مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 44 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد آرزومند گفته:
    مدت عضویت: 3500 روز

    سلام

    ان شالله همیشه همینجور پر روزی و شاد و پر انرژی و سرحال با کلی لحظات ناب برای شما استاد بزرگوار و دوستداران و هم مداری های عزیز .

    استاد سخاوتمند در جواب دادن و اشتراک گذاشتن اطلاعات بی نظیر . سوالم در مورد باور ،

    سوالم اینه که :

    ضمیر ناخودآگاه تا حدود سن 5 یا 6 سالگی حوزه الگو برداری و یا به عبارتی تاثیر پذیریش از محیط بسته میشه و شروع میکنه به ساخت باور و بعد مسلما فکر و ایده و بعد منجر به عمل میشه تا آخر عمر و مبنای عملکرد انسان الگوهای ذهنی و باور های ضمیر ناخودآگاهش .

    چطور میشه باور های منفی ( ثروت ) رو که تو ضمیر ناخودآگاه ریشه دوونده و اکثرا تو دوران کودکی شکل گرفته و خود آگاه دسترسی بهش نداره و تقریبا به شکل عکس یا فیلم یا صدای مبهم یا خاطرات کم رنگ و ضعیف هست رو آگاهانه بیرون کشید و روشون کار کرد و از بین بردشون و باورهای قدرتمند و ثروت آفرین رو جایگزین کرد ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 3023 روز

    سلام استاد عزیزم خیلی خوشحالم که این امکان فراهم کردید تا ما بتونیم سوالاتمون از شما بپرسیم?

    سوال اول:استاد جان شما هنگامی که با تضادی برخورد میکنید اولین جمله که به ذهنتون میاد و در برابر اون تضاد با خودتون تکرار میکنید چیه؟

    سوال دوم:شما اگه آزمون کنکور و یا آزمون دیگه ای داشته باشین چه باور هایی برای درس خوندن دارین ؟چه مدت وقت میذارین برای مطالعه اون آزمون؟

    سوال سوم:اگر محصولی به اندازه تمام دارایی هاتون وجود داشته باشه و ارزشش رو هم داشته باشه آیا حاضرید اون تهیه کنید و باور هاتون دراین باره چیه؟؟

    سوال چهارم:استاد استاد اگه الان بیکار باشید و هیچ پولی نداشته باشین چه باوری برای ساخت شغل مورد نظرتون خواهید داشت؟چه باور هایی برای ورود پول فراوان در خودتون ایجاد میکنید؟

    برای از 0 شروع کردن آماده اید؟

    سوال پنجم:استاد عزیز همین الان باخداوند حرف بزنید دوس دارم بدونم استادم چطور دعا میکنه؟چطور با خداوند حرف میزنه ؟

    سوال ششم:فرض کنید الان عباس منش راننده تاکسی که تو بندرعباس زندگی میکنه روبروتون به نظرتون بهترین سوالاتی که ازتون میپرسه چیه؟بهشون جواب بدین

    سوال هفتم:استاد از بندر عباس تا آمریکا چند قاره فاصله است چه باوری در شما وجود داشت که این فاصله مکانی برای شما بدیهی شد؟؟؟

    سوال هشتم:استاد بهترین باورهابرای قرار گرفتن در مکانی مناسب و زمان مناسب کنار افراد مناسب چیه؟

    ممنووونم استاد خوبم

    و امیدوارم پاسخ سوالاتم به زودی دریافت کنم چون خیلی دوس دارم سوالاتم همشون از ته دلمه??????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سپیده نجفی گفته:
    مدت عضویت: 4305 روز

    سلام به استاد عزیز و گرامی

    1-چطوری قدرت لذت رسیدن به خواسته رو از رنج نرسیدن بالاتر ببریم .

    2-توی دوره عزت نفس میگیددر مورد ترس از موفقیت

    باورهایم رو تغییر دادم گام به گام مراحل تغییر این باور رو بگید . این باور خیلی ریشه داره .

    3- توی یکی از دوره هاتون میگید یکسری قوانین رو یاد گرفتم که سرعت پیشرفت در کسب و کارم بشدت بالا رفت از خدا میخوام این سرعت فزاینده رو کنترل کنه

    استاد این رو واضح و شفاف توصیح بدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیدرضا کلانتری گفته:
    مدت عضویت: 3206 روز

    سلام به استاد گرامی

    چند مورد سوال دارم که راهنمایی کنید.

    1- بنده شریک کاری دارم که عقایده ما با هم متفاوت هست و با هم نمیسازیم.در دوره آفرینش این مورد گفته شده بود با وجود سه سال تحمل شریک ما باورهایش مثل من نشد و جهان هم کاری نکرد که ما رو از هم جدا کنه ؟ ولی این تصمیم رو گرفتم که خودم شرکت رو رها کنم.

    2- به فردی علاقه دارم ولی اون فرد به من علاقه نداره از ذهنم خارج نمیشه با توجه به اینکه من اینقدر توجه بهش دارم آیا به سمت من هدایت میشه؟

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4299 روز

      چند مورد سوال دارم که راهنمایی کنید.

      1- بنده شریک کاری دارم که عقایده ما با هم متفاوت هست و با هم نمیسازیم.در دوره آفرینش این مورد گفته شده بود با وجود سه سال تحمل شریک ما باورهایش مثل من نشد و جهان هم کاری نکرد که ما رو از هم جدا کنه ؟ ولی این تصمیم رو گرفتم که خودم شرکت رو رها کنم.

      سلام دوست خوبم در دوره قانون آفرینش گفته شد که شما فقط باید رو خودت کار کنی … شما این کارو کردی؟ به نظرم شما یه کم رو باورت کار میکنی و منتظر میمونی که شریکت یه کم تغییر کنه …. من دیروز دو تا فایل گوش دادم پس امروز شریکم باید اندازه گوش دادن اون دو تا فایل حداقل دو تا تغییر کوچیک کوچیک بکنه …..؟!

      شما نوشتی با هم متفاوت هستید و با هم نمیسازید ….. به نظرم باید به نکات مثبت شریکت توجه کنی و رو خودت کار کنی و حست رو خوب نگه داری و از کارای شریکت به تضادش برسی و به این فکر کنی خب حالا من چه جور شریکی رومیخوام ؟ شاید به این نتیجه برسی که اصلا شریک نمیخوای …. ولی به نظر من اول با محیط اطرافت و با خودت به صلح برس ….. تو صلح بهتر تصمیم میگیری …… این طوری یا شریکت تغییر میکنه یا واقعا با آرامش دل تصمیم میگری اونو رها کنی …. اگه رو خودت کار کنی حتی اگه تصمیم به جدایی هم بگیری با آرامش دل هست … این تصمیمت با اطمینان هست نه شک و دو دلی ………..

      در نهایت هم اگه جدا بشی میتونه خیلی خوب باشه …. خودت کارو بار خودتو راه میندازی با باورهای خوبی که خودت ایجاد کردی ….. خودت تکی برای کسب و کارت تصمیم میگری … قدرت مانورت بیشتر میشه .. میتونی خلاقیت بیشتری به خرج بدی ….

      به نظرم زندگی رفتنه …. رفتن به جسمت جلو و تجربه کردن ….. انگار خدا با دستاش ما رو به سمت جلو هدایت میکنه و میگه برو بنده ی من برو تجربه کن … برو به سمت جلو …. برو لذت ببر …. برو …… برو جهان منو گسترش بده …..

      در مورد علاقه به فرد مورد نظر ……….. وقتی اون بهتون علاقه نداره و از ذهن شما هم خارج نمیشه …. شما بهش علاقه نداری بلکه بهش وابسته شدی…………. دوره ی عشق و مودت خیلی بهتون کمک میکنه ……… باید روی این باور که مهم ترین رابطه ی هر آدمی رابطه ی اون فرد با خداست کار کنید …………. میدونم سخته ولی چاره اش همینه ………. میدونم بعضی از داروها تلخه ولی چاره ش همینه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    محمدجواد رضایی گفته:
    مدت عضویت: 3433 روز

    سلام…امید وارم حال دل همه تون خوب باشه ….

    من داشتم امروزصبح خودمو با خدا هماهنگ می کردم …وبه خودم یاد اوری می کردم که همه چیو خدا ببینیم …چند دقیقه این کارو انجام دادم .دیدم ذهنم در میان این گفته ها داره توجهمو میبره به سمت دیگه ….راحت بگم .دیدم داره چرت وپرت می گه ِِ..ِ…

    با خودم گفتم چقدر تفاوته بین این دو ….

    من داشتم رو خودم کار می کردم ولی ذهن یک چیز دیگه می گفت …..

    .سوالم اینه ….

    استاد راهکار شما برای خاموش کردن نجوا های ذهن چیه؟

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      امیر خان گفته:
      مدت عضویت: 4086 روز

      سلام دوست عزیز

      1٫شما احتمالا تازه این کار رو داشتید انجام میدادید چون در مراحل اول ذهن خیلی مقاومت میکنیه شما سعی کنید زیاد انجام بدید.

      2٫تمرکزتونو بالا ببرید ، لازم نیس زیاد هزینه کنید میتونید از اینترنت چند مقاله مفید در مورد تمرکز بخونید و با تمرین های گفته شده تمرکزتونو بالا ببرید.

      3٫یکی از کارایی که خود من انجام میدم ، نوشتنه ، با این کار هم افکار منفی ، مزاحم و…. از یاد میره ، شما وقتی افکار منفی رو مینویسید در واقع دارید اونارو به کاغد انتقال میدید هیچ نگرانم نباشید اصلا جذب نمیشه و بعد از نوشتن ذهن خالی میشه و کم کم ارامش سرغ میاد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سید جواد مجیدی گفته:
      مدت عضویت: 3845 روز

      سلام

      البته من جسارت نمیکنم و باید خود استاد پاسخ بدن ولی:

      بنظرم تمرین در باره کنترل ذهنی مثل مدیتیشن میتونه کمک کننده باشه ، اولش سخته و طبیعی هم هست ولی یک یخه باید بشکنه

      به امید موفقیت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    فرید آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 3167 روز

    سلام بچه ها با ستاره هاتون کمک کنید جواب این سوالو از استاد بشنویم ممنون:

    استاد تو جهان بینی توحیدی گفتن یه زمانی به من این ایده اومد که یه شهرک بسازم و توش هم شرکت و هم محل زندگی بسازم و یه شرکت بزرگ اپلکیشن تجاری بسازم و مدتی روش کار کردم تا اینکه این الهام سراغم اومد که اینارو ول کن و فقط تو زمینه ای که الان کار میکنی (موفقیت)کار کن و محصول تولید کن و آموزش بده

    حالا سوال

    ١.آیا اون ایده اول ایجاد شرکت یک الهام حساب میشه؟

    اگه الهام بود که به نظر من بود چون الان استاد با این سطح از آگاهی کاری رو شروع میکنن که بهشون احساس خوب بده و خودشون هم گفتن مدتی رو این نظر کار میکردم خب سوالم اینه که آیا الهامی که میشه میتونه موقتی باشه؟

    آیا میتونه وسط راه الهامی بیاد که اون الهام قبلی بطور کل کنار گزاشته بشه؟ که اگر اینطور باشه مگه نمیگیم ایده ها والهامات که از طرف یک دانای کل (خدا) میشه بی عیب ونقص و کامله و مارو به خواستمون میرسونه پس اگه اینجوره چرا خدا که به همه چیز آگاهه چرا از اول اون ایده دوم به استاد الهام نکرد؟

    آیا ما هر کاری رو با احساس خوب انجام بدیم نتیجش مثبته!؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    سعیده سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2243 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته گرامی

    من راسیتش هر چی فکر کردم که چه سوالی ازتون بپرسم استاد دیدم که هیچ چیز به ذهنم نمی رسه چون شما اولا که تو هر زمینه ای یک دوره و محصول آمده کردید و کامل تو آن محصولتون در مورد همه چیز را کامل باز کردید و توضیح اشون دادید البته من خودم هنوز سعادت این را پیدا نکردم که از محصولات اتون استفاده کنم ولی زیاد از بچه ها شنیدم که چقدر از دوره هاتون راضی بودند و تعریف می کردند و دوما هم که ماشاالله خانم شایسته آنقدر تو بخش پاسخ به مسائل زندگی و راهکارها برای مسائل شما که واسه هر دوره ای هم به صورت جداگانه آماده و دسته بندی شده جواب تمامی سوالات بچه ها را به صورت کامل دادند که دیگه جای هیچ گونه سوالی را جا نگذاشته اید.

    اتفاقا همین دیشب بود که داشتم یکی از مقالات خانم شایسته را تو بخش پاسخ به مسائل می خواندم با وجود اینکه قبلا خونده بودم آن مقاله را گفتم خدایا خود این مقاله الان یک کتاب است و چه آگاهی های نابی را آنجا خانم شایسته بیان کردن و اتفاقا یکی از بچه ها هم زیر آن مقاله کامنت گذاشته بود که بچه ها قدر این مطالب با ارزش را بدانید و گفته بودش که چقدر استاد و خانم شایسته سخاوتمند هستند که به صورت رایگان این مقاله ها را در اختیار بچه ها قرار می دهند الان که دارم فکر می کنم می بینم واقعا آن دوست عزیزمون راست می گفت همین فایل های مصاحبه با استاد من خودم قبلا چندین دفعه گوششون دادم و واقعا خودش یک محصول کامله پس خیلی باید قدر این فایل ها را بیشتر بدانیم و سرسری از کنارشون رد نشویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    کیمیا گفته:
    مدت عضویت: 1136 روز

    به نام خدای بزرگ و مهربونم

    سلام استاد عزیز و دلبندم.چقدرررر خوشحااال و ذوق زده هستم از اینکه این فایل رو دیدم…

    چند شب پیش قبل از خواب داشتم به این فکر میکردم که چقدر دلم میخواد یک هفته در کنار استاد عباسمنش زندگی و همزیستی کنم.دلم میخواد از نزدیک ببینم استاد این همه اگاهی رو چطور توی زندگیش پیاده میکنه و چطور رفتار میکنه.

    انگار امروز خدا جواب فکر اونشبم رو داد و بهم گفت کیمیا برو فایلای مصاحبه با استاد رو نگاه کن و سعی کن از توی حرف های استاد نکات رفتاری و کاربردی برداشت کنی.

    استاد از توی همین فایل زیبای چهارده دقیقه ای یک صفحه نکته برداشت کردم و مو به مو یادداشتشون کردم تا چندین بار بخونم و بتونم ازشون توی زندگیم استفاده کنم.

    شما استاد اگاهی ها هستین، استاد توکل و توحید و ایمان.الهی همیشه سلامت و سعادتمند باشید و من بالاخره بتونم از نزدیم ببینمتون .

    مهم ترین نکته این فایل به نظر من اعتماد داشتن به خداست.گاهی وقتا من خیلی برای رسیدن به چیزی تلاش میکنم، به قول معروف دست و پای الکی میزنم و تهشم بی فایده میشه….اگر یاد بگیرم به جای اینکه بخوام تمام کار هارو خودم انجام بدم به خدا اعتماد کنم زندگیم از این رو به اون رو میشه.به نظرم اعتماد داشتن به خدا و هدایت هاش، آرامشی به قلب انسان میده که هیچ جوره میثر نیست :)

    .

    .

    .

    خلاصه که استاد جونم خیییییییییییییییلی دوست دارممممممممممم . مرسی که انقدر الگوی خفن و نایسی هستی و من دارمت ، تا ابد سپاسگزار خداوند وهاب هستم که منو با شما اشنا کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    انسیه زمانی مهر گفته:
    مدت عضویت: 994 روز

    سلام استاد مهربانم مربم بانوی شایسته من

    استاد عزیزم اگر بخواهم درباره قانون تکامل در زندگیم بگویم باید به قانون سلامتی اشاره

    استاد من واقعا دوست داشتم قانون سلامتی را داشته باشم چون خیلی دوست داشتم سالم باشم

    دوست داشتم مسیری را بدانم که کمتر عذا بخورم بیشتر انرژی داشته باسم و خواب کمتری داشته باشم

    برای این امر من یکی دوماه قبل از قانون سلامتی شروع کردم به حذف قند ویک وعده غذا روزانه ام

    عادت ناخونک زدم که خیلی زیاد در من بود با گرفتن روزهای متمادی کمتر کردم

    سعی کردم تا 40 ساعت غذا نخورم سعی کردم دیگر دخترم را به خاطر غذا خوردنش سرزنش نکم

    تعهد دادم وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم درباره این دوره با کسی صحبت نکنم

    استاد واقعا سعی کردم کلی مورد را در خودم اصلاح کنم

    والان که در دوره قانون سلامتی هستم پذیرش حرف های شما و عمل کردن به آن برای من آسان شده

    ودرباره نتایج پایداری که به خاطر قانون تکامل در زندگیم به ثبات رسیده است واقعا باید بگویم اوضاع خیلی بهتر شده اما هنوز به ثبات خیلی زیادی نرسیده است مثلا کاملا تکاملی با دخترم روابطم بهتر شده اما هنوز من دراین زمینه ثابت نشده ام

    خدایا شکرت که همه چیز را برای من آسان کرده ای

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    مهرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1757 روز

    با یاد و نام خدای بزرگ و مهربان

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    شروع دوره مهاجرت به مدار بالاتر (روز اول)

    دوست داشتم تجربه خودم از شرایط زندگیم و درک قانون رو که مرتبط با این فایل هست با شماها به اشتراک بذارم .

    اولین موضوعی که من متوجه شدم از صحبت های استاد اینه که “هیچ کس کامل نیست” ، این خیلی کمک میکنه به من که اشتباهات خودمو ببخشم و به خودم سخت نگیرم و حال خودمو بد نکنم (احساس بد = اتفاقات بد) ، اینو یه تجربه بدونم برای بزرگ شدنم و سعی کنم اشتباهمو تکرار نکنم و ازش درس بگیرم .

    موضوع دوم بحث توحید درعمل و سریعتر شدن سرعت رسیدن به خواسته هامون هست . دو سال پیش چند وقتی بود توی شغلی که هستم دوست داشتم پیشرفت کنم و ارتقا بگیرم ، ولی شرایط روتین مونده بود واسم و اتفاق خاصی نمی افتاد و ذهن منم واقعا راهی برای پیشرفت نمیدید ، همون موقع ها با استاد آشنا شده بودم و کم و بیش فایلها رو گوش میدادم “مخصوصا توحید عملی قسمت 5 ” . خلاصه گذشت تا یه روز یه اتفاق بد واسم افتاد و یه تهمت بمن زدن و منو به یه قسمت توی شرکت فرستادن که شرایط کاری اونجا خیلی سخت و یه جورایی از صفر شروع کردن بود . من اون لحظه که بهم گفتن باید بری یه شعر به ذهنم رسید که “رشته ای بر گردنم افکنده دوست # می کشد هر جا که خاطرخواه اوست” و صدای استاد توی ذهنم بود که این اتفاق بده همونیه که تورو به جاهای بهتر میرسونه . رفتن از جایی که 8 سال براش زحمت کشیده بودم به جایی که باید از صفر شروع میکردم با شرایط بد واسم خیلی سخت بود ولی باید میرفتم . خلاصه رفتم سر اون کار و شرایط هم بد بود و چاره ای هم نداشتم ولی یکار رو انجام دادم اینکه امیدوار بودم و حرف استاد که میگفتن “الخیر فی ما وقع” توی گوشم بود و من سعی میکردم حالم رو خوب نگه دارم و نجواهای شیطان هم این وسط بود . همکارها میومدن و میگفتن بذار با فلانی صحبت کنیم یا برو به فلانی بگو تا نجات پیدا کنی ، روتو بزن به فلانی و از این جور چیزها که من سعیمو میکردم که رومو نندازم به کسی و از همکارهامم خواهش میکردم از کسی راجع بمن چیزی درخواست نکنن برای جابجاییم . فایل توحید عملی رو خیلی گوش میدادم و اینکه فقط روی خدا حساب کنم و حتی روی خودمم حساب نکنم . اوضاع سختی بود (ومن سعی میکردم سخت نگیرمش) . با همین روال 2 ماه گذشت تا اینکه به صورت کاملا معجزه وار منو خودشون جابجا کردن و آوردن جایی که حتی توی خواب هم نمیدیدم و هنوزم برام یه معجزه حساب میشه و خودشون ارتقا هم بهم دادن و اتفاق های خوبی رو تجربه کردم و ….

    من فقط از خدا ارتقا خواسته بودم ولی اون هم ارتقا بهم داد ، هم فهموند به اونا که تهمتی بهم زدن بی اساس و دروغ بوده ، هم به جای بهتری منتقل شدم ، هم از لحاظ آدمهایی که کنارم هستن و هم از لحاظ پرستیژ شغلی و …..

    این یکی از نتیجه های من از توکل به خدا و توحید در عمل و سریعتر شدن رسیدن به خواسته هامون با توحید بود ، کاری که 8 سال خودم میخواستم انجامش بدمو و نمیتونستم ، خدا توی دوماه به بهترین شکل انجامش داد چون بهش توکل کردم و ازش خواستم .

    * با تغییر باورها نتیجه زندگی ما عوض میشه و آرام آرام محیط زندگیمون هم عوض میشه حتی آدم های اطرافمونم تغییر پیدا می کنن و اینو من تجربه کردم

    موضوع سوم بحث تکامل هستش ، بعد از انتقالم به جای بهتری که گفتم ، دوست داشتم شرایط طوری پیش بره که من زودتر اونجا هم پیشرفت کنم ، ولی کار جدید بود و منم شناختی ازش نداشتم . باید با فروشنده ها ارتباط میگرفتم ، نحوه ی تکمیل درخواست های خرید ، تهیه گزارش و کارهایی که باید انجام میشد تا یه خرید انجام بشه و اوایل به خودم سخت میگرفتم زودتر یادش بگیرم و نمیشد ، اشتباه میکردم توی کارم ، وقت زیادی باید سپری میکردم و …. من موضوع تکامل رو اونجا درک کردم که ببین درسته توی شرکت با تجربه ای و خیلی هم توانایی داری ولی اینکار جدید رو باید بذاری تا آروم آروم و پله پله یادش بگیری و انجامش بدی . موضوع تکامل یه قانون هست که نمیشه ازش فرار کرد و طی کردنش و لذت بردن ازش برای موفقیت لازمه .

    “تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل باورهامون هست و باورهامون حاصل افکارمونه و افکارمون حاصل ورودی های ذهن ماست”

    “از همون جایی که هستیم شروع کنیم به لذت بردن ”

    “نگاه منفی به هیچ موضوعی نداشته باشیم”

    در پناه خداوند مهربان شاد ، سالم و خوشبخت باشید

    براتون آرزوی سلامتی و شادی و خوشبختی دارم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: