مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه













سلام به همه دوستان عزیز و استاد و الگوی من
جواب من نسبت به درک این لحظه من
آیا خداوند فقط برای ما خیر می خواهد و فقط خوبی ها را وارد زندگی ما می کند؟
از دیدگاه انسانی من دلم میخواست که اینطور باشه
خیلی خوش به حال ماست و مسئولیتی ام. نداره
من هرکاری بخوام میکنم ٫خداام فقط خوبی و خیر میخواد
من ماشین خونه. موتور. همسر. روابط خوب. سلامتی. و……میخوام. و خداام بهم میده
این نگاه انسانی منه و توش مسئولیتم نیست
واسه همینه که ما نتیجه نگرفتیم از باورای گذشته
خدارو به ما درست توضیح ندادن. بلدم نبودن
فقط پیروی کور کورانه بدون تفکر
ولی خدا اینچنین نیست تصمیمی برای ما نمیگیره
خداوند به فرکانس های من پاسخ میده
فرکانس های من با دیدن با شنیدن باورودی ها وتکرار مداوم تو ذهنم ساخته میشه
اگه نعمت ها رومیخوام باید به اونا توجه کنمو اعراض کنم از ناخواسته ها
این میشه سهم من این میشه مسئولیت
سخته ٫نیاز به تلاش داره٫نیاز به کنترل کردن ذهن داره اونم تو این جامعه کشورمون که از بیس تو حاشیه س
ببین میتونی؟ من که خیلی جاها نتونستم پای اگه نتیجه میخوام. مطمئنم که هیچراه دیگه ای وجود نداره واسه اینه که میگم راحته ک بگی خب خدا هست دیگه من یلخی زندگی کنم
نه این یه رابطه 2طرفس
قانون وجود داره همینطوری. زور زدم که بشه ولی نشد
شما باورهای توحیدی را چطور ساختید؟
من سعی کردم بسازم ولی خیلی جاها موفق نبودم
ولی هرموقع تسلیم بودم و از خدا خواستم نتیجه دلخواه بوده بدون زور زدن
باور توخیدی:
موقع حل مسئله آرامش حفظ میکنم از خدا هدایت میخوام یا با عصبانیت با جوابای ذهن نجواگرم میخوام حلش کنم؟
به هرچیزی هرکسی قدرت دادن به غیر از خدا
وتوقع داشتن از اونا یعنی شرک و فقط خداوند رو تنها منبع قدرت دانستن میشه توحید
من تا تحت تاثیر رسانه ها خودمرو قرار ندم توحیدی زندگی میکنم
ولی وقتی درگیر میشم کاملا شرکمیورزم و همه چیزوهر کسی بیرون از من قدرت میکیره و من و کاملا آشفته ام چون قدرتی ام ندارم میرم تو جنگ کردن و تغییر اونا. و کاملا تو حاشیه ام
پس توحید یعنی فقط حساب کردن روی خدا از اون خواستن و عوامل بیرون رو جدی نگرفتن. اونها برای دنیای مادی هست و. خواهد بود.
در آیه اذا سآلک عبادی انی شرط خداوند این است که به شرط اینکه شما هم من را اجابت کنید. ما چطور می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟
باقدرت ندادن به هیچ عامل بیرونی کشور رییس مادر پدر. بازار. و………و فقط قدرت خدارو باورکردن و حساب کردن
با اعراض از ناخواسته ها وکنترل ورودی ذهن
با جنگ نکردن با چیزهای نادلخواه یه مثال هست اگه هوا سرده تو درو ببند تو نمیتونی کاری کنی سرما نباشه این جهان مادی پر از چیزهای منفی ومثبت
وهمش لازم. تو انتخابت چیه ؟به اون توجه کن
این درکمن بود.
ممنون استاد از تمرینی که طرح کردی وفایلی که طبق کردی. خیلی کمک شد بهم. تا یادآوری بشه بهم این اصل
به نام خدای مهربان و بخشنده ..
امروز که این فایل ،فایل هدایتی من بود .
بازهم خدا من رو هدایت کرد تابیشتر روی افکارتوحیدی خودم کارکنم بیشتر روی خودش حساب کنم وبهش شرک نورزم ..
چقدر خوبه که خدا بااین زبان شیوا راحت وقابل فهم منو هدایت میکنه ..
یادمه یه روزی ازخداخواستم واین خواسته کاملا قلبی بود که خدایا من رو هدایت کن ولی یه جوری بهم بگو چیکارکنم که بفهمم زبانش ساده باشه درحد درک من باشه ..
الهی شکر که منو بابنده ی خوبت عباس منش اشناکردی ..چون جنس استاد ازجنس خودمونه حرفهاش سادست قابل درکه ..خیلی از کلمات قلبمه سلمبه استفاده نمیکنه ..
ومهمتر ازهمه من همیشه ازخواندن قرآن فراری بودم وازش زده شده بودم اصلا وقتی میرفتم سراغش حس غم وغصه ونمیدونم جهنم واینا یادم میومد یاد ختم واینا میافتادم.واصلا نمیتونستم قرآن رودرک کنم واسه همینم گفتم اصلا معلوم نیست این کتاب درسته درست نیست ..تواین همه سال ازکجا معلوم دستکاریش نکرده باشن……
ولی به لطف خدا استاد رو پیداکردم وخداازطریق استاد داره آرام آرام منو باقران آشتی میده منو باخودم باخودش آشتی میده داره کمکم میکنه تاتوحیدی باشم ..
یادمه قبلا وقتی میرفتم روضها ویاحتی مسجد حتی تواونشبهای قدر ..وقتی مبخواستم ازخدا چیزی بخوام ..خیلی سخت بود برام قسمش بدم به امامها.باخودم میگفتم .بابا چرا من نمیتونم به زبونم نمیاد خداروبه امام هاش قسم بدم نکنه من آدم بدی هستم ،من مشکل دارم ..
یه چیزی توقلبم میگفت توازخودم بخواه ..به خودم بگو بعد میگفتم کی میفهمه من ازکی میخوام .اصلا من گنهکارعالم ..بعدحتی به خودم نگاه میکردم به طول عمرم واتفاقاتش نگاه میکردم وباخودم میگفتم مگه من چه گناهی کردم که اینقدر احساس گنهکاربودن باید داشته باشم، نمیتونستم اینو درک کنم یه چیزی توقلبم میگفت تواصلا گنهکارنیستی ولی نمیدونم چرا همش سعی داشتیم تواین روضها ومسجدها دم ازاین بزنیم که ماهرکدوم ازاون یکی گنهکارتریم انگار مسابقه بود ..خدایا چقدر چقدر من مشرک بودم.ولی بازم بااین حرفهاخواستهام رو خیلی بانامیدی ازخدا میخواستم بازم شرک داشتم بااین وجود که ازخودش میخواستم میگفتم من کجا، امامها کجا، من که هرچقدرمخوب باشم اندازه اونها خوب نیستم که خدامنو به خواسته ام برسونه بااین وجودمن ازخدا میخواستم ..
وبه خودش میگفتم یواشکی ..
چقدر شرک داشتم چقدر من ناآگاهانه خداروباورنداشتم .وهمش دنبال واسطه بودم برای نزدیک شدن به خدا ..
در زمان کودکی در زمان نوجوانی توشرایط بد خانوادگی بودم ..
ازلحاظ روحی و جسمی خیلی اذیت شده بودم ..البته بیشتر روحی ..
همیشه خودم رو تنها میدیدم ولی همیشه باتمام شرکی که حالا داشتم ناآگاهانه توسلم بازم به خدا بود وسعی میکردم ازش جدا نشم ..
وشاید همین باعث شد که خدا منو هدایت کنه به این مسیر…
وقتی پدرومادرم منو تنها گذاشتن ..وقتی همسرم منو تنها گذاشت واصلا توجهی به من نمیکرد.باوجود اینکه تویه خانه بودیم ..من فکر میکردم خدامنو دوست نداره که همچین آدمهایی روسرراهم قرار داده ولی حالا میفهمم خدامیخواست بااین آدمها بااین اتفاقات بااین دردهایی که تودلم بقیه گذاشتن ..بهم بفهمونه که نباید به کسی جزخودش تکیه کنم .وباید ازخودش بخوام ونگاهم رونسبت به آدمها عوض کنم ..من نمیدونستم که این کار شرک هست وخداچقدرخوب بهمفهموند نه باعجله نه باخشم ..
گذاشت من قشنگ درک کنم گذاشت من آرام آرام بفهمم تابره توی خونم توی رگهام بشه گوشتم بشه استخوانم …
چقدرمن ازاین جمله خوشم میاد چقدر احساس خوبی دارم ..انگارجنسش ازجنس وجودمنه فقط گمش کرده بود..
اینکه من نه مسلمانم نه شیعه نه سنی نه هرچیزی ..من یکتا پرستم ..
کی فکرشو میکرد یه روزی به عنوان یک آدمی که خودمون رومسلمان وشیعه و بهترین درجهان میدیدیم به این جابرسیم که باباخدا برای همه یکیه ..ایمان داشتن مومن بودن تقواداشتن راستگو بودن خوب بودن موحد بودن ربطی به دین و اسلام وهیچ دین دیگه ای نداره….
باید خداپرست بود باید به خدا توکل کرد باید ازخداخواست ..اگر کسی کاری برات انجام میده ازش تشکرکنی ولی اونو دستی ببینی ازدستان خدا ..مریم امروز یادگرفتی که خدا بیشترازهرکسی ترودوستداره توتنها نیستی تواین سیاره توبااین دوستان خوب بااستادهمراهی وداری مسیری روطی میکنی که تروبه خداهرروز نزدیکتر میکنه ..
استاد ازت سپاسگزارم که من وباخدااشناکردی وروحمرو بهم بازگردوندی…
و سپاسگزارم برای کامنتهای خوب بچها خیلی کمک میکنه تودرک بهتر حرفهای استاد به من ..خیلی عالین ..
خدایا شکرت امروزباتوکل بیشتر وتوحیدی ترروزم رو ادامه میدم ..وانقدر تکرار میکنم وانقدر سمج میشم شجاعانه پیش میرم تامنم یکی مثل استاد بشم تا مثل ابراهیم بشم .چون حالا فهمیدم خدا اصلا واسه همین منو به این دنیا آورده منم میتونم معجزه کنم می تونم اونقدر به خدا نزدیک بشم که صدای خدا بشنوم ..میتونم درک کنم خودم رو،و،روح آرامی داشته باشم ..
من میخوام یکتا پرست باشم …
خدایا شکرت شکرت شکرت ..
استاد جان عزیزم معلم یکتاپرست من بینهایت دوستت دارم بینهایت ازت سپاسگزارم ..
در پناه خدا باشی هرجای این دنیا که هستی شاد شاد موفق ثروتمند خوشبخت سعادتمند در دنیا و آخرت باشی ..
در پناه الله یکتا
سلام و ادب خدمت استاد عزیزم و مریم جان و همگی دوستان
استاد ماشینمو فروختم و میخواستم ماشین جدید بخرم
استاد دقیقا ھمین طورہ کہ میفرماییدکہ اونم بہ ھدایت اللہ بود کہ با بالاترین قیمت بہ کمک برادر عزیزم فروش رفت
یہ چندتا ماشین مد نظرم بود
برای برادرم کاری پیش اومد کہ گفت خودت برو
استاد باورت نمیشہ بہ ھدایت اللہ گام برداشتم
توی تصویر یکی از ماشین ھا یہ نشونہ بود
اون نشونہ ھمیشہ منو یاد این جملہ میندازہ
خداوند روزی رسان بی حساب من است
بدون اینکه سراغ ماشین هاى دیگہ برم رفتم سراغ همون
استاد یعنى هرچی بگم کم گفتم
فروشندہ فوق العادہ ھرچی من میگفتم کہ مثلا فلان جا بیا برای محضر فلان جا بیا براى کارشناسى فلان کارو کنیم و …..
نه نمیوورد و از لحاظ امنیت روانى مالى خیالم در پناھ اللہ راحت شده بود چون تقریبا پول زیادی بود کہ داشتم معاملہ میکردم
منی کہ شغلم اصلا خرید و فروش ماشین نیست
استاد تو محضر تازه من فروشنده رو راهنمایى میکردم
تازه یه مطلب عالیم دستم اومد
از دیدگاہ اون فروشندہ کہ بہ قانون نگاہ کردم
دیدم خدا چقدر هواى قلب هاى پاک رو دارہ
کہ فروشندہ ای رو کہ خیلی سادہ دل بود انداخت گیر منی کہ یہ خریدار یہ ھزارتومن ازش اضافه نگیرہ و ھمہ چی طبق عرف پیش برہ و خدا چقدر ھم ھوای من و اون رو داشت
استاد روز اول تک و تنھا در کنار خدا رفتم دیدن ماشین و فروشندہ پسر داداششم اوورد برای اطمینان قلبیش
ولی وقتی دید یہ خانم تک وتنھا پا شدہ اومدہ برای معاملہ ماشین فرداش اونم تنھا اومد
استاد میخوام بگم
خدا خدای بسیار بزرگیہ
اوست اللہ کہ جز او خدایی نیست
پاک و منزہ است و بر انجام ھر کار قادر است
اعتبار رو خدا داد بھم
ایدہ رو خدا داد بھم
فروشندہ خوب رو خدا برام فرستاد
شجاعت رو خدا داد
ماشین خوب رو خدا داد
استاد وقتی ماشین رو گرفتم ھر کی دید تعجب کرد
گفت چہ سریع دیروز فروختی و امروز خریدی
گفتند چقدر ماشین خوب و عالی از کجا پیدا کردی
منم کہ بعد 4 سال بعد کتک ھای فراوانی کہ از جھان خوردم بابت اینکہ بحث میکردم با دیگران کہ ایمانشونو تقویت کنم و خودم از مسیر دورتر میشدم
این بار ھیچی نگفتم و توضیح ندادم
بحث نکردم
گفتم نمیدونم خوشم اومد از ماشینہ دیگہ
استاد دوتا ماشین قبل این بازم تنھایی رفتہ بودم برای خرید ولی اینقدر برام راحت نبود
اونجاها کلى میگشتم
ایندفعہ بہ خدا گفتم
خدایا من تسلیم توام خودت ھدایتم کن
و ھر کس بر خدا توکل کند خدا برای او کافیست
و او فرمانرواست
اوست پروردگار عرش عظیم
استاد وقتى دیدم مریم جان تنهایى تو پارادایس میمونہ،تنهایى میرم باغ لذت میبرم عبادت میکنم و….
استاد خدا خیلى سریع الجواب است
یه سرایدارى داخل مجموعه شهرکى ما به تازگی اومدہ بود
یکی دو بار رفتم سر بزنم دیدم درب باغ بازه
از خدا پرسیدم کار کیہ
این سرایدارہ اومد جلو درب
گفتم میشہ بھم کمک کنی این چندتا میوہ رو بچینم گفت بلہ
و طی صحبت هایى که با هم کردیم تو اون چند دقیقہ 90 درصد کار خودش بود بہ دلیل اینکہ توسط نگھداری و خدماتی کہ میخواد بھم ارائہ بدہ از منم کسب درآمد کنہ در صورتی کہ من افراد بسیار عالی دیگہ ای رو دارم کہ چندین سالہ دارن کمکم میکنن و با ھزینہ خیلی کمتر مشتاقانہ خدمت میکنن
در نھایت در جا خدا یہ ائدہ درجہ یک داد بھم کہ بھش چی بگم(مثه سلمان فارسى)
در کمال صلح و دوستى بهش یه چیزایی گفتم
بعدشم بابت کمکش یہ دستمزد دادم و ظرفشو پر میوہ کردم
بعد چند روز رفتم دیدم باغ در به لطف اللہ در امان کاملہ
از سرایدارہ پرسیدم مثہ اینکہ کسی نیومدہ
گفت نہ دیگہ کسی رو ندیدم بیاد سمت قطعہ شما
خدا بھترین محافظه
خدا ایده رسان منه
خدا همه چیزہ منہ استاد
خدایا سپاسگزارتم با تمام قلبم
استاد سپاسگزار شما و مریم جان ھستم
کہ توحید رو رواج میدید،ایمانمو تقویت میکنید
گاھی فکر میکنم خدا میدونستہ تو چہ شرایطی قرارہ قرار بگیرم و باید کارایی رو تنھایی بکنم کہ اگہ ایمان نداشتہ باشم نمیکنم
و منو با شما اشنا کرد کہ بہ جز خدا بہ احدى تکیه نکنم
الان سپاسگزار لطف مردم ھستم
ولی اگہ کسی ھم بگہ کار دارم یا….
میگم اوکی
و یا یکی دیگہ میاد بہ یاریم بہ اذن خدا
یا خودم تنھایی با خدا میرم انجامش میدم
استادمن مینویسم خدا
ولی حال من قابل توصیف نیست
اشکهاى من قابل توصیف نیست
قلب من قابل توصیف نیست
در برابر قدرت،عظمت،یکتایى،فرمانروایى،مهربانى،یارى رسانى پروردگارم و یہ عالمہ خوبیھایی کہ از فضلش بہ من عطا میکنہ
در پناہ اللہ شاد و سلامت باشید عشقھای من
کامنت هفتاد و دوم
30 بهمن 1403
تعهد اول:
امروز داشتم فکر می کردم و دیدم من می تونم تا بیست تومن در ماه رو تصور کنم. اما نمی دونم می تونم باورش کنم یا نه. به نظرم برام باور پذیره اما در حالی که دو جا مشغول به کار باشم می تونم باورش کنم.
یعنی از یک جا ده تومن و از جای دیگه هم ده تومن بگیرم و هر دو هم تدریس زبان در آموزشگاه باشن.
هنوز برای یک کار بیشتر از ده تومن رو نمی تونم تصور کنم. اما همون هم خوبه. اگر در ماه ده تومن هم درآمدم باشه خیلی برای این مرحله از زندگیم جواب میده.
اول باید یاد بگیرم تکاملم رو رعایت کنم و بعد هم باید دندان طمع رو بکشم و به قدم های تکاملی اعتماد کنم.
منی که بچه دارم نمی تونم بیشتر از یک جا برم سر کار. مگر اینکه اون یکی کار آنلاین باشه و هر روز هم من رو نخوان.
البته یکی از جاهایی که من رو تایید اولیه کرده یه آموزشگاه زبانه توی تهران که امکان دورکاری داره و برای منی که ساکن اصفهان هستم هم می تونه خوب باشه چون کلاس ها آنلاینه.
اما با این حال باز هم فرشته کوچولوی من نیاز به من داره و من نمی دونم کسی هست که بخواد با جون و دل از بچم به نحو احسن نگهداری کنه یا نه.
مادر گل همسرم هستن اما ایشون خودشون نوه ی دیگه اشون رو باید نگه دارن چون والدینش هر دو شاغلن. برای همین من نمی تونم به ایشون بگم کمکم کنن. هر چند خودشون همیشه کمک می کنن.
نمی دونم واقعا چی پیش میاد. ذهن محدود انسانی من تر حالا راه حل راضی کننده ای برای این موضوع پیدا نکرده.
پس من به خدا می سپارمش و پیش میرم.
اگر از اون یکی آموزشگاه هم باهام تماس گرفتن و قبولم کردن، اونوقت شرایطم رو می سنجم و طبق همون شرایط، کلاس هام رو برگزار می کنم.
اول باید ببینم توی این آموزشگاه ها پذیرفته میشم یا نه.
امروز فکرم روی این مسئله بود.
برای تقویت مهارت های انگلیسیم به هوش مصنوعی گفتم با هم انگلیسی چت کنیم که اون هر جا نیاز به اصلاح داشتم، منو اصلاح کنه. از دیشب دارم این کار رو انجام میدم و احساس می کنم در این زمینه خیلی بهتر شدم.
هر چند تقریبا تمام جملاتی که براش می نویسم قوی و درسته، اما اون کلمات حرفه ای ترش رو بهم میگه.
در حال حاضر دارم با این کار مهارت هام رو افزایش میدم. چون اگر در آموزشگاه ازم بخوان برای بخش آزمون شفاهی انگلیسی صحبت کنم، باید بلد باشم به خوبی پاسخ بدم.
توکل به خدای مهربانم. امیدوارم مسیرم باز بشه و یدم هام یکی یکی طی بشه.
سپاسگزارم.
تعهد دوم:
توی سایت کامنت گذاشتم و در مورد کارهایی که انجام دادم مطلب نوشتم.
تعهد سوم:
خدایا شکرت به خاطر آسمون آبی و ابرهای نارنجی دم غروب که انقدر آسمون رو زیباتر کرده بودن.
خدایا شکرت که تونستم چندتا فایل ببینم و کیف کنم. سپاسگزارم.
خدایا شکرت که امروز به یکی دیگه از قرارهای ملاقاتم هم رسیدم.
خدایا شکرت که امروز دخترکم از کارهای جدیدی که یاد گرفته رونمایی کرد و من تونستم فیلمش رو بگیرم.
خدایا شکرت که تونستم چندتا از فیلم های دخترم رو برای عزیزانم بفرستم و اون ها هم کلی ذوق کردن.
خدایا شکرت که امروز کارهای آشپزی و خالی کردن فریزر از استخوان ها رو پیش بردم.
خدایا شکرت به خاطر سلامتی خودم، همسرم، فرزندم و خانواده هامون. خودت همگیمون رو در مدار بسیار بالایی از سلامتی کامل و ثروت بی حد و حصر نگه دار. شکرت.
به نام خدای وهاب که خدا من راهدایت کرد به این فایل واین نشانه امروزم بود ومن میگفتم که خدا بزرگ است واما این بزرگی بودن خدا رادرک نمیتوانستم وایمان قوی نداشتم فقط در زبان میگفتم اما این را میدانم که نیاز به قانون تکامل دارد وخیلی فایلهای توحیدی که در مورد باورهای توحیدی است را زیاد گوش کنم وباید وقت بیشتری را بگذارم واین فایلها را گوش دهم وتکرار وتکرار کنم تا خداوند را درست درک کنم وباور کنم وایمانم قوی تر شود اگر روی خودش حساب کنم ارامش بیشتری داری ومحکم میمونی تو مسیرت ووقتی فایلهای استاد عباس منش عزیز را میشنیدم وبه گذشته ام توجه میکردم و میگفتم واقعا من این قدر شرک داشتم وهیچی در مورد قوانین خداوند نمیدانستم وبا سخنان پیامبر زمانه مان کم کم خدا رابهتر درک کردم وشناختمش والان بیشتر متوجه شدم که از رگ گردن به مانزدیک است یعنی چه ودر یکی از کامنتهای عضو سایت عباش منش دیدم که میگویند خداوند مثل یک نور است که ما او راباور داریم که من سریع یاد برنامه تلوزیون که در ماه مبارک رمضان پخشش میکرد افتادم وادمهای را میدیدیم که واقعا رفته بودند به جهان اخرت ودنیای بعد از مرگشان را تجربه کرده بودند وواقعا واقعی میگفتند وهر کدام از طریقی یکی تصادف ویکی با برق گرفتگی وهزاران طریق مرگ را تجربه کردن ومیگفتن که اخرت وجود دارد واعمال ما ذره ذره نگه داری میشود تا زمانش برسد وما بعد از مرگ انها را میبینیم وخداوند روحی است که در ما دمیده وروح است که در حال گردش است وقتی که دوباره با باورهای که داشتند برمیگشتند واز اونها تعریف میکنند ویاد اوری کنم که دیشب در این فکر بودم که خدا هدایتم کند ویک کامنت زیبا بنویسم و او مرا راهنمای کرد وبا قدرت وتوانایش فهموندکه قدرت همه چیز دست خود رحمانش خدایا تو تونستی من ننوشتم ما رمیت اذ رمیت ولکن لله رما
بنام خداوند بخشنده مهربان بهدنام خداوندی که مرا هدایت کرد واستاد عزیزم خداروشکر میکنم یعنی متوجه توحید درونت می شوم که چطور این سیستم رو درست شناختی وداری ازش استفاده میکنی بدون ترس خیلی راحت وخدایا شکرت با دیدن همین چیز ها هستند که انسان درخواست هاش،از خداوند شروع میشه وجهان پیشرفت میکنه واز خداوندی که مرا هدایت کرد این خواسته درمن ایجاد شده بعد از مدت ها دنبال حاشیه ها ابهامات رفتن دنبال کرد چیزی که باعث ورهای نامناسب ذهن شدن ودقیقا خروجیش هم همان شد این خواسته رو دارم از خداوند وایمان دارم خداوند دوست دارم ویژگی های خودت رو بدونم ویژگی های که کمک کنه من هدایت بشوم به مسیر درست به من آرامش ثروت سلامتی بده من دنبال همچون ویژگی های می خوام که راحت باشم با خودم وچقدر من خودم روی این موضوع که خداوند با گریه وزاری جواب نمیده ذهنم یک کم مقاومت کرد اون هم بر می گشت به تعصبی نگاه کردن به آین قضیه بود شاید من خودم قبل این درک از قوانین هم چون چیزی قبول نداشتم تا برای خودم اتفاق افتاد ولی اینو رو هم قبول ندارم در موقع تضاد شاید اوضاع ظا هر ن در چهره ناراحت کننده باشه ولی اون ارتعاش،مثبتی که از درون می فرستی خداوندبه اون جواب میده وزیاد به ظاهر قضیه ربطی نداره ولی برعکس تو وقتی توی ندار درست باشی وباورهای درست داشته باشی وتی فرکانس درستی باشی خداوند به هر آن چه خواسته باشی می رسی اونجا شد که سیستمی بودن خداوند رو با تمام وجودم می پذیرم یک دوتا بیمار هر دو تو یک وضعتیت یک بیماری یک شرایط احساحس ولی اون ارتعاش درونی که فرستاده می شود کمک میکنه که کدوم از قانون استفاد کنه حالا یا قانون بدون یا ندونه وخوب بشه بعد مردم فکر میکنن با گریه زاری خوب شده یا فلان پیامبر ویا فلان امام که من کلن فارغ از اون بس مذهبی انسان مذهبی نیستم ولی بعضی وقتا مذهبی فکر میکنم که اصلن دوست ندارم یک درصد هم مذهبی فکر کنم وقتی خداوند هست قانون هست نیازی نمی دونم که مذهبی فکر کنم کل پیامبران ما وامام ما از این قانون استفده کردن بعد اون ارتعاش درونی که می فرسته خداوند وسیستم کارشو راه می اندازه بعد مردم فکر میکن خداوندبا گریه زاری کار میکنه دلش به رحم آوند وشفافش داد پس چرا به اونا یکی همچون کاری نکرد که بر می گرده به اون نیرو واتعادش او می فرسته اونجاست که داستان پیش میاد در مورد خداوند یکی میگه بی عادلت یکی میگه فقط با پولا دار هاست وهزاران فرصت دیگر اونجا هست خداوند می فرماید در موقع تضاد حواستون به فرکانس هایتون باشه که گمراه نشوید جون معمولا توی این طور فضای های شیطان دست به کار میشه که انسان از راه به در کنه چیزی برای خودم اتفاق افتاده ولی خدایا شکرت با صبر شاید شراط سخت ویچیده شده بود ولی اجازه ندادم شیطان که هیج گونه قدرتی نداره ومن بهش قدرا داده بودم به خاطر عدم آگاهی وهی فشار می آورد که دلیل این اتفاقات رو گردن خداوند بیندازم واز راه بدر شوم ولی خدایا شکرت با درخواست های که از خداوند کردم خداوندداره آگاهی های به من میده که از اون فضا بیرون اومدم وآرام با درک این اگاهی ها روی ایمانم عزت نفسم دارم هدایت می شوم به سمت خواسته هایم دارم ودوست دارم بدون هیچ گونه توهین ویا بی احترامی به اعتقاد ودین ویا مذهب خاصی این سیستم رو برای خودم بپذیریم وبرای خودن ازش استفاد کنم وچون ناخداگاه در مورد این سیستم وچیزی وآگاهی کافی نداشتن باعث شده بود به قول قرآن اجازه ندید آدم های بی عقل وآگاهی نه از روی عمد از روی عدم آگاهی وچیزی های شنیده بودن از راه بدر نکن که دقیق تا مدت ها ذهن درگیر افکاروحرف های اونا شده بود یعنی هر چی که عباس منش میگفت برعکس من ذهنم می کشندم به اون سمت تا اینکه به قول خودمون با درک این اگاهی ها ودرخواست کردن از خداوندباعث شد برگردم واز خداوندسپاسگزلر باشم که هدایت درونم رو به عهده گرفت چون واقع از درون می خوام وخواستم که تعغیر کنم وقوانین رو یاد بگیرم که بهتون باهاشون زندگی کنم خدا روشکرمیکنم قوانین کهربهتونم رابط درستی رو برقرار کنم قوانین که باروت سلامتی وخوشبختی من بشون خداوتدش کمک میکنه واون انرزی رومیده که به مدار های بالاتر بیام اون وقت هستد اون وقت هست اون خدایا که همش فکر میکردم ناعادلانه است اگر درک داشتی باشی بفهمی ودر مداردرست قراربگیری که من به شخصه اعلام میکنم نیم درصد. شناخت از قوانین ندارم اینقدردارم به احساحس خوب می رسم وداره درکم عوض میشه ودارم با پذیرش این سیستم خداوند عادلانه نیروی وقدرت بر روی زمین تصور میکنم واصلن دیگه برایم مهم نباشه بچه ام چطور میبنش وطوری که سیستم میگه تصورش،کنم که بعد عملکردم صحبت کنه نه حرفم اون با عملکردم بتونم حرفی برای گفتن داشته باشم خدایا شکرت که خداونداین لطف رو به من کرده چون لیاقتشو داشتم در مدار های بالاتر درک فهم وبیشتر قرار میده خدایا شکرت
استاد عزیزم سلام مجدد برای سومین بار برای این فایل
انقدر این فایل عالی هست که کلمات نمیتونن توصیفش کنن
هر بار که گوش میدم با خودم میگم اینو برای استاد بنویسم این نکته رو یاداوری کنم ، این رد پا رو بذارم
استاد عزیزم خیلی از گفتنی ها رو دوستان آگاه و ارزشمندم بیان کردن و من فقط اینو میخواستم بنویسم که اره درست میگید مثله همیشه ، شما خیلی از مسائل بنیادی رو اولین بار خودتون تو ایران مطرح کردید ؛ دست خدا ، توحید ، شفاعت ، انرژی مثبت ، فرکانس ها ، قانون جهان ، خداوند رو بعنوان سیستم دانستن ، و قانون سلامتی و سبک و زندکی به شیوه سالم شما اولین نفر بودید که با منطق بهمون یاد دادید که بدن چگونه کار میکنه ، شما اولین نفر بودید که ریشه یابی کردید امراض و بیماری ها رو و براش راه و روش درمان رو هم آوردید .
اره درسته استاد ؛ شما اولین نفر تو ایران هستید ، شما نامبروان هستید ، فوق العاده هستید
با تمام وجوووودم ، با بند بند وجودم دوستتون دارم
الهی بمونید و برقرار باشید برامون ، استاد منتظر دوره جدید هستیم .
به نام خدا
سلام
خداروشکر میکنم بابت این ثروت و ازادی شما اقای عباسمنش..
ماشین هیولاتونم تبریک میگم با این رنگ عالی و زیباش..
من بیشتر از دوسالی هست ک از اموزش های شما استفاده میکنم.. و دقیقا ب اندازه ای ک تغییر کردم نتیجه گرفتم.
اصلیترین و پایه همه باور ها همین شناخت صحیح خداونده..
اینکه بفهمیم خدا کیه و چ جوری عمل میکنه دیگ سوالی برامون باقی نمیمونه..
چیزی ک از بچگی همش تو ذهنم بود ک خدا کیه..
استاد اینقدررررر حرف های چرت و پرت تو ذهنم هست اینقد باورهای غلط و اشتباه ریشه داره تو ذهنم ک خیلی خیلی بیشتر از این باید برای تغییر باورهام تلاش کنم..
اینک خداوندمثل سیستمی عمل میکنه ک نه دلسوزی میکنه نه قضاوت میکنه ن انتخاب میکنه،، بدون هیچگونه احساس و رحمی فقط صرفا ب افکار و باورهای شخص من پاسخ میده،،
چقدر مثال های زیبایی در مورد بحث شی و رود زدین واقعا عالی بودن.
اقای عباس منش بزرگوار اینقدررر چیز هایی ک شنیدم با واقعیت فرسنگ ها فاصله داره ک مقاومت ها خیلی شدیده..
بحث توحید و شرک بحثیه ک من حتما حتما تا زمانی ک زنده ام روی این باور باید کار کنم..
باورهایی مث اینکه خدا نزدیکه باهام حرف میزنه همیشه کنارمه و احساسی نمیشه قضاوت و دلسوزی نمیکنه فقط ب فرکانس من پاسخ میده،،باورهایی ک با مقاومت شدید ذهنی روبروء برام..اما چیزیه ک میشه درستش کرد شما و هزاران نفری ک از فایل های شما استفاده کرده اند و زندگیشون متحول شده تونسته اند پس منم میتونم..
اینقدر این باور معنوی بودن و الهی بودن و انسان خوب بودن فقیران تو ذهن من شدیده ک ناخوداگاه ی لحظه تو ذهنم اومد
نگا بابا کن تو ماشین هیولا تو کشور امریکا با این همه ثروت و پول داره در مورد خدا صحبت میکنه😅😅
بقول شما اصلا تعجب نمیکنم ک چرا من از لحاظ مالی پیشرفت نکردم و نمیکنم،،
من بخودم تعهد داده بودم ک کامنت نذارم و کامنتی ک میذارم فقط در مورد نتیجه هایی ک گرفتم صحبت کنم.. ولی ی حسی بهم گفت بجای اینک تو دفترت بنویسی بیا کامنت بذار ی ردپایی بشه برات..
ممنونم از شما اقای عباس منش
روزی نیست ک من صدای جنابعالی توگوشم نباشه..
خیلی ازتون تشکر میکنم..
ب زودی میام با طی کردن تکاملم در مورد نتایج جدیدی ک میگیرم باهاتون صحبت میکنم..
بازم ممنونم سید جان. امیدوارم ب زودی ببینمت.
به نام الله یکتا
سلام به همه و استاد عزیزم
یادمه خیلی وقت پیش تو تلگرام این متن رو دیدم و خیلی خوشم اومد ازش و گذاشتم پروفایلم:
رابطه با خداوند یک رابطه دوطرفه است همون قدر که بهش ایمان داری همون قدر برات وجود داره
خیلی خوشم اومد ازش و هزار بار از روش خوندم با اینکه اصلا نه تو این وادی ها بودم نه زندگی درستی داشتم بخاطر باورها و دوری از مسیر خداوند ولی این نوشته حالمو دگرگون میکرد
یا اینکه یبار که خیلی ناامید بودم یه عکسی دیدم که نوشته بود
خدایا منو ببخش که گاهی فراموش میکنم معبودی دارم بالاتر از حد تصور
الان بازم اشک تو چشمام پر میشه
خیلی حس ارامشی بهم داد این متن
الان که فکر میکنم ته دلم اون خدای درونم زیر اون همه لجن و کثیفی که خودم ساخته بودمش و تو دلم و جونم پر کرده بودم داشته سوسو میزده درسته زیر اون همه سیاهی مدفون بوده ولی خاموش نشده بوده و همون منو هدایت کرد به مسیر قشنگ و پر ارامش توحید
خدایا ازت ممنونم که همیشه کنارمی و اجابتم میکنی
خدایا خوشحالم که اربابی دارم بنده نواز و از همه قطع امید کردم و با خیال اسوده به او دل بستم
سلام درود به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان.
این فایل در دسته بندی فایل های اجرای توحید در عمل
باید روی خدا حساب کنیم و توکل مون رو بزاریم روی خداوند. اگر روی آدمهای حساب کنیم پشتمان را خالی میکند
اگر فقط تکیه ات خداوند باشد.
ایاک نعبدو ایاک نستعین خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می جویدم اگر فقط نگاهت به خداوند باشد. انسانها به صورت دستان خداوند می آن کمکت می کنند این دستان خداوند می تواندبه شکل های مختلف به شکل ایده های مختلف می تواند بیاید یا به شکل آدم ها دوست آشنا غریبه باشد.باید توکل مون فقط به خداوند باشد
ما از انسانها تشکر میکنیم ولی اینو میدونیم که خداوند داره کارها رو انجام میده وقتی که آدم توکلش به خداوند باشد دیگر می داند از یک جای یک سری اتفاقات میافتد یک سری دستان می آیند و کمکش میکنند دیگر روی یک انسان خاص حساب نمی کند.
اگر روی فرد خاصی حساب کند حتماً زمین میخورد این قانون خداوند.
هر چه زودتر این درسها رو یاد بگیریم و امیدمان به خداوند باشد و اجازه بدهیم خداوند از دستان بی نهایت استفاده کند برای کمک به ما انوقت خیلی زندگی بهتری خواهیم .
به اندازی که انسانهاشرک دارند به همان نسبت از خوشبختی دور می شوند..
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ: ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.
اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ: بخشنده و بخشایشگر است.
مَالِکِ یَوْمِ الدّینِ: (خداوندى که) صاحب روز جزا است.
اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ: (پروردگارا) تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوییم.
اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ: ما را به راه راست هدایت فرما!
صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ: راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى،
غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضّآلّینَ: نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه گمراهان!