مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج - صفحه 52 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1208 روز

    به نام رب غفور رو رحیمم به نام رب توانمند و عالمم خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    سلام به استادان عزیزم استاد عباس منش و استاد شایسته عزیزم

    الحق و النصاف که باید مریم جان رو استاد خطاب کنیم شایسته استادی ست مرحبا مرحبا

    سلام دوستان عزیزم خوشحالم که در کنار همدیگه داریم رشد میکنیم و از زندگیمون لذت میبریم و آگاهانه قدم برمی‌داریم و قانون این جهان رو فهمیدیم و درک کردیم و عمل میکنین و نتیجه زیبا رو می‌بینیم و هر دفعه با دیدن نتایج ایمانمون بالاتر میره و ظرف وجودمون بزرگتر میشه الهی شکرت سپاسگزارتم که اینا همه رو تو به من دادی من هیچم

    استاد تو این فایل تاکید داشتن که همیشه روی خودمون کار کنیم همونطور که خودشون هنوز که هنوزه به درجه استادی هم رسیدن دارن کار میکنن و غافل نیستن و نتایجشون رو هم داریم به وضوح می‌بینیم نوش جونتون

    واقعا همینطوره کار کردن روی خود یعنی هر روز یکم بهتر شدن شخصیت و درست شدن باور و افکار قدرتمند و وقتی این روند ادامه دار باشد نتایج هم پایدار می‌شود و به نقطه ای میرسیم که خلق میکنیم و تا بگیم موجود باش موجود می‌شود به این حد از ایمان

    پس ما هم باید تا زنده هستیم روی خودمون کار کنیم یعنی چی؟ یعنی مدام کنترل کنیم ذهنمون رو

    مدام احساسمون رو کنترل کنیم

    مدام فرکانسمون رو کنترل کنیم

    افکارمون رو به سمته خواسته ها جهت دهی کنیم

    باورهای درست رو قدرتمند کنیم

    قدرت خداوند رو درک کنیم

    کانون توجهمون رو به سمته زیباییها و خوبیها سوق بدین

    تحسین و شکرگزاری رو جزء عادتمون کنیم

    دیدگاهمون رو به سمته خوش بینی تقویت کنیم

    خدایا شکرت که این آگاهی‌ها رو دریافت کردم

    یاد گرفتم امروز اگه حالم خوب بوده اول از خدا تشکر کنم بعد از خودم که تونستم احساسمو کنترل کنم و میفهم که در مسیر درست هستم

    نتیجه های کوچیک رو که میبینم در زندگیم میفهم باور پذیر شدن برام و ادامه میدم

    باید بپذیریم و در وجودمون باور پذیرش کنیم خداست که همه کارها رو انجام می‌دهد توانایی انجام هر کاری رو دارد اگر این رو بپذیریم همه کارهامون و خواسته هامون به راحتی آب خوردن انجام میشه

    اینقدر این قوانین آسونه که ما در آسون بودنش شک میکنیم و حتی باور نمیکردیم و الان داریم هر روز بهتر و بهتر میشویم و هر اندازه خدا رو قدرتشو ربوبیتشو باور کنیم به همان اندازه نتیجه وارد زندگی و کسب و کارمون می‌شود الهی شکرت که دارم میفهمم

    برای تغییر بنیادین اول باید تمرکز بعد تعهد بعد عشق و بعد هم باور داشت

    خدایا ممنونتم شکرت سپاسگزارتم که منو داری هدایت میکنی تا با باور و افکار درست و فرکانس عالی یه زندگی بی نظیر برای خودم بسازم

    استادان عزیزم دوستتون دارم بی نهایت

    در پناه خداوند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1792 روز

    بانام خداوند غفور رحیم

    بانام خداوند عشق وثروت

    بانام خداوندهدایتگر

    سلام وهزاران درود خدمت استادعباسمنش عزیز

    استادشایسته نازنین

    همه دوستان هم فرکانس درسایت عباسمنش

    خداوند راشاکرم بازم به من فرصت داد تا باپروژه پراازخیربرکت

    ” مهاجرت به مداربالاتر”

    همراه شوم

    خدایاشکرت،خدایاشکرت،خدایاشکرت

    “گام دوم”

    ” قانون پایداری نتایج”

    تمرین:

    «حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟

    پاسخ:

    به لطف الله مهربان 5سال است دراین مسیرالهی هستم وباعث افتخاربنده است که یکی ازشاگردان ودانشجویان استادعباسمنش هستم

    من قبل ازاشنایی بااستادوقوانین جهان هستی ذهنیت بسیارمنفی داشتم وهمزمان هم بسیارادم احساسی بودم احساسی به این معنی که خودموبه دردیوارمیزدم تابقیه ازم راضی باشند یااینکه دوست داشتم همیشه همه چیزردیف ومرتب ومنظم باشه وهیچکس کوچکترین ناراحتی نداشته باشه ونتیجه این ویژگی‌های ناصواب ازمن انسانی بیمارساخته بود بیمارجسمی ،بیمارروحی وذهنی

    زمانی که درسال 98 خداوندمنو به این مسیرالهی هدایت کرد ودراولین گام باکتاب 4اثرفلورانس اسکاول شین ودرادامه کتاب راز ،قدرت ومعجزه سپاسگزاری راندابرن اشناشدم انگاروارددنیای دیگری شدم همانطور که استادعباسمنش هم اشاره کردند که بادیدن فیلم رازچگونه دگرگون شدند وانگار متوجه این موضوع واصل مهم شدند وبا درک قوانین جهان هستی به این اصل مهم واساسی پی بردند که ماهستیم باافکارمون خالق زندگیمون هستیم نه کس دیگریاچیز دیگری

    دقیقایادمه آن روزها باچه حرص ولع کتاب‌ها رامیخوندم جملات تاکیدی شان راتکرارمیکردم ودرادامه 5فایل 30 دقیقه ای ازجمله های تاکیدی کتاب‌ها وسایرکانالهای انگیزشی باصدای خودم ضبط کردم وشبانه روز گوش میکردم وذهنمو بمباران کردم با جملات مثبت وامیدبخش

    وهمچنان هم این کاروانجام میدم

    وقتی خداوندتعهد منوبرای تغیرمشاهده کرددراواخرسال 98 بااستادودرادامه باسایت ایشان اشناشدم

    ازهمان روزهای اول که دراین مسیرقرارگرفتم نشونها ازراه میرسید ومن هرروزامیدوارتر وباانگیزه بیشتری ادامه می دادم

    وقتی که درمداردریافت اگاهی های فایلهای دانلودی سایت عباسمنش ازجمله فایلهای توحیدعملی قرارگرفتم خیلی زودوفراتراز تصورم نشونهای کوچک وبزرگ درزندگی ام پدیدارشد وازهمان روزهای اول به این نتیجه رسیدم که خودم هستم باافکارم خالق زندگی ام هستم

    کلیدواژه روزهای ابتدایی وماههای ابتدایی آشنایی ایم بااستادعباسمنش این بود

    ” احساس خوب= اتفاقات خوب

    این است قانون جهان هستی ”

    همچنان این کلیدواژه برام مقدسه وحکم کلیداسرارزندگی روداره

    داشتن احساس خوب وحال خوب وامیدواری وامیدبه آینده جاشو داده بود به اضطراب ،نگرانی، پریشانی، ترس، دلهره وناامیدی

    دراین 5سال باتوجه به اموزههای استاد و انچه ازقانون درک کردم این است که رعایت وطی کردن روند تکامل ازاهمیت ویژه ای برخورداره

    کلیدموفقیت وایجادنتایج پایدارطی کردن تکامل است

    چقدرمثال آن شخصی که داشته میخی دردیواربتنی میکوبیده وطرف ضربه اخررودید که چقدرراحت میخ رفته تودیواربتنی نمیدونه که این بنده خدااز صبح داره چکش میزنه چقدراین مثال عالی بود

    یامثال ورزشکاری که استادتقریبا درتمام فایل‌ها به آن اشاره می‌کنند که باتمرین وتکراراست که نتایج بدست میاد یک ورزشکارموفق یک شبه به آن بدن ورزیده وان استایل زیبا وان عضلات دلخواه نرسیده ونخواهدرسید

    چقدرهمه مابارها شده نتیجه اخروقدم اخر موفقیت افرادرودیدیم واومدیم خودمون رومقایسه کردیم وخودمون سرزنش می‌کنیم وعجله داریم چرابه خواسته هام نمیرسم واینجااست که بسیاری باعجله کردن وعدم طی کردن فرایندتکامل دلسرد وناامیدشده وازمسیرمنحرف میشن

    به خودم افتخارمیکنم وبه خودم میبالم که همچنان دراین مسیرثابت قدم هستم وامروز بعداز گذشت5سال فکرمیکنم روزاولی است که وارداین مسیرالهی شدم

    یکی ازروشهای من که باعث شده این مسیراستمرارداشته باشه برام یاداوری نتایجی است که تاکنون گرفته ام هرچندکوچک که بعضانتایجی که تاکنون گرفته ام ازنظرخودم خیلی هم بزرگ هستند

    مثلا دائم به خودم میگم

    ببین چقدر این روزهاارامش داری

    ببین چقدرخواب آرام داری

    ببین چقدراین روزهااحساست خوب

    ببین چقدراین روزها حالت خوبه

    ببین دیگه ازآن استرس‌ها ونگرانی ها خبری نیست

    ببین بیماری 20 ساله ات ومصرف داروی آرامش بخش وخواب اورباتمرین اهرم رنج لذت درمان شد

    ببین دیگه دراین 5سال هیچ دارویی مصرف نمیکنی

    ببین دیگه خبری ازسردردهای میگرنی نیست

    ببین دیگه خبری ازبیماری افسردگی نیست

    ببین چقدرتوحیدی ترشده ای

    ببین روز به روز داری خدای واقعی رومیشناسی

    ببین روزبه روز داری به خودشناسی بهتری میرسی

    ببین چقدرادم شادتر،تندرست تر وسالم تری شده ای

    ببین دراین5سال یکبارهم مریض نشدی حتی یه سرماخوردگی کوچک اگرهم بوده بایک لیوان آب بایک قاشق عسل ونصف لیمو ترش تازه خوب خوب شدی

    بین چقدرکارات راحت انجام میشه

    ببین دراین 5سال بااد مهای موفق وشاد هم مداراشده ای

    ببین کل هزینه های غیرمترقبه زندگی ات جمع شده ورفته

    ببین کل وام‌ها وبدهی های بانکی ات راپرداخت کردی

    ببین دیگه دسته چک نداری وهرچه لازم داشته باشی نقدی خرید میکنی

    ببین خداوند چقدربه حقوق ودریافتی های که داری برکت داده

    ببین هرروز موسسه داره موفق ترعمل می‌کنه

    ببین همسرنازنینت چقدردرکارش موفقه وچقدر چهره محبوبی بین خانواده هاشده

    ببین چقدرخانواده خوشبختی هستیم

    ببین دخترنازنینت چقدرخوشبخته

    ببین چه دامادگلی داری انگارپسربزرگته

    ببین چه نوه نازنینی داری اگه یه روز انونبینی دلتنگش میشی

    ببین امیرمحمد گلت چقدرراحت خدمتش تموم شد

    ببین امیرمحمد گلت بلافاصله بعدازخدمتش رفت سرکار وخداچه آدم فوق العاده وموفقی سرراهش قرارداد

    ببین سال قبل ارمین جانت رشته ودانشگاه موردعلاقه اش قبول شد دانشگاه امیرکبیرتهران

    ببین محل زندگی ات راتغیردادی ومهاجرت کردی به منطقه زیباتر وشکیل تر

    ببین چقدرراحت درکرمان یک واحدزیباخریدی آرزوی چندساله ات بود

    ببین هرروز داره ارزش دارایی هایت اضافه میشه

    ببین چه مسافرت‌های جذابی میری

    ببین همه زندگی وسرگرمیت فقط فقط شده سایت عباسمنش

    ببین هرروز تمرین ستاره قطبی روباعشق انجام میدی

    ببین ازبدنه جامعه جداشدی هیچ شباهتی به اصغر5سال پیش نداری

    ببین وووووووووووووووووووووووووو

    تادرودی دیگربدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مریم روزبهانی گفته:
    مدت عضویت: 1114 روز

    بنام خدای بخشند‌ه

    ومهربانم

    باسلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم

    در خصوص پاسخ به این سوال :

    از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟

    وقتی من روی خودم به طور مستمر با تمرکز وتعهد 100 در 100 دی باعشق روی قوانین بدون تغییر خداوند کار می‌کنم وبا این باور که قانون کارمیکند ودلیل اینکه ناامید نمی‌شوم و تردید نمیکنم وادامه می‌دهم بخاطر نتایج کوچکی که در زندگیم میبینم هر چند کوچک وقتی برخلاف گذشته ام یکسری کارهابرای من اتفاق نمیافتد دیگر مثل گذشته آدم‌های بد دور برم نمیایند آدم‌های خوب سر راهم میایند ، مشتریهای خوب سر راهم قرار میگیرند،پول خیلی براحتی به دستم می‌رسد ، آرامشی که باورهای توحیدی در من بوجود آمده، تقلا و عجله نکردن من ، ارتباط خوبم با خانواده‌ام با پارتنرم وبا دیگران،وابسته نبودن وخیلی نتایج کوچکی که چه مالی چه در روابط ودر سلامتی امو معنویت ام بدست آورده‌ام

    پس میگم وقتی زندگیم با قبل از کارکردن روی خودم زمین تا آسمون فرق کرده هر چند نتایج بظاهر کوچیک ،پس میگم این قانون جواب میده.

    باید باید وبایدبیشتر ، متمرکزتر ،متعهدتر و مستمرتر روی خودم کارکنم و باورهای بصورت بنیادین‌تر درخودم ایجاد کنم مسلما نتایجهی بزرگ وبزرگتر وپایدارتر می‌شوند.

    تغییرات ازهمین نقطه ای که هستم شروع می‌شودباهمین توانایی که دارم لازم نیست شغلمو عوض کنم لازم نیست کشورمو عوض کنم واین دو پاشنه اشیل من بودن ودراین فایل ارزنده پی به این دو بردم که باهمین امکانات باهمین کشور و محله و شغلم می‌توانم روی خودم با تمرکز تعهد ‌عشق وباوره اینکه قانون جواب میدهدادامه دهم یواش یواش موقعیت من هم عوض می‌شود .

    نتایج ام پایدار می‌شود ، هر چند خداروشکر توی همین مدت هم از قوانین کلی نتیجه گرفتم واین راهو ادامه میدم و ان نتایج بزرگ ‌پایدار هم میاید.

    البته راه رو با تداوم وبا لذت وشادی ‌آرامش همراه می‌کنم چون احساس خوب من شادی و انگیزه بالای من راهو هموارتر برایم می‌کند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1806 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنینم و همچنین دوستان گرامی ام

    اگر بخوام به این سوال پاسخ بدم که چه انگیزه ای باعث شد مسیر رو ادامه بدم باید به دوران قبل از آشنایی با استاد برگردم

    من از همان بچگی و نوجوانی ارتباط خوبی با خداوند داشتم خدا رو دوست داشتم باهاش راز و نیاز میکردم ازش درخواست می کردم و خیلی وقتها فکرهایی توی ذهنم میومد و به واقعیت تبدیل می شدن مثلا :

    وقتی کنکور دادم دوست داشتم شیمی بخونم و دبیر بشم و همین هم شد و حتی شهری که دوست داشتم برم هم همون شد

    همسرم که از اقوام بود دوسش داشتم و بهش فکر میکردم و ازدواج صورت گرفت

    به داشتن خونه شخصی فکر می کردم و در سریع ترین زمان ممکن و در حالی که هنوز شاغل نبودم زمینش رو خریدم

    قیافه پسرم وقتی که هنوز باردار بودم رو تو خواب دیدم و وقتی به دنیا اومد دقیقا همون قیافه رو داشت و زمینه قیافه اش همچنان عین کودکیه

    یکی از خواهرام دو سال ترک تحصیل کرد مامانم بهم گفت براش دعا کن دعا کردم و اجابت شد و خواهرم الان یه کارمند موفق با مدرک کارشناسی ارشده

    یه همکاری داشتم که خیلی باهام لج بود و پشت سر از من بدی میکرد تو ذهنم اومد کاش از مدرسه ما بره و دقیقا روز بعدش به دستور اداره به مدرسه ی دیگه ای منتقل شد یعنی من روز بعد ندیدمش

    یه بار دوست داشتم کالباس خونگی که خودم درستش میکنم برای میان وعده همکارام ببرم مدرسه روز بعدش دقیقا روز بعدش یکی از همکارام پیش بقیه از کالباس خونگی من که چند سال پیش در یه مدرسه دیگه برده بودم و ایشون هم اونجا بودن و خورده بود تعریف کرد و همکارام با اشتیاق فراوان ازم خواستن که برای اونا هم درست کنم و من هفته ی بعد درست کردم براشون

    بارها و بارها پیش اومده هوس چیزی بکنم یا متوجه نیازی برای خونه بشم و همسرم که بیرون بوده خریده و برام آورده

    مثلا یه بار من داشتم برنج می پختم و دیدم دم کنی ام دیگه کهنه شده و خواهرم خونمون بود گفتم کاش دم کنی جدید می خریدم و همسرم وقتی اومد خونه یه سری دم کنی برام خریده بود از یه دوستی که تازه مغازه زده بود گفتم آخه چجوری من اینو بخوام و تو بیاری گفت والا دیدم مغازه زده رفتم تبریک گفتم بعد گفتم بزار یه چیزی ازش بخرم و خواهرم رفته بود پیش مامانم اینا تعریف کرده بود و گفته بود این دوتا خیلی عاشقن خخخخ

    از این مثالها خیلی دارم

    و چند ماه قبل از آشنایی با استاد من برای اولین بار اسم فیلم راز رو شنیدم و توی گوگل سرچ کردم و اونو دیدم و صد در صد قبولش کردم و باورش کردم ونکته ای که برام جالب بود توی فیلم اون قسمتی که می گفت جای پارک ماشین براحتی براش پیدا میشه و من بعد اون همیشه جای پارک ماشین برامون جور میشد حتی توی تهران و اصفهان و در جاهای خیلی شلوغ این در صورتی بود که جای پارک همیشه همسرم رو عذاب میداد

    نکته ی بعدی که باعث هدایت من به سمت استاد گرانقدرم شد این بود که همسرم بازنشست شده بود و همیشه بهش می گفتم یه کسب و کاری رو شروع کنه ایشون می گفت نمیدونم چه کاری انجام بدم و من تو گوگل برنامه ی( از کجا شروع کنم) که تو تلویزیون پخش میشد رو سرچ میکردم تا ببینم چه ایده هایی برای شروع یه کسب و کار پیدا میشه و به طور کاملا اتفاقی اسم استاد عباسمنش رو دیدم که نوشته بود استاد موفقیت گفتم ببینم این شخص کیه و فایلی از ایشون برام باز شد و گوش دادم اونقددددددددر صحبتاشون به دلم نشست که نگو و نپرس اصلا هم یادم نمیاد که اون فایل در مورد چی بود و بعد گوشی خوبی خریدم تا بتونم تو سایت عضو بشم و در همون ابتدا من نشانه ها رو دریافت میکردم و خیلی سریع موفق به خرید دوازده قدم شدم که پسرم استارتش رو زد و مثالهایی که استاد میداد من مصداق اونا رو تو زندگی خودم و زندگی اطرافیانم پیدا می کردم چه شکستها و چه موفقیت ها رو و هنوز که هنوزه من مرتب فایلهای دانلودی و محصولات رو گوش میدم و کامنت ها رو می خونم ولی تو نوشتن کامنت تنبلی می کنم که از خداوند می خوام توفیق نوشتن کامنت به صورت مداوم رو بهم عطا کنه

    و سوال دیگه ای که پرسیده شده اینه که چه منطقی توی صحبتهای استاد پیدا کردم که منجر به ادامه دادن این مسیر شده

    من از آموزشهای استاد و صحبتهاشون توی این فایل مسیر موفقیت رو پیدا کردم همون جایی که استاد ترامپ رو مثال میزنن

    مسیر موفقیت کلیدهایی داره که شامل این موارده

    واضح شدن خواسته و هدایت خواستن و توجه به نشانه ها و قدرت دادن به رب و استفاده از قانون تکامل قانون رهایی قانون احساس خوب اتفاقات خوب و

    قانون قدرت سوال و قدرت کلام قانون اعتماد به اینکه رب العالمین پاسخ میدهد

    و من در چندین مورد متفاوت به موفقیت رسیدم ولی مسیری که رفتم یکسان بوده

    سرکار خانم شایسته نازنین شما و استاد گرانقدرم و همه ی دوستانم رو به رب العالمینم می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    Yalda va Hossein گفته:
    مدت عضویت: 2686 روز

    به نام خدایی که به ما میگوید:

    تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،تو ای والاترین مهمان دنیایم

    بدان آغوش من باز است،شروع کن!

    یک قدم با تو،تمام گامهای مانده اش با من…

    سلام سلام مریم جانم ،مریم بانو عزیزم خدا قوت جانانه به جان و تن و قلبت

    سلام به استاد عزیزم ، استادی که اول خودش شاگرد تمام فایل هایی که میسازه و تا همین الان که غرق در نعمته همچنان در حال عمل به قوانین ،چون قوانین جهان هستی اینجوری نیت که یه روز کار کنی تمام،تا اخر عمرت باید با این قوانین عمل کنیی باید بشه جزیی از وجودت عاااااشقتم استاد عزیزم

    پییییییییییییییش به سوی یه مدار بالاتر و ساخت مدار بعدی

    خوب در مدار قبلی یاد گرفتیم که اول باید خدارو در راس کامون قا بدیم فونداسیون درست و اصولی بچینیم تا بریم مرحله بعد ..

    اول از همه اینکه ما باید وقتی میگم باااید دیگه توش {آگر و اما و ولی و اخه و خوب پس اون چی و نمیدونم هر بهانه ای که به ذهنتون میااد } باید بزارید کنار مثل یک وحی منزل بپذیرید بااااااااااااااااید بپذیرید که “”” این من هستم که با افکارم و کانون توجه ام و با ارسال فرکانس هایم زندگیم را خلق میکنم “”” خداوند از قدرت خلق کنندگی اش به من هم داده و من میتونم زندگی خودک رو خلق کنم یعنی من باید بپیذیرم هرآنچه که در زندگی من اتفاق میافته هرانچه دقت کنین هر آنچه را که در زندگی من اتفاق میافتد من خودم ،خود من هستم که اون اتفاق رو رقم زدم

    این مهاجرت یک قوانینی داره که باید اجراش کنیم تا بتونیم وارد مدارر بعدی بشیم و اولین قانونش هم همین که باید بپذیریم که ما در جهانی زندگی میکنیم که جهان فرکانسیه ، جهانی که بر پایه انرژی ساخته شده و ما وظیفه دایم طبق این قوانین رفتار کنیم و این قوانین همیشگی است مثل قانون راهنمایی رانندگی ،ما نمیتونیم بگیم خوب چون یبار کمربند بستم دیگه کافیه بلکه باید همیشهاین قانون رو اجرا کنیم و این فایلی که در مدار دوم مریم جااان برای ما قرار دادند دقیقا استاد راجع به این صحبت کردند که ما احتیاج داریم که بپذییم

    کار کردن روی خودمون همیشگی است همیشگی همیشگی، استمرار تو مسیر باعث میشه که من تو این زمینه قویتر بشم و هرچقدر و به جلو میریم خوب قویتر میشیم مثلا وقتی میای روی کنترل ذهن کار میکنی و این کار رو ادامه میدی ادامه میدی تا عضله کنترل ذهنت قویتر میشه خوب نتایج هم بهتر میشه هم دیگه به همین راحتی افسار زندگیت رو نمیدی دست ذهنت چون دیگه تو این کار خبره شدی و به همین راحتی کنترل از دستت در نمیره

    البته که تو این مسیر ناامیدی هم هست و به قول استاد عزیزم ما در دنیای مادی زندگی میکنیم و هیچ چیز صفر رو یک نیست و احتمال اینکه ناامید بشیم تو مسیر وجود داره چون ما انسانیم فقط نباید اجازه بدیم به خودمون که مدت طولانی رو در ناامیدی بمونیم البته من اینطور متوجه شدم که شک باعث ناامیدی میشه ،چون یجایی اون قانون رو یادمون میره و ما یواش یواش کار کردن روی خورمون و فراموش میکنیم و اصل رو یادمون میره ،دیگ اون تلاش و نداریم ودیگه اون استمرار نیست و باعث میشه نتایج کم بشه یا اون نتیجه ی دلخواه به وجود نیاااد ،هی به خودمون میگیم نمیشه ،جواب نمیده ،برای من جواب نمیده،و اینجا شک میاد سراغ آدم و اگر اجازه بدیم این روند ادامه پیدا کنه شک تبدیل میشه به ناامیدی و خطرناکه ، به خاطر همینه همین اول راه باید این آگاهی هارو باید مثل وحی منزل بپذیریم و تعهد بدیم که عمل کنیم و ادامه بدیم و قانون اول مدار و اول رو یادمون بندازیم و اگر سعی کنیم وصل بشیم به منبع، سعی کنیم وصل بشیم به خدا ،خدا خودش دستمون میگیره و مارو از این ناامیدی نجات میده.

    تجربه خودم در این مرحله ای که شرک یا ناامیدی میااااد سراغم واقعا تنها کاری که میکنم با خدا حرف میزنم فایل های توحیدی گوش میدم وهمیشه خدا بوده که به دادم رسیده و نور خودش رو در قلبم بیشتر کرده یا سعی کرده صدای خدارو بیشتر کنم تا صدای ذهنم رو نشنوم و به همه ی دوستان عزیزی که دارن کامنت منو میخونن این روش بینظیر پیشنهاد میکنم فایل های توحیدی استاااد بینظیرن واقعا درجه یکن ،من و عشق دلم تصمیم گرفته بودیم که فایل های توحیدی مثل همین پروژه ای که مریم جان درست کردن درست کنیم و هر روز یم فایل گوش کنیم و کامنت بزاریم و فوکوس کنیم روی این فایل های طلا ،واقعا فایل های توحیدی استاد طلا هستند البته که همه ی فایل های استاد بی نظیرن ویکی از روش های که میشه در مواقع ناامیدی انجام داد همینه و من ازش نتیجه گرفتم .

    و دومین کاری که میکنم اینه که جواب شک های ذهنم رو میدم چون ذهن ما منطقی هستش و وقتی دلیل و منطق براش بیاری ساکت میشه و نمیتونه چیزی بگه ازسلاح منطق استفاده میکنم و اون چیزی نیست جز الگوآوردن برای ذهن.

    من یه دفتر برمیدارم و لیست میکنم از مواقعی که، از زمان هایی که وقتی به قانون عمل کردم و استمر ار داشتم و تعهد رو داشتم و نتایج خوبی گرفتم و دونه دونه نتایجم مینویسم مثل:

    1. سال 98 با کردن روی قاون تونستم درآمدم 40 برابر کنم .

    2. سال 99 با عمل به قوانین با عشق دلم دفتر املاک خودمون راه اندازی کردیم و کلی درامد ساختیم و تونستیم دوره های استاد رو به راحتی بخریم

    3.سال 99 با عمل به قوانین تونستم ماشین صفر پژو پارس بخریم ،کلی سفر رفتیم.

    4.تونستم سال 1400 یک مغازه بخرم که الان از لحاظ لوکیشن بهترین لوکیشن شذه وپیشرفت خوبی داشته.

    5.با عمل به قوانین بهترین رابطه عاااشقانه رو با عشق دلم تجربه کردیم و داریم تجربه میکنیم

    اول نتایج مااالی رو مینویسم که ذهنم ساکت شه و بعد مهمترین نتیجه های که برای من داشته آرامشی بوده که داشتم ، مهمترینش، بزرگ شدن شخصیتم بوده، شناخت خودم بوده وراحتر شدن زندگی برام و بزرگترین و بهترین نتیجه ای گرفتم و به همه چی میارزه به کل دنیا ،جهااان اصلا هر چی

    شناخت خدا بوده شناخت خدای خودم شناخت خداااای که همه جوره عااااشق منه و منو دوسم داره ،خدااای که خودش با دست های خودش منو افریده و منو خلیفه این دنیا قرار داده،خدایی که منو اشرف مخلوقاتش خونده و و و و و

    به امید دیدارمون در مدار بعدی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 3388 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد و همراهان عزیز

    چقدر جالبه که نشونه امروزم در مورد درسهایی از طوفان مایکل بود و دقیقا امروز هم این فایل رو دیدم برای پروژه و قسمتی که در مورد طوفان هایی که ازشون درس میگیریم هست

    و دقیقا همزمانی داره با یه روندی که الان تو زندگیم داره طی میشه از کنترل ذهن

    همش همش کنترل ذهنه

    یعنی اونی که تو کنترل ذهن هربار بهتر میشه دیگه به این راحتیا اتفاقات بیرونی نمیتونه ذهنش رو بهم بریزه که هیچ بلکه هربار بهتر بشه میتونه دقیقا الخیر فی ما وقع رو ببینه که این برمیگرده به احساس لیاقت دروتی که من میگم این حتماا واسه من یه خیرتی داره!

    چقدر این فایل و ترکیب و همزمانیش با نشونه امروزم برای منه

    چون میدونی اصلا تماام موضوع گوش کردن و باور کردن الهامات خداوند و عمل کردن به اونه به شکلی که الهامت گفته، اینطوری الان باید نگاه کنی اینطوری باید رفتار بکنی یعنی یه تعهد اصلا به قول خانم شایسته غیر قابل مذاکره که من اصلا آقا هیچی نمیفهمم هیچی هم نمیدونم الان من الان فقط فقط اینطوری که خداوند هدایتم کرده میخوام فکر کنم ببینم عمل کنم تمرکز بذارم توجه کنم

    کااری به هیچییی ندارم!!

    یه مسئله ایی دارم که خودم نتونستم راه حلش رو پیدا کنم بعد خدا هدایتم کرده و گفته آقا این مسئله ت بخاطر این باگه بخاطر این موضوعه که به ظاهر هیییچ ربطی نداره

    ولی وقتی خداوند برات توضیح میده میگی خداااایااا ببین چقدررر درسته چقدرر منطقیه چقدر تو بیشتر از من منو میشناسی چقدرر تو آگاهی تو بیشتر از که هیچ تویی که فقط منو میشناسی از کنه من آگاهی ترمزمو میبینی و بهم میگی

    و اون موقع میگه رو این تمرکز بذار محمدرضا تا اون مسائلی که الان هست برطرف بشه

    حالا اینجاا مهمه اینجا مهمه که چقدرر عمل میکنم مخصووصا تو شرایطی که ذهنم بهم فشار میاره بخاطر اون مسائل و راه حل ذهن همش تغییرات بیرونیه ولی تو قلبم خدا بهم گفته اگه میخوای تغییر کنه شرایطت باید رو این مورد تمرکز بذاری و ذهنت رو جهت بدی به سمت اینور اینطوری بخوای اینطور نگاه کنی و مسئله اینجاست که ذهن مقااومت داره مخصوصا تو لحاظ سخت که کنترل ذهن کار سختیه چون میگه این چیزی که خدا میگه آخه چه رربطی داره به اون؟؟

    ولی میدونم من که چقدررر منطقی بوده حرف خدا

    ببین اینجاست اینجاست که باید عمل کنی به الهامت اینجاست که باید کنترلش کنی اون ذهن رو با ابزار صحبت کردن نوشتن هرجوری که بلدی

    و وقتی ادامه بدی و بدوون شک نتایج پیروی از الهامت بیاد

    اون موقعس که ذهنت تسلیم تر میشه

    و اینجاست که خدا پات رو سفت تر میکنه

    اینجاست که ذهنت منطقی تر میشه براش که نه باباا خدا میگه یه چیزی داره درست میگه

    اینجاست که من از طوفان های بیرونی نفع و سود می برم چون حرف خدای خودمو گوش کردم و عمل کردم به حرفش

    جاابم میدونی چیه وقتی به حرف خدا گوش میدم بلافاصله خیلی سریع ذهنو میشه جمعش کرد

    فقط حرف خدا رو باید گوش کرد این راز کنترل ذهنه تمووم شد ررفت بخدا

    ممنونم از استاد عزیزم و تیم عالی شون و همه همراهان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    فاطمه ش گفته:
    مدت عضویت: 1976 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    امروز 13 دی 1403، گام دوم

    امروز هم گوش کردن این فایل در قالب گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر روحم رو نوازش کرد و از خداوند مهربونم سپاسگزارم که جزئی از این مسیرم.

    در مورد تمرین این گام، مواردی که به ما کمک میکنن که مستمر در مسیر کار کردن روی خودمون بمونیم و نا امید نشیم:

    1.به قول خود استاد، فهمیدن کامل قانون خودش یه کلیده

    یعنی کسی که قانون رو درست و کامل فهمیده باشه خیلی راحت تر در مسیر درست حرکت میکنه

    2.مسئله بعدی، مرور این آگاهیه

    اینکه دائم با خودمون مرور کنیم که ورودی ها و کانون توجه من، افکاری رو در ذهن من ایجاد میکنه

    تکرار این افکار، خالق باور هاست

    باور های من (همون افکار غالبم) فرکانس هایی رو به جهان ارسال میکنن

    که جهان بوسیله این فرکانس ها اتفاقات و شرایطی همسو باهاشون برای من بوجود میاره

    از طرفی وقتی من احساس خوبی دارم، یعنی افکار خوبی دارم و لاجرم چیز های خوبی تجربه خواهم کرد

    و وقتی احساس بدی دارم، یعنی افکار نامناسبی دارم و لاجرم اتفاقات بدی را تجربه خواهم کرد

    3. موضوع دیگه ای که به خود من خیلی کمک کرد، درک خداوند بود. بعد از خوندن کتاب “چگونه فکر خدا را بخوانیم” وقتی با تئوری سیستمی بودن خداوند آشنا شدم، فهمیدم که من هر چقدر هم که بدبخت باشم یا وانمود کنم که هستم، و هر چقدر گریه و ناله و زاری کنم، خداوند ذره ای برای من دلش نمیسوزه بلکه طبق قاتون بدون تغییرش، من در زمره افرادی قرار میگیرم که قراره چیزای نامناسبی تجربه کنن، و برعکس

    4. مسئله دیگه که برمیگرده به عزت نفس، مقایسه نکردن خودم و نتایجم، با دیگرانه

    خیلی موقع ها علت نا امید شدن من اینه که من میام باطن زندگی خودم رو با ظاهر زندگی و ادعای دیگران مقایسه میکنم که این، به علت کمبود عزت نفسه و باید روش کار کرد؛ چون کاملا بی اساسه و صرفا باعث ناامیدی ما میشه

    5 کار دیگه ای که من میکنم،اینه که یه دفتر دارم که هر موقع یه نتیجه خیلی جالبی از نظر خودم میگیرم (یعنی ممکنه از نظر دیگران چیز خاصی نباشه ولی من میدونم چقدر خاصه) میرم توی اون دفتر مینویسمش. اوایل میگفتم بی فایدست یا اینکه تو ذهنم میمونه دیگه

    ولی هر بار میخونمش خیلی هاش رو یادم رفته بوده و خیلی هاش که یادم بوده، انگار فقط عنوانش تو ذهنم بوده و فراموش کرده بودم که به زمان خودش چقدر غیر ممکن و ناباورانه بوده. این کار هم خیلی کمک کننده است

    درس هایی که امروز من یاد گرفتم این بود که:

    -نتایج کوچیکی که بدست میان رو ارزشمند بدونم و سپاسگزارشون باشم و فراموش نکنم که قبلا من خیلی میخواستمشون ولی نمیشد

    -فراموش نکنم که کنترل ذهن هم یک مهارته و مثل هر مهارت دیگه ای باید اینقدر روش کار کنم تا هر روز بهتر و بهتر بشم

    -وقتی روی خودم کار میکنم، اوضاع از همین جایی که هستم بهتر و بهتر میشه و نیاز نیست حتما اولش تغییر فیزیکی خاصی ایجاد کنم

    -هرگز فراموش نکنم که کلید اصلی، لذت بردن از زندگی و احساس خوبه؛ پس از زندگیم لذت ببرم و حالم خوب باشه! که احساس خوب= اتفاقات خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    امیر حاجی صفی گفته:
    مدت عضویت: 985 روز

    دورد بر خداوند و استاد عزیر والهی ؛بانو شایسته و دوستان الهی

    از زمان شکستن باورهای کذب و بی اثر تونستم یه امیدی با ایمان به خدا در جریان افکارم بوجود بیاورم و خاستم که تغییر کنم و البته سخت بود اوایل چون افکارم و باورهای گذشته یه جاهایی میخواست سبقت بگیرد اما این اجازه رو ندادم با تمرکز بر نوشتن نوشتن نوشتن و نوشتن آنچه از زندگی و خلق اون زندگی رو میخوام ود انتهای خواسته هایم بابت داشتن همه آنها صندوقی درست کردم و شکر گزاری کردم که دارم به قول یکی از دوستان هم فرکانسی که اویل میگفت ادا هم شده دربیار تا عادت بشه برات و به این ترتیب افکارم هرروز و هرروز بهتر شد تا جایی که اون باورهای کذب کنار و باورهای جدید تو رفتارم و عملکردم نهادینه شد و سعی کردم در بدترین موقعیت احساس خودمو خراب نکنم البته من دو دوست هم فرکانسی دارم که با هم کار می‌کنیم اما وابسته هم نیستیم و تقریبا در هفته روزی یک ساعت هم که شده با هم دیگه در مورد باورهای مثبت تمرکز بر زیباییها و اتفاقات قشنگ روز زیاد صحبت میکنیم و با توجه کردن به آنچه می‌خواهیم رو فراهم میکنه و سه انرزی الهی با باورهای سازنده با درخواست و توجه به اون کالا که تولید میکنیم در بازار تهران بهترین کیفیت رو داریم .

    ما به جز توجه به زیبایهای اطراف و تمرکز بر باورهای الهی و ساختن انسانی دیگر از درون به اجناسی هم که از قبل می‌خواهیم تولید کنیم هدایت می‌شویم چون خواسته ما این است و سه خواسته در یک فرکانس با انرژی بالا و امید به الله که در کنار هریک ما هست خیلی سریع روند تکامل را سپری میکنیم .

    شخص خود من دیگه با اتفاقات کلنجار نمیرم که چرا اینجور شد یا اونطور شد بلکه با تغییر نگاه ام به مسائل که من نمیدونم چجوری یا کجا یا چه چیزی میشه و فقط خدا میدونه من حرکتم میکنم او گفته تو مرا بخوام تا من اجابت کنم حال من خدا را خوانده ام و امید وایمان دارم که اجابت می‌کند و خیلی از این قبیل اتفاقات و مسائل برایم رخ داده که 7 ماه پیش درخواست زدم و تعهد دادم به خودم و عمل کردم و اجابت شده .

    اصلا این روزها تو یه حال و هوایی هستم که فقط اشک میریزم و خدا را شکر میکنم اشک از روی احساس خوب و قربونت برم خدا که انقدر نزدیک بودی و نمیدیم .

    خدا را شاکرم که هدایت شدم

    خدا را شاکرم که با صدای آرام و آرامش صحبت میکنم

    خدا را شاکرم که هر روز نعمت سلامتی رو به من هدیه میده

    خدا راشاکرم که هر آنچه بخواهم در دسترس من به آسانی قرار میده

    خدا را شاکرم که قدرت خواندن و نوشتن به من داده

    خدا راشاکرم که چشم داده برای دیدن زیباییها

    خدا را شاکرم که از رگ گردن بهم نزدیکتر هست وسپاسگزارم از حضورش در زندگیم

    خدا راشاکرم که در این دوماهه آرامش خاصی دارم

    خدا را شاکرم که مرا به سمت باورهای سازنده و الهی هدایت می‌کند.

    این روزها میگذره امیر اما تو ایمانت به خدا را بیشتر ذهنت رو خاموش و قلبت را بازکن این جمله رویایی برای من هروز غوغا ب پا می‌کرد و البته در اون زمان هم چون ذهنم مقاومت داشت پیروزی های کوچک را نمیدیم تا دوره آفرینش برایم پله ای شد که ببینم و شروع شد نعمات خدا هر روز و هر روز بیشتر شد برایم و اتفاقات مالی عاطفی ارتباط کاری و … برایم رقم خورد بازخورد این اتفاقات کوچک و شکر گزاری منجربه اتفاقات بزرگتر شد من نمیدیم همش منتظر یه اتفاق بزرگ بودم و قربونت برم خداجونم که مرا هر لحظه به سمت آسانی هدایت میکنی . تمرین تمرین تمرین در ساخت رویاها تمرین تمرین تمرین برای افکار بهتر داشتن تمرین تمرین تمرین درخواست از خدایی که ما جزئی از خود اوییم تمرین تمرین تمرین بر دیدن زیباییها تمرین تمرین تمرین برای خلق از خلق های کوچک روزمره به طور مثال تو افکار میگفتم امروز فلانی بهم زنگ میزنه یا امروز میرم خونه میبینم همسرم غذای مورد علاقه ام را درست کرده یا خوشحاله و مرا در آغوش میگیره یا در مورد رفتار بچه هایم از این نوع خلق کردن ها شرع کردم و جهان اطرافم با فرکانس من هم سو و اتفاق افتاد و الان جزئی از رفتارم شده

    امیدوارم در پناه حق باشید و پرروزی

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    کبری محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2226 روز

    به نام خداوندبخشنده مهربان

    سلام به همگی…

    استادشمااول فایل گفتیدبرای ضربه ایستگاهی فوتبال(که من مطلب اخرراگرفتم)بایدتمرین وتمرین واستمرارباشه که این روبایدتویادگیری قوانین داشته باشیم.

    سوالی که شمااستادشایسته درکپشن پرسیدیدومن درپاسخ شما:من دریافتم که همه چیزباوره ماآدمهابه چیزی که لیاقت داریم نمیرسیم به هرآنچه که باورداریم میرسیم.

    من دراین مسیرباید(مسیرخودشناسی وخودباوری وباورهای توحیدی…)تعهدداشته باشم چون مسلمامن خییلی بهترازروزهاوسالهای قبلم شدم درسته که مدت عضویت ام زیاده اینم برمیگرده به گذشته ام واصلابه گذشته ام زوم نمیکنم وافرادموفق افرادی که ازقانون نتیجه گرفتندرابایدتحسین کنم.

    لیست خودم برای کارکردن روی خودم:

    1.کنترل ورودیها2.آگاهانهباورهاراتغییردادن3.شکرگزاری داشتها4.احساس خوب پایدار5.کارکردن برباورهای توحیدی6.مواقع تضادکنترل ذهن داشتن7.کارکردن روی باورهای فراوانی(راحترین روش دیدن سریالهای سفربه دورامریکا)8.هرروزمراجعه به سایت وکارکردن روی دوره ها9.توجه به نکات مثبت(هم ادمهای اطرافم وهم محیطی که زندگی میکنم) 10.لذت بردن ازمسیر

    ازشمادوستان هم که این مطلب رومیخونیداگه نکته ای هست که من جاگذاشتم رواینجاذکرکنید. متشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1281 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای یه قدم هدایتی ولدت بخش دیگه

    شکرت برای یاد اوری قانون طلایی کنترل زهن وارامش لدت توی زندگی

    تاییده حرفای استاد به صورت منطقی

    خاطره

    استاد من یه سری دستمو بریدم یعنی سر سایت بودم داشتم منت و اینا می‌خوندم کار می‌کردم که پام گیر کرد به مبلمون و زخم شد ی نمی‌دونی چه جوری من احساسم می‌خواست بد بشه یادمه قبلاً چند سال پیش دستمو با چاقو بریده بودم انقدر گریه کرده بودم بام می‌خندید می‌گفت می‌برم بخیه می‌کنم ولی الان بدون اینکه نگاهش بکنه بدون کمترین توجهی 5 دقیقه نکشید که خوب شد خوبه ولی اون موقع چقدر گریه کردم و و چقدر سخت بود ذهنمو کنترل کردن و بعدش فهمیدم ذهن م با یه زخم کوچیک ا من چه کار می‌کنه فهمیدم ذهنم چقدر شلوغ کاره چقدر یه مسئله کوچیک و زرگ می‌کنه یعنی کافیه به قول استاد وسط بهشت باشی ولی با یه چیز کوچیک مچنان ناراحتت می‌کنه به بزرگش می‌کنه ه دیگه هیچ چیزیو نمی‌تونی ببینی فقط غصه می‌خوری بارها شده که رفتی مسافرت و همه چیز اوکی بوده بخور و بگرد و بگو و بخند و همه چی دیگه روز خفنی بود روزی رویایی ولی ذهنت ن زشتی‌هاشو که باز نسبت به بقیه به زور پیدا می‌کنه و میاره هی شلوغش می‌کنه تا حال تو رو بد کنه بالاخره کار خودشو کرده زشتیو پیدا کرده حالا اونو انقدر بزرگش می‌کنه تا منو بشونه به گریه خیلی باحاله بفهمی این تو ه می‌گذره خیلی باحاله رچه می‌گذره افسارشو بهتر قدرتمندتر ی‌تونی تو دست بگیری مثلاً کسی که اولین بار نشسته رو اسب قدر می‌ترسه اصلاً نمی‌تونه خودشو کنترل کنه چه برسه فکر می‌کنه می‌خواد بیفته یا چسبیده به اسب ازه من که از اسبم می‌ترسیدم چسبیده بودم به داداشم که بغلم بود جرت نکردن دستمو از روش بردارم ولی ی‌دونم هرچی که سوارش بشی ترست می‌ریزه روم آروم دیگه نیاز به داداشت نداری حرکتم بکنه نمی‌ترسی بعدش ی‌تونی افسار اونم به دست بگیری و با هم کلی لذت ببریم ذهن تو تسلیم خودت کنی مثلاً من دیروز یه بهبود باورنکردنی داشتم اینجا می‌نویسم تا برای باورسازی منطقی ذهن خودمو بقیه مراجعه کنم دیروز دیروز ایده‌ای که به ذهنم رسید این بودش که وقتی یده‌ای یا گوش میدم یا هر چیزی یاد گرفتم بیام برا خودم با گوشی توضیحش بدم کلی مثال بزنم تا خیالم راحت شه رفته توی ذهنم من مثال زدنو خیلی دوست دارم و ینجوری تو ذهنم تثبیت می‌شه و شب هم با همسری به طور معجزه اوکی بودی تا حالا انقدر خوب نبوده با هم چقدر بازی کردیم خودش گفت خوراکی آورده بود بدون اینکه بگم و خیلی چیزا اتفاقی جور شد و قشنگ معلوم بود یلی اون لیاقت و ارزشی که برام می‌ذاشت بیشتر بود می‌دونم منشأش همه نترل ذهن‌ها و قدم‌های اوکیم بود و واقعاً شکره این حالا چه ربطی به قانون اصلی داشت این یعنی با این قدم انقدر نتیجه داد و جواب داد باز هم می‌تونه با درک بهترش بیشتر و بیشتر نتیجه بگیرم و بهبودا بزرگترش کنم و اینکه چیزی هم کشف کردم این بود چقدر ذهن ما تنبله و سختشه کار کنه و من برام شیرین شده که منطقی کنمش بعد عجیب مامانم حرفی زدم که ‌گفت چیکار می‌کنی گفتم همین کارای همیشگی خونه و باورسازی فیلم لی تعجب می‌کرد پس صدام معلوم بود چقدر حالم خوبه چقدر پر انرژیم قدر لذت می‌برم واقعاً نمی‌دونم چرا ذهنش جلوی لذت بردنشو بگیره ولی من تونستم انقدر راحت تو خونم عشق و حال کنم و لذت ببرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: