مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید
    133MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید
    23MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1170 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرضيه ابراهيمي گفته:
    مدت عضویت: 2478 روز

    به نام خدای مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز

    سلام به دوستان همفرکانسم در این سایت الهی

    خدایا تنها تورو میپرستم و تنها و تنها از تو یاری میجویم،مرا به راه راست هدایت کن،راه کسانی که به آنها نعمت داده ایی

    من باور دارم خداوند قادر مطلقه،خداوند عالم مطلقه،خداوند خالق و خداوند قدرت خلق زندگیم به خودم داده

    من باور دارم خداوند خواسته های منو میدونه و خداوند راه رسیدن به خواسته هام رو میدونه

    من باور دارم خداوند در هر لحظه به بی نهایت طریق داره منو هدایت می‌کنم

    من باور دارم خداوند همواره هدایتگر من است

    من باور دارم خداوند لذت مسیره از اینکه من زندگی زیبایی داشته باشم

    من باور دارم خداوند از اینکه نعمت،ثروت،فراوانی و خوشبختی تووی زندگی من باشه،لذت میبره

    من باور دارم خداوند می‌خواد که نعمت،ثروت و فراوانی توی زندگی من باشه

    من باور دارم خداوند وهابه،خداوند بسیار بخشنده ست

    من باور دارم خداوند بیشتر از خودم می‌خواد که کسب و کارم رونق بگیره

    من باور دارم خداوند بیشتر از خودم می‌خواد که من خوشبخت باشم،ثروتمند و سعادتمند باشم،سلامت باشم و روابط خوبی داشته باشم

    من باور دارم خداوند برای من کافیه…

    رابطه با انرژی که ما نامش را «خدا» نامیده اییم

    خداوند زمان،تصویر،حسه،خدا من،خدا تو،خدا ستاره ست،خدا حشره ست،خدا نور،خدا اول،خدا آخره،خدا انرژی که همه چیز رو در برگرفته،

    استاد این فایل منو یاد فایل رابطه با انرژی که ما نامش را خدا نامیده اییم انداخت،فایلی که با اختلاف بیشتر از همه ی فایلها من گوشش دادم و باهاش بارها اشک ریختم،یادم میاد وقتی برای اولین بار دوستم بهم گفت خدا انرژیه،پیش خودم گفتم بابا این دوستمم دیوانه ست،یعنی چی که خدا انرژیه،یه جوری که انگار نمیدونستم اصلا خوده انرژی چی هست چه برسه که بفهمم خدا انرژی یعنی چی،تا اینکه آروم آروم درکم از این انرژی که همه چیز رو در برگرفته،بیشتر و بیشتر شد،هم احساس ترس داشتم هم احساس آزادی،ترس‌هایی که از بچگی توو مغزمون کرده بودن،یه خدای ترسناک و بی رحم،تا اینکه تونستم بر ترس‌هام آروم آروم غلبه کنم و هر چیزی رو که میدیدم،میگفتم این خداست،این سگ خداست،هنوزم که این جمله رو میگم درونم یه حس ترسی هست اما من دیگه واقعیت رو درک کردم،که خدا همه چیزه،خدا هم نور هم تاریکی،هم عشق هم نفرت،هم ظالم هم مظلوم،هم شب هم روز،هم گل هم حیوون،هم خواب هم بیداری،هم کثیفیه هم تمیزی،خدا هم ثروت هم فقره،هم زیر هم رو،هم درون هم بیرون،هم ظاهر هم باطن،هم چپ هم راست و…خدا همه چیزه،خدایا شکرت برای این سایت که می‌تونم حس واقعی مو بیان کنمو و نترسم از هیچ چیز و هیچکس،نه ترسی دارم از اینکه قضاوت بشم نه هیچی،فقط حس آزادی دارم،حس رهایی،خدایا شکرت

    خداست که منبع همه چیزه،همه چیز از اون منبع تغذیه میشه این جهان و جهان‌های دیگه،استاد نمی‌دونم چطوری حسمو بیان کنم انگار یه تصویری در درون خودم که بالا میبینمیش،در مرکز،خدا رو سر منشاء همه چیز میبینم که داره کل کیهان رو مدیریت می‌کنه،بدون هیچ خطایی،یه سیستمی که هر لحظه داره تکرار میشه و ما برای اینکه زندگی خوبی داشته باشیم باید خودمون رو با این سیستم هماهنگ کنیم با افکار و باورهامون…

    خدای من یه حس عجیبی دارم،چقدر درک کردنت آسون و در عین حال پیچیده ست،چقدر دوست دارم مثه مولانا اونقدر باهات یکی بشم،ذهنم رو خاموش کنم و هماهنگ بشم با روحم که تویی،چقدر حسش زیباست،خدایا هدایتم کن،کمکم کن عاجزانه میخوام ازت که کمکم کنی تا تقوا پیشه کنم،خودت میدونی چقدر کنترل این ذهن سرکش و چموش چقدر سخته،هدایتم کن تا منم مثه استاد،مثه خانم شایسته عزیز،مثه خیلی از این دوستان در این گنجنیه الهی بتونم ذهنم رو کنترل کنم و بر تو توکل کنم،روی تو فقط و فقط حساب کنم،خدایا شکرت

    خدایا شکرت که یک روز دیگه بهم فرصت زندگی کردن رو دادی

    خدایا شکرت برای تضادی که الان تووش هستم که فقط داره بهم میگم باید روی تو حساب کنم نه غیر تو

    خدایا شکرت که روزی رسان من تو هستی نه هیچ عامل بیرونی دیگه

    خدایا شکرت که بیشتر از خودم میخوای که کسب و کارم رونق بگیره

    خدایا شکرت که هر آنچه دارم و قراره داشته باشم از تو دارم

    خدایا شکرت برای این هوای سرد و مطبوع زمستونی

    خدایا شکرت که خودت به تنهایی برام کافی هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ابوالفضل محمدی پیروز گفته:
    مدت عضویت: 1720 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    به نام آرامش بخش دل ها

    خدای رحمان

    خدای بخشنده و مهربان

    خدای تواب

    خدای هدایتگر

    خدای روزی رسان

    خدای شکور

    خدایا شکرت میکنم که فایلی رو گوش دادم که بارها و بارها و بارها در این فایل اسم تو آمد

    خدا خدا خدا

    ممنونم استاد قشنگم که کلمه زیبای الله و خدار بر زبانت جاری است

    چقدر خوبه که ما تعصبات رو بزاریم کنار

    یک بار برای همیشه بگیم خدایا من میخوام تورو بشناسم

    تورو بفهمم، درکت کنم

    که تو کی هستی؟ چکار هایی میتونی بکنی؟

    و قرآن رو باز کنیم و از آغاز شروع کنیم به خواندن و خواندن

    من الان که دارم این متن رو مینویسم، در حال خواندن قرآن برای دومین بار هستم

    یک بار کامل خوندم و دارم برای بار دوم نور قرآن رو دریافت میکنم

    به بزرگیش قسم که اقیانوس بی پایانی از آگاهی هست

    هرچی بیشتر میخونم بیشتر درک میکنم

    هرچی پیش میرم بیشتر میفهمم اصل چیه فرع چیه

    وقتی که یک بار میخونی برای بار دوم میای بخونی چیز های جدیدتری یاد میگیری

    بار سوم بخوای بخونی باز هم چیزهای جدیدتری یاد میگیری

    و بار چهارم و پنجم و ….

    هزار بار بخونی، برای بار هزارم درس های جدیدی یاد میگیری

    و این اعجاز قرآن هست

    چون هرچه که ما بیشتر بخونیم مدارمون ارتقا پیدا میکنه و در مدارات جدید آگاهی های جدیدی رو دریافت میکنیم

    هیچ عجله ای نیست

    من یادمه قبلا ها خیلی آدم عجولی بودم

    دوست داشتم همه چیز رو یک شبه بفهمم

    دوست داشتم توی هرکاری میرفتم تمام سوالاتم رو میدونستم و براشون جواب پیدا میکردم

    اما بعدا درک کردم که دنیا اینطوری کار نمیکنه

    من باید آرام آرام پیش برم

    و بزارم خداوند من رو ببره

    خدایی که من رو گذاشته روی دوشش و داره در مسیر جنگلی، باهوای خنک، نم باران و بوی خاک میبره من رو

    و من فقط دارم لذت میبرم

    از آگاهی ها

    از طی کردن تکامل خودم

    چقدر این صحبت ها درس داره برای ما

    وقتی که من قرآن رو خوندم، فهمیدم و دیدم که اصل توحید هست

    بیشترین موضوعی که در موردش صحبت شده توحید و دوری از شرک و بت پرستی هست

    و ما چقدر توحید بلد بودیم؟!

    به جرأت میتونم بگم صفر!

    فقط کلمه توحید رو شنیده بودیم

    اما وقتی قرآن رو مطالعه میکنم میبینم که کلا توحید مسئله و موضوع قرآن هست

    تمام مباحث در مبحث توحید میگنجه

    و هرچقدر که بیشتر روی باورهای توحیدی خودم کار کردم، زندگیم دگرگون شد

    اوضاعم بهتر شد

    آرامشم هزار برابر شد

    وقتی که تلاش میکنم اصل رو درک کنم

    توحید رو درک کنم

    وقتی که دیدم عذاب قرآن مشمول مشرکین هست

    نه کسی که نماز نمیخونه، روزه نمیگیره

    چقدر مارو از عذاب خدا ترسوندند؟

    دیدم این خدایی که داریم خیلی خوبه

    خیلی مهربونه

    خیلی دست من رو باز گذاشته که هرجوری که دوست دارم عبادتش کنم

    هرجوری که دوست دارم صلاه برپا کنم

    هرجوری که دوست دارم باهاش ارتباط برقرار کنم

    نه تایم خاصی داره، نه روش خاصی داره، نه مکان خاصی نیازه

    هیچ پیش شرطی نداره

    به روش شخصی خودم خدارو عبادت کنم و از رابطه ام با خدا لذت ببرم

    آخ که چقدر مهربونی خدا

    آخ که چقدر بزرگی خدا

    عاشقتم خدای خوبم

    عاشقتم که مثل همیشه گفتی و من نوشتم

    برای هممون از خداوند سلامتی، عشق، ثروت و پول، آرامش و شادی میخوام

    در پناه خدای زیبا، بنده قشنگ خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1910 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز

    سلام بر همه دوستان

    باران:

    خداوند یک سیستم است و به فرکانس های ما جواب میده قبلا من خییلی ذکر میکردم قران میخوندم نماز میخوندم ،روزه میگرفتم ،نمازهای مستحبی زیاد میخوندم ولی به الله قسم هیچی نمیفهمیدم مثلا یادمه روزی 1000بار میگفتم یا رزاق ولی همیشه هشتم گرو نه هم بود چون باور نمیکردم خدای مهربان رزاق،روزی دهنده س ولی الان نه اینجور نیستم ،استاد من میخوام برم مسافرت برنامه ریزیشم کردم بقیه کارا رو دادم دست خدا میدونم تا اینجاش کار من بود بقیه ش کار خدای مهربانه اصلا نگران نیستم به خدای خودم ایمان دارم باورش دارم میدونم خودش قشنگ همه کارارو انجام میده .

    درمورد نماز خوندن من فقط میخوندم نمیدونستم چی میگم مثلا قبلا نمازم قضا میشد چنان حس گناه داشتم میگفتم الان خدا عذابم میده بخاطر این قضای نماز منو مجازات میکنه اینقد این باورهای مذهبی اشتباه تو ذهن ما بود به ما گفتن از خانواده گرفته تا جامعه من همیشه از خدا میترسیدم ولی الان به لطف خدای مهربان و شما استاد عزیزم اینقد تغییر کردم با خدا رفیق شدم عاشقشم وقتی نماز میخونم میرم تو اتاق با ارامش کامل با خدای خودم حرف میزنم قران میخونم لذت میبرم از عبادت ،و قران روزی چندین بار میخونم اگه نخونم احساس میکنم روزم یه چیزی کم داشته باید بخونم و بخوابم .

    خدارو هزاران مرتبه شکر برا این پروژه عالی

    بازم مثل همیشه ممنونم ازت استاد گلم و خانوم شایسته نازنینم

    خدا نگهدار تا رد پای بعدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علی انرژی گفته:
    مدت عضویت: 1099 روز

    به نام خدایی که بهم انرژی فراوان داد.

    سلام و درود ،

    ممنون از استاد و این خانواده ی خوب و آگاه …

    چون همه ی مطالب مرور نمیشه و چون نتیجه ی بزرگی فعلا نگرفتم نمی خواستم بنویسم ولی چون قبل از اینکه این فایل رو گوش بدم دوباره داشتم کتاب چگونه فکرخدارو بخونیمو مرور می کردم و اینجا هم استاداسمشو اورد برام جالب شد و گفتم همینم میشه یه نتیجه و نشونه ی دیگه ،

    بالاخره نتایج بیشتر و بزرگ تر هم صددرصد رقم میخوره و منم یه ردپایی بذارم ،

    خیلی قشنگ بود که داشتم مرور می کردم که : کسانی که قادر به انجام پیش بینی یا به توانایی های خارق العاده ای رسیدن دلیلش این بوده که فقط قوانین طبیعی جهان رو شناختن، قوانینی که بدون تغییرن .

    خیلی از مطالبی که خوندم این بود که مثلا ما خیلی از چیزای اشتباه رو پدر و مادر و … به خورد مغز ما دادن ، ولی من از پدر و مادر و … تشکر می کنم که همون چیزارو ازشون دیدم در عمل ، چون خیلی راحت با هم حرف نمی زنیم و انگار رودروایسی داریم ،

    ولی ازشون تشکر می کنم که همون صلوه یا کلمه ی صلو رو به شیوه ی خودشون داشتن انجام میدادن و من هم فهمیدم که صلوه راهی هست برای ارتباط باخدا ، تشکر می کنم چون ما موقعی که به دنیا اومدیم بالاخره یه قدم جلوتر از خیلیا بودیم چون کلمه ی خدا رو شنیدیم، شاید بگیم اشتباه شنیدیم و اشتباه وارد ذهنمون شد ولی همین که دونستیم خدایی هست که بشه بندگیش رو کرد همین خیلی حرفه ‌… شاید همونا باعث شد که بیشتر تفکر کنم و توی این مدار قرار بگیرم ، توی مدار تغییر باشم و از همونا که میگیم اشتباه بودن از همونا هم استفاده کنم و برسم به خودشناسی و خدای درست رو شناختن،

    از همون پدر و مادر و از همه ی کسانی که ناآگاهانه و غیرعمد یا تعصبی یاهر جور دیگه ای اسم خدارو پیشم اوردن ممنونم ، .از همه ی اونایی که خیلی از چیزای منفی رو سمتم فرستادن ممنونم چون همونا باعث شدن که من نخوام مثل اون کسایی باشم که مثلا دارم باهاشون توی یه محیط کار میکنم و بفهمم که باید ذهنمو کنترل کنم و ورودی های خوبی بهش بدم تا از اون محیط به محیط بهتر هدایت بشم …

    ازشون تشکر می کنم چون باعث شدن یه خورده درک کنم که درک کنم نباید دنبال مقصر بگردم و بهونه نیارم که اگه اونا اینارو بهم نمی گفتن چی میشد و …

    شاید اگه اونا نبودن ما به اینجا هدایت نمیشدیم و … ،

    مگه نه همه ی شرایط ما باتوجه به افکار و باورامون رقم می خوره ؟ پس همونا وسیله ای بودن که فکر کنم و فرکانس بفرستیم و به اینجا هدایت بشیم …

    همون خونواده ،همون همکارا ،همون افراد و ‌… همونا هم باعث شدن ما بتونیم فرق اختیار و اجبار رو بهتر درک کنیم …

    باور کنیم که اونا هم دستای خدا بودن که داشتن هُلمون میدادن اینجا ، من اومدم اینجا که باورم تغییر کنه و یه خورده روبه بهتر شدن بره، چون همین باعث میشه محیطم ، شرایطم ، آدمای اطرافم و خیلی چیزا تغییر کنه آرام آرام … به قول استاد خودش در زمان مناسب و نیاز نیست نگران باشم … خدایا شکرت

    من هر نتیجه ای گرفتم ، هر چیزی از دست دادم یا به دست اوردم به خاطر اعمالی ست که پیشاپیش انجام دادم ( قرآن ).

    چون خداوند که به بندگانش ستم نمی کنه ،

    چون هیچ کس نمیتونه به ما ظلم و ستم کنه ،

    خیلی قشنگه : که میگه این کتاب هم میتونه هدایت کننده باشه و هم گمراه کننده … تو دنبال چه راهی هستی ؟ تو هدایت میخوای یا گمراهی ؟ تو چی میفرستی ؟ چی انجام میدی ؟ چه باوری داری ؟

    در هر لحظه به چی توجه می کنی ؟

    خودمو میگم ، خودم که باید فرکانس هایی بفرستم که هم فرکانس خدا و قدرت خدا بشم که بتونم دوباره خیلی چیزا رو تغییر بدم …

    از خدا میخوام که یاریم کنه که بتونم ناخوداگاهم رو درست کنم و باوراش درست بشه ،

    چون ارزشش رو داره به قول استاد، چون این مهم ترین کار زندگی ماست : تلاش برای تغییر باورهای مان

    ان شاالله که بتونم این موضوع رو درک کنم که : مهم ترین موضوع ، فقط و فقط تغییر باورامون در زندگیمونه و هیچ چیز دیگه ای اهمیت نداره.

    ان شاالله که بتونم سپاسگزارتر باشم در هر لحظه ،

    ان شاالله که پیشرفت کنم و بتونم کمک کنم دیگران هم پیشرفت کنن ،

    راستی الان یه چیزی فهمیدم ، فهمیدم همین که قبل شروع نمیدونستم چی میخوام بنویسم و الان این چیزای قشنگ رو نوشتم و حسم بهتر شد همین هم نتیجه ی خوبه ،

    همین هم فرکانسم رو بالاتر برد و نتایج به آرامی ظاهر می شود .

    ان شاالله که خدا هدایتمون کنه در هر لحظه …

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم .

    آخر متنم هم میشه حرف استاد که میگه : خدا را باور کنیم و جهان را جای بهتری برای زندگی کنیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1993 روز

    به نام خدای مهربان

    پله پنجم

    سلام استاد عزیز

    سلام مریم جانم

    سلام همسفرهای عزیزم

    من هرروز یک صفحه قرآن کریم رو میخونم

    هرروز که صفحه جدید رو باز میکنم

    میگم خدایا هدایتم کن آنگونه که گفتی آنگونه که منظورت بوده متوجه بشم

    و سعی میکنم ذهنم رو از دادهای قبلی خالی کنم

    من نزدیک یازده سال هست که قرآن میخونم

    اگر بخواییم این کتاب زیبا رو برای کسی تابحال هیچی ازش نمیدونه توضیح بدیم

    ایمان به خدا

    ایمان به قیامت

    و

    انجام عمل صالح

    یعنی انجام عمل صالح از ایمان به خدا و روز قیامت بیشتر اومده

    چه دلیلی میتونه داشته باشه که اینقدر زیاد تکرار شده

    من به نظر خودم

    طبق قانون که احساس خوب مساوی اتفاقات خوب هست

    وقتی تو همواره کار خوب انجام میدی

    وقتی تو در حق خودت و دیگران کار خوب انجام میدی

    حالت خوبه هیچ ترسی نداری

    به عنوان مثال وقتی میایی کار خوب میکنی و دروغ نمیگی حالت خوبه از چیزی یا از کسی ترسی نداری که نکنه یه موقع دروغت فاش بشه

    و طبق قانون که حالت خوبه همواره با همه در صلح هستی اتفاقات خوب هم برات میفته

    من رابطم رو باخدا با گذر زمان به دست آوردم با تعقل با فکر به گذشته که

    من اون موقع اصلا درکی از قانون و خدا و قرآن نداشتم

    ولی خدا عاشقانه دستمو گرفته

    خدا عاشقانه زمان بندی های طلایی رو در زندگیم جاری ساخته

    خلاصه کلام نجاتم داده

    من خبر نداشتم ولی خدا داشت برام یه کارهای رو انجام می داد

    الان که به لطف الله آگاه شدم میبینم که چقدر دوسم داره چقدر عاشقم هست چقدر دوست داره من پیشرفت کنم

    منم عاشقشم

    منم دوس دارم جهانمون رو گسترش بدم

    دیگه نگران اهدافم نیستم

    میگم اون خدای که اون موقع من آگاه نبودم تا اینجای راه آورده قطعا از اینجا به بعد هم میبره

    یعنی آدم یکم در اتفاقات تعقل کنه میتونه با خدا رابطه عمیق تری رو تجربه کنه

    خدایا ممنونم که خودت رو به من ثابت کردی

    خدایا ممنونم که عاشقمی

    خدایا ممنونم که دوستم داری

    خدایا ممنونم که هدایتم کردی و میکنی

    خدایا بخاطر وجود استاد عزیزم ممنونم

    خدایا بخاطر وجود این سایت فوق العاده تو رو سپاس میگویم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 1351 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام و عرض ادب

    خیلی خوشحال و سپاس گزار خداوند هستم که همچنان پر انرژی در مسیر رو به جلو در حرکت هستم

    رابطه من با خداوند کاملن شخصی و میتونم بگم طی تکامل به دستش آوردم راه های مختلف در زمان های مختلف را تجربه کردم و بعد از آشنایی با استاد و شناخت قوانین درکم متفاوت شد و خیلی راحت با خداوند ارتباط میگیرم و کاملن حس میکنم خداوند منو میبینه میشنوه پاسخ میده آرامشی که بعد از گفتگو با خداوند دارم نشان دهنده رابطه درست منه

    اول صبح که شکرگزاری مینویسم غرق در خودم میشم پر انرژی سبک بال یه حس فوق العاده ای را تجربه میکنم حتی وقتی دوچرخه سواری میکنم میرم سمت باشگاه برای ورزش والیبال سه روز در هفته رفت و برگشت این حس رو تجربه میکنم نسیم باد که روی صورتم میخوره اون نفس های عمیقی که میکشم اون گفتگوهای زیبایی که اتفاق میفته اون همه مراقبتی که از من میکنه سالم میرم برمیگردم یه مدل رابطه من با خداست

    وقتی در دل طبیعت میرم اون سکوت اون آسمان زیبا اون رودخانه کوه و هر چه که میبینم همه قدرت خداوند را بهم نشون میده هر زیبایی که میبینم حتی افتادن یه برگ پاییزی از درخت به من ذوق میده و همیشه همه جا خدا را حس میکنم باهاش حرف میزنم

    و انرژی دریافت میکنم وقتی که خورشید خونه را غرق نور میکنه ( در ورودی کامل شیشه هستش پذیرایی خیلی بزرگی داریم این صحنه خیلی قشنگه) منو بارها وادار کرده دفترمو برداشتم و بدون هیچ فکری از قبل شروع به نوشتن کردم و بده بستون با خدا…

    و الان بعد از گوش دادن این فایل یه حسی بهم گف برو قرآن رو بردار و مطالعه کن و این هم یه هدایت محسوب میشه

    برای رسیدن به مدار بالاتر یکی از تکالیف من باید خواندن قرآن باشه هر روز یک تایمی را در نظر میگیرم و همینجا تعهد میدم

    خدایا شکرت

    شاد باشین️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2027 روز

    بنام خدای بخشنده ی مهربان

    سلام ب همگی عزیزانم

    خداروشکر میکنم بخاطر این پروژه فوق العاده

    و همدار شدنم با این آگاهی های ارزشمند

    خدایا شکرت بخاطر این همزمانی زیبا

    دیشب من هدایت شدم ب آیه ای ک درمورد حضرت ابراهیم بود

    خداوند درموردش گفته بود ک او سپاسگزار بود ، برگزیده شد و ب راه راست هدایت شد

    و ب پیامبر میگفت پیرو آیین ابراهیم باش ک موحد بود و مشرک نبود

    صبح هدایت شدم ب فایل آمده بودم میلیاردر شوم

    وباز درمورد ابراهیم و تسلیم بودنش و موحد بودنش

    پیرو آیین ابراهیم باش ک موحد بود و مشرک نبود

    حسم گفت باید بری قرآن و بخونی آیه های مربوط ب ابراهیم رو

    سپاسگزاری و

    تسلیم بودن رو

    و شروع کنی از آیه های قرآن برای ذهنت منطق بیاری ک راحت‌تر بپذیری

    راحتت ایمان بیاری

    و راحت‌تر تسلیم بشی

    تو ذهنم بود ک چطور قرآن و بخونم ،هربار نصفه نیمه رهاش کردم

    باید استمرار داشته باشم تو مسیر

    و هربار یادآوری کنم ب خودم

    چیزی ک تو قرآن بارها گفته شده ک بیاد بیارید

    ادامه ی کامنتم و بعد از چند ساعت دارم مینویسم

    وقتی فایلو داشتم گوش میدادم

    و استاد گفت جامع و تفاسیر نور3 رو استفاده میکنم

    رفتم سرچ کردم سری 4 هم اومده بود

    باید برای خرید عضو سایت میشدی

    مواردی ک میخواست و وارد کردم ولی میگفت رمز امنیتی اشتباهه زنگ زدم ب شماره تماسی ک بهش هدایت شدم تو سایت

    گفت پیگیری میکنم الان ک باز اقدام کردم اوکی نشد

    اشکال نداره حتما خیریتی درش هست

    استاد گفت اول خود قرآن و چندبار بخونید تا کلیتش دستتون بیاد بعد از نرم افزار استفاده کنید

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    دیروز من تونستم ی ن محکم بگم و پاش وایسم مامان و بابام میخواستن من ی کاری و انجام بدم ک خودم اذیت میشدم

    و درحد توانم نبود

    میگفتن برو پیش داداشت ک مریضه خونه مجردی داره و جداست ازش مراقبت کن تا خوب بشه

    داداشم 39 سالشه و خودش پرستاره

    و اصلا ازخودش مراقبت نمیکنه

    و همه اش تو اینستاست

    و پیگیر اخبار و حاشیه ها

    و خداوند هم عادله نتیجه فرکانس خودشو بهش برمیگردونه

    من مسئول مراقبت از بقیه نیستم

    خودمم ی کم گلوم درد میکرد

    صبحش تو دفترم نوشتم خدایا خودت هدایتم کن ک بتونم نه بگم

    و بخاطر بقیه از خودم نگذرم

    کی از خودم مهمتره

    کی از خودم ارزشمند تره

    چون مدتی ک مادر مسافرت بود خودم همه کارهای خونه رو انجام می‌دادم

    و دوسداشتم استراحت کنم

    و بیشتر روی خودم و ورودی هام کار کنم

    و ب خودم گفتم زکیه من کنارتم

    من تنهات نمیزارم

    تو لایق بهترین هایی

    من ارزشمندم و آرامش خودم مهتره

    حال خوب خودم مهمتره

    داداشم باید یاد بگیره از خودش مراقبت کنه

    باید مستقل بشه

    شاید با این نه گفتنم همه ازم ناراحت بشن

    و داداشم هم ازم دلگیر بشه

    ولی خودم واجب ترم

    من مسئول مراقبت از کسی نیستم

    همون طور ک من از خودم مراقب میکنم

    بقیه هم خودشون از خودشون مراقبت کنن

    خلاصه وقتی گفتم نمیرم اندیمشک

    مادر باور نکرد

    مث همیشه ب اصرار خودش ادامه داد تا راضیم کنه ک از خودم بگذرم و ب فکر داداشم باشم

    خلاصه کلی ازم ناراحت شدن

    و طعنه کارهایی ک برام انجام داده بودن و زدن

    ولی من کنار خودم موندم

    گفتم اشکال نداره طبیعیه ک ناراحت بشن ازم

    ولی طبیعی نیست الان ک آگاه شدم

    من،خودم مهمترین فرد زندگی خودمم

    ب فکر خودم نباشم

    بیام و خودم و ب زحمت بندازم و بعد بهم بگن ک خودت خواستی بیایی ما ک مجبورت نکردیم وظیفت بوده و..

    دیروز خیییلی ب خودم افتخار کردم

    ک تونستم این نه روبگم هرچند سخت بود

    بقیه باید بدونن ک اگه نتونستم کاری و انجام بدم و گفتم نمیتونم بپذیرن

    و این حقه منه ک تصمیم بگیرم

    ک کاری و انجام بدم یا نه

    ی کار دیگه ک انجام دادم این بود اومدم آگهی ک زده بودم تو دیوار برای فروش محصول داداشم و حذف کردم

    چراا؟

    فهمیدم من برای اینکه ب بقیه نشون بدم ک اررره من میتونم محصول داداشم و با قیمت بالاتر بفروشم

    من از اونا باهوش ترم

    ایمانم قوی تره

    برای اینکه ازم تشکر کنن و بگن اررره زکیه کارش درسته و خیلی حالیشه

    چقد خوب فروخت محصول رو

    و چون منتظر تشکر و تعریف پدر بودم

    برعکس دیدم ن تنها تشکر نکرد کلی هم سرزنشم کرد ک چرا زودتر زدی تو دیوار

    چرا ب من نگفتی

    البته اینم بگم ک 6 روز قبل ازاینکه محصول آماده بشه زدم تو دیوار و نزدیک 12 نفر پیام دادن و چون محصول آماده نبود

    فکر میکردم میتونم نگهشون دارم تا محصول آماده بشه

    بعد ک شماره تماس گذاشتم هیچ کدوم زنگ نزد

    و من متوجه شدم شرک ورزیدم

    و قدرت و ب خودم دادم

    چون دوبار قبلی محصول رو من تو دیوار زدم ک مشتری اومد با قیمتی ک من گفته بودم

    الان قیمتش بالاتر زده بودم

    شاید بهتر بگم طمع کردم ک بیشتر بفروشم

    خلاصه خدا بهم گفت فک کردی خودت مشتری گیرآوردی ؟؟؟یامن برات فرستادم!!!

    حالا هم خودت گیر بیار..

    خلاصه منم ب خودم گفتم ک

    اول اینکه این مسئله ی من نیست و من مسئول حل کردنش نیستم

    واینکه خدا داره کارها رو انجام میده

    و من هم هیچ توانی ندارم ک قدم از قدم بردارم

    همه چی تحت سیطره ی ربه

    ومن دست خدا شدم برای داداشم ولی اعتبار کارو ب خودم داده بودم

    خدایا منو ببخش بخاطر شرکی ک ورزیدم

    هرآنچه دارم مال توست

    از تو بهم رسیده

    تو منشا تمام نعمت‌ها و ثروتها،خوشبختی،سلامتی وسعادت و آرامش و عشقی.

    درسی ک گرفتم این بود ک من میزان ارزشمندی خودم و ب گرفتن تایید و نظر مثبت بقیه مخصوصا پدر از خودم گره زدم

    سری اول محصول ک فروش رفت پدر خوشحال بود با اینکه ب زبون هم نیاورد

    و ازم تشکر نکرد من خیلی خوشحال بودم.

    خودم و ارزشمند میدونستم

    ولی بعد جریان دیروز ب خودم گفتم زکیه حقته میایی

    میزان ارزشمندی تو وصل میکنی ب نظر بقیه

    هر وقت خواستن و ازت تعریف کردن

    ارزشمند میشی و میری بالا پرواز میکنی

    و هر وقت دلشون نخواست و تحقیر و سرزنشت کردن

    میزان ارزشمندیت میره تو قعرررر چاه

    آیا این کار درسته ؟؟؟

    ک میزان ارزشمندی تو وصل کنی ب نظر بقیه

    ک هر موقع دلشون خواست ببرنت تو اوج

    و هر وقت ب هر دلیلی حالشون خوب نبود

    احساس ارزشمندی تو رو ببرن تو قعر زمین

    تو ارزشمندی زکیه

    فارغ از هرکاری ک بتونی انجام بدی یا ندی

    تو لایقی

    فارغ از نظر بقیه حالا هر چیزی باشه

    نظر بقیه برای خودشون محترمه

    ارزشمندی من ب واسطه ی درونمه ن دیدگاه مثبت و نامثبت بقیه

    سپاسگزارم رب العالمین

    سپاسگزارم بخاطر درسی ک بهم دادی

    ما رمیت و اذ رمیت ولکن الله رمی

    سپاسگزارم مریم عزیزم بخاطر این پروژه ی مهاجرت ب مدار بالاتر و ممنونم از استاد عزیزم و دوستان قشنگم بخاطر کامنتهای زیباشون

    عاشقتونمممم

    راستی یکی دیگه از 107 آرزوم تیک خورد

    خدایااا شکرت بخاطر قانون ثابت و بدون تغییرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    گوهر ناب گفته:
    مدت عضویت: 1033 روز

    به نام الله هیچ آداب و تربیتی مجوی/هر چه دل تنگ میخواهد بگوی آگاهی‌های این فایل برای من:اینکه لازم نیست برای رابطه با خداوند از کسی الگو بگیرم به هر روشی که لذت میبرم با خداوند رابطه برقرار کنم و اینکه ارتباط چطور باشه وضو چطور باشه و… دیگر مسائل،همش حاشیه است اصل چیز دیگه ای،و برای رسیدن به اصل به تعداد انسانهای روی کره زمین راه و روش وجود داره. و تصمیم مطالعه قرآن بدون پیش داوری من سالهاست قرآن نخوندم چرا؟چون میگفتم خیلی پیچیده است و من هیچی نمی‌فهمم چرا کار بیخود بکنم ولی الان فهمیدم که خدا گفته ما قرآن را ساده کردیم و قرآن سلیسه،ولی من به خاطر سختیش تا حالا مقاومت داشتم و برای اجرای تصمیم می‌خوام نرم افزار جامع و تفاسیر نور نصب کنم و هر روز یه تایم مشخصی به مطالعه بپردازم انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2495 روز

    مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با “تفکر” ایجاد می شود نه با تقلید

    بنام خداوند وهاب و بخشنده و مهربان هدایتگرم که کلید جادویی و طلایی مهاجرت به مدار بالاتر برای اجابت دعاها و خواسته هایم را در این مسیر الهی به من عطا بخشیده

    درود به دوستان ساکن در این مسیر توحیدی

    درود و وقت بخیر خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم

    از وقتی با استاد عباسمنش عزیزم آشنا شدم راه و مسیر درست و صحیح رسیدن به نور و نجاتم و یکتاپرستی را به من آموخت راهی که هیچ موبَلق دینی نتوانست انجام دهد . راهی که فقط یک راه را می شناسد . راهی که تبصره و راههای در رو و گریز و فرار و پیچ و خم ندارد …

    دستمو گرفت و گفت بیا بهشت را نشانت بدم .. آن هم بهشت واقعی .. دیدن زیبایی ها را به من آموخت من را به دیدن نکات مثبت هدایت کرد.. مرا به دیدن داشته هام تشویق کرد .. من را با داشته هایم آشنا کرد و دیدن این داشته هام یعنی خوشحال شدن و لذت بردن و از اینکه توانایی دیدن این نعمت ها را پیدا کردم خودش نعمت بزرگی است پس باید قدرشناس دیدن این نعمت هایم باشم و سپاسگذار خداوندم باشم .. استاد عباسمنش عزیزم راه مسیر الهی ام را به من نشانم داد و بهم یاد داد که سپاسگذار هر آنچه که دارم باشم چون تمام داشته های من هم از آن خداوند است خدایاااا شکرت هر آنچه که دارم از آن توست

    جی پی آس درونی من را فعال کرد.. چراغ هدایت درونی من را روشن کرد .. فهمیدم که احساس درونی من چراغ و نور نجات من است .سر نخ رسیدن به خوبی ها را دستم داد که یک سرش به احساس خوب و شاد وصل است و یک سر دیگرش من را به اهدافم متصل کرده است و مسیر رسیدن به آرزوهایم را با همین نور لذت بخش احساسم چراغانی کرده و هدایتم میکند و می توانم به سعادت و خوشبختی برسم و آرامش و آسایش و رفاه را با تمام وجودم احساس کنم . می توانم هر روز بیشتر و بیشتر و بهتر این نعمت ها را داشته باشم . میتوانم همین طوری سوت زنان و رقص کنان بالا و پایین بپرم و شاد باشم و ظرف وجودمو بزرگتر و وسیعتر کنم و هر روز با شاد شدنم احساسم قشنگتر شود و حال و احوالم نیکوتر خواهد بود . استادم قانون این جهان هستی را یادم داد..

    احساس خوب =اتفاقات و نتایج خوب

    فهمیدم من دیگه تنها نیستم

    هم صداهای شلوغ توی ذهنم همراه من است و هم صدای گرم و آرامش بخش روح و قلبم کنار من است و با آرامش و گرم و صمیمی و آرام با من سخن میگوید پس من اصلا تنها نیستم .. من کسانی را در درونم دارم که باید هر روز صبح تا شب برایشان جلسه ی مذاکره بگذارم .. باید برای هر دو دسته وقت و زمان و فرصتی بگذارم خب دسته دوم تکلیفش معلوم است . آن صداهای غیل و قال توی سرم طنابش به قهقراه و ناکجا آباد وصل است پس مرا با آنان کاری نیست ولی باید آرامشان کنم . باید مدام بهشان بگم سکوت کنند .. باید همانند یک مُبصر کلاس باشم .. باید نظارت کنم ببینم کدامشان بیشتر سر و صدا به پا میکند . ترس نگرانی . دلشوره و غم و غصه و اشک و آه و حسرت و حسد و کینه و خشم و غرور و کبر و خودپسندی و عصبانیت و فریب و نیرنگ و خدعه و دروغ و بی شرمی . و کمبود و کم ارزشی ها . و یا زشت و ناپسندی ها و غیره…. هر چند من فهمیدم که هیچ کدام از اینها را نمیخواهم . فهمیدم اینها برای مسیر من چاه و چاله گذاشته آند و فریبم می دهند ولی هر روز از هر دری پیدایشان میشود

    این کار ها برایم همچون عبادت روزانه است پس من آگاهانه با تمرکز به مسیر درست و مناسب و صحیح نماز و یا بعبارتی به زبان خودم و با گویش خودم با خداوند درونم صحبت میکنم و برای مسیر درستم هدایت می‌طلبم و نیازی نیست که برای شکرگذاری هایم تعیین تکلیف معلوم کنم و یا اینکه شیوه ی گویش ام را تغییر دهم ویا مثلاً حتما به زبانی صحبت کنم و عبادت کنم که اصلا با زبان مادری ام تفاوت دارد و یا اینکه حتما باید صبح ظهر و شب و شب این عبادت را داشته باشم بلکه من لحظه به لحظه با خداوندم صحبت میکنم .. لحظه به لحظه برای خلق زیبایی هایش شکرگذارش هستم . لحظه به لحظه در خواب و بیداری بیادش هستم .. هر لحظه او را می‌نویسم و ردپایی برجای میگذارم . لحظه به لحظه طلب هدایت دارم و برای کوچکترین کارهام ازش هدایت و کمک می‌طلبم .

    من لحظه به لحظه به او نیاز دارم . قدم به قدم حرکت های من بلطف خداوند متعالم حرکت میکند .و من را بمسیرهای درست و مناسبی هدایتم میکند خدایاااا شکرت که هر چه بگویم هنوز اول خط هستم و شکر نعمت هایش را هنوز بجای نیاورده ام

    خدایااا شکرت که در این این مسیر توحیدی به همراه دوستانم حضور دارم و با خواندن کامنت های دوستانم ظرف دریافت آگاهی های من پر بارتر و عمیقتر و وسیعتر میشود خدایاااا هزاران هزار بار شکرت

    خدایاااا شکرت که هر روز در روند بالاتر رفتن مدارم هستم و آن چیزهایی که روی دوشم سنگینی میکند و مانع بالا رفتن من شده اند را بجای میگذارم و به طبقات بالاتری صعود میکنم .. وقتی به طبقات بالاتر حرکت میکنم همه چیز جدید است و من در آن مدار قبلیم و در آن طبقه ی پایین پشت درهای بسته ای بودم که فقط میخواستم با وابستگی هام با چنگ دندان به آنها بچسبم قافل از اینکه درک و آگاهی من رشد کرده و باید بسمت بالا حرکت کند و این یعنی ظرف وجودم من هم وسیعتر شده و باید بیشتر به درک و آگاهی های روحم نگاه کنم و من با تضادهایی فهمیدم که باید به این نشانه ها توجه کنم وبا توکل و ایمان و اعتماد به خداوند از نردبان دیگری بسمت طبقات بالاتری حرکت کنم پس من همچنان صلاه را بجای میآورم و لحظه به لحظه وجودمو سرشار از عشق الهی ام میکنم و توسط فرشتگان الهی که به من کمک و مدد می‌رسانند درود می‌فرستم و سپاسگذار خداوندم هستم خدایااا شکرت که بهشت را در همین دنیایم میخواهم . من باید تجربه ی بهشت را در همین جهان مادی تجربه کنم تا در بُعد و فضای پس از این زندگی هم وارد بهشت جدیدم بشوم . پس اول باید در همین جهان مادی وارد بهشت زندگیم شوم

    ولی موبلقان دین و مذهب وعده ی بهشت دروغین نادیده را دادند و هزاران راههای پیچ و خم و دور زدن قوانین جهانی را که در رزومه ی قوانینی که خودشان ساخته و پرداخته آند را در گوشم خواندن .این که فقط خودشان آن مسیر را بلد هستند و حتی آن مسیر را بیشتر پیچ و تاب میدهند و تبصره میگذارند که هیچوقت چراغ راهت را پیدا نکنی و همیشه در پیچ و تاب تقلید و شیوه ی دانستن اسم خالقی باشی که هیچ شناختی ازش نداشتم و حتی یک قدم هم به خالقم نزدیک نشوم بله .. بله اینها چیزهایی بود که یک عمر توی گوشم خوانده شده بود و من همچنان به دره های تاریکی سقوط کرده بودم .. در صورتی که استادم با کلامی ساده و شیوا و روان مِهر خداوند را درقلبم انداخت و او را بمن شناسوند.. و رابطه ی من با خداوند را بهبود بخشید و فکر کردن به ذات خداوند را چراغ راهم قرار داد و این جمله ی طلایی استاد را باید با طلا نوشت و جلوی چشمانمان قرار دهیم اینکه.

    رابطه درونی با خداوند، با “تفکر” ایجاد می شود نه با تقلید

    خدایاااا شکرت که دستان قدرتمند فرشتگان الهی ات به کمک و مدد من شتافته آند تا من را به مدار بالاتری از ارتعاش و فرکانس خوب و عالیم هدایتم کند تا بهترین نسخه و ورژنی از خودم تبدیل و متصل شوم که آن زندگی دلبخواهم را داره

    خدای قدرتمند من ، من در برابر علم و آگاهی تو هیچم ،همه چیز رو به خودت میسپارم و آسانم کن مرا برای آسانی ها .

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    سحر بهروزی گفته:
    مدت عضویت: 3371 روز

    به نام خداوند هدایتگر (ان علینا للهدی)

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خانم شایسته گل

    سلام به خانواده عباسمنشی

    گام 5: رابطه ی در‌ونی با خداوند با تفکر ایجاد می شود نه با تقلید

    – خداوند یک سیستم است، مانند یک فرآیند که یک ورودی داره و این ورودی پردازش میشه و یک خروجی متناسب با ورودی ایجاد میشه. خداوند مثل آبه که به شکل ظرفی که توشه در میاد، هر چیزی که در مورد خداوند باور کنی همون شکلی میشه : قادر ، وهاب، رزاق، رحمان و ….

    – در مسائل مربوط به ارتباط با خدا از کسی الگو برداری نکنید، این رابطه درونی است و هر کسی به شیوه خودش از رابطه با خدا لذت می برد، همانطور که پیامبران متفاوت به شکلهای متفاوتی عبادت می کردند . در مورد مسائل دینی تقلید نکنید و همانطور که بارها در قرآن گفته شده تعقل و تفکر کنید.

    – برای فهمیدن خط قرمزهای قرآن ، آیه های عذاب را بخوانیم. جواب همه سؤال‌ها در قرآن هست و اعتبار پیامبر و‌امامان بخاطر عمل به همین کتاب بوده است.

    – برای اینکه قوانین را به درستی درک کنیم و خدا را بهتر بشناسیم باید تعصبات و کج فهمیهای قبل را کنار بگذاریم و در قوانین جهان و آیات قرآن تفکر کنیم و از خداوند هدایت بخواهیم تا ما را به راه راست، راه کسانی که نعمت داده هدایت کند، اگر با پیش داوری سراغ قرآن برویم گمراه می شویم.

    – هنوز در مسائل ظاهری عبادت اختلاف هست چه برسد به مسائل باطنی که شیوه ارتباط درست با خداست، به تعداد انسان‌های روی زمین راه برای رسیدن به خدا هست. باید خداوند را هدایتگر، وسیع و وهاب و در وجود خودتان ببینید. او را انرژیی ببینید که از آن شکل گرفته اید، رابطه ما با خداوند ازلی و ابدی است، ما تکه ای از خداوندیم.

    – پیچیدگی هایی که روی قرآن گذاشتند کنار بگذارید. خود قرآن بارها گفته ما این کتاب را آسان کردیم برای فهمیدن.

    – من تصمیم گرفتم ریشه عذاب رو در قرآن جستجو کنم تا یک بار برای همیشه بدون توجه به تفکرات آبا و اجداد خود و خرافه هایی که از آنها توی ذهنم مانده ، اعمالی که واقعا عذاب داره رو شناسایی کنم و خودم رو از احساس عذاب وجدان بیخود نجات بدم.

    در پناه خداوند شاد و سلامت و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: