من بعضی موقع ها که دارم به فایل های استاد گوش میدم می بینم که مثلا اگر من جای استاد بودم و مثلا موقع ضبط فایل کسی میومد و از اونجا رد میشد اون صحنه رو کلا کات میکردم و اصن نمی زاشتم و من شاید اصلا (اگر جای استاد بودم ) بخش دوم دوره ی جهان بینی توحیدی رو ایجاد نمیکردم !و کلا دوست ندارم کسی از زندگی شخصیم سر در بیاره ولی این آدرم واقعا با عشق برای اینکه واقعا ثابت کنه که این قوانین رو داره در هر لحظه از زندگیش خودش اجرا می کنه میاد از زندگی شخصیش برای ما میزاره …چه طور این حالت رو ایجاد کردید که فقط خودتونید و اصن براتون چیزای دیگه مهم نیست؟این سبک زندگی چه طور ایجاد شده؟نکته قابل توجه اینه که منم تاحد خوبی برام حرف مردم مهم نیست و خب خیلی از رفتارام تغییر کرده ولی اعتراف میکنتم استاد دیگه آخرشه و به نظرم آرامش واقعی در زندگی مثل استاد به وجود میاد…

    3-مشکلی که داشتم و این اواخر کاهش یافته بحث باور مربوط به کمال گرایی هستش و البته چیزایی که با اون مثل وسواس به وجود میاد هست…البته تا حد خوبی روش کار کردم ولی سوالی که داشتم اینه که تا چه حد باید خوب،کاری رو انجام بدیم؟چه قدر تمرکز باید روی هدفمون بزاریم؟ تا چه حد باید خوب،روی باور هامون کار کنیم؟تا چه حد باید روی فلان پروژه وقت بزاریم؟ شما از یه طرف ازتون شنیدم که اون بخشی که مربوط به من هست رو من عالی انجام میدم (فکر میکنم در دوره حل مسائل گفتید) و از یه طرف میگید که نباید کامل گرا باشیم در جلسه اول آفرینش …یا مثلا تا چه حد باید خوب زندگی کنیم که مطمئن شیم که اون دنیا میریم بهشت ؟ایا اصلا میتوان مطمئن شد؟تا چه حد باید ایمان به خدا داشته باشیم که حالا اون بحث های اعتقادی رو که قران خط قرمزشه رو رد کرده باشیم و سعادت اون دنیا و البته این دنیامون تضمین بشه ؟یا مثلا تا چه حد باید روی مسئله ی تقوا کار کنیم؟که خداوند میفرماید ملاک برتری بندگان نزد من تقواشون

    هست…شما از طرفی میگید ماباید بی خیال باشیم و از زندگی لذت ببریم ولی از طرفی این موارد گاهی در ذهن میان و من تا حالا براشون جوابی پیدا نکردم…ازتون میخوام در صورت امکان با استناد به قرآن برای من خطی مشخص کنید که این باور در من از بین بره…

    4-(این سوال درواقع در دنباله ی سوال بالاست ولی به دلایلی ترجیح دادم در سوالی جداگانه مطرحش کنم )الان که فکر میکنم حدود 9 سال از شروع کارتون میگذره …میخوام ببینم که چه قدر روی کارتون که همین بحث موفقیت هست ؛تمرکز میزارید؟آیا وقتی هدفی رو شروع می کنید دیگه فقط همون کارو انجام میدیدو 100% تمرکزتون روی اون هست؟و منظور از این 100% این هست که مثلا چه میدونم که تفریحات و کارهای دیگر میزارید کنار و فقط روی اون کار میکنید یا بخش عمده ی تمرکزتون روی این موضوع هست ؟در صورت امکان در مورد تمرکزی که روی خواستتون میزارید برامون بیشتر توضیح بدیدو این موضوع رو بازتر کنید…در واقع اگر من برای خودم هدفی رو مشخص کردم دیگه نباید مثلا وقتی برای فیلم دیدم ،چک کردن تلگرام و حرف زدن با دوستان بزارم ؟آیا مخالف لذت بردن از زندگی که همیشه میگید باید اولویت اولمون باشه نیست؟در واقعا چه قدر تمرکز روی اهدافمون بزاریم اگر بخوام در یک کلام خلاصه کنم موضوع رو و آیا این تضادی با لذت بردن از زندگی نداره؟

    ازتون سپاس گزارم که با سوالات بالا جواب میدید…

    فعلا…خداحافظ:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 3263 روز

    سلام استاد عزیز و دوست داشتنیم

    دوستان گل و ثروتمندم سلام.

    استاد من می‌خوام در این مصاحبه از شما سوالی بپرسم و بدونم آیا بخوایم در همه زمینه‌‌ها رشد کنیم و موفق بشیم باید روی کدوم یک از باورهامون بیشتر کار کنیم؟ منظور این هست که شنارج یا پی رو با چه باورهایی بریزیم که بنامون مستحکم باشه و راحت‌تر در مسیر قدم برداریم؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3242 روز

    سلام استاد عزیزم ، از اینکه این فرصت را در اختیار ما گذاشتید که بتونیم سوالاتمون را از شما بپرسیم بسیار سپاسگزارم اما یک ابهام برام پیش آمده که چرا نظر دوست عزیزی را که گفتند هیچ سوالی ندارند و جواب تمام سوالات در فایل ها و محصولات شما هست را بعنوان دیدگاه برتر در کانال تلگرام گذاشتید ؟؟؟؟ آیا نباید سوال بپرسیم ؟ ضمن اینکه ممکنه جواب بعضی سوالات دوستان در محصولاتی باشه که هنوز نتونستند تهیه ش کنند

    و اینکه بهر حال این یک فرصته و به دوستان حق بدید که مشتاق استفاده از این فرصت باشند ، قطعا خواندن این همه سوال شما را اذیت میکنه اما دقیقا این حالت مثل وقتیه که معلم اونقدر عزیر و دوست داشتنیه که دانش آموزهاش در جستجوی سوال میگردند که بتونند توجهش را جلب کنند و باهاش هم کلام بشند

    ممنونم استاد ، بابت خیلی چیزها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    سهیلا گفته:
    مدت عضویت: 3799 روز

    سلام با سپاس سوال من این که شما هنوز هم دهدرصد ورودی هاتونو میدید. دوم اینکه شما در فایلهای که گذاشتید از همسرتان اصلا حرفی نمی زنید و همیشه از خودتون می کنی یا همیشه از فرزندتان می گوید از مادر فرزندتان هم یکم بگید که چجوری باهم در شرایط سخت بندر عباس یا تهران در مسافر خانه ها در نداری ها چه فکری کردیدوچه گونه عمل کردید. لطفاً یک باورهای در مورد ثروت که به شما بیشتر انرژی می‌داد و بگید چطور از ریزو درشت. لطفا جواب این سوالها رو پولی نکنیددر حال حاضر موقعیت خرید ندارم روی فایلهای قبلی کار می کن سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    امید سارانی گفته:
    مدت عضویت: 3801 روز

    به نام خدای یکتا

    سلام

    استاد یه سوالی که همیشه دلم میخواست بدونم این بوده که الان تو این زمونه تو هر زمینه ای بی نهایت اطلاعات وجود داره

    من خودم بعد از بررسی منابع مختلف تصمیم گرفتم که با این خونواده همراه بشم

    اما در نهایت دوس دارم خودم تو خلق زندگیم استاد بشم میخواستم بدونم اگه قرار باشه از تمام محصولاتی که ارائه دادین بخوایم رو یک محصول متمرکز باشیم و اون مبنا باش شما خودتون کدوم رو توصیه می کنید

    البته نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه چون هر محصول سر جای خودش کارایی خودش و ارزش خودش رو داره

    منظورم اینه میخوام به جایی برسیم که بچه ها خودشون بشن یه دوره روانشناسی ثروت … راهنمای عملی… عشق و مودت و ….

    من خودم فهمیدم اگه دوره قانون آفرینش رو بهتر و بهتر درک کنم و استاد بشم بقیه چیز ها تو همین مسیر امتداد پیدا می کنه

    چون یه جاهایی احساس می کنم به محصولات وابسته شدم و این ذهنم رو خیلی درگیر می کنه دوس دارم یه دوره پایه رو همه جا با خودم داشته باشم و از بقیه آموزه ها کنارش استفاده کنم

    دوستدارتون…سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4300 روز

      سلام دوست خوبم شما مثل اینکه زیادی سرخوشی خخخخخ آخه این الان سوال بود ؟

      سرمو بکوبم به دیواااااااار ؟!! خخخخخخخخخخخخ

      “”””” اما در نهایت دوس دارم خودم تو خلق زندگیم استاد بشم میخواستم بدونم اگه قرار باشه از تمام محصولاتی که ارائه دادین بخوایم رو یک محصول متمرکز باشیم و اون مبنا باش شما خودتون کدوم رو توصیه می کنید”””””

      به نظرم کسی که اعتماد به نفس پایینی داره خریدن محصول عزت نفس میتونه یه نقطه عطفی تو زندگیش باشه ….. کسی که توروابط مشکل داره محصول عشق و مودت میتونه براش فوق العاده باشه ……

      ولی من شخصه یکی از محصولاتی که همیشه برام تازگی بیشتری داره قانون آفرینشه …..

      من خودم مثلا محصول عزت نفس رو میریزم تو گوشیم و یه مدت فایلهاش رو به ترتیب گوش میکنم ….. یعد اون پاک میکنم و عشق و مودت رومیریزم تو گوشیم ….. بعضی از فایلها رو هم کلا تو گوشیم دارم مثل فقط روی خدا حساب باز کن ….

      دوست خوبم هدف ما از گوش دادن به فایلها و محصولات اینه که قانونو یاد بگیریم و به حس شادی و لذت برسیم و بعد از اینکه به حس شاید رسیدیم بتونیم به خواسته هامون برسیم ….. درگیر حواشی نشو ….. خودت کدوم محصول رو دوست داری … همون خوبه …. نگران نباش گاهی فکر میکنی فلان محصول بهتره یه مدت گوشش بده …. کم کم میبینی احتیاج داری یه محصول دیگه رو گوش کنی …. خب تغییر بده و برو محصول بعدی رو گوش کن

      اینکه میگی فکر میکنی به محصولات وابسته شدن …. خب بقیه ی مردم هم به موزیک های چرت و پرت گوش دادن وابسته شدن ….. به تلویزیون دیدن وابسته اند …… به خوندن مداوم ومداوم اخبار وابسته اند …… خب ما هم به دیدن فایلهای استاد وابسته ایم … این اتفاقا خیلی هم چیز قشنگیه …. ما به اینکه با خدا حرف بزنیم و از خدا مشورت بخواییم وابسته شدیم …. این که عاااالیه …. ما به یاد گرفتن هر روز قانون و تکرار و تکرار و تمرین کردن وابسته شدیم ….. اینا خیلی هم خوبه و فراتر از اون عااااااااااااااااالیه

      اصل قضیه اینه که قانون رو یاد بگیریم و تو زندگیمون ازش استفاده کنیم و لدت ببریم .. همین

      همین و همین و همنی

      شاداب باشید .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3346 روز

    امروز داشتم برنامه یی می دیدم که مجری آن برای تهیه گزارش مستند به شهرهایی سفر می کرد که عمر طولانی دارند .

    دلایل آن را بررسی می کرد و توضیحاتی می داد .

    یکی از این مطالب باورها آن مردمان بود که غذای مناسب و تغذیه در کنارخانواده بودن و معاشرت را موثر می دانستند.

    مردمان آن شهر اکثرا حدود 110 تا 111 سال بودند و مجری خانم که 45 ساله و اتفاقا زیبابود و قبلا مدل هم بود با انها مصاحبه می کرد . یعنی پیرمرد 110 ساله 70 ساله بود نه عینک استفاده می کرد و شراب می خورد سیگار هم می کشید.

    مردمان ان شهر بسیار شاد بودندو پیرو جوان در حال رقص و جشن گرفتن بودند . پیرها با جوان ها زندگی می کردند . یک روستایی در کشور ایتالیا بود.

    بهر حال باورهایی داشتند اما مسلم است باور احساس خوب و دیدن نمونه هایی که سالم هستند و به سن بالا رسیدند و ارتباطات خوب و احساس آرامش همه در طول عمر آنها موثر بودند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    احمد شاکری گفته:
    مدت عضویت: 4300 روز

    راستی می خواستم بگم دوستان و اعضای عزیز این سایت به حدی از تجربه و پختگی در زمینه های مختلف رسیده اند که میبینم در آینده ای نه چندان دور اسم هر کدام از این دوستان در صدر لیست افراد برتر در حوزه های مالی و موفقیت می درخشه و این موضوع باعث افتخار منه که با این دوستان همگروه هستم. دوستان عزیزم، بسیار خوشحالم که در جمع شما حضور دارم و همواره از تجربه های گرانبهایتان در حال استفاده هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فاطمه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 3057 روز

    باسلام.

    استاد عزیز، سوال من اینه که ، من خیلی وقته رو افکار و باورهام کار میکنم و اکثر مواقع احساس بسیار خوب و ارامش دارم، حتی متوجه تغییر مدارام شدم، طوری که افراد دورو برم تغییر کردن به طور خود به خودی رابطه م با یه سریا قطع شده و با افراد جدیدی اشنا شدم، و افرادی که جدیدا وارد زندگیم شدن از لحاظ مالی در سطح خیلی بالایی قرار دارن و بسیار ثروتمندن، اما سوال اینه که من چون مدارم تغییر کرده با افراد ثروت مند برخورد میکنم ولی خب چرا این ثروت سراغ خودم نیومده؟؟؟؟؟ خیلی خیلی ممنونم???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: