مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
سوالات:
- چرا با اینکه روی عزت نفس ام کار کردم و آن را رشد داده ام، بعد از مدتی متوجه می شوم دوباره به حالت نامناسب قبلی ام برگشته ام؟
- قدرتمندکننده ترین باوری که به شما در زمینه موفقیت مالی کمک کرده، چه باوری بوده است؟
- چگونه پاشنه های آشیل خود را بشناسم و روی بهبود آنها کار کنم؟ ( منظور از پاشنه آشیل، نقطه ضعف شخصیتی است که بیشترین ضربه ها از آن نقطه به زندگی ما وارد می شود)
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- رشد شخصیت = سرمایه گذاری بر ” تقویت نقاط قوت ” + ” اصلاح نقاط ضعف شخصیتی “
- نقاط ضعف شخصیتی، اجازه بهره برداری از نقاط قوت مهارتی را نمی دهند بنابراین قدم اول برای رشد، رشد شخصیت از طریق بهبود نقاط ضعف شخصیتی است؛
- در فرایند بهبود توانایی ها (مهارت ها)، اولویت همواره تمرکز بر نقاط قوت و تقویت آنهاست، اما درباره نقاط ضعف شخصیتی، باید بدانیم تا وقتی یک سری نقاط ضعف شخصیتی را حل نکنیم، نمی توانیم از نقاط قوت خود بهره برداری کنیم؛
- چند راه کار ساده اما موثر برای ایجاد و پرورش عزت نفس؛
- چرا بهبود عزت نفس یک فرایند دائمی است؟
- پیش نیازهای ساختن موفقیت مالی؛
- چگونه از مهارت هایم پول بسازم؛
- شناسایی پاشنه های آشیل و فرایند بهبود آنها؛
- در هر جنبه ای از زندگی، بیشترین تحول در زندگی شما از ” کار کردن روی پاشنه های آشیل ” شروع می شود. پاشنه آشیل یعنی نقاطی که ذهن شما برای تغییر در آن نقاط، بیشترین مقاومت را دارد و ذهن شما بیشترین ضربه ها را از طریق آن نقاط به زندگی شما وارد می کند؛
- چرا با اینکه مهارت های زیادی دارم، اما نمی توانم از آنها پول بسازم؟ اولین قدم برای پول ساختن از مهارت هایم را از کجا و چگونه بردارم؟
- حذف ترمزهای ذهنی که مانع ثروت ساختن از مهارت هایت شده است؛
- به یاد آوردن دستاوردها و موفقیت ها عزت نفس را تغذیه می کند؛
تمرین:
یک دفترچه کوچک که حمل آن آسان باشد و برای شما همواره در دسترس باشد، تهیه کن. این دفتر را اختصاص بده به ” لیست پیشرفت های من”. می توانی از اپلیکیشن های موبایل خود که به این منظور طراحی شده اند نیز به جای دفترچه استفاده کنی. سپس هر پیشرفتی -هر چقدر کوچک- را که در هر زمینه ای کسب می کنی، در این دفترچه یادداشت کن. سعی کن هر چند وقت یک بار این لیست را مرور کنی.
تهیه “دفترچه دستاوردهای من” و مرور هر چند وقت یکبار لیست دستاوردهایت در این دفترچه، خودباوری درونی شما را مرتبا تغذیه می کند، عزت نفس شما را رشد میدهد، باور به امکان پذیر بودن را مرتباً در ذهن شما تقویت می کند و به این ترتیب شما را آماده ی قدم برداشتن در مسیر تحقق خواسته ی بعدی می کند؛
منابع کامل درباره آگاهی های این فایل: دوره روانشناسی ثروت 1
دوره روانشناسی ثروت 1، استاد رسیدن به خودشناسی است. خودشناسی از طریق باورهای بنیادینی که دلیل اصلی رفتارها، عکس العمل ها، ترس ها و نگرانی های ما نه تنها درباره موضوعات مالی بلکه درباره تمامیت زندگی است. تنها راه تغییر شرایط مالی، تغییر این رفتارها و عکس العمل هاست و تنها راه تغییر رفتار، ایجاد تغییر در ریشه یعنی در باورهاست. هر کدام از ما به واسطه ی گذشته ی خود و محیطی که در آن بزرگ شده ایم، باورهای متفاوتی درباره ثروت داریم. به همین میزان هم پاشنه های آشیل ما درباره ثروت و موفقیت مالی، با هم متفاوت است.
به عنوان مثال، پاشینه آشیل یک فرد در مبحث موفقیت مالی، احساس لیاقت داشتن درباره ثروت است. اما برای یک فرد دیگر، مهم ترین مانع در برابر موفقیت مالی، باورهای مذهبی و شرک آلودی است که در ذهن او معنویت و ثروت را در مقابل هم قرار داده است. خداوند و ثروت را در مقابل هم قرار داده است و به این شکل ترمزهای در ذهن فرد درست شده که مانع رسیدن به موفقیت مالی است.
بر این مبنا، آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1، برای هر دانشجو به صورت منحصر به فرد و شخصی عمل می کند. یعنی این دوره به دانشجو کمک می کند تا با به شناخت رسیدن از باورهایش درباره ثروت، در قدم اول، باور محدود کننده ای را در ذهن خود بشناسد که در حال ایجاد بیشترین تخریب در وضعیت مالی اوست و پاشنه آشیل او محسوب می شود. باوری که حتی کوچکترین بهبود در آن نقطه، بیشترین تأثیر مثبت را می تواند در وضعیت مالی فرد ایجاد کند. سپس در ادامه جلسات دوره، به کمک منطق های قوی، فرایند تغییرات آن باور در ذهن فرد شروع می شود و به همین منوال هم وضعیت مالی فرد شروع به بهبود می کند.
مطالعه محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿2﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿6﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿7﴾
……
سلام و درود خدا به فایل ارزشمند الهیم…
به فایلی که زره زره وجودمه برای سعادتمندی دنیا و اخرتم…
………………………………….
من به لطف الهی و عمل به قوانین الهی و ورودم به این بهشت…
اینقدر لطف خدا شامل حالم شد….که همه رو لطف توحید و یکتاپرستی میبینم!!!
و این عطش توحید و یکتاپرستی..مرا “هر لحظه به ان سوی، مرزها برد.
مرزهایی که جز حال و احساس خوب نبود..
…..
دستاوردهایی که طی این سه سال 200 خورده ایی از روز بدست اوردم…
به اندازه 100 سال به خلق زندگیم در تمامی جنبه های زندگیم”کمک کرد…
هر چقدر از دستاوردهام در تمامی جنبه های زندگیم بگم کم گفتم…
1….درک توحید و یکتاپرستی
2..درک شرک و یکتاپرستی
3..درک خودشناسی و خداشناسی
4.درک خودشناسی و پیدا کردن پاشنهام بصورت تکاملی و قدم به قدم..
5..بعد درک خودشناسی و شخصیت سازی و نابود کردن شیطان درونم.
6…دریافت الهامات از طرف خداوند اینم بصورت رندوم
7..درک انسانیتم و پیدا کردن خودم برای بهتر شدن خلق زندگیم
8…قدمهای تکاملی برای غلبه بر ترس و محکم کاری شخصیتم برای قدمهای خاستهام.
9.دریافت الهامات و رشد شخصیت و رشد مهارت بیزنسم
10.هدایت شدم به بیزنسی که سالها آرزوشو داشتم.به یه چیز ساده و راحت از میان قلمبه سُلمبهایی که گذشته توسط افراد حوزه موفقعیت در رشته کاریم باور کرده بودم..
و من هدایت شدم به ریزترین نقطعه از ان…و کار کردن روی مهارتم و پیشرفت در این زمینه بصورت ورژنی جدید و به روز دنیا..برای افرادی که علاقمند با این نمونه کار هستنند…
از زیباییهای بیزنسم بگم!!!من همیشه،”از آغاز ورودم به این رشته که دقیقا سال 85.86.این حدودا…اغاز به فعالیت کردم…
هندزم قبلترش ولی الان حضور ذهن ندارم..
همیشه دویتداشتم از رشته کاریم که طراحی و دوخت هست..
متفاوتر از بقیه کار کنم..از او زمان تا سال 94…که لیسانس این رشته رو گرفتم در عرصه های مختلف کار کردم…
برای ارگانهای دولتی.برای شخصی و هر نحوه ایی که دلت بخاد کار کردم..به این دلیل که عاشق کار افرینی بودم..
همیشه دوستداشتم برای خودم کار کنم.
و یه حرکت خیلی خوبی زدم.و شروعش کردم.ولی اون نتیجه ایی که میخاستم نرسیدم.
تا اینکه تضادها توی روند کاریم پیش اومد و هدایت شدم .به این بهشت.
جون همیشه میگفتم خدایا هدایتم کن.من دوستدارم یچیزی رو خلق کنم اونم سریع و اسان و راحت باشه..
دوستدارم توی این زمینه که اکثرا یه مدل کاری رو انجام میدن..دوری کنم.
الان شما دوست عزیزم که این مقاله رو میخونید..
از بکگراند یه خیاط…فقط اینو میبینید که یه لباس براتون در حوزه های مختلف بدوزن…
چیزی که من همیشه بهش نفرت داشتم..به این دلیل که کاراییش برام سخت بود..
و ناگفته نمونه من همیشه خودمو بالا میدیدم.میگفتم من باید یچیزی رو بوجود بیارم.
هدایت شدم به دوخت سرویس خواب…خیلی موفق بودم.بازم چون اون مسیر مستری و دوزنده بود بازم “یسری تضادی بهش برمیخوردم..
دوستداشتم کارافرینی کنم تولید کنم..
و دیگر زمینه ایی که انشالله دوستدارم در اینده ادامش بدم.بحث فریلنسر هست..کار طراحی..ولی فعلا قدم به قدم پیش میرم..
لطف خداوند این مسیر بهم الهام شد.از طریق اموزشی که در زمان و مکان مناسب همون دم دمهای وردم به سایت بهش هدایت شدم..تونستم یه ورژن جدیدی از الگو برداری در تمام زمینها رو از صفر مطلق شروع کنم.
دقیقا بیین یکسال و خرده ایی طول کشید..
و من قدم به قدم طبق الهامات به مسیر الگو برداری و دوخت دستکشهای زنانه هدایت شدم و شروع کردم به دوخت..یجاهایی پارچه خیلی از بیین رفت.دیگه آغاز مسیر بود اونم بخاطر کمالگراییم…و دوباره کاریهام.
و قدم به قدم همونجور طبق الهامات خداوند پیش رفتم..
و کار دستکش الهامیم با شخصیتم رسد کرد..یجاهایی الهام میشد که باید بری خودتو پروجکت کنی توی مغازه های مختلف..
من از همین پروجکت تونستم به مبلغ چند تومن فروش کنم باهاش دوره بینظیر عزت نفس رو بخرم..
و بازم در کنارش قوی شدنم در شخصیت…
چقدر دنیایی از شخصیت الهی گونه ام برام بولد شد..
چه دریافتهایی ..
ثانیه هاش برام صفحه ها نوشتن داره…
و طبق الهامات پیش رفتن..
هدایت شدن به غلبه بر ترسها..در سایتهای مختلف…و نحوه عکسبرداری و شرح نویسی راجع بکارم..
دقیقا پلن به پلن من رشد کردم..
تا اینکه مهارت من از صفر مطلق که هیچ سایز بندی و شکلی نداشت بدون الگوبرداری صحیح طبق دستها .،”با سایزهای مختلف..
و بعد از طی کردن این روند.هدایت شدم به سه تا سایز با 6 ورژن..با بسته بتدی راحت و سریع و کارا!!!
و همه کارها طبق اصول انجام شد…
11..هدایت به باورهای درونی .که من سالها با همین باور داشتم بیل میزدم توی زمین سنگی سخت..یکار بی فایده.اونم بخاطر این باور سیمانی بود..
که اینروزا دارم براش قدمهای تکاملی بر میدارم…
اونم با هدایت الله بود..از طریق زبان شخص نزدیکم.
(کار کردن سخته!)یا برای پول ساختن من باید زجر بکشم..با سختی به پول و ثروت میرسم.
اینم بخاطر باوری که افراد نزدیکمو دقت میکنم میبینم این باور خیلی نقطعه سنج خودم و افراد نزدیکم بوده..
اونا دارن مول میسازن ولی سختی میکشن..خیلی بخودشون زجر میدن..
و این باورم خیلی در درون بازم فرد نزدیکم پدرم زیاده.همیشه از:سختی پول دراوردن میگه!!
و من به عینا نحوه زندگیشو دیدم به کجا ختم شد..کلا کارش:ملحق شد.
جوری که کاملا روش قبلنشو گذاشت کنار و هر چی رو داشت جمع کرد.
چون باور داشت مول بسختی در میاد.مشتریایی که داشت کم کم از بیین رفتن..و هر مشتری هم میومد ازش:.”خرید میکرد باید قرضی میورد.اونم طی چند ماه پرداخت ..علنی هیچ سودی طبق روند بازار براش نداشت..
و یسری اتفاقات بعداش براش:پیش اومد..
من قلنون رو توی این فرد نزدیکم که مدرمه دیدم.
چون باور داره پول به سختی بدست میاد..
همیشه براش میدوید..دیدم منم دارم همین باور رو در درونم بولدتر میکنم.
بولد بود ..ولی هر روز زیادتر میشد..
و ناگفته نمونه..همیشه من بخاطر پول دراوردن سخت.باید با مشتری بحث میکردم.بعداشم با هزار منّت بهم پول میداد.
با وجودیکه کارم بسیار تمییزو زیبا بود.
ولی بخاطر این نوع تفکر همیشه هشتم گرو نهم بود…
و طبق کار کردن روی قانون فهمیدم هنوز این ورژن از سختی کار در درونمه..
هدایت شدم به ایه زیبای مدثر…دیدم خداوند از خاستهاش برای من میگه..
که من مال و ثروت بزرگی برات میخام..فقط یادت باشه از:قانون بنفع خودت استفاده کنی…
و همین ادامه دادنها و کار کردن و بیاد اوردن ابن روند تکاملی در بیزنسم باعث شد احساسم خوب بشه…
عزت نفسی پیدا کنم..عزت نفسی که میگه…ان مع العسر یسرا..
استاد در فایل اول عزت نفس میگه…
حرکت کردن و حل کردن مسائل..و این حل مسائل باعث میشه خداوند قدم به قدم شما هدایت بشید..
من بهمچنین ورژنی رسیدم!!!..که منم کارمو با همین کتگوری که باور توحیدی هست ..کارمو پیش ببرم.و این مسئله خیلی مهم که من همیشه باهاش:مشکل داشتم!!!که اونم نحوه فروشمه رو بزارم کنار…
که نخاد خودم مسیر ذهنی گذشتمو پیش ببرم ..و این مسیر رو با قدرت توحید پیش ببرم..
جاهایی که روی ذهنم فکر کردم..ضربه خوردم..
ولی جاهایی که توحید بهم کمک کرده باعث شده این مسیر رو با بهترین باور پیش ببرم..
و من با هدایت الله دارم این مسیر تکاملی فروشمو از این دستکش الهی “گونه ام!به سمت بهترین مسیر هدایت میکنم.
چون همه چیز باورای توحیدیه..
باورای توحید تو رو تسلیم مسیر میکنه.که با عقل و ذهنت…روش سرپوش بزاری..
و با کمک توحید و یکتاپرستی بقیه مسیر رو پیش ببری..
12….در نهایت باورای توحیدی و منتظر هدایتهای الهی برای قدمهای تکاملی و رسیدن به نتیجه مالی..و مسیر خداشناسی بیشتر برای راحت انجام شدن کارها..
انشالله این دستاوردهاکه بیش از نوشتهام هست،”رو همیشه “به خودم گوشزد کنم..
و یادم باشه دلیل دستاوردام چی بوده!!
دستاوردهایی که هر روز داره بسمت خوشبختی و سعادتمتدی بیشتر هدایت میکند…
در نهایت سپاسگزار خداوندم می باشم..که در مسیر خودشناسیم قرار داد که با خودشناسی به درجه در صلح رسیدن بخودم هدایت بشم..و بتونم زندگی خوبی رو در تمامی جنبه ها برای خودم بسازم..
همه چیز منم..و خدای منه….و من با کمک این نگرش عالی میتونم هر لحظه ایی از اینده ام..که بما کسبت ایدیهم..هست رو برای خودم رقم بزنم..
در نهایت سپاسگزار این بهشتم می باشم.که هر لحظه حال درون ذهنمیو دگرگون میکنه برای نتایج بالاترو احسن تر..
خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
بنام خداوند بخشنده مهربان ..
بنام خدای درونی که هر لحظه ما را بسوی پله های ترقی هدایت میکند…
….
این فایل بازم مرور من بر روی جلسه دوم عزت نفس بود….
دیدم چقدر عزت نفس میتونه توی جابجای زندگیمون تاثیر گزار باشه..
من اول مهرماه امسال به لطف خدا و هدایتهاش.از همون حرفه ،”الهیم..تونستم این دوره بینظیر رو خرید کنم..
.این دوره مثل بمب تو زندگیم ترکید..هر چقدر این فایل رو نگاه کردم دیدم هنوز درک نمیکنم تا جلسه سوم پیش رفتم دیدم نمیتونم…
تصمیم گرفتم بدون عجله و آرام ارام بازم برگردم به فایل اول..بیش از چند بار نگاش:کردم هم بصورت تصویری و هم بصورت صوتی…
هر سری یچیزی درونمو بولد کرد…و با کار کردن لیرزی…بهبود شخصیتم پرواز گرفت.و کسبکار هدایتیم قدم به قدم پیش رفت..
وای وای چه کِرمهایی زیر اون باورهای ذهنیم پیدا کردم.چه حرکتهایی …
و به لطف خداوند…هم شخصیتم رشد کرد و هم مسیر بیزنسیم..رشدهایی که سالها من تو خوابم نمیدیدمشون..بخدا…..
استاد من تشنه این صحبتهاییم بعضی موقعها ذهنم هنگ میکنه چکار کنه.از بس تو درونم پر از:شور شعفه….
در کنار عملکرد….همون اعتماد بنفس که من طبق الهاماتم قدم برداشتم…ولی ضعفهای شخصیتیم هنوز بودن.و کم کم در کنارش اونم درست شد…
و هر سری نوع خوراکم..منظور باورامه ..هر سری با تعقییر مدارم چاشنیش متفاوتر میشد…
فقط:سعی میکردم عمل کنم به تمرینات…هر جا میترسیدم میفتادم تو دلش…
هر جا ذهنم جامیموند و حرکت نمیکردم..همونجا رگ غیریتیم در برابر نجوای شیطانی گل میکرد میفتاد وسط…
چند شب پیش هدایت شدم به قبرستان.من اصلا تجربه توی قبر دیدن رو نداشتم.
منیکه روز میترسیدم.با وجود اینکه شلوغم بود…
من تنها و تنها بدون نبود کسی تونستم برای چندمین بار ولی با ورژن بالاتری یبار دیگه غلبه بر ترس کنم..
خداوند بهم گفت باید قدم برداری یبار دیگه همون قسمت ترست بری…
و بازم به لطف خودش اینبار متفاوتر انجامش دادم..
تمام جاهایی که شیطان میگفت نرو یه بلایی بسرت میاد رفتم..من بسیار نقطعه ضعف داشتما…
و خیلی نقطعه ضعفهای دیگه..
من یه ادمیم خیلی زود واکنشی میشدم به یسری رفتارها…
و با تمرین سخت به لطف خدا از حالت غر غر کردن بیام بیرون و اگه هم یچیزی روی مخمه ..نادیدش:بگیرم.
ضعف دیگه.بسیار ادم عجولی بودم الله اکبر..یادمه قبلنا برای یه ارگان دولتی کار میکردم.اینقدر زنگ میزدم .یادمم میاد خندم میگیره…
خیلی پلاچ میشدم به چیزی که جز دردسر نبود..بخاطر همین شرایط خداوند پامو شکوند ..و یبارم از پشت سر یه تصادف بسیار فجیعی کردم..
.
و بهمین خاطر همیشه توی دردسر میفتادم…
میدونی چی بود…خداوند از طریق نشانها بهم میگفت اینکارهایی که تو انجام میدی فقط:داری خودتو عصبانی میکنی….نکن اینکار رو….و مدام بهم نشون میداد…
ولی من میخاستم به پلاچ شدن اونو انجام بدم.و هر بار یه توگُوشی محکمی از جهان میخوردم..
.و میدونم
این رگ عجله داشتن.که مخصوصا چند هفته پیش که داشتم طبق الهام این مسیر رو پیش:میرفتم.
اونجا خسته شدم و حالم بد شد..اونجا بازم پی بردم ای دل قافل بازم این کتگوری رو توی وجودم دارم…
و نقطعه ضعفهای خیلی زیادی داشتم…. و بسیار منو عصبی میکرد و هیچ پیشرفتی نداشتم.
واقعا این ضعف شخصیتی همه چیزه…
من قدرت نه گفتن از کاری که دوستنداشتم رو نداشتم..
یفردی بازم برای چندمین بار بهم پیشنهاد داد..با احترام بهش گفتم دیگه من اینکار رو انجام نمیدم….
من یه ضعف دیگم نسبت به شخص:نزدیکم خیلی حساب روش باز میکردم.هر چی پول داشتم میگفتم بدم به این شخص که بهم سود بده…
که هم سودمو داشته باشم و هم پولم..
و بخاطر اون سود کلانی که سالها منتظرش:بودم ..من از ثروتمند شدن خودم دور شده بودم…و خیلی،؛ تحت قربانی از طرف ایشون شده بودم..
و همین باعث شده بود.این شخص روم شیرک بشه..
.به لطف خداوند هدویت اومد..و من این سود رو کاملا بخشیدم…و حتی همین رفتار رو نسبت به یه دوستی داشتم..
و ایشون مقدترش هر چند ماه اینم خیلی کم….و هر بار یه نشتی برای من ایجاد میکرد…
و من به لطف خدا اینم از خودم دور کردم.
بهش گفتم کاملا این موضوع رو ختم کن..من حقیقتا نمیخام که دیگه برام کار کنی..
و من بسیار تو بحث روابط:نقطعه ضفهای زیادی داشتم.خیلی زیاد ناگفتنیه…
طی تکامل همه و همه رو مثل بتهای ابراهیمی شکوندم..و راحت شدم.
و طی این روند قدمهای هدایتیم و الهامیم رشد کرد..و من بیزنسی تولید کردم که همجوره اسان و راحت و پرفروش هست انشالله …
میخام بگم همه چیز من از رفع پاشنهام بود…من با دیدن این فایل فورا نقطعه ضفهامو نوشتم…و تمرین بعدی استاد رو شروع کردم …و یه دفترچه توی یادداشتها نوشتم..
تمرین من!…دستاورد من در روز!.بر فرض امروز پنج شنبه هست…
چقدر باورهای من نسبت مسیرم قوی شد…
چقدر نشانه های عالی از خداوند دریافت کردم..
خداوند توی فایل عزت نفس 2 بهم یاداوری نمود…
که فقط روی خدای خودم کار کنم.روی هیچکسی حساب باز نکنم..
و همین تکه از حرف استاد خیلی خیلی حرقه بزرگی رو توی ذهنم برانگیخته کرد..
میدونی چجوریه!؟ بعضی موقع یچیزی از:قانون درک میکنی..
وقتی توی نقطعه عملگرایی از اون حرف قرار میگیری بیشتر درکش میکنی.و بعد اون مخفیکاریهای ذهنو بیشتر درک میکنی…
مثل بیزنس الهامی من…من نمونه کارمو طبق هدایت الله بجایی بزرگ فرستادم…و ذهنم داشت بهم میگفت کجا این فروشگاه میاد کار تو رو قبول کنه..و مدام نجوای ناامیدی میداد…
و من با درک این فایل …فهمیدم ذهنم داره روی این شخص روی این کتگوری حساب باز میکنه…
میخام بگم این باورهای ضعیف،”همجوره میتونه به ما اسیب بزنه…
و همین یاداوری این تمرین …دستکرد من..شروع کردم به نوشتنش دیدم چقدر من از درون رشد کردم چقدر کاری که تولید کردم همجوره رشد مهارتی و رشد شخصیتی داشته…
میخام بگم ذهن کارش:همینه…چه هزاران نتیجه بهش:نشون بدی…و خوب که متقاعد شد..و یه اتفاقی پیش:بیاد میاد همون از کاه.کوه میسازه..
و من اینروزا سعی کردم .بتونم خیلی قوی روش کار کنم.و بتونم متقاعدش کنم که در مسیر درست ،”گام برداره…
و ما با تمرینات مختلف با باورهای هر روز جدید میتونیم ..هماهنگیهای لازم با فرکانسهای عالی به جهانمو تقدیم کنیم..
چون کل کار ما در روز همین درک نجواها و همون باورها بسمت مسیر درست هست…
و امان از یه لحظه غفلت…
که میتونه همجوره ما رو گمراه کند…
فقط:از خداوند هدایت میخام.همین امروز که شروع کردم از دستاوردهای روزانه ام بنویسم شور و شوقم نسبت بکار کردن روی خودم قوی تر شده..
انشالله بتونم این تمرینات رو هر لحظه ثبت کنم..تا بتوانم این نعمت الهی رو بنفع خودم رقم بزنیم..
کل کار من …کنترل باورهامه…و کنترل زندگیمه …
و بتونیم بنفع خودم تمامش کنم..
خدایا در پایان صحبتم در این فایل مهاجرت…
فقط ازت هدایت میخام که همیشه در پناهت باشم…
و همیشه گوش بفرمایت باشم ….