اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
راجب یک مسئله ای که این روزها من را خیلی آزار میدهد و ذهنم خیلی درگیرش هست اون هم اینه که من وقتی برای رسیدن به خواسته هایم اقدام میکنم و حتی اون هارا تصور میکنم ویروسهای ذهنیم یا همون قفل های ذهنیم بهم میگن این مسیر استاد عباس منش سخته و بیخیال شو ول کن چرا میخوای سختی را ادامه بدی
تو نمیتونی از پس این مسائل بربیای
یا مثلا در باره موضوع عاطفی یا شغلی نکات منفی اون موضوعات را یادآوری میکنه برام
استاد برای اینجور مواقع شما چه پیشنهادی به ما میکنید؟؟
چه کاری را انجام دهیم تا ذهنمون آروم بگیره و دست از استمرار در هدف هامون بر نداریم؟
خیلی خیلی وقت است که دنبال پیدا کردن عادتهای محدودکننده و سمی و جایگزین کردن عادتهای قدرتمند در زندگی خودم هستم
بعضی را شناسایی میکنم پیش میرم ولی متاسفانه حرکت سینوسی دارم
امروز با خوندن متنی که مریم جان در ابتدای فایل گذاشتن و شنیدن صحبتهای استاد جان با خودم گفتم یا حرکت میکنی حرکتی مستمر یا ترک این مسیر رو میکنی و تو را به خیر و مارو به سلامت
شروع کردم با خودم حرف زدن گفتم و گفتم خدا گفت وگفتم آخه من قبلا به این نتیجه رسیده بودم که بزرگترین مانع پیشرفت من ماندن در گذشته است و خیلی سعی میکردم از گذشته بیام بیرون نمیشد که نمیشد
اما اما اما امروز به این رسیدم که مشکل صرفا ماندن در گذشته نیست و اون احساس گناهی است که از گذشته دارم که مثل گاری زهوار در رفته و پر از بلوکهای سیمانی با خودم حمل میکنم که نمیگذارد قدم از قدم بردارم تو همین حرفها با خودم بودم یهو یاد گفتگوی خودم با خدا افتادم یعنی خدا یادآوری کرد و دیگه خدا گفت و من گفتم
چه گفتمان خوبی بود که در دو تا فایل قبلی با عشق توضیح دادم
دیدم در آن گفتمان خداوند اصلا چیزی در باره گذشته به من نگفت که چرا ابن کارو کردی چرا این کارو نکردی و چراهای دیگر در گذشته فقط گفت هر چه بخوای میدهم تو به چگونگی کاری نداشته باش و شاکر باش
دیدم شرمنده شدم گفتم آره ردپایی از گذشته در این گفتمان دیده نشد و خدا هم دوست نداره به گذشته برگردم چون با قانون رو به جلو بودن جهان در تضاده
یاد یک روایتی افتادم که درنو جوانی شنیده بودم و اون این بود که حضرت محمد حتی یکبار در زندگی کاش نگفته و خیلی درک نکرده بودم ولی امروز بخوبی درک کردم که بابا جان پیامبر هم کاری به گذشته نداشت چرا که گفتن کاش برمیگرده به اتفاقاتی که در گذشته افتاده یا نیفتاده و پیامبر همیشه رو به جلو بوده و تکامل خودش رو طی کرده
خود کلمه تکامل هم نشان دهنده رو به جلو بودن هست نه به عقب برگشتن جهان ایستایی نداره یا با اون پیش میری یا سقوط میکنی
و دیدم بزرگترین و قویترین مشکل من موندن در احساس گناهه و اون مستلزم بودن در گذشته س
و به قول استاد احساس گناه اسلحه شیطان است که تمام ذهن انسان رو درگیر میکنه و نمیزاره الهامات خداوند وارد قلب بشه افکار درست وارد شود
به خودم گفتم فکر کن هیچ گذشته ای نداشتی و امروز خداوند تورو در همین شرایط در کره خاکی قرار داد و گفت من تو را از فضلم در این کره خاکی قرار دادم و استاد را چراغ راهت قرار دادم و خودم پشتیبانت هستم و خیلی خودمانی گفت بابا جان دردت چیه استاد داری منم تورو به سمت جلو هل میدم و هدایتت میکنم حال اگر گوش کنی و پیش بری من هستم و اگر من هل میدم و تو میخکوب شدی و حرکت نمیکنی به قول معروف هر چی دیدی از چشم خودت دیدی و من پشت تورو خالی میکنم بنابراین یا از پشت به زمین میخوری و یا در زمین فرو میری
خیلی با خودم کلنجار رفتم و گفتم ببین دیگه انتخاب با خودته دست به عمل شو و بعد با خدا عهد بستم گفتم خدایا برای اینکه من این غول احساس گناه رو از بین ببرم اصلا فکر میکنم گذشته ای وجود نداشته حتی یک لحظه و با خدای خودم عهد بستم به لطف الله مهربانم دیگه به گذشته فکر نکنم به چیزی که اصلا وجود نداشته و تمام سعی خودم رو بکنم که روبه جلو باشم و مرتب تکرار کردم تکرار کردم حالم کم کم خوب شد بخدا قسم همین تصمیم این کار ذهنم رو آروم کرد
گفتم باید از قانون خلا استفاده کنم و همه آنچه که بوده بیرون بریزم تا جای برای افکار خوب پیش رو باز شود و من الهامات را دریافت کنم
چون این بزرگترین ترمز و پاشنه آشیل من است و ایمان دارم با اجرایی شدن این تصمیم بوم بوم اتفاقات عالی در زندگیم خواهد افتاد
به قول استاد جان از همون لحظه که تصمیم به تغییر میگیری نتایج میاید و این همان احساس آرامشی است که دارم
و حتما به زودی خواهم آمد و از نتایج بزرگم خواهم گفت
باسلام و درود به تمامی عزیزان درمسیررشدوپیشرفت الهی
گام دوم دلیل نتایج پایدار:
کلیدی ترین نکته ی هرفایل یادآوری قانون جهان هستی است،اینکه تمام اتفاقات زندگیمون نتیجه ی باورهای خودمان است،حتی کوچک ترین اتفاقات زندگیمون رو هم خودمون با افکارمون رقم می زنیم
اگرمی خواهیم نتایج بزرگ درهر زمینه ای اززندگیمون بگیریم،باید همان نتایج کوچک را تأیید کنیم،مثلا اگر درطول مسیر ودر طی کار کردن روی خودمان درمدت زمان بیشتری سلامت هستیم و آرامش بیشتری داریم،یااگر به کسی فکر می کنیم و اون فرد برای مازنگ می زند یا همان روز اون رو ملاقات می کنیم،این بخاطر همان فرکانس هایی بوده که ازقبل فرستاده ایم،واگر خوب دقت کنیم می بینیم که دقیقا تمام اتفاقات زندگیمون بخاطر تمامی توجهات خودمون و تمامی ورودی هایی است که چندین بار تکرار شده اند و اساس اون رو داریم تجربه می کنیم
خیلی این نکته هربار منو بیشتر به فکر فرو میبره که چقدر افراد جامعه بخاطر همین موضوع دارن هربار بیشتر درگیر مقصر دونستن عوامل بیرونی می شوند
داستان تکراری زندگی اطرافیانم بیشتر برای من تجربه می شود وبیشتر به من تلنگر وارد می کند که اگر دوباره برگردم به شرایط قبل زندگیم،چیزی جز اتفاقات شبیه به اطرافیانم را تجربه نخواهم کرد
یکی از افراد فامیل ما درسن سی سالگی تقریبا نصف بینایی خود را از دست داده است،دیشب عمدا باهمسرم او را ملاقات کردم تا بیشتر قانون وعدالت خداوند را برای خودم یاداوری کنم،اولش کمی احساسات برمن غلبه کرد ولی وقتی آن فرد شروع به صحبت کردن کرد،چقدر هدایتهای الهی رو درزندگیش مشاهده می کردم که خداوند اورا از هزاران بلا نجات داده بود ولی باز هم او متوجه هدایتهای الهی نبود و چنان مشتاق بود بیشتر از بلاهایی که سرش آمده برای ما توضیح بدهد که من واقعا تعجب می کردم که چرا او نتوانسته هدایتهای الهی را ببیند و دست از ظلمی که به خودش می کند بردارد،و مادرش اشک ریزان دست به دامان امام رضابود که اورا حتما به حرم امام رضا ببرد تا بلکه امام رضا چشمانش را شفا بدهد!
واقعا انجا فهمیدم که چقدر ازدرون تغییرکرده ام و چقدر بی نیاز ازین شده ام که بخواهم مشکلاتم را برای دیگران مشتاقانه بیان کنم و احساس ترحم ودلسوزی از دیگران جلب کنم،حتی واقعا دیگر علاقه ای ندارم که کوچکترین سر دردم را همسرم متوجه بشود،و خدارا هزاران هزار مرتبه شکر کردم که چقدر عادلانه هرکسی را درجای درست خود قرارداده است،اما متأسفانه اکثریت جامعه فکر می کنند که خداوند مانند یک انسان ظالم و ستمگر علاقه دارد به بندگانش ظلم کند و ازهمه بدتر به جای آنکه به درگاه خداوند طلب بخشش کنند و از او یاری بطلبند از غیر خداوند که اوهم دستش ازاین دنیا کوتاه شده است طلب یاری کنند!!!
وبازهم ازهمه بدتر فکرمی کنند تمامی این مشکلاتی که دارند تحمل می کنند پاداشی می شود برای آن ها در سرای آخرت!
این داستان ازدیشب تاحالا منو خیلی به فکرعمیقی فرو برده که چقدر انسان کفوره و چقدر داره به خودش ظلم می کنه و بیشتر شکرگزار رب العالمینم شدم که خداوند راه درست هدایت رو در مسیرزندگیم به من نشان داد و خداروشکر که دارم هربار بهتر وپایبند تر دراین مسیر حرکت میکنم
وبقول استادعزیز اگر یک روز تمامی شهرت و ثروتم رو ازدست بدم به نظر من هم چیزی نمی شه و تازه بهتر می تونم یک ورژن بهتری ازخودم ارائه بدم و همه چیز رو دوباره از نو بسازم…
هرچند که بازهم طبق قانون جهان هستی اگر کسی درمدار درست باشه و باورهای بنیادین درست درون خودش درست کرده باشه به همین راحتی همه چیزش رو از دست نمی دهد،مثل اینکه کسی ساختمانش رو محکم وباابزار مناسب بنا کرده باشه و اون ساختمان به راحتی درمقابل سیل و زلزله خراب نخواهد شد
پس بنابراین نتیجه ی کارکردن روی خودمون و نتیجه ی باورهای درست و بنیادین نتایج پایدار درمورد هر باور است و به همین راحتی این نتایج پایدار یک شبه ازبین نمی رود.
-درمورد تغییر دادن باورهای گذشته و تسلیم شدن،من تو خیلی ازموضوعات مخصوصا معنویت خیلی بهتر تونستم عمل کنم،ولی در مورد تربیت فرزند،چنان باورهای گذشته در من رسوخ کرده که هنوز رگه هایی از اخلاق و رفتارهایی درمن پدیدار می شه که واقعا در گذشته ازین نوع رفتارها درمادرم اذیت می شدم و دقیقا خیلی اوقات من به شدت مثل مادرم بافرزندم رفتار میکنم و تو این مدت کارکردن روی خودم متوجه شدم که بزرگترین پاشنه ی آشیل من تربیت فرزندمه،که می خوام مثل یک منجی در هرلحظه هدایتگر و مشاور لحظه به لحظه ی اون باشم،حتی شده گاهی وقتا اگه به حرفم گوش نده اون رو تنبیه کنم و واقعا این موضوع باعث میشه از کار کردن روی خودم ناامید بشم و خیلی خیلی برام سخته که خودمو تسلیم کنم و اجازه بدم فرزندم راه خودش رو پیش ببره نه اینکه با زور و اجبار من بخواد یک کار رو انجام بده
ولی می بینم خیلی از افراد رو که چقدر بی خیالند و تفریح و خوش گذرانی یکی از اولویتهای اول خودشونه و چقدر بچه هاشون آروم ترند و چقدر بیشتر به حرف پدرمادرشون گوش می کنند
الان بعداز چهارسال تلاش هنوز دراین مورد خیلی خوب نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و جاداره که متمرکز تر روی این پاشنه ی آشیلم کار کنم چون قشنگ می فهمم بیشترین ضربه ی روحی من ازاین موضوع خورده میشه،چون هنوز دراکثر اوقات فکر می کنم تایک سنی بچه نصف بیشتر مسئولیتش برعهده ی مادره و مادر وظیفه داره بهش تو هر کاری امرونهی کنه،و یا مثل یک منجی به اون بگه این راه درسته اون راه غلط…
نکته ی بعد:
برای ثروتمند شدن ربطی به شغل،جنسیت،موقعیت جغرافیایی نداره،اگه ما باورهامون رو در مورد ثروت درست کنیم مطمئنا و بدون شک درهمون موقعیتی که هستیم بیشتر ورود نعمتها و ثروت ها رو درزندگیمون لمس خواهیم کرد
نکته ی بعد:
اینکه استاد می گوید اگر به پونزده سال قبل برگردم بیشتر لذت می بردم و بیشتر به خداوند ایمان داشتم که همه چیز رو بهم میده و خیالم نسبت به نتیجه راحت تر بود
الان که فکرشو میکنم میبینم که چقدر مادانشجوها باید سپاسگزارخداوند و استادمون باشیم که داره آموزش هایی رو به ما میده که هربار داریم رهاتر،توحیدی تر میشیم و چقدرداره هربار بااین دست ازآگاهیا مسیرمون کوتاه تر میشه و به وفور نعمت وثروت بیشتر و سریع تر دست پیدامی کنیم
خداروصدهزارمرتبه شکر،این فایل از اون فایلهاییه که باید چندینو چندبار گوش بدیم و تک به تک نکته هارو درزندگیمون اجرا کنیم….
خداروشکر که به تعهدم عمل کردم و دومین قدم پروژه پیش بردم…..
اتفاقات را با افکار خودمان رقم میزنیم ،
اگه دنبال نتایج بزرگی اول باید با دیدن نتایج کوچیک شکرگزار باشی و تحسین کنی تا نتایج بزرگ ترو ببینی.
اگه هنوز نتایج بزرگ ندیدی به این معنی نیست که مسیر غلطه به این معنی گه به اندازه کافی کار نکردی و مهم ترین چیز برای رسیدن به خواسته:استمرار،استمرار،استمرار
پایه و اساس موفقیت توی هر حوزه ای
روابط
سلامتی
ثروت
موفقیت
همش فقط و فقط به کار کردن روی عزت نفس برمیگرده و شالوده اصلی همون احساس لیاقت و تعلق و دوست داشتن خوده ماست.
وقتی تو مدار درست باشیم ،وقتی روی خودمون کار کنیم هیچ اتفاق غیر منتظره ای نیست و سوپرایز نخواهیم شد بلکع هر اتفاقی بیوفته اتفاق خوبیه….
کسی که یه مدت طولانی روی خودش کار کرده یه شبه به حالت قبل برنمیگرده شاید سینوسی بشه اما صفر نخواهد شد.
قانون تکامل
سالها طول میکشه یه شبه موفق بشی
موفقیت افرادو نباید یه شبه دید و خودتو با کسی مقایسه کنی تو از باور های درونی اون خبر نداری و فقط داری ظاهر قضیه می بینی ریشه ها ندیدی هنوز
تکامل یعتی از جایی که هستی کسب و کارتو راه بنداز
تکامل یعنی با همون چیزی گه داری شروع کن نه اینکه وام بگیری و خودتو ببری توی قرض ،،،،
مهم ترین نتیجه کار کردن روی خودمون احساس آرامش درونی و بعدش نتایج دیگع ام میاد.
به نام خدایی که وقتی وصل بهش میشم اینققققققققدر مسیر واسم زیبا میشه که فقط لذت می برم و خیلی برام خوش میگذره.
استاد متشکرم از این همه سادگی ، راحتی و سخاوتمندی، که تو این فایل ها هدیه می کنی برای من.
مریم جان متشکرم که ندای قلبت رو گوش کردی و از جانب خدا مأمور شدی خواسته های منو که مسیر بالاتر رو داره انتخاب می کنه ، بهم بیشتر و بهتر یادآوری کنی که فاطمه جان باید هر روز با تکرار و تمرین بارها و بارها به خودت بگی و از این مسیر دور نشی.
من از بچههای دوازده قدم ام.
درست ده ماهست که دارم تمرکزی ، و تکامل ، آروم آروم بالا میرم.
از روزی که قانون رو درک کردم که همه چیز احساس خوبه، آرامش ه، و رهایی و سپردن به دستان پر قدرت الهی، هی هر بار مثل غذا خوردن تا احساس گرسنگی می کنم شروع می کنم به یه تغذیه مناسب که همه چیز قانون پس باید هر بار بهتر و بهتر با صبر و تکامل طی بشه و هر اتفاقی که میاد سراغم درس ش اینه که خواست باشه تکرار نشه و برو تو دلش و درس ها، تجربه ها رو بیار بیرون ، و رها کن.
ده ماهست که به لطف خدا از تغییرات کوچک شروع شده، و هر بیشتر رو خودم سرمایهگذاری می کنم نتیجه رو بهتر دریافت می کنم.
وقتی خودم رو با روز اول که وارد این مکتب خانه ی عشق شدم مقایسه می کنم متوجه میشم خدای من، چقققققدر آروم ترم.
چقققققدر شادتر و رهاترم.
چقققققدر تسلیم تر شدم.
چقققققدر ترس هام کمتر شده که وقتی تو مسیرم ، چیزی به نام بد وجود نداره ، فقط باید عاقلانه فکر کنم که این اومده قراره چی رو بهم بگه.
چقققققدر ساده تر شده قانون واسم که بابا قرار نیست چیز تازه ای پیدا کنی ، اما قراره قانون رو هر بار بهتر تکرار کنی.
خدایا متشکرم که اینققققققققدر دارم خوب زندگی می کنم ، چه آرامشی ، چقققققدر نتایج داره راحت تر وارد زندگیم میشه.
به لطف خدا…
از نظر مالی بدهکار نیستم.
شغل دارم.
درآمد هی هر بار با ساختن باورهای خوب مالی داره بهتر جون می گیره.
روابط م چقققققدر فرق کرده.
آرامش م که نگو انگار روش ربم هستم و راحت ساده ، بیخیال بیخیال ، علی بی غم شدم.
نسبت به هر اتفاقی رهاتر ، و واکنش هام هی بهتر و بهتر شده.
سلام به استاد جانم، سلام به استاد شایسته جانم و دوستان همراه
این قسمت انگار اون لکه های روی عینکی که به چشمم هست رو برام قشنننننگ تمیز کرد چقدر قانون جهان و قانون تکامل برام روشنتر و روشنتر شد و کمالگرایی در ذهنم کمتر و کمتر سپاسگزارم.
اینکه به اندازه درک بهتر قانون نگرانی های ما تبدیل به جسارت برای سازندگی میشه ، و مهارت در عمل به قانون یه روند تکاملی داره.
من چند تا نکته رو در مورد خودم متوجه شدم اینکه کنترل ورودی یعنی ندادن ورودی نامناسب و دادن ورودی مناسب به طور اگاهانه هست ،درسته من سعی میکنم ورودی های نامناسب بیرونی رو به ذهنم ندم اما یسری ورودی ناجالب درونی رو خوب میدادم به ذهنم وبیشتر سعی میکردم از روشهایی که حالمو کوتاه مدت خوب میکنه استفاده کنم که یکیش گوش دادن زیاد فایل ها بود، الان بیشتر میفهمم استاد میگه حال خوب همه چیز هست، وقتی من احساسم بده یعنی ورودی درونی نامناسب دارم به ذهنم میدم پس مهمترین اولویت برای من داشتن احساس خوب در زمان های بیشتری هست ،به هر طریقی میتونم احساسمو خوب کنم و اگر مسئله ای هست به خصوص یه الگوی تکراری هست سعی کنم رفعش کنم، اما بهترین شیوه همونطور که گفتین برای کنترل ذهن یادآوری قانون و صحبت با خودمه ، کاری که من خیلی کم انجام میدادم ، الان متوجه شدم اشتباهم کجا بوده و خیلی حس خوبی دارم که میتونم روشمو اصلاح کنم ، اگر هم فایلی گوش میدم سعی کنم در مورد آگاهی هاش بیشتر با خودم صحبت کنم تا اینکه مثل مسکن ازش استفاده کنم.
درسته خیلی بهم کمک میکنه اما الان که دارم به شیوه متفاوت فایل هارو کار میکنم نتایج برام واقعا خیلی عالیتر شده در درک قانون در عمل بهش در احساس خوب بیشتری داشتن در اشتیاق برای انجام تمرین برای ادامه مسیر با همواری. خدایا شکرت
سپاسگزارم از اساتید عزیزم که بهم در رشد وجودم دارن کمک میکنن.
—————————————
در پاسخ به سوال این جلسه که چطور میخوام انگیزه ام رو حفظ کنم؟
خوب انگیزه هام برنگشتن به شخصیت ترسو ومشرک قبلیم هست
باور کردن قانون ،اصلا دلیل اصلی موندنم تو مسیره ، ذهن منطقی من قشنگ منطق قانون به وجودش نشسته شاید کم درکش کردم اما قانون برام حجت هست، هیچ نگاهی نمیتونه در وجودم تغییرش بده.
اما برای من الان تلاش برای فهمیدن بیشتر قانون، شناخت خداوند و سیستم هست.
چون میزان احساس خوبم ، پذیرش خالق آینده بودنم ، اشتیاق و امیدم ، و میزان عمل صالحم از وقتی سیستم رو بیشتر درک کردم بهتر شده و دارم تغییرات خوبو در رفتارم میبینم چیزی که استاد میگه اگه میخوای بدونی باورهات تغییر کرده ببین رفتارت تغییر کرده؟ و برای من خیلی عالی شده مسیرم واقعا هموارتر شده .
و بعد از مدتی تضادهای همزمان الان برام نوید یه تغییر بزرگ در وجودم و در زندگیم هست و یادآوری روند رشد استاد هم بهم کمک میکنه.
خداوند به وجود من آگاهتر از هرکسی هست ، من خواسته هامو گفتم باید اجازه بدم اون منو قدم به قدم برای ساختن شخصیت مناسب خواسته هام هدایت کنه،شخصیتی قوی که نتایج پایدار بگیره، دست از تقلا بردارم از زندگیم بیشتر لذت ببرم ، متمرکزتر باشم و ادامه بدم.
با سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته. بازهم فایل عالی و مرور شدن قانون جهان هستی قانون تکامل و ادامه دادن مسیر.
خب در پاسخ به سوال اول باید بگم که خب اولا که احساس خوب من در این مسیر ارامش و راحتی که دارم و بقول استاد تجربه جهنم و بهشت و ادامه دادن در مسیر بهشت و یاداوری به خودم این مسیر و نتایج کوچکی که از ادامه دادن در این مسیر گرفتم باعث ایجاد انگیزه میشود،از مثال خودم بگم که من قبلا احساس گناه و احساس خودسرزنشی خیلی زیادی میکردم اما الان دیگه این احساس کم شده و جاش ارامش و احساس خودباوریم بیشتر شده که خب این نشون میده که قانون جواب میده حالا هی باید کارکنم تا مهارتم بیشتر بشه در این زمینه و همین مرور نتایج کوچک باعث انگیزه و ادامه دادن میشود مثلا من وقتی چکاپ فرکانسی قدم دوازده با قدم اول را چک کردم کلی تفاوت را درک کردم، خب حالا خودش باعث میشه ادامه بدم درسته نتایج خیلی بزرگ نبود اما نسبت به یکسال پیش عالی بود.اما این مسیر را اگه شروع نمیکردم خدا میدونه اوضاعم الان مثل یک سال پیش بود یا حتی بدتر شده بود.
درمورد سوال دوم بگم،منطقی که باعث شده بازهم حال خوب را تجربه کنیم منطقی که باتغییر باورهای ما همه چیز در دنیای مادی تغییر میکند و نیاز نیست ما تغییر خاصی ایجاد کنیم همچنین روند تکامل از یاد نره. منطق اینکه قطعا میشود چرا چون نتایج کوچک اتفاق افتاده پس راه همینه اگه هنوز نتایج بزرگ رخ نداده به دلیل اینکه ما هنوز خیلی خوب روخودمون کار نکردیم.و…
با نام او که هستی بخش جهان است، سلام به همهی شما، دوستان عزیزم.
دریافتیهای من از این فایل که خیلی حالم را خوب کرد، حالی که باید با تکرار و تکرار این باورها و طرز فکر دائمیش و پایداری کنم. منم مثل خیلیها عجول و کمالگرا هستم علت این که هنوز به ثبات نرسیدم هم همین هست اما امروز یک لایه رو دیدم با چشم جانم به لطف الله، من حالم خوب میشه روی فایل کار میکنم اما این حال خوب رو ارزشمند نمیدونم، مثل استاد که گفت گوهر و الماس میدونسته و میدونه نمیدونم مدتم میگم باید یه کاری کنی، کو نتیجه ، کو تغییر و تمام اینها مساوی برای من دلسردی و ترس و اضطراب و دور و دور تر شدن از تمرین ها و کارکردن روی خودم بهترین قسمت برای من که این جور مواقع به خودم یادآور بشم و نلغزم تیکه آخر فایل که استاد گفتمن خیلی تلخترین ها رو اونجا دیده بودم بعد احساس خوب برای من شده بود جواهر ، احساس ارامش، احساس شادی و لذت و عشق برای من شده بود مثل یک الماس چون نداشتم بعد نتیجه همون احساس بود نه نتیجه مالی چون تو جهنم زندگی کرده بودم احساسم داشت خوب میشد عین این بود که اومده بودم تو بهشت دیگه باید این بهشت رو ادامه میدادم دیگه منطقی هم همین بود چون واقعا بهم خوش میگذشت با بااون تغییر دیدگاه و احساس جدیدی که داشتم اصلا یه آدم دیگهای شده بودم تو یه دنیا دیگه زندگی میکردم اصلا نیاز نبود خیلی به خودم فشار بیارم که تو مسیر باشم من بد بد شو دیده بودم و آنقدر درد داشت برام که اصلا یه لحظه هم فکر نمیکردم برگردم به اون سمت این حرفها، من رو یاد خودم انداخت که چقدر ناشکرم، چقدر مسیر رو مدام از یاد میبرم و کلید اصلی شادی و نشاط رو فراموش میکنم و میشه این نتایج زندگیم، همون جور که استاد فایل قبل گفت این حرفها برای من حکم آگاهی هایی رو داره که حالم رو دگرگون میکنه، آرامش میدهد بهم و برای این که پایدار باشه باید بارها و بارها بهش فکر کنم و باخودم تکرار کنم. کلید همین احساس خوب و آرامش قلبی چیزی که باید پایدار بشه این هست، چیزی که باید بهش برسم و بشه بخشی از زندگیم همین آرامش از تغییر دیدگاهم هست و لاغیر.
اما درباره تکامل این اولین بار نیست که فایل رو گوش میکنم ولی برای اولین بار متوجه این مطالب شدم، قبلا میگفتم بر اساس برداشتم از این مصاحبه طرف برای اولین بار وارد بیزینس و شغلی میشه و نتیجه میگیره پس منم میتوانم اما من نشنیده بودم این حرف استاد رو که گفت ترامپ، زین الدین زیدان هر کدام در کسب و کار جدیدی که وارد شدن پیشرفت کردن چرا؟ چون قبلا به موفقیتهایی رسیده بودن، راه و بلد بودن، قانون رو میدونستند و از همون قانون که تو صنعت های مختلف ترامپ برای رسیدن به هدفهاش استفاده کرد از همون قانون هم برای شرکت در ریاست جمهوری و برنده شد. زین الدین زیدان از همون قانون و باور و مسیری که برای یکی از بهترین بازیکنان فوتبال جهان شدن استفاده کرد برای مربیگری هم استفاده کرد و نتیجه گرفت حالا نکته کجاست؟ درک و یادگرفتن یک مسیر و قانون ثابت که برای همه چیز جواب بده که این نیازداره به تمرین و تمرین و به هیچ وجه کار یک شب و یک روز نیست. کاری نیست که بشه توش عجله کرد باید مسیر رو طی کنیم و لذت ببریم باید با گوشت و پوستم درک کنم تا بشم یکی از همین الگوها
اون جایی که استاد گفت تعداد روزهای عضویت نشان دهنده این که کی بیشتر نتیجه میگیره نیست.مثل میخ و بتن به من کمک میکنه جاهایی که نتایج دوستام رو میبینم و خودم میبینم هیچکاری نکردم احساسم بد نشه و این منطق که این فرد از مدتها قبل آمادگی پیداکرده ضربه زده به میخ الان من تنها دارم ضربه آخر رو میبینم. منم هم وقتی استمرار داشتم باشم. میتوانم به خواسته هام برسم. میتوانم در مدار این موفقیت ها قرار گیرم این حرفها تب و تاب و عجله من رو کاهش میده و این که این بنده خدا تکامل رو طی کرده درس هاش رو گرفته و الان داره نتیجه میگیره پس قانون جواب میده.
خدایا بی نهایت خوش حالم برای درک این قوانین و آگاهی ها از این فایل.
خوشحال و سپاسگزارم که در گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر هستم. ردپایم را می گذارم تا بدانم از کجا و چگونه شروع کردم.
در جواب به سوالات تمرین بالا باید بگویم که:
من با وجود اینکه از این موضوع آگاه بودم که فقط با گوش دادن به فابل های استاد و فهمیدن قوانین ،بدون عمل کردن و تلاش، پیشرفتی حاصل نمیشود، ولی باز به صورت اتوماتیک وار به فایل ها گوش میدادم و بدون اینکه باور های درست را در ذهنم ایجاد کنم و تمرینات لازم را انجام دهم، خودم را اینگونه آرام میکردم که آگاه شدن از این قوانین و گوش دادن به صحبت های استاد به خودی خود تغییرات زیادی ایجاد خواهد کرد و همین فهمیدن و شنیدن کافیست. به همین دلیل هم کار من این بود که مانند سرگرمی هر فایل استاد را یکبار گوش میدادم و بدون درک کامل و انجام تمرینات و عمل به آگاهی ها ، به فایل بعدی میرفتم و دنبال چیز جدیدی بودم که تکراری نباشد. نتیجه اش هم این بود که تغییر یا پیشرفت محسوسی در زندگیم حاصل نمیشد و من بدون عمل، فقط اطلاعات بیشتر و بیشتری را در ذهنم انبار میکردم و از این ناراحت بودم که پس کی اتفاق مورد نظرم خواهد افتاد. حتی به خودم زحمت هم نمیدادم که یک دیدگاه کوتاه یا ردپای کوچک از خودم به جای بگذارم…
اما اکنون کمر همت بسته ام تا در این مسیر استمرار داشته باشم و فقط با گام اول این پروژه می بینم که تغییرات و پیشرفت ها جزئی و کوچک دارند خودشان را به من به صورت احساس بهتر، ذهن آرام تر، ایمان بیشتر، توکل و اعتماد به خداوند و عمل و انجام دادن آگاهی ها، نشان میدهند. همین نتایج و ثمر های هر چند ریز، انگیزه و شوق من را برای ادامه مسیر و استمرار در آن بیشتر میکند و سعی میکنم با یادآوری این پیشرفت ها و باور به اینکه با تلاش و عمل و استمرار بیشتر می توانم به نتایج و دستاورد های بیشتری برسم، انگیزه خود را حفظ می کنم.
همچنین این منطق را استخراج کرده ام که حتی استاد هم در اول مسیر نتایج بزرگ و آنچنانی نداشت، و او هم مانند من تغییرات بسیار کوچک و جزئی داشت مانند فکر کردن به یک دوست و تماس گرفتن آن دوست با ایشان یا بهتر شدن وضع روحی و آرامش و حس خوب بیشتر . و این منطق که وقتی استاد از آن نقطه و با آن شرایط توانست با عمل به قوانین و استمرار در آن، به این جایگاه و زندگی بینظیر برسد، پس قطعا این روش کار می کند و من هم می توانم با انجام این کار ها از این نقطه به نقطه دلخواهم برسم.
استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان دوست داشتنی ام بی نهایت دوستتان دارم و به خاطر تمام کمک ها و لطف خالصانه و بی منت شما ممنون و متشکرم
سلام به استاد عزیزم ومریم عزیزم
راجب یک مسئله ای که این روزها من را خیلی آزار میدهد و ذهنم خیلی درگیرش هست اون هم اینه که من وقتی برای رسیدن به خواسته هایم اقدام میکنم و حتی اون هارا تصور میکنم ویروسهای ذهنیم یا همون قفل های ذهنیم بهم میگن این مسیر استاد عباس منش سخته و بیخیال شو ول کن چرا میخوای سختی را ادامه بدی
تو نمیتونی از پس این مسائل بربیای
یا مثلا در باره موضوع عاطفی یا شغلی نکات منفی اون موضوعات را یادآوری میکنه برام
استاد برای اینجور مواقع شما چه پیشنهادی به ما میکنید؟؟
چه کاری را انجام دهیم تا ذهنمون آروم بگیره و دست از استمرار در هدف هامون بر نداریم؟
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
خیلی خیلی وقت است که دنبال پیدا کردن عادتهای محدودکننده و سمی و جایگزین کردن عادتهای قدرتمند در زندگی خودم هستم
بعضی را شناسایی میکنم پیش میرم ولی متاسفانه حرکت سینوسی دارم
امروز با خوندن متنی که مریم جان در ابتدای فایل گذاشتن و شنیدن صحبتهای استاد جان با خودم گفتم یا حرکت میکنی حرکتی مستمر یا ترک این مسیر رو میکنی و تو را به خیر و مارو به سلامت
شروع کردم با خودم حرف زدن گفتم و گفتم خدا گفت وگفتم آخه من قبلا به این نتیجه رسیده بودم که بزرگترین مانع پیشرفت من ماندن در گذشته است و خیلی سعی میکردم از گذشته بیام بیرون نمیشد که نمیشد
اما اما اما امروز به این رسیدم که مشکل صرفا ماندن در گذشته نیست و اون احساس گناهی است که از گذشته دارم که مثل گاری زهوار در رفته و پر از بلوکهای سیمانی با خودم حمل میکنم که نمیگذارد قدم از قدم بردارم تو همین حرفها با خودم بودم یهو یاد گفتگوی خودم با خدا افتادم یعنی خدا یادآوری کرد و دیگه خدا گفت و من گفتم
چه گفتمان خوبی بود که در دو تا فایل قبلی با عشق توضیح دادم
دیدم در آن گفتمان خداوند اصلا چیزی در باره گذشته به من نگفت که چرا ابن کارو کردی چرا این کارو نکردی و چراهای دیگر در گذشته فقط گفت هر چه بخوای میدهم تو به چگونگی کاری نداشته باش و شاکر باش
دیدم شرمنده شدم گفتم آره ردپایی از گذشته در این گفتمان دیده نشد و خدا هم دوست نداره به گذشته برگردم چون با قانون رو به جلو بودن جهان در تضاده
یاد یک روایتی افتادم که درنو جوانی شنیده بودم و اون این بود که حضرت محمد حتی یکبار در زندگی کاش نگفته و خیلی درک نکرده بودم ولی امروز بخوبی درک کردم که بابا جان پیامبر هم کاری به گذشته نداشت چرا که گفتن کاش برمیگرده به اتفاقاتی که در گذشته افتاده یا نیفتاده و پیامبر همیشه رو به جلو بوده و تکامل خودش رو طی کرده
خود کلمه تکامل هم نشان دهنده رو به جلو بودن هست نه به عقب برگشتن جهان ایستایی نداره یا با اون پیش میری یا سقوط میکنی
و دیدم بزرگترین و قویترین مشکل من موندن در احساس گناهه و اون مستلزم بودن در گذشته س
و به قول استاد احساس گناه اسلحه شیطان است که تمام ذهن انسان رو درگیر میکنه و نمیزاره الهامات خداوند وارد قلب بشه افکار درست وارد شود
به خودم گفتم فکر کن هیچ گذشته ای نداشتی و امروز خداوند تورو در همین شرایط در کره خاکی قرار داد و گفت من تو را از فضلم در این کره خاکی قرار دادم و استاد را چراغ راهت قرار دادم و خودم پشتیبانت هستم و خیلی خودمانی گفت بابا جان دردت چیه استاد داری منم تورو به سمت جلو هل میدم و هدایتت میکنم حال اگر گوش کنی و پیش بری من هستم و اگر من هل میدم و تو میخکوب شدی و حرکت نمیکنی به قول معروف هر چی دیدی از چشم خودت دیدی و من پشت تورو خالی میکنم بنابراین یا از پشت به زمین میخوری و یا در زمین فرو میری
خیلی با خودم کلنجار رفتم و گفتم ببین دیگه انتخاب با خودته دست به عمل شو و بعد با خدا عهد بستم گفتم خدایا برای اینکه من این غول احساس گناه رو از بین ببرم اصلا فکر میکنم گذشته ای وجود نداشته حتی یک لحظه و با خدای خودم عهد بستم به لطف الله مهربانم دیگه به گذشته فکر نکنم به چیزی که اصلا وجود نداشته و تمام سعی خودم رو بکنم که روبه جلو باشم و مرتب تکرار کردم تکرار کردم حالم کم کم خوب شد بخدا قسم همین تصمیم این کار ذهنم رو آروم کرد
گفتم باید از قانون خلا استفاده کنم و همه آنچه که بوده بیرون بریزم تا جای برای افکار خوب پیش رو باز شود و من الهامات را دریافت کنم
چون این بزرگترین ترمز و پاشنه آشیل من است و ایمان دارم با اجرایی شدن این تصمیم بوم بوم اتفاقات عالی در زندگیم خواهد افتاد
به قول استاد جان از همون لحظه که تصمیم به تغییر میگیری نتایج میاید و این همان احساس آرامشی است که دارم
و حتما به زودی خواهم آمد و از نتایج بزرگم خواهم گفت
الله یرزق ما یشاء بغیر الحساب
در پناه خدا شاد و موفق باشید
به نام یگانه پروردگار هستی بخش
باسلام و درود به تمامی عزیزان درمسیررشدوپیشرفت الهی
گام دوم دلیل نتایج پایدار:
کلیدی ترین نکته ی هرفایل یادآوری قانون جهان هستی است،اینکه تمام اتفاقات زندگیمون نتیجه ی باورهای خودمان است،حتی کوچک ترین اتفاقات زندگیمون رو هم خودمون با افکارمون رقم می زنیم
اگرمی خواهیم نتایج بزرگ درهر زمینه ای اززندگیمون بگیریم،باید همان نتایج کوچک را تأیید کنیم،مثلا اگر درطول مسیر ودر طی کار کردن روی خودمان درمدت زمان بیشتری سلامت هستیم و آرامش بیشتری داریم،یااگر به کسی فکر می کنیم و اون فرد برای مازنگ می زند یا همان روز اون رو ملاقات می کنیم،این بخاطر همان فرکانس هایی بوده که ازقبل فرستاده ایم،واگر خوب دقت کنیم می بینیم که دقیقا تمام اتفاقات زندگیمون بخاطر تمامی توجهات خودمون و تمامی ورودی هایی است که چندین بار تکرار شده اند و اساس اون رو داریم تجربه می کنیم
خیلی این نکته هربار منو بیشتر به فکر فرو میبره که چقدر افراد جامعه بخاطر همین موضوع دارن هربار بیشتر درگیر مقصر دونستن عوامل بیرونی می شوند
داستان تکراری زندگی اطرافیانم بیشتر برای من تجربه می شود وبیشتر به من تلنگر وارد می کند که اگر دوباره برگردم به شرایط قبل زندگیم،چیزی جز اتفاقات شبیه به اطرافیانم را تجربه نخواهم کرد
یکی از افراد فامیل ما درسن سی سالگی تقریبا نصف بینایی خود را از دست داده است،دیشب عمدا باهمسرم او را ملاقات کردم تا بیشتر قانون وعدالت خداوند را برای خودم یاداوری کنم،اولش کمی احساسات برمن غلبه کرد ولی وقتی آن فرد شروع به صحبت کردن کرد،چقدر هدایتهای الهی رو درزندگیش مشاهده می کردم که خداوند اورا از هزاران بلا نجات داده بود ولی باز هم او متوجه هدایتهای الهی نبود و چنان مشتاق بود بیشتر از بلاهایی که سرش آمده برای ما توضیح بدهد که من واقعا تعجب می کردم که چرا او نتوانسته هدایتهای الهی را ببیند و دست از ظلمی که به خودش می کند بردارد،و مادرش اشک ریزان دست به دامان امام رضابود که اورا حتما به حرم امام رضا ببرد تا بلکه امام رضا چشمانش را شفا بدهد!
واقعا انجا فهمیدم که چقدر ازدرون تغییرکرده ام و چقدر بی نیاز ازین شده ام که بخواهم مشکلاتم را برای دیگران مشتاقانه بیان کنم و احساس ترحم ودلسوزی از دیگران جلب کنم،حتی واقعا دیگر علاقه ای ندارم که کوچکترین سر دردم را همسرم متوجه بشود،و خدارا هزاران هزار مرتبه شکر کردم که چقدر عادلانه هرکسی را درجای درست خود قرارداده است،اما متأسفانه اکثریت جامعه فکر می کنند که خداوند مانند یک انسان ظالم و ستمگر علاقه دارد به بندگانش ظلم کند و ازهمه بدتر به جای آنکه به درگاه خداوند طلب بخشش کنند و از او یاری بطلبند از غیر خداوند که اوهم دستش ازاین دنیا کوتاه شده است طلب یاری کنند!!!
وبازهم ازهمه بدتر فکرمی کنند تمامی این مشکلاتی که دارند تحمل می کنند پاداشی می شود برای آن ها در سرای آخرت!
این داستان ازدیشب تاحالا منو خیلی به فکرعمیقی فرو برده که چقدر انسان کفوره و چقدر داره به خودش ظلم می کنه و بیشتر شکرگزار رب العالمینم شدم که خداوند راه درست هدایت رو در مسیرزندگیم به من نشان داد و خداروشکر که دارم هربار بهتر وپایبند تر دراین مسیر حرکت میکنم
وبقول استادعزیز اگر یک روز تمامی شهرت و ثروتم رو ازدست بدم به نظر من هم چیزی نمی شه و تازه بهتر می تونم یک ورژن بهتری ازخودم ارائه بدم و همه چیز رو دوباره از نو بسازم…
هرچند که بازهم طبق قانون جهان هستی اگر کسی درمدار درست باشه و باورهای بنیادین درست درون خودش درست کرده باشه به همین راحتی همه چیزش رو از دست نمی دهد،مثل اینکه کسی ساختمانش رو محکم وباابزار مناسب بنا کرده باشه و اون ساختمان به راحتی درمقابل سیل و زلزله خراب نخواهد شد
پس بنابراین نتیجه ی کارکردن روی خودمون و نتیجه ی باورهای درست و بنیادین نتایج پایدار درمورد هر باور است و به همین راحتی این نتایج پایدار یک شبه ازبین نمی رود.
-درمورد تغییر دادن باورهای گذشته و تسلیم شدن،من تو خیلی ازموضوعات مخصوصا معنویت خیلی بهتر تونستم عمل کنم،ولی در مورد تربیت فرزند،چنان باورهای گذشته در من رسوخ کرده که هنوز رگه هایی از اخلاق و رفتارهایی درمن پدیدار می شه که واقعا در گذشته ازین نوع رفتارها درمادرم اذیت می شدم و دقیقا خیلی اوقات من به شدت مثل مادرم بافرزندم رفتار میکنم و تو این مدت کارکردن روی خودم متوجه شدم که بزرگترین پاشنه ی آشیل من تربیت فرزندمه،که می خوام مثل یک منجی در هرلحظه هدایتگر و مشاور لحظه به لحظه ی اون باشم،حتی شده گاهی وقتا اگه به حرفم گوش نده اون رو تنبیه کنم و واقعا این موضوع باعث میشه از کار کردن روی خودم ناامید بشم و خیلی خیلی برام سخته که خودمو تسلیم کنم و اجازه بدم فرزندم راه خودش رو پیش ببره نه اینکه با زور و اجبار من بخواد یک کار رو انجام بده
ولی می بینم خیلی از افراد رو که چقدر بی خیالند و تفریح و خوش گذرانی یکی از اولویتهای اول خودشونه و چقدر بچه هاشون آروم ترند و چقدر بیشتر به حرف پدرمادرشون گوش می کنند
الان بعداز چهارسال تلاش هنوز دراین مورد خیلی خوب نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و جاداره که متمرکز تر روی این پاشنه ی آشیلم کار کنم چون قشنگ می فهمم بیشترین ضربه ی روحی من ازاین موضوع خورده میشه،چون هنوز دراکثر اوقات فکر می کنم تایک سنی بچه نصف بیشتر مسئولیتش برعهده ی مادره و مادر وظیفه داره بهش تو هر کاری امرونهی کنه،و یا مثل یک منجی به اون بگه این راه درسته اون راه غلط…
نکته ی بعد:
برای ثروتمند شدن ربطی به شغل،جنسیت،موقعیت جغرافیایی نداره،اگه ما باورهامون رو در مورد ثروت درست کنیم مطمئنا و بدون شک درهمون موقعیتی که هستیم بیشتر ورود نعمتها و ثروت ها رو درزندگیمون لمس خواهیم کرد
نکته ی بعد:
اینکه استاد می گوید اگر به پونزده سال قبل برگردم بیشتر لذت می بردم و بیشتر به خداوند ایمان داشتم که همه چیز رو بهم میده و خیالم نسبت به نتیجه راحت تر بود
الان که فکرشو میکنم میبینم که چقدر مادانشجوها باید سپاسگزارخداوند و استادمون باشیم که داره آموزش هایی رو به ما میده که هربار داریم رهاتر،توحیدی تر میشیم و چقدرداره هربار بااین دست ازآگاهیا مسیرمون کوتاه تر میشه و به وفور نعمت وثروت بیشتر و سریع تر دست پیدامی کنیم
خداروصدهزارمرتبه شکر،این فایل از اون فایلهاییه که باید چندینو چندبار گوش بدیم و تک به تک نکته هارو درزندگیمون اجرا کنیم….
داستان مهاجرت به مداربالاتر ادامه دارد…
الهی به امید تو
قدم دوم
خداروشکر که به تعهدم عمل کردم و دومین قدم پروژه پیش بردم…..
اتفاقات را با افکار خودمان رقم میزنیم ،
اگه دنبال نتایج بزرگی اول باید با دیدن نتایج کوچیک شکرگزار باشی و تحسین کنی تا نتایج بزرگ ترو ببینی.
اگه هنوز نتایج بزرگ ندیدی به این معنی نیست که مسیر غلطه به این معنی گه به اندازه کافی کار نکردی و مهم ترین چیز برای رسیدن به خواسته:استمرار،استمرار،استمرار
پایه و اساس موفقیت توی هر حوزه ای
روابط
سلامتی
ثروت
موفقیت
همش فقط و فقط به کار کردن روی عزت نفس برمیگرده و شالوده اصلی همون احساس لیاقت و تعلق و دوست داشتن خوده ماست.
وقتی تو مدار درست باشیم ،وقتی روی خودمون کار کنیم هیچ اتفاق غیر منتظره ای نیست و سوپرایز نخواهیم شد بلکع هر اتفاقی بیوفته اتفاق خوبیه….
کسی که یه مدت طولانی روی خودش کار کرده یه شبه به حالت قبل برنمیگرده شاید سینوسی بشه اما صفر نخواهد شد.
قانون تکامل
سالها طول میکشه یه شبه موفق بشی
موفقیت افرادو نباید یه شبه دید و خودتو با کسی مقایسه کنی تو از باور های درونی اون خبر نداری و فقط داری ظاهر قضیه می بینی ریشه ها ندیدی هنوز
تکامل یعتی از جایی که هستی کسب و کارتو راه بنداز
تکامل یعنی با همون چیزی گه داری شروع کن نه اینکه وام بگیری و خودتو ببری توی قرض ،،،،
مهم ترین نتیجه کار کردن روی خودمون احساس آرامش درونی و بعدش نتایج دیگع ام میاد.
خدایاشکرت
به نام خدای بهشت.
به نام خدایی که هر چی دارم از اوست.
به نام خدایی که جهان ، کیهان رو قوانین خلق کرد.
به نام خدایی که هر کس بخواد چندین برابر بهش میده.
به نام خدایی که وقتی وصل بهش میشم اینققققققققدر مسیر واسم زیبا میشه که فقط لذت می برم و خیلی برام خوش میگذره.
استاد متشکرم از این همه سادگی ، راحتی و سخاوتمندی، که تو این فایل ها هدیه می کنی برای من.
مریم جان متشکرم که ندای قلبت رو گوش کردی و از جانب خدا مأمور شدی خواسته های منو که مسیر بالاتر رو داره انتخاب می کنه ، بهم بیشتر و بهتر یادآوری کنی که فاطمه جان باید هر روز با تکرار و تمرین بارها و بارها به خودت بگی و از این مسیر دور نشی.
من از بچههای دوازده قدم ام.
درست ده ماهست که دارم تمرکزی ، و تکامل ، آروم آروم بالا میرم.
از روزی که قانون رو درک کردم که همه چیز احساس خوبه، آرامش ه، و رهایی و سپردن به دستان پر قدرت الهی، هی هر بار مثل غذا خوردن تا احساس گرسنگی می کنم شروع می کنم به یه تغذیه مناسب که همه چیز قانون پس باید هر بار بهتر و بهتر با صبر و تکامل طی بشه و هر اتفاقی که میاد سراغم درس ش اینه که خواست باشه تکرار نشه و برو تو دلش و درس ها، تجربه ها رو بیار بیرون ، و رها کن.
ده ماهست که به لطف خدا از تغییرات کوچک شروع شده، و هر بیشتر رو خودم سرمایهگذاری می کنم نتیجه رو بهتر دریافت می کنم.
وقتی خودم رو با روز اول که وارد این مکتب خانه ی عشق شدم مقایسه می کنم متوجه میشم خدای من، چقققققدر آروم ترم.
چقققققدر شادتر و رهاترم.
چقققققدر تسلیم تر شدم.
چقققققدر ترس هام کمتر شده که وقتی تو مسیرم ، چیزی به نام بد وجود نداره ، فقط باید عاقلانه فکر کنم که این اومده قراره چی رو بهم بگه.
چقققققدر ساده تر شده قانون واسم که بابا قرار نیست چیز تازه ای پیدا کنی ، اما قراره قانون رو هر بار بهتر تکرار کنی.
خدایا متشکرم که اینققققققققدر دارم خوب زندگی می کنم ، چه آرامشی ، چقققققدر نتایج داره راحت تر وارد زندگیم میشه.
به لطف خدا…
از نظر مالی بدهکار نیستم.
شغل دارم.
درآمد هی هر بار با ساختن باورهای خوب مالی داره بهتر جون می گیره.
روابط م چقققققدر فرق کرده.
آرامش م که نگو انگار روش ربم هستم و راحت ساده ، بیخیال بیخیال ، علی بی غم شدم.
نسبت به هر اتفاقی رهاتر ، و واکنش هام هی بهتر و بهتر شده.
ورود نعمت ها، سلامتی ، ثروت ، ایده ها ، آدم ها ، موقعیت ها، شرایط چقققققدر مثل نفس کشیدن شده.
تشخیص الهامات ، شنیدن ندای قلب م، دیدن نشانه ها، چقققققدر رشد کرده.
خدای من چگونه این همه نعمت ت رو شکر گویم.
خدای من چقققققدر درک قانون از روز اول برام روون تر شده.
خدای من چگونه اون لحظه ی وصل م به تو رو توصیف کنم که اینققققققققدر زیبا ست که اشک ها مثل قطرات باران مروارید گونه میاد و صورتم رو جلا میده.
خدای من حرکت م، رشدم، رو هر روز دارم حس می کنم، حتی بالاتر رفتن به مدار بالاتر رو چه راحت حس می کنم.
خدایا متشکرم
استاد متشکرم
مریم جان متشکرم
شادی، سلامتی ، ثروت ، سعادتمندی و خیر دنیا و آخرت رو آرزو می کنم برای تک تک افرادی که اینجا میان و با خوندن این جمله ها لذت می برند.
خدایا متشکرم متشکرم متشکرم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»
«أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»
—————————————————————–
گام دوم ،قانون پایداری نتایج
سلام به استاد جانم، سلام به استاد شایسته جانم و دوستان همراه
این قسمت انگار اون لکه های روی عینکی که به چشمم هست رو برام قشنننننگ تمیز کرد چقدر قانون جهان و قانون تکامل برام روشنتر و روشنتر شد و کمالگرایی در ذهنم کمتر و کمتر سپاسگزارم.
اینکه به اندازه درک بهتر قانون نگرانی های ما تبدیل به جسارت برای سازندگی میشه ، و مهارت در عمل به قانون یه روند تکاملی داره.
من چند تا نکته رو در مورد خودم متوجه شدم اینکه کنترل ورودی یعنی ندادن ورودی نامناسب و دادن ورودی مناسب به طور اگاهانه هست ،درسته من سعی میکنم ورودی های نامناسب بیرونی رو به ذهنم ندم اما یسری ورودی ناجالب درونی رو خوب میدادم به ذهنم وبیشتر سعی میکردم از روشهایی که حالمو کوتاه مدت خوب میکنه استفاده کنم که یکیش گوش دادن زیاد فایل ها بود، الان بیشتر میفهمم استاد میگه حال خوب همه چیز هست، وقتی من احساسم بده یعنی ورودی درونی نامناسب دارم به ذهنم میدم پس مهمترین اولویت برای من داشتن احساس خوب در زمان های بیشتری هست ،به هر طریقی میتونم احساسمو خوب کنم و اگر مسئله ای هست به خصوص یه الگوی تکراری هست سعی کنم رفعش کنم، اما بهترین شیوه همونطور که گفتین برای کنترل ذهن یادآوری قانون و صحبت با خودمه ، کاری که من خیلی کم انجام میدادم ، الان متوجه شدم اشتباهم کجا بوده و خیلی حس خوبی دارم که میتونم روشمو اصلاح کنم ، اگر هم فایلی گوش میدم سعی کنم در مورد آگاهی هاش بیشتر با خودم صحبت کنم تا اینکه مثل مسکن ازش استفاده کنم.
درسته خیلی بهم کمک میکنه اما الان که دارم به شیوه متفاوت فایل هارو کار میکنم نتایج برام واقعا خیلی عالیتر شده در درک قانون در عمل بهش در احساس خوب بیشتری داشتن در اشتیاق برای انجام تمرین برای ادامه مسیر با همواری. خدایا شکرت
سپاسگزارم از اساتید عزیزم که بهم در رشد وجودم دارن کمک میکنن.
—————————————
در پاسخ به سوال این جلسه که چطور میخوام انگیزه ام رو حفظ کنم؟
خوب انگیزه هام برنگشتن به شخصیت ترسو ومشرک قبلیم هست
باور کردن قانون ،اصلا دلیل اصلی موندنم تو مسیره ، ذهن منطقی من قشنگ منطق قانون به وجودش نشسته شاید کم درکش کردم اما قانون برام حجت هست، هیچ نگاهی نمیتونه در وجودم تغییرش بده.
اما برای من الان تلاش برای فهمیدن بیشتر قانون، شناخت خداوند و سیستم هست.
چون میزان احساس خوبم ، پذیرش خالق آینده بودنم ، اشتیاق و امیدم ، و میزان عمل صالحم از وقتی سیستم رو بیشتر درک کردم بهتر شده و دارم تغییرات خوبو در رفتارم میبینم چیزی که استاد میگه اگه میخوای بدونی باورهات تغییر کرده ببین رفتارت تغییر کرده؟ و برای من خیلی عالی شده مسیرم واقعا هموارتر شده .
و بعد از مدتی تضادهای همزمان الان برام نوید یه تغییر بزرگ در وجودم و در زندگیم هست و یادآوری روند رشد استاد هم بهم کمک میکنه.
خداوند به وجود من آگاهتر از هرکسی هست ، من خواسته هامو گفتم باید اجازه بدم اون منو قدم به قدم برای ساختن شخصیت مناسب خواسته هام هدایت کنه،شخصیتی قوی که نتایج پایدار بگیره، دست از تقلا بردارم از زندگیم بیشتر لذت ببرم ، متمرکزتر باشم و ادامه بدم.
به آنچه پیش روی من است با اعجاب مینگرم
—————————————————————————
وَقُل رَّبِّ أَنزِلۡنِی مُنزَلࣰا مُّبَارَکࣰا وَأَنتَ خَیۡرُ ٱلۡمُنزِلِینَ
بگو:پروردگارا، مرا در جایگاهى با برکت فرود آور و [البتّه] تو بهترین فرود آورندگانى
بسم الله الرحمن الرحیم.
با سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته. بازهم فایل عالی و مرور شدن قانون جهان هستی قانون تکامل و ادامه دادن مسیر.
خب در پاسخ به سوال اول باید بگم که خب اولا که احساس خوب من در این مسیر ارامش و راحتی که دارم و بقول استاد تجربه جهنم و بهشت و ادامه دادن در مسیر بهشت و یاداوری به خودم این مسیر و نتایج کوچکی که از ادامه دادن در این مسیر گرفتم باعث ایجاد انگیزه میشود،از مثال خودم بگم که من قبلا احساس گناه و احساس خودسرزنشی خیلی زیادی میکردم اما الان دیگه این احساس کم شده و جاش ارامش و احساس خودباوریم بیشتر شده که خب این نشون میده که قانون جواب میده حالا هی باید کارکنم تا مهارتم بیشتر بشه در این زمینه و همین مرور نتایج کوچک باعث انگیزه و ادامه دادن میشود مثلا من وقتی چکاپ فرکانسی قدم دوازده با قدم اول را چک کردم کلی تفاوت را درک کردم، خب حالا خودش باعث میشه ادامه بدم درسته نتایج خیلی بزرگ نبود اما نسبت به یکسال پیش عالی بود.اما این مسیر را اگه شروع نمیکردم خدا میدونه اوضاعم الان مثل یک سال پیش بود یا حتی بدتر شده بود.
درمورد سوال دوم بگم،منطقی که باعث شده بازهم حال خوب را تجربه کنیم منطقی که باتغییر باورهای ما همه چیز در دنیای مادی تغییر میکند و نیاز نیست ما تغییر خاصی ایجاد کنیم همچنین روند تکامل از یاد نره. منطق اینکه قطعا میشود چرا چون نتایج کوچک اتفاق افتاده پس راه همینه اگه هنوز نتایج بزرگ رخ نداده به دلیل اینکه ما هنوز خیلی خوب روخودمون کار نکردیم.و…
با سپاس از شما.
سپاس خدایی را که مرا به این مسیر هدایت کرد.
با نام او که هستی بخش جهان است، سلام به همهی شما، دوستان عزیزم.
دریافتیهای من از این فایل که خیلی حالم را خوب کرد، حالی که باید با تکرار و تکرار این باورها و طرز فکر دائمیش و پایداری کنم. منم مثل خیلیها عجول و کمالگرا هستم علت این که هنوز به ثبات نرسیدم هم همین هست اما امروز یک لایه رو دیدم با چشم جانم به لطف الله، من حالم خوب میشه روی فایل کار میکنم اما این حال خوب رو ارزشمند نمیدونم، مثل استاد که گفت گوهر و الماس میدونسته و میدونه نمیدونم مدتم میگم باید یه کاری کنی، کو نتیجه ، کو تغییر و تمام اینها مساوی برای من دلسردی و ترس و اضطراب و دور و دور تر شدن از تمرین ها و کارکردن روی خودم بهترین قسمت برای من که این جور مواقع به خودم یادآور بشم و نلغزم تیکه آخر فایل که استاد گفتمن خیلی تلخترین ها رو اونجا دیده بودم بعد احساس خوب برای من شده بود جواهر ، احساس ارامش، احساس شادی و لذت و عشق برای من شده بود مثل یک الماس چون نداشتم بعد نتیجه همون احساس بود نه نتیجه مالی چون تو جهنم زندگی کرده بودم احساسم داشت خوب میشد عین این بود که اومده بودم تو بهشت دیگه باید این بهشت رو ادامه میدادم دیگه منطقی هم همین بود چون واقعا بهم خوش میگذشت با بااون تغییر دیدگاه و احساس جدیدی که داشتم اصلا یه آدم دیگهای شده بودم تو یه دنیا دیگه زندگی میکردم اصلا نیاز نبود خیلی به خودم فشار بیارم که تو مسیر باشم من بد بد شو دیده بودم و آنقدر درد داشت برام که اصلا یه لحظه هم فکر نمیکردم برگردم به اون سمت این حرفها، من رو یاد خودم انداخت که چقدر ناشکرم، چقدر مسیر رو مدام از یاد میبرم و کلید اصلی شادی و نشاط رو فراموش میکنم و میشه این نتایج زندگیم، همون جور که استاد فایل قبل گفت این حرفها برای من حکم آگاهی هایی رو داره که حالم رو دگرگون میکنه، آرامش میدهد بهم و برای این که پایدار باشه باید بارها و بارها بهش فکر کنم و باخودم تکرار کنم. کلید همین احساس خوب و آرامش قلبی چیزی که باید پایدار بشه این هست، چیزی که باید بهش برسم و بشه بخشی از زندگیم همین آرامش از تغییر دیدگاهم هست و لاغیر.
اما درباره تکامل این اولین بار نیست که فایل رو گوش میکنم ولی برای اولین بار متوجه این مطالب شدم، قبلا میگفتم بر اساس برداشتم از این مصاحبه طرف برای اولین بار وارد بیزینس و شغلی میشه و نتیجه میگیره پس منم میتوانم اما من نشنیده بودم این حرف استاد رو که گفت ترامپ، زین الدین زیدان هر کدام در کسب و کار جدیدی که وارد شدن پیشرفت کردن چرا؟ چون قبلا به موفقیتهایی رسیده بودن، راه و بلد بودن، قانون رو میدونستند و از همون قانون که تو صنعت های مختلف ترامپ برای رسیدن به هدفهاش استفاده کرد از همون قانون هم برای شرکت در ریاست جمهوری و برنده شد. زین الدین زیدان از همون قانون و باور و مسیری که برای یکی از بهترین بازیکنان فوتبال جهان شدن استفاده کرد برای مربیگری هم استفاده کرد و نتیجه گرفت حالا نکته کجاست؟ درک و یادگرفتن یک مسیر و قانون ثابت که برای همه چیز جواب بده که این نیازداره به تمرین و تمرین و به هیچ وجه کار یک شب و یک روز نیست. کاری نیست که بشه توش عجله کرد باید مسیر رو طی کنیم و لذت ببریم باید با گوشت و پوستم درک کنم تا بشم یکی از همین الگوها
اون جایی که استاد گفت تعداد روزهای عضویت نشان دهنده این که کی بیشتر نتیجه میگیره نیست.مثل میخ و بتن به من کمک میکنه جاهایی که نتایج دوستام رو میبینم و خودم میبینم هیچکاری نکردم احساسم بد نشه و این منطق که این فرد از مدتها قبل آمادگی پیداکرده ضربه زده به میخ الان من تنها دارم ضربه آخر رو میبینم. منم هم وقتی استمرار داشتم باشم. میتوانم به خواسته هام برسم. میتوانم در مدار این موفقیت ها قرار گیرم این حرفها تب و تاب و عجله من رو کاهش میده و این که این بنده خدا تکامل رو طی کرده درس هاش رو گرفته و الان داره نتیجه میگیره پس قانون جواب میده.
خدایا بی نهایت خوش حالم برای درک این قوانین و آگاهی ها از این فایل.
در پناه خدا باشید.
بنام زاد یگانه و بی همتا !
با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز .
استاد زمانیکه درمسیر باورها و رویاهای خود ، از قدم های کوچک کوچک، متوالی وشکرگذاری همیش بی نهایت میشود به خواسته های ما نزدیکتر شویم !
با هرباور که باشیم بعدا همان اتفاق را خواهد مشاهده کردیم !
به الهامات و نشانه ها باور داشته باشیم و از مسیر لذت ببریم حتی اگر هزینه به خرچ داده شود !
اگر در مسیر باشیم هیج گاهیی به راحتی برنمیگردیمبه قبل !!
مثل بهترین های دنیایی ورزش به مثل مسی و رولاندو.
همه چی برمیگردد به اینکه چی باور داریم .
در پناه الله یکتا شاد باشید
خوشحال و سپاسگزارم که در گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر هستم. ردپایم را می گذارم تا بدانم از کجا و چگونه شروع کردم.
در جواب به سوالات تمرین بالا باید بگویم که:
من با وجود اینکه از این موضوع آگاه بودم که فقط با گوش دادن به فابل های استاد و فهمیدن قوانین ،بدون عمل کردن و تلاش، پیشرفتی حاصل نمیشود، ولی باز به صورت اتوماتیک وار به فایل ها گوش میدادم و بدون اینکه باور های درست را در ذهنم ایجاد کنم و تمرینات لازم را انجام دهم، خودم را اینگونه آرام میکردم که آگاه شدن از این قوانین و گوش دادن به صحبت های استاد به خودی خود تغییرات زیادی ایجاد خواهد کرد و همین فهمیدن و شنیدن کافیست. به همین دلیل هم کار من این بود که مانند سرگرمی هر فایل استاد را یکبار گوش میدادم و بدون درک کامل و انجام تمرینات و عمل به آگاهی ها ، به فایل بعدی میرفتم و دنبال چیز جدیدی بودم که تکراری نباشد. نتیجه اش هم این بود که تغییر یا پیشرفت محسوسی در زندگیم حاصل نمیشد و من بدون عمل، فقط اطلاعات بیشتر و بیشتری را در ذهنم انبار میکردم و از این ناراحت بودم که پس کی اتفاق مورد نظرم خواهد افتاد. حتی به خودم زحمت هم نمیدادم که یک دیدگاه کوتاه یا ردپای کوچک از خودم به جای بگذارم…
اما اکنون کمر همت بسته ام تا در این مسیر استمرار داشته باشم و فقط با گام اول این پروژه می بینم که تغییرات و پیشرفت ها جزئی و کوچک دارند خودشان را به من به صورت احساس بهتر، ذهن آرام تر، ایمان بیشتر، توکل و اعتماد به خداوند و عمل و انجام دادن آگاهی ها، نشان میدهند. همین نتایج و ثمر های هر چند ریز، انگیزه و شوق من را برای ادامه مسیر و استمرار در آن بیشتر میکند و سعی میکنم با یادآوری این پیشرفت ها و باور به اینکه با تلاش و عمل و استمرار بیشتر می توانم به نتایج و دستاورد های بیشتری برسم، انگیزه خود را حفظ می کنم.
همچنین این منطق را استخراج کرده ام که حتی استاد هم در اول مسیر نتایج بزرگ و آنچنانی نداشت، و او هم مانند من تغییرات بسیار کوچک و جزئی داشت مانند فکر کردن به یک دوست و تماس گرفتن آن دوست با ایشان یا بهتر شدن وضع روحی و آرامش و حس خوب بیشتر . و این منطق که وقتی استاد از آن نقطه و با آن شرایط توانست با عمل به قوانین و استمرار در آن، به این جایگاه و زندگی بینظیر برسد، پس قطعا این روش کار می کند و من هم می توانم با انجام این کار ها از این نقطه به نقطه دلخواهم برسم.
استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان دوست داشتنی ام بی نهایت دوستتان دارم و به خاطر تمام کمک ها و لطف خالصانه و بی منت شما ممنون و متشکرم