اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای دوست داشتنی این خانواده صمیمی. الان که دارم این نظر رو مینویسم حدود یک ساعت از پایان بازی بسیار جذاب و دیدنی ایران و پرتغال میگذره.
طبیعتاً من هم مثل هر ایرانی وطندوست دیگهای از صعود نکردن ایران ناراحت شدم و تا چند دقیقه بعد از بازی همش میگفتم ای کاش ضربه مهدی طارمی تو دقایق آخر بازی وارد دروازه شده بود، ای کاش تو نیمه اول اون گل رو نخورده بودیم، ای کاش بازی با اسپانیا رو برده بودیم و چندین و چند ای کاش و افسوس دیگه…
اما بعد از اینکه احساساتم فروکش کرد، یاد صحبتهای استاد عباس منش افتادم که یه سری گفتن حتی اگر بازی فوتبال رو هم نگاه میکنید از دید قوانین جهان هستی تجزیه و تحلیلش کنید.
بیشتر که فکر کردم دیدم نتیجه دیدار ایران و پرتغال نه تنها نباید من رو ناراحت بکنه بلکه باید باور و ایمان من نسبت به ثابت بودن قوانین هستی رو قویتر بکنه، به خصوص قانون تکامل.
بعد از بازی، آقای مهدی مهدویکیا تو برنامه ویژه جام جهانی با میزبانی آقای عادل فردوسیپور گفتن که ما الان نباید فقط روی یه شوت آقای طارمی تمرکز کنیم. باید وضعیت کلی تیم رو ببینیم و واقع گرایانه در مورد جایگاه فوتبال ایران و پرتغال نظر بدیم.
ایشون گفتن که خیلی از بازیکنان تیم ملی ما برای اولین بار حضور در چنین تورنمنت حرفهای رو تجربه میکنن و تعداد زیادی از بازیکنان، از جمله خود آقای طارمی، اصلاً در ردههای پایه تیم ملی بازی نکردن و فوتبال رو به صورت آکادمیک از کودکی یاد نگرفتن – چیزی که در کل دنیا داره اتفاق میفته – و به همین خاطر وقتی چنین بازیکنانی تو همچنین تورنمنتهایی مقابل بازیکنانی قرار میگیرن که از حدود 7 یا 8 سالگی دارن تو رقابتهای مختلف بازی میکنن تحت تأثیر شرایط قرار میگیرن و اگر اشتباهی کنن نمیشه بهشون خرده گرفت.
آقای فرهاد مجیدی هم در تأیید صحبتهای ایشون گفتن که اگر همین موقعیت تو یه بازی داخلی برای طارمی پیش میومد، به راحتی اون رو تبدیل به گل میکرد.
پس این نشون میده که هیچ چیزی اتفاقی نیست و اگر بازیکنان ما هم این دوره تکامل خودشون رو طی کنن میتونن تو رقابتهای حساسی مثل جام جهانی به فشارهایی که وجود داره غلبه کنن و به راحتی پیروز بشن. به نظر من یه تیم باید به درجهای برسه که از دید دیگران باختش اتفاقی به نظر برسه نه بردش.
مطمئنم آقای طارمی هم آینده بسیار درخشانی در پیش دارن و افتخارهای بسیار زیادی رو برای ایران رقم خواهند زد.
یه نکته دیگهای هم نظر من رو در صحنه حساسی که برای آقای طارمی پیش اومد جلب کرد و اون این هست که الان خیلیها دارن از آقای طارمی انتقاد میکنن در صورتی که اگر اون موقعیت اصلاً پیش نیومده بود، واکنشها کاملاً متفاوت بود.
تونی رابینز تو یکی از برنامههاش حرف خیلی جالبی زد. اون گفت که خیلی از افراد از زندگی لذت نمیبرن چرا که appreciation (قدرشناسی) رو با expectation (توقع) جایگزین میکنن.
ایشون گفتن این مثال رو در نظر بگیرید: شما سوار یه هواپیما هستید و قبل از بلند شدن، مهماندار به شما اعلام میکنه که برای اولین بار امکان اتصال به اینترنت در طول پرواز در این هواپیما فراهم شده. همه مسافرها خوشحال میشن و از این خبر استقبال میکنن. اما بعد از چند دقیقه مهماندار بهشون اطلاع میده که متأسفانه یه مشکل فنی پیش اومده و امکان استفاده از اینترنت طی پرواز وجود نداره. اینجاست که همه مسافرها شروع میکنن به گلایه و شکایت کردن. در صورتی که قبل از اون حتی ایدهای در مورد استفاده از اینترنت حین پرواز رو تو ذهنشون نداشتن. یعنی حس appreciation (قدرشناسی) اونها جای خودش رو به expectation (توقع) میده در حالی که مسافرها میتونستن روی این اتفاق مثبت تمرکز کنن که این تکنولوژی جدید به پرواز اضافه شده و میتونن تو سفرهای بعدی ازش استفاده کنن.
حالا ما هم باید قدردان این باشیم که آقای طارمی انقدر خوب بودن که تونستن تا خط دروازه پرتغال پیش برن و چنین موقعیتی رو خلق کنن. همین نکته در مورد کل تیم هم صادق هست. همه انتظار داشتن که ایران با چند گل از پرتغال شکست بخوره، اما بعد از گل مساوی، حس قدردانی بابت بازی خوب تیم جاش رو به توقع برد و ناراحتی و افسوس داد در صورتی که همه، از جمله خود من، باید سپاسگزار تلاش بازیکنان خوبمون باشیم و در عین حال به دستاوردهای بیشتر و بزرگتر فکر کنیم.
برای همه عزیزان بهترین ها رو آرزو میکنم.
این هم لینک صحبتهای آقای مهدویکیا و آقای مجیدی هست که به نظرم نکات آموزندهای داره:
اینکه ایشون از بچگی شروع کنن یا طولانی مدت بازی کنن طی کردن تکامل محسوب نمیشه… فرکانسه قویتر و قویتر شدن تکامل محسوب میشه!! یکی ممکنه تکاملش رو تو یک سال طی کنه یکی تو 10 سال!!
شایدم من اشتباه متن شمارو برداشت کردم.. چون از دیشب بیدارم دارم رو باورهام کار میکنم و تازه میخوام بخوابم
ممنون از اینکه برای مطالعه این نظر وقت گذاشتید دریا خانوم. من کاملا با نظر شما موافقم که زمان به تکامل رسیدن افراد متفاوت هست و تو این موضوع به خصوص بیشتر منظورم تجربه بیشتر اونها در مدیریت استرس بود به خاطر اینکه خیلی بیشتر تو چنین موقعیت های حساسی قرار گرفتن. ممکنه یه نفر فوتبال رو از بچگی شروع نکرده باشه اما تو همون مقطع کوتاه ورزشی فرصت حضور در تورنمنت های زیادی رو به دست آورده باشه و یا انقدر روی خودش کار کرده باشه که تو چنین شرایطی بتونه با ذهن باز و بدون فشار موقعیت رو مدیریت کنه. تو این مورد خاص مربوط به فوتبال، میخواستم بگم که ایران بازیهای حساس کمتری رو مقابل تیم های بزرگ انجام داده و به خاطر همین تجربشون کمتره. ممکنه من هم اشتباه برداشت کرده باشم و توضیحاتم ناقص باشه. حتما بیشتر و دقیقتر راجع بهش فکر میکنم. به هر حال ممنون از اینکه نظرتون رو با من در میون گذاشتید.
سلام بله کاملا درست،تکامل فرکانسی خیلی مهم ولی منظور آقای مهدوی کیا درست میگن باید در میادین مختلف با تیم های مهم روبرو شن تا تجربه کنن وباورهاشون قوی بشه که من هم میتونم این میشه تکامل ،بیشتر کارکردن روی باورها
سلام استاد عزیزم، حدود سه سال پیش، همسرم از طریق یکی از کانال های موفقیت با شما آشنا شد. یادم میاد اون روزها دوست داشت که من رو هم تو اون مسیر قرار بده ولی من چون باهاش هم مدار نبودم اصلا نپذیرفتم حتی یک وویس از شما گوش کنم. با این حال در زمینه ی مالی با هر پیشنهادی که از طرف همسرم بود موافقت می کردم وخدا رو هزاران مرتبه شکر تو این زمینه خیلی موفق بودیم. تا اینکه از حدود دوماه پیش من هم با همسرم هم مدار شدم ووارد سایت شما شدم. این دوماه برای من عالی بوده زیرا تازه فهمیدم که چه باورهای شرک آلودی داشتم وچقدر فکر می کردم با ورهام درسته وهمسرم اشتباه می گه. 😔بااین حال تصمیم گرفتن فقط روی خودم سرمایه گذاری کنم وبا دوره ی عزت نفس آموزش هامو شروع کردم. خدا روشکر نتایج خیلی خوبی حاصل شده، نشانه ی امروزم بسیار عالی بود ومسیر بعدی من را کاملا مشخص کرد. ان شااله در اولین فرصت از اون بهره می برم. من رابطه ام با خدای مهربان بسیار عالی شده وسپاسگزار خدای مهربانم که بهترین بندگانش را در مسیر زندگی من قرار داد. عاشقانه دوستتون دارم.
توی ذهنم داشتم فکر میکردم به اینکه این مدت که دارم تمرین میکنم چقدر باورهای منفی هم شنیدم
جمله ای که دوستتون گفتن ما بارها شنیدیم و وقتی گفتید خب جند نفر از این شرایط دارن پول میسازن. تعدادی هم هستن پول میسازن به خودم گفتم ببین چرا تو نباشی جز اون افراد
بعد یادم اومد به باورهای اشتباه دیگه که تکرار میشه که همین میتونه پاسخ بهشون باشه
چقدر جمله خوبیه
چرا من جز اون عده موفق در هر زمان و مکان نباشم؟ ـخب اگه یک تعداد دارن پول میسازن یا توی همین شرایط موفقن چرا منم موفق نباشم
اگاهی امروز شد همین سوال که خیلی خیلی مفیده
تعهد امروز
جدیدا میشینم شام ایرانی میبینم چون خونه های بازیگزان را میشه کامل دید
اتاقی که یک سمتش پر کتابه و اتاق مطالعه قشنگیه
اشپزخانه سفید رنگ با کابینتهای ممبرال
دیوار تی وی نما سنگ
سالن بزرگ و عالی
مبل های سفید پرده های سفید
خونه زیبا و عالی
مهدی پاکدل بازیگر ایرانی که فیلمهای زیادی بازی کرده و از بچگی علاقمند به بازیگری داشته است به تهران مهاجرت میکنه و بازیگری شروع میکنه
امروز صبح که رفتم بیرون و مشغول خرید شدم ذهنم همش دنبال قیمت اجناس بود و حالم رو بد کرد و توی مسیر به این فکر میکردم چرا من نباید انقدر روی خودم کار کنم و در جایگاهی باشم که اصلا به این چیزها توجه نکنم و چرا هنوز ذهنم درگیر این مسائل هست با اینکه اینقدر اتفاقات خوب افتاده .
به جای کوچک کردن خواسته هام بیام باورامو عوض کنم
. بارها این بهم گوشزد شده که تا باورهام تغییر نکنه حتا با تغییر مکان زندگیم هم اوضاع درست نمیشه . خداوند به باورها پاسخ میدهد و هیچ دلسوزی نداره
یکی از نمونه انسان هایی که توی ذهنم میاد شخصی به اسم نیک وی آیچیچ هست که بدون دست و پا هست و در اصل این ادم مثل گیاهه اما یکی از موفق ترین ادم های دنیاست . این ادم که کاری نمیتونه بکنه اما اینقدر موفقه و الهام بخش ادم های زیادی هست و همه این ها رو با ذهنش خلق کرده چون دست و پایی نداره که کار کنه.
این شخص چه خودباوری و احساس لیاقتی داره که از هزاران ادم سالم موفق تره
پس باور کنیم ما خالقیم و تمام موفقیت ها از درون شروع میشه.
در خیابان پایین تر از ما دوتا میوه فروشی هستن که چسبیده به هم هستن یکی از اونا همیشه شلوغه طوری که باید بری توی صف که نوبتت بشه و کناری خلوت هست. هردو در یک مکان ولی با نتایج متفاوت.
سلام خدمت تمام دوستانم سلام خدمت استاد عزیزم. و مریم شایسته عزیزم
بخش تمرینات این فایل
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
یه تجربه از دیروز خودم بگم
من دیروز با اینکه این پروژه را شروع کردم بعد از ظهر خیلی دلم خواست برم بیرون تهران مقداری برف می آمد و باران.،، دلم هوای رفتن به فشم کرد خلاصه با دوتا از دوستان رفتیم یه کافه در فشم که البته با این دوتا دوستم خیلی هم صمیمی نیستم
من عاشق طبیعت باران و خیلی عاشق برف هستم به محض آنکه برف بیاد باید بزنم بیرون و به خودم گفتم باید برم جایی که کمی بیشتر برف بیاد که رفتیم فشم یه کافه اونجا هست خیلی دوستش دارم بعضی وقتها اونجا میرم خیلی فضای معنوی داره خیلی دوستش دارم اونجا یه شومینه داره که با چوب و هیزم میسوزه و میتونی کنارش، بشینی و نوشیدنیت و بخوری من اونجا خیلی حس خوبی میگیرم اینها رو گفتم که به اینجا برسم
وقتی با این دوتا دوستم رفتم بعد از اینکه برگشتم حس خوبی نداشتم متوجه شدم من خیلی تغییر کردم حرفهاشون رفتارهاشون برام جالب نبود البته من به اونا چیزی نگفتم ولی بعد که اومدم همه اش دیشب به خودم میگفتم آخه این چه کاری بود تو کردی خوب کسی نبود تنها میرفتی، مگه مجبور بودی با این دو نفر بری و انقدر حس و حالت بیاد پایین و کمی اولش خوددم و سرزنش کردم ولی امروز که از خواب بیدار شدم بعد از نوشتن سپاسگزاری هام و انجام تمریناتم بعد رفتم ورزش و اومدم و دیگه خودم را سرزنش نکردم و گفتم اشکال نداره این موضوع خیلی چیز ها به من یاد آوری کرد و اتفاقا از امروز من بیشتر متوجه میشم که حواسم به خودم باشه و اگر هم تنها باشم بهتر از اینه که با کسانی باشم که دیگه هم جهت و هم سو نیستیم و اتفاقا از امروز بیشتر متوجه شدم بچسبم به اصل و فراموش نکنم از کجا اومدم و باید با ایمان بیشتر ادامه دهم
ایم موضوع را برای این گفتم که من درست با شروع این دوره به چه چالشی دیروز برخوردم و اتفاقا جواب همین تمرین اول هست
من میخواخم انگیزه های خودم را برای استمرار حفظ کنم درسته دیروز کمی حالا از ظن من فرکانسم اومد پایین ولی این دلیل نمیشه که انگیزه ام را از دست بدم و من متوجه شدم که چقدر در مسیر درستی هستم و حتی یه کوچولو بخوام از مسیر خارج بشم سریع ذهنم و قلبم آلارم میده و اصلا اجازه این کارو به من نمیده و من زود برمیگردم.، خدایا شکرت
و من امروز اجازه ندادم شک و تردید پای من را بلرزاند
شک و تردید به اینکه ای بابا دیگه از مسیر خارج شدی و کاریش نمیشه کرد یا دلسر شوم یا احساس قربانی شدن بگیرم بلکه الان موقع عمل کردنه و ایمان نشان دادنه و من به جای اینکه به نجواهای ذهنم گوش کنم می یام به صدای قلبم گوش میکنم و از هدایتها پیروی میکنم و تصمیم دارم بیشتر روی باورهای توحیدیم کار کنم خدایا شکرت
تمرین دوم
ازخلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
اول اینو بگم که. من چیزی که از خود استاد در این چند سال درک کردم استاد عباس منش وقتی شروع کرده روی خودش کار کنه از همان اول اول اول حتی یک مطلب کوچک یا یه قانون ساده را جدی گرفتند و به اون عمل کرده یادمه استاد در یه فایلی توضیح دادن من اولین کتابی که خوندم کتاب چه کسی پنیر من و جابه جا کرد و گفتند من از اون کتاب متوجه شدم که باید تغییر کنم و اگر ساکن باشم مثل یه مرداب میشم
من هم اون کتاب را همان زمان خونده بودم ولی چرا در من تحولی نشد هیچی به هیچی ولی استاد از همان کتاب اول و به اون کوچیکی برعکس نتیجه گرفت چون عمل کرد وقتی متوجه شد باید تغییر کنه هم مکان زندگیشو تغییر داد هم شروع کرد روی ذهنش کار کرد و تغییر دادن و ادامه دادند تا الان
من برای خودم به این نتیجه میرسم نباید نا امید بشم از هدفهای کوچک که شروع کردم نتیجه های هر چند کوچک را ببینم و دوباره و دوباره و برای همیشه دنبال اصل و قوانین باشم و از همه مهم تر عمل کنم و وقتی دارم عمل میکنم و نتیجه میگیرم دیگه اصلا برام سخت میشه که به قبلم برگردم مثل مثالی که اول کامنتم از داستان دیروزم نوشتم من وقتی دارم روی خودم کار میکنم به محض اینکه بیام از مسیر خارج بشم درونم الارم میده و نمیزاره چون زمانی که با قوانین هستم و دارم روی خودم کار میکنم مهمترین نتیجه اش که به نظرم از همه مهم تره احساس خوبه و وقتی من شک و تردید کنم یا بخوام برگردم حسم بد میشه و همین مانعه منه دیگه
البته این تجربه منه چون واقعا من اینطوری هستم
من بیصبرانه منتظر هر روزم که گام های مهاجرت به مدا بالاتر را گوش کنم و عمل کنم
و به مدار بالاتر برم چون به این دوره ایمان دارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از خودت یاری میطلبم خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای
بیشتر اوقاتم مطالب سایت رو میخونم گوش میدم خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم و بابت این موضوع خوشحالم و سپاسگزار
ولی این روزا بیشترین چیزی که میشنوم کنترل ذهن هست کنترل ورودیهای ذهن،ذهنی که باید روی تمام ورودیهاش فیلتر نصب کنم هر چیزی رو توش راه ندم ساده است اما آسان نیست سهم من اینه بقیه ی چیزها رو کائنات برام ردیف میکنه ولی ذهن من عادت کرده به فرعیات خوش رنگ و لعاب و من باید آگاهش کنم و مهار کنم این چموشه بازیگوش را،در این مسیر مستمر باشم تا نتایج برام رقم بخوره قطعا نتایجی که با باورهای درست رقم بخوره باعث آرامش و حال خوب میشه و آرامش و حال خوب هم نتایج رضایت بخشی را رقم میزنن این چرخه ی حال خوب اتفاقات خوب و یادآوری آن به خودم باعث رشدم میشه من اگر یادآوری نکنم زود برام عادی میشه و یادم میره که این نتایج حاصل بودن در مسیر درست بود
چقدر این جمله استاد نوید بزرگی هست و آرامش دهنده به قلب آدمه که اگر درست و صحیح روی خودت کار کنی و با ایمان ادامه بدی با باورهای درست،به هر نقطه ای که برسی هیچکسی قدرت نداره که بخواد اون نعمت رو از تو بگیره و یا هیچ شرایطی نمیتونه تو رو به عقب بکشه و چیزی رو ازت بگیره….
مثل مسی مثل زیدان و ….و این یعنی توحید و توکل
هیچکس هیچ قدرتی در زندگی من نداره و منم که زندگیم رو با باورهام میسازم و مطمئن باشم که اگر در مسیر درست حرکت کنم هیچ کسی نمیتونه به اندازه ی پشیزی به من آسیب برسونه و اتفاقا عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد و خدا میخواهد….
خدایا شکرت،میشه کتاب ها و مثالها نوشت از هر کلمه ی استاد
چقدر این فایل به حال و هوای این روزای من نزدیک بود. میدونید انگار تازه دارم دقیق میشم که واقعا در هر لحظه افکارم و احساسم در جهت هماهنگ با خواسته هامه یا ناخواسته هام. چند روزه که دقت بیشتری دارم روی اینکه توجهم روی چه موضوعاتیه و روی چه مسائلی تمرکز دارم.
حس میکنم قبلا شاید خیلی روی اینکه چه افکاری از ذهنم رد میشه حساس نبودم فقط یه موقع هایی که فایل گوش میدادم یا باورسازی میکردم توجهم مثبت بود و در حد ۳۰-۴۰درصد به قانون عمل میکردم. خیلی اطلاعات داشتم ولی در عمل این اطلاعات رو بکار نمیگرفتم. حالا میخوام این عملگرا بودن به ۷۰-۸۰درصد برسه.
از دیروز اومدیم شمال با خانواده و فامیل. معمولا تا دورهم میشینن از گرونی ها و مشکلات و تحریم و… حرف میزنن ولی من اصلا تو این بحث ها شرکت نمیکنم سعی میکنم تمام تمرکزم روی این زیبایی و طبیعت و سرسبزی باشه و حال خودمو خوب نگه دارم چون میدونم تنها راهی که منو به خواسته هام میرسونه همینه.
دوره عزت نفس هم از دیروز شروع کردم خیلی وقته دارمش ولی کار نمیکردم میخوام خیلی جدی براش وقت بگذارم با تمام وجودم روی باور لیاقت و ارزشمندی کار کنم و باور کنم واقعا فردی لایق برای رسیدن به موفقیت و نعمت و ثروت بی کران خدا هستم.
خوشحالم که دوره قران هم میخواهید شروع کنید واقعا مشتاقش هستم که کلام الهی رو بطور درست درک کنم.?
ان شاءالله همگی در سرمایه گذاری روی این سیستم فوق العاده بتونیم عالی عمل کنیم ?
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای دوست داشتنی این خانواده صمیمی. الان که دارم این نظر رو مینویسم حدود یک ساعت از پایان بازی بسیار جذاب و دیدنی ایران و پرتغال میگذره.
طبیعتاً من هم مثل هر ایرانی وطندوست دیگهای از صعود نکردن ایران ناراحت شدم و تا چند دقیقه بعد از بازی همش میگفتم ای کاش ضربه مهدی طارمی تو دقایق آخر بازی وارد دروازه شده بود، ای کاش تو نیمه اول اون گل رو نخورده بودیم، ای کاش بازی با اسپانیا رو برده بودیم و چندین و چند ای کاش و افسوس دیگه…
اما بعد از اینکه احساساتم فروکش کرد، یاد صحبتهای استاد عباس منش افتادم که یه سری گفتن حتی اگر بازی فوتبال رو هم نگاه میکنید از دید قوانین جهان هستی تجزیه و تحلیلش کنید.
بیشتر که فکر کردم دیدم نتیجه دیدار ایران و پرتغال نه تنها نباید من رو ناراحت بکنه بلکه باید باور و ایمان من نسبت به ثابت بودن قوانین هستی رو قویتر بکنه، به خصوص قانون تکامل.
بعد از بازی، آقای مهدی مهدویکیا تو برنامه ویژه جام جهانی با میزبانی آقای عادل فردوسیپور گفتن که ما الان نباید فقط روی یه شوت آقای طارمی تمرکز کنیم. باید وضعیت کلی تیم رو ببینیم و واقع گرایانه در مورد جایگاه فوتبال ایران و پرتغال نظر بدیم.
ایشون گفتن که خیلی از بازیکنان تیم ملی ما برای اولین بار حضور در چنین تورنمنت حرفهای رو تجربه میکنن و تعداد زیادی از بازیکنان، از جمله خود آقای طارمی، اصلاً در ردههای پایه تیم ملی بازی نکردن و فوتبال رو به صورت آکادمیک از کودکی یاد نگرفتن – چیزی که در کل دنیا داره اتفاق میفته – و به همین خاطر وقتی چنین بازیکنانی تو همچنین تورنمنتهایی مقابل بازیکنانی قرار میگیرن که از حدود 7 یا 8 سالگی دارن تو رقابتهای مختلف بازی میکنن تحت تأثیر شرایط قرار میگیرن و اگر اشتباهی کنن نمیشه بهشون خرده گرفت.
آقای فرهاد مجیدی هم در تأیید صحبتهای ایشون گفتن که اگر همین موقعیت تو یه بازی داخلی برای طارمی پیش میومد، به راحتی اون رو تبدیل به گل میکرد.
پس این نشون میده که هیچ چیزی اتفاقی نیست و اگر بازیکنان ما هم این دوره تکامل خودشون رو طی کنن میتونن تو رقابتهای حساسی مثل جام جهانی به فشارهایی که وجود داره غلبه کنن و به راحتی پیروز بشن. به نظر من یه تیم باید به درجهای برسه که از دید دیگران باختش اتفاقی به نظر برسه نه بردش.
مطمئنم آقای طارمی هم آینده بسیار درخشانی در پیش دارن و افتخارهای بسیار زیادی رو برای ایران رقم خواهند زد.
یه نکته دیگهای هم نظر من رو در صحنه حساسی که برای آقای طارمی پیش اومد جلب کرد و اون این هست که الان خیلیها دارن از آقای طارمی انتقاد میکنن در صورتی که اگر اون موقعیت اصلاً پیش نیومده بود، واکنشها کاملاً متفاوت بود.
تونی رابینز تو یکی از برنامههاش حرف خیلی جالبی زد. اون گفت که خیلی از افراد از زندگی لذت نمیبرن چرا که appreciation (قدرشناسی) رو با expectation (توقع) جایگزین میکنن.
ایشون گفتن این مثال رو در نظر بگیرید: شما سوار یه هواپیما هستید و قبل از بلند شدن، مهماندار به شما اعلام میکنه که برای اولین بار امکان اتصال به اینترنت در طول پرواز در این هواپیما فراهم شده. همه مسافرها خوشحال میشن و از این خبر استقبال میکنن. اما بعد از چند دقیقه مهماندار بهشون اطلاع میده که متأسفانه یه مشکل فنی پیش اومده و امکان استفاده از اینترنت طی پرواز وجود نداره. اینجاست که همه مسافرها شروع میکنن به گلایه و شکایت کردن. در صورتی که قبل از اون حتی ایدهای در مورد استفاده از اینترنت حین پرواز رو تو ذهنشون نداشتن. یعنی حس appreciation (قدرشناسی) اونها جای خودش رو به expectation (توقع) میده در حالی که مسافرها میتونستن روی این اتفاق مثبت تمرکز کنن که این تکنولوژی جدید به پرواز اضافه شده و میتونن تو سفرهای بعدی ازش استفاده کنن.
حالا ما هم باید قدردان این باشیم که آقای طارمی انقدر خوب بودن که تونستن تا خط دروازه پرتغال پیش برن و چنین موقعیتی رو خلق کنن. همین نکته در مورد کل تیم هم صادق هست. همه انتظار داشتن که ایران با چند گل از پرتغال شکست بخوره، اما بعد از گل مساوی، حس قدردانی بابت بازی خوب تیم جاش رو به توقع برد و ناراحتی و افسوس داد در صورتی که همه، از جمله خود من، باید سپاسگزار تلاش بازیکنان خوبمون باشیم و در عین حال به دستاوردهای بیشتر و بزرگتر فکر کنیم.
برای همه عزیزان بهترین ها رو آرزو میکنم.
این هم لینک صحبتهای آقای مهدویکیا و آقای مجیدی هست که به نظرم نکات آموزندهای داره:
http://video.varzesh3.com/video/169465/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84
من فکر میکنم:
منظور از تکامل، تکامل فرکانسیه نه زمانی .
اینکه ایشون از بچگی شروع کنن یا طولانی مدت بازی کنن طی کردن تکامل محسوب نمیشه… فرکانسه قویتر و قویتر شدن تکامل محسوب میشه!! یکی ممکنه تکاملش رو تو یک سال طی کنه یکی تو 10 سال!!
شایدم من اشتباه متن شمارو برداشت کردم.. چون از دیشب بیدارم دارم رو باورهام کار میکنم و تازه میخوام بخوابم
خخخخخ
ممنون از اینکه برای مطالعه این نظر وقت گذاشتید دریا خانوم. من کاملا با نظر شما موافقم که زمان به تکامل رسیدن افراد متفاوت هست و تو این موضوع به خصوص بیشتر منظورم تجربه بیشتر اونها در مدیریت استرس بود به خاطر اینکه خیلی بیشتر تو چنین موقعیت های حساسی قرار گرفتن. ممکنه یه نفر فوتبال رو از بچگی شروع نکرده باشه اما تو همون مقطع کوتاه ورزشی فرصت حضور در تورنمنت های زیادی رو به دست آورده باشه و یا انقدر روی خودش کار کرده باشه که تو چنین شرایطی بتونه با ذهن باز و بدون فشار موقعیت رو مدیریت کنه. تو این مورد خاص مربوط به فوتبال، میخواستم بگم که ایران بازیهای حساس کمتری رو مقابل تیم های بزرگ انجام داده و به خاطر همین تجربشون کمتره. ممکنه من هم اشتباه برداشت کرده باشم و توضیحاتم ناقص باشه. حتما بیشتر و دقیقتر راجع بهش فکر میکنم. به هر حال ممنون از اینکه نظرتون رو با من در میون گذاشتید.
آفرین به این کامنتت. تکامل فرکانسی منظوره. هر چه بیشتر کار کنید رو باورها زودتر تکاملتون طی میشه.
سپاسگزارم دوست مهربانم
???
سلام بله کاملا درست،تکامل فرکانسی خیلی مهم ولی منظور آقای مهدوی کیا درست میگن باید در میادین مختلف با تیم های مهم روبرو شن تا تجربه کنن وباورهاشون قوی بشه که من هم میتونم این میشه تکامل ،بیشتر کارکردن روی باورها
سلام استاد عزیزم، حدود سه سال پیش، همسرم از طریق یکی از کانال های موفقیت با شما آشنا شد. یادم میاد اون روزها دوست داشت که من رو هم تو اون مسیر قرار بده ولی من چون باهاش هم مدار نبودم اصلا نپذیرفتم حتی یک وویس از شما گوش کنم. با این حال در زمینه ی مالی با هر پیشنهادی که از طرف همسرم بود موافقت می کردم وخدا رو هزاران مرتبه شکر تو این زمینه خیلی موفق بودیم. تا اینکه از حدود دوماه پیش من هم با همسرم هم مدار شدم ووارد سایت شما شدم. این دوماه برای من عالی بوده زیرا تازه فهمیدم که چه باورهای شرک آلودی داشتم وچقدر فکر می کردم با ورهام درسته وهمسرم اشتباه می گه. 😔بااین حال تصمیم گرفتن فقط روی خودم سرمایه گذاری کنم وبا دوره ی عزت نفس آموزش هامو شروع کردم. خدا روشکر نتایج خیلی خوبی حاصل شده، نشانه ی امروزم بسیار عالی بود ومسیر بعدی من را کاملا مشخص کرد. ان شااله در اولین فرصت از اون بهره می برم. من رابطه ام با خدای مهربان بسیار عالی شده وسپاسگزار خدای مهربانم که بهترین بندگانش را در مسیر زندگی من قرار داد. عاشقانه دوستتون دارم.
توی ذهنم داشتم فکر میکردم به اینکه این مدت که دارم تمرین میکنم چقدر باورهای منفی هم شنیدم
جمله ای که دوستتون گفتن ما بارها شنیدیم و وقتی گفتید خب جند نفر از این شرایط دارن پول میسازن. تعدادی هم هستن پول میسازن به خودم گفتم ببین چرا تو نباشی جز اون افراد
بعد یادم اومد به باورهای اشتباه دیگه که تکرار میشه که همین میتونه پاسخ بهشون باشه
چقدر جمله خوبیه
چرا من جز اون عده موفق در هر زمان و مکان نباشم؟ ـخب اگه یک تعداد دارن پول میسازن یا توی همین شرایط موفقن چرا منم موفق نباشم
اگاهی امروز شد همین سوال که خیلی خیلی مفیده
تعهد امروز
جدیدا میشینم شام ایرانی میبینم چون خونه های بازیگزان را میشه کامل دید
اتاقی که یک سمتش پر کتابه و اتاق مطالعه قشنگیه
اشپزخانه سفید رنگ با کابینتهای ممبرال
دیوار تی وی نما سنگ
سالن بزرگ و عالی
مبل های سفید پرده های سفید
خونه زیبا و عالی
مهدی پاکدل بازیگر ایرانی که فیلمهای زیادی بازی کرده و از بچگی علاقمند به بازیگری داشته است به تهران مهاجرت میکنه و بازیگری شروع میکنه
شغلهای مختلفش بازیگری، تدوین، گرافییست، مدلینگ، عکاسی
خدایا شکرت مهدی پاکدل را لایق ثروت، نعمت، شهرت هست و خونه زیبایی بهش دادی
من هم لایق داشتن خونه زیبا هستم
به نام خداوند عزیز
سلام به دوستان
امروز صبح که رفتم بیرون و مشغول خرید شدم ذهنم همش دنبال قیمت اجناس بود و حالم رو بد کرد و توی مسیر به این فکر میکردم چرا من نباید انقدر روی خودم کار کنم و در جایگاهی باشم که اصلا به این چیزها توجه نکنم و چرا هنوز ذهنم درگیر این مسائل هست با اینکه اینقدر اتفاقات خوب افتاده .
به جای کوچک کردن خواسته هام بیام باورامو عوض کنم
. بارها این بهم گوشزد شده که تا باورهام تغییر نکنه حتا با تغییر مکان زندگیم هم اوضاع درست نمیشه . خداوند به باورها پاسخ میدهد و هیچ دلسوزی نداره
یکی از نمونه انسان هایی که توی ذهنم میاد شخصی به اسم نیک وی آیچیچ هست که بدون دست و پا هست و در اصل این ادم مثل گیاهه اما یکی از موفق ترین ادم های دنیاست . این ادم که کاری نمیتونه بکنه اما اینقدر موفقه و الهام بخش ادم های زیادی هست و همه این ها رو با ذهنش خلق کرده چون دست و پایی نداره که کار کنه.
این شخص چه خودباوری و احساس لیاقتی داره که از هزاران ادم سالم موفق تره
پس باور کنیم ما خالقیم و تمام موفقیت ها از درون شروع میشه.
در خیابان پایین تر از ما دوتا میوه فروشی هستن که چسبیده به هم هستن یکی از اونا همیشه شلوغه طوری که باید بری توی صف که نوبتت بشه و کناری خلوت هست. هردو در یک مکان ولی با نتایج متفاوت.
خداروشکر
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت تمام دوستانم سلام خدمت استاد عزیزم. و مریم شایسته عزیزم
بخش تمرینات این فایل
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
یه تجربه از دیروز خودم بگم
من دیروز با اینکه این پروژه را شروع کردم بعد از ظهر خیلی دلم خواست برم بیرون تهران مقداری برف می آمد و باران.،، دلم هوای رفتن به فشم کرد خلاصه با دوتا از دوستان رفتیم یه کافه در فشم که البته با این دوتا دوستم خیلی هم صمیمی نیستم
من عاشق طبیعت باران و خیلی عاشق برف هستم به محض آنکه برف بیاد باید بزنم بیرون و به خودم گفتم باید برم جایی که کمی بیشتر برف بیاد که رفتیم فشم یه کافه اونجا هست خیلی دوستش دارم بعضی وقتها اونجا میرم خیلی فضای معنوی داره خیلی دوستش دارم اونجا یه شومینه داره که با چوب و هیزم میسوزه و میتونی کنارش، بشینی و نوشیدنیت و بخوری من اونجا خیلی حس خوبی میگیرم اینها رو گفتم که به اینجا برسم
وقتی با این دوتا دوستم رفتم بعد از اینکه برگشتم حس خوبی نداشتم متوجه شدم من خیلی تغییر کردم حرفهاشون رفتارهاشون برام جالب نبود البته من به اونا چیزی نگفتم ولی بعد که اومدم همه اش دیشب به خودم میگفتم آخه این چه کاری بود تو کردی خوب کسی نبود تنها میرفتی، مگه مجبور بودی با این دو نفر بری و انقدر حس و حالت بیاد پایین و کمی اولش خوددم و سرزنش کردم ولی امروز که از خواب بیدار شدم بعد از نوشتن سپاسگزاری هام و انجام تمریناتم بعد رفتم ورزش و اومدم و دیگه خودم را سرزنش نکردم و گفتم اشکال نداره این موضوع خیلی چیز ها به من یاد آوری کرد و اتفاقا از امروز من بیشتر متوجه میشم که حواسم به خودم باشه و اگر هم تنها باشم بهتر از اینه که با کسانی باشم که دیگه هم جهت و هم سو نیستیم و اتفاقا از امروز بیشتر متوجه شدم بچسبم به اصل و فراموش نکنم از کجا اومدم و باید با ایمان بیشتر ادامه دهم
ایم موضوع را برای این گفتم که من درست با شروع این دوره به چه چالشی دیروز برخوردم و اتفاقا جواب همین تمرین اول هست
من میخواخم انگیزه های خودم را برای استمرار حفظ کنم درسته دیروز کمی حالا از ظن من فرکانسم اومد پایین ولی این دلیل نمیشه که انگیزه ام را از دست بدم و من متوجه شدم که چقدر در مسیر درستی هستم و حتی یه کوچولو بخوام از مسیر خارج بشم سریع ذهنم و قلبم آلارم میده و اصلا اجازه این کارو به من نمیده و من زود برمیگردم.، خدایا شکرت
و من امروز اجازه ندادم شک و تردید پای من را بلرزاند
شک و تردید به اینکه ای بابا دیگه از مسیر خارج شدی و کاریش نمیشه کرد یا دلسر شوم یا احساس قربانی شدن بگیرم بلکه الان موقع عمل کردنه و ایمان نشان دادنه و من به جای اینکه به نجواهای ذهنم گوش کنم می یام به صدای قلبم گوش میکنم و از هدایتها پیروی میکنم و تصمیم دارم بیشتر روی باورهای توحیدیم کار کنم خدایا شکرت
تمرین دوم
ازخلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟
اول اینو بگم که. من چیزی که از خود استاد در این چند سال درک کردم استاد عباس منش وقتی شروع کرده روی خودش کار کنه از همان اول اول اول حتی یک مطلب کوچک یا یه قانون ساده را جدی گرفتند و به اون عمل کرده یادمه استاد در یه فایلی توضیح دادن من اولین کتابی که خوندم کتاب چه کسی پنیر من و جابه جا کرد و گفتند من از اون کتاب متوجه شدم که باید تغییر کنم و اگر ساکن باشم مثل یه مرداب میشم
من هم اون کتاب را همان زمان خونده بودم ولی چرا در من تحولی نشد هیچی به هیچی ولی استاد از همان کتاب اول و به اون کوچیکی برعکس نتیجه گرفت چون عمل کرد وقتی متوجه شد باید تغییر کنه هم مکان زندگیشو تغییر داد هم شروع کرد روی ذهنش کار کرد و تغییر دادن و ادامه دادند تا الان
من برای خودم به این نتیجه میرسم نباید نا امید بشم از هدفهای کوچک که شروع کردم نتیجه های هر چند کوچک را ببینم و دوباره و دوباره و برای همیشه دنبال اصل و قوانین باشم و از همه مهم تر عمل کنم و وقتی دارم عمل میکنم و نتیجه میگیرم دیگه اصلا برام سخت میشه که به قبلم برگردم مثل مثالی که اول کامنتم از داستان دیروزم نوشتم من وقتی دارم روی خودم کار میکنم به محض اینکه بیام از مسیر خارج بشم درونم الارم میده و نمیزاره چون زمانی که با قوانین هستم و دارم روی خودم کار میکنم مهمترین نتیجه اش که به نظرم از همه مهم تره احساس خوبه و وقتی من شک و تردید کنم یا بخوام برگردم حسم بد میشه و همین مانعه منه دیگه
البته این تجربه منه چون واقعا من اینطوری هستم
من بیصبرانه منتظر هر روزم که گام های مهاجرت به مدا بالاتر را گوش کنم و عمل کنم
و به مدار بالاتر برم چون به این دوره ایمان دارم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از خودت یاری میطلبم خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای
خدایا من خودت را میخواهم خدایا هدایتم کن
در پناه الله یکتا باشید
سلام به استاد و دوستان هم مسیرم
بیشتر اوقاتم مطالب سایت رو میخونم گوش میدم خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم و بابت این موضوع خوشحالم و سپاسگزار
ولی این روزا بیشترین چیزی که میشنوم کنترل ذهن هست کنترل ورودیهای ذهن،ذهنی که باید روی تمام ورودیهاش فیلتر نصب کنم هر چیزی رو توش راه ندم ساده است اما آسان نیست سهم من اینه بقیه ی چیزها رو کائنات برام ردیف میکنه ولی ذهن من عادت کرده به فرعیات خوش رنگ و لعاب و من باید آگاهش کنم و مهار کنم این چموشه بازیگوش را،در این مسیر مستمر باشم تا نتایج برام رقم بخوره قطعا نتایجی که با باورهای درست رقم بخوره باعث آرامش و حال خوب میشه و آرامش و حال خوب هم نتایج رضایت بخشی را رقم میزنن این چرخه ی حال خوب اتفاقات خوب و یادآوری آن به خودم باعث رشدم میشه من اگر یادآوری نکنم زود برام عادی میشه و یادم میره که این نتایج حاصل بودن در مسیر درست بود
به نام الله یکتا
چقدر این جمله استاد نوید بزرگی هست و آرامش دهنده به قلب آدمه که اگر درست و صحیح روی خودت کار کنی و با ایمان ادامه بدی با باورهای درست،به هر نقطه ای که برسی هیچکسی قدرت نداره که بخواد اون نعمت رو از تو بگیره و یا هیچ شرایطی نمیتونه تو رو به عقب بکشه و چیزی رو ازت بگیره….
مثل مسی مثل زیدان و ….و این یعنی توحید و توکل
هیچکس هیچ قدرتی در زندگی من نداره و منم که زندگیم رو با باورهام میسازم و مطمئن باشم که اگر در مسیر درست حرکت کنم هیچ کسی نمیتونه به اندازه ی پشیزی به من آسیب برسونه و اتفاقا عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد و خدا میخواهد….
خدایا شکرت،میشه کتاب ها و مثالها نوشت از هر کلمه ی استاد
ممنونم استاد عزیزم و مرسی خانم شایسته عزیز
??????????????????????????????????????????سلام استاد
فایلو هنوز ندیدم ولی میدونم مثل همیشه عالیه
وقتی دیدم فایل جدید اومده کلی ذوق کردم???????????
سلام استاد ?
چقدر این فایل به حال و هوای این روزای من نزدیک بود. میدونید انگار تازه دارم دقیق میشم که واقعا در هر لحظه افکارم و احساسم در جهت هماهنگ با خواسته هامه یا ناخواسته هام. چند روزه که دقت بیشتری دارم روی اینکه توجهم روی چه موضوعاتیه و روی چه مسائلی تمرکز دارم.
حس میکنم قبلا شاید خیلی روی اینکه چه افکاری از ذهنم رد میشه حساس نبودم فقط یه موقع هایی که فایل گوش میدادم یا باورسازی میکردم توجهم مثبت بود و در حد ۳۰-۴۰درصد به قانون عمل میکردم. خیلی اطلاعات داشتم ولی در عمل این اطلاعات رو بکار نمیگرفتم. حالا میخوام این عملگرا بودن به ۷۰-۸۰درصد برسه.
از دیروز اومدیم شمال با خانواده و فامیل. معمولا تا دورهم میشینن از گرونی ها و مشکلات و تحریم و… حرف میزنن ولی من اصلا تو این بحث ها شرکت نمیکنم سعی میکنم تمام تمرکزم روی این زیبایی و طبیعت و سرسبزی باشه و حال خودمو خوب نگه دارم چون میدونم تنها راهی که منو به خواسته هام میرسونه همینه.
دوره عزت نفس هم از دیروز شروع کردم خیلی وقته دارمش ولی کار نمیکردم میخوام خیلی جدی براش وقت بگذارم با تمام وجودم روی باور لیاقت و ارزشمندی کار کنم و باور کنم واقعا فردی لایق برای رسیدن به موفقیت و نعمت و ثروت بی کران خدا هستم.
خوشحالم که دوره قران هم میخواهید شروع کنید واقعا مشتاقش هستم که کلام الهی رو بطور درست درک کنم.?
ان شاءالله همگی در سرمایه گذاری روی این سیستم فوق العاده بتونیم عالی عمل کنیم ?
اره دیدی چقدر اتفاقات خوب افتاد . مدار درآمدمون یهو تغییر کرد . دو برابر شد .
فروش اپ رفت بالا
جریان اون رفیق من
جریان قدرت درک قانون و پذیرفتنش مثل وحی منزل
انگار وقتی توجهت 100% روی خواسته هات نیست هر چی باور میسازی فایده نداره
اما کافیه 100% توجهتو بزاری رو خواستته هات بعد روند خیلی سریع تر میشه باورها هم راحت تر ساخته میشه
همه چی عالیه
سلام به دوستان عزیزم ..
اقای فلاح و خانوم بهره دار.. امیدوارم هر روز نتایج شما پر رنگ تر بشه و هر روز پیشرفت کنین
خداروشکر میکنم که با شما یک هم خانواده ای هستم
سلام محمد جان
منم همین آرزویی که شما برای ما داری رو 100 برابر برای خودت دارم
خوشحالم که در این مسیر با شما دوستان بی نظیر هستم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
فایل عالی و فوق العاده ای بود
این فایل برای من خیلی خیلی ارزشمند بود و برای من یکی از مهمترین انگیزه هایی بود که من را به جلو برد
وقتی که نگاه من روی خودم باشد
وقتی که من خودم روی خودم سرمایه گذاری کنم
من خودم را ببینم
من از خودم بهترین بسازم
آنوقت من بهترین و موفق ترین و پیروزمندترین خواهم بود
از همه مهمتر اینکه تنها کسی که می تواند به من کمک کند فقط و فقط خودم هستم و دیگران و شرایط بیرونی هیچ تاثیری در زندگی من ندارند
این بزرگترین درسی بود که من از فایل های استاد امروز یاد گرفتم
این را باید همیشه بیاد داشته باشم که افکار من است که زندگی من را رقم می زند
هر چه باورها و افکار خوبی را داشته باشم بی شک من موفق تر خواهم بود
من آرام تر خواهم بود
من زندگی روان تری را خواهم داشت
کنترل کردن ذهن برای من خیلی جاها مفید بوده است
چقدر جاها که من را کنترل کرده است و من را به موفقیت رسانده است
از من در برابر خطر های بزرگی حمایت کرده است و من را به جاهایی رسانده است که خودم باورم نمی شده است
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها