مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
سوالات:
- راهکار اساسی شما برای رفع وابستگی چیست؟
- اگر بخواهی یک راهکار به معتاد برای ترک اعتیاد بدهی، آن راهکار چیست و اولین قدم را از کجا بردارد؟
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- قوی ترین منطق برای وابسته نشدن به هر چیزی؛
- قانون فرکانسیِ کبوتر با کبوتر باز با باز؛
- مسیر تکاملی رفع وابستگی به هر عامل بیرونی و اتصال به نیروی درونی؛
- دارایی های اصلی و درونی خود را بهتر بشناسیم و بیشتر روی آنها حساب کنیم؛
- شناختن ریشه های وابستگی و درمان ریشه ای آن؛
- انسان می تواند تغییر کند و هر شرایطی را تغییر دهد. انسان می تواند حتی از اسفل السافلین به سمت رشد و تعالی حرکت کند؛
منابع بیشتر:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی203MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی18MB19 دقیقه












سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و کل دوستان همفرکانسیم
استاد استاد استاد دیروز 1402/3/15 تو کل زندگیم اولین بار رفتم انجمن گمنام.استاد، بچه ها از در وارد شدم یه نفر بهم دست داد چقدر چهره ارومی داشت گفت که اومدی شروع کنی گفتم بار اولمه اومدم اینجاها منو بغل کرد چه احساس مثبتی یه نفر دیگه هم اومد اون منشی بود اسممو پرسید گفت بیا بغلم منم خدا خواسته رفتم بغلش طرف هم ماشالاه هیکلی گم شدم تو بغلش.یه نفر دیگه هم بود به اسم عباس نه اسمی ازم پرسید نه چیزی دستشو باز کرد رفتم تو بغلش استاد نمیدونی چقدر حال داد اون لحظه انسانیت و خدا بود اونجا هر چی نجوای شیطان بود از بین رفت و فقط صدای الله بود که میگفت خوب جایی اومدی.بچه ها شروع کردن نشریه خوانی به ترتیب اولین نفر هم من خوندم بعدش یکی دیگه تا نفر اخر.وقتی تموم شد منشی گفت که بچه ها هر کی هرچیزی داره شروع کنه برای گفتن.استاد اونا با قانونی که شما به ما اموزش میدی هیچی نمیدونن همشون پاکی هاشون از سه ماه تا دوسال بود ولی بازم یه سری هاشون میگفتن احساس پوچی میکنیم از این زندگی راضی نیستیم ولی اونایی که سابقه بالایی داشتن تو انجمن جنس حرف هاشون رو من میفهمیدم یکشون خیلی اروم حرف میزد ولی حرفاش پخته بود فقط یه جمله شو یادمه گفت اصلا فکر نمیکنم این جز اعتیاد حساب بشه برای من.خیلی حال کردم با جمله ش.صحبت بچه ها تموم شد منشی گفت اگر کسی تازه وارد تمایل به اعلام پاکی داره اعلام حضور کنه منم با ترسی که تو جمع داشتم شروع کردم.استاد استاد استاد چه صحنه ای بود . منم اسماعیل هستم
انجمن :سلام اسماعیل
یک ماه و سه چهار روز پاکی دارم منشی:پسوند نمیذاری پشت اسمت گفتم اصلا، نمیخوام ازش استفاده کنم استاد همه برام دست زدن یکشون دوباره بغلم کرد همه بهم میگفتن افرین ماشالاه باریکلا . استاد جلسه که تموم شد خیلی خیلی احساس کوچیکی کردم در مقابل پروردگارم و خیلی احساس بزرگی کردم در مقابل ترسی که داشتم و میگفتم درمان نمیشه ولی دیدم که شده و دیدم که یکیشون برگشت گفت من یکسال و نیم پاک هستم و چندین کارمند دارم چقدر ذوق کردم براش.اخر جلسه همونی که چند تا کارمند داشت خودش شروع کرد برام صحبت کردن از اینکه خوب جایی اومدی و انجمن اینجوریه تو باید راهنما داشته باشی منم گفتم میشه راهنمای من شما باشی گفت اره و بعدش چقدر جالب گفت دوره دوازده قدم انجمن رو از چند روز دیگه شروع میکنیم میای دیگه گفتم اره چرا نیام بعد دیگه خداحافظی کردیم با یکیشون حدود یکساعت صحبت کردم از زندگیم اونم با گوشاش نه با وجودش گوش میکرد بعدش استاد دیدم ساعت شده نه و نیم شب و وسیله نداشتم برای برگشتن ضد حال بدی بود اسنپ گرفتم اومدم خونه شاممو خوردم.خیلی سریع گفتم من که فعلا نمیتونم ماشین بخرم موتورم سه چهار ماه دیگه میخوام بخرم الان چی میتونم بخرم دوچرخه استاد سریع رفتم تو دیوار یه چند تا دوچرخه پیدا کردم ولی یکشیون رو انتخاب کردم با داداشم ساعت ده و نیم رفتم تستش کردم یه خورده ریز خرج داره ولی خوبه و خریدمش بدون معطلی طرف داشت با دهن منو نگاه میکرد استاد عجب روزی بود برام اولش مقاومت داشتم برای خرید دوچرخه بعدش هم نجوای شیطان اومد سراغم که چرا خریدی منم میگفتم برو بابا تو کی باشی بخوای منو راهنمایی کنی.خدایا خدایا خدایا خدایا شکرت با تمام وجودم چقدر مهربون و عظیمی.عاشقتونم استاد و خانوم شایسته عزیز تشکر تشکر تشکر تشکر.
سلام خدمت استاد عزیز عزیزم و خانوم شایسته که هر دوتون کلام و دست خداوند هستید
استاد جانم من دیشب که از خداوند نشانه خواستم برای اینکه دوره راهنمایی عملی به رویاهارو بخرم یا دوازده قدم رو شروع کنم.گفتم میام تو سایت میزنم رو نشانه امروزم و میفهمم باید چکار کنم.استاد باورت نمیشه نشانه امروزم در مورد اعتیاد بود خدایا صد هزار مرتبه شکرت.استاد جونم من درگیر یه اعتیادی هستم و به خاطر همین اعتیاد از لحاظ ذهنی و فیزیکی یه مقداری شل میشم و همه چیز یادم میره تا دوباره از اول شروع کنم برای پاکسازی ولی استاد از زمانی که دوره عزت نفس رو تهیه کردم خیلی خیلی کمتر این اعتیاد میاد سراغم ولی بعضی موقع ها وسوسه انجام دادنش انقدر شدید میشه که احساس میکنم خون دیگه به مغزم نمیرسه ولی خیلی خیلی نسبت به قبلم کمتر شده من هفت یا هشت سال درگیر این اعتیاد بودم ولی به لطف پروردگارم و آموزش های شما خیلی خیلی کمتر شده با باور هایی که ساختم انصافا چهار ماهی یه بار اون اعتیاده هستش و دوباره پاک میمونم استاد من تو این چند وقته خیلی دنبال این بودم که چجوری رها بشم و هیچ جایی نمیرفتم برای پاکسازی فقط تو سایت بودم کامنت بچه ها رو میخوندم باور میساختم با کامنت و قدرت میگرفتم ولی کار نمیکردم روی اون باور ها و دوباره لغزش ….تا اینکه این نشانه عزیز رو دیدم استاد من اصلا نمیدونستم یه همچین انجمن هایی هم هست برای اعتیادم. استاد من از طریق همین اعتیاد وارد اعتیاد ها دیگه شدم به همراه همون اعتیاد اعتیاد به حشیش هم داشتم و سه سال درگیرش بودم چندین سال پشت سرهم قلیون میکشیدم چهار سال مشروبات الکلی میخوردم و به لطف خداوند همشون از بین رفته و حتی یه بارم نخواستم مزه کنم ، یادم افتاد به حرف یکی از همکارم که حرف از سلامتی شد برگشت گفت با همون سیگار لب دهنش : انقدر سالم و پاکم خوب نیست فقط نگاش کردم بهش خندیدم در صورتی که دوسال از من کوچیک تره .اگر من تونستم این مواد هارو ترک کنم با کمک خداوند و تسلیم بودنم در برابرش میتونم اینم ازش رها بشم .اینم ردپا از خودم که هر موقع وسوسه شدم بیام بخونم بگم من این بودما فراری از خودم و خدا ولی الان اینم کسی که شغل نداشت هیچ مهارتی بلد نبود الان شده کسی که وقتی نقشه کار بهش میدن دو روز دیگه اماده ست .استاد من یک سال و نیمه که با شما اشنا شدم و یکسالش به خاطر اعتیاد و باور هایی که در مورد شما داشتم اصلا نبودم ولی خداشاهده که الان روز نیست که نیام تو سایت چه سرکار باشم چه خونه باشم.استاد بی نظیری بی نظیری بی نظیری عاشقتم . با تمام ترسی که دارم امروز میرم انجمن.خدایا صد هزار مرتبه شکرت.