مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه












بنام خالق یکتا
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی گل
خیلی خوش حال هستم که امروز هدایت شدم به این فایل زیبا و پر از اگاهی
خیلی این فایل باور های خوبی رو در درون من روشن کرد که خداوند واکنش نشان میده به باور ها و رفتار های من
واقعا این سیستمی بودن خداوند خیلی به من بهتر کمک میکنه تا من در واقع خودم را بهتر بشناسم و ببینم چه باور هایی دارم
من فهمیدم که در واقع باید خداوند رو در وجودم حسش کنم و در هر شرایطی ایمان داشته باشم و توکل کنم یعنی اگر در مورد مسئله ای دارم بهش فک میکنم ارام باشم و اون احساس خوبی که میتوانم خودم برای خودم درستش کنم را انجام بدهم قطعا هم پروردگارم بهم کمک میکنه
هر خیری که به ما میرسه از طرف خداونده و هر شری هم که به ما میرسه خودمان هستیم که داریم خلقش میکنم
پس باید مراقب رفتار هایمان باشیم
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
مهاجرت به بالاتر
خداوند یک انسان احساساتی نیست به حرف های انسان واکنش بده .. خداوند یک سیستم هستش که به افکار و باورهای من واکنش میده و خودم رو به خودم برمی گردونه .
اگر افکار من در جهت مثبت باشه در نتیجه زندگی من در جهت بهبود هستش و تجربه های زیبا خواهم داشت و بالعکس.
زندگی من و تجارب من چیزی جدا از افکار و باورهای من نیست و تمام زندگی من بازتاب افکار خودم هستش. و خداوند قدرت خلق زندگیم رو به خودم داده است. و من این اختیار رو دارم که زندگیم رو به صورت دلخواهم با بهبود افکارم بسازم .
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام الله .سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته گرامی و دوستانی که این متن رو میخونن .میخام یه داستانی دو ماهه بگم تا امشب بگم خدمت همه ی شما .من آموزه های استاد رو گوش میکنم و شکر خدا نتایج هم گرفتم و دوازده قدم رو تهیه کردم و کسانی که دوره رو تهیه کردن میدونن یه تمرین داره ستاره قطبی .تو یه همه تمرین هاا میگفتم الله یه خبر خوب بشنومم و 100 درصد مطمئن بودم و شک نداشتم تو نوشته هام میگفتم الله جانم میدونم تو اینرو میدی ب من نمیدونستم دقیق چی بود ولی ته دلم میدونستم یه خبر عالی میشنیدم چون ب من الهام میشد امروز صبح هدایته ب من گفت امروز بنویس اخرش خبرو میشنوی من هم پدر شدم الهی شکرت الله جانم سپاسگزارم هرلحظه که بمن لطف کردی و یه قانون رو وضع کردی که هرچی رو دوس داشته باشم میتونم خلق کنم .و از استاد عزیزم بی نهایت سپاس گزارم که خیلی ازش ممنونم که اینقدر عالی و خود عمل ب من و امثال من آموزش میده . الله یار و یاور همگی
سلام به استاد عزیزم
شما نمیدونید که تو ایران هنوزم به امام ها توسل میکنند یا نه ولی من به شما میگم که این موضوع خیلی بیشتر شدت گرفته طوری که بچه ها از همون خردسالی با این چیزا آشنا میشن از طریق رسانه ملی و آموزش پرورش از طریق سرودها و نمایش هایی که واقعا جذاب و زیبا هستش
از طریق اردو به مشهد و قم و مناطق جنگی جنوب کشور که اسمش راهیان نور
خلاصه از همه طرف این حرفارو میشنویم
و واقعا کار سختیه که اعراض کنیم
این باور ها مثل خون رفته تو رگ هامون
اینو وقتی فهمیدم که پارسال پسرم حالش بد شده بود بردیمش اورژانس بعد من به خودم امدم دیدم دارم تو دلم میگم یا امام رضا یا امام هشتم خودت کمک کن به پسرم
بعد تعجب کردم و گفتم چی میگی زهرا این چرندیات چیه
بعد گفتم یا الله خودت مثل همیشه هوای مارو داشته باش میدونم که ناشکری های ما باعث این چیزا شده خودت کمک کن
خلاصه اوضاع مذهبی بودن مثل همون مد و فشن شده رنگ و لعاب زیادی بهش دادن قشنگش کردن خوشگلتر شده باحال و جذاب شده با موسیقی های شاد گره خورده و از تمام سنین مخصوصا مخصوصا خردسالان و کودکان استفاده میکنن . ولی با تمام این اوصاف اصلش که کفر هست تغیری نکرده و انقدر باور سفت و سختی که هیچکس جرعت نداره بگه من مذهبی نیستم.
حتی اونایی که ظاهر مذهبی ندارن این باور تو رگهاشون هست که امام ها کمکمون میکنن .
هر سالگرد شهادت یا ولادت کلی مراسم میگیرن کلی نذری میدن حتی تعطیلات رسمی داریم برا بعضیاشون
خلاصه خیلی پر رنگ تر از 10 سال پیش شده
اول اینکه خداروشکر میکنم من جزو اقلیت هستم
و به همه هم گفتم که من جزو هیچ فرقه ای نیستم نه مسلمون نه مسیحی نه هیچی فقط یکتا پرستم
دوم هم اینکه همیشه تلاش میکنم به عقاید بقیه احترام بزارم و سرم به کار خودم باشه در حالی که مجبورم قوانین کشور رعایت کنم مثل حجاب و عفاف و تلاش میکنم تعارض کنم
استاد من اولین محصولاتی که از سایت گرفتم همون کتاب ها بود دوسال پیش خریدم خوندم و واقعا یک بار سنگین از رو قلبم برداشته شد و فهمیدم خدای حقیقی چیه خیلی آگاه شدم خیلی آسوده شدم حس گناهم تقریبا به صفر رسید
خیلی ازتون صمیمانه سپاسگذارم مریم جان و استاد عزیزم
بنام خداوند هدایتگر ( ان علینا للهدی)
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی و دوستان هم فرکانسی
گام20: منظور از سیستمی بودن خداوند چیست
– اتفاق بد و خوب در واقع وجود ندارد و برچسبی هست که ما به اتفاقات می زنیم و نتیجه هر اتفاقی وابسته به واکنشی است که ما به آن داریم.
هر اتفاقی برای ما می افتد همان طور که قرآن بارها گفته بخاطر فرکانسهای ماست که از پیش فرستادیم .
وقتی در هر شرایطی احساس خود را خوب نگه داریم یا سعی کنیم در احساس بد نمانیم و حداقل خود را به حالت خنثی برسانیم ، جهان و خداوند هم شرایطی به وجود می آورند که احساس خوب را بیشتر تجربه کنیم.
* به صورت کلی خداوند هیچ کاری در زندگی ما انجام نمی دهد مگر اینکه خودمان فرکانس آن را توسط کانون توجه و باورهایمان فرستاده باشیم.
– همه افراد فارغ از هر دین و مذهب در قلب خود به خداوند ایمان دارند، بخصوص در شرایط سخت و تنهایی این احساس خودش را بیشتر نشان می دهد. هر وقت به غیر خدا تکیه کردیم پشتمان خالی شده ولی هر وقت فقط روی خدا حساب کنیم ( تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم را در عمل اجرا کنیم) همیشه تکیه کاه محکمی خواهیم داشت که از طریق دستانش به شکلهای مختلفی به ما کمک خواهد کرد. وقتی روی غیر خدا حساب کنیم یا پستت رو خالی می کنه یا یه زمانی منتش رو میذاره و خودم این بخش رو تجربهش رو داشتم که توی یه بحث خیلی معمولی فورا اون کمکش رو به من گوشزد کرد.
* قدرت رو به غیر خدا دادن ( شرک) باعث دور شدن از خواسته ها و یا از دست دادن عزت می شود.
– رابطه با خداوند یک رابطه دو طرفه ست. اجابت کردن خداوند یعنی اینکه در مشیت خداوند قرار بگیری و قوانین جهان را درک و عمل کنی. خداوند یک سیستم است و واکنش انسانی به اتفاقات ندارد. خداوند آیینه ماست و هرچه ارسال کنیم همان را به شکل اتفاقات و شرایط زندگی ما در مسیر ما قرار می دهد. دقیقا مثل هر سیستمی که هر ورودی به آن بدهی باید منتظر خروجی متناسب با آن ورودی باشی. مثل سیستم کارخانجات که هر فرآیندی یه ورودی داره و یه پروسه روی آن انجام و تبدیل به خروجی میشه. خداوند یک انرژی است و انرژی های ارسال شده از طرف ما را می گیرد و شرایط و اتفاقات را متناسب با آن انرژی به ما بر می گذراند.
خدا رو شکر که فارغ از اینکه در گذشته چه فرکانسهایی ارسال کردیم و چه نتایجی گرفتیم. در هر لحظه می توان فرکانسها را تغییر داد و با ارسال فرکانس جدید ، پاسخ جدید دریافت می کنیم. اگر بندگی خدا را بکنیم همیشه مورد رحمت و اجابت خداوند خواهیم بود و اگر بنده غیر خدا باشیم در واقع در تسلط شیطان و نجواهای شیطانی خواهیم بود و نتیجه آن هم کاملا مشخص است.
* تا زمانی که در مدار خداوند باشیم، در حال اجابت خداوندیم و خداوند به ایمان و افکار و فرکانسهای ما پاسخ مناسب و رسیدن به خواسته ها را خواهد داد.
در پناه خداوند شاد و سلامت و ثروتمند باشید
بنام خداوند نیروی بیکران جهان هستی
سپاسگزارم
با توجه به صحبتهاتون, من دراین مدت در موقع کمک دیگران تو اون لحظه خدا رو بیاد آوردم و تاکید کردم که اینها دستان تو هستند برای کمک بمن.
اوایل اصلا فایلهای رایگان یا تو یوتیوپ خیلی مقاومت داشتم در مورد کلمه توحید و مفهومشو درک نمیکردم و نمیخواستم بیام دنبالش چون مدتی آتییست بودم و بعد هیچ دینی نداشتم فقط به نیرویی باور داشتم.
اما الان درک میکنم و کمک خواستن از فرشتگان که تو کتابا خوندم رو کنار گذاشتم و حتی مدتی فال تاروت دنبال میکردم و با بحث طلسم سفید برای ثروت ,شمع روشن کردن و….همه رو با اطمینان ریختم دور برای اینکه توحیدی عمل کنم.
الان تنها او را میپرستم و به او ایمان دارم.
بخدای عشق و محبت و شادی و ثرود و خوبی و خوشبختی.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته ودوستان خوبم.
صحبت من برای اون تایم صحبته استاده که میگه من روی دیگرون حساب میکردم و دیگه کسی نبود،
من این تجربه رو توی مغازه کرایه کردن داشتم اما برعکسش رو:
که برادرم بهم گفت برو جلو مغازه رو کرایه کن، من هستم پول کم آوردی هستم،جنس خواستی بهت میدم ،کرایه نداشتی بدی من بهت میدم تو بعدن بهم پس بده وفلان وبیصار….
که در آخر سر حتی نیومد ببینه من کجا مغازه زدم و بقیه داستان که اصلا برام مهم نیس که حاشیه سازی کنم،
من واقعا هیچ پولی نداشتم برای رهن مغازم، واقعا هیچی که میگم یعنی صفر بودم صفر مطلق،
حالا قشنکی کاره من اینجا بود که من توی دل خودم گفتم برو بابا من روی تو که سهله روی هیچ بنی بشری حساب نمیکنم،چیزی که استاد گفته،
من به ح فای استاد ایمان دارم پس چون ایمان دارم باید عمل نشون بدم،
وبلند شدم اومدم اون مغازه ای رو که دیده بودم وصحبت کردم که کرایه کنم،
چند سری رفتم اومدم حرف زدم تا شبی که قرارشد قولنامه رو بنویسم،
بازم خداشاهده هیچ پولی نداشتم اما عین کسایی عمل کردم که انگار پول توی کارتشونه،
اما دقیقا نیم ساعت قبل ازاینکه قرارداد نوشته بشه پدرم زنگ زد که من فلان قدر پول دارم باهاشم فعلا کاری ندارم،شماره کارت بده برات بریزم،
بخدا یادم نمیره دهنم باز مونده بود که چطور میشه که اینطوری شد و پول ازکجا اومد،
واقعا تجربه ی من توی اینکه بکسی اعتماد نکن و حساب نکن،
و از جایی میرسه که بهش حتی نمیتونی فکرکنی رسید،
و من اون مغازه رو کرایه کردم،
و دارم توش کاسبی میکنم،
و واقعا هم دارم میترکونم،
خواستم تجربه خوبی که داشتمو توی توکل بخدا براتون بزارم،
اما واقعا دلی باید ایمان داشته باشیم ووقتی دلی ایمان داری یعنی بهش عمل میکنی،ووقتی قدم برمیداری و بهش عمل میکنی هیچ وقت روتو زمین نمیندازه،
من همیشه تیکه کلامم پیش خودم اینه که اگر به چیزی که باور داری یعنی باید بهش عمل کنی،ووقتی عمل کنی جواب میگیری،چرا چون باورش داری،ودنیا کاری جزاین نداره که انسان هارو به باوراشون برسونه،
««««انسان ماشین ساخت باوراشه»»»»
به نام خدایی که تنها خالق و مالک من است
خدایا شکرت که در این مسیر الهی و سرشار از آگاهی حرکت میکنم
خدایا شکرت برای آگاهی های بی نظیری که هر روز بهم میدی
خدایا شکرت که همواره به بهترینها هدایتم میکنی
اگر بخوام همینطوری سپاسگزاریمو ادامه بدم میدونم که در حد یک کتاب چندصد صفحه ای میشه. حتی بیشتر…!
اما خیلی لذتبخشه وقتی میدونی یکی هست که همه جوره عاشقته
یکی هست که همه جوره هواتو داره تحت هر شرایطی
یکی هست که میخواد به بهترینها و قشنگ ترینها هدایتت کنه
یکی هست که برات همه چیز و همه کسه
وقتیکه من باورش کنم وقتیکه بهش ایمان بیارم
وقتی وجود مقدسش رو در زندگیم در لحظه به لحظه ی زندگیم باور کنم
این ایمان و باور منه که میشه نتیجه ی تمام اتفاقات زندگیم
این عمل صالحه منه که شرایط زندگیم رو رقم میزنه به همراه باورهام و افکارم
استاد شما واقعا در بحث توحیدی مثل سایر بحث ها فوق العاده هستید. بارها راجع به توحیدی بودنِ ابراهیم در قرآن برامون حرف زدید بارها تحسینش کردیم و بارها درس های فراوون ازش یادگرفتیم. اما بعد از ایشون، شما برای ما حکم ابراهیم زمانه رو دارین که ما توحید و ایمان و عمل صالح رو داریم در لحظه به لحظه ی زندگیتون و رفتارهاتون میبینیم. و چقدر سپاسگزار خداوندم که شما رو در سر راهم قرار داد تا بشید نوری در تاریکیِ زندگیم. درست زمانی که داشتم منحرف میشدم و از یاد خدا دور، شما رو گذاشت سر راهم تا بازهم مثل همیشه بهم ثابت کنه امیدی هست اگر بخوای هنوز هم میتونی ادامه بدی و به خوشبختی برسی.
و رسیدم! انقدر منِ تشنه از این چشمه ی ناب، قطره قطره نوشیدم که سیراب نشده آموختم آگاهی هایی که جای دیگه خبری ازشون نبود! هیچ جای دنیا توی هیچ کتابی انقدر با عشق و اطمینانی که شما دارید راجع به این مطالب باهامون حرف نمیزنن. من رفتم گشتم خوندم دیدم شنیدم ولی نبود. هیچ جا به من نگفتن که فقط روی خدا حساب بازکنم. توی هیچ کتابی ندیدم که بهم بگه تویی که داری تموم وقتتو میزاری که شاد و خوشبخت زندگی کنی
تویی که داری توی خط به خط این کتابها دنبال آرامش میگردی
کتاب اصلی روی طاقچه ی اتاقته! که فقط سالی یبار میزاریش روی سرت و با آه و گریه هات از صاحبش میخوای دستتو بگیره! هزار نفرو واسطه قرار میدی به هزار نفر قسمش میدی که ببخشتت!
شادی و خوشبختی اصلی توی آینه ست درست روبه روی خودت و داره نگاهت میکنه!
استاد شما که شدید دست خداوند برامون، مسیرمون رو شناختیم خدامون رو شناختیم و کم کم رسیدیم به خودشناسی
نمیدونم دیگه چی باید بنویسم
نمیدونم از کجا بگم که شدم شیفته ی این سایت و دل کندم از دنیایی که برای خودم قفس ساخته بودم و شدم رها
نمیدونم چجوری ازخدا سپاسگزاری کنم و چجوری ازشما.
اما یچیزی رو این روزها داره با نشونه های قشنگش بوضوح بهم میگه که باید قدردان این مسیری باشم که توش قرار دارم. باید از تک تک لحظات زندگیم لذت ببرم و عملگراباشم.
و من دارم سعی میکنم که فقط روی خودش حساب بازکنم و فقط از خودش بخوام که من رو به راه راست هدایتم کنه به راهی که بهم نعمت بده و از گمراهی نجاتم بده. فقط خودش برام بشه خدا
سیلی های زیادی خوردم از حساب کردن روی آدم هایی که با التماس درخواست کمک میکردم ازشون ولی پشتمو خالی میکردن و من با کله زمین میخوردم ولی عبرت نمیگرفتم. زمین میخوردم و بازهم التماس میکردم نمیفهمیدم تا اینکه با چک و لگد بهم گفت دیگه بسه. دیدی که آبی ازشون گرم نمیشه باید بری دنبال اونی که هیچوقت تحت هیچ شرایطی تنهات نمیزاره و به التماست نیازی نداره. اونی که تمام عشقشو فقط نثار خودت کرده و دربست درخدمتته.
وای خدای من تو چقدر کریم و وهابی
من دیوانه میشم وقتی به عشقی که بهم داری فکرمیکنم دیوانه میشم وقتی باهات خدابازی میکنم و از سپاسگزاری هام مینویسم. من دیوانه ی توام و میخوام تا ابد باشم و فقط روی خودت حساب باز کنم و فقط خودت بشی تکیه گاه برام. عاشقتم یا الرحم الراحمین…
استاد من بعد از فایل فقط روی خدا حساب باز کن ۱۸۰ درجه تغییر کردم شدم فرزانه ای که به هیچ احدالناسی التماس نمیکنه. شدم کسی که فقط خواسته هاشو به خدا میگه و در مناسبترین زمان و شرایط، توسط دستان قدرتمندش برآورده میکنه و با دیدن این چیزها ایمانم هزاربار بهش بیشترشد و بیشتر عاشقش شدم و حالا با تمام وجودم میپرستمش و بعنوان تنها خالق یکتام عبادتش میکنم. اما هنوزم کمه هنوزم میخوام بنده ی صالح باشم براش هنوزم میخوام موحد تر باشم…
و میدونم از وقتی که فقط روی خودش حساب بازکردم برام همه چیز و همه کس شده..پول، آرامش، عشق، شادی، لذت، خوشبختی و در یک کلام تغییر
استاد سپاسگزارم بابت وجود با برکتتون در زندگیم
مریم عزیزم سپاسگزارم برای آگاهی هایی که بهمون میدی
الهی شکر برای این مسیر فوق العاده
درپناه قدرتمند خودش بهترینها برامون رقم بخوره
عاشقتونم♥️
سلام بر همه عزیزان
خدایا شکر برای روز دیگه و کسب اگاهی ها و تکرار قوانین
چه نگاه قشنگ و عاشقانه ای اول فایل به عزیز دلتون کردین ️ دلم قنج رفت برای این رابطه اللهی و قشنگ شکر
دوباره سوال توحیدی و دوباره کلی مبحث توحیدی که تمامش مو بر اندام راست میکنه
استاد دقیقا یادمه اوایل که این کلاسای فلسفه و قانون جذب و اینا میرفتم و تازه با سایت شما هم اشنا شده بودم هرکس راجع به خداوند میگفت و اونو مقصر میدونست عصبی میشدم و ساعتها باهم بحث میکردیم و انرژی خودمو میوردم پایین کم کم عشقی مثل شما باعث شد اصلا کاری با کسی نداشته باشم و هرکس هر دیدگاهی داره به خودش مربوطه و ازون ب بعد تقریبا میتونم بگم شاید دو درصد کسی جلوی من از خدا گله میکرد یا غر و ناله میشنیدم اون دو درصدم یکیش یوقتایی مادرم بود که سریع میگفت استغفرالله دارم کفر میگم و ادامه نمیداد
یادمه چند سال پیش قبل اشنایی با قوانین یکی از دوستای صمیم همین گله رو کرد که خدا مارو نمیبینه و حواسش ب ما نیست سر یه مسئله منفی که عنوان نمیکنم اون وقتا تلگرام داشتیم و هنوز فیلتر نبود قشنگ یادمه تو گروهی که بودیم 3تا دوست صمیمی بودیم داشت ناله و شکایت میکرد من فکر میکردم برای اینکه باهاش درد دل کنم یا به عبارتی سنگ صبور ( چه نشتی داشت این واژه و عملش خدا رو شکر قطعش کردم از ریشه ) باشم براش گفتم دقت کردی این مدت همش اتفاقای بد برات میفته از بس همش منفی بودی بیاین یه قراری بزاریم بچه ها که ازین به بعد فقط مثبت باشیم و مثبت حرف بزنیم اون زمان نمیدونستم دقیقا چیجوری یا بخداوندی خدا اون موقع خودمم به حرفی که میزدم مطمین نبودم و اصلا راهکاری براش نداشتم فقط عنوان کردم دوستم گفت مگه میشه و این صحبتها گفتم بالاخره ما که هر روشی و امتحان کردیم بیاین یمدت اینکارو کنیم نهایتش جواب نمیده دیگه
گذشت و ما اشغالا رو ریختیم زیر مبل حالا باز برای من بهتر از اون دوستم بود اون ک کلن قبولم نکرد و با خودش گفت دلت خوشه ها که دیگه کم کم ب طرز عجیبی جدا شدیم البته عجیب نیست فرکانس هامون تغییر کرد و الان نزدیک پنج شیش ساله که اصلا ازش خبر ندارم با اینکه شمارش و هنوز دارم و گاهی تو واتساپ عکساشو میبینم اما کلمه ای نه اون نه من باهم صحبت نکردیم و من اصلا الان نمیدونم طرز فکرش هنوز همونه یا تغییر کرده اما بشدت ازین جدایی راضی ام و برای اون و همسر و برادرش که همشون اکیپ صمیمی دوستام بودن ارزوی موفقیت و نعمت و ثروت دارم همین موضوع رو کلی ادم دیگه تکرار شد من دوستان بشدت زیاذی داشتم از دانشگاه محل کار دبیرستان و ….
بخاطر دایره روابطم همیشه هرجا میرفتم کلی دوست پیدا میکردم و روابطمم باهاشون ادامه میدادم هنوزم همینه اما خوداگاهانه انتخاب میکنم و صد در صد بخاطر فرکانسام جهان افرادی رو سر راهم قرار میده که دو طرفه راضی هستیم و دوستی هامون تا وقت تغییر نکردن فرکانسامون ادامه داره ️
دقیقا تو خانواده هم ممکنه باورهامون باهم یکسان نباشه و ما حتی برادرم و با اینکه تو یه محله ایم خیلی خیلی کم میبینیم و من همیشه خدا رو شکر میکنم که خواهرم هم فکر و همفرکانس منه ممکنه ما هم فرکانسامون تغغیر کنه و جهان ما رو از هم جدا کنه حالا بواسطه ازدواج مهاجرت حتی مرگ اما همین که الان داریم یه مسیر و باهم میریم و هردو انگیزه بهم میدیم و برداشتامون و نتیجه گیری هامون در رابطه با قانون و باهم ب اشتراک میزارم هزاران بار خدا رو شاکرم ️ چون هردوی ما تجربه از دست دادن عزیز داشتیم الان میتونیم بدون وابستگی در کنار هم بیشترین لذت و از زندگی ببریم
من هی مثال میارم که رد پای خودمم بشه بعدا
دیشب یکی از دوستامو بعد حدود یک ماه دیدم چون قبلا تقریبا هر هفته یک بار همو میدیدم یه زوج هستن که تازه میخوان برن سر خونه زندگیشون تو صحبتهام گفتم بسلامتی رفتی خونه خودت چون قبلا گفته بود تا یک ماه دیگه میریم گفت نه داریم هنوز بنایی و کاراشو میکنیم نقاشی و بازسازی و اینا بعد داشت گله میکرد که خسته شدم و حامد (همسرش ) هی امروز فردا میکنه دیدم داره استارت میزنه که بره تو منفی ها سریع تو حرفش پریدم ک فیلم و عکس نداری از خونت بعد تا فیلم و بیاره گفتم عیبی نداره عوضش راحت میشین دیگه بعد یهو بی مقدمه گفت تو خیلی تحمل داری اگه من فلانی فامیلم بود ( همون فامیل ثروتمندمون و این دوستمم میشناسه) تا ابان از حسودی صد بار دق کرده بودم دیگه بقیه حرفهاشو نشنیدم به جای اینکه به این فکر کنم چه طرز فکری و یا خدا چرا من با این دوستم هنوز ارتباط و دارم کلی اونو قضاوت کنم ب این فکر کردم افرین ندااا این یعنی تغییر اینکه تو داری فلانی و تحسین میکنی و خوشحالی که همچین ادم نزدیکی اونقدر ثروت داره که تو میتونی الگوش کنی و تحسینش کنی و حتی در خلوتت هم حسرت نخوری ک جای اون نیستی چون تو قوانین و میدونی و میدونی هرکس نسبت به باورهاش در جایگاهی که هست خودش اینو ساخته دیگه بحث و عوض کردم و رفتیم بازی کردیم که نشینیم پای صحبتهایی که حرفی برای گفتن نداریم از نظر خودم
وقتی استاد راجع ب ایه اذا سالک عبادی حرف زد مریم جون به لبخند روشن و براقی روی صورتش بود مراقبه یعنی همین یه تفکر قشنگ و مثبت که باعث بشه ابخندی ب این زیبایی روی صورتت بیاد
راجع به نزدیک بودن خداا چقدر عالی توضیح دادین و مثال زدین اینکه اگه مغز انسانی ما بود اگه حالمون خوب بود میگفتیم مهربونم و رحیمم اگه حالمون بد بود من قدرتمندم و فلان واقعا تامل برانگیزه
مثل همیشه بینظیر و عالی کلی تفکر کردم براش و تو ذهنم مثال اوردم ممنونم استاد عزیزم و مریم زیبا دوستتون دارم ️
استاد عزیزم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم
سلام خدا جونم
سلام جان جانانم
سلام استاد عزیزم ومریم جونم
سلام دوستان ارزشمندم
الله و اکبرررر
از این همزمانی
دقیقاً استاد الان در بخش نهم قانون آفرینش هستم و فایلهای بینظییییر هماهنگ شدن با خدا
این روزها دارم اگر میکنم که برای قلب و ذهنم جا بیوفته که من با خدا هماهنگم
اگر من با خدا هماهنگ باشم همه چی حله
روابط ثروت سلامتی عشق معنویت خوشبختی بندگی کردن. نگاه توحیدی سعادت در دنیا و آخرت
همگی دست به دست هم میدهند ومرا عزت کندتر میکنند
هماهنگی با خداوند
خداوند نور آسمانها و زمین است
چقدر این جمله نورانی مرا شادتر میکند الله و اکبرررر
جهان جهان فرکانسهاست
من هر چیزی را توسط ارتعاشم به جهان بفرستم
جهان هم از همان جنس را به زندگی ام وارد میکند
آینه
بچه ها جهان اینه باورهای ماست
هر جوری بریم جلوش همون رو میبینیم با هر سرو وضعی
خدایا آگاهم کن بر آگاهی ها و هدایتم کن بر آسانی ها
احساس خوب اتفاقات خوب
با احساس با قلبی آرام ما میفهمیم که الان همه چی درسته همه چی سرجاشه با خدا یکی هستیم
خب من الهام که قبلا با مغز خودم پیش رفتم و غرق در منجلاب ناآگاهی و شرک و ندانستن قوانین جهان بودم و هر چقدر هم چک ولقد میخوردم
و بقول استاد کتک خوردم ملس بود و هیچ درکی نداشتم
حالا بیاد بیارم اون روزها رو
که چطور خداوند مرا به این مسیر زیبا هدایت کرده
و الان که خودمو بستم به آگاهی های جهان و قوانین بدون تغییر خداوند
قشنگ وقتی میزنم جاده خاکی متوجه اشتباه رفتن در مسیر هستم
خدایا یه نیشگون کوچیک بهم میگه بنده ی خوب من برگرد بیاد بیار کجا بودی وگرنه حالت گرفته میشه اگه ادامه بدی
خدایا میبینی حالمو دارم منفجر میشم
من سپاسسسسسگزارم که با وجود یه ناخواسته و یه تضاد راه درستو خودم میدونم تشخیص بدم دختر خوب تویی که حاضر شدی به بندگی کردن و
نخواستی بدون درک از این جهان به اصل خودت برگردی
پس حواستو بیشتر جمع کن
خدا نزدیکه
الله و اکبرررر
خدایا صفر تا صد زندگی ام را به دستان قدرتمند تو میسپارم
همینطور که تا الان هوامو داشتی و من درک نکردم
والان که دارم بهتر میشم وقتی با یاد تو قلبم آرام میگیرد
تو نزدیکی
تویی که سرچشمه تمام نعمتها و ثروتهای جهان هستی
من تو رو باور دارم که همه کاره تویی
فقط روی تو حساب باز کرده ام
باور کمبود رو ازم بگیر و با عشق باور فراوانی آن را بهم بده
من نمیدانم چطور؟؟!
تو به همه وحی میکنی سپاسسسسسگزارم
به زنبور عسل به مادر موسی
تو الهام میکنی سپاسسسسسگزارم
تو اصلا منو الهام آفریدی
خدایا میدونی من عاشق اسم خودم شدم
یه بار تو قرآن هم الهام رو گفتی
جان جانانم سپاسسسسسگزارم
ورودی و خروجی ام را هم بتو میسپارم
تو که از عجز وناتوانی من در برابر قدرت خودت باخبری
میبینی چقدر ضعیفم
میبینی چقدر عاجزم
ولی عاشقم
عاشق خدایی که هر لحظه هوامو داره
منو با ایمان بیشتری به عمل کردن به کارهای خدایی ام هدایت کن.
مرا شایستگی بندگی کردنت کن
مرا باتقوا وبا ایمان از دنیا ببر
من آماده ام تا تغییر کنم
من اجازه میدهم که فقط تو مرا هدایت کنی
خدایا من خالق زندگی خودم هستم
میخواهم تو را در زندگی ام کشف کنم
خودم را کشف کنم
خودم را تربیت کنم
توحید در عملم میخواهم نمیدانم چطور
هیچ عاملی بیرون از من نیست
میخواهم ذهنم را به یاری ام بیاری
قلبم را آرام کنی ذهنم را با قلبم هماهنگ کنی
خدایا دیدی نوشتم تمام حرفهای خودتو نوشتم تو گفتی چون تو نزدیکی من خواستم.تو اجابتم کردی
در لحظه
همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم
ماییم که از خود اصلی مان دور شده ایم
خدا هست و خدا هست و خدا هست
درهای رحمت و نعمتت باز است
منم که در میزنم و تو هر لحظه جواب میدی
ولی من هنوز خوب تربیت نشده ام که بیام و درو باز کنم
خدایا تربیتم را هم بتو میسپارم
من هیچی نمیدانم
تو علمت برتمام عالم محیط است
تو از سر راز و درون وباطن همه چیز باخبری
مرا نیک کن
مرا ایمانی قوی و ابراهیم گونه بده
عاشق این جمله ام که با گوشت و پوست و استخوانم درکش کرده ام
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار دارم درمیان روابط درست و افراد درست و شرایط درست قرار دارم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم