مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
مفاهیمی که استاد عباس منش در این فایل توضیح می دهند شامل:
- به اندازه ای که قانون را بهتر درک می کنیم، به همان اندازه نگرانی های ما تبدیل به جسارت برای سازندگی می شود؛
- طبق قانون، همانگونه که یک شبه یک گونی پول از آسمان برایت نمی افتد، همانگونه نیز “سقوط” یک شبه اتفاق نمی افتد؛
- موفقیت پایدار، یعنی موفقیتی که پایه و اساس دارد، هویت دارد و هویت آن آجر به آجر با درک قانون و رشد شخصیت درونی به وسیله این درک ساخته شده است. این جنس از نتایج پایدار، خروجی یک شخصیت قوی است که با این راحتی با هر طوفانی نمی لرزد چون در مسیر خودسازی، نه تنها راهکار مقابله با طوفان را یاد گرفته بلکه می داند چطور از آن به نفع خود بهره برداری کند.
- مثل همه ی مهارت ها، مهارت شما در عمل به قانون، یک روند تکاملی دارد. این روند تکاملی با استمرار در به یاد آوردن قانون، درک قانون و تعهد برای اجرای همان مقدار درک در روند روزانه زندگی، هر بار بهبود پیدا می کند و هر بار شخصیت قوی تری در شما می سازد که به این راحتی از صراط مستقیم خارج نمی شود؛
سوالات:
1.عمیق ترین درک شما از قانون -که بیشترین تاثیر را بر تغییر ذهنیت قبلی شما گذاشت- چه بود؟
این درک، به چه شکل خود را در تجربیات زندگی شما بازتاب می داد؟ این درک چه ایده هایی به شما برای تغییر شرایط زندگی تان می داد؟ چطور با این درک به خودتان انگیزه می دادید برای ادامه مسیر، خصوصا وقتی نتایج محسوسی نداشتید؟
2. اگر تمام ثروت و دستاوردهای خود را از دست بدهید و تبدیل به یک آدم عادی شوید در حالیکه همین میزان درک از قانون را دارید، چقدر طول می کشد دوباره به جایگاه کنونی برسید؟
3. بعد از آشنایی با قانون و در شروع مسیر، چقدر قانون را باور کردید؟ چطور شک و تردیدهای اولیه را نسبت به قانون برطرف کردید که موجب شد در مسیر عمل به قانون استمرار داشته باشید؟
3. سیر تکاملی خود درباره رسیدن به موفقیت مالی را توضبح دهید. چقدر طول کشید تا از درگیری ها، مسائل مالی و بدهی، به استقلال مالی برسید؟
5. اگر با باورها و آگاهی های کنونی به 14 سال پیش که تازه این مسیر را شروع کرده بودید برگردید، چه باوری را بیشتر از همه جدی می گیرید و روی آن کار می کنید؟ چه مهارتی را بیشتر از بقیه بهبود می دهید؟ چه اصلی را از همه جدی تر می گیرید و به چه شکل عمل می کنید؟ یعنی در مسیری که تا کنون آماده اید، چه آیتمی را بیشتر از همه تغییر می دهید؟
6. پایه ای ترین باوری که موجب استمرار در مسیر درست می شود چیست؟ حتی با اینکه در شروع کار هنوز نتیجه ی مورد انتظارت را ندیده ای؟
7. چرا بعضی ها خیلی راحت تغییر می کنند و بعضی ها برای اینکه تغییر کنند خیلی باید تلاش کنند و روی خودشان کار کنند؟
چرا بعضی ها آموزه های شما را خیلی راحت باور می کنند، اما بعضی ها برای باور کردن این قوانینی که بر خلاف شنیده های قبلی آنهاست، باید خیلی تلاش کنند؟
چرا بعضی ها به راحتی توکل می کنند و تسلیم خدا می شوند و بعضی ها بسیار مردد هستند و به این راحتی به نقطه تسلیم شدن در برابر خداوند نمی رسند؟
چند کلید در باب آگاهی های این فایل و یک تمرین:
نشانه ی تغییر باورها به صورت بنیادین این است که نتایج پایدار می شوند. اما شاخص اصلی درباره اینکه فرد می تواند باورهای خود را به صورت بنیادین تغییر دهد این است که:
- چقدرمی تواند در مسیری که درباره درستی اش به آگاهی رسیده، استمرار بورزد؛
- چقدر شیوه فکری و رفتاری قدرتمند کننده ای را ادامه می دهد که در حال آموختن آن است حتی اگر در ابتدا برای ذهنش جذاب نباشد؛
- چقدر قانون را به ذهنش یادآوری می کند خصوصا در لحظاتی که کنترل ذهن سخت می شود و ذهن تمایل دارد به برگشتن به عادت های قبلی؛
- چقدر به فرعیات خوش رنگ و لعابی که در طی روز جلوی راهش قرار می گیرد، “نه” می گوید و چقدر به اصولی از قانون که اطاعت از آنها برای ذهنش جذابیتی ندارد یا سخت و حوصله سربر است، “بله” می گوید
باورهای قدرتمند کننده با استمرار در مسیر درست ساخته می شوند. استمرار در مسیر درست یعنی: تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده.
تلاش آگاهانه یعنی: از آگاهی های این گام ها، منطق هایی بسازیم برای اینکه آن عادت محدود کننده را برای ذهن مساوی با یک رنج کنیم و ترک آن عادت را برای ذهن تبدیل به یک لذت. سپس به صورت مکرر این منطق ها را به ذهن یادآوری کنیم تا جایی که تبدیل شوند به شیوه ی فکر ذهن مان. یعنی ذهن ما به صورت ناخودآگاه به شیوه آن رفتارها و عادت های قدرتمند کننده فکر کند و به مسائل نگاه کند. این معنای واقعی آن چیزی است که “تعهد” نامیده ایم. تعهد یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.
مهاجرت به مدار بالاتر، از قدم برداشتن در راستای ایجاد این عادت های فکری و رفتاری قدرتمند کننده شروع می شود. یعنی بهبود فکر، رفتار و عملکرد از همان جایی که هستید، با همان شرایط و امکاناتی که دارید.
با توجه به آگاهی های این قسمت، به این سوال فکر کنید و جواب دهید:
«حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
منتظر خواندن ایده ها و راهکارهای شما در پاسخ به این سوال و کلیدهایی که از این قایل گرفته اید، هستیم
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج231MB28 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج27MB28 دقیقه












بنام خدای مهربان
سلام و عرض ادب
.باز هم اومدم ذهن استاد عباسمنش رو بخونم تا ببینم چه باورهایی تو سرش بود که به این همه نتیجه رسید و معتقدم این پروزه مهاجرت به مدار بالاتر همون گفتگوهای ذهنیه استاد عباسمنشه که اونو به اینجا رسونده
.دوست عزیزی از استاد پرسیدن که ثروت 1 رو 2سال پیش تهیه کرده و خیلی هم روی خودش کار کرده اما الان میخواد تصور ذهنی استاد رو از قوانین بدونه ؟و خودش هم همون رو توی ذهنش تصور کنه (دقیقا چیزی که من خیلی بهش فکر کردم )تصویر ذهنی که از قوانین توی ذهن استاد عباسمنش هست چیه ؟چطور فکر میکنه ؟چطور باور میکنه ؟
.استاد عباسمنش =تصویرررر ذهنی از قوانین =من از این جنس سوالات زیاد ازم شده
.من وقتیکه اولین بار فیلم راز رو دیدم اصلا انگار یه چیزایی رو شنیدم که از قبل میدونستم و فقط یکی باید میومد و اینها رو بهم میگفت و جالب ترین چیزی که شنیدم این بود که اتفاقات رو داریم خودمون رقم میزنیم
.و من حامد میرچناری خدا میدونه چقدر خوشحال شدم وقتیکه اولین بار شنیدم که اتفاقات رو خودم دارم رقم میزنم و دیگه نیازی نیست به کسی التماس کنم چون من همیشه معتقد بودم من اگه خودمو پاره هم بکنم اخرش یکی میاد و همه چیز رو خراب میکنه یا نمیزاره موفق بشم یعنی همیشه میگفتم بالخره یکی هست که کار رو خراب کنه و همه چیز 100در100دست من نیست و شنیدن این جمله امروز دوباره به من ارامش بی نهایتی داد که هیچکس نمیتونه چه در جهت خیر و چه در جهت شر در سرنوشت من تاثیری داشته باشه و همه چیز خودمم و افکارم
.استاد عباسمنش میگه وقتیکه من اینو درک کردم دیگه شروع کردم به کار کردن روی خودم و قتیکه روی خودم کار کردم اول اتفاقات کوچیک برام افتاد مطمین شدم که قضیه همینه (من حامد میرچناری با این قانون برای خودم و خانواده ماشین و خانه ها و بیزینس ها ایجاد کرده ام و باید بپذیرم که قانون همینه و چشمهام رو ببندم رو بیرون و اگر اتفاقات خیلی خیلی بزرگ تو زندگیم نیوفتا ده به خاطره اینه که من هنوز خوبه خوب روی خودم کار نکردم و باید شروع کنم به کار کردن و ادامه دادن و اصلا ناامید نشم مثل استاد عباسمنش
.من ننتایج بی نظیری دارم و باید این نتایج رو ببینم و ادامه بدم
.وقتی چیزای کوچیک رخ داد من فهمیدم که قضیه همینه و اصلا دیگه شک نکردم و ادامه دادم و اگر تا به الان اتفاقات خیلی بزرگ نیوفتاده من باید بیشتر روی خودم کار کنم مثل این میمونه که مثلا به شما یه روشی رو یاد میدن که ضربه ایستگاهی بزنی توی فوتبال بعد شما چند بار تمرین میکنی و این روش جدید که به شما گفتن خیلی تغییر ایجاد کرده تو نحوه ی ضربه زدن شما و قبلا خیلی تو در و دیوار میزدی و الان بهتر شده ولی هنوز اون چیزی که میخوای نشده و فقط میفهمی که بهتر شده و همین که میفهمی یکم بهتر شده اینقدر ادامه میدی و تمرین میکنی که توپ ات گل بشه و شکی نداری که این روش درسته و به خودت میگی من بیشتر باید تمرین کنم که توپه گل بشه و برای منم همینجوری بوده و تصویره خاصی نبوده که بگم یه تصویر خاصی از قوانین داشتم و من فهمیدم که=
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکار من از طریق ورودی هام بوجود میاد
. افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
.افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد
و من باید ورودی هام رو کنترل کنم و اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم
ومن باید اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم
ومن باید ورودی ها رو منترل کنم و اگاهانه یک سری ورودی ها را در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم به ایده ها و شرایط و این دیگه چیزی بود که همون اوایل بهش رسیدم
.استاد میگه من با اطمینان در مورد خواسته هام صحبت میکردم چون قوانین رو میدونستم
.سوال بعدی
.من توی ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف مشکل دارم و توی فضای مجازی مشکلی ندارم اما حضوری و رو در رو نمیتونم ارتباط برقرار کنم و روم نمیشه چیزی بگم و این موضوع برام مشکل بزرگی شده و روی چه باوری من باید کار کنم ؟
.استاد میگه که ایشون باید روی عزت نفس اش کار کنه و روی مواردی که در دوره عزت نفس گفته شده و در واقع به علت باورهایی که ما در گذشته داشتیم که مثلا اگر مرد باشی زشته که با یک خانم صحبت کنی و اگر زن باشی زشته با یک اقا صحبت کنی و اون اعتماد به نفسی که از ما گرفته شده باعث شده خیلی احساس بی ارزشی کنیم و احساس کنیم اونا اصلا ما رو ادم حساب نمیکنن و من یه ادم معمولی هستم و اون ماشین داره و….و همینا باعث شده که ما نتونیم خودمون باور کنیم و همه اینها رو کامل در دوره عزت نفس استاد توضیح دادن و با یک جمله چیزی حل نمیشه و روند و پروسه نتایج رو به وجود میاره
.سوال بعدی
اگر استاد عباسمنش تمام ثروت و شهرت اش رو از دست بده و تبدیل بشه به یک ادم عادی چقدر زمان میبره که دوباره به این ثروت و شهرت برسه ؟
.اولا که من همین الانم یه ادم عادی هستم و اصلا یک ادم عجیب و غریب نیستم و کلا من به هیچ عنوان علاقه ندارم که شما فکر کنید پروردگار یه لطف خاصی به من داشته یا یه ویزگی خاصی دارم یا یه عامل خاصی درون من هست که باعث این نتایج شده و به هیچ عنوان اینطور نیست ومنی که خودم رو از نزدیک میشناسم اینو به شما میگم ومن یک ادم کاملا عادی هستم با همون ترس ها و نگرانی ها و کفر و شرک و با تمام خصلت هایی که همه ادمها دارن فقط و فقط از یه زمانی سعی کردم رو باورهام کار کنم و این روند رو ادامه بدم و بنابراین به هیچ عنوان اینجوری نیست که مثلا بگم که به یک دلیل خاصی از همه بالاترم و اگر تمام دارای ام رو از دست بدم هیچی نمیشه و اصلا دیگه از یک مسیر دیگه ای میرم بنظرم یعنی اگر اگاهی های امروزم رو داشته باشم خدا میدونه چه مسیری رو برم ولی اینو میدونم که هیچ اتفاق بدی نمیوفته و کلی ماجراجویی ها میکنم توی چیزای دیگه یعنی من که رسیدم و تجربه اش کردم و اگر همه ایینها رو از دست بدم نه اینکه فکر نمیکنم همه چیزم از دست دادم بلکه با جسارت بیشترر به یک سری ماجراجویی ادامه میدم هر چند که وقتیکه در مدار درست باسشی هیچوقت این اتفاق نمیوفته که همه چیزت رو از دست بدی به این دلیل که یک سری چیزها رو درست توی ذهنم ساختم که این اتفاقات افتا ده و این درست ساخته شده ها به این راحتی خراب نمیشه و وقتیکه شما نتیجه ای بگیری به این راحتی برنمیگردی به قبل یعنی مثل کسی که 20سال ورزش کرده و اگر الان کم کار کنه یا اصلا رو خودش کار نکنه به این زودی همه چیز نابود نمیشه و وقتیکه یه ادمی رو خودش کار کرده و نتایج بزرگی گرفته باشه یهووی همه چیز ازدست نمیده ولی اگر تکامل طی نکرده به یه جایی رسیده باشه چرا امکانش هست که یک شبه همه چیز از دست بده ولی کسی مثل علی دایی یهویی از اون بالا پایین نمیوفته
.من اگر روی خودم خوب کار کنم و باورهایی به صورت بنیادین ایجاد کنم و نتایج پایدار بگیرم به این راحتی یک شبه چیزی رو از دست نمیدی
.من اگر خدا شاهده همین الان همه ی انچه که دارم رو از دست بدم هیچ اتفاقی نمیوفته و اگر در همین مسیر بخوام بیام خیلی کمتر طول میکشه
سوال بعدی
.چرا بعضی از افراد با مطالعه چند جمله متحول میشن و زندگیشون تغییر میکنه و بعضی برای اینکه تغییر کنن باید سال ها روی خودشون کار کنن ؟
.چرا بعضی ها صحبت های شما را به راحتی باور میکنن و بعضی خیلی باید تلاش کنن تا باور کنن
.چرا بعضی ها سریع تسلیم میشن و بعضی سالها مبارزه میکنن ؟
.چرا بعضی ها به راحتی همه چیز به خدا میسپارن و بعضی ها نگران و مردد هستند
.چرا بعضی ها به راحتی ذهنشان را کنترل میکنند و بعضی بعد از سالها هنوز از کنترل افکارشان ناتوانند ؟؟؟؟؟؟
.من اصلا فکر نمیکنم کسی بایک جمله متحول بشه مگر اینکه مثلا یه نفر یه میخی رو داره توی یک دیوار بتنی میکوبه و 50تا ضربه زده و این میخ تو نرفته و تو ضربه 51 این میخ میره داخل دیوار و یه نفر تو ضربه 51 این ضربه رو میبینه و فکر میکنه با اولین ضربه واردش کرد و معجزه کرده و …حالا در صورتیکه هیچکس اینجوری نیست که با یک جمله متحول بشه و مگر اینکه اون اتفاقات قبلا توی ذهنش افتاده باشن ولی شما اون لحظه ی اخر رو دیده باشی یعنی اون همه اتفاقات قبلی رو ندیدی و فقط میوه رو دیده باشی
.من یه مثالی بزنم
.یه داستانی هست از یک زندانی محکوم به اعدام و مادر این زندانی خیلی به شاه التماس میکنه که اعدامش نکنید پسرم رو و هر کاری بگید انجام میدم و شاه هم برای اینکه یه چیزی پرونده باشه که از شرش کم بشه بهش میگه اگر نتونستی تو یک گاو بزرگ رو از این 400تا پله تا کاخ من بالا بیاری من پسرت رو اعدام نمیکنم و پیر زن هم میگه یکسال بهت وقت میدم .و یکسال بعد این پیرزن یه مسیر پیدا میکنه مث کاخ پادشاه و یک گوساله تازه به دنیا اومده رو هر روز میزاره روی دوشش و هر روز اون مسیر رو میبره بالا و میاره پایین و این گوساله هر ر.وز بزرگتر میشه و تا اینکه این گوساله به مدت یکسال که بزرگ میشه عضله های این پیرزن هم رشد میکنن و اینکار براش راحت تر میشه و یکساله دیگه که این گوساله یک گاو شده میاد و به راحتی اونو از پله ها میبره بالاو پسرش هم ازاد میشه و اگر یک نفر اون صحنه اخر رو دیده باشه دیوانه میشه و باور نمیکنه و میگه چطور یه همچین ادمی تونست اینکارو بکنه بنابراین حتی حر بن ریاحی یهو به حسین رجوع نکرد و از قبل ایمان در وجودش بوده و درونش پاک بوده و اونا داشته کار خودش رو میکرده و در یک لحظه تصمسیم گرفته بنابراین اونایی از برنامه من نتیجه میگیرن که اماده تغییر باشن به همین دلیل میگم من اموزش هام برای همه نیست و فقط مختص کسانیه که برای خودشون وقت و امنرزی میزارن و اشتیاق دارن و توانایی اش رو دارن و امادگی تغییر رو دارن و چون خودشون امادگی تغییر رو دارن میان و با برنامه های ما تغییر میکنن و نتیجه اش رو هم مییگیرن یعنی خودشون خیلی کارها رو کردن ولی اون ضربه اخر روز هنوز نزدن و بعد میان تو برنامه ی ما و اون ضربه اخری رو میزنن و اتفاق رخ میده
و نتیج همه اش برمیگرده به اون امادگی
سوال بعدی
.سیر تکاملی پیشرفت خودت رو به ما بگو همون موقع که درامدت در یکسال 150 برابر شد
.خداروشکر که حداقل این دوستمون نوشته یک سال و نیم و بعضی ها نوشتن چطور شما درامدت در یک ماه 150برابر شد ؟
من وقتیکه ر.و باورهام کار کردم از همون شروع که داشتم و از همون کاری که داشتم من بارها و بارها گفتم که وقتیکه شما روی خودت کار میکنی اصلا نیازی نیست که چیزی رو تغییر بدی از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و بعد خود به خود هدایت میشی به مسیرهای بعدی نه اینکه مثلا بگی من بیزینس ام رو تغییر بدم تا درامدم چند برابر بشه و اگر باورهات رو واقعا تغییر بدب از همون مکان و نقطه ای که هستی با همون کار و استعداد و توانایی و ضعیت و درامدت تغییر میکنه و بعد یواش یواش موقعیت تغییر میکنه بنابراین دنبال تغییر شغل نباش برای درامد بیشتر یا دنبال تغییر کشور نباش و از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و من در بحث اموزش از همون جایی که بودم در بحث تند خوانی روی خودم شروع کردم به کار کردن و یک سری مسایل که با همسر سابق ام داشتم یعنی اونا به زور میخواستن این زندگی رو نگه دارم و اون مقاومت هایی که من داشتم باعث شد من انرزی و تمرکزم روی کار نباشه و نتونم درست رو باورهام کار کنم و به محض اینکه من اون مقاومت رو برداشتم و حق طلاق رو بهش دادم و گفتم من کاملا بی تفاوتم به هر اتفاقی که بخواد بیوفته و هر چیزی بشه مشکلی ندارم و بعد اومدم تمرکز کردم روی کارم و بعدبمب بمب بمب پشت سرهم از همون شب اول و اینکه خیلی جالب بود برام از همون شب اول این اتفاقات مالی من شروع شد یعنی به محض اینکه من گفتم خداحافظ من رفتم و هر جوری که میخوای تصمیم بگیر اصلا از فرداش اون همه من رو خودم کار کرده بودم چون پام رو ترمز بود ماشینه راه نمییرفت ولی پام رو که از روی ترمز برداشتم ماشین مث جت راه افتاد و اولش از دوره های تند خوانی حضوری در شهرستان ها بود و بعدش یواش یواش رفتیم تو تولید همون دورها ها به صورت سی دی و دی وی دی و بعدش ان لاین و هم همینجوری بهتر و بهتر شد
سوال بعدی
.راجب سرمایه گذاری هاتون میشه بیشتر توضیح بدید ؟همیشه گفتید ملک و سایر سرمایه گذاری ها ایسرمایه گذاری ها چی هستند ؟
.من یک سری ایده های خوب داشتم توی امریکا و تا یه حد زیادی هم پیش بردم و بعدش مسیرم عوض شده یعنی یه حسی بهم گفت این مسیری که هستی رو ادامه بده چون تمرکزم رو میبرد و خیلی هم ممکن از لحاظ مالی بهم جواب بده اما یه حسی به من گفت فقط تو همین حوزه بمون و این راهیه که تات خر عمر باید بری و بعدش با اینکه هزینه کرده بودم کات کردم و یه ادمی هستم وقتیکه الهامی بهم گفته میشه سریع انجامش میدم
سوال بعدی
.اگر با این اگاهی ها و تجربیاتی که الان داری برگردی به 15 سال پیش دقیقا چه کارهایی میکردی و روی کدوم باورها کار میکردی و چگونه و چقدر کار میکردی ؟
.یه چیزیم بگم که اتنصافا خیلی سخته که فکر کنم و به یاد بیارم اون موقع ها رو و بگم چکار میکردم ولی جوابی که الان میدونم اینه که بیشتر لذت میبردم و بیشتر مطمین بودم که خداوند به من میدهد و باعث میشد احساس بهتری داشته باشم و روی همین باورهایی که الان دارم کار میکنم کار میکردم و همون باورهای که 15سال پیش روشو کار میکردم هنوز دارم روشون کار میکنم مثلا باور =فراوانی . هر چقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوب تری .و همونا رو کار میکردم و هنوزم دارم اونا رو کار میکنم فقط تفاوتش اینه که خیالم راحت تره نسبت به نتیجه مثل ترامپ که تو حوزه های مختلف بهترینه و تو هر حوزه ای بره بهترین میشه یعنی وقتیکه نتیجه گرفته و میدونست که یک راهی بلده که به هدفش میرسونش به خاطر همینم اولین باری که اومد رییس جمهوری برنده شد و همه رو شکست داد و با ابنکه هیچ سابقه خاصی نداشت و قانون جهان رو بلد بود اومد و برنده شد مثل زیدان مثل ارنولد و فقط کافیه راه رو بلد باشی دیگه بازی برات اسون میشه و من اگر این انرزی رو برای هر کاری بزارم نتیجه میگیرم و مهم عشق تمرکز و انرزی و باوره و من اگر برگردم به 15سال پیش بیشتر لذت میبرم و هیچ شک و تردیدی نداشته باشم
.سوال بعد
.چه باوری باعث شده که اینقدر امیدوار باشید و بدون شک و تردید ادامه بئدید ؟
نتیجه باعث شده وقتیکه کار کردم و نتیجه گرفتم و احساسم خوب شد باعث انگیزه و امیدواری من شد و قبلا همیشه احساسم بد بود و وقتیکه احساسم خوب شد به این احساس ادادمه دادمن و داشت بهم خوش میگذشت و در دنیای دیگه ای بودم و من بده بد رو دیده بودم و اصلا یک لحظه هم دیگه فکر نکردم که برگردم به اون زندگی ….