مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج


مفاهیمی که استاد عباس منش در این فایل توضیح می دهند شامل:

  • به اندازه ای که قانون را بهتر درک می کنیم، به همان اندازه نگرانی های ما تبدیل به جسارت برای سازندگی می شود؛
  • طبق قانون، همانگونه که یک شبه یک گونی پول از آسمان برایت نمی افتد، همانگونه نیز “سقوط” یک شبه اتفاق نمی افتد؛
  • موفقیت پایدار، یعنی موفقیتی که پایه و اساس دارد، هویت دارد و هویت آن آجر به آجر با درک قانون و رشد شخصیت درونی به وسیله این درک ساخته شده است. این جنس از نتایج پایدار، خروجی یک شخصیت قوی است که با این راحتی با هر طوفانی نمی لرزد چون در مسیر خودسازی، نه تنها راهکار مقابله با طوفان را یاد گرفته بلکه می داند چطور از آن به نفع خود بهره برداری کند.
  • مثل همه ی مهارت ها، مهارت شما در عمل به قانون، یک روند تکاملی دارد. این روند تکاملی با استمرار در به یاد آوردن قانون، درک قانون و تعهد برای اجرای همان مقدار درک در روند روزانه زندگی، هر بار بهبود پیدا می کند و هر بار شخصیت قوی تری در شما می سازد که به این راحتی از صراط مستقیم خارج نمی شود؛

سوالات:

1.عمیق ترین درک شما از قانون -که بیشترین تاثیر را بر تغییر ذهنیت قبلی شما گذاشت- چه بود؟

این درک، به چه شکل خود را در تجربیات زندگی شما بازتاب می داد؟ این درک چه ایده هایی به شما برای تغییر شرایط زندگی تان می داد؟ چطور با این درک به خودتان انگیزه می دادید برای ادامه مسیر، خصوصا وقتی نتایج محسوسی نداشتید؟

2. اگر تمام ثروت و دستاوردهای خود را از دست بدهید و تبدیل به یک آدم عادی شوید در حالیکه همین میزان درک از قانون را دارید، چقدر طول می کشد دوباره به جایگاه کنونی برسید؟

3. بعد از آشنایی با قانون و در شروع مسیر، چقدر قانون را باور کردید؟ چطور شک و تردیدهای اولیه را نسبت به قانون برطرف کردید که موجب شد در مسیر عمل به قانون استمرار داشته باشید؟

3. سیر تکاملی خود درباره رسیدن به موفقیت مالی را توضبح دهید. چقدر طول کشید تا از درگیری ها، مسائل مالی و بدهی، به استقلال مالی برسید؟

5. اگر با باورها و آگاهی های کنونی به 14 سال پیش که تازه این مسیر را شروع کرده بودید برگردید، چه باوری را بیشتر از همه جدی می گیرید و روی آن کار می کنید؟ چه مهارتی را بیشتر از بقیه بهبود می دهید؟ چه اصلی را از همه جدی تر می گیرید و به چه شکل عمل می کنید؟ یعنی در مسیری که تا کنون آماده اید، چه آیتمی را بیشتر از همه تغییر می دهید؟

6. پایه ای ترین باوری که موجب استمرار در مسیر درست می شود چیست؟ حتی با اینکه در شروع کار هنوز نتیجه ی مورد انتظارت را ندیده ای؟

7. چرا بعضی ها خیلی راحت تغییر می کنند و بعضی ها برای اینکه تغییر کنند خیلی باید تلاش کنند و روی خودشان کار کنند؟

چرا بعضی ها آموزه های شما را خیلی راحت باور می کنند، اما بعضی ها برای باور کردن این قوانینی که بر خلاف شنیده های قبلی آنهاست، باید خیلی تلاش کنند؟

چرا بعضی ها به راحتی توکل می کنند و تسلیم خدا می شوند و بعضی ها بسیار مردد هستند و به این راحتی به نقطه تسلیم شدن در برابر خداوند نمی رسند؟


چند کلید در باب آگاهی های این فایل و یک تمرین: 

نشانه ی تغییر باورها به صورت بنیادین این است که  نتایج پایدار می شوند. اما شاخص اصلی درباره اینکه فرد می تواند باورهای خود را به صورت بنیادین تغییر دهد این است که:

  • چقدرمی تواند در مسیری که درباره درستی اش به آگاهی رسیده، استمرار بورزد؛
  • چقدر شیوه فکری و رفتاری قدرتمند کننده ای را ادامه می دهد که در حال آموختن آن است حتی اگر در ابتدا برای ذهنش جذاب نباشد؛
  • چقدر قانون را به ذهنش یادآوری می کند خصوصا در لحظاتی که کنترل ذهن سخت می شود و ذهن تمایل دارد به برگشتن به عادت های قبلی؛
  • چقدر به فرعیات خوش رنگ و لعابی که در طی روز جلوی راهش قرار می گیرد، “نه” می گوید و چقدر به اصولی از قانون که اطاعت از آنها برای ذهنش جذابیتی ندارد یا سخت و حوصله سربر است، “بله” می گوید

باورهای قدرتمند کننده با استمرار در مسیر درست ساخته می شوند.  استمرار در مسیر درست یعنی: تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده.   

تلاش آگاهانه یعنی: از آگاهی های این گام ها، منطق هایی بسازیم برای اینکه آن عادت محدود کننده را برای ذهن مساوی با یک رنج کنیم و ترک آن عادت را برای ذهن تبدیل به یک لذت. سپس به صورت مکرر این منطق ها را به ذهن یادآوری کنیم تا جایی که تبدیل شوند به شیوه ی فکر ذهن مان. یعنی ذهن ما به صورت ناخودآگاه به شیوه آن رفتارها و عادت های قدرتمند کننده فکر کند و به مسائل نگاه کند. این معنای واقعی آن چیزی است که “تعهد” نامیده ایم. تعهد یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.

مهاجرت به مدار بالاتر، از قدم برداشتن در راستای ایجاد این عادت های فکری و رفتاری قدرتمند کننده شروع می شود. یعنی بهبود فکر، رفتار و عملکرد از همان جایی که هستید، با همان شرایط و امکاناتی که دارید.

با توجه به آگاهی های این قسمت، به این سوال فکر کنید و جواب دهید:

«حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟

منتظر خواندن ایده ها و راهکارهای شما در پاسخ به این سوال و کلیدهایی که از این قایل گرفته اید، هستیم


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Mojtaba Hasani» در این صفحه: 1
  1. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 917 روز

    به نام خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره.

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباسمنش عزیزدل ،

    و همه خانواده عباسمنشی در این سایت و این فایل.

    تصویر ذهنی استاد از قوانین…

    استاد :

    برای اولین بار که من فیلم راز رو دیدم ، احساس کردم یکسری چیزها رو که از قبل میدونستم ، دوباره برام تکرار شده ، و من بیشتر و بیشتر باورش کردم.

    من فهمیدم افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه ، افکار من از کجا میاد ، از ورودی های من میاد ، من باید ورودی هام رو کنترل کنم ، آگاهانه یکسری باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هام رو هم در خودم ایجاد کنم ، و بعدش هدایت میشم ، شرایط اتفاق میفته ، افراد مناسب سر راهم قرار میگیرن ، ایده ها میاد ، موقعیت های مناسب اتفاق میفته و من براحتی به سمت خواسته هام هدایت میشم و اونا از این طریق اتفاق میفته.

    من باید :

    بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و تجارب زندگیمون رو خودمون به وسیله افکارمون خلق میکنیم.”

    بیشتر باور کنم که ” تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما حاصل افکار و فرکانس های ماست.”

    بیشتر و بیشتر باور کنم که ” خداوند قدرت خلق زندگی من رو به من داده و منم که خالق زندگی خودمم.”

    و وقتی این قانون و اصل و اساس رو باور کردم و درکش کردم ، شروع کردم بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردن. و وقتی شروع کردم به کار کردن روی خودم ، اتفاقات کوچیک شروع شد و نشانه ها رخ داد.

    پس مسئله اصلی ، تصویر ذهنی نیست ، مسئله فهم و درک قانونه و بعدش عمل به قانون.

    و دونستن این اصل که تمام قوانین کیهانی بصورت کاملا دقیق و نزدیک به هم ربط دارن.

    یعنی برای موفقیت من باید در کنار این قانون و اصل که میگه :

    -تمام اتفاقات و تجربیات زندگی من حاصل افکار و فرکانس های منه.

    -احساس خوب=اتفاقات خوب

    -جهان کارش اینه که به کانون توجه ، باورها ، افکار من پاسخ بده و این فرکانس رو به صورت ماده ، وارد زندگی من کنه.

    اینا رو که میدونیم ، باید قانون تکامل ، رو هم در کنارش در نظر بگیریم.

    باید آگاهانه اتفاقات و نشانه های مثبت کوچکی رو که با شروع کار کردن روی خودمون و با باورسازی در جهت رشدمون ، رخ میده رو ببینیم ، و آگاهانه اونقدر در موردش صحبت کنیم ، بنویسیم ، سپاسگزاری کنیم ، اونقدر اونو توی ذهنمون تکرار کنیم که پایه قوی برای ارسال فرکانس مثبت رو در وجودمون بسازیم.

    و اصلی که مهمه اینه که ، این توجه ، این گفتگوهای مثبت ، این باورسازی ، این یادآوری نکات مثبت و اتفاقات مثبت ، همشون باید در جهت ،

    ” ایجاد احساس خوب یا احساس بهتر نسبت به قبل و تکرار این روند برای موندن در این احساس خوب ”

    باشه و باید دائما به خودم یادآوری کنم که ببین ، اتفاقات به ظاهر کوچیکی که الان افتاد ، و قبلا نمیفتاد ، با شروع کار کردن روی خودت ، با این روشی که یاد گرفتی ، رخ دادا.

    پس ناامید نشو ، بیشتر و بیشتر روی خودت کار کن ، خودت رو توی احساس خوب نگه دار ، اون اتفاق کوچیکی که افتاد رو توی ذهنت بُلد کن و تصورش کن ، به احساس خوب و خوبتر و عالی برس و تو اون احساس بمون ،

    بعد نتایج بزرگتر هم اتفاق میفته ،

    تو باید ویژگی شخصیتی ” کمالگرایی ” رو با تمرین ” صبر و داشتن امید و یقین ” و درنظر گرفتن قانون تکامل ، و دونستن اصل تصاعدی در رخ دادن نتایج ، رفع کنی و تو این وضعیت خوب بمونی.

    اتفاقات خوب و نتایج بزرگ زمانی رخ میده که تو بیشتر و بیشتر روی خودت کار کنی ، باوراتو تقویت کنی ، ورودی هاتو کنترل کنی ، و در کل همه کاری کنی که به احساس خوبی برسی و توی این احساس خوب بمونی و هرچقدر که این احساس خوب بیشتر تقویت بشه ، اتفاقات بزرگتر خواهد بود.

    تو فقط ادامه بده ، تو فقط روی خودت کار کن ، با امید ، با صبر ، با توکل .

    چنتا از مثالایی که با شروع کار کردن روی خودمون اتفاق میفته و گفتنش شاید به دردمون بخوره تا راحت تر نشانه ها رو ببینیم و روشون فوکوس کنیم.

    اینکه :

    -به دوستی که سالها ازش خبر نداری فکر میکنی و خودش باهات تماس میگیره و کلی از اون تماس احساس خوبی میگیری.

    -اینکه غذایی رو دوست داری بخوری و تا اون موقع کمتر برات اتفاق میفتاده که توی خونه درست بشه ،درست میشه، یا به صرف غذا دعوت بشی جایی ، ولی الان این اتفاق برات میفته.

    -اینکه مشتری های بهتر ، با کیفیت تر ، خوش رو تر ، جالبتر ، ثروتمندتر ، که تا الان برات اتفاق نیفتاده ، برات میاد.

    -اینکه دوست داری توی کسب و کارت یه مدل مشتری با ویژگی های خاص بیاد ، و چند روز بعد این اتفاق میفته.

    -اینکه تا الان توی کسب و کارت مثلا روزی هزارتومن فروش داشتی ، یه حرکت الهامی بهت گفته میشه و ظاهرا اصلا به کسب و کارت ربطی نداره ها ، ولی خب به صورت ریشه ای کسب و کارتو گرفتار کرده ، اونو انجام میدی (یا انجام نمیدی) ، بعد فروشت توی همون روز یا روز بعدش ، میشه 8هزارتومن .

    -اینکه مسائلی رو داشتی و الان بعد از کار کردن روی خودت ، کمتر برات پیش میاد یا اصلا پیش نمیاد.

    -اینکه با فکر خودت و تجربیات خودت ، یه صدایی از ماشینت میومده که میگفتی این از اون قطعس و اگر ببرم تعمیرگاه ، چندین میلیون باید خرج کنم ، و تو احساستو خوب میگیری و با توکل بر خدا و یادآوری فراوانی خداوند ، به تعمیرگاهی هدایت میشی ، و اتفاقا استادکاری توی اون تعمیرگاه حضور داره که وقتی بهش توضیح میدی که این جوره ، سریع با چک کردن ، میگه این بخاطر اینه و با چند صد هزار تومن ، کارت راه میفته ،

    -اینکه جمله ای ، حرفی ، متنی ، رو از کسی دریافت میکنی که اصلا انتظارشو نداشتی و قبلا فکر میکردی و دائم ترس داشتی که نه این فرد تنها عامل بیرونی (شرک) برای جلو من وایسادنه ، ولی الان این نشونه برات میاد ، که تو فقط روی خودت کار کن.

    تو فقط روی خودت کار کن ، تو جهان خودت رو درست کن ، تو از درون با خودت به صلح برس ، جهان بیرون ” لاجرم ” “لاجرم” تغییر خواهد کرد ، به چه صورتی ؟ به نفع تو ، در مسیر اهداف تو ، در مسیر رشد تو ، در مسیر خواسته های تو.

    (استاد عاشق این لاجرم گفتناتم)

    تو باید “قانون تسلیم” بودن در برابر خداوند رو بپذیری ، باور کنی و در عمل نشونش بدی ،

    این کارو کن ، مسئولیت کارهاتو بنداز گردن خدا.

    این یه ترمز و مقاومت شدید داره توی ذهن همه مون.چرا که اگر درک درستی از قوانین ، آموزش های استاد و درک صحیحی از خداوند نداشته باشیم ، فکر میکنیم این کار ، شونه خالی کردن از مسائل و کارها باشه، در واقع نه اینطور نیست.

    وقتی من روی خودم کار میکنم ، ذهنم رو برای خداوند کنترل میکنم ، از قوانین خدا پیروی میکنم ، بهش ایمان میارم و عمل میکنم ، در کل بندگی خدا رو میکنم ،

    خدا ، خوشحال میشه که من کارهامو بهش واگذار کنم ، مدبر الامور من میشه ،

    وکیل و وصی و یار و یاور من میشه. میشه انرژی ، میشه نور توی زندگی من ،

    اون موقع خداوند ، مصداق این آیه رو توی تک تک لحظات زندگی من اجرا میکنه ،

    ” لم یلد و لم یولد ” ، خداوند یه انرژی بی نهایته ، یه انرژی قدرتمند که جهان رو پدید آورده ، انرژی طبق تعریف فیزیک ، نه به وجود میاد و نه از بین میره ، بلکه از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.

    چه زمان ؟

    زمانی که من بدونم از چه قانون و اصلی برای شکل دهی به این انرژی استفاده کنم.

    ژنراتور ، انرژی مکانیکی رو به انرژی الکتریکی تبدیل میکنه.

    من اگر توی سیستمم از موتور استفاده کنم ، چه نتیجه ای خواهم گرفت؟

    من اگر قانون رو درک کنم ، اگر خداوند رو با تمام ویژگی هاش درک کنم ، اون موقع من نیاز نیست پلن بچینم ، من فقط نتایج رو دریافت میکنم ، من فقط باید سعی کنم ، ظرفم رو اونجوری که میخوام این انرژی شکل بگیره ، شکل بدم.

    و یه موضوعی یادم اومد ، در مورد تصویر ذهنی استاد از قوانین.

    توی یه فایلی ، استاد گفتن ، من اینجور برای خودم این ذهنیت رو ساختم ، که ، دائما احساسم رو چک میکنم و اگر احساس بدی دارم ، باور دارم که این احساس بد منو میندازه توی آتیش.منو از دره پرت میکنه پایین ، حالا اگر حس کردم که احساسم داره بد میشه ، باید به هر طریقی شده ، حالمو بهتر کنم ، چنگ بزنم به بوته خار کنار صخره و خودمو بکشم بالا ،

    پس توی تصویر ذهنی استاد ، مانیتوری وجود داره که دائما سیگنال مربوط به احساساتش رو چک میکنه و طبق اون ، رفتار میکنه.

    افکار ما داره در هر لحظه فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنه و جهان هم در هر لحظه پاسخ میده به این فرکانس های دریافتی و اتفاقات هم اساس با افکارمون رو وارد زندگیمون میکنه.

    پس من باید در هر لحظه ورودی هام رو چک کنم ، گفتگوهای مثبت ذهنی رو در مورد اتفاقات مثبتی که برام رخ داده ، اتفاقات مثبتی که دیدم ، شنیدم ، تکرار کنم ، تا احساس خوب رو بوجود بیارم ، و توی این احساس خوب بمونم.

    وقتی اتفاقات رخ میده ، و ما آگاهانه بهشون توجه میکنیم ، و با خودمون تکرار میکنیم که ببین ، من این احساس خوبو داشتم ، این حرکت مثبتو زدم ، این ذهنیت مثبتو داشتم ، این اتفاق خوب برام افتاد ،

    و با تکرار این روند و باورسازی بیشتر ، باورام تقویت میشه ، و لاجرم نتایجم بزرگتر میشه.

    وقتی با اطمینان به درک قانون رسیدیم ، وقتی خداوند رو درک کردیم ، وقتی اتفاقات مثبت حتی کوچیک رو آگاهانه دیدیم و درموردش صحبت کردیم ، وقتی با اطمینان و باور خواسته هامون رو نوشتیم ، درموردش صحبت کردیم ، باید مطمئن باشیم که رخ میده ، با یقین.

    همه چیز ، عزت نفسه ، اعتماد به نفسه.

    هرچیزی که جلوی ما رو از انجام یکاری میگیره ، نداشتن عزت نفسه ، نداشتن اعتماد بنفسه ، نداشتن احساس لیاقته.

    یا داشتن باور مخرب عذاب وجدان و احساس گناهیه که از فرهنگ و جامعه به ما داده شده.

    عزت نفس هم مثل تمام موفقیت ها (که البته سنگ بنای تمام موفقیت هاست) نیاز داره به طی شدن یه روند تکاملی ، و این پروسه تا بی نهایت ادامه داره.

    چون هرچی پیش میریم یه جنبه از اعتماد به نفس و عزت نفس در ما وجود داره که نیاز هست روش کار کنیم.

    این مسئله که اگر یه شخصی که به موفقیت هایی در تمام جنبه های زندگیش رسیده و داره دائما برای بهبودش روی خودش و ورودی هاش کار میکنه ، و روند تکاملش رو طی کرده ،

    طبق همون قانون تکامل ، امکان نداره یکدفعه تمام آنچه که داره رو از دست بدست (تا زمانی که در مدار درست هستیم.)

    اما بیایم تحلیلش کنیم ، فرض کنیم یه دانش آموزی ، که البته فرض هم نیازنیست و در جهان واقعی این اتفاق افتاده ، درس هاش رو درک میکنه ، روی خودش و علمش کار میکنه ، میفهمه درسا رو ، رفته کنکور داده و رتبه 1 رو آورده ، با یکسری درصد هایی 80 تا 100 درصد ،

    حالا این دانش آموز ، بهش میگن آقا شما باید برای حصول اطمینان ، مجدد امتحان بدی ،

    این فردی که قانون رو درک کرده ، این فردی که درساشو فهمیده و مطمئنه از خودش ، یبار کنکور داده ، الان دیگه اون نیمچه استرسشم رفته ،میره با شجاعت پای کنکور مجدد ، و اینبار همه درسا رو 100٪ ، جواب میده ،از امتحان دادن نمیترسه ، از چالش جدید نمیترسه ، مسئله و موقعیت جدید رو ازش استقبال میکنه.

    کسی که روی باور فراوانی ، روی باور توحید ، روی باور خالق بودن خودش ، روی عزت نفسش ، روی احساس لیاقتش و …. کار کرده ، درساشو پاس کرده ، از قرار گرفتن توی موقعیت جدید نمیترسه ، کسی که درک کرده به این جهان اومده تا خودش رو تجربه کنه ، خودش رو به چالش بکشه ، مسائلش روحل کنه ، اصلا این نگرانی براش وجود نداره که از صفر شروع کنه ،

    میدونی ، مثه بازی کامپیوتری میمونه ، مثلا تا مرحله 40 رفتی ، الان برمیگردی مرحله 1 ، خب تو مسیرو میدونی ، میدونی چی کجاس ، و چه مسائل و نعمتایی توی مسیرت هست ، دیگه بیراهه نمیری ،یه راست میری سر اونا….و ایندفعه خیلی زودتر میرسی به جایگاه قبل ، حتی اون برکتایی که سری قبل نگرفتی رو اینبار میگیری ، سعی میکنی تجربه های منفی سری قبل رو اینبار دریافت نکنی ….

    گرچه بقول استاد ، طبق قوانین خداوند ، کسی که موفقیت هاش رو روی پایه های درستی چیده ، هرگز یدفه از بالا به پایین نمیفته ، و وقتی نتایج پایداری داری ، این نتایج یدفه از بین نمیره.

    و ما برای اینکه این مسئله اذیتمون نکنه ، باید روی چنتا باور کار کنیم ،

    -ما هرچی داریم ازآن خداونده ،

    -نعمت و ثروت در جهان بی نهایته،

    -در مورد نعمت ها و داشته هامون رها باشیم و وابسته نشیم بهشون.

    -من خالق زندگی خودمم.

    -من تا وقتی درمسیر درست هستم ، مورد حمایت و هدایت خداوندم.

    -اصل و اساس جهان از موفقیت حمایت میکنه ، پس امکان نداره تا وقتی من در مسیر موفقیتم ، با من مخالفت کنه.

    -الخیر فی ما وقع ، هر آنچه اتفاق بیفته به نفع منه ،

    -انّا لله و انّا الیه راجعون ،

    -من باید در هر لحظه به سمت خواسته هام حرکت کنم ، من باید از مسیر لذت ببرم ، نه از نتیجه.(البته که نتایج ، پاداش لذت بردن از مسیره)

    -من وقتی همه خواسته هامو تجربه کردم ، مادیات رو تجربه کردم ، خواهی نخواهی ، وقتی در مسیر درست هستم ، ازشون میگذرم ، (مسیر گذر از مادیات ، تجربه مادیاته )

    اصلا مسیر گذر از هرچیزی ، تجربه اونه.

    وقتی من موفقیت رو در تمام جنبه ها تجربه کردم ، راه رسیدن بهشو درک کردم ، قانون رو فهمیدم ، دیگه نگران نیستم ،

    اصلا این سوال ، خودش چنتا ریشه معیوب و باور غلط داره.

    باور کمبود ، باور ترس ، باور وابستگی به مادیات ، باور نداشتن به آخرت ، باور عدم احساس لیاقت داشتن اون نعمت ها ،(که اصلا چرا من باید به نداشتنشون فکر کنم؟چرا؟)

    باور مخربی که ، همه افراد ثروتمند ، یه روزی بهاشو میدن ، باید پس بدن ،

    باور اینکه ، حالا من این سوالو بپرسم ، اصلا هرچی ادم موفقه ، موفقیتش بادآوردس ، و بادآورده رو باد میبره ، حالا سوال بپرسم ، ببینم واکنشش چیه؟

    باور عدم اعتماد به نفس و عزت نفس ،

    موفقیت افراد رو نباید از روی ظاهر و توی اون قله اوج ، ببینیم و برای اینکه خودمون امیدوار باشیم ، الگو بگیریم ، و بتونیم مسیر موفقیت رو طی کنیم ، باید بتونیم درک کنیم ، که حتی خداوند هم از قانون تکامل ، تخطی نکرده ، و هر موفقیتی ، یه روند تکاملی داشته .

    همه افرادی که توی سایت عباسمنش.کام ، هستند و دارن این مسائل رو میخونن و گوش میدن ، توی مدار موفقیت قرار گرفتن ، چون یه روزی از خدا خواستند که راهشو بهشون نشون بده.

    مهم ، درک قانونه ، فهم درس و اصل و اساس کارکرد این جهانه ،

    یه کلاس درس رو در نظر میگیریم که استاد داره درس میده ، همه دارن جزوه مینویسن ، و استاد یکسری تمرین میده ، یکسری منبع رو برای تمرین بیشتر معرفی میکنه (کامنت های سایت) ، و یکسری کتاب رو معرفی میکنه که برای درک بیشتر و کار کردن بیشتر و حرفه ای تر هستن (دوره های سایت) ، حالا ،

    من میگم ولش کن ، من همین جزوه رو بخونم و تمرینایی که استاد داده رو میخونم ، در حد یه 10 بگیرم کافیه.و میبندم روی 10…حالا باید با هزار نگرانی و ترس برم سر جلسه ، که آیا همون سوالا اومده یا نه ، که من بتونم ده بگیرم.

    یکی هم نه ، از اولش همه درسا رو درک میکنه ، سوال میپرسه ، تمرین میکنه ، منابعو بررسی میکنه ، و خودش رو اماده میکنه برای نمره تاپ ، یعنی 20.

    حالا اگر سوالی هم از این تمرینا نیومده باشه ، براش فرقی نداره ، چون درک کرده درسو ، و نمره کاملو میگیره.

    (مهم درک قانونه ، مهم عمل به قانون ، مهم تمرین کردنه ، مهم فهم کارکرد و اصل و اساس این جهانه.)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: