اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در درون تمام همه چیز جای دارد کلید همه چیز همین درون است
در بیرون به ضاهر همه چیز هست اما توهمیست از بیرون به هرچیزی هم برسی خلع داری
از بیرون نرسیدن هزاران برابر بهتر است از رسیدنش عذاب آور سخت مشقت بار حرص آور ترس از نیستی و فنا و…
از درون به کوچک ترین چیز هم برسی شاد سرزنده محکم رضایت بخش امید وار راضی هستی از درون به سرعت میتوانی به همه چیز برسسی چرا که درون تو همه چیز را تحت فرمان دارد همه چیز خود درون توست همه راه ها را میداند
وقتی به درون بپیوند میفهمی چه داشته هایی که داشته ای
می فهمی متولد شدی میفهمی لحضه به لحضه زندگی کردی میفهمی آگاهی یکتای جهان را میفهمی هارمونی خلقت را میفهمی جریان آگاهی را میفهمی شروع خلقتت را میفهمی منبع خلقتت را میفهمی دانش کلت را میفهمی شایستگی و شادی برای تا الان زنده بودنت را میفهمی رضایت رجعت به کل را شاد میشوی شاکر میشوی ثروتمند میشوی
به درون که بپیوندی ثروت برایت بی معنیست عشق و رابطه بی معنی میشود سلامتی بی معنی میشود از خواسته ها رها میشوی و فقط میخواهی که پیروز باشی چرا که به درون متصل بشوی معنی پیروزی هم عوض میشود پیروزی را همین اتصال به درون میبینی در همین خود ستایی میببینی در همین خودت مهم بودن میبینی در همین لذت های درونیت میبینی خودخواه میشوی و به همه عشق میورزی خود ستا میشوی و به سنای دیگران میپردازی مغرور میشوی و از دیگران تعریف میکنی خود نما میشوی اما متواضع خودت فقط مهم میشوی اما همه از لطفت بهره میبرند-ولخرج میشوی ثروت میبخشی عشق میبخشی همه این ها به الطفات خود خواهیت است که خدا خواهیست دیگر حاجت نمی خواهی باور میکنی
سلام ، بابت تمام این فایل ها که خیلی خیلی به من کمک کرده خیلی ازت ممنونم استاد جان ❤️
یه موضوعی که با دیدن دوباره ی این فایل به ذهنم خطور کرد ، بحث تئوری مدار هاست.
تصویری که از قوانین توی ذهن من نقش میبنده اینه که اول از همه چیز ، فقط من هستم که همه چیز رو خلق میکنم و این بهم این اجازه رو میده تا بتونم دور خودم مدار هایی رو ایجاد کنم یا خودمو وارد مدار مورد نظرم قرار بدم که تو اون مدار اون چیزایی که من میخوام هست.
با درکی که الان دارم میتونم بگم یه همچین چیزی تو ذهنم نقش میبنده ⚛️ ، که من اون نقطه ی وسط شکل هستم و اون ها هم مدار های اطراف من که در اون مدار ها چیز هایی هست که فقط مربوط به همون مداره و فقط و فقط من هستم این مدار هارو برای خودم بوجود آوردم یا وارد این مدار ها شدم و فقط و فقط من هستم که میتونم مدارمو تغییر بدم و وارد مداری بشم که خواسته های دیگه ای که دارم در اون باشه.
بی نهایت مدار میتونه وجود داشته باشه ، و ما در عین حال میتونیم در چندین مدار باشیم ولی به هر چیزی تمرکز بیشتری داشته باشیم ، در مدار اون چیز بیشتر خواهیم بود و حتی به مدار های بالاتر و بهتر اون میرسیم.
حالا این یه خورده توضیحش طولانیه ولی چیزی که میخوام بگم اینه که اگه بحث مدار هارو درک کنیم ، با هر چیزی یه تصویر ذهنی میشه ساخت واقعا ، هر کسی میتونه یه چیزی تو ذهنش ببینه ولی نکته اینه که همه ی اینا مشروط به اینه که بحث مدار رو قشنگ تو ذهنمون جا بندازیم.
پ.ن : من خودم همچنان در حال یادگیری ام و مدعی بر این نیستم که بلدم و میدونم و… ؛ فقط قصدم اینه که چیزی که فکر میکنم به من کمک کرده رو بگم چون فکر میکنم اینجوری به مدار بالاتری از درک بهتر قانون هدایت میشم.
این درک از قوانین و همین تصویر ذهنی هم به نظرم نمیشه یه جا و با یه مثال فهمیده بشه ، ولی با مثال های مختلف تو مدار های مختلف قرار میگیریم ، و کم کم تمام مولفه های لازم کنار هم قرار میگیرن ، تمام اون مدار ها کنار هم یه درک متفاوت تری از قانون رو بهمون میدن که یه جورایی جواب سوالاتمون داده میشه.
به نظرم مهم نیس که چه تصویری از چه چیزی داریم ، ما هر تصویری از الکتریسیته داشته باشیم مهم نیست ، مهم اینه که اگه تمام فاکتور هایی که باعث میشه یه لامپ روشن بشه ، درست انجام بشه ، لاجرم اون لامپ روشن میشه و برای الکتریسیته فرقی نداره که ما چه تصویری ازش تو ذهنمون داریم.
پس بهتره با نتایج بفهمیم که داریم درست عمل میکنیم یا نه ، چون امکان نداره یه کار اشتباهی انجام بدیم که نتیجهاش درست باشه.
چه خوبه که بپذیریم هر کس درک متفاوت تری نسبت به دیگری ، در درک قانون داره و همه چیز دوباره بستگی به مداری داره که توش هست.
و چقد خوبه که فارغ از نظر بقیه بیایم بنویسیم و آنچه که تو مغزمون نقش بسته رو به اشتراک بزاریم تا اگه جای دیباگ هست به کمک دوستان پیدا کنیم و اصلاح کنیم خودمونو و اگه دیدگاه مفید بود ، دوستان استفاده کنند.
⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بر ترس هامون غلبه کنیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا ارزش های خودمونو بهتر بشناسیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بهتر بتونیم درکش کنیم.
به نام خداوندی که همه چیز میشود همه کس را (به شرط ایمان )
سلام ونور به قلب پاک و سلیم استادان عزیزم و همه همکلاسی های قدرتمندم
گام دوم از پروژه مهاجرت به مدار بالا….
یاد گرفتم و انگار میدونستم که تصویر ذهنی نمیشه از قوانین داشت…
دقیقا احساسی رو که استاد با دیدن فیلم راز داشتن اینکه (ما اتفاقات زندگی رو خودمون رقم میزنیم با افکارمون با احساسمون )من هم این چند روزه انگار صد درصد بهش رسیدم واقعا …انگار مدارم رفته بالا که خوب درکش کردم
استاد شما خیلی بع نکته خوبی اشاره کردید همین من ،آرزو تا 6.7 روز قبل (قبل دیدن فیلم راز و خواندن فصل اول کتاب رویاها )واقعا همین فکر رو داشتم که انگار خداوند لطف زیادی به شما داشته یا اینکه شما یه ادم خاص خاص هستی ؛اما وقتی فیلم راز رو دیدم من از عمق وجود تلاش شما استمرار شما جدیت شما رو تحسین کردم این همه تغییرات شما واقعا ستودنیه به نظرم جهانیان باید به شما افتخار کنن شما یک الگوی تمام عیاری ،اونجا بود که گفتم آرزو استاد هم عینه تو یه انسان بوده اما تنها تفاوت در ایمان به مسیر و نتایجش هست ؛ تفاوت در جدیت هست که تو الان داری میوه هاشو میبینی پس تو هم میتونی آرزو جانم
استاد خیلی خوشحال شدم که اینجا این فایل با زبون خودتون گفتین که یه انسان عادی هستین با همون ترسها،نگرانی ها ،کفر و شرک و با همه خصلت هایی که همه آدمها دارن اما نکته مهم اینه که از یه زمانی تصمیم گرفتید روی خودتون کار کنید و ادامه بدید این روندو و تکرار کنید باورهای خوب و قوانین ثابت جهان رو….
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
افکار من داره اتفاقات زندگیمو رقم میزنه !!!
افکار از کجا به وجود میاد ؟؟؟
از طریق ورودی ها ؛من باید ورودی هامو کنترل کنم مثل تلویزیون،یه سری افراد که همش در مورد نکات منفی حرف میزنن ،یه سری افراد که حالشون واقعا خوب نیست اما انگار من بهشون میرسم ناخودآگاه دلم میخواد براشون دایه مهربونتر از مادر باشم انگار درصدد اینم که تغییر شون بدم که دقیقا احساسم بعد از جدا شدن از همون افراد خیلییییی بد میشه و همش اون حس سرزنش گری میاد سراغم که چرا این حرفو زدی من باید همیشه به خودم یادآور بشم که من قادر به تغییر هیشکی نیستم جز خودم و جز خط قرمز خودم بکنم که یه حرفی رو بیش از دو سه بار به فردی بزنم و در نهایت برسم به جایی که تا ازم نظر نخواستن بکشم زیپ دهنمو (یادت نره آرزو همون حس مخرب بعد از اون دلسوزی که برات به وجود میاد خیلی مخربه ،انگار گور خودتو میکنی دقت کن نازنینم) این حس رو بگذارم کنار و آگاهانه یه سری باورها رو در خودم ایجا کنم ،بعدش هدایت میشم انگار ایده ها میاد اتفاقات شرایط و موقعیت ها به وجود میاد و با اطمینان و عشقققق و لذت در مورد خواسته هام صحبت میکنم تجسم میکنم و درنهایت لاجرم بهشون میرسم
باید بیشتر روی عزت نفسم کار کنم
باید بیشتر از قبل به خودم برسم به فکر خودم باشم خودمو اذیت نکنم خودمو نوازش کنم قربون صدقه خودم برم و بدونم که مهم ترین ارتباط من هماهنگی با منبع درون و بقیه موارد لاجرم حل میشه
باید به قانون تکامل احترام بگذارم و رعایتش کنم با جون ودل و تمام تلاشمو بکنم که باور کمبود و عجله رو از خودم دوره دور کنم
باید ترمزهامو بردارم تا بومممم سرعت رشدم چندین برابر بشه…
باید روی کسب و کارم انرژی ،تمرکز ،عشق بزارم
خدایا شکرت به خاطر این پروژه و هماهنگیش با تصمیم و تعهد جدیدم
خدایا شکرت به خاطر نشونه خوبی که بهم دادی،خدایا من به هر خیری که ازت برسه فقیرم قربونت
تعهد یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.
مهاجرت به مدار بالاتر، از قدم برداشتن در راستای ایجاد این عادت های فکری و رفتاری قدرتمند کننده شروع می شود. یعنی بهبود فکر، رفتار و عملکرد از همان جایی که هستید، با همان شرایط و امکاناتی که دارید.
دیشب تو کامنتم نوشتم که فهمیدم باید در مورد قانون تو لحظاتی که ذهنم اذیت میکنه بیشتر با خودم صحبت کنم و سعی کنم تحت هر شرایطی خودمو به احساس بهتر برسونم، صبح داشتم جلسه اول عشق و مودت رو مرور میکردم، احساسم جالب نبود اما اتفاقی که افتاد دیدم بلافاصله قانون به یادم اومد که چون تمرکزم نا خواسته روی ناخواسته هامه احساسم بد شده پس باید بیام یجوری روش کار کنم که مدت بیشتری جواب بده حسم درونی بهتر بشه ، و یادآوری قانون تغییر زاویه دید و هماهنگ کردنش با نگاه روح باعث شد آرامتر و امیدوارتر بشم و میخوام که بهش عمل کنم نگرانی هامو بنویسم و نگاه متفاوت هماهنگ با روح رو به صورت عبارات مثبت بنویسم واز اونجایی که این دلیل این نگرانی ها بیرونی و یجورایی روتین زندگیمه الان ، هرروز به خودم یادآوری کنم و احساسمو خوب نگه دارم.
قبلا سعی میکردم بیشتر اعراض کنم چون چیزی نیست که دست من باشه، اما الان میخوام به شیوه متفاوت عمل کنم و با نگاهی که احساسم رو خوب میکنه ذهنمو کنترل کنم.
سپاس و ثنا مخصوص خدایی است که پروراننده و فرمانروای جهانهاست
این بار که این فایل را شنیدم چشمم بیناتر شد مخصوصا وقتی این پاسخ را شنیدم که؛ وقتی بر روی خودت کار می کنی اصلا نیاز نیست که چیزی را تغییر دهی، از همانجایی که هست تغییرات شروع می شود و بعد خودبخود هدایت می شوی به مسیر های بعدی
متاسفانه ما چیزی را می شنویم که اغلب دوست داریم بشنویم!
تقریبا یکسال پیش بنده از شغل قبلی ام استعفا دادم برای وارد شدن به حوزه مورد علاقه!
این تصمیم هیجانی ام در حالی بود که از آموزش هیچ تجربه ای نداشتم و ذهنم با اطلاعاتی که در این مسیر در آن جمع شده بود قانعم کرد که باید جسارت داشته باشم و وارد مسیر جدیدی بشوم،
آه چقدر خام بودم!!!
موضوع شهامتم در اقدام به یکسری اعمال قابل تحسین بود که در نهایت تجربه هایی ارزشمند را برایم به بار آورد، اما همزمان حماقتی در کارم بود که باعث می شد تا تصمیمات عجولانه و نسنجیده ای بگیرم
کسی که از آموزش هیچ سر رشته ای ندارد و فقط چند تا کتاب خوانده و چند تا دوره گذرانده و یک کتاب نوشته یک دفعه احساس استادی می کند و می خواهد آنرا به دیگران بیاموزد، حال که یک نفر تحت تاثیر مطالب کتابش به او انگیزه داده باشد!
خلاصه که با دست خودم سفره روزی ام را بستم و ورودی مالی قابل توجه ای را که داشتم در عرض چند روز به میزان بسیار کمی تقلیل دادم، با توهم اینکه من وارد مسیر مورد علاقه ام شدم و شش ماهه به درآمد می رسم!( با اینکه همه اینها را استاد می گفت در همه جا و حتی در این فایل)
بقیه داستان را احتمالا می توانید حدس بزنید …
این جهل و عجله انسان تمامی ندارد.
اصلا طرز بیان این آیه قرآن هم دارد این رفتار مرا توضیح می دهد که وَیَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ ۖ وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا انسان (بر اثر شتابزدگی)، بدیها را طلب میکند آن گونه که نیکیها را میطلبد؛ و انسان، همیشه عجول بوده است! اسرا 11
موضوع دیگری که در این فایل برایم خیلی به جا و حیاتی بود؛ موضوع برداشتن مقاومت ها و ترمز ها بود،
اصلا این فایل برای امروز بنده بود تا ایرادات و اشتباهاتم را بپذیرم و در صدد اصلاح بر بیایم.
این فایل ها همیشه حرف هایی نو برای ما دارند، بنده هر بار که بعد از مدتی آنها را می شنوم برایم تازگی دارند، چون مدارم تغییر می کند ولذا باید در میدان کارزار زندگی اشکالات و ایراداتم را با معیار این فایلها اصلاح نمایم.
خدا را بابت اینهمه لطف و هدایت بی نهایت سپاس می گوییم.
خدایا شکر که یک بار دیگر فرصتی بهم داده شد تا کامنتی بگذارم و رد پایی به جا بزارم
وقتی برای اولین بار این آگاهیها را میشنویم مون تایید میکنه که آره درسته و اینا رو چون از قبل میدونیم تایید میکنه اما ذهن نجواگر میخواد مانع از دریافت این آگاهیها بشه.
حالا که میدونیم این آگاهیها درست و اصلوقتی وارد مسیر شدیم برای اینکه در این مسیر بمونیم و به نعمتهای بیشتر و آنچه که میخواهیم برسیم باید نشانهها را تایید کنیم اتفاقات خوب را تایید کنیم هم زمانیها را تایید کنیم سپاسگزار باشیم بابت هر آنچه که داریم و به این صورت اتفاقات بزرگتر هم میافته و درواقع ظرفمون بزرگ و بزرگتر میشه و نتایج بیشتری میاد و با طی کردن تکامل وسیعتر میشیم و وقتی میدونیم که این مسیر درست دیگه عجلهای نداریم و با قدم برداشتنهای کوچک اما مداوم مسیر را با لذت ادامه میدیم باورپذیرتر میشه نتایج بیشتری میگیریم درکمون بالاتر میره مدارمون بالاتر میره به شرایط بهتری هدایت میشیم ایمانمون قویتر میشه و نتیجههای بیشتری میگیریم
قانون جواب میده: چرا جواب میده؟؟؟چون مثل یک سیستم طراحی شده مثل قانون جاذبه که اگر از یک ارتفاع یک شی را ول کنی به سمت زمین کشیده میشه ،حالا هرچقدر بتونیم از این قانون استفاده کنیم در این مسیر درست بیشتر خواهیم ماند و با تمرکز بر نکات مثبت و توجه به اتفاقات خوب و تایید نشانههای خوب و دیدن وجه مثبت افراد و تحسین آنها مدارمون بالاتر میره و چون انسان فراموش کار هست اگر تمرین نکنه این واتفاقات خوب را مرور نکنه یادش میده و باز همون شرایط قبلی و نجواهای قبلی به وجود میاد دقیقاً مثل بدن که باید آب سالم بهش بدی هوای پاک بهش بدی تغذیه مناسب بهش بدی و هر روز این روند تکرار کنی .
فرعیات و آنچه که بیهوده هست را حذف کنم و اصل را مدام تکرار کنم باورهای مناسب را بارها تکرار کنم ترمزها را پیدا کنم و به این صورت ماشین خودش با سرعت بالایی حرکت میکنه و گاز میخوره.
آنچه فرعی هست آنچه مخرب هست آنچه ترمز هست را پیدا کنم و حذفش کنم چطور حذف میشن ؟؟؟ با تمرکز بر خواستهها بر نکات مثبت بر زیباییها سپاسگزاری به خاطر داشتهها که در مجموع میشه احساس خوب داشتن و با تکرار باورهای مناسب به وسیله منطقی کردن و دیدن الگوهای مناسب وقتی این روند پیش بره در یک مسیر اصل و یک اصول درست قرار میگیریم و با ادامه دادن همین روند ات بهتر شرایط بهتر افراد بهتر موقعیتهای بهتر هم زمانیهای بیشتر اتفاق میافته .
با تکرار اصل نتایج بهتر و پایدارتر میشه
پس برای پایداری نتایج: اصل را بشناس و تکرار کن و ادامه بده و فرعیات حذف کن
اصل چیه؟؟؟احساس خوب(توجه به نکات مثبت مثل تحسین افراد و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری) ،باورهای مناسب،توحید و یگانه پرستی و قدرت مطلق فقط خداوند،احساس لیاقت ،باور فراوانی،کنترل ورودیها،به هیچ چیزی وابسته نباشند و فقط به خدا محتاج و وابسته باشم.
برقراری ارتباط با جنس مخالف: بهترین جایی که استاد برای روابط خوب و دلخواه صحبت کردن دوره عزت نفس و عشق و مودت در روابط میباشد که تایید آن بر عزت نفس و خود ارزشمندی در روابط است که من به شخصه کات مثبت و کلی از زیباییهای جنس مخالفم را نوشتم و هر از گاهی بهشون نگاه میکنم و البته که تا وارد هیچ رابطهای نشدم ولی در زمان مناسب خداوند منو به یک عزیز دل و رابطه خوب توحیدی هدایت میکند.
برای هر جنبه از زندگی باید یک روند خوب را طی کرد و اصل آن را تکرار کرد چه در روابط چه معنویت چه ثروت چه کسب و کار همه اینها باید یک روند و اصل طی بشه و باورهای مناسب در این روند قرار بگیره
وقتی یک روند درستی را طی میکنیم و در مسیر درست هستی چیزی خراب نمیشه
تمرکز همه چیزه و هرچقدر تمرکز عمیق باشه نتایج هم عمیق میشه
انرژی،انگیزه و عشق و تمرکز به همراه باورهای مناسب در هر کاری میشه کن فیکون
در لحظاتی که ظاهراً هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید به چه شکل میخواهید انگیزههای خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهنتان پای شما را بلرزاند؟؟؟
بزرگترین انگیزهای که میتونم به خودم بدم اینه که قانونی وجود دارد که هرگز تغییر نمیکند که من میتونم زندگی خودم رو با افکار ،باورها و کانون توجهم خلق کنم
انگیزه بعدی : قانون بدون تغییری هست که میگه احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و برعکس بنابراین کافیه من با سپاسگزاری از داشتههام با توجه به نکات مثبت اطرافم با تحسین دیگران به احساس بهتر برسم تا اتفاقات خوب هم برسه .
خیلی سادهتر تی قوانین را میشناسم و میدونم که یک قانون بدون تغییر گذاشته شده بنابراین خیالم راحت میشه و زمانی که میدونم با احساس خوب به همه چی میرسم دیگه نگرانی نمیمونه و سعی میکنم تمرکزم را بزارم روی اینکه احساسم خوب باشه و احساس خوب هم از سپاسگزاری و تمرکز بر داشتهها و توجه به نکات مثبت و دیدن زیباییها و تحسین دیگران و تکرار باورهای قدرتمند کننده میاد
و وقتی الگوی مثل استاد را به این خفنی دارم و میبینم که نتیجه گرفته و همین مسیری را که رفته با صداقت داره به ما میگه خیلی انگیزه بیشتری میگیرم که احساسم را خوب نگه دارم و این روند و اصول را تکرار کنم و پیش ببرم و نشانهها را تایید کنم و جدیداً هم خیلی دارم مینویسم و واقعاً احساسم عالیه و اتفاقات داره هر روز بهتر و بهتر و بهتر میشه
سپاسگزارم استاد عزیز و استاد شایسته عزیز بابت به اشتراک گذاری این فایلهای فوق العاده
سپاسگزارم دوستان عزیز بابت کامنتهای طلاییتون
آفرین به خودم که در حال رشد پیشرفت و یادگیری هستم و با همین شرایطی که دارم کافی و ارزشمندم
خدایا شکر که در هر کاری در هر لحظهای در هر چیزی هدایتم میکنی و بهم میگی که چیکار کنم
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
در پاسخ با این سوال باید بگم که آقا من تا اینجای کار اومدم باید ادامه بدم راه دیگهای ندارم باید ادامه بدم .
در واقع باید ببینم چقدر احساسم تو مسیر خوبه چقدر حالم خوبه و معیارم احساس خوب باشه احساس خوبی که ناشی از تغییر باورهاست. وقتی باورها تغییر میکنه نشانهها رو من میبینم حالا اون نشانهها به اندازه تغییر باورهامون دیگه . اگر نشانه بزرگتر میخوام اگر نتیجه بزرگتر میخوام باید بیشتر ذهنمو تغییر بدم. ولی این نشانههای کوچک باید تایید بشه. چرا تایید نمیشه چون باور ندارم که قانون همینه.
پس من برای اینکه بتونم مسیرمو ادامه بدم فقط به خودم یادآوری میکنم ببین پسر من تا اینجای کار اومدم پس باید ادامه بدم نباید جا بزنم کلی راه اومدم نباید نیمه راه جا بزنم.
یکی دیگه از کارهایی که میتونم بکنم اینه که نتایجی که موفقیتهایی که گرفتمو به خودم یادآوری کنم این خیلی کمک میکنه که من دنبال نتایج عجیب و غریب نباشم این خیلی به من کمک میکنه که مسیرمو ادامه بدم
پس در کل چند تا کار رو باید انجام بدم.
ثبت موفقیتها گذشته
تایید نشانههای هرچند کوچک
احساس خوب داشتن
نچسبیدن به چیزی
بیخیالتر بودن و رهاتر بودن و سخت نگرفتن و آسانتر گرفتن و این چیزا.
سلام استاد دوست داشتنی و مهربان که به لطف خداوند من با شما آشنا شدم
ازتون ممنونم که انقد فایل های زیبا میزارید که وقتی هر کدوم رو نگاه میکنم با اینکه همش در کل یه حرفو میزنین ولی خیلی متفاوتین و من خیلی از فایلاتون انرژی میگیرم از وقتی که حرفای شما رو جدی گرفتم و بهشون عمل میکنم خدا میدونه که چقد اتفاقات عالی تو زندگیم داره میافته??
از خداوند بسیار ممنونم که از شما برای من به عنوان دست هدایتگرش استفاده میکند??
استاد سپاسگزارم که به سوالم پاسخ دادید. می دانستم که سوالم اشتباه است. شبیه قضیه گیاه بامبو است که بذرش را می کاری و بعد از 5 سال شروع به رشد می کند و در چند هفته 24 متر ارتفاع می یابد. برداشت من این است که این افراد باورهای درستی دارند. اما به خاطر یک سری ورودیهای اشتباه باورهای درستشان پوشانده شده. اما نکاتی که شما مطرح می کنید باعث می شود آن باورهای درست ریشه دوانده و به سرعت رشد کنند. من دیگر خودم را با هیچ کس مقایسه نمی کنم. اولا به این دلیل که من جای او نیستم. دوم اینکه می دانم خداوند عادل است و عدل بر جهان حکمفرماست. سوم اینکه قوانین فرکانسی برای همه یکسان عمل می کند. اتفاقات زندگی من هم در حال تغییرند. چون هر روز احساس می کنم شناختم از جهان بالا و بالاتر می رود. مشتریان قدرشناستر، ایده های بهتر، رفتارهای بهتر دیگران با من. احساس هم می کنم که باورهایم راجع به خیلی مسایل تغییر کرده. یعنی همان طور که در جلسه هفتم دوره قانون آفرینش اشاره کرده اید احساسم این را می گوید. اما چون ورودیهای ذهنم را کنترل نمی کنم احساس بدم اجازه نمی دهد اتفاقات برایم پایدار باشند.
از درون به همه چیز میرسی
از بیرون به هیچ چیز نمیرسی
در درون تمام همه چیز جای دارد کلید همه چیز همین درون است
در بیرون به ضاهر همه چیز هست اما توهمیست از بیرون به هرچیزی هم برسی خلع داری
از بیرون نرسیدن هزاران برابر بهتر است از رسیدنش عذاب آور سخت مشقت بار حرص آور ترس از نیستی و فنا و…
از درون به کوچک ترین چیز هم برسی شاد سرزنده محکم رضایت بخش امید وار راضی هستی از درون به سرعت میتوانی به همه چیز برسسی چرا که درون تو همه چیز را تحت فرمان دارد همه چیز خود درون توست همه راه ها را میداند
وقتی به درون بپیوند میفهمی چه داشته هایی که داشته ای
می فهمی متولد شدی میفهمی لحضه به لحضه زندگی کردی میفهمی آگاهی یکتای جهان را میفهمی هارمونی خلقت را میفهمی جریان آگاهی را میفهمی شروع خلقتت را میفهمی منبع خلقتت را میفهمی دانش کلت را میفهمی شایستگی و شادی برای تا الان زنده بودنت را میفهمی رضایت رجعت به کل را شاد میشوی شاکر میشوی ثروتمند میشوی
به درون که بپیوندی ثروت برایت بی معنیست عشق و رابطه بی معنی میشود سلامتی بی معنی میشود از خواسته ها رها میشوی و فقط میخواهی که پیروز باشی چرا که به درون متصل بشوی معنی پیروزی هم عوض میشود پیروزی را همین اتصال به درون میبینی در همین خود ستایی میببینی در همین خودت مهم بودن میبینی در همین لذت های درونیت میبینی خودخواه میشوی و به همه عشق میورزی خود ستا میشوی و به سنای دیگران میپردازی مغرور میشوی و از دیگران تعریف میکنی خود نما میشوی اما متواضع خودت فقط مهم میشوی اما همه از لطفت بهره میبرند-ولخرج میشوی ثروت میبخشی عشق میبخشی همه این ها به الطفات خود خواهیت است که خدا خواهیست دیگر حاجت نمی خواهی باور میکنی
بله — تازه میشوی خود واقعیت
🌼به خداوند هدایتگر و رزاق🌼
سلام ، بابت تمام این فایل ها که خیلی خیلی به من کمک کرده خیلی ازت ممنونم استاد جان ❤️
یه موضوعی که با دیدن دوباره ی این فایل به ذهنم خطور کرد ، بحث تئوری مدار هاست.
تصویری که از قوانین توی ذهن من نقش میبنده اینه که اول از همه چیز ، فقط من هستم که همه چیز رو خلق میکنم و این بهم این اجازه رو میده تا بتونم دور خودم مدار هایی رو ایجاد کنم یا خودمو وارد مدار مورد نظرم قرار بدم که تو اون مدار اون چیزایی که من میخوام هست.
با درکی که الان دارم میتونم بگم یه همچین چیزی تو ذهنم نقش میبنده ⚛️ ، که من اون نقطه ی وسط شکل هستم و اون ها هم مدار های اطراف من که در اون مدار ها چیز هایی هست که فقط مربوط به همون مداره و فقط و فقط من هستم این مدار هارو برای خودم بوجود آوردم یا وارد این مدار ها شدم و فقط و فقط من هستم که میتونم مدارمو تغییر بدم و وارد مداری بشم که خواسته های دیگه ای که دارم در اون باشه.
بی نهایت مدار میتونه وجود داشته باشه ، و ما در عین حال میتونیم در چندین مدار باشیم ولی به هر چیزی تمرکز بیشتری داشته باشیم ، در مدار اون چیز بیشتر خواهیم بود و حتی به مدار های بالاتر و بهتر اون میرسیم.
حالا این یه خورده توضیحش طولانیه ولی چیزی که میخوام بگم اینه که اگه بحث مدار هارو درک کنیم ، با هر چیزی یه تصویر ذهنی میشه ساخت واقعا ، هر کسی میتونه یه چیزی تو ذهنش ببینه ولی نکته اینه که همه ی اینا مشروط به اینه که بحث مدار رو قشنگ تو ذهنمون جا بندازیم.
پ.ن : من خودم همچنان در حال یادگیری ام و مدعی بر این نیستم که بلدم و میدونم و… ؛ فقط قصدم اینه که چیزی که فکر میکنم به من کمک کرده رو بگم چون فکر میکنم اینجوری به مدار بالاتری از درک بهتر قانون هدایت میشم.
این درک از قوانین و همین تصویر ذهنی هم به نظرم نمیشه یه جا و با یه مثال فهمیده بشه ، ولی با مثال های مختلف تو مدار های مختلف قرار میگیریم ، و کم کم تمام مولفه های لازم کنار هم قرار میگیرن ، تمام اون مدار ها کنار هم یه درک متفاوت تری از قانون رو بهمون میدن که یه جورایی جواب سوالاتمون داده میشه.
به نظرم مهم نیس که چه تصویری از چه چیزی داریم ، ما هر تصویری از الکتریسیته داشته باشیم مهم نیست ، مهم اینه که اگه تمام فاکتور هایی که باعث میشه یه لامپ روشن بشه ، درست انجام بشه ، لاجرم اون لامپ روشن میشه و برای الکتریسیته فرقی نداره که ما چه تصویری ازش تو ذهنمون داریم.
پس بهتره با نتایج بفهمیم که داریم درست عمل میکنیم یا نه ، چون امکان نداره یه کار اشتباهی انجام بدیم که نتیجهاش درست باشه.
چه خوبه که بپذیریم هر کس درک متفاوت تری نسبت به دیگری ، در درک قانون داره و همه چیز دوباره بستگی به مداری داره که توش هست.
و چقد خوبه که فارغ از نظر بقیه بیایم بنویسیم و آنچه که تو مغزمون نقش بسته رو به اشتراک بزاریم تا اگه جای دیباگ هست به کمک دوستان پیدا کنیم و اصلاح کنیم خودمونو و اگه دیدگاه مفید بود ، دوستان استفاده کنند.
⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️⚛️
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بر ترس هامون غلبه کنیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا ارزش های خودمونو بهتر بشناسیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بهتر بتونیم درکش کنیم.
به نام خداوندی که همه چیز میشود همه کس را (به شرط ایمان )
سلام ونور به قلب پاک و سلیم استادان عزیزم و همه همکلاسی های قدرتمندم
گام دوم از پروژه مهاجرت به مدار بالا….
یاد گرفتم و انگار میدونستم که تصویر ذهنی نمیشه از قوانین داشت…
دقیقا احساسی رو که استاد با دیدن فیلم راز داشتن اینکه (ما اتفاقات زندگی رو خودمون رقم میزنیم با افکارمون با احساسمون )من هم این چند روزه انگار صد درصد بهش رسیدم واقعا …انگار مدارم رفته بالا که خوب درکش کردم
استاد شما خیلی بع نکته خوبی اشاره کردید همین من ،آرزو تا 6.7 روز قبل (قبل دیدن فیلم راز و خواندن فصل اول کتاب رویاها )واقعا همین فکر رو داشتم که انگار خداوند لطف زیادی به شما داشته یا اینکه شما یه ادم خاص خاص هستی ؛اما وقتی فیلم راز رو دیدم من از عمق وجود تلاش شما استمرار شما جدیت شما رو تحسین کردم این همه تغییرات شما واقعا ستودنیه به نظرم جهانیان باید به شما افتخار کنن شما یک الگوی تمام عیاری ،اونجا بود که گفتم آرزو استاد هم عینه تو یه انسان بوده اما تنها تفاوت در ایمان به مسیر و نتایجش هست ؛ تفاوت در جدیت هست که تو الان داری میوه هاشو میبینی پس تو هم میتونی آرزو جانم
استاد خیلی خوشحال شدم که اینجا این فایل با زبون خودتون گفتین که یه انسان عادی هستین با همون ترسها،نگرانی ها ،کفر و شرک و با همه خصلت هایی که همه آدمها دارن اما نکته مهم اینه که از یه زمانی تصمیم گرفتید روی خودتون کار کنید و ادامه بدید این روندو و تکرار کنید باورهای خوب و قوانین ثابت جهان رو….
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
افکار من داره اتفاقات زندگیمو رقم میزنه !!!
افکار از کجا به وجود میاد ؟؟؟
از طریق ورودی ها ؛من باید ورودی هامو کنترل کنم مثل تلویزیون،یه سری افراد که همش در مورد نکات منفی حرف میزنن ،یه سری افراد که حالشون واقعا خوب نیست اما انگار من بهشون میرسم ناخودآگاه دلم میخواد براشون دایه مهربونتر از مادر باشم انگار درصدد اینم که تغییر شون بدم که دقیقا احساسم بعد از جدا شدن از همون افراد خیلییییی بد میشه و همش اون حس سرزنش گری میاد سراغم که چرا این حرفو زدی من باید همیشه به خودم یادآور بشم که من قادر به تغییر هیشکی نیستم جز خودم و جز خط قرمز خودم بکنم که یه حرفی رو بیش از دو سه بار به فردی بزنم و در نهایت برسم به جایی که تا ازم نظر نخواستن بکشم زیپ دهنمو (یادت نره آرزو همون حس مخرب بعد از اون دلسوزی که برات به وجود میاد خیلی مخربه ،انگار گور خودتو میکنی دقت کن نازنینم) این حس رو بگذارم کنار و آگاهانه یه سری باورها رو در خودم ایجا کنم ،بعدش هدایت میشم انگار ایده ها میاد اتفاقات شرایط و موقعیت ها به وجود میاد و با اطمینان و عشقققق و لذت در مورد خواسته هام صحبت میکنم تجسم میکنم و درنهایت لاجرم بهشون میرسم
باید بیشتر روی عزت نفسم کار کنم
باید بیشتر از قبل به خودم برسم به فکر خودم باشم خودمو اذیت نکنم خودمو نوازش کنم قربون صدقه خودم برم و بدونم که مهم ترین ارتباط من هماهنگی با منبع درون و بقیه موارد لاجرم حل میشه
باید به قانون تکامل احترام بگذارم و رعایتش کنم با جون ودل و تمام تلاشمو بکنم که باور کمبود و عجله رو از خودم دوره دور کنم
باید ترمزهامو بردارم تا بومممم سرعت رشدم چندین برابر بشه…
باید روی کسب و کارم انرژی ،تمرکز ،عشق بزارم
خدایا شکرت به خاطر این پروژه و هماهنگیش با تصمیم و تعهد جدیدم
خدایا شکرت به خاطر نشونه خوبی که بهم دادی،خدایا من به هر خیری که ازت برسه فقیرم قربونت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»
«أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»
—————————————————————–
سلام به اساتید عزیزم و دوستان همراه و گرامی
تعهد یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.
مهاجرت به مدار بالاتر، از قدم برداشتن در راستای ایجاد این عادت های فکری و رفتاری قدرتمند کننده شروع می شود. یعنی بهبود فکر، رفتار و عملکرد از همان جایی که هستید، با همان شرایط و امکاناتی که دارید.
دیشب تو کامنتم نوشتم که فهمیدم باید در مورد قانون تو لحظاتی که ذهنم اذیت میکنه بیشتر با خودم صحبت کنم و سعی کنم تحت هر شرایطی خودمو به احساس بهتر برسونم، صبح داشتم جلسه اول عشق و مودت رو مرور میکردم، احساسم جالب نبود اما اتفاقی که افتاد دیدم بلافاصله قانون به یادم اومد که چون تمرکزم نا خواسته روی ناخواسته هامه احساسم بد شده پس باید بیام یجوری روش کار کنم که مدت بیشتری جواب بده حسم درونی بهتر بشه ، و یادآوری قانون تغییر زاویه دید و هماهنگ کردنش با نگاه روح باعث شد آرامتر و امیدوارتر بشم و میخوام که بهش عمل کنم نگرانی هامو بنویسم و نگاه متفاوت هماهنگ با روح رو به صورت عبارات مثبت بنویسم واز اونجایی که این دلیل این نگرانی ها بیرونی و یجورایی روتین زندگیمه الان ، هرروز به خودم یادآوری کنم و احساسمو خوب نگه دارم.
قبلا سعی میکردم بیشتر اعراض کنم چون چیزی نیست که دست من باشه، اما الان میخوام به شیوه متفاوت عمل کنم و با نگاهی که احساسم رو خوب میکنه ذهنمو کنترل کنم.
به نام خدای زیبایها
سلام و درود به دوستان توحیدی
وقتی قانون باور کردم هیچ مقاومتی نداشتم انگار خدا از زبان استاد برام میگفت
همسرم بهم میگه تو ساده و خوش باوری نمیدونم شاید برای خوش باوریم هست این خودم خصلت خوبی میبینم
خدا رو شکر برام نتیجه زیادی داشت هر چند کوچک ولی از چشم قانون می دیدم جواب میداد بخدا معجزه های دیدم که الان میگم خدایا از کجا دستانت فرستادی
ولی شاید تمرکزم روی اون دستان بود فقط چون دیگه کم رنگ شدن شاید روی اونها حساب کردم
قانون باید درک کرد قورت داد یک روز نمیشه این قانون همیشه باید پایدار باشه وگرنه یو یو میشی
یک روز کسلی یک روز شادی یک روز بی حال و افسرده ای
خدا رو هزار مرتبه شکرت کاری به گرونی و دلار ….ندارم سرم تو کار خودم هست به بقیه کاری ندارم
قبلا فراوانی نمیدیدم همش تو کمبود بودم ولی الان میبینم تحسین میکنم
عادتهای محدود کننده خودمو بیشتر پیدا کنم کار کنم رو باورهای نکته برداری کنم می دونم این مسیر لذت بخشه با استمرار و استمرار
نتیجه ها هم بیشتر میشن معجزات میاد بارها دیدم
شکرگزاری هام بیشتر کنم
در پناه خدا باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
سپاس و ثنا مخصوص خدایی است که پروراننده و فرمانروای جهانهاست
این بار که این فایل را شنیدم چشمم بیناتر شد مخصوصا وقتی این پاسخ را شنیدم که؛ وقتی بر روی خودت کار می کنی اصلا نیاز نیست که چیزی را تغییر دهی، از همانجایی که هست تغییرات شروع می شود و بعد خودبخود هدایت می شوی به مسیر های بعدی
متاسفانه ما چیزی را می شنویم که اغلب دوست داریم بشنویم!
تقریبا یکسال پیش بنده از شغل قبلی ام استعفا دادم برای وارد شدن به حوزه مورد علاقه!
این تصمیم هیجانی ام در حالی بود که از آموزش هیچ تجربه ای نداشتم و ذهنم با اطلاعاتی که در این مسیر در آن جمع شده بود قانعم کرد که باید جسارت داشته باشم و وارد مسیر جدیدی بشوم،
آه چقدر خام بودم!!!
موضوع شهامتم در اقدام به یکسری اعمال قابل تحسین بود که در نهایت تجربه هایی ارزشمند را برایم به بار آورد، اما همزمان حماقتی در کارم بود که باعث می شد تا تصمیمات عجولانه و نسنجیده ای بگیرم
کسی که از آموزش هیچ سر رشته ای ندارد و فقط چند تا کتاب خوانده و چند تا دوره گذرانده و یک کتاب نوشته یک دفعه احساس استادی می کند و می خواهد آنرا به دیگران بیاموزد، حال که یک نفر تحت تاثیر مطالب کتابش به او انگیزه داده باشد!
خلاصه که با دست خودم سفره روزی ام را بستم و ورودی مالی قابل توجه ای را که داشتم در عرض چند روز به میزان بسیار کمی تقلیل دادم، با توهم اینکه من وارد مسیر مورد علاقه ام شدم و شش ماهه به درآمد می رسم!( با اینکه همه اینها را استاد می گفت در همه جا و حتی در این فایل)
بقیه داستان را احتمالا می توانید حدس بزنید …
این جهل و عجله انسان تمامی ندارد.
اصلا طرز بیان این آیه قرآن هم دارد این رفتار مرا توضیح می دهد که وَیَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ ۖ وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا انسان (بر اثر شتابزدگی)، بدیها را طلب میکند آن گونه که نیکیها را میطلبد؛ و انسان، همیشه عجول بوده است! اسرا 11
موضوع دیگری که در این فایل برایم خیلی به جا و حیاتی بود؛ موضوع برداشتن مقاومت ها و ترمز ها بود،
اصلا این فایل برای امروز بنده بود تا ایرادات و اشتباهاتم را بپذیرم و در صدد اصلاح بر بیایم.
این فایل ها همیشه حرف هایی نو برای ما دارند، بنده هر بار که بعد از مدتی آنها را می شنوم برایم تازگی دارند، چون مدارم تغییر می کند ولذا باید در میدان کارزار زندگی اشکالات و ایراداتم را با معیار این فایلها اصلاح نمایم.
خدا را بابت اینهمه لطف و هدایت بی نهایت سپاس می گوییم.
الهی شکرت
الهی شکرت
الهی شکرت
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز
سلام به خانواده بهشتیم
خدایا شکر که یک بار دیگر فرصتی بهم داده شد تا کامنتی بگذارم و رد پایی به جا بزارم
وقتی برای اولین بار این آگاهیها را میشنویم مون تایید میکنه که آره درسته و اینا رو چون از قبل میدونیم تایید میکنه اما ذهن نجواگر میخواد مانع از دریافت این آگاهیها بشه.
حالا که میدونیم این آگاهیها درست و اصلوقتی وارد مسیر شدیم برای اینکه در این مسیر بمونیم و به نعمتهای بیشتر و آنچه که میخواهیم برسیم باید نشانهها را تایید کنیم اتفاقات خوب را تایید کنیم هم زمانیها را تایید کنیم سپاسگزار باشیم بابت هر آنچه که داریم و به این صورت اتفاقات بزرگتر هم میافته و درواقع ظرفمون بزرگ و بزرگتر میشه و نتایج بیشتری میاد و با طی کردن تکامل وسیعتر میشیم و وقتی میدونیم که این مسیر درست دیگه عجلهای نداریم و با قدم برداشتنهای کوچک اما مداوم مسیر را با لذت ادامه میدیم باورپذیرتر میشه نتایج بیشتری میگیریم درکمون بالاتر میره مدارمون بالاتر میره به شرایط بهتری هدایت میشیم ایمانمون قویتر میشه و نتیجههای بیشتری میگیریم
قانون جواب میده: چرا جواب میده؟؟؟چون مثل یک سیستم طراحی شده مثل قانون جاذبه که اگر از یک ارتفاع یک شی را ول کنی به سمت زمین کشیده میشه ،حالا هرچقدر بتونیم از این قانون استفاده کنیم در این مسیر درست بیشتر خواهیم ماند و با تمرکز بر نکات مثبت و توجه به اتفاقات خوب و تایید نشانههای خوب و دیدن وجه مثبت افراد و تحسین آنها مدارمون بالاتر میره و چون انسان فراموش کار هست اگر تمرین نکنه این واتفاقات خوب را مرور نکنه یادش میده و باز همون شرایط قبلی و نجواهای قبلی به وجود میاد دقیقاً مثل بدن که باید آب سالم بهش بدی هوای پاک بهش بدی تغذیه مناسب بهش بدی و هر روز این روند تکرار کنی .
فرعیات و آنچه که بیهوده هست را حذف کنم و اصل را مدام تکرار کنم باورهای مناسب را بارها تکرار کنم ترمزها را پیدا کنم و به این صورت ماشین خودش با سرعت بالایی حرکت میکنه و گاز میخوره.
آنچه فرعی هست آنچه مخرب هست آنچه ترمز هست را پیدا کنم و حذفش کنم چطور حذف میشن ؟؟؟ با تمرکز بر خواستهها بر نکات مثبت بر زیباییها سپاسگزاری به خاطر داشتهها که در مجموع میشه احساس خوب داشتن و با تکرار باورهای مناسب به وسیله منطقی کردن و دیدن الگوهای مناسب وقتی این روند پیش بره در یک مسیر اصل و یک اصول درست قرار میگیریم و با ادامه دادن همین روند ات بهتر شرایط بهتر افراد بهتر موقعیتهای بهتر هم زمانیهای بیشتر اتفاق میافته .
با تکرار اصل نتایج بهتر و پایدارتر میشه
پس برای پایداری نتایج: اصل را بشناس و تکرار کن و ادامه بده و فرعیات حذف کن
اصل چیه؟؟؟احساس خوب(توجه به نکات مثبت مثل تحسین افراد و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری) ،باورهای مناسب،توحید و یگانه پرستی و قدرت مطلق فقط خداوند،احساس لیاقت ،باور فراوانی،کنترل ورودیها،به هیچ چیزی وابسته نباشند و فقط به خدا محتاج و وابسته باشم.
برقراری ارتباط با جنس مخالف: بهترین جایی که استاد برای روابط خوب و دلخواه صحبت کردن دوره عزت نفس و عشق و مودت در روابط میباشد که تایید آن بر عزت نفس و خود ارزشمندی در روابط است که من به شخصه کات مثبت و کلی از زیباییهای جنس مخالفم را نوشتم و هر از گاهی بهشون نگاه میکنم و البته که تا وارد هیچ رابطهای نشدم ولی در زمان مناسب خداوند منو به یک عزیز دل و رابطه خوب توحیدی هدایت میکند.
برای هر جنبه از زندگی باید یک روند خوب را طی کرد و اصل آن را تکرار کرد چه در روابط چه معنویت چه ثروت چه کسب و کار همه اینها باید یک روند و اصل طی بشه و باورهای مناسب در این روند قرار بگیره
وقتی یک روند درستی را طی میکنیم و در مسیر درست هستی چیزی خراب نمیشه
تمرکز همه چیزه و هرچقدر تمرکز عمیق باشه نتایج هم عمیق میشه
انرژی،انگیزه و عشق و تمرکز به همراه باورهای مناسب در هر کاری میشه کن فیکون
در لحظاتی که ظاهراً هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید به چه شکل میخواهید انگیزههای خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهنتان پای شما را بلرزاند؟؟؟
بزرگترین انگیزهای که میتونم به خودم بدم اینه که قانونی وجود دارد که هرگز تغییر نمیکند که من میتونم زندگی خودم رو با افکار ،باورها و کانون توجهم خلق کنم
انگیزه بعدی : قانون بدون تغییری هست که میگه احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و برعکس بنابراین کافیه من با سپاسگزاری از داشتههام با توجه به نکات مثبت اطرافم با تحسین دیگران به احساس بهتر برسم تا اتفاقات خوب هم برسه .
خیلی سادهتر تی قوانین را میشناسم و میدونم که یک قانون بدون تغییر گذاشته شده بنابراین خیالم راحت میشه و زمانی که میدونم با احساس خوب به همه چی میرسم دیگه نگرانی نمیمونه و سعی میکنم تمرکزم را بزارم روی اینکه احساسم خوب باشه و احساس خوب هم از سپاسگزاری و تمرکز بر داشتهها و توجه به نکات مثبت و دیدن زیباییها و تحسین دیگران و تکرار باورهای قدرتمند کننده میاد
و وقتی الگوی مثل استاد را به این خفنی دارم و میبینم که نتیجه گرفته و همین مسیری را که رفته با صداقت داره به ما میگه خیلی انگیزه بیشتری میگیرم که احساسم را خوب نگه دارم و این روند و اصول را تکرار کنم و پیش ببرم و نشانهها را تایید کنم و جدیداً هم خیلی دارم مینویسم و واقعاً احساسم عالیه و اتفاقات داره هر روز بهتر و بهتر و بهتر میشه
سپاسگزارم استاد عزیز و استاد شایسته عزیز بابت به اشتراک گذاری این فایلهای فوق العاده
سپاسگزارم دوستان عزیز بابت کامنتهای طلاییتون
آفرین به خودم که در حال رشد پیشرفت و یادگیری هستم و با همین شرایطی که دارم کافی و ارزشمندم
خدایا شکر که در هر کاری در هر لحظهای در هر چیزی هدایتم میکنی و بهم میگی که چیکار کنم
به نام خدای روز ی رسان
درود و احترام
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
در پاسخ با این سوال باید بگم که آقا من تا اینجای کار اومدم باید ادامه بدم راه دیگهای ندارم باید ادامه بدم .
در واقع باید ببینم چقدر احساسم تو مسیر خوبه چقدر حالم خوبه و معیارم احساس خوب باشه احساس خوبی که ناشی از تغییر باورهاست. وقتی باورها تغییر میکنه نشانهها رو من میبینم حالا اون نشانهها به اندازه تغییر باورهامون دیگه . اگر نشانه بزرگتر میخوام اگر نتیجه بزرگتر میخوام باید بیشتر ذهنمو تغییر بدم. ولی این نشانههای کوچک باید تایید بشه. چرا تایید نمیشه چون باور ندارم که قانون همینه.
پس من برای اینکه بتونم مسیرمو ادامه بدم فقط به خودم یادآوری میکنم ببین پسر من تا اینجای کار اومدم پس باید ادامه بدم نباید جا بزنم کلی راه اومدم نباید نیمه راه جا بزنم.
یکی دیگه از کارهایی که میتونم بکنم اینه که نتایجی که موفقیتهایی که گرفتمو به خودم یادآوری کنم این خیلی کمک میکنه که من دنبال نتایج عجیب و غریب نباشم این خیلی به من کمک میکنه که مسیرمو ادامه بدم
پس در کل چند تا کار رو باید انجام بدم.
ثبت موفقیتها گذشته
تایید نشانههای هرچند کوچک
احساس خوب داشتن
نچسبیدن به چیزی
بیخیالتر بودن و رهاتر بودن و سخت نگرفتن و آسانتر گرفتن و این چیزا.
خب اینم از رد پای بعدی من،یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
سلام استاد دوست داشتنی و مهربان که به لطف خداوند من با شما آشنا شدم
ازتون ممنونم که انقد فایل های زیبا میزارید که وقتی هر کدوم رو نگاه میکنم با اینکه همش در کل یه حرفو میزنین ولی خیلی متفاوتین و من خیلی از فایلاتون انرژی میگیرم از وقتی که حرفای شما رو جدی گرفتم و بهشون عمل میکنم خدا میدونه که چقد اتفاقات عالی تو زندگیم داره میافته??
از خداوند بسیار ممنونم که از شما برای من به عنوان دست هدایتگرش استفاده میکند??
دوستون دارم???
استاد سپاسگزارم که به سوالم پاسخ دادید. می دانستم که سوالم اشتباه است. شبیه قضیه گیاه بامبو است که بذرش را می کاری و بعد از 5 سال شروع به رشد می کند و در چند هفته 24 متر ارتفاع می یابد. برداشت من این است که این افراد باورهای درستی دارند. اما به خاطر یک سری ورودیهای اشتباه باورهای درستشان پوشانده شده. اما نکاتی که شما مطرح می کنید باعث می شود آن باورهای درست ریشه دوانده و به سرعت رشد کنند. من دیگر خودم را با هیچ کس مقایسه نمی کنم. اولا به این دلیل که من جای او نیستم. دوم اینکه می دانم خداوند عادل است و عدل بر جهان حکمفرماست. سوم اینکه قوانین فرکانسی برای همه یکسان عمل می کند. اتفاقات زندگی من هم در حال تغییرند. چون هر روز احساس می کنم شناختم از جهان بالا و بالاتر می رود. مشتریان قدرشناستر، ایده های بهتر، رفتارهای بهتر دیگران با من. احساس هم می کنم که باورهایم راجع به خیلی مسایل تغییر کرده. یعنی همان طور که در جلسه هفتم دوره قانون آفرینش اشاره کرده اید احساسم این را می گوید. اما چون ورودیهای ذهنم را کنترل نمی کنم احساس بدم اجازه نمی دهد اتفاقات برایم پایدار باشند.