مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه





سلام به دوستان گل هم خونه ایی ام.
دوستان سرشار از آگاهی های منبع
و سخاوتمند در به اشتراک گذاشتن این آگاهیی های ناب به من
خدا رو سپاسگزارم که بازم فرصت پیدا کردم تا به این فایل هم گوش کنم .بشنوم .یاد بگیرم .نوت بردارم.
سپاسگزارم از استاد و بانووو مریم
بابت پاسخ دادن به سوالات هم خونه ایی هام.
سوالات خوبی هستن و پاسخ های استاد کلی آگاهی دادن به من .
هر چند تصور من اینه که کلا سوالات ، از طرف ذهن هست چرا که دنبال دلیل منطقی برای قبول کردن آنچه استاد میگن می گرده
البته ، بهتره قوانینی که ایشون آموزش می دن رو وحی منزل بدونم و قبول کنم و عمل کنم و نتیجه بگیرم و از نتایجی که بدست میارم رشد کنم و با رشد و پیشرفت و بهبودم به منبع آگاهی نزدیک تر بشم و قوانین برام وضوح پیدا کنه .
توی این مرحله دیگه ، ذهن سوال نمی پرسه و دنبال منطق قوانین نمی گرده .
چرا که اون مرحله از آگاهی ، جواب سوالات رو در خودش داره.
آگاهی درونی من ، نیروی هدایت گر درون من ، خودش آگاهی کل هست . جواب سوالات رو می دونه.
و چون می دونه ، اصلا نمی پرسه و فقط عمل می کنه .
یعنی به مرحله ایی از رشد برسم که هماهنگ با آگاهی درونم باشم .هماهنگ با نیروی هدایت گر درونم باشم.
توی این مرحله است که آموزش ها برام وحی منزل میشن و فقط اطاعت می کنم و اجرا می کنم چرا؟
چون ایمان دارم از طرف منبع آگاهی کل این آموزه ها داره بیان میشه و به گوش ما می رسه
استاد بارها و بارها تکرار کردن که اینا از یه جای دیگه ایی میاد.
ایشونم عمل کردن و می کنن و با تکامل رسیدن به این مرحله.
من هم با عمل کردن و طی تکامل می رسم به مراحل بالاتر ..
و ذهن و ذهن و ذهن ….
سوال می پرسه ..
سوال می پرسه
سوال می پرسه.
خدای مهربونم ! کمک کن که با کنترل ذهنم و خاموش کردنش ، انرژی ام رو صرف عمل کردن به آموزه ها کنم تا خودبخود با رشد توی این مسیر ، من هم ، مث استاد بیشتر هماهنگ بشم با آگاهی های درونم.
برای همه ی دوستانم آرزوی اتصال هر لحظه ایی به آگاهی کل رو دارم .
آرزوی موفقیت و تجربه کردن ارزوهاشون رو دارم.
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم.
دوستتون دارم .
به نام خدای بخشنده و مهربان
گام 21 از پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
کسی که با تمام وجود حرکت کنه خدا راه رو براش هموار میکنه و دلها رو نرم میکنه، کسی که تعهد داشته باشه درها براش باز میشه.
برای پیشرفت نباید به شیوه قبل زندگی کرد.
تکامل به معنی تجربه کردن،درس گرفتن و استفاده از آن درسها در قدمهای بعدی است و مدت زمان تکامل به تعهد و باورمون در مورد آن کار ارتباط دارد.
خداوند یک سیستم است که به فرکانس های ما پاسخ میدهد برای تغییر زندگی باید فرکانس هامون رو تغییر بدیم.
قرآن:چقدر جدیدا باهاش لذت میبرم خدایا شکرت،البته این رو مدیون آموزه های استاد هستم.
استاد آنقدر تو فایل هاشون خوب توضیح میدن و با عشق تو گفتار و کارشون غرق میشن که آدم لذت میبره اما این فایل انگار اون یکی شدن همیشگی و شیوایی رو برای من نداشت اما باز کلی آگاهی به من داد.
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام استاد ومریم جان عزیزم
سلام دوستان توحیدیم
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر قسمت 21
حدود 3سال هست که کنار همسرم نونوایی کار میکنم
کاری که توش صفر صفر بودم وازش هیچی نمیدونستم وتکاملی هربار بهتر از قبلم شدم
قشنگ یادمه روزهای اول حتی برای کارت کشیدن ونون دست مشتری دادن هم دست وپامو گم میکردم چه برسه بخام پا به پای همسرم چونه نازک کنم نون از دستگاه بیرون بیارم مشتری راه بندازم بماند که از شروع کار تا الان که مشغول کار هستیم چقدر ایده ها اومد وبهش عمل کردیم وهربار کارهامون سریعتر وراحت تر وبا نظم تر شد ودر کل تو این مسیر از همه لحاظ رشد کردم
اما مسئله ای که هست اینکه حرفه اصلیم خیاطی هستش واحساس میکنم برای رشد وپیشرفتم باید از خودم وهنرم درآمد داشته باشم وخیلی خیلی دوست دارم از حرفه خودم به درآمد برسم وخیلی اعتماد بنفسم میره بالاتر وقوی تر ومیشم وکلی انرژی وقدرت میگیرم برای رشد کردن
که هیچ وقت نتوانستم ازش به درآمد برسم.
با کار کردن روی خودم متوجه یه ترمز ذهنم شدم اینکه همیشه تو ذهنم بود باید بیشتر دوره ببینم وتو کارم حرفه ای بشم وبه خودم وتوانایی هام ایمان نداشتم
وبرای اینکه این ترمز رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم مهرماه 1403 کلاسهای شب وعروس ثبت نام کردم ودر کنار کار نونوایی کلاس هارو رفتم با هر شرایطی که بود تا یه جایی از مسیر،احساس کردم که به اندازه کافی آموزش دیدم وبه خودم وکارم ایمان پیدا کردم وبعداز 5 ماه آموزش دیدن دیگه ادامه ندادم وخداروشکر الان این ذهنیت رو ندارم که باید حرفه ای تر بشم وایمان دارم میتوانم از همینجایی که هستم شروع کنم وبه درآمد برسم.
احساس میکنم کم کم در کنار کار نونوایی باید در حرفه خودم هرچند کوچیک به درآمد برسم وپله پله رشد کنم تا جایی که به طور تمرکزی فقط وفقط تو حرفه ی خودم فعالیت داشته باشم.
از کجا وچجورش هم میسپارم به خداوندم خودش هدایتم کنه وآمادگی کامل دارم برای انجام هر ایده ای که بهم بشه
کاملا به خداوندم ایمان وتوکل دارم که هدایتم میکنه.
این ردپارو میزارم تا انشاالله زمانی که رشد وپیشرفت کردم بدونم از کجا وبا چه ذهنیتی شروع کردم.
سپاسگزارخداوندم که در این مسیر الهی قرارم داد
سپاسگزار شما استاد عزیزم ومریم جان مهربانم هستم برای تمام آموزشهاتون
برای تمام دوستانم در این مسیر توحید آرزوی موفقیت دارم.
سلام استاد بی نظیرم چقدر علاقه مندم به هم صحبتی با شما
استاد دیشب من تا صبح از شکم درد خوابم نمیبرد البته خب باعث شد بارون و ببینم و لذت ببرم باعث شد برم رتبه یک های کشوری ۱۰ سال اخیر و بررسی کنم و خصوصیات مشترک و غیرمشترک و پیدا کنم و به اصل و فرع پی ببرم
خلاصه ک ساعت ۵ صبح خوابیدم
استاد خواب دیدم یه زمین فوتبال بود توی مدرسمون یه عده بازی میکردن یه عده ی خیلی زیاد هم تماشا میکردن بقیه خیلی میدوییدن و دنبال توپ میرفتن ک گل بزنن ولی من دراز کشیده بودن وسط زمین و شکم درد داشتم ولی هر موقع توپ میومد سمتم با یکم تلاش توپ و میزدم توی دروازه و معمولا یا دروازه بان نبود و مشغول بود ک من گل میزدم یا از بین بقیه توپ رد میشد کسی نمیفهمید چجوری فقط همه میگفتن چقدر تو خوش شانسی چرا بلند نمیشی منم میگفتم من شکمم درد میکنه و واقعا درد میکرد ک دراز کشیده بود لحظه ی اخر همه یه سمت زمین بودن و اون دروازه ای ک توش گل زدم اون سمتش هیچ کس نبود نمیدونم چرا اینجوری میشد ولی وقتی گل زدم یکی بهم گفت تو به هدفات همینجوری میرسی خیلی عجیب بود برام
با اینکه من خیلی هدفای بزرگی دارم خیلی یعنی پدرم میگ برو فرهنگیان امنیت شغلی داره کارت تضمین حقوقت و…. ولی من اصلا این امنیت شغلی و نمیخوام من روحیم روحیه کارآفرینه عاشق ساختنم درسته دخترم ولی عاشق رشته های خودروسازی و عمرانم و هدفای خیلی بزرگی دارم دیشب بابام بهم گفت دوستت خیلی زودتر ب هدفش میرسه چون درست فکر میکنه و میخواد بره فرهنگیان…. استاد میدونی چی جالبه؟ اینکه خدا از دلم حرف بابامو دراورد دقیقا دیشب بابام اینو گفت و من وقتی خوابیدم همین خواب رو دیدم راستش توی خود خواب من متوجه نمیشدم چجوری گل میشدن حتی پرتابام سریع نبود اتفاقا توپ خیلی اهسته از بین جمع حرکت میکرد میرفت تو دروازه و بقیه فقط نگاهش میکردن و جلوشو نمیگرفتن انگار یکی ادما رو نگه میداشت تا توپ من گل بشه….
استاد باورتون میشه من تا خود پنج صبح ک بیدار بودم فقط داشتم فایلای شمارو گوش میدادم؟ حتی وقتی ک از خواب بیدار میشم هندزفریم جفتمه چون طول میکشه بخوام پاشم😂😂😂😂 توی اون فاصله فایلای شما رو پلی میکنم دقیقا همینقدر تشنم به آگاهی ها و بهبود روند زندگیم به سمت بی نهایت♥️
سلام بر استاد عزیز ، خانم شایسته گرامی و همه دوستان نازنینم
به نظرم بهترین تعریف توکل یعنی علاوه بر ایمان به خدا ، بهش اعتماد و اطمینان داشته باشیم. یعنی ما سهم خودمونو توی هر کاری کامل و درست انجام بدیم و مطمئن باشیم خدا هم سهم خودشو حتما انجام میده. مثلا من میخوام یه نمایندگی فروش کالای خواب بزنم . سهم من اینه : حرکت کنم و قدم اول رو بردارم و توی یه جای مناسب با در نظر گرفتن تکاملم و شرایط الانم استارت کار رو بزنم و خوش برخورد باشم و با کلامم به مشتری هام حس ارزشمندی و عشق بدم. سهم خدا توی این قضیه اینه که در پاسخ به شجاعت من و اطمینانی که بهش دارم، روزی و ثروت رو از طریق مشتری های خوب و عالی و نقد بهم برسونه.
توکل یعنی ” به خدا اطمینان داشته باشم” که مشتری های خوب و زیاد رو به طرفم هدایت میکنه و کارم رونق میگیره . توکل یعنی نترسم و پیش خودم نگم ” اگه مشتری نبود چی ؟ ”
مبحث “داشتن ورودی مالی در هر شرایطی” هم خیلی مهمه.
ورودی مالی داشتن یعنی چی ؟ توی مثالی که زدم ، من باید اولش برم جایی که دارن همین شغل رو انجام میدن مشغول به کار بشم ( حتی بعنوان شاگرد یا کارگر) و ازش درآمد کسب کنم . چرا ؟ اولا بخاطر کسب مهارت دوما بخاطر اینکه در مدت زمانی که بیزینسم داره تکاملش رو میگذرونه و یواش یواش رونق میگیره ؛ به اصطلاح اموراتم بگذره و هزینه هام رو بتونم پوشش بدم.
بعد در کنار اون کسب درآمد ، بیزینس خودم رو هم راه بندازم و بعد از طی تکامل دیگه میتونم تمام تمرکزم رو بزارم روی بیزینس خودم.
سلام استاد عزیز
لطفاً ما را رها نکن
شما اینقدر مارا تنها نگذاشته بودید…
هر لحظه به سایت میآییم ولی خبری از شما نیست…
خیلی وقته منتظر شما هستیم بدون صدای شما زندگی برای ما لذت بخش نیست..
هرروز منتظر صدای هدایتگر شما هستیم
چرا احساس می کنم خانم شایسته تلاش می کنه تبلیغ کنه محصولات سایت رو در میان صحبت های استاد؟ آیا واقعا نیاز دارن به فروش این محصولات که تا این اندازه اشاره میشه به محصولات و خرید شون ؟ واقعا این سوال برای من ایجاد شده. اصلا نمی دونم استاد با این ثروت چرا اصلا قیمت تعیین کردن برای محصولات و چرا خانم شایسته انقدر اشاره می کنن به خرید محصولات و تبلیغات شون. یه جورایی حس می کنم محتاج هستن به فروش این محصولات.
سلام اقای احمدی بزرگوار
یه سئوالی که باید از خودت بپرسی اینه که :
چه اشکالی داره تبلیغ کنه محصولش رو …
یه نکته مهمی که اینجا هست اینه که شما باید از خودتون بپرسید چرا نسبت به این تبلیغ کهیر می زنید…
اینکه من توانایی خرید را در خودم نمی بینم یا لایق داشتن یک محصول گران قیمت نیستم ؟؟ من را ناراحت می کنه ! یا اینکه اصلا عباسمنش وظیفه شه که رایگان در خدمت من و بقیه باشه !
اینکه عباسمنش ۳ ساعت زمان و انرژی بزاره یه فایل را ضبط کنه ، ادیت کنه ، روی سایت بزاره ، جواب سئوالهای من را بده ، تمام مشکلات زندگی من را رایگان حل کنه ، به من انگیزه بده ، خب حتما وظیفه شه …
ولی حق نداشته باشه حتی بین صحبت هاش یه بار اسم محصول پولی را بیاره یعنی نشون میده من خودخواه هستم و فقط خودم را می بینم و باورم اینه که یکی که پولداره باید به منی که ندارم خدمت رسانی کنه اونم رایگان و بدون هیچ چشمداشت ….. اگر عمیق تر به درون خودمون نگاه کنیم این از عدم عزت نفس ما میاد …
البته خیلی از ماها این شکلی فکر می کنیم، مشکل شما نیست ، من خودم هم خیلی جاها مچ ( من خودخواهم) خودم را می گیرم و اونجایی که فکر می کنم که دیگران باید در خدمت من باشند....و این خیلی خیلی ناخودآگاه و نامحسوس هست . مخصوصا تو آموزش، ما این توقع را از اساتید داریم چون فکر می کنیم اونها رسالت شون اینه و باید در خدمت ما باشند
در صورتی که آموزش هم یک خدمت است مثل خدمات یک رستوران ، اون جسم ما را تغذیه می کنه و این روح ما را …
اونجا پول غذا را راحت می دهیم ولی اینجا میگیم محصولشون را چرا اصلا می فروشند مگه اصلا نیازی به پول داره عباسمنش !!!!
مثل اینکه بگیم چرا یه رستوران دار مولتی میلیاردر پول غذاش را می گیره ، مجانی بده من غذا را بخورم اون که نیاز نداره ……
شاید پذیرش این موضوع براتون سخت باشه ولی خب اینها نکات مبهم و پنهان عزت نفس است ، همون جایی که من خودم هم ضعف دارم ، و دارم تلاش می کنم دنیا را از دید خودم و خودخواهی خودم فقط نبینم
موید باشید
با احترام نظرتون رو نمی پسندم و فکر می کنم شایسته اعضای محترم خانواده عباسمنش نیست!
من هم در این فایل احساس کردم که خانم شایسته عزیز زیاد تاکید می کنن روی خرید دوره ها . بهتر بود به جای برداشت غلط و پاسخ غلط تر جواب مناسبی به سوال ایشون داده بشه که آگاهی عزیزان بیشتر بشه و اگر ابهامی هست رفع بشه. پیشنهاد می کنم در پاسخ دادن به سوال دوستان با تامل بیشتری عمل کنید!
دوست عزیز
پیشنهاد می کنم به جای به کار بردن این ادبیات و نوشتار که ناشی از کوته فکری شماست. بیشتر روی خودتون و اعتماد به نفس تون که به درستی به فقدانش اشاره کردید زمان بگزارید و اجازه بدید دوستان پاسخ درستی به سوال بدن. این همه خشم و عصبیت درون تون رو بریزید بیرون و در آرامش باشید.
این چه ادبیاتیه آخه ؟ واقعا متاسفم برای این کلام و ادبیات شما
کهیر زدن یعنی چی ؟
گویا شما کهیر زدید از سوال من.
کسی اجبار نکرده که کامنت بزارید و جواب بدید اگر جواب درستی برای سوال من ندارید؟
کی گفته که من توانایی خرید ندارم؟ این چه قضاوت مضحکیه که شمار دارید؟
اگر کسی هنوز تصمیم به خرید نگرفته معنیش عدم توانایی مالی نیست.
گاهی بعضی افراد از اون طرف بام می افتن وشما از اون دسته اید. روی اخلاق واعصاب تون بیشتر کار کنید خانم محترم.
با نام و یاد خدای عزیزم، دوست و رفیق پایه همه لحظات زندگیم
سلام به استادهای عزیزم و دوستای غار حرایی (به قول سعیده شهریاری عزیز)
نشانه اتصال به خداوند همین حالیه که من الان دارم.
از دیگر نشانه هاش کم شدن عجله است.
یه نشونه دیگه اش هم لذت بردن بیشتره.
دیروز بعد از خوندن کامنت آقای امیری عزیز به خودم گفتم تو باید شاکر این آزادی زمانی و مکانی که داری باشی. باید رهاتر باشی و سعی کنی کم کم دستت رو از لبه صخره ول کنی تا بتونی بین زمین و آسمان معلق بشی و این احساس رو تجربه کنی.
همین امروز که پاشدم یه نشونه عالی دیدم که مسافرهای عزیزم که الان تو ایران هستن و دارن از سفری که براشون تدارک دیدم نهایت لذت رو میبرن پیام دادن که ما میخوایم بازم بیایم و یه برنامه برای شمال غرب و غرب ایران هم بهمون بدید و من غرق در شادی شدم که بله داره جواب میده و خداوند داره سمت خودش رو انجام میده، پس این همه عجله و نگرانی و هول کردن برای چیه.
در همین راستا شروع کردم بدون نگرانی به خوندن قرآن و عجب نکات عالی از آیاتی که زمانی هیچ درکی نسبت بهشون نداشتم، درآوردم (البته به اندازه فهم الانم).
بعد خدای درونم گفت امروز هوا آفتابیه و برو بیرون. به همسرم زنگ زدم که میام دنبالت با هم پیاده برگردیم خونه.
رفتم بیرون. و خدا رو شکر محلمون چقدر پارک داره. یکی هم که جلوی خونمونه و من مدتها بود نرفته بودم.
خلاصه رفتم و تو یکی از پارکا 2 تا خروس و یه مرغ دیدم و چقدر به کاراشون خندیدم.
برای خودم نرگس خریدم گفتم حیفه که این گل خوشبو که دیگه فصلش هم تموم میشه رو به خودم هدیه ندم.
کمی تاب بازی کردم چون خیلی لذت میبرم و منو میبره به روزای بچگیم.
وقتی داشتیم میومدیم سمت خونه از کنار یه کبابی رد شدیم و به همسرم گفتم میای بریم؟ اونم قبول کرد و با هم رفتیم وخدا رو شکر به چه محیط تمیزی هدایت شدیم و پر از مشتری بود و جای همه خالی، عجب کبابی بود.
اومدیم خونه و من با حال خوب شروع کردم به گوش دادن این فایل.
اگه سپیده سابق بودم میگفتم نه چرا برم بیرون و وقتم رو هدر بدم. باید بشینم کار کنم و فایل گوش کنم.
اما سپیده ورژن جدید میخواد از زندگیش بیشتر لذت ببره.
میخواد قدر لحظاتش رو بیشتر بدونه و فکر نکنه مسابقه داره و باید بدو بدو از بقیه جلو بزنه.
آپدیت جدید سپیده طوریه که میدونه همه کارها در زندگیش اهمیت داره و اگه بتونه با احساس خوب همه کارهاش رو انجام بده، این انرژی خوب لاجرم تبدیل میشه به اتفاقهای خوب. چون انرژی از بین نمیره و فقط از شکلی به شکل دیگه در میاد.
سپیده جدید سعی داره تک بعدی و ربات نباشه و زندگی رو زندگی کنه چون میدونه اگه باورهای مناسب داشته باشه، حتی کارهای کوچکش هم نتایج بزرگی خواهند داشت. پس عجله و رو فکر خودت حساب کردن نداریم.
به قول استاد اگر تا ابد در مسیر نادرست بدویی، هیچوقت به مقصد نمیرسی. انشالله بتونم در صراط مستقیم بمونم و هی تو خاکی نرم.
استاد و خانم شایسته عزیزم ازتون ممنونم که با مشعلتون این راه هموار جنگلی رو برای ما روشن کردین تا بتونیم به سلامت و شادی این مسیر رو طی کنیم.
به نام تنها نیروی هدایتگر وهاب
سلام به شما عزیزانم
دوتا نکته مهم و زیبا و شبیه به هدایت شدن من داره این فایل، منم همین چندوقت پیش یه نفر بهم گفت من چندتا تیکه زمین نزدیک خونه تون دارم میخوام بفروشم تو برام مشتری پیدا کن هر تیکه ای که بفروشی فلان عدد از پول رو میدم به خودت و منم تا الان هنوز یه تیکه تونستم بفروشم و یه مبلغ تقریبا خوب هم بهم داد اون صاحب زمین و بهم گفت اگر زیاد بتونی بفروشی که یه تیکه از زمین هارو میدم به خودت
و الان استاد شما میگی وقتی خودت بخواهی خداوند هم هدایتت میکنه حتی بدون داشتن سرمایه اولیه مثل من بدون اینکه یه هزار تومن بدم اون صاحب زمین خود به خود سمتم هدایت شد و تازه چندروز قبل یه نفر دیگه هم اومد زمین هاش رو بهم سپرد گفت برام بفروش منم چنددرصد از پول رو میدم به خودت
خب نکته بعدی و آگاهی این فایل اینه که قرار نیست هدایت های خداوند فقط از طریق زبان طرف مقابل بهمون گفته بشه بلکه بعضی مواقع میبینی خداوند هدایتمون کرد یا حسی بهمون گفت که برو این حرف رو به فلان آدم یا در فلان زمان بگو که کارت هدایت بشی به سمت اهداف و خواسته هات
خود من مدتی بود بخاطر یه موضوعی با یه نفر که برام مناسب هست و فکر میکردم خوبه چیزی نمیگفتم انتظار داشتم حتما باید فقط خودش بگه اما بعداز مدتی که یه خورده قوانین رو بهتر درک کردم و دیدم اون احساس خوب داره بهم میگه با اون فرد فلان حرف رو بزن و منم اون یه خورده غرور رو کنار گذاشتم و رفتم بهش گفتم باور کنید اینقدر نتیجه اش خوب شد و الانم خیلی خوبه و چقدر خداروشکر میکنم بابتش میدونید ما باید هرروز بیشتر از روز قبل سعی و تلاش کنیم تا قانون الهی و هدایت و زبان خداوند رو درک کنیم یعنی جنس گفتگو با خداوند رو بهتر درک کنیم تا مسیر رسیدن به اهداف و موفقیتهامون لذتبخش تر و زیباتر بشه و وقتی که ما واقعا بخواهیم که هرروز به درک و مهارت بیشتری برسیم همین اتفاق هم میفته و البته مسیر و اتفاقات هدایت برا هرکسی با دیگری متفاوته ممکنه یسری مسیر و اتفاقات برا من باعث هدایت شدن و مرحله مدار و نشانه هایی برا من هدایت باشن اما برا یه نفر دیگه که بخواد به کلام قلبش گوش نکنه و صرفا فقط اون اتفاقاتی که من از طریقشون به اهدافم هدایت شدم اونم خودش انتخاب کنه به ضررش باشه،
پس هرکسی خودش بهتر میتونه و میدونه که خداوند چگونه داره با نشانه ها و تضادهایی داره هدایتش میکنه به مسیر دلخواهش و باید خودش بتونه قوانین رو درک کنه،،
چقدر خوبه استاد شما از همون قبل اجازه نمیدادی کسی تو زندگیت دخالت کنه و منم دقیقا این ویژگی رو دارم و وقتی میبینم درمورد کسی حرف میشه میگن مثلا فلانی مادرش،پدرش خواهرش دوستش و…. تو زندگیش دخالت میکنه
اصلا درک نمیکنم یعنی چی مگه میشه یه آدم هیچ اختیار و قدرتی از خودش نداشته باشه و هرکی هرجور دلش خواست درمورد زندگی اون تصمیم بگیره ،اما کافیه یه نفر حتی نزدیکترین اعضای خانواده ام بخواهند همین الان درمورد زندگی من تصمیم بگیرن یا تو زندگی مشترک آینده ام بخواهند دختالت کنند خدای من اونوقت دیگه من پودرش میکنم اگه خیلی برام قابل احترام باشه اما با کمال احترام حتما زبان نیش دار منو تجربه میکنه
خب من همین الان یه عالمه باورهای محدود کننده دارم و خودمم میدونم و هرروزم دارم تمام تلاش خودمو میکنم که بتونم بهترشون کنم بسمت پیشرفت اما اینکه کسی بخواد از بیرون سرک بکشه یا یکسره برام تعین و تکلیف کنه دیگه اصلا هیچ تصوری براش نمیبینم از اینکه چه بلایی سرش میاد البته با ابزار قوانین😆😆😆🤩🤩🤩
اما کلیت این فایل اینه که ما واقعا با تمام وجود بخواهیم و حرکت کنیم و خودمون رو بسپاریم به هدایت الهی و نرم بشیم با این آگاهی ها قطعا نتایج خوب و لذتبخشی هم تجربه خواهیم کرد.
آرزوی بهترین تجربه ها و هدایت هارو براتون دارم .
سلام به استادعزیزومریم خانم عزیز.برای کسی که مبتدیه وتازه میخاداین قوانین رارعایت کنه ،باورش سخته که با تغییرات ذهنی تو،بتونی درمسیری حرکت کنی که آرام آرام به اهدافت نزدیک بشی .خودمن اول باگوش کردن فایلهای استاد،حرفهاشووایده هاشو،پذیرفتم چون تاالان مسیری رونرفته بودم که موفقیتی کسب کنم وازخودم احساس رضایتی داشته باشم .همه تجربه های زندگیم متاسفانه اشتباه ودرمسیرهای نادرستی بودکه اتفاقات خوبی روطبیعتابرام رقم نزده بود.پس قدم اولم کسب آگاهی وباوراونهابودکه شروع کنم تامسیرجدیدی روتوزندگیم پیاده کنم وتجربه کنم ببینم چه نتایجی میده .بله باگوش کردن مکررسخنان استادباورهام تغییرکردبه قول خودشون ازهمون روزاول ادم نشونه هاشم میبیبنه ،البته من شاغل نیستم اماتغییرات همسرم رابه عینه دیدم وهردوباذوق وشوق این هدف راکه تغییرباورهامون بودراسعی میکنیم اجراکنیم چون باورهای خیلی محدودی داشتیم وهمین مانع پیشرفت مامیشد.باتوجه به رشدتکاملی که استادعرض میکنن ماهم همین طورپیش میریم .که خداروشکردرحال حاضرراضی هستم ولی قانع نه.چون خیلی فراترازاین چیزهافکرمیکنم ،منتهی میدونم بایدصبوری کنم وباهدایت خدای خوبم جلوبرم .اینکه استادمیگن من کاری نکردم ، زمین ارزون شدبعدگرون شدوغیره ،اینازمانی اتفاق میفته که من درهمه جوانب مثبت نگرباشم وتوهرشرایطی که هستم باحس وحال خوب ،جلوبرم وازافکارمنفی دست بردارم وبه خاطرداشته هام سپاسگزارباشم ،باورهای قوی من آرام آرام منوبه اهدافم نزدیکترمیکنه .بعدخواهیددیدخداوندچ معجزاتی رابراتون رقم میزنه که برای هرکدوم شگفت زده میشیدومی گیدمگه میشه مگه داریم.پس امتحان کنیدوبه استادوگفته هاش اعتمادکنیدتاخدای قدرتمندومهربان راپیداکنیدتاازبندخیلی چیزهارهابشید. اینکه استاددرراستای زندگیش اجازه مداخله کسی نمیدادن هم خودش بی تاثیرنیس ،اگرچه ایشون گفتن من مشکلی دراین موردنداشتم اما ماایرانی هاخیلی ازمداخله هاونظرها راداریم که باعث میشه به سازاین واون برقصیم البته اینم برای گذشته ی مابودالان دیگه این اجازه رانمیدیم .استادجونی مرسی که هستی🙏