مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    سلام

    جلسه دوم مهاجرت به مدار بالاتر

    . اتفاقات رو خودتون رقم میزنید. فقط کافیه مسیر درست قوانین رو خوب درک کنید و ادامه بدید تا نتیجه بگیرید. ناامید نشوید و ادامه بدید. قانون اصلی اینه افکار من اتفاقات رو رقم میزنه و من باید ورودی هام رو کنترل کنم.

    .مشکل در ارتباط با جنس مخالف: باید روی دوره عزت نفس و عشق و مودت در روابط کار کنید.

    .اگه شما در مسیر درست باشید، هیچ وقت تمام ثروت تون رو از دست نمی‌دید چون یه زمانی رو گذاشتید و روی باورها کار کردید و نتایج پایدار شده.

    .وقتی شما روی خودتون کار میکنید و افکار و باورها به صورت بنیادی تغییر می‌کنه، نشونه اش اینه که نتایج پایدار میشه و دیگه یک شبه چیزی رو از دست نمیدی.

    .تحول لحظه ای که برای دیگران رخ میده، نتیجه کار کردن طولانی مدت بوده و ما اونا رو ندیدیم و آماده این موفقیت بودن.

    .تمرین کنید روی این باورها و با تعهد و عشق باورش کنید و انجام بدید.

    .تکامل یعنی اگه روی این باورها کار کنید و عمل کنید، طی 1.5 تا 2 سال درآمدتون بالا بره نه اینکه درآمد ندارید یهو یه میلیارد دربیارید. وقتی روی خودتون کار کنید نیازی نیست چیزی رو تغییر بدید تا نتیجه بگیرید. از اونجا که هستید تغییرات شروع میشه و هدایت میشید به مسیر بهتر. نیاز نیست اول کار خودتون دست به تغییر شغل و مکان بزنید. اجازه بدید همه چیز آروم آروم پیش بره.

    .سرمایه گذاری باید روی خودمون باورها و استعداد و علاقه مون باشه.

    .از این مسیر بیشتر لذت ببر و عجله نداشته باش برای رسیدن به هدف. خداوند در زمان درستش که آماده ش باشی، بهت میده و فقط حس خوب داشته باش و روی است باورها کار کن. خیالت راحت باشه نسبت به نتیجه.

    .عشق و تمرکز بذارید روی هر کاری، حتما موفق میشید. نتیجه باعث میشه بازم ادامه بدید و احساس خوب برای شما انگیزه است که این مسیر رو ادامه بدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهسا گفته:
    مدت عضویت: 2093 روز

    سلام و درود

    سپاسگزارم مریم جون برای شروع این پروژه ی جذاب و قطعا نتایج بی نظیری برای هر کسی که بهش متعهد باشه،خواهد داشت

    استمرار در عمل

    نکته ای که همیشه جا میمونه

    کدی که خیلی وقتها ندیده گرفته میشه

    حداقل برای من اینطور بوده

    من به وضوح در زندگیم تجربه کردم که هر وقت با جدیت و هدفمندی روی خودم کار کردم نتایج از همون ابتدا نمایان شدند و هر وقت رها کردم کار کردن روی خودم رو ، نتایج متوقف شدند

    یعنی این مسئله همیشه در زندگی من تکرار شده

    هیچوقت یک روند رو به رشد پایدار نداشتم

    یه مدت رشد کردم خیلی محسوس

    و بعد یه مدت متوقف شدم

    و خوب میدونم مشکل از استمرار نداشتنه

    مشکل از تعهد نداشتنه

    من میتونستم امروز شرایط فوق العاده ای رو تجربه کنم زندگی بی نظیری داشته باشم اما به خاطر کم کاری و خارج شدن از مسیر ،همچنان دارم درجا میزنم

    البته قطعا این بالا پایین شدن برام لازم بوده باید آماده بشم برای تغییر، طبیعت داره هر بار منو آماده تر میکنه

    و اینبار با جدیت و تعهد بیشتری وارد سایت شدم و برنامه ریزی کردم که این پروژه رو هر روز جلو ببرم و همزمان روی دوره لیاقت و 12 قدم هم کار کنم

    انشالله که توی این مسیر ثابت قدم بمونم و خداوند وهاب هدایتم کنه به صراط مستقیم و من از هدایت شدگان باشم

    این فایل دوباره به من یادآوری کرد که ادامه بدم با جدیت بیشتر با تعهد بیشتر و استمرار داشته باشم و از مسیر لذت ببرم و یادم نره که قانون یکیه فقط هر بار من باید بهتر درکش کنم و بهتر در زندگیم اجراش کنم

    عاشقتم استادم

    عاشقتم مریم جون

    برای همه ی رفقای این سایت هم ،هر روز رشد و آگاهی از خدای وهاب خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    الهام اقایی گفته:
    مدت عضویت: 453 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد گلم ومریم جان وهمه دوستان توحیدیم؛استاد من دوروز پیش به خدا گفتم من باور دارم ؛که هوامو داری؛استاداصلا هیچیم نبود وبه صورت ناخود آگاه سرما خوردم؛استاد خیلی حالم بد بود وسرمایه به شدت درد میکرد دخترمو شوهرم گفتن بیا بریم دکتر؛من گفتم ن؛وتوی دلم گفتم دکتر کیه ؛دکتر من خداست؛استاد من حرفای رزا خیلی برام جالب بود,که گفت ریس بانک کیه :پارتی کیه پارتی من خداست؛وخیلی سردردشدید داشتم؛من همش به خدامیگفتم من باور دارم کمکم میکنی؛نجوای درونم میگفت برو مسکن بخور ؛ومن میگفتم ن مسکن من خداس؛وتا آخر شب تحمل کردم بعد یکی بهم گفت برویه کم گلاب بخور ؛رفتم واین کاررا انجام دادم ویادم به حرفای شما بود ودر طول روز هم مرتب آب وابلیمو عسل میخوردم؛استاد صبح که بیدارشدم خداراشکر خیلی بهتر بودم؛استاد من اینقدر حسم خوب بود؛استاد وقتی قبلا مریض میشدم اینقدر استرس وتپش قلب داشتم ؛این دفعه اینقدر حس خوبی داشتم ؛اینقدر خوشحالم که تونستم روی خودم کارکنم وروی باورهام کار کنم ؛ومیدونم که خداحواسش،بهم هست؛خیلی خوشحالم‌که دراین خانواده هستم وروز به روز احساس خوبی دارم؛خدایا شکرت برای این حس خوبم؛واین استاد عزیزودوستان خوبم ؛درپناه خدا شاد وسلامت وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1545 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    با توجه به آگاهی های این قسمت، به این سوال فکر کنید و جواب دهید:

    «حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    -با دیدن نشانه های کوچک از تغییر باورها نوشتن آنها و تایید کردنشان تا کنون توانسته ایم انگیزه ی خود را برای کار کردن بر روی باورها هر روز بیشتر و بهتر از گذشته حفظ کنیم داشتن احساس بهتر نسبت به گذشته حذف افراد نامناسب روابط بهتر سلامتی و آرامش بیشتر داشتن باورهای توحیدی بهتر نگرانی و ترس کمتر باعث شده به اهداف خود وابستگی نداشته و صرفا از مسیر تحقق آنها لذت ببریم به این دلیل که هرگز دوست نداریم شرایط نامناسب گذشته را دوباره تجربه کنیم به محض خارج شدن از مسیر نتایجی که از تغییر باورهایمان گرفته ایم را به خود یادآوری کرده و هرگز اجازه نمی دهیم روزهای گذشته دوباره تکرار شوند

    از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟

    -وقتی بتوانیم به درستی قانون پی برده و بدانیم ما با افکار خود اتفاقات زندگیمان را خلق می کنیم که درک کردن آن نیز نیاز به طی شدن قانون تکامل و دیدن شواهدی مبتنی بر درست بودن آن دارد به جای نا امید شدن نشانه ها را تایید کرده و نتایج خود هر چند بسیار کوچک را یادداشت و آنها را مرتبا به خود یادآوری می کنیم و با یادآوری نوشتن و تحسین آنها به تدریج نتایج بزرگ و بزرگتر شده و درستی قانون برای ما قطعی می شود

    افکار ما ناشی از دریافت ورودی هاست بنابراین ورودی های مناسب و هم جهت با خواسته در ذهن خود ایجاد کرده و به راحتی به تمام خواسته های خود دست میابیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    حامد میرچناری گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام و عرض ادب

    .باز هم اومدم ذهن استاد عباسمنش رو بخونم تا ببینم چه باورهایی تو سرش بود که به این همه نتیجه رسید و معتقدم این پروزه مهاجرت به مدار بالاتر همون گفتگوهای ذهنیه استاد عباسمنشه که اونو به اینجا رسونده

    .دوست عزیزی از استاد پرسیدن که ثروت 1 رو 2سال پیش تهیه کرده و خیلی هم روی خودش کار کرده اما الان میخواد تصور ذهنی استاد رو از قوانین بدونه ؟و خودش هم همون رو توی ذهنش تصور کنه (دقیقا چیزی که من خیلی بهش فکر کردم )تصویر ذهنی که از قوانین توی ذهن استاد عباسمنش هست چیه ؟چطور فکر میکنه ؟چطور باور میکنه ؟

    .استاد عباسمنش =تصویرررر ذهنی از قوانین =من از این جنس سوالات زیاد ازم شده

    .من وقتیکه اولین بار فیلم راز رو دیدم اصلا انگار یه چیزایی رو شنیدم که از قبل میدونستم و فقط یکی باید میومد و اینها رو بهم میگفت و جالب ترین چیزی که شنیدم این بود که اتفاقات رو داریم خودمون رقم میزنیم

    .و من حامد میرچناری خدا میدونه چقدر خوشحال شدم وقتیکه اولین بار شنیدم که اتفاقات رو خودم دارم رقم میزنم و دیگه نیازی نیست به کسی التماس کنم چون من همیشه معتقد بودم من اگه خودمو پاره هم بکنم اخرش یکی میاد و همه چیز رو خراب میکنه یا نمیزاره موفق بشم یعنی همیشه میگفتم بالخره یکی هست که کار رو خراب کنه و همه چیز 100در100دست من نیست و شنیدن این جمله امروز دوباره به من ارامش بی نهایتی داد که هیچکس نمیتونه چه در جهت خیر و چه در جهت شر در سرنوشت من تاثیری داشته باشه و همه چیز خودمم و افکارم

    .استاد عباسمنش میگه وقتیکه من اینو درک کردم دیگه شروع کردم به کار کردن روی خودم و قتیکه روی خودم کار کردم اول اتفاقات کوچیک برام افتاد مطمین شدم که قضیه همینه (من حامد میرچناری با این قانون برای خودم و خانواده ماشین و خانه ها و بیزینس ها ایجاد کرده ام و باید بپذیرم که قانون همینه و چشمهام رو ببندم رو بیرون و اگر اتفاقات خیلی خیلی بزرگ تو زندگیم نیوفتا ده به خاطره اینه که من هنوز خوبه خوب روی خودم کار نکردم و باید شروع کنم به کار کردن و ادامه دادن و اصلا ناامید نشم مثل استاد عباسمنش

    .من ننتایج بی نظیری دارم و باید این نتایج رو ببینم و ادامه بدم

    .وقتی چیزای کوچیک رخ داد من فهمیدم که قضیه همینه و اصلا دیگه شک نکردم و ادامه دادم و اگر تا به الان اتفاقات خیلی بزرگ نیوفتاده من باید بیشتر روی خودم کار کنم مثل این میمونه که مثلا به شما یه روشی رو یاد میدن که ضربه ایستگاهی بزنی توی فوتبال بعد شما چند بار تمرین میکنی و این روش جدید که به شما گفتن خیلی تغییر ایجاد کرده تو نحوه ی ضربه زدن شما و قبلا خیلی تو در و دیوار میزدی و الان بهتر شده ولی هنوز اون چیزی که میخوای نشده و فقط میفهمی که بهتر شده و همین که میفهمی یکم بهتر شده اینقدر ادامه میدی و تمرین میکنی که توپ ات گل بشه و شکی نداری که این روش درسته و به خودت میگی من بیشتر باید تمرین کنم که توپه گل بشه و برای منم همینجوری بوده و تصویره خاصی نبوده که بگم یه تصویر خاصی از قوانین داشتم و من فهمیدم که=

    .افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد

    .افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد

    .افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکار من از طریق ورودی هام بوجود میاد

    . افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد

    .افکار من داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد

    و من باید ورودی هام رو کنترل کنم و اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم

    ومن باید اگاهانه یک سری باورها رو در خودم ایجاد کنم

    ومن باید ورودی ها رو منترل کنم و اگاهانه یک سری ورودی ها را در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم به ایده ها و شرایط و این دیگه چیزی بود که همون اوایل بهش رسیدم

    .استاد میگه من با اطمینان در مورد خواسته هام صحبت میکردم چون قوانین رو میدونستم

    .سوال بعدی

    .من توی ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف مشکل دارم و توی فضای مجازی مشکلی ندارم اما حضوری و رو در رو نمیتونم ارتباط برقرار کنم و روم نمیشه چیزی بگم و این موضوع برام مشکل بزرگی شده و روی چه باوری من باید کار کنم ؟

    .استاد میگه که ایشون باید روی عزت نفس اش کار کنه و روی مواردی که در دوره عزت نفس گفته شده و در واقع به علت باورهایی که ما در گذشته داشتیم که مثلا اگر مرد باشی زشته که با یک خانم صحبت کنی و اگر زن باشی زشته با یک اقا صحبت کنی و اون اعتماد به نفسی که از ما گرفته شده باعث شده خیلی احساس بی ارزشی کنیم و احساس کنیم اونا اصلا ما رو ادم حساب نمیکنن و من یه ادم معمولی هستم و اون ماشین داره و….و همینا باعث شده که ما نتونیم خودمون باور کنیم و همه اینها رو کامل در دوره عزت نفس استاد توضیح دادن و با یک جمله چیزی حل نمیشه و روند و پروسه نتایج رو به وجود میاره

    .سوال بعدی

    اگر استاد عباسمنش تمام ثروت و شهرت اش رو از دست بده و تبدیل بشه به یک ادم عادی چقدر زمان میبره که دوباره به این ثروت و شهرت برسه ؟

    .اولا که من همین الانم یه ادم عادی هستم و اصلا یک ادم عجیب و غریب نیستم و کلا من به هیچ عنوان علاقه ندارم که شما فکر کنید پروردگار یه لطف خاصی به من داشته یا یه ویزگی خاصی دارم یا یه عامل خاصی درون من هست که باعث این نتایج شده و به هیچ عنوان اینطور نیست ومنی که خودم رو از نزدیک میشناسم اینو به شما میگم ومن یک ادم کاملا عادی هستم با همون ترس ها و نگرانی ها و کفر و شرک و با تمام خصلت هایی که همه ادمها دارن فقط و فقط از یه زمانی سعی کردم رو باورهام کار کنم و این روند رو ادامه بدم و بنابراین به هیچ عنوان اینجوری نیست که مثلا بگم که به یک دلیل خاصی از همه بالاترم و اگر تمام دارای ام رو از دست بدم هیچی نمیشه و اصلا دیگه از یک مسیر دیگه ای میرم بنظرم یعنی اگر اگاهی های امروزم رو داشته باشم خدا میدونه چه مسیری رو برم ولی اینو میدونم که هیچ اتفاق بدی نمیوفته و کلی ماجراجویی ها میکنم توی چیزای دیگه یعنی من که رسیدم و تجربه اش کردم و اگر همه ایینها رو از دست بدم نه اینکه فکر نمیکنم همه چیزم از دست دادم بلکه با جسارت بیشترر به یک سری ماجراجویی ادامه میدم هر چند که وقتیکه در مدار درست باسشی هیچوقت این اتفاق نمیوفته که همه چیزت رو از دست بدی به این دلیل که یک سری چیزها رو درست توی ذهنم ساختم که این اتفاقات افتا ده و این درست ساخته شده ها به این راحتی خراب نمیشه و وقتیکه شما نتیجه ای بگیری به این راحتی برنمیگردی به قبل یعنی مثل کسی که 20سال ورزش کرده و اگر الان کم کار کنه یا اصلا رو خودش کار نکنه به این زودی همه چیز نابود نمیشه و وقتیکه یه ادمی رو خودش کار کرده و نتایج بزرگی گرفته باشه یهووی همه چیز ازدست نمیده ولی اگر تکامل طی نکرده به یه جایی رسیده باشه چرا امکانش هست که یک شبه همه چیز از دست بده ولی کسی مثل علی دایی یهویی از اون بالا پایین نمیوفته

    .من اگر روی خودم خوب کار کنم و باورهایی به صورت بنیادین ایجاد کنم و نتایج پایدار بگیرم به این راحتی یک شبه چیزی رو از دست نمیدی

    .من اگر خدا شاهده همین الان همه ی انچه که دارم رو از دست بدم هیچ اتفاقی نمیوفته و اگر در همین مسیر بخوام بیام خیلی کمتر طول میکشه

    سوال بعدی

    .چرا بعضی از افراد با مطالعه چند جمله متحول میشن و زندگیشون تغییر میکنه و بعضی برای اینکه تغییر کنن باید سال ها روی خودشون کار کنن ؟

    .چرا بعضی ها صحبت های شما را به راحتی باور میکنن و بعضی خیلی باید تلاش کنن تا باور کنن

    .چرا بعضی ها سریع تسلیم میشن و بعضی سالها مبارزه میکنن ؟

    .چرا بعضی ها به راحتی همه چیز به خدا میسپارن و بعضی ها نگران و مردد هستند

    .چرا بعضی ها به راحتی ذهنشان را کنترل میکنند و بعضی بعد از سالها هنوز از کنترل افکارشان ناتوانند ؟؟؟؟؟؟

    .من اصلا فکر نمیکنم کسی بایک جمله متحول بشه مگر اینکه مثلا یه نفر یه میخی رو داره توی یک دیوار بتنی میکوبه و 50تا ضربه زده و این میخ تو نرفته و تو ضربه 51 این میخ میره داخل دیوار و یه نفر تو ضربه 51 این ضربه رو میبینه و فکر میکنه با اولین ضربه واردش کرد و معجزه کرده و …حالا در صورتیکه هیچکس اینجوری نیست که با یک جمله متحول بشه و مگر اینکه اون اتفاقات قبلا توی ذهنش افتاده باشن ولی شما اون لحظه ی اخر رو دیده باشی یعنی اون همه اتفاقات قبلی رو ندیدی و فقط میوه رو دیده باشی

    .من یه مثالی بزنم

    .یه داستانی هست از یک زندانی محکوم به اعدام و مادر این زندانی خیلی به شاه التماس میکنه که اعدامش نکنید پسرم رو و هر کاری بگید انجام میدم و شاه هم برای اینکه یه چیزی پرونده باشه که از شرش کم بشه بهش میگه اگر نتونستی تو یک گاو بزرگ رو از این 400تا پله تا کاخ من بالا بیاری من پسرت رو اعدام نمیکنم و پیر زن هم میگه یکسال بهت وقت میدم .و یکسال بعد این پیرزن یه مسیر پیدا میکنه مث کاخ پادشاه و یک گوساله تازه به دنیا اومده رو هر روز میزاره روی دوشش و هر روز اون مسیر رو میبره بالا و میاره پایین و این گوساله هر ر.وز بزرگتر میشه و تا اینکه این گوساله به مدت یکسال که بزرگ میشه عضله های این پیرزن هم رشد میکنن و اینکار براش راحت تر میشه و یکساله دیگه که این گوساله یک گاو شده میاد و به راحتی اونو از پله ها میبره بالاو پسرش هم ازاد میشه و اگر یک نفر اون صحنه اخر رو دیده باشه دیوانه میشه و باور نمیکنه و میگه چطور یه همچین ادمی تونست اینکارو بکنه بنابراین حتی حر بن ریاحی یهو به حسین رجوع نکرد و از قبل ایمان در وجودش بوده و درونش پاک بوده و اونا داشته کار خودش رو میکرده و در یک لحظه تصمسیم گرفته بنابراین اونایی از برنامه من نتیجه میگیرن که اماده تغییر باشن به همین دلیل میگم من اموزش هام برای همه نیست و فقط مختص کسانیه که برای خودشون وقت و امنرزی میزارن و اشتیاق دارن و توانایی اش رو دارن و امادگی تغییر رو دارن و چون خودشون امادگی تغییر رو دارن میان و با برنامه های ما تغییر میکنن و نتیجه اش رو هم مییگیرن یعنی خودشون خیلی کارها رو کردن ولی اون ضربه اخر روز هنوز نزدن و بعد میان تو برنامه ی ما و اون ضربه اخری رو میزنن و اتفاق رخ میده

    و نتیج همه اش برمیگرده به اون امادگی

    سوال بعدی

    .سیر تکاملی پیشرفت خودت رو به ما بگو همون موقع که درامدت در یکسال 150 برابر شد

    .خداروشکر که حداقل این دوستمون نوشته یک سال و نیم و بعضی ها نوشتن چطور شما درامدت در یک ماه 150برابر شد ؟

    من وقتیکه ر.و باورهام کار کردم از همون شروع که داشتم و از همون کاری که داشتم من بارها و بارها گفتم که وقتیکه شما روی خودت کار میکنی اصلا نیازی نیست که چیزی رو تغییر بدی از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و بعد خود به خود هدایت میشی به مسیرهای بعدی نه اینکه مثلا بگی من بیزینس ام رو تغییر بدم تا درامدم چند برابر بشه و اگر باورهات رو واقعا تغییر بدب از همون مکان و نقطه ای که هستی با همون کار و استعداد و توانایی و ضعیت و درامدت تغییر میکنه و بعد یواش یواش موقعیت تغییر میکنه بنابراین دنبال تغییر شغل نباش برای درامد بیشتر یا دنبال تغییر کشور نباش و از همون جایی که هستی تغییرات شروع میشه و من در بحث اموزش از همون جایی که بودم در بحث تند خوانی روی خودم شروع کردم به کار کردن و یک سری مسایل که با همسر سابق ام داشتم یعنی اونا به زور میخواستن این زندگی رو نگه دارم و اون مقاومت هایی که من داشتم باعث شد من انرزی و تمرکزم روی کار نباشه و نتونم درست رو باورهام کار کنم و به محض اینکه من اون مقاومت رو برداشتم و حق طلاق رو بهش دادم و گفتم من کاملا بی تفاوتم به هر اتفاقی که بخواد بیوفته و هر چیزی بشه مشکلی ندارم و بعد اومدم تمرکز کردم روی کارم و بعدبمب بمب بمب پشت سرهم از همون شب اول و اینکه خیلی جالب بود برام از همون شب اول این اتفاقات مالی من شروع شد یعنی به محض اینکه من گفتم خداحافظ من رفتم و هر جوری که میخوای تصمیم بگیر اصلا از فرداش اون همه من رو خودم کار کرده بودم چون پام رو ترمز بود ماشینه راه نمییرفت ولی پام رو که از روی ترمز برداشتم ماشین مث جت راه افتاد و اولش از دوره های تند خوانی حضوری در شهرستان ها بود و بعدش یواش یواش رفتیم تو تولید همون دورها ها به صورت سی دی و دی وی دی و بعدش ان لاین و هم همینجوری بهتر و بهتر شد

    سوال بعدی

    .راجب سرمایه گذاری هاتون میشه بیشتر توضیح بدید ؟همیشه گفتید ملک و سایر سرمایه گذاری ها ایسرمایه گذاری ها چی هستند ؟

    .من یک سری ایده های خوب داشتم توی امریکا و تا یه حد زیادی هم پیش بردم و بعدش مسیرم عوض شده یعنی یه حسی بهم گفت این مسیری که هستی رو ادامه بده چون تمرکزم رو میبرد و خیلی هم ممکن از لحاظ مالی بهم جواب بده اما یه حسی به من گفت فقط تو همین حوزه بمون و این راهیه که تات خر عمر باید بری و بعدش با اینکه هزینه کرده بودم کات کردم و یه ادمی هستم وقتیکه الهامی بهم گفته میشه سریع انجامش میدم

    سوال بعدی

    .اگر با این اگاهی ها و تجربیاتی که الان داری برگردی به 15 سال پیش دقیقا چه کارهایی میکردی و روی کدوم باورها کار میکردی و چگونه و چقدر کار میکردی ؟

    .یه چیزیم بگم که اتنصافا خیلی سخته که فکر کنم و به یاد بیارم اون موقع ها رو و بگم چکار میکردم ولی جوابی که الان میدونم اینه که بیشتر لذت میبردم و بیشتر مطمین بودم که خداوند به من میدهد و باعث میشد احساس بهتری داشته باشم و روی همین باورهایی که الان دارم کار میکنم کار میکردم و همون باورهای که 15سال پیش روشو کار میکردم هنوز دارم روشون کار میکنم مثلا باور =فراوانی . هر چقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوب تری .و همونا رو کار میکردم و هنوزم دارم اونا رو کار میکنم فقط تفاوتش اینه که خیالم راحت تره نسبت به نتیجه مثل ترامپ که تو حوزه های مختلف بهترینه و تو هر حوزه ای بره بهترین میشه یعنی وقتیکه نتیجه گرفته و میدونست که یک راهی بلده که به هدفش میرسونش به خاطر همینم اولین باری که اومد رییس جمهوری برنده شد و همه رو شکست داد و با ابنکه هیچ سابقه خاصی نداشت و قانون جهان رو بلد بود اومد و برنده شد مثل زیدان مثل ارنولد و فقط کافیه راه رو بلد باشی دیگه بازی برات اسون میشه و من اگر این انرزی رو برای هر کاری بزارم نتیجه میگیرم و مهم عشق تمرکز و انرزی و باوره و من اگر برگردم به 15سال پیش بیشتر لذت میبرم و هیچ شک و تردیدی نداشته باشم

    .سوال بعد

    .چه باوری باعث شده که اینقدر امیدوار باشید و بدون شک و تردید ادامه بئدید ؟

    نتیجه باعث شده وقتیکه کار کردم و نتیجه گرفتم و احساسم خوب شد باعث انگیزه و امیدواری من شد و قبلا همیشه احساسم بد بود و وقتیکه احساسم خوب شد به این احساس ادادمه دادمن و داشت بهم خوش میگذشت و در دنیای دیگه ای بودم و من بده بد رو دیده بودم و اصلا یک لحظه هم دیگه فکر نکردم که برگردم به اون زندگی ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 1753 روز

    سلام

    برداشت من از قدم دوم مهاجرت به مدار بالاتر:

    وقتی اول راه هستیم و اتفاقات کوچک رخ میدن باید مطمئن بشیم که این راه درسته . من خیلی خوشحال شدم و انگیزه گرفتم با این جمله و فهمیدم دارم راه درست رو میرم چون خیلی تجربه این اتفاقات کوچیک رو داشتم و نجوا های ذهنی بهم میگفتم خب حالا که چی؟ این که چیزی نیست مثلا روابطم با دیگران داره عالی پیش میره و همه ازم تعریف میکنند یا مثلا میخوام از خیابون رد شم ماشینا برام می ایستند که همیشه دوست داشتم این اتفاق برام بیوفته ، رابطه ام با پارتنرم داره هر روز عالی تر و پر هیجان تر پیش میره ، پول میخوام و همون روز میاد به کارتم از بی نهایت راه ، مثلا دیروز یه سوال داشتم از مسئول خوابگاهمون و به خودم گفتم چی میشد الان میومد تو اتاق که من نخوام برم پایین این همه پله و یهو در زد و اومد تو اتاق و میخواست تخت های خالی رو به یه بازدید کننده جدید نشون بده و من سوالمو ازش پرسیدم و انقدر ذوق زده شده بودم که قانون داره انقدر قشنگ کار میکنه .

    من فقط باید احساسمو خوب نگه دارم و انصافا دارم عالی عمل میکنم و همه چیز داره بهتر و بهتر میشه .

    خدا رو شکر بابت این روز های پر از حس خوبم.

    با این فایل اطمینان پیدا کردم که توی مسیر تصاعدم و فهمیدم نباید ناامید شم ادامه بدم تا نتایج هم بزرگ تر بشن و عمل کنم عمل کنم عمل کنم نه اینکه برای تسکین این آگاهی ها رو بشنوم.

    * آگاهانه ورودی هامو کنترل کنم ، باورهای درست ایجاد کنم و بعد هدایت میشم.

    ———-

    هیچ وقت کسی که از مسیر درست به موفقیت رسیده و تکاملش رو طی کرده یک شبه همه چیزش رو از دست نمیده.

    این آگاهی به من کمک میکنه که در صلح بیشتری با خودم قرار بگیرم چون نجواهای ذهنی همیشه دارن به من شرم میدن از اینکه چرا موفق نیستی چرا به خواسته هات نمیرسی همه از تو جلو ترن تو عقب افتادی سنت داره بیشتر میشه و به درد نمیخوره اگه همینجوری ادامه بدی ، اما با این جمله من میتونم گفتگوی ذهنی مثبت با خودم داشته باشم و بگم که اشکال نداره من الان دارم تکاملی پیش میرم من دارم قدم های کوچک و متوالی برای هدفم برمیدارم و وقتی از این راه به موفقیت برسم نتایجم پایدار میشن و امکان نداره مثل آدمی که با عجله و بدون طی کردن تکامل به جایگاهی رسیده یک دفعه همه چیزمو از دست بدم پس کمکم میکنه با آرامش و اطمینان بیشتر جلو برم و بدونم که در مسیر عملی رسیدن به خواسته هام هستم.

    خدا رو شکر

    ———–

    اینکه یه تحول بزرگ رو توی یک نفر می‌بینیم و فکر میکنیم همون لحظه اتفاق افتاده، اشتباهه. اون شخص یه روندی رو طی کرده و به اون نتایج پایدار رسیده که ما تونستیم اون تغییر رو توش تشخیص بدیم . مثالش برای من همین هفته پیش اتفاق افتاد که بعد از اینکه بالاخره تونستم به دوره قانون سلامتی عمل کنم تغییرات خیلی زیادی توی جسمم اتفاق افتاده بود و بعد از جریانات اخیر 2 هفته کارگاه ما تشکیل نشد و هفته پیش وقتی بالاخره سر کلاس حاضر شدیم، دوستم وقتی منو دید یه عالمه تعجب کرد و همینطور می پرسید تو معتاد شدی که تو دو هفته انقدر لاغر شدی و من کلی بهش خندیدم اما میدونستم که من حدود یک سال بود که در تلاش بودم تا به این شیوه عمل کنم و بالاخره تونسته بودم فقط 1 ماه اون سبک تغذیه رو داشته باشم که باعث نتایج چشمگیر شده بود و دوستم فکر میکرد من توی دو هفته این همه تغییر کردم.

    پس قضاوت کردن خودم کار اشتباهیه وقتی یه نفر رو می بینم و خودمو باهاش مقایسه میکنم چون من که روند موفقیت اون شخص رو ندیدم و فقط اون لحظه برنده شدنش جلو چشمم بوده و این نکته هم کمک میکنه من بازم بیشتر با خودم دوست باشم و رفتار محبت آمیزی با خودم داشته باشم.

    —————-

    اگر قانون رو درک کنی و راه رسیدن به خواسته ها رو متوجه بشی و روش کار کنی توی هر زمینه ای میتونی موفق بشی مثل هنرمندان و دانشمندان بزرگ ، برای من مثالش داوینچی و میکل آنژ هست که توی معماری ، نقاشی ، موسیقی و خرد ورزی و چندین زمینه نابغه بودن؛ چون قانونش رو متوجه شده بودن و میدونستن اگه تمرکز صد در صد بگذارند روی هدفشون و تلاش کنند و باور های درست داشته باشند به موفقیت می رسند و دقیقا هم همینطور بوده

    …..

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها

    ممنونم استاد و تیم عزیز سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Moon 🌕 گفته:
    مدت عضویت: 2006 روز

    بنام خدای بخشنده‌ی مهربان

    سلام میکنم به استادهای عزیزم و تمام همکلاسی‌هام

    به لطف پروردگارم امروز به محض بیداری گام دوم رو شروع کردم و از همون لحظه نتایج گام اول رو دیدم !!

    پیام‌های بسیار عالی‌ای که برام اومده بود

    از مشکل بانکی ‌ای که به راحتترین روش ممکن حل شده بود

    و پیام صاحب کارم که چقدر در کارش باعث رشد شده بودم و چقدر رضایت داشت !!!

    اینا همه رزق شروع این پروژه‌ست

    و فقط برای گام اول

    بی نهایت سپاسگزارم اول از پروردگارم برای این جهان قانون مند و بدون خطاش و بعد از استاد و خانم شایسته‌ی مهربانم

    نمیدونید من چه ذوقی برای ادامه‌ی این پروژه دارم !!!!

    خدایا شکرت

    خب بریم سراغ گام دوم :

    وقتی شروع میکنی روی باورهات کار میکنی ، اتفاقات و نتایج کوچولو کوچولو میگیری !

    اینهارو ببین و انگیزه بگیر برای ادامه دادن تا جایی که نتایج خیلی بزرگ بگیری !

    قانون 100٪ جواب میده فقط من باید بیشتر روش کار کنم

    مثلا یک بازیکن فوتبال یک روش جدید برای زدن ضربه ایستگاهی یاد میگیره که خیلی بهتر میتونه ضربه بزنه ، اینو از همون اولش میفهمه که تغییرات مثبتی درش ایجاد شده ولی برای اینکه بتونه بدون خطا و عالی ضربه ایستگاهی بزنه باید به تمرین ادامه بده !

    بخاطر همین شکی در درست بودن اون تکنیک نداره و فقط باید بیشتر تمرین کنه !!!

    *افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه

    *و افکارم از طریق ورودی هام بوجود میاد

    *پس من بااااید ورودی هامو کنترل کنم

    *و اگاهانه یکسری باورهارو در خودم ایجاد کنم

    *و بعد ایده ها میاد ، شرایط بوجود میاد و من هداااایت میشم به مسیر خواسته هام

    به این مسیر شک نداشته باش و با اطمینان درمورد خواسته هات صحبت کن

    وقتی در مسیر درست پایدار میشید ، به این راحتی و یک شبه زندگی شما خراب نمیشه و به قبل برنمیگردید !!!

    *وقتی شما روی خودتون خوب کار میکنید و باورها رو بصورت بنیادین ایجاد میکنید (که نشانه‌ش اینه که نتایج پایدار میشه) ؛ یک شبه چیزی رو از دست نمیدید !!!

    هیچ تحول یهویی‌ای وجود نداره ،چه خوب چه بد !

    هیچکس به یک باره باور‌هاش عوض نمیشه(مثال کوبیدن میخ به دیوار بتنی یا داستان پیرزنی که یک گاو رو به دوش کشید برای نجات پسرش از خطر اعدام )

    *

    بسیاااااار مهم :

    وقتی شروع میکنید روی خودتون کار میکنید ، اصلاااا نیازی نیست چیزی رو تغییر بدید !

    از همون چیزی که هست تغییرات شروع میشه و بعد هدااااایت میشید به مسیرهای بعدی !!!

    از همون نقطه ای که هستی ،با همون کاری که میکنی ،با همون استعداد ، با همون امکانات »»» وضعیت شروع میکنه به تغییر و درامد بیشتر میشه و بعد یواش یواش موقعیت تغییر میکنه !

    این باور‌ها غلطه :

    من باید شغلمو عوض کنم تا درامدم بیشتر بشه !!!

    من باید شهر با کشورمو عوض کنم تا درامدم بیشتر بشه !!!

    (( تغییرات از همون جایی که هستی شروع میشه))

    _

    باور داشته باش :

    *خداوند به تو هرانچه بخواهی میدهد

    *فراوانی را باور داشته باش

    *هرچقدر ثروتمند تر شوی ، نزد خداوند محبوب تر میشوی

    _

    اگر روی هر کاری عشق ، انرژی و تمرکز بذاری قطع به یقین موفق میشی

    خیالت نسبت به نتیجه راحت باشه !!!

    عاشقتووووونم

    خدانگهدار تا فردا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    نغمه کیانی گفته:
    مدت عضویت: 1837 روز

    استاد راجع به شباهت ثبت نام تو باشگاه و ثبت نام تو سایت گفتن…

    من تواوضاع بهم ریخته زندگیم بعد چندماه کار کردن رو خودم با اینکه حالم بهتر شده بود چندروز بود برعکس عمل کردم یعنی تمرینای سایتو ک نداشتم و ب حرفای استادگوش نکردم و به جاش ی سری کلیپ اینستا گوش کردم و آهنگایی ک وقتی می‌شنیدم می‌فهمیدم چقدر فازشون ناامید کننده ست اما میگفتم فانه و گوش میدادم تکرار میکردم..حس میکردم اون مسیر درست خیلی ب من جواب نمیده..ی اتفاق نا خوشایندی هم افتاد ک علی رغم اینکه میدونستم بهتره تمرکزم رو موضوع دیگ ای بذارم،چندبار تعریفش کردم و روش با احساس منفی تمرکز میکردم…

    بله بعد چندروز واقعا از پا دراومدم..تو کل بدنم حس خستگی دارم…حس ناامیدی بهم رخنه کرده اینکه شیطون انگار قوی میگ نمیخواد دیسیپلین داشته باشی…

    مونده بودم چیکار کنم که این ویس رو از استاد گوش دادم..جمله شباهت به باشگاه منو ب فکر فرو برد چون تازه ی ماهم هست میرم باشگاه…

    اول اینکه رو نظم برم باشگاه و با تمرینا آشنا بشم و انجامشون بدم هم زمانگیر تر بود هم سخت تر..تو ماه اول مدتی رو نرفتم و بهم گفتن میتونم هفته آخر رو هر روزشو برم باشگاه و منم رفتم…با همون ی هفته تغییرات اینجوری مشخص میشد که خب خودم تمام تمرینامو انجام می‌دادم و دیگران برعکس چیزی ک خودم فکر میکردم خیلی میگفتن لاغرتر شدم و حسم بهتر بود و تونسته بودم ساعت مناسب ورزشمو تو تایم روزم بچینم…بهانه ای بود هرروز برم بیرون و این باعث می‌شد هم بیرون و ادما رو ببینم و ارتباطی هرچند کم شکل بگیره هم تو مسیر یکی دوبار رفتم و پست واسه پیجم تو اینستا درست کردم و کلی به نفعم شد…

    ب خودم یاد آور شدم ک ساخت باورهامم مثل باشگاهیه ک دارم میرم و اوایل سختتره تو برنامه منظم داشته باشیش..مثل حرکتایی ک میزنم و اوایل ممکنه اشتباهاتی داشته باشم و ب مرور اصلاح میشه…مثل اینکه خودمو میبینم حال روحی بهترمو با مرتب بیرون اومدن از خونه و ارتباط گرفتن با دیگران میبینم میبینم ک حداقل با تمرینا اشناشدم و قبلا این آشنایی نبوده..میبینم الان وابسته مربی نیستم..و هزارچیز دیگ..هرچند که مقصدنهایی نیست و فاصله دارم با وزن ایده آل و هیکل مدنظرم ..

    داشتم فکر میکردم چه خوبه همین طرز فکرو راجع به تمرینای سایت هم داشته باشم..

    خودمو موظف کنم انجامشون بدم و با ی بار انجام دادن انتظار رسیدن به قله رو نداشته باشم ..

    به قول استاد نشونه ها رو عمیقا ببینم و به خودم یاد آور بشم ک مثلا امروز کسی از من مشاوره برای کارش خواست..یا امروز مشتری داشتم..یا پولی به حسابم اومد..حال روحیم یکم بهتره..یکم سریعتر تصمیم میگیرم..یکم کیفیت کارم یا سرعتش بالاتر رفته..ی مقدار راحت تر تو اجتماع برخورد میکنم..کمتر خودمو سرزنش میکنم..اینا هم همش تو مسیر بودنه همش برده همش زندگیه..رو به جلو بودنه و باید بابتش شاکر بود وپیش رفت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    نغمه کیانی گفته:
    مدت عضویت: 1837 روز

    سلام

    داشتم به این فکر میکردم که چقدر طرز فکر و رفتار ما تو لذت بردنمون از زندگی تاثیر گذاره مثلا فعل صرفا باشگاه یا طبیعت رفتن رو تجربه کردن میتونه به خودی خودحال کسی رو خوب نکنه مگر خود اون شخص بخواد…

    اگر آدم اهل مقایسه یاسرزنش و افسوس خوردن باشه بگه الان دیرو زود شد خوشبحال بقیه و ازین دست افکار..نمیتونه ادم خوشحالی از خودش بسازه..

    حالا من چطور باید رفتار و افکارم رو بهتر کنم..اولین راه فوق العاده ای ک به ذهنم میرسه اینه که ببینم دوست دارم چه اتفاقاتی برام بیوفته…بنویسم تجسم کنم از ته دل بخوام و اگ ممکنه تو مسیرش قدم بردارم..معجزه میکنه..همین پریروز ی چیزی خواستم ک گفتم خدا ب نظر امکان نداره ولی من از تو میخوام و میسپرم به خودت..خودم باورم نمیشد ک اتفاق افتاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سعیده درمانی گفته:
    مدت عضویت: 3371 روز

    سلام استاد دوست داشتنی و دلسوز ممنون خیلی عالی بود مخصوصا مثال گویاله و پیرزن و مدت عضویت که همیشه واسه خودم سوال بود هرچی جلوتر میره این فایل سوالات عالی تر میشه و واقعا پاسخ دادن شما خیلی بیشتر کمک میکنه به ما متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: