مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 40 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1028 روز

    1403/11/10روز207

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد و مریم عزیز و دوستان گل

    چقدر نکته مهمی اشاره شد:

    اول باید یک مهارتی و کامل توش حرفه ایی باشیم تا بتونیم به موفقیت مالی برسیم

    پاشنه آشیل:

    یعنی نقطه ضعف های داریم.

    یسری نقاط ضعف و اگر حل نکنیم نمیتونیم نقاط مثبت و روش کار کنیم .

    بعضی وقتا دچار سوتفاهم میشدم که منکه مهارت دارم منکه کار بلدم پس چرا به موفقیت مالی نمیرسم

    ازوقتی که دارم روی مهارتها جدی تر کار می‌کنم میفهمم که من هنوز توی کارم یک مبتدی هستم و نمیتونم توقع یه حرفه ایی و موفقیت مالی پایدار و داشته باشم

    ولی قبلا اینطور نبودم و یک غرور کاذبی داشتم که فکر میکردم من همه چیز و بلدم و کار نیست و…

    چقدر نکات این جلسه مهم بود و این مساله اساسی و به من یادآوری کرد که من باید اول توی کارم حرفه ایی بشم و غرور کاذب هم نداشته باشم .

    خدایا شکرت بخاطر آگاهی امروز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مریم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1316 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم و همچنین خانم شایسته ودوستانم ….

    خدایا سپاسگذارم ازت برای حضورم دراین سایت

    گوش دادن به این فایل و خواندن کامنت های خوب دوستانم ..

    خدایا کمکم کن هرآنچه ازاین فایل ارزشمند واین آگاهی که میتونه بهم کمک کنه رو بنویسم وبرای خودم تکرار کنم تاازهرجهت آدم بهتر وشادتری باشم.

    خدایا به امید خودت …

    نکات مهم این فایل

    عزت نفس یه قرص نیست که ادم‌بخوره بعددیگه عزت نفسش اعتماد به نفسش برای همیشه بره بالا وعالی باشه ….

    بلکه ماهربار که با مخالفت بقیه ممکنه تحقیر بشیم ویا شکست بخوریم، توی زندگیمون ونرسیم به یک سری اهداف که انتخاب کرده بودیم برای خودمون .ویا یه مشاجره با همسرمون یاحتی کس دیگه ایی

    ویا حتی بابیاد آوردن یه خاطره ی بد ،بیاداوردن یه شکستی ازقبل ،یا تحقیرها و……

    به راحتی عزت نفس ما ازبین می‌ره .

    بنابراین یادم باشه عزت نفس یه چیزیه که همیشه باید روی خودم کارکنم.

    یکی از بهترین روشهابرای ایجاد عزت نفس اینه که

    1ـمهارت هامو‌ ببرم‌بالا یعنی توی زمینه ایی که بهش علاقه دارم تمام وجودم و بزارم توی اون زمینه با تمرکز بالا ..

    2ـاینکه بیام موفقیت‌های یا بهتر بگم پیشرفتهای گذشتمو تو ذهنم بیاد بیارم یه دفتر بردارم وتمام پیشرفتهامو توهرکاری هرچیزی بنویسم …

    این خیلی به من کمک می‌کنه که بدونم چه توانایی هایی دارم حالا اگه تویه زمینه ی خاص خیلی توانیم بره بالا خیلی کمک می‌کنه که عزت نفسم بالا باشه

    مورد بعدی اینه که بیام توی بحث روابط روی خودم کارکنم .وقتی روابطم با افراد دیگه حالا همسر دوستان همکاران غریبه ها روابط بهتری برقرار کنم این هم می‌تونه به عزت نفسم کمک کنه

    بنابراین این چیزیه که من همیشه باید روی خودم کارکنم عزت نفس به من ،خودباوری واحساس.

    ارزشمندی میده …

    نکته ی بعدی …..

    ما فقط یه باور قدرتمند کننده نداریم.کلن عوامل مختلفی هست توی برهه های مختلف که آدم یه سری نقاط ضعف داره .ومیاد اونها رو برطرف می‌کنه وبعد یه پله می‌ره بالاتر ،شاید تواون لحظه فکرکنه این قدرتمند ترین باور بوده یا قدرتمند ترین قدم بوده…

    ولی وقتی ازیه تصویر بزرگتر نگاه کنیم متوجه میشیم که نه این بخاطر تکامل من تواین مرحله بوده که باید این قدم وبرمیداشتم یااین نگاه رو تغییر میدادم ویا این باور ودرخودم ایجاد میکردم

    مثلاتوی شرایط مالی …

    موفقیت مالی نیازمند اینه که توی یه زمینه ایی عالی باشم حرفه آیی بشم مهارت کسب کنم .

    باور ای خوب درمورد کارم‌ بسازم ..

    ما بعنوان انسان هممون یه عالمه نقطه ضعف داریم یه سری ازاین نقاط ضعفها خیلی کلیدیه خیلی حیاتیه که باید روش کارکنیم .وقتی اونو حل می‌کنیم به نسبتی که تواون زمینه پیشرفت کنیم .نتایج بزرگتری میگیریم

    نقاط ضعف خیلی جدی ،نقاط صعف یا همون پاشنه ی آشیلی نیست که بشینم دوروزه رو‌خودم کارکنم حل بشه ..نه

    باید تاابد حواسم بهشون باشه ،نقاط صعف جدی و اساسی چیزهایی هستن که همیشه به خاطر شکلی که بزرگ شدیم بخاطر باورهامون بخاطر اتفاقاتی که درگذشته برامون افتاده همیشه باما هستن همیشه گوشه ی ذهنمون هستن واگر رو‌خودمون کارنکنیم‌ جلوی پیشرفت مارومیگیرن وخیلی مهمه بدونیم نقاط ضعفمون توچیه ؟

    البته که صحبت کردن درمورد نقطه ضعف به این معنا نیست که ما فقط باید روی نقاط ضعفمون کارکنیم …نه

    بلکه ما باید برای موفقیت بیشتر پیشرفت بهتر بیشتر روی نقاط قوتمون تمرکز کنیم اونها رو تقویت کنیم واین خیلی مهمه …

    مثلا یک فردی توی یادگیری کاربا تکنولوژی نقطه ضعف داره ولی توی روابط باادمها خیلی خوبه وجای اینکه اون فرد بیاد حالا ناراحت بشه وخودشو سرزنش کنه که چرااین‌کارو بلد نیست .

    آمده روی توانایی ارتباطیش کارکرده تواون حوزه خاص کارکرده وبعد میبینیم که چقدر هم موفق شده توی کارش بیزینسش واین درحالیکه فقط دیپلم داره ویا اصلا دیپلمم نداره بیسواد …

    وما واقعا ما این نمونه افراد رو دراطرافمون دیدیم …

    من خودم مادرم اصلا سواد نداره اما بینهایت توی روابطش خوبه من قبل از اینکه باقانون خداوند آشنا بشم ..

    واقعا نمی‌تونستم مادرمو درک کنم

    جالبه بگم نه تنها من بلکه تاحدود زیادی خیلی از آدمهای اطرافمون ازخواهر وبرادرهام بگیر تاپدرم و حتی خانواده خودش …

    زمانی که مادرم ازپدرم‌جدا شد دست خالی بدون هیچی فقط با یه ساک‌کوچیک لباس که یادم نیست چی بوده رفت ..

    این درصورتی بود که وقتی باپدرم زندگی میکرد اوضاع مالی متوسطی داشتیم

    البته مادرم خودش کارمیکرد وارایشگر بود .

    ودرسته که شرایط پدرم خیلی خوب نبود اما مادرم همیشه

    همه چیز براش خوب بود براه بود تویه خونه باهم بودیم اما مادرم همیشه لباسهای زیبا میپوشید همیشه تمیز شیک بسیار زن تمیزی بود وهست و همیشه بوی عطر و ادکلن میداد ودستپخت بسیار عالی داشت و داره جوری که همیشه زبانزد فامیل بود مادرم همیشه داشت کارهای پدرمو مدیریت میکرد ایشون خیلی زن باهوش زرنگ فعال ونترسی بودن و هستن

    هیچ وقت یادم نمیاد مادرم بگه من ازچیزی میترسم ویا بگه من یه جام درد می‌کنه یا بگه دستم خالیه من هیچ وقت این جملات وازش نشنیدم ویا درمورد سختیهاش حرف بزنه .

    ولی پدرم یه کم اینجوری بود و متاسفانه همیشه هم زندگی سختی داشت…..

    واقعا هروقت به زندگی پدرومادر فکر میکنم میبینم قانون چقدر دقیق و درسته وخداوند چقدر عادله …

    وقتی هم که مادرم ازپدرم‌جدا شد خیلی راحت توافقی که اینم بخاطر باورهای خوب مادرم بود حالا که فکرمی‌کنم ….

    پدرم پنج‌سال بعد جدایی مادرم به خاطر اعتیاد و بیماری ودرشرایط سخت مالی از دنیا رفت..البته که ازدواج هم کرده بود ویک بچه هم داشت .

    جالبه که دلیل شرایط بد مالیش رو‌مادرم میدونست اما حتی بعد از جدایی هم شرایط مالی پدرم خیلی بدتر شد و هیچ تغییری که نکرد هیچی بدترم شد وجالبه همیشه داشت نفرینش میکرد وپشتش بدمیگفت ودلش خیلی ازمادرم پر بود یه جورایی نمیتونست اونو ببخشه حتی تا آخرین لحظه مرگش که خودم پیشش بودم ..

    اما ازاون‌ور مادرم نه اینکه دنبال این چیزها نبود بلکه اونقدر این زن قوی شجاعه بدون اینکه پدرومادرش خانواده اش یک ذره حماتیش کنن چون جدا شده بود همه تردش کردن

    اون رفت وزندگیشو ساخت واقعا بهش افتخار میکنم اون برای خودش خونه خرید کلی پول نقد تو‌بانک داره یک زندگی آرام تمیز شاد پرانرژی مثبت داره فوق‌العاده ادم‌ مثبتیه هرچی میخواد براش فراهم میشه ..

    العانم که شصت وخورده آیی سنشه داره کارمیکنه ..

    خدا شاهده یک بار نشنیدم این زن گله کنه یابگه من حالم خوب نیست حتی اگر باشه هم نمیگه

    به خدا سوادهم نداره هیچیم ازقانون نمیدونه ولی اونقدر قشنگ داره به قانون عمل می‌کنه من همیشه تحسینش میکنم ..

    وحتی به خودشم گفتم ..

    من خودم قبل از فهمیدم قانون روابطم با مادرم بخاطر جداییش باپدرم خیلی بد بود ..

    اما العان واقعا قابل مقایسه نیست بااون موقع ومن همیشه جلوی خودش تحسنش میکنم و بارها بهش گفتم بهت افتخار میکنم …

    مادرم واقعا زن خوبیه پدرمم ادم‌ خوبی بود

    منتها جهان واقعا کاری به این چیزها نداره فقط این باورهای ماهستن که باعث خلق زندگی خوب یا بد برامون میشه ..

    پدرم همیشه مستاجر بود ..

    اما مادرم نه تنها خونه خرید بلکه کل وسایل زندگیشوخودش خرید ..

    جالبه که العان مادربزرگم که سن و سالی ازش گذشته ویه مدت هم هست بیمار وپیر شده درگذشته با مادرم قهر بود العان بیشترین کمک مالی ورسیدگی به کارهاش رو مادرم انجام میده یعنی بین خواهروبردارهاش که اونا همه کاردارن زندگی دارن به اندازه مادرم خرج نمیکنن .

    حتی داییم همیشه به مادرم میگه توشیرزنی ..

    مادرم نه تنها توی این مسایل خوبه ودرست عمل کرده بلکه توی روابط با برادرهام که خیلی ازمادرم توقع مالی داشتن هم درست برخورد کرد وهرگز بیجا به کسی حتی به بچه‌ هاش کمک نمیکنه

    جالبه هیچ کس مادرمو وکارهاشو درک نمیکنه وبنده خدارو همیشه پشتش حرف میزنن ویاقضاوتش میکنن

    باور کنید هرگز ندیدم پی این حرفها رو بگیره و اهمیت بده ..

    مادرم یه زن بیسواد اما خیلی خوب داره به قانون عمل می‌کنه و همیشه کاریو انجام میده ک دوست داره واصلا حرف بقیه پشیزی برایش مهم نیست یعنی واقعا دوسش دارم وتحسینش میکنم ….

    هیچ وقت نمیگه من سوادندارم بلد نیستم میگه من میتونم ازپسش برمیام خدابزرگه …

    اصلا آدمی نیست که به زبون چیزی بگه توضیح بده میخوام‌اینکارو‌بکنم ویابخواد خودشو توضیح بده

    می‌ره کارشو انجام میده هرکاری هرتصمیمی بی‌سروصدا بدون اینکه دادوقال کنه ….

    ونکته ی بعدی ازاین فایل ….

    که هیچ انسانی کامل نیست هیچ کس و نخواهد

    بود ،وهیچ‌پیامبری کامل نبود هیچ کس

    همه ی ما نقطه ضعف داریم همینکه بدونیم همه ما داریم کمک می‌کنه که خودمونو بپذیریم بیشتر …

    مورد بعدی اینکه توی زمینه ی نقاط قوت باید خیلی کارکنیم خیلی بیشتر ،نقاط قوتمون رو بهبود ببخشیم وروی اونا سرمایه گذاری کنیم …

    استاد جان خانم شایسته جان بسیار سپاسگذارم ازشما برای این پروژه وتک تک فایلهای عالی سایت

    خدارو صد هزار مرتبه شکر برای امروز پربرکتم …

    خدایا شکرت ..

    در پناه خداوند یکتا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾

    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿2﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿6﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿7﴾

    ……

    سلام و درود خدا به فایل ارزشمند الهیم…

    به فایلی که زره زره وجودمه برای سعادتمندی دنیا و اخرتم…

    ………………………………….

    من به لطف الهی و عمل به قوانین الهی و ورودم به این بهشت…

    اینقدر لطف خدا شامل حالم شد….که همه رو لطف توحید و یکتاپرستی میبینم!!!

    و این عطش توحید و یکتاپرستی..مرا “هر لحظه به ان سوی، مرزها برد.

    مرزهایی که جز حال و احساس خوب نبود..

    …..

    دستاوردهایی که طی این سه سال 200 خورده ایی از روز بدست اوردم…

    به اندازه 100 سال به خلق زندگیم در تمامی جنبه های زندگیم”کمک کرد…

    هر چقدر از دستاوردهام در تمامی جنبه های زندگیم بگم کم گفتم…

    1….درک توحید و یکتاپرستی

    2..درک شرک و یکتاپرستی

    3..درک خودشناسی و خداشناسی

    4.درک خودشناسی و پیدا کردن پاشنهام بصورت تکاملی و قدم به قدم..

    5..بعد درک خودشناسی و شخصیت سازی و نابود کردن شیطان درونم.

    6…دریافت الهامات از طرف خداوند اینم بصورت رندوم

    7..درک انسانیتم و پیدا کردن خودم برای بهتر شدن خلق زندگیم

    8…قدمهای تکاملی برای غلبه بر ترس و محکم کاری شخصیتم برای قدمهای خاستهام.

    9.دریافت الهامات و رشد شخصیت و رشد مهارت بیزنسم

    10.هدایت شدم به بیزنسی که سالها آرزوشو داشتم.به یه چیز ساده و راحت از میان قلمبه سُلمبهایی که گذشته توسط افراد حوزه موفقعیت در رشته کاریم باور کرده بودم..

    و من هدایت شدم به ریزترین نقطعه از ان…و کار کردن روی مهارتم و پیشرفت در این زمینه بصورت ورژنی جدید و به روز دنیا..برای افرادی که علاقمند با این نمونه کار هستنند…

    از زیباییهای بیزنسم بگم!!!من همیشه،”از آغاز ورودم به این رشته که دقیقا سال 85.86.این حدودا…اغاز به فعالیت کردم…

    هندزم قبلترش ولی الان حضور ذهن ندارم..

    همیشه دویتداشتم از رشته کاریم که طراحی و دوخت هست..

    متفاوتر از بقیه کار کنم..از او زمان تا سال 94…که لیسانس این رشته رو گرفتم در عرصه های مختلف کار کردم…

    برای ارگانهای دولتی.برای شخصی و هر نحوه ایی که دلت بخاد کار کردم..به این دلیل که عاشق کار افرینی بودم..

    همیشه دوستداشتم برای خودم کار کنم.

    و یه حرکت خیلی خوبی زدم.و شروعش کردم.ولی اون نتیجه ایی که میخاستم نرسیدم.

    تا اینکه تضادها توی روند کاریم پیش اومد و هدایت شدم .به این بهشت.

    جون همیشه میگفتم خدایا هدایتم کن.من دوستدارم یچیزی رو خلق کنم اونم سریع و اسان و راحت باشه..

    دوستدارم توی این زمینه که اکثرا یه مدل کاری رو انجام میدن..دوری کنم.

    الان شما دوست عزیزم که این مقاله رو میخونید..

    از بکگراند یه خیاط…فقط اینو میبینید که یه لباس براتون در حوزه های مختلف بدوزن…

    چیزی که من همیشه بهش نفرت داشتم..به این دلیل که کاراییش برام سخت بود..

    و ناگفته نمونه من همیشه خودمو بالا میدیدم.میگفتم من باید یچیزی رو بوجود بیارم.

    هدایت شدم به دوخت سرویس خواب…خیلی موفق بودم.بازم چون اون مسیر مستری و دوزنده بود بازم “یسری تضادی بهش برمیخوردم..

    دوستداشتم کارافرینی کنم تولید کنم..

    و دیگر زمینه ایی که انشالله دوستدارم در اینده ادامش بدم.بحث فریلنسر هست..کار طراحی..ولی فعلا قدم به قدم پیش میرم..

    لطف خداوند این مسیر بهم الهام شد.از طریق اموزشی که در زمان و مکان مناسب همون دم دمهای وردم به سایت بهش هدایت شدم..تونستم یه ورژن جدیدی از الگو برداری در تمام زمینها رو از صفر مطلق شروع کنم.

    دقیقا بیین یکسال و خرده ایی طول کشید..

    و من قدم به قدم طبق الهامات به مسیر الگو برداری و دوخت دستکشهای زنانه هدایت شدم و شروع کردم به دوخت..یجاهایی پارچه خیلی از بیین رفت.دیگه آغاز مسیر بود اونم بخاطر کمالگراییم…و دوباره کاریهام.

    و قدم به قدم همونجور طبق الهامات خداوند پیش رفتم..

    و کار دستکش الهامیم با شخصیتم رسد کرد..یجاهایی الهام میشد که باید بری خودتو پروجکت کنی توی مغازه های مختلف..

    من از همین پروجکت تونستم به مبلغ چند تومن فروش کنم باهاش دوره بینظیر عزت نفس رو بخرم..

    و بازم در کنارش قوی شدنم در شخصیت…

    چقدر دنیایی از شخصیت الهی گونه ام برام بولد شد..

    چه دریافتهایی ..

    ثانیه هاش برام صفحه ها نوشتن داره…

    و طبق الهامات پیش رفتن..

    هدایت شدن به غلبه بر ترسها..در سایتهای مختلف…و نحوه عکسبرداری و شرح نویسی راجع بکارم..

    دقیقا پلن به پلن من رشد کردم..

    تا اینکه مهارت من از صفر مطلق که هیچ سایز بندی و شکلی نداشت بدون الگوبرداری صحیح طبق دستها .،”با سایزهای مختلف..

    و بعد از طی کردن این روند.هدایت شدم به سه تا سایز با 6 ورژن..با بسته بتدی راحت و سریع و کارا!!!

    و همه کارها طبق اصول انجام شد…

    11..هدایت به باورهای درونی .که من سالها با همین باور داشتم بیل میزدم توی زمین سنگی سخت..یکار بی فایده.اونم بخاطر این باور سیمانی بود..

    که اینروزا دارم براش قدمهای تکاملی بر میدارم…

    اونم با هدایت الله بود..از طریق زبان شخص نزدیکم.

    (کار کردن سخته!)یا برای پول ساختن من باید زجر بکشم..با سختی به پول و ثروت میرسم.

    اینم بخاطر باوری که افراد نزدیکمو دقت میکنم میبینم این باور خیلی نقطعه سنج خودم و افراد نزدیکم بوده..

    اونا دارن مول میسازن ولی سختی میکشن..خیلی بخودشون زجر میدن..

    و این باورم خیلی در درون بازم فرد نزدیکم پدرم زیاده.همیشه از:سختی پول دراوردن میگه!!

    و من به عینا نحوه زندگیشو دیدم به کجا ختم شد..کلا کارش:ملحق شد.

    جوری که کاملا روش قبلنشو گذاشت کنار و هر چی رو داشت جمع کرد.

    چون باور داشت مول بسختی در میاد.مشتریایی که داشت کم کم از بیین رفتن..و هر مشتری هم میومد ازش:.”خرید میکرد باید قرضی میورد.اونم طی چند ماه پرداخت ..علنی هیچ سودی طبق روند بازار براش نداشت..

    و یسری اتفاقات بعداش براش:پیش اومد..

    من قلنون رو توی این فرد نزدیکم که مدرمه دیدم.

    چون باور داره پول به سختی بدست میاد..

    همیشه براش میدوید..دیدم منم دارم همین باور رو در درونم بولدتر میکنم.

    بولد بود ..ولی هر روز زیادتر میشد..

    و ناگفته نمونه..همیشه من بخاطر پول دراوردن سخت.باید با مشتری بحث میکردم.بعداشم با هزار منّت بهم پول میداد.

    با وجودیکه کارم بسیار تمییزو زیبا بود.

    ولی بخاطر این نوع تفکر همیشه هشتم گرو نهم بود…

    و طبق کار کردن روی قانون فهمیدم هنوز این ورژن از سختی کار در درونمه..

    هدایت شدم به ایه زیبای مدثر…دیدم خداوند از خاستهاش برای من میگه..

    که من مال و ثروت بزرگی برات میخام..فقط یادت باشه از:قانون بنفع خودت استفاده کنی…

    و همین ادامه دادنها و کار کردن و بیاد اوردن ابن روند تکاملی در بیزنسم باعث شد احساسم خوب بشه…

    عزت نفسی پیدا کنم..عزت نفسی که میگه…ان مع العسر یسرا..

    استاد در فایل اول عزت نفس میگه…

    حرکت کردن و حل کردن مسائل..و این حل مسائل باعث میشه خداوند قدم به قدم شما هدایت بشید..

    من بهمچنین ورژنی رسیدم!!!..که منم کارمو با همین کتگوری که باور توحیدی هست ..کارمو پیش ببرم.و این مسئله خیلی مهم که من همیشه باهاش:مشکل داشتم!!!که اونم نحوه فروشمه رو بزارم کنار…

    که نخاد خودم مسیر ذهنی گذشتمو پیش ببرم ..و این مسیر رو با قدرت توحید پیش ببرم..

    جاهایی که روی ذهنم فکر کردم..ضربه خوردم..

    ولی جاهایی که توحید بهم کمک کرده باعث شده این مسیر رو با بهترین باور پیش ببرم..

    و من با هدایت الله دارم این مسیر تکاملی فروشمو از این دستکش الهی “گونه ام!به سمت بهترین مسیر هدایت میکنم.

    چون همه چیز باورای توحیدیه..

    باورای توحید تو رو تسلیم مسیر میکنه.که با عقل و ذهنت…روش سرپوش بزاری..

    و با کمک توحید و یکتاپرستی بقیه مسیر رو پیش ببری..

    12….در نهایت باورای توحیدی و منتظر هدایتهای الهی برای قدمهای تکاملی و رسیدن به نتیجه مالی..و مسیر خداشناسی بیشتر برای راحت انجام شدن کارها..

    انشالله این دستاوردهاکه بیش از نوشتهام هست،”رو همیشه “به خودم گوشزد کنم..

    و یادم باشه دلیل دستاوردام چی بوده!!

    دستاوردهایی که هر روز داره بسمت خوشبختی و سعادتمتدی بیشتر هدایت میکند…

    در نهایت سپاسگزار خداوندم می باشم..که در مسیر خودشناسیم قرار داد که با خودشناسی به درجه در صلح رسیدن بخودم هدایت بشم..و بتونم زندگی خوبی رو در تمامی جنبه ها برای خودم بسازم..

    همه چیز منم..و خدای منه….و من با کمک این نگرش عالی میتونم هر لحظه ایی از اینده ام..که بما کسبت ایدیهم..هست رو برای خودم رقم بزنم..

    در نهایت سپاسگزار این بهشتم می باشم.که هر لحظه حال درون ذهنمیو دگرگون میکنه برای نتایج بالاترو احسن تر..

    خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 467 روز

    سلام به استاد های عزیزم

    اگه این دفترچه موفقیت رو نمینوشتید توی متن سایت و من انجامش نمی دادم..اصلا نصف موفقیت های همین “امروز” ام رو یادم نبود.

    من وقتی فایل رو گوش دادم و متن رو خوندم و اومدم تمرین رو انجام بدم دیدم عه امروز این موفقیت و پیشرفت رو هم داشتم این پیشرفت رو هم داشتم هی وسطش چیزهای محتلف یادم میومد

    و جالب اینجاست که نصف شو فراموش کرده بودم و بعد از دوبار خوندن و نوشتن تازه یادم میوفتاد

    مثلا من امروز کمد لباسم رو خالی کردم تمیز و مرتبش کردم ولی اصصصصلا یاذم نبود و یهویی وسط نوشتن یادم اومد!

    خب من وقتی موفقیت های همین امروزم رو یادم میره چجوری انتظار دارم موفقیت های یک سال گذشته م رو به یاد داشته باشم و فراموش نکنم!

    ی نکته دیگه اینکه موقع نوشتن و نکته برداری از فایل ها چون جدی تر میگیری با دقت گوش میدی بهتر میفهمی و کلی نکته جدید خودت کشف میکنی

    مثلا تو همین فایل شما خیلی راحت سه تا راه برای بالا بردن عزت نفس گفتین

    من قبل ازینکه بنویسم اصلا متوجهش نشده بودم یهو موقع نوشتن کفتم عه چه نکات خوبی! بذار بنویسم اینارو!

    بعد چجوری این فایل ها رایگانه؟چجوری دوره نیست؟ ذهن من همیشه میگفت اینا ارزش نداره باید محصول بخری ولی بفرما من موقع نوشتن کلی نکته دراوردم ک موقع گوش کردن توجه نمیکردم!

    این فایل ها همون حرفهاست توی دوره ها و ارزشش کمتر از دوره نیست

    خلاصه اون سه تا راهی که گفتین رو من نوشتم و واقعا نوشتن کمک میکنه به بهتر عمل کردن

    مطمئنم قبلا من این فایل رو گوش کرده بودم ولی چون نکته برداری نکرده بودم(جدی نگرفته بودم)این همه اگاهی کسب نکرده بودم

    خدایا شکرت. مرسی از استاد های عزیزم بابت همه زحمت هاشون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    نفیسه شیخی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1693 روز

    نفیسه شیخی

    به نام خداوند بزرگ وتوانایی که من وهدایت کرد

    سلام استاد

    تشکر میکنم این سوالی که دوست عزیز پرسیدند سوال من هم بود وبا توضیحاتتون متوجه شدم که بله کاملا در مورد من یکی از نقاط ضعف من بوده والان تا گوش کردم دقیقا یادداشت کردم که این منچستر که دارم این بلاها رو به سر خودم می آورم

    چون من قبلا همیشه در حالت نگرانی بودم مدام دلهره داشتم اگه نشه چی کار باید بکنم واز این حرفا ولی الان ۷الی۸ ماهه که روخودم کار میکنم خیلی بهتر شدم اتفاقات بهتری تجربه کردم ولی بازهم یک هفته هست که دوباره افکار منفی به سراغم اومده خیلی سعی می‌کردم خودم کنترل کنم تا اینه امروز بادیدن این گفتگوی شما با خانم شایسته عزیز به پاسخم رسیدم وروی یک برگه حرفای شمارو به صورت کلمات بزرگ نوشتم وبه دیوار اتاقم زدم که هرروز بخونم وبه خودم یاد آور کنم سپاس گذارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1627 روز

    سلام به استاد عزیزم ، مریم جون زیبا و همه عزیزان همراه .

    مریم جون اول باید سپاسگذار شما باشم بابت گام هایی که ما رو به خوشبختی بیشتر میرسونن.

    من مدتیه آموزش حرفه جدید دیدم اما از شروع ترس دارم چند روزی هست دارم با خودم کلنجار میرم و از خداوند هدایت میطلبم .

    جدیدا به لطف الله مهربان با فردی آشنا شدم که هیچ دوره ای و آموزشی از هیچ کجا ندیده اما ایشون خودجوش توی وجودش آگاهی از قوانین هست و با خودش درصلحه و این واسم خیلی جالبه .

    من ازش الگو میگیرم و با آگاهی از قوانین دلیل نتیجه هاشو متوجه میشم و کلی ذوق میکنم از اینکه متوجه عمل به قوانین میشم .

    و خداوند ایشون رو سر راهم قرار داده تا الگوی من بشه واسه پیشرفتم .

    همچنین تشویقم میکنه واسه شروع کار و گذشتن از ترسهام .

    مدام تواناییهامو یادآوری میکنه و منو تشویق به حرکت میکنه .

    من از خداوند کمک خواستم و خداوند دستی از دستانش رو واسه کمک به من فرستاده تا با کمک و مشاوره با ایشون ترسم رو کنار بزارم و حرکت کنم .

    خداوند رو سپاسگذارم و این موفقیتها رو از دوره ها و آموزشهای شما دارم که قدم به قدم تکاملم رو طی میکنم . الهی شکر .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    محمدرضا گفته:
    مدت عضویت: 2086 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان

    بایدها و نباید های این فایل

    ما نباید با برخورد کردن با یک شکست یک مشاجره با اطرافیان با نرسیدن ب یک هدف خاص یا با بیاد اوردن یک خاطره بد درگذشته به راحتی اعتماد بنفس خودمون و از دست بدیم

    ماباید همیشه رو عزت نفس کار کنیم

    ما باید برای افزایش اعتماد بنفس مهارتهامونو افزایش بدیم

    ما باید موفقیت های یا پیشرفت های گذشته مونو بنویسیم و همیشه بخودمون یاداوری کنیم

    ما باید تو حوضه روابط رو خودمون کار کنیم و روابطمون و با دیگران بهبود ببخشیم این مسئله باعث میشه اعتماد بنفسمون افزایش پیدا کنه

    ما باید روی نقاط ضعفمون کار کنیم تو هر حوضه ای

    برای رسیدن به موفقیت مالی باید تو یک زمینه ای حرفه بشیم و تو اون زمینه باید مهارتهامونو افزایش بدیم بعدش روی باورهامون کارکنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سجاد قربانی گفته:
    مدت عضویت: 3092 روز

    سلام به همه ی دوستان و استاد و خانم شایسته اول بگم که من برای قسمت قبلی کامنت گذاشتم و با این که من از مکان های تنگ زیاد خوشم نمیاد ولی از ورودی غار مخصوصا وقتی که داشتید از غار خارج میشدید و منتظر و طبیعت پیدا میشد واقعا لذت بردم و بین راه هم که خیلی عالی بود همه جا   سرسبزی خیلی خوب بود?

    و در مورد این جلسه.استاد وقتی که شما داشتید در مورد زیبایی ها بین راه تعریف میکردید من واقعا حس میکردم چنین مکان هایی را با موتور افرود رفتم و حسشون میکردم اون درختا و رود و سنگ های لب اب و رنگ درختان واقعا حس میکردم .

    تازگیا این جوری شدم مثلا دیشب در دفتر ارزو هام نوشتم که دوست دارم قدم به ۱۹۰ سانتی متر برسد و ویژگی های زاهری دیگر  و یا در مورد همسر اینده آینده ام که چگونه باشد ،امروز که داشتم سر کار مورد علاقه ام کار میکردم ی حس شور و شوقی داشتم انگار قدم به اندازه دل خواهم داشت می رسید و همسرم هم تو زندگیم بود واقعا چنین حسی رو داشتم .ی اتفآق جالب این که من کار آموز سر ساختمون هستم چون واقعا از ساخت و ساز لذت میبرم و ما کنار یک مدرسه داریم ی مدرسه دیگه می سازیم، امروز وقتی رفتم سر ساختمون با خودم گفتم ی چیزی میخوام بخورم و دیگه اصلا تو ذهنم چیزی در این باره رد و بدل نشد با این که جمعه بود ولی مدیر مدرسه کناری اومد به مدرسه ی سری بزنه و..‌‌.

    دیواری هم بین دو مدرسه فعلا کشیده نشده ،اون مدیره پایی درست کرده بود و دعوامون کرد که باهاش چایی بخوریم و چایی رو که   خوردیم و وقتی داشت میرفت یک بشقاب شکلات هم برامون آورد که بخوریم و رفت منم شیرینی خیلی دوست دارم و ما دو نفر بودیم که اون کارگر شیرینی دوست نداشت و من هم کلی شکلات خوردم اینم خاطره امروزم .

    با دو تا از دوستام به پارک ناژوون رفتیم ولی با اونا که بودم احساسم خیلی  بد بود ولی هفته قبل این جوری نبود ?شاید باید ازشون دوری کنم چون حرف هاشون واقعا بیخود بود.

    خب من الان باید برم تو دفتر خواسته هام ی موتور افرود اضافه کنم  ممنون که کانت من رو مطالعه کردید فعلا خداحافظ همگی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    آزاده عابدی گفته:
    مدت عضویت: 2463 روز

    به نام خدای هدایتگر?

    سلام خدمت خانم شایسته عزیز و همه هم فرکانسی ها

    امروز شما دستی از دستان خداوند شدین برای من ?خداوند وقتی به طور عملی نه فقط حرف بهش ایمان و اعتماد داشته باشی دستهایی رو برات می فرسته که غافلگیر میشی ?چند روز پیش وقتی جلسه ششم از قدم اول رو گوش میدادم یه مشکل فنی ایجاد شد اول ناراحت شدم ولی زود به خودم اومدم گفتم اشکال نداره دوباره میرم و فایل رو دانلود میکنم هر چند که فایل قبل رو هم با بیشترین کیفیت دان کرده بودم هم صوتی و هم تصویری که در هر دو صورت همون مشکل بود یه لحظه یاد حرف استاد افتادم گفت خدا حتما امتحان میکنه گفتم نکنه این امتحان منه چون من تازه اول راه هستم خدا هم خواسته یه کوچولو امتحانم کنه البته من قبلا بارها و بارها امتحان شدم و خداروشکر سربلند بیرون اومدم چون تقریبا تکاملشو طی کردم هر وقت یه مشکلی پیش می اومد چه کوچیک یا بزرگ از زمانی که قانون رو درک کردم همیشه این جمله رو میگم خدایا توکل به خودت دییییییگه خیالم راحت بود نه اینکه بگم خدایا توکل به خودت بعد یه ترسی داشته باشم نکنه نشه نکنه اینجوری نههههههه من 2 سالی هست روی خودم از طریق این قانون کار کردم تا به اینجایی که الان هستم برسم? آرامش?

    وقتی این مشکل برام پیش اومد مشکل فنی… گفتم خدایا توکل به خودت میدونم یه نشونه ای بهم میدی میدونم تو بهترینی و بهترین هدایتگر ??مریم جانم دیروز وقتی فایل قسمت سوم امکانات سایت رو باز کردم ومشکل فنی من توی همین فایل بود همون موقع اشک ریختم از خوشحالی گفتم خدایا میدونستم که راه رو نشونم میدی چون مشکل من همزمان شده بود با زمانی که فایل رو گذاشتین اینا همش نشونست و اینبار شما شدین دستی از دستان بی نظیر خداوند برای من ???

    مریم جانم از تمام زحماتی که برای این سایت و ما میکشین خییییلی سپاسگزارم خدا قوت??

    و از این که به رایگان این علم و آگاهیها رو در اختیار ما میذارین که حتی چطوری میتونیم و از چه طریق از محصولات استفاده کنیم ???

    در پناه الله یکتا شاد سربلند ثروتمند و پیروز باشیم در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2098 روز

    خدااای من

    امروز داشتم آموزه هایی که تو این یک سال اخیر از استاد یاد گرفتم و مکتوبش و جداگانه وارد دفتر جدیدم میکردم که برام مرور هم بشه یه جاهایی رو از نوشته ها متوجه شدم که جنس حرفهای مریم جونه چون همونجوری کتبی وارد دفترم کردم (معمولا صحبتای استاد و محاوره ای مینویسم که قشنگتر برام جا بیفته ) و چون قبلا بصورت روزنامه وار راهکارمسائل و خونده بودم جاهای مهمش و نوشته بودم یهو امروز بهم الهام شد راستی حالا که این نوشته رو دیدی حتما وقت بزار و راهکار مسائل و بخون و اینبار نه بصورت روزنامه وار بلکه مهم و دقیق و جز به جز بقول یکی از بچه ها که کامنت هم گذاشته بود جز به جز خط به خط کتابی ارزشمنده و روزها و ساعتها هم که شده روش تفکر کن و بازش کن تو ذهنت

    بعد امروز یهو دیدم نشانمه الله اکبر قانون ووو ببین شماااا آخه مو بر اندام آدم راست میشه ..

    حالا که کلام خدا هم بالا اومد حتما میرم سراغش مخصوصا الان که دارم رو دوره عزت نفس کار میکنم عجیبه اما یهو از دوره 6 به بعد با اینکه 3ماه از خریدش میگذره اما گوش ندادم نه از روی قصد اما کشیده نمیشم به سمتش با اینکه با تمرین های جلسات اولش کلی نتیجه گرفتم و کلی هی از اول چند بار گوش میدادم تا 6 اما 6 به بعد گیر کرده ترمز همونجوری وایساده حالا باید بگردم ببینم بنزین ش کجاست بریزم تا راه بره قطعا هم مدار نیستم باهاش (البته که به خودم قول دادم تا تک به تک تمریناش و انجام ندادی مخصوصا آگهی بازرگانی نرو سراغ قسمت بعدی) حالا اول برم سراغ هدایتم یعنی راهکار مسائل تا روغن کاری درست بشه بریم جلو با یاری خداوند و راهنمایی های دو استاد عزیز و قشنگم سید و مریم جونم

    خداوندا سپاسگزارم در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: