مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید133MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید23MB24 دقیقه













به نام خدا
آنچه من از این گام میفهم این است که خداوند همواره با من است و من هم همواره با خداوند هستم، اگر قلبم را به سوی خداوند باز کنم و ایمان داشته باشم. هر آنچه که من تجربه میکنم، حاصل همان نگاهی است که من به خداوند دارم و همان را هم دریافت میکنم. مولوی در این باره به زیبایی میفرماید:
«این جهان کوه است و فعل ما ندا؛ سوی ما آید نداها را صدا».
خداوند همه چیز است: اول است و آخر؛ ظاهر است و باطن. بنابراین، این دیدگاه و ظرف وجودی و ادراکی من است که از این تمام هستی، چه چیزی را میبینم و چه چیزی را میخواهم و چه چیزی را تا چه حدی درک میکنم. اگر من خداوند را مهربان و رزّاق و بخشنده ببینم، مهربانی و بخشندگی و رزق دریافت میکنم. خداوند همه چیز است و همه کس است و همه جا است و همیشه هست برای همگان. مهم و تعیینکننده، نگاه من به خداوند است و میزان درک من و ظرفیت وجودی من درباره خداوند.
رابطه من با خداوند مانند هر رابطه دیگری، یک رابطه اختصاصی است. درک خداوند، قابل تقلید و کپیبرداری و الگو دادن و الگو گرفتن نیست. درک خداوند، امری شهودی و درونی است. ممکن است گفته شود که در این صورت، خداوند چه موجودی است که هر کس درک متفاوتی از آن دارد و این نمیتواند درست باشد. پاسخ این است که این خداوند نیست که متفاوت است؛ این ما انسانها هستیم که در درک خداوند متفاوتیم و من به اندازهای که خودم رشد میکنم، میتوانم خدا را دریابم و درک ناشی از رشد دیگری قابل تسری به من یا تبعیت من از او نیست. این من هستم که باید شخصاً قد بکشم و ایمان بیاورم تا بفهمم و ببینم. این من هستم که با قلب و عقل و شهود و تفکر و تعمق در حد بضاعت خودم، میتوانم درکی را که از خداوند دارم بهبود دهم و با خدا ارتباط برقرار کنم.
ایمان، امری شهودی و اختصاصی و منحصر به هر فرد است. اگر میخواهم خدا را بهتر بشناسم، باید درباره آن مطالعه کنم و بهترین کتاب برای مطالعه در این باره، قرآن است که سخن خداوند با پیامبر است. البته که چنین کتاب مهمی را من شخصاً باید بخوانم و نه این که درک دیگران از این کتاب را ملاک فهم و عمل قرار دهم و البته که یک بار مطالعه کافی نیست و باید بارها و بارها و بارها قرآن را به طرق مختلف بخوانم تا بتوانم منطق و زبان آن را درک کنم و البته که شرط مطالعه قرآن آن است که صاف و بی غلّ و غش باشم و پیشداوری و تعصب را کنار بگذارم و با قلب باز به سوی قرآن بروم. قرآن کتاب هدایتی است که از طرف خداوند نازل شده و همواره اصیل بوده است. من هرگز فکر نمیکردم روزی برسد که این گونه مشتاق مطالعه قرآن شوم. از خدای مهربان میخواهم تا من را در این مسیر سترگ هدایت کند تا به شناخت بهتری از خداوند و توحید و قوانین الهی برسم. الهی آمین
سلام. میدونید عبادت من چه جوری هست؟ الان قشنگ مو به مو توضیح میدم.
کلاس دوم دبیرستان بودم یا سوم دبیرستان بودم که یه درسی داشتیم به نام دین و زندگی! توش یه حدیثی از امام علی ع بود که نوشته بود ( حضرت امیر (ع) می فرمایند : به هیچ چیزی نظر نکردم، مگر آنکه قبل از آن چیز و بعد از آن چیز و با آن چیز خدا را دیدم»)
من وقتی که این حدیث رو برای امتحان میخوندم و حفظ هم کردمش ولی هیچ وقت درکش نمیکردم تا اینکه بعد از گذشت 5 سال تازه این مفهوم رو فهمیدم!
عبادت من به این شکل هست که نماز به این شکلی که مردم میخونند نمیخونم! بلکه نماز من به این شکل هست وقتی که یه دختر خیلی ناز و زیبایی میبینم سریع یاد اون حدیث امام علی ,ع میوفتم و با دیدن این دختره به جایی اینکه فکر هوس کنم سریع تو دلم میگم سبحان الله چقدر این دختره زیباست؟ و از خودم میپرسم پسر چه کسی این شخص رو خلق کرده که اینقد خوشمله؟ سریع مغزم میگه پروردگار کل عالم.
یا وقتی که یه آهنگ زیبا دانلود میکنم و گوشش میدم میگم خالق این صدای زیبا خداست و قلبم سریع به تپش میوفته.
مثلا وقتی که تخم مرغی رو زیر مرغ میزارم و تبدیل به جوجه میشه و بعدش تو دستام لمسش میکنم و جوجه جیک جیک میکنه میگم چه کسی این رو خلق کرد؟ مغزم میگه خدا……
یا وقتی یه گل خوشبو بو میکنم باز هم به خدا فکر میکنم…….
این نماز من است این عبادت من هست……
ولی تا به حال این موضوع به هیچ بشری نگفته بودم .
ولی اینبار این موضوع تو این سایت منتشر میکنم…….
به نظرم این نوع نماز از هزارتا نمازی که به شکل مردم جامعه هست بهتره…………
من با توجه کردن به هرچی زیبایی هست به خود خدا میرسم………
حتی موقعی که یه بستنی مخورم میگم این شیر رو خدای من خلق کرده و این شکری که تویه بستنی هست این رو خدا خلق کرده…….
موقعی که میچشم طعم غذارو حتی میگم این زبان رو خدا خلق کرده……
من اینجوری نماز میخونم حالا کل عالم به من بخندن برام.
سید جان دمت گرم شیر مادرت حلالت باشه.
سلام دوست من سپاسگزارم این توجه به الله وکاری که شمانجام میدی وقدرت پروردگاررودرهرلحظه حس کردن نمازواقعی است واقعاافرین ودمت گرم دوست من.
مرسی هادی جان
به نام الله
سلام و درود به دوستان عزیزم و استادان گرامی
من از همون زمان که تازه به سن تکلیف رسیده بودم و میگفتن از حالا به ببعد باید نماز بخونی، روزه بگیری،موهات و بپوشی و ….. از زیر نماز خوندن در میرفتم به طرق مختلف ! و از انجام امور دینی حالم بد میشد !
حس خوبی به نماز خوندن نداشتم نمیدونم چرا اینجوری بودم چون تمام بچه ها نسبت به این قضیه سن تکلیف و نماز خوندن خیلی هیجان داشتند اما من اون شور و شوق رو نداشتم .
تا حدود بیست سالگی برای وادار کردن خودم به نماز خوندن کلی چالش تجربه کردم چون گفته بودن اگه نماز نخونم خدا دوستم نداره و تمام اعمالم بر باده! و من هم باورش کرده بودم
میگفتن در آخرت یک پلی هست بسیار باریک که اسمش پل صلاهِ و اگهکسی نماز نخونه نمیتونه از این پل عبور کنه ! از پل میوفته پایین که دره ای هست ترسناک و خطرناک و تو اونجا پشیمون میشی که چرا نماز نخوندی ولی دیگه فایده ای نداره !
چقدر با این باورها حس ترس و بدبختی میکردم .
میگفتن اگه نماز نخونی برای خدا ارزشی نداری میگفتم یعنی چی؟ اگر آدم خوبی باشم هیچ کار خطایی هم نکرده باشم خدا قبولم نداره؟ فقط میگه نماز؟ میگفتن آره خدا اول از همه چیز فقط نمازت رو میپرسه و بعد میره سراغ چیزهای دیگه.
بخاطر همین باورها میگفتن شبهای قدر باید صد رکعت نماز قضایی بخونی تا جبران نمازهای نخوندت بشه
شبهای قدر باید زار بزنی تا خدا سرنوشتت رو تا سال بعد قشنگ بنویسه!
میگفتن پرونده ما دست امام زمانه که باید امضا کنه! تمام اعمالت اونجا نوشته شده و باید کلی زار بزنی تا ببخشدت آخه تو گناهکاری همه گناهکاریم!
نمیدونم چرا اینو باور میکردیم؟ چقدر جاهل بودیم
اخه با عقل منطقی هم جور در نمیاد یک فردی بخواد پرونده میلیونها انسان رو تو یک شب بررسی کنه!!!!!!
چقدر حالم بد میشد وقتی اون باورها رو میگفتن بیس اصلیش ترس بود و منی که اصلا اعمال دینی رو جدی نمیگرفتم بیشتر میترسیدم و چقدر احساس خود ارزشیم پایین بود چقدر خودمو تخریب میکردم خدایا چه روزهایی گذروندم.
ی باور دیگه ای هست که میگن در اون دنیا قرآن میاد ازت شکایت میکنه که چرا منو نخوندی ! باهمین باور تو محله ما هرروز جلسه قرآن میذارن من از بچگی یادمه تا الان که سی سالمه دارن میخونن و رد میشن حتی یک کلمه ازش نمیفهمن نشون به اون نشونی که یک خانمی میگفت وای ببین «ناس»توی قرآن اومده پس چیز خوبیه که آقایون استفاده میکنن! (منظور اون ماده ای که اسمش ناس هست و بعضیا استفاده میکنن بعنوان ماده مخدر!)
واما
از ی زمانی به بعد قید نماز خوندن و خیلی از اعمال دینی که طبق عادت انجامش میدادم رو زدم چون حس میکردم یک عادت بیفایده س مثلا نماز خوندن به شکل رایج هیچ حس خوبی نمیداد ،در حین نماز خوندن توجهم به همه جا بود جز کلماتی که میگفتم البته به درکی رسیده بودم که عذابی در کار نیست و خدا مهربانتر ازین حرفهاس و بعد شجاعت کنار گذاشتنش رو بدست اوردم چون قبلش اون باورهای غلط اونقدر شدید بود که با حال به شدت بد هم نمازهامو ادامه میدادم و اعمال دینی رو انجام میدادم ، اما الان حس خوبی دارم چون جور دیگه صلاه میکنم و راه ارتباطیم با خدا رو پیدا کردم که به شدت ازین ارتباط جدید راضیم چون احساس نزدیکی و رفیق بودن با خدا رو دارم، یکمی مطالعه و درک نسبت به منطق بعضی از اعمال مذهبی داشتم خیلی کمک کننده بود ، دیدگاهم نسبت به خدا بهتر شده و اون فشار و احساس ترس و وحشت رو دیگه ندارم اما همیشه میتونه باورهای ما بهتر بشه
تصمیم:
تصمیم گرفتم تمام باورهایی که در مورد فهم قرآن از گذشتگان بهم رسیده رو شناسایی کنم و اونها رو بررسی کنم و منطق بیارم برای ذهنم ،چون وجود همون باورها که خیلیاش مخفی هست نمیذاره قران و آیاتش رو درک کنم . چرا اینو نوشتم؟ چون بارها وبارها قرآن رو برداشتم که بخونم اما بعد از اینکه چند آیه خوندم متوجه معنیش نشدم و ولش کردم ! احساس میکنم باوری هست که نمیذاره بفهمم.
تصمیم گرفتم باورم به خداوند رو تقویت کنم باور وهاب بودن، رزاق بودن، ربوبیت پروردگار رو تو ذهنم محکم کنم
کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو با دقت مطالعه کنم
به صورت موضوعی آیات قرآن رو بررسی کنم
بسیار بسیار ممنونم خانم شایسته عزیز ، با این فایل ها که بصورت پروژه آماده کردید در طول روز فکرم درگیر موضوعات فایله و دیگه هرز نمیپره.
در پناه حق تعالی خوشبخت باشید.
من هیچ وقت به قرآن به عنوان یک کتاب راهنما نگاه نکردم
حتی در حد کتاب برتری خیفیف یا کتابی که یک روانشناس برجسته درباره اصول موفقیت نوشته هم توی ذهنم برام ارزش نداشته
من کتاب موفقیتی خیلی می خوندم ، ولی از زمانی که وارد 12 قدم شدم دیدم به قرآن کلا عوضشد
و برام جالب شد که که حرف های قشنگی توش هست
ولی بازم حس نمی کنم که برم کتاب قرآن از اول تا آخر بخونم
حس میکنم هنوز سخته
گوش دادن به قایل های استاد راحت تره برام
یعنی
مثل لقمه جویده شده می مونه برام
راستش من تصمیمی بعد این آگاهی جلسه نگرفتم
یعنی حرف ها باهاش اوکی بودم
یعنی رابطه ام با خدا خیلی اوکی هست و مشکلی نه با نماز دارم نه روزه نه هیچی اش
صادقانه حس میکنم بهترین بخش زندگی من رابطه ام با خداست که عالی داره کار میکنه
برای همین بعد شنیدن این صحبت ها نه سوالی برام به وجود اومد نه دغدغه ای نه تصمیمی
صرفا شنیدم و تایید کردم که استاد درست میگن
سلام دوستانی که می خوان شروع کنند و قران رو بخونند پیشنهاد می کنم از این منابع استفاده کنند . من زمانی که شروع کردم این فایل ها رو ریختم تو موبایلم و گوش می دادم
http://old.aviny.com/voice/quran/tarjome/tarjome-guya-01.aspx
ترجمه صوتی قران از استاد فولادوند و با صدای استاد هدایت فر به صورت سوره به سوره
http://p313.ir/post-70.html
همان اثر بالا به صورت جزء به جزء
http://www.masoudriaei.com/index.php/quranv/
کار صوتی زیبا و هنرمندانه از ترجمه روان “استاد مسعود ریاعی” با صدای زیبای استاد “بهروز رضوی ( البته تعدای از سوره ها هنوز کامل نشده )
موفق باشید
سلام به استادان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
روز شمار تحول زندگی زیبا و رویایی من به سمت بینهایت ثروت و نعمت
روز سی و نهم 1403/8/28
متن که برای این فایل نوشته شده یکی از ارزشمند ترین و تاثیرگذار ترین موضوعی است که تا حالا در زندگی ام خوانده ام نمی دانم شاید هم مدار من تغیر کرده و قوانین را بهتر درک میکنم اما به شدت با خواندن این متن احساس خوبی پیدا کردم ذهنم جهت دهی شد آرامش ام بیشتر شد سپاس گزار استاد مریم عزیز هستم بخاطر نوشتن این متن زیبا از دیروز تا حالا بار ها و بارها این متن را خواندم هر بار چیز های جدیدی ازش میفهمم متن را به صدای خودم ریکارد کردم و تمام شب گزاشتم تکرار شود
این متن خیلی کمک ام کرد که بفهمم تغیر را از کجا شروع کنم چه تصمیم عملی برای تغیر زندگی ام بگیرم
حالا درک خودم را از این متن اینجا می نویسم از خداوند بزرگ ام طلب کمک و هدایت میکنم برای اینکه آگاهی ها را در قلم امجاری کند تا باعث درک بهتر ام از قوانین جهان شود
تغیر و تحول زندگی را از کجا شروع کنم ؟
از تغیر شغل از افزایش زمان کاری … نخیر نه تغیر را باید از کنترل ورودی های ذهن از تغیر کانون توجه از کنترل نجواهای ذهن شروع کنم یعنی باید سعی کنم به نکات مثبت هر چیزی توجه کنم نگزارم نجواهای ذهن که فقد می خواهد ما را ناامید کند بر من مسلط شود این کار را نه یک روز و دو روز بلکه آن قدر ادامه دهم که باور های جدیدی در وجودم ریشه بدواند به ثبات فرکانسی برسد آن وقت است که تغیر ات کم کم خودش را نشان میدهد با تغیر احساس ام و ادامه دادن وفاداری به این روند سرآغاز ورود ثروت و نعمت به زندگی ام است در طول این مسیر بدون شک باید قدم های عملی هم برداری ولی شروع تحول از تلاش ذهنی ات نشات می گیرد
تا زمانیکه باور های قدرتمند کننده درباره خواسته هایت نسازی هرگز به مدار آن خواسته دسترسی نداری این باور های قدرتمند کننده از کنترل ورودی های ذهن توجه به نکات مثبت زندگی ات ایجاد می شود به اندازه یی که باور هایت قدرتمندتر می شود به همان اندازه به ایده ها و راهکارهای بهتری برای رسیدن به خواسته ات هدایت می شوی
خدایا صد هزار مرتبه شکر بخاطر این قوانین بخاطر این آگاهی ها بخاطر مریم عزیز دوستان نهایت ارزشمند سایت بخاطر این سایت ارزشمند آگاهی های از جنس خدا در این سایت
خدایا ازت ممنونم که مرا در این بهشت هدایت کردی از میان این همه آدم در کره زمین تو کمک ام کردی که در این جمع بهشتی باشم
الاهی شکر ات با نوشتن این آگاهی ها کلی درک ام بهتر شد قوانین را بهتر درک کردم و احساس ام خیلی خیلی خوب شد
همین یکتعهد من برای نوشتن کامنت در هر فایل سفرنامه چقدر زندگی ام را تغیر داده چقدر خیر و برکت داشته الاهی شکر ات
به نام الله یکتا
سلام به تمام دوستان عزیز و استاد دوست داشتنی ام
خداروشکر میکنم بخاطر اینکه منو هدایت کرد به سمت و مسیر خوشبختی و وقتی که بشدت گمراه شده بودم و این هدایت بخاطر همان فکر کردن و تفکر به اصل خودم بود نه با تقلید از خانواده دین و جامعه ام
وقتی که در تضاد بودم یه صدایی درونم میگفت این مسیر اشتباهه و میشه همه چیز رو بهتر کرد میشه کلی پیشرفت کرد چرا خدایی ک ازش میگن کمکم نمیکنه؟!
همش فکر میکردم ک دلیل این همه مشکلات زندگی ام بخاطر چیه
من کی ام اصلا چرا به این دنیا اومد چرا خدا کمکم نمیکنه اصلا خدایی وجود داره یا نه
و روز ها و هفته ها این سوالات توی ذهنم میچرخیدن و من دنبال جواب بودم فکر میکردم به چرایی ها
اولش منم مثل استاد که توی یه فایل یا دوره ی دوازده قدم میگه این قران چیه همش با خودم حمل میکنم میخواست بندازتش تو دریا تا بعد شروع به خوندنش کرد منم به قران شک کرده بودم دنبال یه چیزی میگشتم داخلش ک بگم این خدا وجود نداره
خب چون با اون همه ناامیدی و ترس نگرانی که داشتم امکان نداشت باور کنم ک خدایی هست
اما همین شک با فکر کردن و خوندنش و مطالعه کردن به یقین تبدیل شد قبل از اینکه با استاد اشنا بشم و این سایت الهی و کمتر ک احساسم بهتر شد راهو پیدا کردم شرایطم تغییر کرد و نهایت با سایت اشنا شدم
و خب کم کم هدایت شدم به سمت مسیر خوشبختی الهی شکرت ک بنده ی گمراهت رو هدایت کردی اوردی به سمت خودت دستمو گرفتی گفتی بیا ببینم دنبال چی میگردی چرا ترسیدی ناراحتی نا امیدی همین حال احوال رو داری که نمی تونی هیچکار بکنی ک منو نمیبینی نترس من کنارتم هرچی بخوای میدم بهت تو فقط منو باور کن ارتباطت رو با من داشته باش اینقدر خودتو اذیت نکن نمیخاد زور بزن من همه چی بهت میدم
عشق میخوای ثروت میخوای ارامش میخوای خوشبختی و لذت میخوای بیا سمت من همش خودمم بیا منو بشناس الهی شکرت و منم به صدای درونم گوش کردم و دنبالش کردم هدایت شدم و از وقتی که وارد سایت شدم و داستان هدایت رو فهمیدم گفته های استاد رو شنیدم قوانین رو دقیق درک کردم ایمانم بیشتر شد و فقط لذت بردم از زندگیم
نگرانی و ترس برام کمرنگ شد
ارامشی وجودمو گرفت ک تونستم اعتیادمو ترک کنم
وقتی خدامو و راه ارتباط باهاشو بیشتر شناختم قدرتش رو درک کردم و اصل رو فهمیدم
ارزو های خاک کرده ام رو دوباره برداشتم از لب تاقچه و تمیز و شفافشون کردم
باعث شد من به سمت خواسته هام حرکت کنم
شجاعت و جسارتش رو بدست اوردم
تو کارم کلی پیشرفت کردم هم مهارتی و هم از نظر جایگاهی و درامدی در امدم سه تا چار برابر شد اما ساعت کاری از تمام روز به چار پنج ساعت مفید تغییر کرد ازادی زمانی کامل
اخه چه چیزی بهتر از این خدا بهتر از این قدرتی که بهم داده
کانون توجهم رو کنترل کنم فکرم رو کنترل کنم به چیز هایی که میخوام با احساس خوب و اطمینان ک وجود دارند و میشه که داشته باشمشون فکر کنم و جهان و سیستم خدای من همه ی شرایط و افراد ادم های مرتبط با خواسته هامو وارد زندگیم کنه همین رو هرکس باور کنه تو هر نقطعه ای که هست ادامه بده و حرکت کنه و متعهد بمونه به بینهایت در تمام جنبه ها میرسه
الهی شکرت ای رب وهاب و بخشنده
تویی که قادری توانایی و از همه چیز اگاهی
تویی که خیر و صلاحم رو میدونی من تسلیم توام
هر چی بدیه از من دور کن و نعمت هایت رو به زندگیم دعوت کن الهی هزاران هزار مرتبه شکرت
شکرت که هیچ برگی بدون اذن تو از درخت به زمین نمیفته
شکرت ک خدای منی خدایی که قوانینی رو افریده و قدرتی بهم داده که عدالت در اون موج میزنه و هیچوقت اوضاع از کنترل اون خارج نمیشه
خدایی که با کسی سر جنگ نداره و تمام خوب و بد رو به دست خودمون داده تا با انتخاب خودمون به سمتشون حرکت کنیم
من میخام منو هدایت کنه به راه کسانی که به انها نعمت داده است و نه گمراهان و خودش هدایتم میکنه
الهی شکرت
خدایی که به اندازه فهم و درک من و باورم برام بزرگ میشه
خدایی که همه چیز اونه
شکرت
این ارتباط من با خدامه این سایت این باورها و این شکر گزاری نمازه منه
و رسیدن به خواسته هام رضایت خدای منه
من اینجوری درکش کردم و فقط شکرش میکنم و تمام لحظه های روزم رو در حال نمازم
با توجه به قدرتش با شکرگزاریه نعمت هاش با ارامشم با پیشرفتم
با نوشتنم با خوندنم با گوش کردنم راجب قوانینش با شناخت بیشتر خودم دارم بندگیشو میکنم و همیشه به من پاسخ میدهد
باز هم شکرت شکرت شکرت الله مهربان
به نام خداوند بخشنده و مهربان …
خدایا سپاسگذارم ازت برای اینکه بهم فرصتی دادی تا بتونم امروز تواین ساعت واین لحظه بیام سایت فایل استاد عزیزم رو گوش کنم واین آگاهیها رو دریافت کنم وازش استفاده کنم توی زندگیم که بتونم هم آدم بهتری باشم هم ترو خوب درک کنم …
خدایا ازت سپاسگذارم بینهایت بیاندازه ….
سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته ی عزیز ازشما سپاسگذارم برای این همه لطفی که داشتی واین پروژه رو آماده کردی خانم شایسته شما واقعا انسان شریفی هستی ازخدا میخوام همیشه سالم و تندرست عالی درکنار استاد عزیزم شاد و خوشحال وپرنعمت وپربرکت باشید …
سپاسگذارم ازهردوی شما نازنین ها…
وسلامی هم عرض میکنم خدمت دوستان و همراهان این مسیر زیبا …
سوال ……..؟؟؟؟
آگاهی های این قسمت چه درسهای سازنده ای درباره شناخت خداوند و شیوه اتصال با این نیرو برای شما داشته و این درس ها منجر به اخذ چه تصمیم / تصمیماتی برای شما شده است؟
اینکه خداوند یک سیستمه یک انرژی کل که داره یک جهان رو مدیریت میکنه …
خداوند همه چیز هست ..
یعنی هر جوری که هستم هرفرکانسی که بهش میدم به شکل همون درمیاد …
جهان اطرافم یعنی خداوند همه چی هست و واکنش نشون میده به افکارمن….
به قول قران هوالظاهر هوالباطن هولاول هولاخر
اون همه چیز هست ظاهر ،باطن، اول، اخر ،بالا، پایین ،راست، چپ ،نمیگنجه…..
ولی واکنش نشون میده به اون چیزی که هستم ..
یک چیزی مثل آب .شکل ظرفی که ایجادش میکنم ..
به اون شکل درمیاد ..حالا اگه باورکنم رزاق بودنش رو رزاق …
اگه وهاب بودنش رو باورکنم وهاب …
ربوبیتش رو باورکنم رب قدرتشو باورکنم هرچیشو باورکنم همونه ….
گوش دادن به این فایل واگاهی که بهم داره میده
بهم کمک میکنه تا خیلی مشتاقانه برم قرآن رو بخونم البته بدون هیچ تعصب بدون باورهای گذشته ای که بهم دادن
بدون هیچ پیش فرض باقلب پاک برم وبخونمش وازخدامیخوام که خودش باهام حرف بزنه بهم بگه ..
من این کارو قبلاً انجام دادم وازخداخواستم وباهام صحبت کرد ودرک خودم رو نسبت به آیه ای که میخواستم بهم داد ومن اونو نوشتم وگذاشتمش توهمون صفحه ی قرآن …
من به لطف آموزشهای استاد به لطف مهرولطف وهدایت خداوند روابطم با خدا ازقبل بهترشده ….
هر دفعه هربارکه یک مسعله ای برام پیش میاد که باید حلش کنم وقتی ازخدا هدایت میخوام هربار یک وجهی از وجود خدابرام پررنگ میشه
انگار یه کم درکم ازش بهتر میشه
انگار دارم کم کم در قلبم در تمام تاروپودم هربار بیشتر و بهتر باورش میکنم اما آرام با آرامش با یک احساس خوب که واقعا قابل گفتن نیست ..
اما خوبه اما میفهمم که دارم این ایمان به خدارو در درونم درک میکنم و داره بیشتر میشه …
وهمینجا بازهم ازخدادرخواست میکنم تا هدایتم کنه بتونم باقلبی پاک دوراز هرباوری با درک بهتر وعمیق ترقران رو بخونم وبهش عمل کنم ..
چون در اعماق وجودم این همیشه بود که جواب تمام سوالات من تو همین کتابه …
خدارو شکر ارتباطم با این کتاب وخدا بهتر شده جاداره خیلی بیشتر ازاین بهتر بشه تا همیشه …..
وازخدا میخوام کمک کنه تا بتونم
خوب تفکرکنم در مورد مسائل نه که ازبقیه تقلید کنم
باور توحیدی و شناخت حرف خداوند ودرکش یک اصل مهم برای منه…
که خودم برم وبخوام که خدارو بهتر بشناسم، کتابش رو بخونم وازخودش بخوام که بهم کمک کنه تا بتونم اصل وفرع رو توایه ها پیدا کنم ….
وازش کمک بگیرم توی زندگیم ببینم چطور میتونم امروز ازش استفاده کنم کمک بگیرم تا زندگیم رو بهتر کنم ….
وواقعا درک خداوند هم تکامل میخواد خداواقعا با ما مهربانه ….
من العان به نسبت قبلم خیلی بیشتر خدارو باورکردم
که خدا میتونه هرچیزی رو بهم بده میتونم بهش تکیه کنم وپشت وپناهمه دلم به بودنش قرصه
من قبلاً چندسال پیش قبل از آشنایی با این خدای العانم وشناختش ..
اگه شبها نیمه شب هروقت ازخواب یهو بیدارمیشدم نمیدونم چرا میترسیدم ..
یا تنها توخونه نمیموندم هیچ وقت ..
اما العان همین لحظه تنها هستم خیلی وقتها شبها پیش آمده تنها موندم یا شبها ازخواب بیدارشدم همونجوری بین خواب و بیداری میگم خدایا شکرت
توهستی تومراقب منی جای هیچ ترسی نیست
شاید مسخره باشه براتون نمیدونم ..
ولی واقعا اشکم درمیاد وقتی اینا رو میگم ..
من خیلی زیاد ازوجود خدا آرامش گرفتم و میگیرم وحالم خوب شده ..خدایا شکرت …
همین لحظه استاد اونقدر احساسم خوب شده که انگار هوای اطرافم تواین سرمای زمستان بهاریه باورتون میشه قشنگ حس میکنم توی یک فضای دیگه ای هستم حتی بعضا بوی خوبی هم به مشامم میرسه من واقعا خوشبختم که لطف هدایت خدا شامل حالم شده انشالله تازنده هستم تواین مسیر درست ثابت قدم باشم ….
وخدایا مارا به راه راست راه درست مسیر خوشبختی
راه نعمت وثروت وراه کسانیکه به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه راه گمراهان وغضب شدگان
استاد سپاسگذارم ازشما وخانم شایسته ی عزیز
در پناه الله یکتا
سلام به خانواده دوست داشتنی و یکتاپرست عباس منش و استاد دوست داشتنی و خستگی ناپذیر .
استاد واقعا این فایلتون عالی بود عالی عالی ، به نظر من نکته کلیدی و مهم این فایل بحث تقلید است ، که نباید تو هیچ زمینه ای تقلید کرد ، خدا عقل را به انسان داد تا تفکر کنه بعد عمل کنه ، اما ما انسان ها دقیقا برعکس عمل کردیم ، تو قرآن هم خدا زیاد اشاره کرده کسانی که تفکر میکنند موفق و پیروز و رستگار میشوند تو تمام زمینهای زندگی .
یک چیزی رو از زمان کودکی خودم تعریف کنم ، یادمه از همون زمان بچگی وقتی در مورد نماز ، نحوه ارتباط با خدا و احکام دین و اینکه اگه این کارو یا اون کارو نکنی خدا میندازتت ته جهنم ، حس بد و خفگی به من دست میداد ، حالا اون موقع بچه بودم متوجه این قضایا نمیشدم و مثل ربات عمل میکردم تا این چند سال اخیر ، که الان حدودا دو سال که حقیقت این جهان و خدا رو شناختم و زندگیم متحول شده و به قولی تازه شدیم انسان . و از ربات بودن نجات پیدا کردم .
دوستان بزرگترین نعمتی که خدا تو این مسیر به من داد آرامش ، حس خوب ، سلامتی و توحید بود .
دوستان من خوندن قرآن را با ذهن پاک شروع کردم و از الله خواستم خودش هدایتم کنه ، من که از سوال کردن که فلانی اینو گفته فلان مرجع تقلید اونو گفته دین اونو گفته و هزاران سوالی که حس منو بد میکنه دیگه خسته شدم و تصمیم گرفتم فقط از خودش بخوام و از طریق قرآن و الهامتش به من میگه همه چیزو ایمان دارم ، همان طور که تو خیلی از موارد دیگه به من الهام و کمک کرد .
دوستان پیشنهاد میکنم ، دست از سوالات حاشیه ای بردارین و زمان رو از دست ندین و برای یک بار هم شده برین خوندن قرآن رو با ذهنی پاک شروع کنید ، زمان منتظر ما نمیمونه بیدار شین ، دوستان در تمامی دین ها سوء استفاده های زیادی شده مخصوصا در مورد قرآن که خیلی واقعیت هارو از ما مخفی کردن چون همیشه اینو به ما القاء کرده بودن که سوالات قرآنی را باید از مرجع تقلید پرسید و منابع دیگه قرآن خواندن تخصص میخواهد ، قرآن هزاران لایه داره و خیلی حرفای دیگه میدونید واسه چیه این حرفا رو با ما زدن چون آیات قرآن همه بر میگرده به قدرت ، سلامتی ، سعادت ، فراوانی و نعمت و خیلی موضاعات دیگه مخصوصا سوره آل عمران که خیلی آیاتش بر میگرده به قدرت .
دوستان بخدا ارزششو داره برین این کتاب مطالعه کنید ارزششو داره ما یکبار زندگی میکنیم پس بیاین اون یکباره رو واقعی زندگی کنیم برای خودمون زندگی کنیم ، با شادی و ثروت و لذت زندگی کنیم چون ما تا الان مثل ربات زندگی میکردیم مثل رباتی که بهش برنامه دادن ، برنامه فقر ، خرافات ، جهل و نادانی ، بیماری و غیره .
بیاین خود واقعیمون رو بشناسیم ، خدای واقعی رو بشناسیم ، واقعیت و قوانین واقعی این جهان را بشناسیم و مثل انسان واقعی که خدا موقع خلق انسان به ما لقب اشرف مخلوقات و قائم مقام خدا برو روی زمین داد ، زندگی کنیم نه مثل یک ربات که هر دفعه به وسیله دولت ، جامعه ، یا افرادی برنامه ریزی میشه واسه منافع اونا بیاین انسان باشیم نه ربات .
واسه همه انسان های رو زمین آرزوی شادی ، سلامتی ، ثروت و موفقیت رو دارم .
در پناه الله
درووووود استاد عزیزم بر شما و بر مریم عزیز مژده مژده استاد عزیزم و هم مسیران عشق و آگاهیم استاااااااد دلم میخواد فریااااد بزنم از خوشحالی از این حالی که دارم چرا که من دو شب پیش بود که فهمیدم مادرم که تنها یاور من و نزدیکترین هم مسیر من در این راه بود هم دیگه من رو نمیفهمه یعنی فهمیدم که خیلی از هم فاصله داریم با اینکه در یک خونه و خیلی خیلی زیاد هم دل هستیم با هم و تنها کسی هست که من صبح تا شب باهاش در مورد جهان هستی و فایل های شما و معجزات و اگاهی ها صحبت میکنیم هم دیگه زیاد نمیفهمیم یعنی من یه چیز میگم یا شما یه چیز میگید و مادر من یه چیز دیگه برداشت میکنه و تا دو روز پیش دست مادرم رو همیشه گرفتم و با خودم تو ابن مسیر میکشوندم که همین امر باعث شده بود من از یک سری چیز ها عقب بیوفتم که مادرم به من برسه و خب اینکه تو این راه تنها نباشم و دقیقا دو شب پیش به من گفته شد استاد به من گفته شد که رها کن انگار در مسیر من توقف کردم و در بیداری بودم نه خواب دیدم که با اینکه خیلی زیاد واسم سخت بود دست مادرم رو رها کردم و اون هی از من دور تر شد و من غمگین شدم که دیگه با کی صحبت کنم در مورد این راهی که میرم از کی کمک بگیرم مشورت بگیرم هم صحبتم رو از دست دادم و تو این ترس و حال و هوا بودم که بهم دوباره گفت بهترین کارو کردی خوشحال باش که تو حقیقت رو پیدا خواهی کرد و بهترین دوست هم صحبت و یارو یاورت کتاب قران که سخنان خداوند هست با تو بهت میدیم بخون و ارام بگیر استاد با اینکه من 6 ماهه قران رو رفتم از شهرستان اوردم تا بخونم البته ترجمه فارسی شو و هیچ وقت تا اون شب انگار وقتش نرسیده بود که ازم بخواد بخونمش و الان تا امروز با عششششق استاد با عشق یه جوووری منو سمت خودش میکشونه که وسط خیاطی بلند میشم چند خطی میخونم و الان صفحه 27 جزو 2 سوره بقره هستم و چقدر حالم رو خوب میکنه چقدر اگاهی در این کتاب خداوند هست و هر وقت به همصحبت نیاز دارم چند خطی یا چند صفحه ای تا جایی که درکش کنم رو میخونم و اصلا دیگه احساس اون تنهایی رو ندارم و انگار خدا نشسته داره با من سخن میگه و دقیقا همینطور که امروز به این فایلتون هدایت شدم کتاب رو تا اخر میخونم و بعد از نرم افزار جامع تفاصیر نور کمک میگیرم برای ترجمه و درک درست تر استاد دقیقا همینطور که شما گفتید وقتی شروع میکنی به خوندن قشنگ میفهمی چطور باید کلمات این کتاب درک بشه ولی هم مسیران عزیزم اگر دارید این دیدگاه من رو میخونید حتما اگر کتاب قران رو نخوندید بدون هیچ تعصب اول از همه شروع کنید به خوندن و تمام ذهنیت های قبلی که داشتید هر چی که بوده که از دیگران شنیدید پاک کنید و شروع کنید به خوندن و بعد خودتون متوجه حرف من و استاد و عزیزانی که این کتاب رو خوندند میشید و باور کنید یه احساس عشقی یه احساس ارامش خاطری بدست میارید که تو هیچ کلامی و در هیچ کتاب تابحال تجربه نکردید تازه من دارم این هارو با خوندن چند صفحه از کتاب میگم چه برسد وقتی که کل کتاب رو بخونم سپاسگذارتم استاد عزیزم و مریم عزیزم و خدای مهربانم که به من در این مسیر الهی کمک کردید و هدایتم کردید
پروردگارا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم ما را به راه راست هدایت فرما
راه انان که به انها نعمت دادی
نه راه کسانیکه بر انها خشم فرمودی و نه گمراهان را آمین 🙏