مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدامین سهرابی گفته:
    مدت عضویت: 2993 روز

    سلام به همه اعضای خانواده م

    انشاءالله که در پاه الله یکتا شاد و سلامت و پیروز و ثروتمند هستید

    بذارید از تجربه خودم تو ایم قسمت بگم که بی نهایت این قسمت پراز اگاهی هست. وقتی مریم خانم شایسته عزیز تو دوره کشف قوانین زندگی از استاد پرسیدند که بچه ها همیشه می پرسند که شغل مورد علاقه مون چطوری پیدا کنیم؟ گفتم خدایا شکرت که مریم خانم هستن و شدن دست خداوند برای پرسیدن سوالات ما از استاد. من خودم بارها و بارها این سوال پرسیده بودم که چطوری بدونم به چی علاقه دارم؟ ولی به هیچ راهکاری نرسیده بودم تا اینکه تو قسمت راهکار برای مسائل شما باز هم این سوال دیدم با اینکه استاد تو دوره کشف قوانین به این سوال پاسخ دادند من درکش نکرده بودم ولی وقتی مطالب از قلم مریم خانم خوندم کمی بیشتر درک کردم و بازهم اون چیزی که میخوام پیدا نکردم ولی بازم خوندمش یکمی بیشتر درکش کردم بازهم خوندمش یکی بیشتر درک کردم تا اینکه فهمیدم باید حرکت کنم و باعث شد حرکت کنم از هدایت خداوند هم کمک خواستم که دیگه شد نور علی نور. بچه ها این بخش دریابید واقعا که فوق العاده است خدایا شکرت که مریم خانم عزیز دل همه ما شد دستی از دستان خداوند برای ارائه این همه اگاهی. خدایا شکرت و سپاسگذارت هستم بخاطر این همه نعمت و آگاهی

    مریم خانم دعا می کنم برات در پناه الله یکتا همیشه تو زندگی بخندی و لبخند رو لبات باشه. راستی یه ایده به ذهنم اومد اگه ممکنه یه بخش هم راه بندازید از تجربیاتتون وقتی با استاد هستید و استاد داره به مسائلی که برخورد میکنه و چطوری باهاشون رفتار میکنه تقریبا مثل همین سفر به دور امریکا ولی از قلم خودتون مثل نحوه دوشیدن شیر آهویی زمانی که به استاد گفتید شما نمی تونید شیر اون بدوشید و …. هزاران داستان دیگه. اگه به صورت متنی باشه عالیه اخه ما عاشق مطالعه هستیم ولی دیگه مثل استاد هرکتابی رو نمیخونیم دوست داریم کتاب هایی به قلم شما رو بخونیم. دوستون دارم

    برای همه اعضای خانواده م دعا میکنم در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت و ثروتمند باشید

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      سید اصغر باغبان گفته:
      مدت عضویت: 2406 روز

      محمد امین عزیز درود بر شما/چه پیشنهاد فوق العاده ای دادی برای اینکه خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی مسایل و چالش هایی رو که استاد بهشون برمیخوره‌ رو بنویسن چون به نظرم خیلی ملموس تر میشه مثل این میمونه که ادم یه مسیر رو معرفی کنه و بعدش بگه اینجای مسیر این کوه زیباست من رفتم خیلی منظره قشنگی داره یه جای دیگه یه مغازه خیلی خوب هست که غذای خوشمزه ای داره/مثال زدن از تضادهایی که استاد باهاشون برخورد میکنه دقیقا مثل همین نشونی دادن های کوچیک میمونه برای من/در پناه خداوند پر از هدایت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    منیژه مطهر گفته:
    مدت عضویت: 2841 روز

    سلام

    باز هم خداوند رو سپاسگزارم که من و به این مسیر فوق العاده هدایت کرد

    که بتونم یکی از بهترین لحظات زندگیم و تجربه کنم با اموزشهای استاد و شنیدن این فایل ها

    دوستان منم خواستم در تایید صحتهای قسمت آخر فایل بگم دقیقا منم این تجربه رو بعد از کار بر روی دوره روانشناسی ثروت یک احساس کردم

    دقیقا یه دوره خودشناسی هست و تو این دوره بود که فهمیدم چرا حضرت علی اینقدر به خودشناسی اهمیت می داد و مقدمه خداشناسی و خودشناسی می دونست

    و باید اعتراف کنم که من تمام باورهای ذهن ففیر رو داشتم و بعضی ها رو خیلی قوی داشتم و کلا تو این دوره بود که خیلی خیلی بهتر از گذشته خودم و شناختم و البته که هنوز دارم رو خودم کار می کنم و هر بار ه کار می کنم انگار این ذهن دوباره شخم می خوره و باز علف های هرزه دیگری که می بینم که به قول استاد اگه بپرسین ازم که این و قبلا شنیدی قسم می خورم که هرگز نشنیدم

    و البته که نتایج نسبتا خوبی گرفتم و توکل به خداوند مهربان می خوام اینقدر کار کنم تا نتایج مورد دلخواهم و بدست بیارم و بیام تو کامنتهای دوره برا دوستان بنویسم

    استاد بی نهایت ازتون سپاسگزارم

    خوش و سلامت در کنار مریم عزیزم باشید ان شاالله 😘😘😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  3. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2788 روز

    مصاحبه با استاد قسمت 23

    به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم

    با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار

    خدا رو شکر که این فایل درست در زمانی که من نیاز داشتم به ی سری یادآوری ها روی سایت قرار گرفت

    امروز صبح طبق روال هر روز اومدم سایت رو چک کردم ببینم جلسه ی هفتم دوره سلامتی اومده یا نه که دیدم ی فایل جدید اومده .اول فکر کردم از سری مصاحبه های قبلیه اما عدد 23 رو که دیدم یادم اومد که اونا 23 تا نبودن .با خودم گفتم حتما اون چیزیه که من امروز بهش نیاز دارم و دقیقا هم همین بود.

    الان سومین باریه که دارم این فایل رو گوش میدم و دوست دارم بازم گوشش بدم چون دقیقا خداوند با این فایل بهم گفت که چکار باید بکنم مخصوصا در حوزه عزت نفس

    اول از همه چیز تبریک میگم و تحسین میکنم شما عزیزان رو به خاطر اندام زیبایی که ساختین برای خودتون که آدم با دیدنتون احساس جوانی و شادابی و سرزندگی میکنه .درست استاد شما همیشه گفتین این فرکانس آدم هاست که مهمه اما زمانی که این فرکانسه از ی اندام زیبا ساطع میشه تاثیرگزاریش رو چند برابر میکنه

    چقدر با این اندام همین لوکیشن داخل ماشین هم با وجود شما دوتا زیباتر شده .

    چقدر همه چیز باشکوه تر شده

    چقدر تاثیرگزاری بیشتر شده

    یادمه استاد شما قبل از اینکه این اندام زیبا رو برای خودتون درست کنین وقتی پشت رول می نشستین چقدر بدنتون افتاده بود ولی الان چقدر صافتر و زیباتر شده

    باز هم یادمه که همیشه تیشرت های سایز بزرگ میپوشیدین و سایز شکمتون اجاره نمیداد که تیشرت هاتون رو بزنین زیر شلوارتون ولی الان چقدر راحت این کار رو میکنین و تازه کمربند هم زدیدن

    آدم با دیدن شما احساس جوانی بهش دست میده قشنگ 20 سال جوونتر شدین

    میدونین یاد چه آیه ای از قرآن افتادم ؟

    اون جایی که خداوند خودش رو تحسین میکنه و میگه :

    فتبارک الله احسن الخالقین

    و اینجاست که با دیدن این مسیر البته تکاملی که شما طی کردین دارم میبینم که انسان که مخلوق خداونده هم میتونه به جایی برسه که اندام خودش رو اونجوری بسازه که بشه احسن الخالقین

    و این برای من هم امید بخش و انگیزاننده اس که من هم میتونم همین جوری ی اندام زیبا برای خودم بسازم

    در مورد مریم جان هم من نمیدونم ایشون چند سالشونه اما اینقدر ماشا الله جوون نشون میدن که انگار ی دختر بیست ساله هستن و این هم برای منی که تقریبا هم شکل و اندازه مریم جان هستم این نوید رو میده که میتونم خیلی جوان بشم

    اولین موضوعه که مطرح میشه موضوع سوال مفید و خوبه که داره بهم اون صحبت های شما رو یادآوری میکنه که همیشه سوالهای خوب رو از خودم یا دیگران بپرسم سوالهایی که به رشد و پیشرفت من کمک میکنه نه سوالی که دونستن جوابش هیچ کمکی به من نمی کنه و این اولین پیام این فایله

    صحبت از فایل های مصاحبه با استاد شد و به یادآوردم که من این مسیر زیبایی رو که توش هستم با فایل های رایگانی مثل اینها شروع کردم و بارها وباها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم هر چند اون موقعی این درکی که الان دارم ازشون رو نداشتم اما همین ها سنگ بنای بودن در این مسیر رو برای من رقم زد

    ی نکته ی دیگه ای که توی صحبت های ابتدایی فایل بود این جمله بود که استاد گفتن من سوال ها رو نخوندم و فقط از خداوند خواستم که جواب سوالات رو به من الهام کنه .اینجا هم یاد صحبت های استاد افتادم که گفتن زمانی که این مسیر رو تازه شروع کرده بودن بهشون گفتهشد که نگران جواب سوالاتی که ازشون میشه نباشن چون در زمان مناسب بهشون گفته میشه و وقتی ایشون اعتماد کردن به خداوند سوالاتی که روی سن ازشون پرسدیه میشد رو براحتی جواب میدادن و بعد از ادامه دادن این اعتماد و موحد بودن و طی کردن تکامل الان به حایی رسیدن که هر سوالی که ازشون پرسیده بشه میتونن جواب بدن و این پیام تسلیم و سرسپردگی در برابر رب رو داره برای من یادآوری میکنه که تسلیم باشم و همه چیز رو بسپرم به احد یکتا

    و اما سوالات مطرح شده :

    1.دوره قانون سلامتی :

    دوست عزیزم هر کسی که فایل های معرفی دوره رو بخونه حتما پی مبره که این دوره برای چه کسی مناسبه .

    چقدر استاد شما با صبر و حوصله راهنمایی میکنین بچه ها رو و همچنین توضحات مفیدی که مریم جان دادن دیگه حجت رو تمام کرد

    خود من وقتی این سوال پرسیده شد با خودم گفتم خوب دوست عزیزم برو فایل های معرفی رو گوش بده حتما متوجه میشی

    این که دیگه پرسیدن نداره .بعد به خودم یادآوری کردم که حتی برای پاسخ دادن ی همچین سوالی هم باید صبور بود و درست برخورد کرد مثل استاد و مریم جان

    خدا رو شکر که من با دیدن قسمت اول این معرفی ها فهمیدم با توجه به نشانه هایی که دارم حتما باید این دوره تهیه کنم و خدار رو شکر در مدار تهیه اش بودم و الان جز همسفران این دوره هستم و خیلی نتیجه گرفتم از همین اوایل دوره که توی کامنت هام نوشتم .ولی یکی از نتایجی که بهش اشاره نکردم و امروز متوجهش شدم اینه که من همیشه دوس داشتم صبح ها زود بیدار بشم و یکم ورزش کنم و انرژی زیادی توی طول روز داشته باشم و رها بشم از خواب آلودگی های توی طول روز و امروز فهمیدم که من به این نتیجه رسیدم امروز صبح من ساعت 7 صبح همونجوری که دیشب از خدای خودم خواسته بودم که سر این ساعت بیدارم کنه بیدارم کرد و من تمرین ستاره قطبیم رو نوشتم و پیاده رویم رو انجام دادم توی ی هوای خیلی خنک بهاری و از اون موقع تا الان که 6 ساعت میگذاره من کاملا سرحال و پر انرژی هستم و الان دو ساعتی میشه که مشغول گوش دادن این فایل و کامنت نوشتن هستم

    2. عزت نفس :

    خدا رو شکر که من توی مدار خریدن این دوره بودم و بارها وبارها دارم گوش میدم این دوره رو و خیلی نسبت به قبل بهتر شدم در زمینه عزت نفس اما بقول استاد ی سری مسایل باعث میشه که که این اعتماد به نفس و عزت نفس تحت تاثیر قرار بگیره که برای من مسایل مالی یکی از همین مسایله که اتفاقا چند روزی بود که حس و حالم رو بد کرده بود حتی امروز صح هم ی کم حالم گرفته بود به خاطر این موضوع که خدا رو شکر با گوش دادن به فایل های صوتی چند دقیقه ای که از کپشن های فایل های توحید عملی برای خودم درست کردم تونستم ذهنم رو کنترل کنم .این پاشنه آشیل یکی از سخت ترین پاشنه آشیل هاست برا من در زمینه مالی و برای همین هم نیازه که بیشتر روی این زمینه کار کنم

    پششنهاد استاد برای تقویت عزت نفس :

    1. بالا بردن مهارت ها توی حوزه ای که بهش علاقه داریم

    2. تهیه دفتر موفقیت ها یا بهتر بگیم پیشرفت ها

    3. بهتر کردن روابطمون با دیگران

    4. ساختن عضله : استاد جان من بیصبرانه منتظر جلسه عضله سازی هستم . من کلا آدمی هستم که بدن سفتی دارم و از وقتی که دوره سلامتی رو شروع کردم حدودا 5 کیلو کم کردم و همین باعث شده بدنم ی کم شل بشه که میدونم به خاطر دفع مایعات نامناسبه و همین باعث شده مورد انتقاد اطرافیان قرار بگیرم که بدنت شل شده و از این حرفا و خیلی سعی کردن من رو منصرف کنن اما من خدا رو شکر تسلیم نشدم و دارم ادامه میدم و واسه همین منتظر جلسات عضله سازی هستم

    5. خداوند و اتفاقات زندگی ما :

    کار خداوند فقط هدایت کردن ما به مسیریه که انتخاب میکنیم خداوند اتفاقات رو برای ما رقم نمیزنه ما خودمون هستیم که اتفاقات رو رقم میزنیم با افکار و فرکانس هامون و شاهد این موضوع :

    آیه هایی که توشون از عبارت های بما کسبت ایدیهم ، بما قدموا انفسهم، بما کانوا یعملون و …….

    وقتی ما داریم روی خودمون کار میکنیم هر اتفاقی که می افته الخیر فی ما وقعه

    سپاسگزارم استاد و مریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
    • -
      رویا مهاجرسلطانی گفته:
      مدت عضویت: 2492 روز

      سلام نسرین جان چقدر خوشحال شدم که در این قسمت کامنت گذاشتی و عکس زیباتو میبینم .‌ چقدر سایت مون پیشرفته شده و کلا پس زمینه و فورمتش عالی شده وقتی عکس بچه ها

      رو میبینیم کلی کانکت میشیم و فرکانس خوب و مثبت رو دریافت میکنیم .. البته من هر کاری میکنم نمی تونم عکس پروفایلمو بذارم یعنی از ووردپرس شروع میکنم با فیلتر شکن ولی تا قسمت عکس دیگه جلوتر نمیره .. نمیدنم شاید فیلتر شکنم ضعیفع و یا شاید مراحل رو درست طی نمی کنم .. خیلی دوست داشتم منو راهنمایی میکردی ممنون میشم..

      چقدر این کامنتت زیبا بود و چقدر با جزییات خوبی مطرح کردی .. در یک قسمت چقدر استاد مون رو قشنگ توضیح دادی اینکه گفتی ..

      اون جایی که خداوند خودش رو تحسین میکنه و میگه :

      فتبارک الله احسن الخالقین👌

      دیگه اینکه بهت تبریک میگم که دوره ی قانون سلامتی رو تهیه کردی و روی جسم و ذهنت کار میکنی و از اینکه صبحها ساعت هفت با خودت قرار گذاشتی تحسینت میکنم و پیاده روی و رسیدگی به باورهات

      👌 چقدر جای تبریک و تحسین داره که وزن تون هم کم شده چقدر خوبع که در این مدار هدایت شدید ..👌👌👌💐

      دیگر نکاتی که لیست وار توضیح دادید از جمله عزت نفس و الهامات و تمرینات ستاره قطبی و غیره واقعا ممنونم که اینقدر قوانین رو قشنگ توضیح دادی در مورد سوالات خوب برام یادآوری شد ممنونم عزیزم

      و نکته ی جالب دیگه ای که تازه برام تضادی شده و شما قشنگ اینجا مطرح کردی و من هم جوابم رو دریافت کردم این است که 👇👇👇👇👇👇

      وقتی ما داریم روی خودمون کار میکنیم هر اتفاقی که می افته الخیر فی ما وقعه

      سپاسگزارم

      ممنونم نسرین جان از کامنت های زیبا و پر محتوایی که می نویسی و من همیشه پیگیر کامنت هات هستم و لذت میبرم و در مسیر آگاهی های بیشتری هدایت میشم ..

      بهترینع بهترین ها رو برات در سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهنت رو آرزو میکنم

      روز و شب خوب و خوشی داشته باشی دوست عزیزم

      🙏🙏💚❤🌺🌴🌳🌷🌹💐👌👌

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        نسرین سلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2788 روز

        سلام رویا جان عزیزم . سپاسگزارم دوست خوبم که هر وقت قلبت بهت الهام میکنه دست به قلم میشی و برام مینویسی که مطالب برای خودم هم مرور میشه چون بقول استاد وقتی کامنتی نوشته میشه خداوند میگه و ما مینویسم و حتی بعدا که بر میگردیم و میخونیم خودمون هم تعجب میکنیم چون در اون لحظات اتصاله برقرار بوده .عزیزم من هم قبلا مشکل داشتم با گذاشتن عکس چون توضیحات خانم شایسته رو خوب نخونده بودم که ممکنه فیلتر شکن نیاز باشه واسه همین نمیتونستم مراحل رو درست انجام بدم. بعدش اومدم مرور گرم رو عوض کردم و با فایر فاکس وارد شدم و فیلتر شکنم هم که سایفون اسمشه رو فعال کردم و مراحل رو رفتم و توی ورد پرس ی حساب باز کردم و بعدش رفتم سراغ ایملیم و اونجا گزینه فعلل کردن رو که توی پیام وردپرس توی ایملیم بود رو زدم و بعدش دوباره رفتم سراغ حسابم توی ورد پرس و زدم روی پروفایل و عکس رو اانتخاب کردم و بعدش هم سایت استاد خودبخود عکس رو میزاره برای پروفایل. من با گوگل کروم هر کاری میکردم نشد اما با فایرفاکس شد. شما هم این کار رو بکنین احتمالا جواب میده

        موفق باشی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          رویا مهاجرسلطانی گفته:
          مدت عضویت: 2492 روز

          سلام نسرین جونم ممنونم از راهنمایی های فوق العاده عالی و دقیقت 💐💐😘😘 حتما این کا رو انجام میدم به امید خدا حتما ایندفعه انجام می شود و بعدش میام برات میگم .. ممنون و سپاسگذارم عاشقتم 🙆‍♀️💐💐💐💐👩‍🏭😘😘😘🤩🤩

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1097 روز

    و استاد در ادامه کامنتم که الان یادم افتاد من امروز صبح از خداوند هدایت خواستم بر اساس تضادهایی که بهش برخوردم در این روزها و صبح که ذهنم داشت نجوا میکرد منم در نطفه بهش گفتم ذهن عزیزم من همواره در میان افراد درست و شرایط درست و عالی قرار دارم

    واین جمله تاکیدی مثبت را تکرار میکردم ورفتم کامنت دوره عالی احساس لیاقت جلسه سوم رو میخوندم که خداوند مرا هدایت کرد به یکی از کامنتهای عالی از دوستان و دقیقا اونجا بهم جوابم را داد

    من در ارتباط با افراد. نزدیکم که همش مورد قضاوت و تهدید و تحقیر آنها هستم و ذهنم را درگیر کرده بود اونجا بهم گفته شد که تو چقدر برای خودت ارزش قائل هستی آیا حد و مرز برای خودت مشخص کرده ای و این حرف انگار آب روی آتیش بود برای من و راحت شدم انگار گفتم که باید خیلی مودبانه‌ووحترمانه مرز و محدوده هامو مشخص کنم برای اطرافیانم

    چون من که با غریبه ها مشکلی ندارم ممکنه یه ساعتی با افراد غریبه باشیم و من با افراد غریبه خیلی راحتر هستم و میتونم برای خودم مرز وحدی داشته باشم و هم من احترام قائل باشم و هم طرف مقابل ولی در مورد افراد. نزدیک که خیلی برام سخت بود امروز خیلی بهتر و واضح تر شدن در جلسه سوم احساس لیاقت و با خودم گفتم عزیزم تو چقدر خودتو لایق ارتباطات خوب می‌دونی آیا از درون احساس ارزشمندی می‌کنی برای ارتباطی سالمتر با افراد نزدیکتر آیا سبک شخصی خودتو حفظ کردی

    آنچه که برای خودت میپسندی برای دیگران هم میپسندی؟

    وقتی کنترل ذهن کردم آرامتر شدم و تصمیم گرفتم که محترمانه و مودبانه با قاطعیت و شجاعت و خوشرویی به افراد اصولم را بگویم و خیلی از این بابت که خداوند مرا در زمان درست هدایت کرد خوشحالم

    همون لعلک ترضی

    خدایا شکرت که هرروز روی خودشناسی و خداشناسی و خودسازی ام استمرار دارم و هرروز بهتر و عالیتر هستم

    خدایا شکرت که تکاملی و قدم به قدم با عشق دارم به اصل خودم بر میگردم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  5. -
    میلاد آمای گفته:
    مدت عضویت: 2444 روز

    بنام خدای مهربانم❤🌹

    .

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته مهربان🌹

    .

    خوشا به حال من که استادی چون شما دارم و در این مسیر بهشتی همراهت هستم

    و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که خودم خواستم در این دوره از زمان و مکان به دنیا بیایم و قوانین زندگی بخش رو بفهمم و درک کنم نه دوره ی قبل تر و نه دوره بعد تر بلکه همین دوره از زمان🌹❤👌

    .

    یعنی هر روز که میگذره استاد من قشنگ دارم تفاوت فرکانس خودم و تغییرات یواش یواش از خودم را متوجه میشم و توی فایل ها جواب به سوالات ذهنم داده میشه

    امروز ساعت ۶ صبح یهوو از خواب بیدار شدم توسط خدا بهم گفت فایل اومده برو ببین و من رفتم توی سایت اصلا یه لحظه دیدم شوکه شدم و گفتم دمت گرم خدا، خیلی عشقی 🤗😍

    یعنی قشنگ داری هدایت میکنی و توی همون خواب و بیداری با صدای گنجشکک های بیرون داشتم فایل رو میدیدم و باز نشانه ها اومد از سمت خداوند و کلام شما که روی نقاط ضعف خودت کار کن روی نقاطی که خیلی پر واضح هستش که تا درست نشه هرچقد روی بقیه موارد کار کنی فقط داری گاز میدی و یه قدم هم جلو نمیرم و متاسفانه ما خیلی خوب یاد گرفتیم که آت و آشغال ها رو بذاریم زیر مبل و بگیم حالا وقت هست بعدا درست میشه ولی فرکانس که سرش کلاه نمیره و ما داریم دقیقا همون فرکانس آت و آشغال رو با بقیه فرکانس هایی که فکر میکنیم درست کردیم داریم میفرستیم و منتظر نتایج عالی هستیم ولی زهی خیال باطل👌

    به نظرم باید تمام فایل هاتون رو باهم گوش داد چون کاملا مثل نقطه هایی هستش که به همدیگه وصل هستن و قشنگ مسیر رو هموار میکنن مثل مسیری که دارن آسفالت میکنن آنقدر میرن و میان با دستگاه تا زمین صاف بشه و ما هم باید این فایل ها رو همه رو باهم گوش بدیم نه فقط گوش بلکه واقعا جسارت تغییر رو در تک تک فایل ها داشته باشیم و همونجوری که شما میگی بشنویم و عمل کنیم نه فقط با ذهن قبلی و فرکانس قبلی بریم به سراغ فایلاتون و اونجوری که ذهنیت قبلیمون داشته فکر میکرده به فایل ها نگاه کنیم کاری که خیلی از ما ها تا حالا انجام میدادیم ولی هیچی به هیچی،

    داشتم به این فکر میکردم که واقعا تغییر ذهن سخته واقعا سخته چون بهانه میاره و هر بار یه چیزی میگه ولی ما باید بی اهمیت باشیم بهش و من یادمه شما میگفتید تغییر ذهن سخته و تلاش زیاد ذهنی میخواد که از افکارِ آبا و اجداد خودتون جدا بشید و یادمه ذهنم میگفت نه اتفاقا خیلی هم آسونه و در دام این حرفش افتاده بودم ولی بعدا در یکی از جلسات روانشناسی ثروت یک، شما جوابمو بهم دادی که واقعا تغییر ذهن سخته و اگر مردی تغییر کن و با نتایج با من حرف بزنید و عباس منش به نتایج شما کار داره نه حرفاتون و یه لحظه انگار آب سرد ریختن روی من و خودمو نگاه کردم دیدم نتایج کو از ذهنم پرسیدم پس کو نتیجه که میگفتی آسونه تغییر کردن و هیچ جوابی نداشت ولی باید بگم که تغییر ذهن سخته واقعا هم سخته نه به عنوان اینکه باورش کنیم نه ولی باید منطقی بپذیرم که وقتی این ذهن هزاران سال چیزهای خلاف این عقیده پاک شنیده واقعا سخته پس باید با نرمی با ذهنمون کار کنیم و بذاریم این باورها در خورد وجودمون بره تا تغییر کنه و امکان نداره که افکار غالب ما تغییر کنه و نتایج نیاد این امکان نداره این با عدل خداوند در تضاده و همه ما بچه ها هم میدونیم پس باید ادامه بدیم و ادامه بدیم دقیقا مثل روز اول و به نظرم باید هر روز اهرم رنج و لذت رو خوند تا دقیقا مثل همون روز اول شور وشوق داشت و این شور وشوق هستش که افسار ذهن رو میده دستت نه صرفا فقط شنیدن فایل، اون اهرم رنج و لذت هست که وادارت میکنه کاری کنی طبق همون فرکانس های ارسالیت

    و

    خیلی حرفا هست بزنم و همه بچه ها هم میدونن و آگاه هستن ولی جهان خداوند مردِ عمل میخواد نه یه حراف،

    همه ما خیلی خوب بلدیم حرف بزنیم پس خواهش من اینه ازت اقا میلاد به همان اندازه که بلدی خوب حرف بزنی به همان اندازه هم عمل کن و عمل واقعا مهم ترین قسمت کاره که خیلی ها ازش قافل هستن و الان باز میگم در این مداری که هستم و با اقداماتی که انجام دادم میتونم بگم اهمیت عمل و اقدام در این مسیر خیلی با ارزشه

    و جسارت و شجاعت میخواد👌👌

    دقیقا مثل خمیر قبل از پختن نان هستش که خوب این خمیر را ورز میدهی (اگه خمیر را همان ایمان و باور ها و پختن را همان عمل و اقدام در نظر بگیریم)

    و پیمانه میزنی و آماده پختن ولی هیچ وقت آن را نمیپزی و اصلا متوجه عیار خمیر نان و خوشمزگی نان نمیشوی و فقط میگی من خمیر آماده کرده ام

    ولی وقتی آن خمیر را در درون تنور گذاشتی؛

    اگر نان سوخته بهت تحویل داد میفهمی ایراد از کجاست

    اگر نان برشته بهت تحویل داد میدانی در چه درجه ای این نان به این شکل در میاد

    و…

    این مثال خمیر و نان خیلی پر واضح هستش برای فهمیدن تغییر باور ها و حالا هرکسی مثال های خودش را دارد ولی واقعاا عمل مهم ترین قسمت ماجراست.

    و

    میتونم بگم که «روانشناسی ثروت یک» فقط اگه کسی بهش ایمان بیاره و تک تک حرفای استاد رو بنویسه بهش فکر کنه و اقدام کنه زندگی رو بهشت میکنه در همین دنیا ولی ما ها جدی نمیگیرم تا وقتی سرمون به سنگ بخوره و اینم به دلیل همون ذهنیت چموشمونه که نمیخواد تغییر را بپذیره ولی فقط تنها راه تغییرش استفاده از اهرم رنج ولذت هستش و الان خیلی بیشتر جلسات ۲ و ۴ روانشناسی ثروت یک رو درک میکنم بازم میگم در این مدار لحظه حال 👌

    چون اصلی ترین قسمت تغییر هر انسانی هستش👌

    .

    و درآخر

    خدارو شکر میکنم که در هر لحظه داره منو هدایت میکنه و بهم میگه که چیکار کنم و قدم بعدی چیه برای من و کدام فایل را گوش کنم و تا قانون رو درک کنم و خیلی واضح میگه فقط باید

    پارو نزد وا داد

    این کار لذت بخش ترین کاره که واقعا ایمان میخواد😍❤

    و

    ما باید واقعا زمان بذاریم و تک تک رفتارهایی که ازمون سر میزنه مثل یه دوربین مداربسته نگاه کنیم و آنالیز کنیم ببینیم از کجا و ازچه باوری نشأت گرفته و این تنها دلیلیش موفقیت هستش که

    خودت مشاور خودت باشی چون هر کدام از ما خودمون رو خیلی خوب میشناسیم و خودمون هم خیلی خوب میتونیم خودمون رو تغییر بدیم با درک قوانین خداوند👌👌

    .

    استاد واقعا ازت سپاسگزارم که با مثال ها برامون قضیه را باز میکنی تا در این مدار لحظه حال، گوشت بشه به ذهنموون نه تنمون👌👌

    .

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    [پروردگارا!] تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می خواهیم.

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  6. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1891 روز

    بنام خداوند زیباییها

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    خدا رو شکر میکنم که به این فایل زیبا هدایت شدم و یه بار دیگه قوانین و تو ذهنم به خودم یاد آوری کردم.

    من یکی از پاشنه های آشیلم این بود که من سرمایه کافی برای شغل مورد علاقه خودمو ندارم و این باعث شده بود که هیچ وقت نتونم کسب و کار خودمو راه بندازم.تا اینکه با آموزش‌های استاد به این باور رسیدم که تو اولین قدم بردار بعدا هدایت میشی به مسیر درست و من این کار و کردم ،خدا شاهده من ندونستم کی و چجور اون سرمایه و اون ابزار کار برام جور شد تا من کسب وکار خودمو داشته باشم.انقد این مسیر که من طی کردم برام لذت بخش بود .

    همینطور که استاد گفتن با ترسها روبرو شدن کلی به آدم عزت نفس میده .همه کارها بصورت معجزه آسا درست میشه اما به شرط اینکه ایمان داشته باشی، از کجا بفهمیم که ایمان ما نسبت به کاری که انجام میدم قویه.با احساس خوبی که نسبت به انجام اون کار داریم ،من وقتی کار سابقمو کنار گذاشتم واقعا خیلی برام سخت بود ولی انجام دادم و یه حس خیلی خوبی داشتم با اینکه هیچ ایده و فکری نداشتم که از کجا شروع کنم اما همه چی جور شد و همچنان دارم از کارم لذت میبرم و وقتی پشت سرمو نگاه میکنم میبینم همین کارهای که یه موقع برام غیر ممکن بود و ترس داشتم که انجامشون بدم برام خیلی بدیهی شدن و خدا رو شکر میکنم که این کارو انجام دادم و خدا هدایتم کرد

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  7. -
    آرزو دختر خدا گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    سلام بر استاد و پیام آور زمانه

    سلام بر بانو مریم جان شایسته

    حال دلتون عالی و روزتون سر شار از اتفاقات بی نظیر

    استاد منم ی تجربه بسیار عالی همین چند روز پیش داشتم که به پاس لطف شما که این آگاهی ها رو به اشتراک میگذارید منم تجربه ام رو به اشتراک میگذارم تا چراغ راه همگی مون باشه

    استاد میدونید دیگه من تغییر شغل داشتم البته به لطف آموزش هایی که در ۱۲ قدم و ثروت دیده بودم تونستم از نقطه امنم خارج بشم و شجاعت به خرج بدم مهاجرت شغلی از مکانی به مکان دیگر داشته باشم

    من قبلا در شرکت ملی گاز Spgc کار میکردم . و از شما شنیده بودم که وقتی همه چیز اکی شده بود و چیزی برای یادگیری شما وجود ندارد شما تغییر جا و مکان می دهید

    منم حس کردم برایم آنجا دیگر جای پیشرفت ندارد

    با اینکه همه چیز عالی بود

    تازه همه چم و خم کار را فرا گرفته بودم

    در یک نگاه کل فرایند کار را برنامه ریزی و به بالاترین حد کیفیت انجام میدادم

    همه از من راضی و هر جا بود سخن از حرفه آیی بودنم زده می‌شد

    دفتر کار بسیار عالی و قشنگ …

    خلاصه موقعیت کاری جدیدی برایم مهیا شد که حقوقم دو برابر و البته جا برای پیشرفتم باز و خیلی کارها را میتوانستم یاد بگیرم

    استاد همون روزها یکی درونم فریاد میزد که باید بری و تغییر کنی

    اون صدا رو به وضوح میشنیدم

    اما ترس ها ، و نجواها و نقطه امن و …. کار خودشون رو میکردن و من در انتها با توکل بر خدا انتخاب و منتقل شدم به شرکت پتروشیمی

    بعد که رفتم خبرها و حرف‌هایی شنیدم که اگر شرکت گاز مونده بودم از لحاظ شخصیتی در معرض خطر و اذیت شدن قرار میکزفتم

    که بعدش فقط خدا رو شکر میکردم که چطوری منو از مهلکه به در بردی …

    واقعا به چشم دیدم که وقتی توکلت بر خدا باشع هیچ کس هیچ آسیبی نمیتونه بهت بزنه

    گاهی عده ایی از روی نادانی و یا هر چیزی حرف‌هایی میزنن که احتمال داره با ابروی کسی بازی بشع

    اما استاد من از بچگی ابروم رو دادم دست خدا

    گفتم این مال من نیست

    حتی اگر منم اشتباه کنم تو باید محافظت کنی

    با همه وجودم اینو سپردم به خدا

    و نمیدونید چطوری خودش اینو به عهده گرفته و وقتی که ناخواسته من در اتهام قرار گرفته بودم بدون اینکه من اون حرفا رو بشنوم منو فرستاد پتروشیمی و چون من از اون حرفا خبر نداشتم خیلی با اعتماد بنفس مصاحبه دادم و در عرض دوساعت استخدام من انجام شد و یک سمت بسیار عالی هم بهم دادن که هم از لحاظ حقوقی و هم پرستیژی برام خوب بود

    بعد که من اومدم پتروشیمی و مستقر شدم اون حرفا به گوشم رسید و خدا بهم کفت اون الهامی که به قلبت شده بود برای جابجایی کارت داستانش این بود

    و اینکه حتی خدا نذاشت من اون روزها اون حرفا رو بشنوم که قطعا روز مصاحبه اینقدر با اعتماد بنفس مصاحبه نمیدادم

    اما چون کار قبلیم تو دستم بود اصلا برام مهم نبود که قبول کنن یا نه ؟ و همین اعتماد بنفسم نظر مدیر عامل رو جلب کرد و براحتی و آسونی استخدام شدم

    استاد خوب طبیعیه که محل کار جدیدم برام تازه است ، فرایندهاشو نمی‌دونم

    غریبه هستند

    چیزی ستاپ نبست

    خسته میشم

    گاهی بهم میزیزم

    نجوا میاد که برگزد ، اخه محل کار قبلیم گفتن تا ۳ ماه صبر می‌کنیم بهر دلیلی نشد برگزد

    مسایلی برام پیش اومده که بهم میگه برگرد اما ی صدایی درونم هست کع میگه نهههه!!!!!

    باید همین جا بمونی

    یاد بگیری

    اگر اینجایی ، یعنی اینجا برات بهتره و من همه تلاشم رو میکنم که با اولین در گوشی به عقب برنگردم

    همه اینها به لطف آموزش های شماست

    من نیاز دارم که بتونم در محیط جدید خودمو پیدا کنم

    همینطوری که در کار قبلی آرام آرام بر کارم مسلط شدم اینجا هم مسلط شم و این اعتماد بنفس منو میسازه

    برای اینکه به محیط جدید برم و نترسم

    استاد برای منی که کمالگرا هستم و در کار قبلی فوق العاده عمل میکردم ، در محیط کار جدید راندمان کاریم پایبن تر اومده ، و از این موضوع کلافه میشم ، افت انرژی میگیرم اما با آموزش های شما و بالاخص مصادف شدن با مصاحبه آزاده عزیز دارم کنترل ذهن میکنم و بخودم میگم تو کار قبلی هم سوتی داشتی ، بلد نبودی ، به مرور یاد گرفتی و با یادآوری اون روزها به خودم کمک میکنم که به عقب برنگردم ، به جای امنم برنگردم

    خلاصه جونم براتون بگه که ی ایده اومد که ی کاری رو که مربوط به واحد من نمیشد رو داوطلبانه قبول کنم و انجام بدم

    نجواها میومد که این ازت خیلی انرژی میگیره

    برات آورده مالی نداره

    منم به زور به خودم میقبولاندم کع درسته تو این شرکت برات آورده مالی نداره ، اما همین کار باعث میشع تو اعتماد بنفس بگیری

    با خیلی از شغل ها آشنا شی

    تولید محتوا رو یاد بگیری و …

    (استاد این کار تدوین شرح شغل پست های سازمانی شرکت بود )

    با این گفتگوهای ذهنی سعی میکردم ذهنم رو ساکت کنم و اون کارو انجام بدم و ‌شروع کردم

    تا اینکه مدیر عامل ما سر فرایند کاریم باهام ی چلنج داشت و منم باید از کاری که انجام دادم دفاع میکردم

    استاد من فکر میکردم اون کاریو که بهم ربط نداره ( تدوین شرح شغل ها ) برای آینده و پولسازی بهم الهام شده کع بعدها ثمره آش رو میکیرم

    تا اینکه اونروزی که با مدیر عامل چلنج داشتیم همون تولید محتوا و شرح شغل هایی که روش کار میکردم به دادم رسید و من از اونا استفاده کردم و جواب قانع کننده آیی به مدیر عامل دادم کع خودشون لذت بردن و به من گفتن برای کارانه آخر ماه ، دو برج به من پاداش میدن

    و چقدر رییس منابع انسانی ازم تشکر که رو سفیدمون کرذی …

    بعد که فکر کردم گفتم : آی آرزو داستان این‌بودا

    اون کاری که به دلت الهام‌شده بود بخاطر موقعیت کاریت بودا ،

    استاد بهرحال من تو اون شرکت تازه وارد هستم و هر چقدر بتونم بهتر عمل کنم بالطبع نگرششون به من بهتره و به اعتبار کاریم کمک میکنه

    خلاصه خدا میخواست اعتبار کاریم زیر سوال نره

    من اگر اون شرح شغل هایی رو که به واحد من مربوط نمیشد رو انجام نداده بودم قطعا جواب درستی برای مدیرعامل شرکت نداشتم

    همون شرح شغل ها به داد من رسید که با کمک اونا از کار خودم دفاع کردم و …

    بله استاد با تک تک وجودم به حرفاتون ایمان دارم و قدم در راه حرکت کردن گذاشتم

    و بهتون میگم یکی از شاگردهاتون به اندازه تکاملی که طی کرذه داره اقدام میکنه و امیدوارم لبخند زیبا و رضایت بر دلتون بنشینه

    دوستون دارم بی نهایت

    شما استاد و پیام آور زمانه منید

    ❤️❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      سیامک آقایی گفته:
      مدت عضویت: 1616 روز

      با سلام و احترام خدمت شما

      بنده از سال ۱۳۷۸ در فاز ۲و۳ عسلویه مشغول بکار شدم و تا الان ۲۳ سال هست که در صنعت نفت و گاز در بخش های بالا دستی و پایین دستی مشغول به کار هستم و البته الان دیگه عسلویه نیستم.فقط خواستم صمیمانه و از ته قلبم شما رو ستایش کنم چون دقیقا میدونم کار کردن در چنین محیط های جفرافیایی و نوع کار و خطرات مرتبط و مسایل روحی اون حتی برای ما آقایون چقدر سخت و دشوار هست چه برسه به خانوم ها و همچنین نوع فرآیند های گاز و پتروشیمی چقدر متفاوت هستند پس فقط میتونم بهتون بابت این ایمان عملی و درک قوانین و مقابله با ترسهاتون تبریک عرض کنم و مطمئن باشید شما هم بنوبه خودتون با این عمل الگویی خواهید شد برای دیگر خانم ها که در زندگیشون تغییرات عالی رو رقم بزنند.

      براتون موفقیت روزافزون در زندگی رو آرزومندم و باعث افتخار ما در این جمع هستید

      با احترام

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        آرزو دختر خدا گفته:
        مدت عضویت: 2175 روز

        سلام و درود اقا سیامک عزیز

        روزگارتون خوش و سپاسگزارم برای توجه‌تون به کامنت من🙏🏼

        بله منطقه عسلویه برای خانم‌ها ی مقدار سخته اما باور کنید وقتی یاد خدا تو سینه ات باشه اصلا متوجه نمیشی که داری کجا زندگی میکنی

        اوست و دگر هیچ ….

        براتون آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی زو دارم …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    حسن گرامی گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی عزیز

    من دوره ی عزت نفس رو خریدم و تقریباً بالای یکماهی هستش دارم تمرینات رو انجام میدم البته هنوز به اون حدّ نرسیدم که تمرینات رو کامل و بی نقص انجام بدم ولی از اونجایی که همین جلسه هشتم دوره عزت نفس رو که گوش دادم ، فهمیدم که باید تکاملم رو حتی در انجام تمرینات طی کنم تا هر دفعه بهتر و بهتر بشم یعنی اینجوری نباشه که بخاطر حس کمال‌گرایی بگم مثلاً یا کامل تمرینات رو باید انجام بدم یا اصلاً بذارمش کنار ، نه من به شدّت علاقه دارم که در زندگیم پیشرفت کنم پس هیچوقت نمیتونم از این دوره ها دست بکشم پس بهترین کار اینه که به خودم اجازه بدم که این تکامله طی بشه

    حالا از تمریناتی که انجام دادم یکیش که خیلی برام سخت بود تمرین آگهی بازرگانی بودش که به محض اینکه جلسه ششم رو گوش دادم توی دفترم شروع کردم ویژگی های مثبت خودم رو نوشتم و دقیقاً فردای اون روز رفتم توی یک جمع حدود ۱۰ نفره کاملاً غریبه و برای اولین بار توی زندگیم جلوی جمعی از آدم ها شروع کردم به حرف زدن اون هم میشه گفت برای اولین بار داشتم از خودم جلوی دیگران تعریف کردم ، این چیزیه که تقریباً من هیچوقت انجامش نداده بودم و چه حس خوبی رو در من ایجاد کرد حتی دفعه بعدش هم رفتم جلوی آرایشگری که همیشه پیش اون میرفتم تا موهامو اصلاح کنم این تمرین انجام دادم که دوباره بعدش هم جلوی خانواده خودم هم که خیلی خجالت می‌کشیدم انجام دادم البته نه به کاملی اون سری قبلی ها ولی با تمام خجالتی که داشتم بازم انجامش دادم

    در رابطه با دوره قانون سلامتی که استاد عزیزم و مریم بانوی عزیز صحبت کردن یه نکته ای رو در مورد عضله سازی بدون اینکه ورزش سنگین انجام بدن گفتن که من چون کلاً آدم لاغر اندامی هستم ولی خیلی دوست داشتم که هیکلم عضله ای بشه که از این طریق خوش اندام تر بشم یادمه یه مدتی میرفتیم باشگاه بدنسازی تا این هیکل رو بسازیم خلاصه بخاطره اینکه لاغر بودم عضله ای ساخته نمیشد یا اگر هم ساخته می‌شد اینقدر کم بود که اصلاً به چشم نمیومد از طرفی وزنم هم انگار کمتر می‌شد به جای اینکه حالا یکم وزنم هم بخواد اضافه بشه ، حتی یادمه کیلو کیلو پودر کراتین و پورد پروتئین تهیه می‌کردیم تا یکم وزنمون رو ببریم بالا ولی تاثیری که داشت این بود که بعد چندماه تازه وزنم یه کوچلو رفت بالا اونم وقتی که این پودرها رو گذاشتم کنار دوباره وزنم کم شد عضله ای که تا چند ماه رفتم باشگاه ساخته نشد هیچ یعنی واقعاً تا چند ماه میرفتم باشگاه ولی هیچ تغییری در اندام و وزن نرمالی که میخواستم ایجاد نشد تازه احساس کرده بودم که آب بدنم کم شده بخاطر عرق های زیادی که میکردم

    در صورتیکه استاد عباسمنش گفتن ورزش آنچنانی ای نکردن و چقددددررررر روی عضله هایی که ساخته شد تاثیر مثبتی گذاشت همین باعث میشه وزنش که کم نشه و چقدر هم راحت تر هستش چون واقعاً من یکی که اصلاً دوست ندارم وقتم رو روی ورزش های سنگین بذارم در حالیکه استاد و مریم بانو با راحتی و لذت تمام اندامشون رو ساختن یعنی منی که لاغر هستم میدونم که اگر دوره قانون سلامتی رو تهیه کنم قطعاً با عضله سازی به وزن ایده آلم میرسم و مخصوصاً اون انرژی بالایی که در من ایجاد میکنه چون یادمه دقیقاً اون مدتی که باشگاه بدنسازی میرفتم بعد از اینکه از باشگاه میومدم بیرون به جای اینکه سرحال باشم برعکس اینقدر خسته و بی انرژی بودم که حتی یادمه از باشگاه تا خونمون میخواستم برم در حالت خیلی افتاده و شُل و وِلی راه میرفتم چون همیشه آدم ها بعد ورزش سرحال میشن در حالیکه من کاملاً خسته بودم

    این دوره به نظر من فقط مخصوص آدم هایی نیستش که میخوان وزن کم کنند چون دوره قانون سلامتی اینطور که معلومه کاری میکنه که بدن به حالت طبیعی خودش برگرده مثلاً یادمه قسمت چهارم معرفی دوره قانون سلامتی استاد گفتن که من پوستم خیلی چرب بوده در حالیکه بعد از این دوره تا حدّ زیادی بهتر شده یا مریم بانو گفتن که پوستشون خشک بوده ایشون هم تا حد زیادی نرمال شده در رابطه با کاهش وزن یا اضافه وزن هم همینطور کسی که میخواد در اصل سایز کم کنه با این دوره چربی های اضافه رو میتونه از بین ببره از طرفی هم یه کسی مثل من اگر بخواد سایز بدنش بزرگتر بشه با عضله سازی ای که استاد در این دوره یاد میده امکان پذیر میشه و در تمام موارد در حدّ نرمال هست که به نظر من این دوره قانون سلامتی برای همه آدم ها مناسبه چون موضوع سلامتی آدم هاست نه صرفاً کاهش وزن

    در مورد خداوند هم که استاد عزیزم صحبت کردن واقعاً بعد از چند ماهی که با استاد هستم و مطالعه قرآن کریم که خداوند صحبت میکنه دقیقاً میشه به انرژی ای پی برد که به شکل سیستم توسط قوانینی که داره عمل میکنه چون توی قرآن بارها و بارها به شکل های مختلف خداوند گفته که 《یَهدِی من یشاء 》و 《یُضِلُّ مَنْ یَشٰاءُ》اگر کسی این انرژی و قوانینش رو نشناخته باشه قطعاً به این آیه ها بر بخوره دچار سردرگمی میشه چون میاد پیش خودش میگه که خب همیشه گفتن خدا خیلی مهربونه خیلی بخشنده ست پس چطوریه که همین خدای مهربان گمراه هم میکنه!!! یعنی خودش میاد گمراه میکنه که باعث بشه اتفاقات بدی توی زندگیمون تجربه کنیم ….

    این در حالیه که خداوند داره در این آیات قوانینش رو معرفی می‌کنی داره میگه که طبق یک سیستم عمل میکنه پس تمام اتفاقات زندگی ما فقط بخاطر فرکانس های خودمون هستش نه چیزه دیگه ای …

    به هر حال مرسی از استاد عزیزم بخاطره دوره های جدیدی که با درک بهتری از قوانین برای آدم هایی که دنبال حقیقت جهان هستی هستند میذاره و امیدوارم دوره ی منطق در قرآن هم یکروزی توسط استاد آماده بشه تا واقعاً قوانین و قرآن رو خیلی درست تر بفهمیم و عمل کنیم ، همون چیزی که خداوند در قرآن گفته انسان های با ایمانی که عمل می‌کنند

    از مریم بانوی عزیز هم تشکر میکنم بخاطر درک درستی که از دوره ها دارن و درکشون رو با ما به اشتراک میذارن

    عاشقتونم در پناه الله یکتا ❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  9. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2522 روز

    به نام خداوند یکتا و مهربان

    سلام به همه‌ی دوستان عزیزم ، خانم شایسته‌ی گرامی و استاد عباس منش گرامی

    می خواهم از هدایت های الهی‌ای که این چند روزه برایم پیش اومده صحبت کنم

    فقط خدا می دونه چقدر این رد پاهایی که از خودم دارم در جای جای سایت ثبت می کنم داره بهم کمک می کنه

    همین دیروز صبح هدایتی رفتم پروفایلم رو باز کردم و هدایت شدم به دیدگاهی که برای 4 سال یا 5 سال پیش بود روی فایل «چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه خواندم و بعد هدایت شدم خود اون فایل رو گوش دادم و بعد چقدر آگاهی های همون فایل و ترکیبش با جلسه‌ی 3 دوره‌ی عزت نفس کمکم کرد برای کنترل ذهن تو یک تضاد سنگین در همون دیروز ظهر ، یعنی یه اتفاق ناخواسته ای رخ داد که اگه به کمک منطق های قوی‌ای که از این فایل به یاد داشتم ذهنم رو با صحبت کردن با خودم آروم نمی کردم و رهاش می کردم ، با احساس گناه دادن به من قشنگگگ من رو می برد ته دره …

    می خواهم بگم، خداوند خیلی خیلی مهربونه و هوای ما بنده هاش رو داره ولی به ما آزادی داده که به درخواست‌های خداوند accept بدهیم یا ignore … انتخاب همواره با ماست ، ما آزادیم که هر جوری که دوست داریم زندگیمون رو خلق کنیم … این قدرتی که خداوند به ما داده و هیچچچچ موجود جاندار دیگه ای در کل کیهان این قدرت رو نداره و همه طبق سیستم اون چیزی که براشون تعریف شده عمل می کنند، حتی فرشته ها … به همین دلیلِ که ما اشرف مخلوقات هستیم.

    تصور کنید اگه من دیروز صبح به حسم گوش نمی دادم و نمی‌رفتم اون دیدگاه قدیمی خودم رو بخوانم و بعد این فایل «چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه هم گوش نمی دادم ، نمی‌دونم چی میشد!! ولی به خودم افتخار می کنم چون واقعاً توی اون شرایط اضطراری توانستم به احساسات منفی وجودم غلبه کنم و به قول استاد در فایل «چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم» ، به خودم گفتم ببین همین الان پاشو برو بیرون از دفتر و هر چقدر که نیازه وقت بگذار برای صحبت کردن با خودت و اصلا به هیچ چیز دیگه هم فکر نکن ، به خودم گفتم ببین الان این فکر رو توی نطفه باید خفه کنی ، وگرنه مثل یه snow ball این می چرخه توی ذهنت و بزرگ میشه و بزرگ میشه و بزرگه میشه و واقعاً می توانه یه شهر رو ببره زیر خودش!! پس همین الان برو جلوش رو بگیر

    این یه تجربه‌ی شیرین از گوش دادن به هدایت های الهی وجودم بود که خیلی زود هم پاداشش رو دریافت کردم

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    و تجربه‌ی دوم هم برای همین امروزم هستش

    داشتم با یه مالک واحد 106 متری صحبت می کردم ایشون

    چند وقتی هست با ایشون در ارتباطم از قبل از عید و برای فروش واحدش دارم وقت می گذارم

    از اونجایی که خیلی آدم با شخصیت و با ادب و با معرفتیه و قبلاً هم ظاهراً هم دیگه رو می شناختیم ، البته من ایشون رو یادم نمی‌آید ولی ایشون اولین باری که در اسفند پارسال بهش زنگ زدم شماره‌ی منو ذخیره داشت و با فامیلی با من صحبت کرد

    صحبت هامون یه کم دلی و معرفتی شد و خیلیییی برای من جالب بود که ایشون یهویی گفت ببین آقای تجلی اکثر آدم ها ، همه چیز رو با ریاضیات و دو دوتا چهارتا حساب می کنند!! ولی من اینجوری نیستم!! من با احساساتم پیش میرم

    بعد جریان اجاره دادن همین خونه‌ی 106 متری خودش و خونه‌ی پدریش داخل شهر رو توضیح داد و گفت ، من این دوتا رو با قیمت مناسب اجاره دادم ، خدا هم از اون طرف برای ما جبران کرد و خواهرم فلان جا یه خونه‌ی خیلی خوب 180 متری اجاره کرده با این قیمت! یه قیمت غیر قابل باور و خیلی خیلی مناسب

    تعریف می کرد می گفت من چند سال پیش مرغ داری داشتم ، آنفولانزای حاد اومد و 14 هزارتا حیوون یه جا تلف شدن!!

    کارگر هام هم همشون فرار کرده بودن ، من وقتی اومدم در سوله رو باز کردم همچین صحنه ای رو دیدم شوکه شدم و زانو هام خالی کرد و افتادم روی زمین

    من موندم یه موتور ، کل سرمایم رفت ولی بعد از 6 ماه دوباره سرمایه ساختم

    الان هم شغل ایشون یه شغل مربوط به دیزاین خونه است و ماشین زیر پاش یه 207 هستش

    خیلی جالبه که منی که قانون جذبی هستم و دارم به شدت روی خودم سرمایه‌گذاری می کنم و میگم که سر سپرده تر شدم و بیشتر با جریان هدایت های الهی پیش میرم و اصلا یه شعار برای خودم درست کردم که تو اغلب کامنت ها هم می نویسم … زندگی با طعم هدایت خیلی شیرینه

    من هدایت میشم به یه همچین سرمایه‌گذار با ادب و با معرفت و با شخصیت که خودش هم دوست داره و تمایل داره که با من کار کنه

    ایشون سرمایه گذاری می کنه و خرید و فروش ملک می کنه و یه جورایی با پولش کار می کنه

    یه مقدمه‌ای بگم و برم سراغ حرف اصلی:

    منطقه ای که من در اون کار می کنم ، منطقه 8 یکی از بهترینننن منطقه ها برای کسب و کار املاک و ساخت و ساز هستش. طی چند سال اخیر به صورت تساعدی این منطقه داره رشد می کنه و فکر کنم هر سال هم تعداد دفاتر املاک و مشاورین املاک در این منطقه بیشتر میشه ، حتی جدیدا دفاتر ساختمانی (مشارکت در ساخت) هم اینجا داره تاسیس میشه ، چیزی که اصلا و ابداً تا چند سال پیش اینجا وجود نداشت

    ساخت و سازهای تعاونی طور با تعداد واحد های 1000 و 2000 و 3000 واحدی ، ساخت و ساز های شخصی ، بلوار ها و خیابان های جدیدی که راه و شهر سازی داره اینجا ایجاد می کنه ، اونقدرررر زیاده که تعدادشان از دست خودم که مشاور حوزه‌ی املاک و مستغلات هستم در رفته :).

    فقط اداره راه و شهر سازی هستش که این دیتا ها رو داره.

    در حال حاضر توی استان قم 6 تا فاز مسکن مهری در حال اجراست ، یکی از اون ها فاز 6 هستش که 560 هکتار هستش! دارم راجع 560 هکتار مساحت صحبت می کنم ها و دقیقاً کنار همین منطقه 8 ، اول جاده‌ی کهک داره ساخته میشه

    یعنی می خواهم اینجوری بهتون بگم که اگر شما با ماشین شخصی خودت بیای منطقه 8 قم و من بخواهم با ماشین شما رو تو این منطقه و حاشیه های این منطقه بچرخونم و برایت توضیح بدهم که این جا چیه و اون جا چیه ، شاید یه صبح تا شب باید با ماشین بچرخیم و تازه زمان هم کم بیاریم !!

    حالا میان این هزاران مشاور و هزاران مشتری و هزاران سرمایه گذار ؟؟

    چه نیروی برتری داره این روابط رو برای من شکل میده ؟ یاد حرف های استاد می افتم تو یک لایو اینستاگرامی که داشت در مورد کسب و کار صحبت می کرد ، می گفت شما روی خودت کار کن ، خودت در تمام ابعاد بهتر شو … جهان بقیه کارها رو انجام میده … جهان کبوتر با کبوتر ، باز با باز رو خودش انجام میده ، شما کاریت نباشه چه جوری ، اصلاً توکل یعنی همین دیگه …

    این بنده ی خدا خیلی با من اختلاف سنی هم نداره ها، من 28 سالمه ایشون 33 سالشه

    حتی ایشون خودش بهم پیشنهاد کمیسیون بالای 50 میلیون رو داد و من هم با احساس لیاقت (با این احساس که من ارزشمندم و لایق ثروت های زیاد هستم و خداوند خوشحال میشه هر چقدر من ثروت بیشتری خلق کنم بیشتر عاشقم میشه چون دارم کار خداگونه انجام می دهم) قبول کردم ، یکبار هم این پیشنهاد رو مطرح نکرد بلکه چندین بار بین صحبت هامون طی چند وقت اخیر این موضوع رو مطرح کرده و میگه آقای تجلی من قدردان زحمات شما هستم …

    یاد صحبت های آقا رضا عطار روشن می افتم که می گفت خدا خودش تو کسب و کار ابزار و یراق یه مشتری رو آورده که تو یه شهر دیگه کارت ویزیت ایشون رو روی رمین پیدا کرده اومده ، فاکتور های سنگین ازش خرید کرده و بعداً هم تلفنی خرید می کرده و اطمینان می کرده به آقای عطارروشن و پول رو قبل از ارسال بار کارت به کارت می کرده

    یا اون زمانی که دانشجو های ایشون اصرار می کردن به ایشون که این صحبت ها ارزشمنده و ما می خواهیم بهاش رو به شما پرداخت کنیم

    و همه این ها باور احساس لیاقت رو در ایشون می ساخته

    برای من هم داره دقیقاً همین اتفاق می افته

    چون دارم روی باور های احساس لیاقت و ارزشمندیم کار می کنم

    جهان داره به طُرُق مختلف بهم ثابت می کنه که آره من لایقم ، آره من ارزشمندم

    و از اونجایی که خودم اولویت هایم در زندگیم و کسب و کارم درستی و راستی و شرافت هستش ، خداوند هم مشتری هایی مثل خودم رو سر راهم قرار میده

    نکته‌ای که هست اینه که در تمام این سال ها قطعه‌ی پازل گم شده‌ی من ، لایق ندونستن خودم بود، چیزی که همیشه و همیشه و همیشه من از خدا می خواستم بهم بگه و 28 اسفند 1402 خداونت توسط استاد بهم گفت

    بهتون قول میدهم و تعهد میدهم که امسال روی جهاد اکبری که قسم خوردم می مونم و بعد ها از اون روز یعنی 28 اسفند 1402 به عنوان نقطه‌ی عطف زندگیم یاد می کنم

    این مسیر رو ادامه می‌دهم ان شا الله تا آخرین لحظه‌ی عمرم

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    من فقط در قسمت بالایی یکی از هدایت های الهی در کسب و کارم رو توضیح دادم

    خداوند خیلی این چند روزه به من نشونه داده برای قوت قلبم ، برای اینکه زمین زیر پام‌ سفت باشه و محکم قدم بردارم ، برای اینکه با صلابت پیش برم

    وگرنه اگه بخواهم از هدایت ها و همزمانی هایی که فقط در کسب و کارم طی همین چند روزه رخ داده بگم (از 14 فروردین تا امروز) باید تا آخر شب فکر کنم تایپ کنم :))) اون هم تایپ دو‌ انگشتی با موبایل :)) نه تایپ ده انگشتی با لب تاب

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    یه هدایت الهی دیگه در مورد موبایلم رو می خواهم بنویسم

    اول یه مقدمه برای درک بهتر از صحبت هایم میگم و بعد میرم سراغ اصل مطلب:

    موبایل من شیائومی هستش.

    همین چند روز پیش در ایام عید بود که آپدیت سیستم عامل جدید شیائومی Xiaomi Hyper OS رو دریافت کرد و من‌ نوتیفش رو در نوار اعلان موبایلم دیدم

    برای دریافت آپدیت های سیستمی، شیائومی خودش سفارش می کنه که حتماً قبل از دانلود متصل بشید به نت وای فای

    منطق پشت این توصیه هم اینه که‌ وقتی داره دانلود میشه و بعد آپدیت روی موبایل نصب میشه

    اولاً در طی دانلود اگه موبایلت زنگ بخوره و نت قطع بشه خب همه چیز بر میگرده به حالت اول و باید از اوووول دوباره دانلود کنی ، حتی اگه اون دانلود تا 99٪ پیش رفته باشه …

    دوماً در طی این پروسه یکی دو بار موبایل از شما اجازه می گیره و خودش رو ری‌استارت یعنی خاموش و روشن می کنه

    از اونجایی که مغذ سی پی یو خیلی درگیر انجام این پروسه‌ی‌ مهم هستش ، بهتره که موبایل رو بگذاری توی حالت هواپیما و بعد به وای فای وصل بشی ، اینطوری تمام اتصالات بی سیم موبایل قطع میشه و سی پی یو سرش خلوت تر میشه که بهتر بتوانه اون پروسه‌ی مهم رو با دقت و کیفیت بالا انجام بده

    همون روز ها بهم گفته شد که ببین برای سیم کارت دومیه ، ایرانسله نت بگیر بعد سیم همراه اولت رو از تنظیمات خاموش کن ، نزدیک ترین آنتن bts irancell همین بغل گوشم هستش وسط پارک محله ، حسم گفت برو اونجا زیر آنتن با سرعت رویایی با نت ایرانسل این پروسه‌ی آپدیت کردن رو انجام بده

    همراه اولت هم که زنگ خور داره که خاموشه، ایرانسلم که تقریباً کسی شمارش رو نداره و توکل به خدا ان شا الله کسی‌ زنگ نمی‌زنه

    من قبلاً هم طی این دو سال آپدیت های میجر موبایلم دریافت کرده بود و من هم آدم ذوق و شوقی ای هستم ولی خیلی برایم اهمیت نداشت تا نمی رفتم یه جایی که دسترسی به وای فای داشته باشم بیخیالش می‌شدم (خونه وای فای ندارم)

    ولی این بار عجیبببب حسم می گفت ببین، برو انجامش بده، من هم مقاومت نکردم و گفتم چشم

    طی این یکی دو هفته اینقدررر موبایلم در تمام ابعاد بهتر شده ، مولتی تسکین رو خیلی بهتر انجام میده و مدیریت شارژ یعنی شارژ دهیش که انصافاً زمانی که MIUI بود هم خوب بود الان که هایپر او اس شده دیگه رویایی شده ، محیطش از نظر گرافیکی چقدرررر کابر پسند و کاربردی شده

    اصلا از همه نظر عالییی شده یه عالمه امکانات خوب به این موبایل اضاف شده که کارم رو راحت تر کرده

    من که هیچ کدوم از این ها رو نمی دونستم ، من که نمیدوستم قراره اینقدر آسون بشم برای آسونی ها … فقط خداوند به قلبم الهام کرد با اینکه تا حدی هم غیر منطقی بود برایم ولی گفتم چشم و رفتم اون کاری که بهم گفته شد انجامش دادم و دارم پاداش ها رو هم طی این یکی دو هفته دریافت می کنم

    خدایا شکرت

    •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

    شیوه‌ی فایل گوش دادن من اینجوریه

    ام ایکس پلیر یا MX player ، بهترین پلیر اندروید از نظر من هستش

    خیلییییی حرفه ای هستش و خیلی امکانات و محیط گرافیکی خوبی برای کاربر های اندروید داره

    یه آپشنی داره به نام A-B یعنی نقطه‌ی a و نقطه‌ی b

    از این آپشن استفاده می کنم و اون بخشی از فایل که برایم مهمه تر هستش رو انتخاب می کنم و می گذارم روی چرخه‌ی تکرار و گزینه‌ی پخش در پس زمینه رو هم فعال می کنم و می توانم روی ویدیو صفحه موبایل قفل کنم یا بیام از ام ایکس پلیر بیرون و در پس زمینه صدای ویدیو همچنان در حال پخش هستش

    هندزفری بلوتوث هم دارم

    گاها اون بخشی که برایم مهمه‌ و گذاشتم روی چرخه‌ی تکرار پنج بار و ده بار یا حتی بیشتر گوش می‌دهم ، بستگی داره تایمش چقدر باشه و خودم چه شرایطی داشته باشم

    وقتی میرم سر کار اغلب تمرکز خیلی خیلی بالایی رو نیاز دارم و نمی توانم فایل گوش بدهم حتی با هندزفری تک گوش ولی از هر کوچکترین فرصتی استفاده می کنم برای شکرگذاری و به این شکل فرکانس هام رو در مدار درست تنظیم می کنم

    خود همین فایل رو من حدود یه دقیقه‌ و نیم آخرش رو ، از اونجایی که استاد می گفت: من فکر می کنم … فکر کنم بالای 30 بار روی چرخه‌ی تکرار پشت سر هم گوش دادم

    این شیوه خیلیییی خوب برای من جواب میده ، خیلی کمکم می کنه

    اگه بخواهم فکر کنم به یاد بیارم که چه موهبت هایی این شیوه‌ی فایل گوش دادن داره باید یک عالللم تایپ کنم

    بنابراین با هدایت خداوند تو یه دیدگاه دیگه می نویسم

    زندگی با طعم هدایت خیلی برام شیرینه

    دوستتون دارم بی نهایت

    در پناه خداوند مهربانی ها، خداوند سفر باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
    • -
      نجمه امانی گفته:
      مدت عضویت: 1095 روز

      سلام و صد سلام به همه خانواده بزرگ عباس منش و برادر عزیزم محمد حسین جان

      ولی خدایااا من چقدر خوشبختم ک به این سایت الهی هدایت شدم ..

      چقدر خوشبختم ک در مدار دریافت آگاهی های این کامنت قرار گرفتم و با ام ایکس پلیر آشنا شدم ..

      باورتون نمیشه آقا محمد حسین من فکر میکردم ام ایکس پلیر یه وسیله هست ..خخ..که باید فایلها را روش بریزم و استفاده کنم .

      الان که کامنت شما رو خوندم گفتم قبل از اینکه به اون آشنامون ک توی موبایل فروشی هست زنگ بزنم ک برام بیاره ، عکسش رو توی گوگل ببینم .

      بعد که رفتم سرچ کردم دیدم خدایا یه نرم افزار هست و چقدر خوشحال شدم ک منم دیگه قسمتهای از فایل ها رو ک باهاشون احساس قلبی برقرار میکنم میتونم روی تکرار بزارم و قطره قطره به عمق جانم طعمش رو بچشونم .

      خدایا هزاران هزار مرتبه سپاسگزارم ازت ..

      به خاطر استادم

      به خاطر سایت

      به خاطر اعضای فعالی مثل داداش محمدحسین ..

      به خاطر ام ایکس پلیر ..

      خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محمد حسین تجلی گفته:
        مدت عضویت: 2522 روز

        سلام به شما باران خانم عزیز

        ممنونم بابت نگاه پر مهر و مهربانت

        اعتبار تمام این دیدگاه های من بر میگرده به خداوند مهربان و توانا

        و من هیچی از خودم ندارم

        این پاسخ شما به دیدگاهم خیلی دلی بود و خیلی دلنشین

        و یه جورایی بهم یه احساس خیلی قشنگی رو هدیه دادید

        سپاسگزارم

        خوشحالم که دیدگاه هایم داره بهتون کمک می کنه

        پیروز باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      HESAMXSA8 گفته:
      مدت عضویت: 2805 روز

      سلام و درود خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی

      محمد حسین عزیز لذت بردم از کامنت زیبایی که نوشتی.

      و هدایتهایی که با جان و دل پذیرا شدی . و احساس لیاقتی که داری در خودت ایجاد میکنی،

      و انسانی در مسیر راهت قرار گرفت که توست اون احساس لیاقت رو در وجود خودت بیشتر کنی .

      دمت گرم

      خوش بدرخشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمد حسین تجلی گفته:
        مدت عضویت: 2522 روز

        سلام به شما دوست عزیز

        سپاسگزارم بابت نگاه پر مهرتون

        من هر آنچه دارم از آن خداوند هستش

        و اعتبار تمام این دیدگاه هایی که به دل دوستانم در سایت می نشینه

        و لطف می کنند برایم پیام می گذارند…

        اعتبار تمام این ها بر میگرده به خداوند مهربان و هدایتگر

        خوشحالم که این دیدگاهم به دل شما نشسته

        پیروز باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    فروغ ریاحی فر گفته:
    مدت عضویت: 1851 روز

    به نام خدایی که هر لحظه هادی و حامی من هست .

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته ی بی نظیر دوست داشتنی ام .

    من مدتها هست کامنت خاصی نزاشتم ولی ساعتها وقت گذاشتم که کامنت بچه ها رو خواندم ویا فایل های استاد رو گوش دادم اما امروز با دیدن این فایل دلم خواست بنویسم اونم نمی‌دونم چقدر مرتبط به این فایل هست ؟ فقط می‌خوام بنویسم .

    من حدودا یه هفته قبل از عید نوروز بود که خیلی هدایتی در حالی که مرتب از خدای خودم سوال میکردم که چرا منم استقلال مالی ندارم ؟؟پس کی من به اون استقلال مالی میرسم ؟؟؟ در حالی که همیشه سعی میکنم در مسیر باشم و با قوانین جهان زندگی کنم ولی دلم نتایج بزرگ تر میخواست

    تا اینکه به کامنتهای پر بار دوتا از دوستهای عزیزم. در دوره ی دوازده قدم هدایت شدم که قشنگ حس کردم خدا داره با من حرف میزنه و جواب سوالم رو میده که تو نیاز به انجام هیچ کاری برای نتایج بزرگ مالی در زندگیت نداری تو آزاد و رها باش و من خیلی راحت از طریق بندگان خوبم که در زندگیت هستن (همسرم ) به تو روزی حلال میدم و تو در اوج آرامش و راحتی و آزادی ازاین روزی ها استفاده کن و من فقط با اشک تا چندین روز فقط این کامنتهای پر بار نفیسه جان و آرزو جان رو که چقدر آگاهی دهنده بودند می‌خوندم و از اینکه خدا با من اینقدر راحت حرف زده بود لبریز از عشق میشدم و متوجه شدم که باید با عشق در کنار خانوادم باشم و از روزی و پاک حلال همسرم لذت ببرم و استفاده کنم .و اتفاقا چند روز بعد یه مقدار. پول در حسابم بود که خیلی دوست داشتم خیلی راحت به سرویس طلای زیبا برای خودم بخرم و بدون اینکه به همسرم بگم چند باری در پیج طلا فروشی که اشنای ما بود رفتم وقیمتها رو دیدم و اختلافش رو با پول خودم دیدم و برای به لحظه خواستم منصرف بشم اما عجیب دوستش داشتم و گفتم خدایا اگر خودت گفتی من بهت میدم تو آرام باش پس دلم همین ها رو میخواد و اتفاقا خیلی عالی فکری به ذهنم رسید که اون طلاهای قدیمی تر رو که سالها استفاده نمیکنی رو ببر و بفروش و آنچه دوست داری رو بخر و خیلی مردد بودم که کارم درست هست یا نه ؟تا بازم هدایتی کامنت پر بار نفیسه جان که به بازار طلا فروشان رفته بود و یه پلاک زیبا رو خریده بود دقیقا در همون روزها به دستم رسید و خواندم و این رو یه نشونه دونستم که کارم درسته و بعد با همسرم در حالی که اصلا آمادگی انجام این خرید رو نداشت

    اما مخالفت نکرد و ما رفتیم برای خرید و با دلی آرام همسرم با من همراه شد و بلخره خیلی راحت من یه سرویس کامل با دستبند زیبا رو که دو سه روز بودم پیداش کرده بودم و دوستش داشتم رو خیلی راحت بدون اینکه هیچ زمان خاصی بزارم و از کسی نظر بخوام که آیا خوبه یا نه ؟؟و … خریدم چون باید بگم قبلا برای خرید هر چیزی عادت داشتم با کلی افراد برای خرید برم که اونها هم نظر بدن تا چیز خوبی انتخاب کنم و تازه کل بازار اون منطقه رو باید وقت میزاشتم و می‌گشتم و در نهایت با خستگی کامل یه وسیله به سلیقه ی همراهانم نصیبم میشد و تازه بعدش هم دو دل ازخریدش. بودم اما جدیدا با یه نگاه اونم به تنهایی.در کمترین زمان خریدم رو میکنم که مدتها هست برای همسرم و بقیه جای سوال هست که چی شده چقدر راحت تر خرید میکنی ؟؟ و متوجه تغییرات من شدند

    تازه هر چیزی رو هم میخرم هم خودم خیلی دوستش دارم هم بقیه بسیار تعریف و تمجید میکنن و هم اینکه دیگه هیچ تعویضی پس از خرید هم مثل گذشته ی خودم در کار نیست خلاصه می‌خوام بگم از زمین تا آسمون فرق کردم چون دارم روی خودم کار میکنم و الان این سرویس طلا رو هر کی میبینه بسیار تعریف میده و خوشش میاد و از همه مهم تر خودم رو به یاد بودن در مسیر میندازه .و عیدی بسیار زیبایی بود که امسال پس از گرفتن الهامات خدا و آرام تر شدنم و بیشتر لذت بردنم از زندگی از خدای خودم دریافت کردم و با عشق هر روز به اونها که به خودم آویزون کردم نگاه میکنم و لذت میبرم و میگم تا زنده هستم در مسیر میمانم .

    و یا اینکه باید بگم چون من در گذشته بسیار بسیار خجالتی بودم خصوصا با بعضی از اطرافیانم طوری خجالتی بودم که روابط خوبی با اونها و تقریبا هیچ کس نداشتم چون خودم رو دست کم میگرفتم نسبت به خودم حس خوبی نداشتم و …. اما به لطف بودن در این مسیر الهی چنان تغییر کردم و برام تغییرات عادی شده که گاهی یادم میره در گذشته چه بودم . چون مدتها هست که در مسیرم بیشتر دوست دارم خودم باشم اعتماد به نفس عالی پیدا کردم که حرفم رو بزنم نظرم رو بگم و کار دلخواهم رو جلوی هر کس باشه انجام بدم به سبک خودم لباس بپوشم و رفتار کنم و زندگی کنم و به سلیقه ی خودم بگردم و اینکه اینقدر خجالتی بودم که از اشپزی جلوی اطرافیانم ترس و هراس داشتم و در مهمانی ها یه گوشه مینشستم و هیچ حرفی با هیچ کس نداشتم فقط باب میل اطرافیانم رفتار میکردم .و …..

    اما همین یه هفته پیش مهمانی بزرگی داشتم که خیلی راحت دلم خواست چندین غذای روی سفره رو خودم درست کنم و اینکار رو با عشق و لذت کردم و اینکه دوست داشتم به نظر خودم و سلیقه ی خودم مهمانی رو برگزاز کنم و اتفاقا خیلی راحت بازم با یک نگاه داخل پیج یه لباس فروشی لباس مهمانی رو برای خودم انتخاب کردم و رفتم شومیز وشلوار دلخواهم رو.با طرح ال وی که خیلی دوست دارم در کمترین زمان با همسرم خریدم و با عشق و لذت به تنم کردم و طبق سلیقه ی خودم آماده شدم و. چنان غذاهای زیبا و خوشمزه ای روی سفره گذاشتم که همه لذت بردند و چقدر از لباسهای راضی بودم و همسرم تعریف میداد و چقدر مورد مهر و محبت اطرافیانم قرار گرفتم و اتفاقا اون شب همزمان با مهمانی من تولد یکی از مهمانهای عزیز بود که مادرش در خونه ی من میخواست ایشون رو سورپرایز کنه (که اینم به خاطر کانون توجه من به سمت شادی‌ها و مراسم شاد هست ) و منم تونستم کلی با مادرشون همکاری کنم و تولد این عزیز رو زیبا تر کنم یعنی اینکه آهنگ تولدت مبارک اندی رو همزمان با آوردن کیک از داخل یخچال از داخل اسپیکر خونه پخش کردم و رقص نور گذاشتم و رفتم اون وسط و اون عزیز و اطرافیان رو که قبلاً جرات حرف زدن با اونها رو نداشتم دعوت به شادی و رقصیدن کردم و خلاصه یه مهمانی بینظیر شد و اینکه اون طرف می‌گفت سالها بود تولد به این زیبایی نداشتم و خیلی از من تشکر کرد و خلاصه اینکه بقیه هم در حال استقبال از ورژن جدید من هستن که من همون لحظه متوجه نبودم چقدر تغییر کردم وبعدا متوجه شدم که وای چقدر از گذشته ام فاصله گرفتم .

    این رو هم باید بگم و من بازخورد و روابط و احترام عالی از اطرافیانم دارم میگیرم که واقعا بینظیر هست و من این همه احترام وعشق رو لایق خودم میدونم چون در مسیر الهی هستم .

    و در روابط شخصی با همسرم باید بگم منی که قبلا در گذشته عشق رو از ایشون گدایی میکردم و همیشه ناراحت از ایشون بودم که چرا ابراز علاقه نمیکنن و …..حالا با ورژن و شخصیت جدیدم که برای خودم ساختم ایشون در هر لحظه در حال ابراز عشق و علاقه به من هستند و بسیار به من محبت

    و لطف دارند و از انجام هیچ کاری برای من نه تنها کوتاهی نمیکنن بلکه لذت هم میبرن که انجام بدن و به دنبال این هستن که برای من شرایط عالی رو در زندگی فراهم کنند و ایشون در تمام مهمانی پا به پای من پذیرایی میکردند و کار میکردند و حتی صبح زودتر از من از خواب پا شدند و ظرفها رو شستند و کلی کارهای دیگه رو انجام دادند که واقعا از اینکه می‌دیدم چطور همسرم به من در انجام کارها بدون هیچ حرفی و اجباری کمک می‌کنه لذت می‌بردم .

    من ،من قبلی نیستم من یه فروغ محبوب که با اعتماد به نفس با حال خوب و با آرامش و با آزادی و با سلامتی بیشتر شدم ،هستم

    راستی یادم رفت بگم استاد من حدودا شش سالی میشه که قرص تیرویید میخورم و اون زمان پزشکم به من گفته بود این بیماری شما ارثی هست و باید تا آخر عمرت بخوری و اینکه من سالهاا هست بودن چکاب کردن داشتم دارو مصرف میکردم و اصلا یادم رفته بود که برم و خودم رو چکاب کنم . که یه روز به خاطر بودن در این مسیر زیبا به دلم افتاد برم سراغ چکاب بدنم و ببینم وضعیت تیرویید بدنم چطور شده آیا نیاز هست دارو کم بشه یا بیشتر بشه و …..اما نمی‌دونستم کارم درسته یا نه و از خدا هدایت خواستم تا بازم خیلی عالی با دیدن یه نشونه از دوستام در سایت شما که همین مشکل رو داشتن به من الهام شد که برم و خیلی در زمان درستی زیر نظر یه فوق تخصص که دقیقا در همون زمان به شهر ما اومده بود نوبت گرفتم و طبق دستورش داروها رو درست مصرف کردم و طوری نتیجه گرفتم که این خانم دکتر نتونست این همه بهبودی در اوضاع بیماری من رو درک کنه و براش عجیب بود و گفت امکان ندارد با مصرف منظم دو ماه دارو اینقدر تغییر پیدا کنی و بلاخره تصمیم برای تغییر مقدار دارو

    براش سخت شد و گفت با همین روال دو ماه دیگه بخور و آزمایش بده و بعد تصمیم میگیرم و بازم روندم عالیتر شده بود طوری که پزشک به آزمایشگاه و من شک کرده بود و گفت خیلی روند تغییر کرده و واقعا عجیب هست و شوکه شده بود و گفت آخه نمیشه کسی در این مدت. این همه تغییر بکنه و خلاصه گفت با کلی کم کردن دوز دارو یک ماه و نیم دیگه هم مصرف کن اگر بازم شرایط تغییر کرد یا دارو رو قطع میکنم یا بازم کمترش

    میکنم مثلا دو بار در هفته ولی من می‌دونم اصلا عجیب نیست و من می‌دونم سلامتی حق من هست و من به زودی ازخوردن این دارو رها میشم چون روز به روز جسمم سلامت تر و شاداب تر و زیبا تر میشه و

    این همه نتایج ارزنده حق من هست که سالها هست بها پرداخت کردم و روی خودم دارم کار میکنم .

    استاد عزیزم همیشه مانا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 1676 روز

      سلام برفروغ عزیز

      چقدر ازخواندن نتایج شما لذت بردم وبرای هرکدام خدارا شکر کردم ،چقدر عالیتر که مثالهای واقعی را به طور کامل توضیح دادید مثل ماجرای طلا،ماجرای دارو و….

      تعریف اینجور نتایج ملموس واقعا به من انرژی میده وخیلی بهتر توذهنم میمونه

      چقدر برام جالب بود که چندتا از نقاط ضعف شما را من هم دارم

      گاهی حرف ونظر مردم ،که توی حرفهام به بچه هام هم میزنم ومیگم اگر فلان طور بشه مردم میگن!!!!!!!

      وازهمه قویتر همون خریدن یه چیزی

      دوست دارم تظر همه را بدونم تمام بازارهای اون چیزی که نیاز دارم را بگردم که نکنه که شاید ازاون بهتر وقیمت مناسبتر هم پیدا میکردم

      همین طور روابطم باهمسرم که چرا ابراز علاقه نمیکنه

      چقدر خوب به نتایج عالی رسیدید

      واقعا برای من خرید وانتخاب بعضی از چیزها و کارها پاشنه ی اشیل هست چون همیشه فکر میکنم دیگران بهترازمن میدونن و میشناسن وبه روز تر هستن

      ممنون میشم از شما و دیگران که به من راهنمایی بدن که چکارکنم که بتونم خودم انتخاب کنم و بهترین انتخاب را داشته باشم وراضی از انتخابم باشم

      ممنون ازشما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      شیرین حمزه ای گفته:
      مدت عضویت: 2983 روز

      سلام دوست خوبم🌹

      چقدرازکامنت زیباوپرمحتواتون لذت بردم واستفاده کردم، وتحسینتون میکنم برای ایمان وتعهدی که به خودتون دادین وعمل کردین ونتایج فوق العاده ای گرفتین، تحسین میکنم این پشتکار واین توحیدعملیتون رو، تحسین میکنم شجاعت وعزت نفستون رو👏👌♥️براتون ارزوی موفقیت وشادی وسلامتی وسعادت روزافزون دارم🙏♥️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: