مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 59 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













به نام آنکه زنده می کند و میمیراند
روز دوم سفرنامه با استاد عباسمنش :»»
یه حسی به استاد گفته که بیاد و این ویدیو رو بگیره و من چقدررر این حس می پرستم!
من چقدر عاشق این حسم!چقدر دوست دارم بیشتر با این حس رفیق شم،بیشتر باهاش یکی شم،انقد که به منم بگه فلان کارو بکن یا نه،میگه ها اما جا داره خیلی بهتر بشه،تا ابد جا داره ؛)
….
چقدر استاد به من خوب ثابت کرد که بابا صبا
«اونجوری که می خوای باش،حتی اگر استاد موفقیتی!»
«اونجوری که می خوای باش ،حتی اگر هزاران نفر تورو می شناسن»
«اونجوری که می خوای باش حتی اگر بقیه تورو تایید نکنم یا بکن»
استاد چقد خوب به من ثابت کرد که
بقیه رو بزار در کوزه آبشو بخور!
(این به معنی بی ارزش بودن یا نادیده گرفتن بقیه نیست)
استاد چقد خوب به من یاد داد که باید اونطوری زندگی کنی که به نظر خودت درسته حتی اگر اون خواسته یا عادت توی جامعه باب نباشه!
اونطوری باش که می خوای حتی اگه همه فک کنم کار تو اشتباه!
در یک کلام: به نظر بقیه در مورد خودت اهمیت نده و خودتو به خاطر دیگران عوض نکن!
چقدر این موضوع به صورت بنیادی درمن مشکل داره و من باید با یک جهاد اکبر خیلی خوب این مشکل رفعش کنم ؛))
…
اگ از کار کسی خوشم نیاد،سعی می کنم به نکات مثبتش تمرکز کنم
چقدر بازم باید روی این نکته کار کنم که
آقا جان اگ یکی یه کار کرد که خوشت نیومد،بیخیال شو،ول کن،بگذر،تمرکزتو بزار رو نکات مثبتش،حتی یزیدم یه سری نکات مثبت داشته دیگ از یزید بدتر نیستش که 😂😂😂
یادمه یه جا استاد می گفت :
ما خیلی راحت خودمون طبرعه می کنیم
می گیم اون موقع بچه بودم،عصبی یودم،خسته بودم و… اگ بقیه ام همینقدر راحت طبرعه کنیم که ۹۰درصد مشکلاتمون حل میشه!
…
استاد در مورد توحید صحبت کرد اما جمله ای که چشم منو گرفت این بود:
من یک جمله واسه خوشایند مخاطبان نگفتم،هرچی گفتم اونی بوده که فکر می کردم درسته!
حالا چرا این جمله چشممو گرفت؟چون من دارم کارمو تو اینستاگرام پیش میبرم و همش اون استاد میگه که:
باید با استوریات به مخاطبات حال بدی،اصلا عشق کنه استوری تورو ببینه!
اما من نمی خوام همه با استوریام عشق کنن،نمی خوام همه دوسم داشته باشن،نمی خوام همه بگن من خوبم و استوریام خوبه و….
من اصلا کاری به بقیه ندارم!
من باید اون چیزی که فکر می کنم درسته رو بزارم و جهان و خدا و این انرژی که طبق یک سیستم و روند کار می کنه انسان های هماهنگ با عقاید و کارهای منو وارد کسب و کارم می کنه!
اصلا کاری به بقیه ندارم که بقیه چیکار می کنن من متفاوت باشم یا به اصطلاح رقیبان چیکار می کنن یا مردمچی می خوان و…
اصلا مهم نیست اینا!مهم اون احساس منه!مهم اون فرکانس صداقت و راست بودن منه!
(هروقت باوری درسته،قلبم باهاش خیلی آروم میشه،خیلی فرکانس هام درست میشه،انگار حس می کنم قلبم باز میشه،حسم خوب میشه و این یه نشونه شده برای من که این باور درسته یا نه و این باوری که به مخاطب کار نداشته باش ، اون کاری که فک می کنی درسته انجام بده،واقعا باور درسته!)
…
استاد چقدررر خوب با گذشتش کنار اومده!
چقدر اصلا نیازی به جلب ترحم بقیه نداره!
خدایا،من چقد راه دارم که برم!چقدر باور هست که باید عوض کنم! حتما به همین دلیل این فایل شده نشانه روزم! خدا ترمز هامو بهم نشون داده!
شاید اگر من بودم و درمورد گذشتم صحبت می کردم،شاید حتی زورم میزدم که به زور گریه کنم و بقیه دلشون بسوزه بگن آخی،طفلکی،حیوونکی،چقد بدبخت بوده و….
اما استاد اصلا،خیلی سفت داره درمورد گذشتش صحبت می کنه و من میتونم درک کنم و حس کنم اون صلح با خود استادو
چقدر من جای کار دارم خدایا!
…
استاد توی خود ایران همچین رابطه ای داشته!
این بازهم به من ثابت میکنه درهرجای جهان می تونی اون چیزی که میخوای تجربه کنی حتی اگر عرف جامعه این نباشه!
در هر کشوری می توانی اون انسانی جذب کنی که باور های هماهنگ با تو داشته باشه حتی اگر از هر پنج نفر سه نفر با طرز زندگیت مخالف باشن!
هیچ مرزی و محدودیتی وجود ندارد و تمامی محدودیت هارو خودمون برای خودمون ایجاد می کنیم!
….
استاد چقدر تونسته توحید در خودش تقویت کنه که حتی بتونه از فرزندش بگذره!
من مادر نیستم اما میتونم این حسو درک کنم چون خودم عاشق بچم و عشق عجیبی به بچه ها دارم و واقعا سخته،واقعا این کار شجاعت میخواد،واقعا قدرت می خواد!
منم میخوام،میخوام مثل استادم باشم،میخوام منم توحیدی باشم،اصلا هدفم برای شروع این سفرنامه شخصیم همینه! امیدوارم منم به این توحیدی برسم :))
….
چقدر این موضوع زیباست که
هیچ نیمه گمشده ای وجود ندارد!!
ما انسان ها کامل آفریده شده ایم و اصلا نیازی به کس دیگه ای نداریم که کاملمون کنه یا بزرگ و عاقل شیم یا تغییرمون بده و….
از بچگی شنیدیم که می گفتن ازدواج کنه عاقل میشه بزرگ میشه میفهمه و تمام ازدواج هایی که به طلاق منجر شده ثابت میکنه اگ یکی تغییر کرده چون خودش خواسته،اگ یکی دیدش به دنیا تغییر کرده و عاقل و با فهم شده به خاطر تغییر دیدگاهش نه به خاطر ازدواج و این حرفا
…
خیلی وقتا ضربه هایی که می خوایم خیلی درد داره،واقعا سخته،شاید حتی تورو بشکنه اما یه توی جدید میسازه!
من این دردارو تجربه کردم،خیلی از بقیه خوردم،خیلیا ولم کردن،خیلیااذیتم کردن و بهم توهین کردن و….
اما تمام اونها منو بزرگ کرد،منو کرد صبایی که میتونه گلیمشو از آب بکشه،صبایی که جرات داره،شهامت داره،ایمان داره به خدا و هزاران هزار مزیت دیگه برای من اتفاق افتاد چون من خیریتشو دیدم!
تا دقیقه ۲۴:۳۰
ادامه دارد
به امید تعهدی شکست ناپذیر ؛))
…
سلام خدمت استاد عزیزم و تمامی خانواده ام. الهی بینهایت شکر بابت این همه نشانه و پیام الهی خداوند
دقیقا استاد من به فکر همچین ارتباطی بودم و تا حالا ندیده بود و نشنیده بود پیش خودم فک میکردم نکنه من دارم اشتباه میکنم. من دیشب بخاطر رابطه ای که داشتم که واقعا ایده الم نبود خیلی حالم بد بود و احساس ترد شدگی و تنهایی میکردم و تا نصف شب فقط فایلهای شما رو گوش میکردم. که امشب جواب سوالمو گرفتم الهی شکرت بابت این همه لطف رب
به نام خداوند جان
سلام دوستان عزیزم
سلام گرم به استاد عباسمنش عزیزم که بسیار این دیدگاه ها و عملگرایی شو تحسین میکنم
و امروز با این کلیپ فوق العاده چقدر بهم لذت داد و حرفاتون با قلبم یکی هست
میگی استاد این حس رو داشتی که بیای و این پیام رو بذازی آره درسته چون من اومدم دیدمش و باورم محکم تر شد و بهم کمک کرد و تو گوشی ریختم که گوش کنم
امروز که از سرکار میومدم خونه به این فکر میکردم که یه سالهایی بود که غذا نذاشتم یا خیلی غذای محدود ساده بود اونقدر که بدنم قوت نداشت و تحمل برداشتن حتی یک کیلو رو و چند متر راه رفتن نداشتم و عذاب بود برام.
اما امروز به لطف خدا بهترین غذاهای رو دارم میخورم انقدر که دیگه میل به خوردن ندارم
اره وقتی با خدا باشی از راحترین راه و اسانترین راه تو رو میبره و بهت حال میده
خداروشکر که خیلی سرم خورد به سنگ و شکست خیلی چیزها رو با وجود لمس کردم و از هر لحاظ باعث شده خیلی از مسائل رو راحت تر بپذیرم و درک میکنم و میپذیرم حرفای استاد رو، منی که انسانی بسیار سخت و مثل سنگ در تغییر بودم.
در مورد وابستگی:
من دیدم که خیلی بعضی پدر و مادرها به بچه هاشون وابسته هستن و نمیذارن بچه ها دست به کاری بزنن و متاسفانه از گریه و زاری و حرف های احساسی استفاده میکنن که اونا رو منصرف کن نسبت به کاری یا شغلی و غیره مثل خود من
یا بچه ها بسیار وابسته هستن به خانوادشون و نگاهشون به خانوادشون هست که یک کاری براشون بکنن.
یه خاطره جالب یادم اومد:
دوستم یه برادر داشت که آسم داشت و تو روستا زندگی میکرد و چندین گوسفند و بز داشت و زندگیشو وقف اینا کرده بود و بسیار شدید به این گوسفندا وابسته بود حتا با این که براش از هزینه زیاد داشت و ضرر داشت برای بیماری آسم و گرد و غبار.
، اتفاقی افتاد که به پول نیاز داشت و هیچی غیر گوسفند نداشت این انسان لجوج، اولش مقاومت شدید داشت و براش سخت بود که گوسفندارو بفروشه ولی اخرش برای پول مجبور شد از گوسفندا دست بکشه و گوسفندارو بفروشه و همین اتفاق به ظاهر ناخوشایند باعث شد بیکار بشه و چون نامزد داشت مجبور شد و رفت دنبال کار و بعد یه مدت یه کار خوب تو بیمارستان براش جور شد و رفت شهر بزرگ و مشغول کار شد.
کلا وابستگی به هر شکلی اسیب زننده هست و با این دید که من الان دارم، میگم همه فانی اند و خداوند باقی، خب رو ادم های فانی و محدود اصلا نمیشه حساب کرد
اینقدر بد خوردم چه از دوست و پدر و مادر و… که به این نتیجه رسیدم و بعد یه مدت از طریق اموزه های استاد به خدا رسیدم و وابستش شدم
اوایل کمی با این توحید اومدم جلو، دیدم چقدر حالم خوبه انگار با دو تا پا رو زمین راه میرم و چشام رو باز شده و حس ارامش و زندگی دارم، انگار قبلا تو خواب بودم و الان این انرژی منو شارژ داره میکنه و حس رضایت دارم
پس طرف حسابم دیگه با خداست، اینقدر روم تاثیر داره که بعد از یک عمر من پیداش کردم این سرچشمه رو در صورتی که بود من نمیدیدم. الان همه کس منه و میخوام تا موقع زندم باهاش باشم چون بدون خدا من نمیدونم کی ام
من یاد گرفتم رو خدا حساب باز کنم میدونم همه چی رو درست میکنه و نگران دیگه نیستم، ازادم چون اعتماد دارم چون این نیرو رو باور کردم چه بدهد و چه ندهد با داشتن خداوند کنارم راضیم.
من این رب رو میخوام
قبلا خیلی خیلی حرص میخوردم تو استرس و نگرانی بودم در مورد همه چی اما الان همه چی رو سپردم دست خودش و قلبا این بهم میگه همه چی ردیفه و من فقط هدایت رو باید دنبال کنم
( من نمیگم انسان توحیدی هستم، نه منم هنوز شرک دارم و 1٪ باور دارم ولی همین 1٪ داره کار را رو درست میکنه و حس خوب دارم و همیشه و هر روز باید ابیاری بشه و رو خودم کار کنم چه بسا هنوز خیلی ترس ها، باورهای اشتباه و…. دارم که باید با کمک رب بردارمشون)
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
این فایل نشانه امروز من بود ، در حالی این نشانه آمد که نجواهای ذهنی از صبح بهم میگفتند: تو این مدت که عضو سایتی چقدر پول بدست آوردی ول کن این سایت را ، برو تو اینستاگرام بچرخ و خودت را با آن سرگرم کن و خودت را عذاب نده تو اینستاگرام وقت زودتر میگذره چیزهای متنوع و جالبی داره
با نا امیدی آمدم تو سایت که یک حسی بهم گفت بزن روی نشانه امروز من ، خدایا شکرت که با من به وسیله استاد حرف میزنی واقعا آدم دیوانه میشود خدایی که میلیاردها کهکشان ساخته که کره زمین ما در برابر آنها مثل یک دانه ریگ در بیابانی بی انتهاست به انسانهایی که روی این دانه ریگ هستند جواب می دهد
خدایا یاری ام کن تا ایمانم را در عمل نشان دهم و هرگز تسلیم نشوم ، خدایا من از عمری که بیهوده آن را هدر دادم پشیمانم و نمیخواهم به روش آن روزها زندگی کنم ، خدایا اگر در قیامت بگویی من راه را به وسیله یکی از بندگانم بنام سید حسین عباسمنش به تو نشان دادم چرا در آن راه پایداری نکردی چه جوابی دارم که به تو بدهم و چه بهانه ای میتوانم بیاورم ، خدایا یاری کن که این راه را ادامه دهم حتی لنگ لنگان حتی سینه خیز
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
هیچ گاه از کسی بت نسازیم که اگر با باورهای ما متضاد بود تمام باورهای درست او را نیز زیر سوال ببریم. اصلا مهم نیست نظر دیگران راجع به سبک شخصی ما چیست همواره خود را همان گونه که هستیم نشان دهیم برخی افراد در مدار نامناسبی قرار داشته و فاصله ی فرکانسی بین آموزه ها و باورهایشان وجود دارد و برای همین باعث مقاومت سنگین ذهنی خواهد شد .
اگر مسئله ای یا شخصی ما را ناراحت می کند تنها باید تمرکز خود را از روی او برداریم. لازم نیست درباره ی آن ها صحبت کرده یا بر روی آن ها تمرکز کنیم.
استاد هیچ گاه روی هیچ چیز و هیچ کسی حساب نمی کنند این نگاه توحیدی که ایشان به زندگی دارند باعث شده ایشان نه تنها در روابط خود بلکه در تمام حوزه ها بهشت واقعی را تجربه کنند و به سعادت و خوشبختی برسند ایشان هیچ گاه برای خوشایند دیگران حرفی را بیان نمی کنند و به اصول و باورهای خود پایبند هستند. در دوران کودکی همیشه تنها و هیچ پشتیبانی نداشتند و این موضوع باعث شد تنها بر روی نیروی خداوند حساب کنند و همیشه از دوران کودکی رابطه ی توحیدی داشته باشند حتی با وجود عشق زیاد به فرزندشان نسبت به او رها بودند و توحید را برتر می دانستند و به او هم وابستگی نداشتند بسیاری از افراد که در کل زندگیشان به دیگران وابستگی دارند از طرف مقابل ضربه های بسیار محکمی خواهند خورد که شاید آن را در همان لحظه درک نکنند. ضربه هایی که در زندگی می خوریم باعث می شود رفتارها و باورهای خود را اصلاح کنیم. شریک گرفتن در کسب و کار نیز مصداق شرک بوده که اگر بر روی شریک حساب کنیم کسب و کار ما نیز به صورت کلی نابود خواهد شد. دیگران و تایید آن ها به هیچ وجه مهم نیست به خاطر مردم کاری را انجام دادن نیز باوری شرک آلود است تنها خداوند است که ما را به جایگاه های بالا می رساند و دیگران به هیچ وجه مهم نیستند.دلیل پیشرفت و موفقیت حساب نکردن بر روی هیچ عامل بیرونی و حساب کردن تنها بر روی خداوند است.بودن یا نبودن کسی نباید به هیچ وجه برای ما مهم باشد.رابطه ای که به شیوه ی درست و با عشق شکل بگیرد ادامه خواهد داشت . زمانی که دو نفر همیشه با هم درگیر باشند محیط مناسبی برای فرزند وجود نخواهد داشت و جدایی بسیار بهتر از زندگی به این شیوه است طلاق نیز مانند مرگ طبیعی است. همگی به یک اندازه به خداوند و هدایت های او دسترسی داریم و نباید نگران مشکلاتی باشیم که برای فرزندان پیش خواهد آمد .
اگر بخواهیم ببینیم فرکانس های درستی به جهان ارسال می کنیم یا نه باید به نتایج خود نگاه کنیم فرکانس های بد نتایج بدی را برای ما رقم خواهد زد استانداردهای خود را همیشه بالاتر از عموم جامعه قرار داده تا بتوانیم رشد و پیشرفت داشته باشیم.باورها همواره می تواند بهتر شود برای رسیدن به برخی باورها باید به خود زمان دهیم قانون تکامل را رعایت کنیم هر گونه تلاشی برای نگه داشتن افراد در زندگیمان شرک و بی ایمانی محسوب می شود.
زمانی که حرکت می کنیم و ایمان داریم اتفاقات هر روز بهتر و بهتر می شود. زمانی که باورهای ما درست و مناسب باشد به سمت اتفاقات خوب و با باورهای نادرست تنها به اتفاقات ناجالب هدایت خواهیم شد. افراد در مدارهای متفاوت نتایج متفاوتی خواهند گرفت. هیچ گاه نخواهیم کسی را قانع کرده و خودمان را به دیگران ثابت کنیم سبک زندگی خود را داشته و پایه ی زندگی خود را بر توحید بگذاریم .
رابطه ی درست بر مبنای لذت بردن در لحظه ی حال بنا شده نه به خاطر توقع و انتظار طرفین. خداوند چنین روابطی را برای کسانی که باورهای مناسب دارند و تنها بر روی قدرت خداوند حساب می کنند فراهم خواهد کرد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استادعزیز
روزشمار تحول زندگی من روز 157
تسلیم بودن در برابر خداوند رو دراین فایل دیدم و توضیحات اون رو شنیدم و فرق اون رو در برابر تسلیم شدن در برابر مشکلات دونستم یعنی وقتی در زندگی و کار و جاهای دیگه مشکلی پیش می آید با توکل و ایمان و به چالش کشیدن اون مسئله بتونم اون رو حل کنم و تسلیم اون مسئله نشم بلکه تسلیم خداوند بشم و از اون بخام که من رو به سمت حل این مشکل و مسئله هدایت کنه و به قول استاد با رفتن کسی و با از دست دادن چیزی نسبت به اون مسئله باج ندیم و مشکل رو تحمل نکنیم بلکه با توکل و ایمان و تسلیم خدا بودن اون رو حل کنیم تا قویتر بشیم و نعمتهای بیشتری از حل اون مسئله دریافت کنیم.
خداروشکر میکنم که در این مسیر هستم.
درپناه ایزد یکتا باشید.
بنام الله،تنها خالق و مالک جهان
سلام سلام سلام
استاد عزیزم نشانه روزانه ام منو به این فایل هدایت کرد،هنوز فایل رو ندیدم داره دانلود میشه
فردا میبینمش
ولی از متن نوشته شده و چندین تا کامنت ی چیزای نابی دستگیرم شد
استاد
عجب جمله خفنی توی متن فایل بود
ی لحظه مکث کردم و بارها خوندمش
و چقدررررر آروم شدم
این باور معلومه که با روح من هماهنگه وگرنه اینقدر ارامش نمیداد
جملات طلایی اینه؛
« این باور توحیدی که “فقط روی خدا حساب باز کنم و فقط به او وابسته باشم”، مرا قادر ساخته، تا با وجود داشتن رابطه ای عاشقانه و زیبا، نه تنها ذره ای به آن وابسته نباشم بلکه هرگز نگران تمام شدنش نیز نباشم.»
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم
هرگز نگران تمام شدنش نباشم…
حالا چرا؟؟
چون «خداوند همییییشه هست،منبع عشق خداونده و او همیشه هست پس هیچوقت نگران تموم شدنش نیستم،خداوند بی انتها دست داره برای عشق ورزیدن به من،همونجور که خودش گفته وصطنعتک لنفسی،من تورو برای خودم آفریدم،خداوند برای عشق ورزی به ما خییییلی مشتاقه،خداوند خیلی دوستمون داره و خیلی عاشقمونه،عشق خداوند بسیار ناب و شیرین و همه چی درسته،بی قید و شرط دوستمون داره،با هر دین و مذهبی که باشیم،با هر رنگ پوست و قدی،ثروتمند باشیم یا فقیر،تحصیلکرده باشیم یا بی سواد و و و ،عشق خداوند ذره ای به ما کم نمیشه،ولی ی شرطی داره میفرماید به یاد من باشید تا به یاد شما باشم،الهی قربونت برم خدای من،خیییلی دوستت دارم،من نگران تموم شدن هیچی نیستم»
استاد عزیزم،مریم جان شایسته ام
سپاسگزارم
چقد خوندن متن کمبود رو دور کرد از ذهنم
که مریم خانم
نگران تموم شدن هیچی نباش
چون اصلا هیچی تموم نمیشه که بخوای نگران باشی
لا خوف علیهم و لاهم یحزنون
ثروت تموم ناشدنیه
نترس
عشق تموم ناشدنیه
نترس
رحمت خداوند تموم ناشدنیه
نترس
ایده های ثروت آفرین تموم ناشدنیه
نترس
فرصت های ثروتمند شدن تموم ناشدنیه
نترس
فرصت های ارتباط فوق العاده با مرد رویاییت تموم ناشدنیه
نترس
آدم های فوق العاده و همه چی درست برای ازدواج با تو تموم ناشدنیه
نترس
مکان های دیدنی دنیا که هرر روز بری و بگردی و حال کنی تموم ناشدنیه
نترس
موقعیت های ثروت سازی تموم ناشدنیه
نترس
از همه چیزهای خوب بی انتها،بی انتهاااا وجود داره
چون منبع همشون خداونده
و خداوند سیطره مالکیتش همه جا رو در بر گرفته
هیچ حد و مرزی نداره
خداوند نامحدوده
خداوند بی انتهاست
خداوند بی انتها میتونه عشق بده
خداوند بی انتها میتونه ثروت بده
خداوند بی انتها میتونه خوشبختی و سعادت بده
خداوند بی انتها میتونه ایده های خوب بده
از همه چیز آگاهه
همه چیز رو میدونه
بر همه چیز تواناییه
هر کاریو توانایی انجامشو داره
خدایا شکرت که من به منبع بی انتهای تو وصل هستم
به لطف و رحمت تو اکنون هیچ ترس و نگرانی ندارم
چون تو با من هستی
من در حضور تو خوشبخت هستم.
بنام آفریدگارجهان هستی
سلام استاد گرامی وخانم شایسته زحمتکش
سلام به تمام دوستان همفرکانسی وهم مدارم
خدایاشکرت،،حدایاشکرت،،
بازهم امروز رابمن فرصتی دیگر دادی تابتوانم درمسیری که هستم بتوانم باتوجه به قوانین جهان هستی همانطوری عمل کنم که لایق هستم
توحیدی عمل کردن را دوست دارم
این فایل هم اون چیزی که ازش تونستم درک کنم وبفهممش نکته مهمش درمورد توحید ویکتاپرستی است
نیست بجز خدای یکتا خدایی وشریک قائل نمیشوم برای پروردگارم
من سالها نتوانستم درک کنم یکتا پرستی را وبااینکه خداوند را میپرستیدم وعبادت میکردم به روشهای مختلف اما تمامآ ازروی درماندگی وزجربود وبا حال خرابی خدارا صدامیکردم
همیشه درحال نالیدن والتماس بودم
وتصورم این بود که خداوندی که من درارتباطم شخصی است که بالاخره وقتی من پاک شوم ازگناه کردن خودشو بهم نشان میدهد وبه همین خاطر سالها خودم راقربانی کردم واحساس گناه رادرونم پرورش دادم وبامظلوم نشان دادن خودم ظالمهایی رابرای خودم بوجود آوردم واینها باعث این شده بود که باتلاقی برای خودم درست کنم وخودم رادرآن فرو ببرم وهرچقدر بیشتر دست وپامیزدم برای نجات خودم لیشتر فرو میرفتم
وجالب اینجاست که باتلاقی وجود نداشت وندارد ونخواهد داشت وهمش توهم وباورهای مخرب خودم بود
خداوندی که چقدر رحمن ورحیم است
خداوندی که همه چیزم است
خداوندی که هوالاول وهوالاخر است
خداوندی که قوانین بدون تغییرش داره دقیقتر از ساعت کارمیکنه
خداوندی که سیستمی نهاده که مارو درجهان به تموم خواسته هامون نزدیک بکنه
فقط باید درک کرد
کلیدرا داده به دستم کلید ورود به جهان هستی
دیگر ترسی درزندگی ام وجود نداره
دیگه بجز پروردگارم هیچگونه وابستگیی وحود نخواهدداشت
زندگی بدور از تمام فرعیات وحاشیه ها
تمرکز صددرصدی روی قوانین جهان هستی
وخودسازی وخودشناسی
بدور از شرک
بدنبال یادگیری هرروز بیشتر سیستم خداوند
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،
من هم اکنون که 2ساله باآموزشهای استادم دارم روی خودم کارمیکنم بلطف پروردگارم دست آوردهای خوبی بدست آوردم وآرامش را از خداوند هدیه گرفتم وتمام آدمهای زندگیم حذف شدند وتنها هستم ومهاجرت کردم وتنها کسی که درارتباطم وهم فرکانسیم عزیزدلم هستند که ایشان
هم درمسیرالهی قراردارند وبدون هیچگونه وابستگی باهم در ارتباط هستیم
والان هم ازهم دور هستیم من ترکیه وایشون جزیره کیش هستندوباهم درارتباطیم
وهردو حالمون بسیار عالی است
وخداوند را سپاسگذارم که من راهدایت کردبه بهترینها
براتون آرزوی بهترینهارو دارم وخوشبختی وبدور ازحاشیه هاباشید وبهشت لایقتون باشه
استادعزیزم وم یم بانودوستتان دارم وسپاسگذارتونم
سلام به استادعزیز
من از وقتی فهمیدم که خود را به منبع وصل کنم همه چی تغییر کرد و الان که دارم مینویسم آرامشی در من هست که با هیچی عوض نمیکنم و به رب خودم گفتم من میشینم رو شانه هایت هر جا که خواستی مرا هدایت کن و من از اون بالا منظره زیبایی و ایمان .توکل .توحید .آرامش همه اینها و در یک پکیج فوقع العاده وی آی پی دارم و از مسیر لذت میبرم .
خدایا من در همه مراحل زندگیم حس میکنت و آنقدر باور دارم که به هیچ کس در هر حالتی باج ندهم و فقط در مسیر الهامات و هدایت رب باشم
خدایا از این همه آرامش و آسایش سپاسگذارم .
و الان خیلی قشنگ میتوانم بگم آخخخخخیییشششش خدا قربونت برم که در خودم از خودم به خودم نگاه میکنم .
ایشالله همه در این مسیر الهی لذت ببریم و هیچ چیز جلو داره شما عزیزان نیست با توکل به رب
تشکر میکنم از این سایت خداوند بزرگ و استاد عزیز
باج ندادن
امروز داداشم یه جمله گفت تو گوشم زنگ خورد
گفت که “من نمیخوام پول بدست بیارم من میخوام به خواسته هام برسم..پول خودش میفته دنبال من
این دوتا جمله داخل کامنتهای همین فایل برام زنگ ، جاهایی که من جسارت به خرج دادم ، باج ندادم و گفتم میخوام به خواسته هام برسم که پول بیافته دنبال من
اولین جایی که من این مدل جسارت رو به خرج دادم به این امید که خدا هست و کمک میکنه
دقیقا 5 سال پیش بود که تصمیم گرفتم رشته ی دانشگاهیم رو ادامه ندم و تمرکزمو بزارم روی علاقم
بعد از 5 سال من واقعا بینهایت راضیم از این تصمیمم و بله من به خیلی از خواسته هام رسیدم و نسبت به 5 سال پیشم واقعا پول افتاده دنبال من
به پدر مادر فامیل و هیچ کسی باج ندادم ، میترسیدم از اینکه کلی پشت سرم حرف بزنن بد و بیراه بگن بخوان نصحیت کنن که کردن ، ولی باز کاری که فکر میکردم درسته رو انجام دادم
الان نتیجش کاملا مشخصه من با عشق دارم زندگی میکنم و ثروتمند تر شدم ، اما همون آدمی که 5 سال پیش اومد منو نصیحت کرد ، زندگی بسیار بسیار سختتر و زجرآورتری داره الان نسبت به 5 سال پیش
یک تجربه ی دیگه از باج ندادن و اینکه من میخوام پول دنبالم بیافته
دو سال پیش وقتی با اینکه کارمو عالی انجام میدادم به خاطر دلایل نامعلوم و بدون اینکه بهم حتی بگن و صحبتی داشته باشم اخراج شدم از کارم ، اون لحظه که این موضوعو فهمیدم به دو تا صاحب کارم زنگ زدم و پیام دادم ولی خب تا فهمیدم جواب نمیدن ، فهمیدم که اکی پس مثل یک نیرویی که از قبل داشتن اخراج شدم
همون لحظه گفتم آهان ساراااا تو میخواستی کارت راحتتر باشه درآمدتم بیشتر باشه ، محل کارت نزدیک تر باشه و مدت زمان کارتم کمتر باشه ، این جواب خواستته ، نسشتم نوشتم چیا میخوام و حال خودمو عالی کردم خودمو بستم به فایلها و انجام کار مورد علاقم
من هی به رییسم زنگ نزدم ، باج ندادم که فلانی فقط تو به من کار میدی و فقط تو به من حقوق میدی و الان که اخراجم کردی من بدبخت شدم
من حتی یکدونه زنگ و یکدونه پیام دیگه ندادم
بعد از دوسال اتفاقی داخل یکی از گالریهایی که رفته بودیم رییسمو دیدم ، چون تلفن نیرویی که اخراج میشه رو کلن جواب نمیدن
کلن بلد نبودن به طرف زبانی بگن که تو رو دیگه نمیخوایم ، بعد از جواب ندادن تماس و حذف کردن از گروهشون تو باید به زبون بی زبونی این موضوع رو بفهمی ، و اینکه من حضوری ایشونو بعد از دوسال دیدم برام عجیب بود
یکی از همکارهامم اونجا بود دقیقا و وقتی احوال پرسی کردم در مورد خودش و بقیه ی همکارام اونا همچنان درگیر مسائل اون شغل بودن
من چی؟ من تو کار مورد علاقم بودم ، داشتم عشق میکردم و داشتم پول میساختم
ولی اونا با کلی کار فیزیکی در زمان زیاد ، توی کاری که فقط به خاطر پول انجامش میدادن همچنان مونده بودن و همچنان شاکی بودن از اینکه حقوقش کمه و فایده نداره
حتی منم دعوت به کار کردن که من گفتم من. به کارای بیزینس خودم برسم خیلی هنر کردم و اصلا تایم ندارم
(من حتی این لحظه رو تجسم کرده بودم که این اتفاق میافته:)
جای دیگه ای که باج ندادم و گفتم خواستم اینه و در مسیر خواستم سعی کردم قدم بردارم ، باز همون دو سال پیش بود
چند ماه بعد از این جریانی که بالا گفتم ، من قرار دادم توی کار بعدی تموم شد و هدایت ها اومد که الان وقتشه تو تمرکزی بری از علاقت همین مبالغ رو بسازی
من به ترسام باج ندادم که میگفتن اگه دوباره شروع کردی و پول نساختی چی؟
اگه بدبخت شدی چی؟
هی میگفتم نه فلان نشانه و فلان نشانه اومده یعنی من بسمه و باید برم کار مورد علاقمو تمرکزی تر شروع کنم
نه فلان افراد اومدن و درسته کاری که از من خریدن پول پستشو دادن و ریالی به خودم نرسید ولی همینام قبلن نبود من میتونم مشتری جذب کنم
استارت زدم و تقریبا 6 7 ماه بعد از صفر به 6 ملیون رسیدم
رفتم تو مسیر خواستم و پول افتاد دنبالم و باج ندادم به ترسام گفتم خدا هست میگه چیکار کنم
6 7 ماه بعدی به قول استاد منم خسته شده بودم از این شاخه ی کارم ، با اینکه کاری بود که به شدت به خلاقیت نیاز داشت ولی اون میزان از خلاقیت واقعا برام کم بود و من یک کار چالشی تر میخواستم
خود خدام کمک کرد تو این مسیر ، هدایتم کرد ، قدم ها رو گفت بهم
سفارش کمتر به سمتم فرستاد که باعث شد من بتونم تمرکز کنم و کارای خلاقانه و چالشی تری انجام بدم
اون زمان من باج ندادم به این ترسم که بیا دیدی گفتم اون پول ساختنا موقتیه و قطع میشه
باج ندادم به اینکه سارا تو فقط از این مدل سفارش گرفتن پول میسازی چون این مدل طرفدار زیاد داره
مدلی که تا 6 7 ماه پیشش اتفاقا اصلا طرفدار خاصی نداشت ، من تغییر کردم که طرفدارهاش منو پیدا کردن
من باج ندادم به این ترسم که تو ایران ملت هنر سرشون نمیشه ، پول برای هنر نمیدن ، حالا اگر سفارشی باشه یه چیزی ولی کسی کار آماده نمیخره
من با اینکه این ترسا رو داشتم حرکت کردم و نتایج دوباره یواش یواش اومدن در حدی که الان من 4 ماهه هر اثر جدیدی خلق کردم فروش رفته ، حتی یکدونه از جدیدترین کارهامم الان پیشم نیستن
چی شد که این اتفاق افتاد؟
من گوش کردم به قدمهایی که ته دلم میدونستم باید بردارم
قدم هایی که هدایتی بودن همشون
الان چه طوری شده وضعیتم نسبت به سال گذشته که سفارش میگرفتم؟
من تو مسیر خواستم حرکت کردم ، به ترسای خودم باج ندادم ، به هدایت ها عمل کردم و باز مسیر خیلی خیلی خیلی دلخواه تری رو دارم توی کار مورد علاقم انجام میدم و پول میسازم
توی این شاخه ی کاری نسبت به سال پیش که هیچ اتفاقی برام نمیافتاد دقیقا پول افتاده دنبالم
آیات هدایت:
نساء:26
خدا میخواهد تا برای شما بیان کند و شما را به سنّتهای پیشینیان تان هدایت نماید و بر شما برگردد و خداوند بس دانای حکیم است.
داخل ایات قبلی خداوند داشت یه سری اصول ازدواج رو برای افراد توضیح میداده که برطبق اون ها پیش برن
نساء:88
پس چرا درباره منافقان دو گروه شدهاید؟ حال آنکه خدا آنها را به خاطر دستاوردشان واژگونه کرده است . آیا میخواهید کسی را که خدا به گمراهی سپرده هدایت کنید؟ و آن را که خدا در گمراهی رها کرده، هرگز راهی برای او نخواهی یافت.
یک موضوع مهمی که خدام داره میگه و استادم بارها گفته اینه که لازم نیست ما کسی رو هدایت کنیم ، خود خدام داره میگه من اگر در گمراهی رهاش کرده باشم حتی یک راهم برای هدایت این فرد به سمت راه درست پیدا نمیشه
نساء:115
و هرکس پس از آنکه هدایت برای او آشکار شد، با رسول به مخالفت برخیزد و جز راه مؤمنین را در پیش گیرد، او را به ولایت کسی که به او پناه برده واگذاریم و به دوزخش درآوریم که چه بد سرانجامی است.
به کس دیگه ای توکل کنی ، از هدایت خدا بهره مند نمیشی
مثل مثالهایی که اون بالا زدم ، من تو هر کدوم از اون موقعیت ها فقط با این ایمان که خدا هست و بهم میگه چیکار کنم پیش رفتم و نتایج بهتر اومدن