مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید133MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید23MB24 دقیقه













به نام خدای مهربان🪴
نقطه شروع تغییرات بنیادین زندگیم وقتیه که این قانون رو مثل وحی منزل بپذیرم که تموم اتفاقات زندگیم رو خودم با باورهام رقم میزنم پس سعی کنم از دیدن نشانههای کوچیک به وجد بیام
و به این باور برسم که رسیدن به هیچ خواستهای غیر ممکن نیست
مثلزنگ زدن یک دوست که به اون فکر کرده بودم یا خریدن اون چیزی که در اون روز میخواستم داشته باشم
هرچقدر که درک بهتری از قانون کسب کنم بیشتر مطمئن میشم که هر چقدر تواناییم در تایید دستاوردهای به ظاهر کوچیک بیشتر بشه و هر چقدر بیشتر بتونم ارتباط بین اون موفقیتها رو با قانونی که یاد میگیرم پیدا کنم بیشتر به سمت تجربه موفقیتهای پایدار و بزرگتر هدایت میشم
همین کار به ظاهر ساده پایه و اساس محکمی از باورهای قدرتمند کننده رو توی وجودم میسازه
پس از هر نتیجه کوچیکی که به دست میارم خوشحال باشم و از زندگیم لذت ببرم
نتایج بزرگتر وقتی رخ میدن که باورهام قدرتمند کنندهتر بشن و باورهام هم فقط با ادامه این روند قدرتمند کنندهتر میشن
چون وقتی کار کردن روی باورها و ورودیهای ذهنم رو کار همیشگی زندگیم بدونم
وقتی که به جای عجله کردن تصمیم بگیرم طوری ذهنم رو کنترل کنم که در هر لحظه به احساس بهتری برسم و مدت زمان بیشتری در احساس بهتر بمونم و فارغ از هر نتیجهای به این شیوه ادامه بدم به ثبات فرکانسی و ثبات باوری ای میرسم که باعث ساخته شدن موفقیتهای پایدار در زندگیم میشه
وقتی که دارم روی خودم کار میکنم اتفاقات کوچیک برام رخ میدن
باید از همون نشانههای کوچیک خوشحال باشم و اونها رو تایید کنم
مثلاً به یه مسیر خاصی هدایت میشم یه سری کارهام راحتتر انجام میشه برخلاف گذشته
یا مریض نمیشم
اگر هم یه موقعهایی ناراحت و بیحوصله شدم فکر نکنم که این کار جواب نمیده من فقط باید بهتر روی باورهام کار کنم و بیشتر تکرار کنم تا به اون نتیجه خاص و نهایی خودم برسم
این افکار منه که داره اتفاقات رو رقم میزنه و افکارم از طریق ورودیهام به وجود میاد و من باید ورودیهام رو کنترل کنم
آگاهانه باید یک سری باورها رو هم در خودم ایجاد کنم و بعدش هدایت میشم، ایدهها میاد، اتفاقات، شرایط، موقعیت ها به وجود میاد و هدایت میشم به مسیر خواستههام
اگر میخوام تغییر کنم باید روی خودم خیلی بیشتر از این کار کنم
باید یک روندی رو طی کنم تا اون نتیجه برام به وجود بیاد
برای کسی که در مسیر درسته و یک روند درست رو در مدت زمان طولانی طی کرده هیچ وقت این اتفاق نمیفته که ثروتش یا موفقیتش رو از دست بده
چون یک سری چیزها رو در ذهنش ساخته تا به اینجا رسیده و اونا هم درست ساخته شدن که به این نتایج بزرگ رسیده
اون درست ساخته شدهها به این راحتی خراب نمیشن
وقتی که توی مسیر درست پایدار بشم به این راحتی برنمیگردم به قبل
وقتی که روی خودم کار کنم و به نتایج خیلی بزرگی برسم به این راحتی اتفاقات جوری رقم نمیخوره که از اون بالا بیفتم پایین
مگر اینکه اون بیسش درست نباشه وخیلی تکاملم رو طی نکرده باشم
وقتی که روی خودم خوب کار کنم و باورها رو به صورت بنیادین ایجاد کنم نشونش اینه که نتایج پایدار میشه
یعنی سالهای سال یه سری نتایج خوب رو دارم با خودم میبرم،و به این راحتی یه شبه چیزی رو از دست نمیدم
سعی کنم به هیچ عنوان روی اون چیزهایی که دارم حساب نکنم که چقدر هستن یا چقدر ارزش دارن
وقتی که حرف از ایجاد تغییر میشه نباید به انجام یک کاری فکر کنم که باید انجامش بدم مثلاً نباید برای تغییر اوضاع مالی به تغییر شغل، تغییر محل جغرافیایی، یا گرفتن یک مدرک دیگه، یا یادگیری یه مهارت دیگه فکر کنم
نباید به دنبال تغییر در جایی بیرون از خودم و باورهام باشم
باید بپذیرم که شغلم، نگرانیهای مالی، وضعیت سلامتیم، مکانی که در اون زندگی میکنم و آدمهایی که با اونها احاطه شدم یا هر شرایط دیگهای در زندگیم چیزی نیست مگر شکل فیزیکی باورها و فرکانسهام
درباره اون موضوعات
قانون فرکانس اینه که همه شرایط و اتفاقات زندگیم بازتاب فرکانسهای غالبم هستن
پس تنها راه تغییر شرایطم فقط تغییر باورهای خودمه
موقع تغییر دادن باورهام شاید با این تردیدها و شک ها مواجه بشم که خب من باورم رو تغییر میدم اما اگه شغلم تغییر نکنه که نمیشه
خب تا وقتی که من یک حقوق مشخص دارم چطور فقط تغییر باور میتونه درآمدم رو افزایش بده
خب اگه من کاری برای افزایش مشتری انجام ندم تبلیغ نکنم و فقط بشینم و روی باورهام کار کنم که امکان نداره درآمدم زیاد بشه
پس اول باید کاری برای تغییر درآمدم یا تغییر شغلم انجام بدم
من باید بدونم که این تردیدها حاصل نجواهای ذهنمه که باعث میشه ایمان و یقینم رو به یغما ببره و اراده و تعهدم رو برای تغییر باورهام ازم بگیره
اگر تصمیم به تغییر هر شرایطی در زندگیم گرفتم خواه تغییر اوضاع مالی یا روابط، سلامتی، هست فقط باید کار رو از تغییر ورودیهای ذهنم و تغییر کانون توجهم شروع کنم، از عهده کنترل نجواهای ذهنم بر بیام و این روند رو اونقدر ادامه بدم تا نگرش جدیدم اونقدر قدرت بگیره و به حدی از ثبات فرکانسی برسه که اون فرکانسها بتونن به شکل تجربههای جدید و دلخواه در اون جنبه از زندگیم ظاهر بشن
اگر به این روند وفادار بمونم آروم آروم از همون جایی که هستم، از همون وضعیت شغل و رابطهای که در اون هستم نشونهها کم کم میاد و راه رو برای ورود به مسیر نعمتها و شرایط جدید باز میکنن
نشونهای که شروعش با احساس خوبه
باید در طی مسیر قدمهای عملی هم بردارم و کارهایی رو انجام بدم اما اون عمل، ایده، راهکار، یا فرصتی که منو به نتیجه برسونه قطعاً از همون تلاشهای ذهنی نشئت میگیره که برای ساختن باورهای قدرتمند کننده انجام میدم
چون تا وقتی که باور قدرتمند کننده درباره خواستههام نسازم هرگز به مدار راهکار یا ایدهای که به تحقق خواستهها منجر میشه هدایت نمیشم و راهی براش ندارم
پس قدم اول اینه که باورهای قدرتمند کننده رو به کمک کنترل ورودیهای ذهنم و تمرکز بر نکات مثبت هر لحظه از شرایط زندگیم در درون خودم ایجاد کنم
اون وقت به اندازه باورهای قدرتمند کننده جدیدی که میسازم به مدارهایی دسترسی پیدا میکنم که راهکارهای حل مسئله یا تحقق خواستم رو در اختیارم قرار میده
اگر خواستم تغییر و بهبود اوضاع مالیه قانونش اینه که تا وقتی باورهای بنیادینم درباره ثروت تغییر نکنه تغییر شغل، افزایش ساعت کار، تغییر محل کار، گرفتن یک مدرک دیگه، یا گرفتن یک وام دیگه، هرگز نمیتونه به تغییر یا بهبود اوضاع مالیم کمک کنه
با نام و یاد خدا وعرض ادب خدمت استاد عزیز
این فایل چندتا چراغ درون ذهن من روشن کرد
1 اینکه تو همین شغل و موقعیتی که هستم میتونم به بالا ترین نقطه ی پیشرفت برسم …
راستش خیلی وقت ها به این فکر کردم که کاری که با عشق شروع کردم ، سال ها براش وقت و انرژی گذاشتم ، تو سخت ترین شرایط مالی اموزش میرفتم ، (الان هم خودم رو تو مهارتی که دارم موفق و منحصر به فرد میدونم ) رهاش کنم و برم سراغ یه کار دیگه ، هیچ وقت اساسی به این فکر نکرده بودم که چطور تو همین زمینه ارتقا بدم خودم و درامدم رو
2 اینکه من میتونم به جرات بگم اکثر مواقع ادم رهایی نیستم ، حتی وقتی شرایط هم خوب بوده یه استرس و نگرانی داشتم یه ترسی که خب فردا چی پس فردا چی ، من خیلی نگرانی به خودم راه دادم تا به امروز خیلی استرس متحمل شدم اما وقتی داشتم به این فایل گوش میکردم دیدم واقعا نیاز نبوده اگر من حالم رو خوب نگه میداشتم اگر رها بودم چه قدر همه چی بهتر پیش میرفت و من ارامش داشتم
از صمیم قلبم رهایی رو برای خودم و همه ی دوستانم میخوانم
رهایی رو تجربه کردم ها نه که کلا غریبه باشم باهاش اما درصد خیلی کمی از زندگیم رو تو اون شرایط گذروندم
تمام تلاش رو باید بذارم برای همیشگی کردن این رفتار
3 درمورد نماز و روزه
من خیلی حرف ها دارم برای این موضوع
اگه بخوام یه کوچولو خودم و دوره بکنم
اینجوری بوده که : از بچگی که با پسرا بازی نکنی گولت میزنن … گناه داره خدا قهرش میگیره فلان میشه …
(از همون بچگی تفکیک کردنمون و چه قدر من سر این مسئله مشکل داشتم و هنوز هم دارم ، اینقدر برای دختر بودنم چارچوب گذاشته بودن که من یه تایمی تصمیم گرفته بودم پسر باشم و واقعا تو نوجونیم پسرونه رفتار کردم همین فرار از جنسیتم مشکلات وتاثیرات خودش رو داشت وشاید هنوز هم داره )
اینکه دختر اینجوری نمیشینه بزرگ شی این مدلی بشینی گناه داره ، زشته … خدا قهرش میگیره
رفتیم مدرسه گفتن موهات بیرون باشه اون دنیا از مو اویزونت میکنن میری طبقه ی اخر جهنم با درجه ی فلان میسوزی
اگه نامحرم گردنت و ببینه از گردن دار میزنتت
اگه دستت و ببینه و ….
به مراتب مجازات بدتر
هر چی بزرگتر شدیم خدا دورتر و ترسناک تر شد
من یادمه از سر ترس نماز میخوندم التماس میکردم به خدا که منو ببخش مثلا موهام یه ذره بیرون بود و …
یه عکسایی از نوجونیم دارم که انقدر روسری رومحکم بستم موهام بیرون نباشه ، لپام در حال انفجاره اینو الان یادم اومد خندمگرفت
من یه دوره ای نماز شب ، نماز صبح اول وقت ، همه ی مستحبات ، ذکر و .. انجام میدادم
چند بار قران رو ختم کردم
اما حال دلم با خدا صاف نبود
یه روزی نشستم فکر کردم به صفات خداوند ، گفتماگه تو واقعا اینایی جایی برای ترس نیست
من الان نماز نمیخونم سال گذشته روزه هم نگرفتم
قران خیلی کم میخونم گاهی اصلا ، ولی رابطم با خدا بهتره
من از خدا نمیترسم دیگه
من به حجاب ، روسری اعتقادی ندارم
بیرون هم بدون حجاب هستم
اما هیچوقت حس نکردم خدا قهرش میگیره با این رفتار من
منسعی دارم چیزهایی که خوشاینده پرودگار نیست روانجام ندم
من فکر کردم به خدا و کتابش
راه مو پیدا کردم
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام ،
روز 39 سفر …
خداروشکر میکنم که منو همواره هدایت میکنه ،
واقعا این نیرو هدایتگر هست ، وقتی که مقاومت نداریم و رها هستیم این نیرو مارو هدایت میکنه .
خونسردی و رهایی یک اصل مقدس هست که من یکم روش تمرکز کردم و سعی کردم رها باشم کلی اتفاق عالی واسم رخ داد ،
وقتی که رها هستیم ، مقاومت نداریم ، نتایج رخ میده یواش یواش ،
منم در موردی مقاومت داشتم استاد و هنوزم دارم ، روی باورهام کلی کار میکنم ولی نتایجم کم هست ، این چیزی که شما گفتید وقتی اون مانع رو برداشتید نتایج بوم بوم شد ، منم فکر میکنم باید موردی که خیلی زیاد در موردش مقاومت دارم ولی میدونم که باید تغییرش بدم رو درست کنم ، من بارها دیدم که خیلی روی خودم و باورهام کار کردم ولی نتیجه ام کم هست ، هر وقت به این مانع بزرگی که الان دارم فکر میکنم بجای اینکه بخوام تغییر بدم میام خودمو باهاش وقف میدم ، الان ولی با شنیدن این فایل و فایلی که در مورد مهاجرت گفته بودید من به این نتیجه رسیدم که باید این تغییر بزرگ رو انجام بدم .
از شما بسیار سپاسگزارم استاد عزیزم
سلام
رابطه ی ما با خداوند به شکلیه که همونجور که باورش کنیم به همون شکل در میاد ،رزاقیتش رو مهربونیش رو ،بخشندگیش رو به هر شکلی که باورش کنیم به همون شکل در میاد
اصلا اینجور نیست که ببینیم رابطه ی بقیه با خداوند چجوریه منم مثل همونا رابطه برقرار کنم عبادت کنم
هرجوری که باورش کنی به هر شکلی که باهاش راحتی دوست داری رابطه باهاش برقرار کن ،حرف بزن هدایت بخواه هر چی که دوست داری
اگر می خوای نماز و روزه هم بخونی بخون هر جوری که دوست داری خودت برس بهش قرآن بخون هدایت بطلب ،فکر کن نه اینکه تقلید کنی فقط جوری بشه که بتونی خوب زندگی کنی هر جوری که برات نتیجه میده
اصن دنباله رو نباش تقلید نکن ،هر چی که هست خودت بهش برس
اگر بدون پیش فرض قبلی بتونی قرآن رو بخونی به واقعیت پی میبری ،قرآن آسونه فهمش تو فقط بخواه بدون پیش فرض قرآنو بخون دستت میاد اصل اگه برات مهمه،انقدر نپرس چجوریه ،چی گفته و چجوری رابطه برقرار کنم
خدا درون توئه لازم نیست انقدر سختش کنی ازش بخواه نشونه بگیر بخواه کمکت کنه اگه خودتو لایق این رابطه ی نزدیک و هم صحبتی می دونی واقعا.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته ارزشمند
سلام به همه خانواده عباسمنش
یادمه یه شب داشتم نماز عشا میخوندم که وسط نماز دیدم هرچیزی یادم میاد از قرض و پول و دختر و همه چیز نمازم رو قطع کردم و نشستم با خدام از ته دلم حرف زدم .خدایا اینهایی که میگم و این حرکاتی که دارم انجام میدم چرت و پرتی بیش نیست .تو رو به بزرگی ات قسم به من بفهمون که نماز چیه تو چی هستی چطور باید باهات حرف بزنم و درخواست کنم .حرفم تمام شد و یادم نیست دو روز یا یه هفته بعد با یکی از دستان خدا با استاد و سایت آشنا شدم .و اونجا بود که خدارو درک کردم .نماز رو فهمیدم درخواست کردن رو یاد گرفتم و هرچه که از خداوندم خواست با زبان استادم بهم همرو گفت سپاسگزار خداوندم که انقدر زود جواب میده و حالا هر روز سعی میکنم درکم رو بیشتر کنم و از خدا خواستم کمکم کنه تو این مسیر ثابت قدم بمونم .
الان احساس بهتری دارم .راحتترم.میدونم خالق زندگی ام هستم و درخواستهام پاسخ داده میشه و باید باز تو این مسیر استمرار بورزم تا به درک بیشتر برسم .از مسیر خارج میشم و باز برمیگردم به مسیر و باز همین منوال .سپاسگزار خداوند هستم که بانو شایسته رو داریم که انقدر زیبا خداوند درخواست هامون رو با دستهای بانو شایسته پاسخ میده و این پروژه ارزشمند رو آماده کردند که واقعا یه حس دیگه ای به آدم میده و این تمرینی برای تو مسیر ماندن و قدرت دادن به عادتهای قدرتمند کننده و ضعیف کردن عادتها و رفتارهای محدود کننده .خداروشکر بابت سایت بابت استاد خدارو شکر بابت بانو شایسته و این همه آگاهی
خدایا مارا به راه راست هدایت کن و بعد از این که هدایت کردی ما را به حال خود وامگذار آمین
سلام به همه عزیزانم
خداروشکرررر به خاطر گام 5 و یاداوری آگاهی ها
هر لحظه برای انجام هر کاری از خدا هدایت میخوام
من خدا رو هدایتگر میدونم
تو هر باوری ازش داری همونو تجربه میکنی
تجربه الان زندگی ما چیزی جز باور ما نیست از خدا
من آگاهانه خیلی دارم روی این موضوع کار میکنم که خدا هر لحظه منو هدایت میکنه چی بخورم چی بپوشم چه ساعتی پیاده روی برم چه کاری توی کارم انجام بدم چه فایلی گوش بدم روی کدوم جلسه دوره کار کنم
خیلییییی آرامم با این جنس و ویژگی خدا
خدایااااا شکرررت
تصمیم دارم کتاب چگونه فکر خدا را بخوانم و معنی قران رو دوباره بخونم
خدایااااا شکررررت به خاطر هدایت هر لحظم
بنام خداوند هدایتگرم بسمت خوبی ها و زیباییها
الان ساعت یک شبه و من باید به عهدی که بستم یعنی کامنت نوشتم عمل کنم خداروشکر بخاطر رد پای پنجمم
سلام استاد عزیزتر از جونم مریم جان شایسته ی عالم و آگاه ،سپاسگزارم بخاطر همه آگاهیهایی که میدین و به عمق وجود همه ما دانشجوهاتون میشینه و باهاشون حس و حالمون عوض میشه
مریم جون ممنونم بخاطر مثالهایی در مورد تمرین امروز زدین دقیقا من تصمیم گرفتم برم آیه های عذاب رو پیدا کنم و بخونم دوساعتی میشه که دارم قرآن میخونم و محو قرآن و آیه ها و درکش شدم واقعا استاد درست میگه که این چیزارو نباید از کسی پرسید ما باید خودمون تحقیق کنیم خودمون بریم بخونیم و اونوقت درکی که خدا به ما میگه کجا و درکی که از بنده خدا دریافت کردیم کجاست
من امشب سرچ کردم کل آیاتی که درباره عذاب هست رو و بعد دونه دونه رفتم با حوصله چندتا آیه قبل و چندتا آیه بعدشو خوندم خیلی کیف کردم خیلی حالم خوب شد وقتی میخوندم و درک میکردم چندتا از آیاتم من دوس داشتم اینجا تو کامنتم بنویسم که کامنتمو با آیات رب منور کنم و اینجوری به دوستایی که این کامنتو میخونن هم کمکی شده باشه
و معنی عذاب اصلا چیه منکه خودم با خوندن آیات به درکی رسیدم که تا حالا بهش از این زاویه نگاه نکرده بودم آخر کامنتم درکمم میگم
تو بیشتر آیات شاید90 درصدشون عذاب برای کسانیه که مشرک شدند و کفر ورزیدند و به خدا ایمان نداشتند
سوره بقره آیه114
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا أُولَئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿114﴾
و چه کسانی ستمکارتر از کسانی می باشند که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیری کردند، و در خرابی آنها کوشیدند؟ آنان را شایسته نیست که در آن [مراکز عبادت] درآیند، جز در حال ترس [از عدالت و انتقام خدا]. برای آنان در دنیا خواری و زبونی است و در آخرت عذابی بزرگ است. (114)
سوره آل عمران آیه21و22
إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿21﴾
همانا آنان که به آیات خدا کافر شوند و انبیاء را بیجرم و به ناحق بکشند و آن مردمی را که (خلق را) به درستی و عدل خوانند به قتل رسانند، آنها را به عذاب دردناک بشارت ده. (21)
أُولَئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِینَ ﴿22﴾
آنهایند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه گردیده و کسی آنها را (برای نجات از عذاب) یاری نخواهد کرد. (22)
سوره طه آیه 127
وَکَذَلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ یُؤْمِنْ بِآیَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَهِ أَشَدُّ وَأَبْقَى ﴿127﴾
و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه هاى پروردگارش نگرویده است سزا مى دهیم و قطعا شکنجه آخرت سخت تر و پایدارتر است
(لطفا آیات 115 تا 127 رو بچه ها مطالعه کنید درمورد هبوط حضرت آدم به زمین)
وقتی آیات رو بدون هیچ تعصبی میخونی و از خودش هدایت میخوای چه چیزایی رو میخونی من شاید ده ها بار قرآنو ختم کردم با معنی یا عربی ولی هیچوقت بشکلی نخوندم که بفهمم چی میگه اصلا با من داره حرف میزنه؟ همیشه فک میکردیم این قرآن فقط داره با اون آیه الله هایی که عمامه دارن حرف میزنه اونا برامون کتاب مینویسن بهمون میگن وگرنه منکه هیچوقت نمیتونم بفهممش و الان که میخونم انگار خدا داره دقیقا بعضی نکاتو به من میگه به خودم میگه وای خدایا خیلی حالم خوبه خداروشکر میکنم چشمام اشکیه از حضورش کنارم
آیات 115 تا127 درمورد این میگه که خداوند به حضرت آدم و هوا گوشزد کرده که از میوه ی فلان درخت نخورید و مواظب نجوای شیطان باشید که اون دشمن شماست وقتی میوه رو میخورن بخاطر اینکه اون میوه رو خوردن و به اصطلاح نافرمانی کردن خدا تنبیه شون نمیکنه که حالا که به حرفم گوش نکردین پس برین زمین عذابتون اینه که برین زمین، ما سالها اینو شنیده بودیم دیگه که چون حضرت آدم اون میوه رو خورد پس ما افتادیم تو این بدبختی ،نههههه اینجا میگه وقتی خورد همونجا آدم و هوا متوجه فریب شیطان شدن و همون لحظه متوجه اشتباهشون شدن و توبه کردند و خداوند توبه شون رو پذیرفت و اونها رو راهنمایی کرد و بعد بهشون گفت شما رو آفریدم که برید توی دنیای مادی و اونجا هر زمان هدایت من رسید از هدایتم پیروی کنید و بدونید که هر کس از هدایت من پیروی کنه و دریافتش کنه نه گمراه میشود و نه به مشقت می افتد
درواقع درکی که من داشتم اینه که خداوند میخواسته جنس هدایتش رو اول برای آدم توضیح بده(جنس هدایت این بوده که از میوه این درخت نخور) و از طرفی میخواسته بهش بفهمونه که شیطان دشمن توئه اگر ازش اطاعت کنی غمگین میشی پشیمان میشی نگران میشی خوب حالا که فهمیدی……پس من تو رو آماده کردم برای زندگی مادی به زمین برو و از هدایت من از قلبت پیروی کن که گمراه نشی به کارت گیر نیفته
این درکی بود که من از هبوط آدم به زمین داشتم
و از طرفی یه درک دیگه ای که پیدا کردم اینه که خداوند در مورد عذاب میگه اما همیشه میگه خدا بر بندگانش ستم نمیکنه خدا به بندگانش ظلم نمیکنه اونا هربار عذابی هم که ببینن بخاطر فرکانسیه که خودشون میفرستن اگر مشرک شدن من کاریشون ندارم {اما مثل بردگانی میمونن که چندین ارباب بداخلاق دارن (آیه 29 سوره زمر دقیقا این مثال رو میزنه) که خداوند مثال میزنه: مردی که اربابانی ناسازگار و بداخلاق در مالکیت او شریک اند و مردی که فقط برده یک مالک است این دو برده از جهت فرمان گرفتن و فرمان بردن با هم یکسانند؟؟ستایشها تنها ویژه ی خداست
حالا خودتون قضاوت کنید اگر بنده ی چندین ارباب بداخلاق و ناسازگار باشید حال و روزتون بهتره یا بنده یک ربی که قادر مطلقه ،مهربانه، بخشنده است ،مدیره، مدبره، وهابه ،عالمه ،کدومش بهتره}؟
اگر کافر شدن عذابشون بخاطر خودشونه و هر کار زشت و ناپسندی که انجام بدن خودشون رو دارن از پروردگارشون دور میکنن درواقع عذاب خداوند همینه اینکه اون از تو دور بشه جهنم همینه یعنی خدایی نباشه میتونی یک ثانیه آرامش داشته باشی؟ معلومه که نه ما هر بار که نگران میشیم ناراحت میشیم و احساس بدی داریم اون لحظه از خدای خودمون دور شدیم اما بازم بهش برمیگردیم و اونو هیچوقت برای همیشه دور نکردیم ما از اوییم و به او برمیگردیم
خدایا به ما کمک کن هر لحظه بتونیم خودمونو بهت نزدیک کنیم فارغ از مادیات فارغ از اینکه یه خواسته مادی داشته باشیم بهترین و قشنگترین احساس خوشبختی زمانیه که از درون خوشحالیم و آرامش داریم و اون زمانیه که خدا کنارمونه نه زمانی که مادیات داریم اما حالمون خوب نیست خدایا ما مادیات این دنیا رو میخوایم ثروت خوبه فرزند خوبه همسر خوبه اما اگر تو در درون ما و همیشه کنار ما باشی و لحظه ای ما رو تنها نزاری….
خداروشکر که یکساعته دارم کامنت مینویسم و یکساعته که کل تمرکز و فرکانسم روی آیات قرآنه و روی نکات مثبت هم برای خودم و هم برای تویی که این کامنت رو میخونی از خدا سعادت و ثروت و خوشبختی و دل خوش و حال خوب رو میخوام آمین
خداوندا تنها تورا میپرستم و تنها تنها از تو یاری میخواهم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن آمین یا رب العالمین
ممنونم استادجونم و مریم جونم عاشققققتونمممم خیلی خیلی زیاد
بنام خدای زیبایها خدای عشق خدای فراوانی
خدایا هر چه دارم ازآن توست
چقدر راجع بخدا به ما بد گفتن که بترس …
قبل از آشنایی با استاد نمی دوستم خدا سیستمی کارمیکنه نمی دوستم چه جور با خدا حرف بزنم
قرآن یا نماز از روی ترس می خوندم الان ترسم از جهنم کم شده
الان خدا رو تو چشم نوه نه ماهه ام میبینم الان خدا رو تو صدای بچه ام میبینم فکر میکردم باید داد بزنی باید فقط تو آسمانها خدا رو پیدا کنی
الان خدا برام مثل یک دوسته باش حرف میزنم
راستش قبلا بیشتر ماه رمضان قرآن می خوندم ولی نه با معنا فقط برای ثواب الان هنوز درکش نکردم دوست دارم بفهمم با معنی با درک بیشتر بخونم با عشق
امیدوارم مثل دوستان و استاد بفهمم و بخونم
خیلی دوست دارم نمیدونم شاید هنوز در فرکانسش نیستم از خداوند هدایت می خوام خودش بهم یاد بده
الان میرم جای میگم خدایا همراه من بیا کارم تو درست کن بچه ام میره مدرسه دیگه نگران نیستم میگم سپردمش خدا
می خوام بیشتر روی توحید کار کنم فایل های توحیدی عالین دوست دارم استاد بیشتر فایل توحیدی بزاره
شکرگزاری برام معجزه است
زندگی با خدا یعنی نترسیدن یعنی عشق یعنی فراوانی و زیبایی
خدا رو هزار مرتبه شکر از دوستان چیزهای زیادی یاد گرفتم فرکانس این دوستان بالاست
همش درس عشق به خداست توحیده آرامشه
برای همه دوستانم در این سایت آرزوی خوب دارم عشق می فرستم از خوشحالی اونها خوشحال میشم میگم میشه برای همه شده برای من هم آسانه همه یک جور بخدا دسترسی داریم
حال خوب اتفاق خوب
استمرار عمل تکامل همش استاد میگه قانون جواب میده کافیه باور کنیم روی خودمون کار کنیم
خدا کار نمیکنه شاهکار میکنه
در پناه خداوند باشید
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباسمنشی
به نام خدا
نکات مهم گام پنجم
خداوند یک سیستم است که هرچیزی که هستیم و هرفرکانسی بدهیم به همان شکل برای ما در می آید به شکلی که باورش کنیم مثل یک ظرف که مثلا وهابیت ربانیت و رحمانیت را باور کنیم به همان شکل برای ما در می آید.
رابطه با خداوند چیزی است که با تفکر ایجاد می شود نه با تقلید فکر کنیم تا بهش برسیم هرکسی به شیوه خودش باید رابطه ایجاد کند چون رابطه با خداوند مسئله شخصی است.
خط قرمز های قرآن آیه هایی است که در آن کلمه عذاب آمده است با هر ترجمه ای بخوانیم اصل داستان دستمان می آید اصل و فرع آیه های قرآن را متوجه می شویم .
وقتی ما ذهنمان را از تعصبات پاک کنیم و جور دیگری نگاه کنیم به آگاهی و درک بهتری از جهان و دنیای اطرافمان می رسیم و از خداوند بخواهیم که مارا هدایت کند قطعا به مسیر هایی هدایت می شویم که باعث درک بهتر ما و جواب سوالات را پیدا می کنیم .
به تعداد انسان های روی زمین راه برای رسیدن به خداوند وجود دارد نباید نگاه صفر و یکی به خداوند داشته باشیم بلکه خداوند را وسیع و هدایت گر بببنیم و انرژی ببینیم که همه جا هست و همیشه همراه ماست .
با خواندن این فایل تصمیم به خواندن کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و گرفتم و در اولین فرصت نسخه چاپیشو تهیه کنم تا به درک بهتر از خداوند برسم .
در پناه حق باشید .
به نام خدایی که مرا نیکو خلق کرد.
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیز
و همه دوستان و خانواده درجه یکم در این مسیر زیبا.
سیر تکاملی و روند تکامل در بحث افزایش ورودی مالی :
تکامل ، وقتی شروع میکنیم با تعهد و یه هدف ، روی خودمون کار کردن ، نتایج از همون جایی که هستیم شروع میشه ، با همون کاری که داریم ، وقتی کار کردن روی خودمون رو شروع میکنیم ، اصلا نیاز نیست چیزی رو تغییر بدیم (تغییر عوامل بیرونی یا جهان بیرونی نیاز نیست) با شروع تغییرات روی خودمون ، از جایی که هستیم تغییرات مثبت شروع میشه و وقتی بیشتر روی خودمون کار میکنیم ، بعد به صورت خود به خود ، هدایت میشیم به سمت مسیر های بعدی ، شرایط جدید مطابق با مدار و باورهای جدید ما اتفاق میفته ، افراد جدید وارد زندگی ما میشن ، ما در مداری قرار میگیریم که ثروت و نعمت به تناسب باورهای ما وجود داره.
در کل طبق آموزشای کتاب رویاهایی که رویا نیستند ، وقتی روی خودمون کار میکنیم ، وقتی باورامون تغییر میکنه ، وقتی دیدگاه ذهن ما (باورها) نزدیک میشه به دیدگاه روح (خداوند) ، در واقع ما اجازه ورود ثروت ، سلامتی ، رابطه عالی ، برکت و نعمتی که مثل اکسیژن توی جهان وجود داره ، رو میدیم و نیاز نیست کار خاصی انجام بشه ، نیاز نیست تغییرات بدیم ، از این شاخه به اون شاخه بپریم.
نیاز به تغییر موقعیت مکانی نیست ، چرا که طبق قانون فراوانی خداوند ، دریافت ثروت و نعمت ، به روستا ، شهر یا کشور خاصی مرتبط نیست.
توی آفریقا ، هم انسان ثروتمند وجود داره و هم انسان فقیر.
توی یه شهر یا استان ، همینطور.
توی روستا ، همینطور.
توی محله ، همینطور.
نیاز نیست ، شغل رو تغییر بدیم ، چرا که طبق قانون ،در هر شغلی ، پتانسیل ساخت ثروت و نعمت فراوان وحود داره.
ما در دنیای واقعی ، پزشکایی رو داریم که برج سازی دارن ، صدها خونه و ماشین دارن ، و پزشکایی هستن که ماشین ساده ای از خودشون ندارن.
ما توی بازار ، مغازه هایی رو میبینیم که سرشون مشتری ریخته و چنتا کارمند هم برای اداره مشتری ها دارن.
نیاز نیست ، محل کسب و کارم رو تغییر بدم ، چون طبق قانون ، افرادی که در مدار باورای من هستن رو ، خدا به سمت آدرس کسب و کار من هدایت میکنه.
نیاز نیست من محیط اطرافمو ، افراد اطرافمو ، که هم جهت با مسیر من نیستند رو تغییر بدم ، وقتی من روی خودم کار میکنم ، خودم رو تغییر میدم ، لاجرم ، جهان اطرافم تغییر میکنه.
نیازی نیست قیمت محصولاتم رو طبق بازار و به اصطلاح رقبا (که وقتی ما روی خودمون کار میکنیم ، رقبایی وجود ندارن ، رقیب تو ، خودتی ، باید تلاش کنی از خودت بزنی جلو ، و این روز موفقیته ، رمز خوشبختیه) تنظیم کنم ، چون وقتی من طبق احساس لیاقت و ارزشمندی خودم ، طبق اون نتیجه ای که محصول من برای افراد ایجاد میکنه ، قیمت گذاری میکنم ، اون موقع افراد هدایت میشن به سمت من ، و نیازی نیست توجیه کنم ، نیازی نیست بازار رو مثال بزنم ، اونا بدن نیاز به توضیحی ، با توجه به نتیجه ای که دریافت میکنن ، بهاش رو با عشق پرداخت میکنن.
نیازی نیست من تبلیغ خاصی کنم ، تبلیغ به این مفهوم که من بنر چاپ کنم ، پوستر بزنم ، وقت و انرژی و هزینه ام رو هدر بدم تا به دیگران بفهمونم که ببینید ، منم هستم ، بشتابید ، که من از این طریق مشتری جذب کنم ، اون موقع من میمونم و پوسترای رو دیوار ، خدا هم میگه ، پوستر بچسبون که خوب میچسبونی.اگر فکر میکنی پوستر برات کاری میکنه ، که بزن رو در و دیوار.
تبلیغ باید به این مفهوم باشه ، که من هزینه نمیکنم که مشتری از این طریق بیاد ، من قدرت تبلیغ و تعریف کردن از خودم رو دارم ، من با قدرت میتونم کسب و کارم رو ارائه بدم ، من عزت نفس و اعتماد به نفس دارم، من بجای صرف انرژی و هزینه ، روی کیفیت کارم تمرکز میکنم ، و طبق قانون ، وقتی جهان این شور و اشتیاق و جسارت رو میبینه ، با توجه به ویژگی حمایتگر بودنش ، خودش افراد رو وارد کسب و کار من میکنه ، از طریق افراد منو تبلیغ میکنه ، (مثل استاد ، که بارها گفتن فقط به این فکر کنین که شما چطور با من آشنا شدین ، فقط همین)
نیاز نیست در مورد کسب و کارم هزارتا کلاس عجیب و غریب برم ، بازار یابی و فن بیان و دیجیتال مارکتینگ و فروش در بازار های مجازی و چه وقت پست و استوری بزاریم تا افراد بیشتری ما رو ببینن.
من فقط نیازه تا روی خودم کار کنم ، از امکاناتی که الان دارم برای روند تکاملم استفاده کنم ، مقاومت ها رو کم و حذف کنم (به تدریج) ، اگر کسب و کاری دارم ، براش هدف مشخصی رو تعیین کنم ، و تمرکزی روش کار کنم ، و وقتی من خودم رو ارتقا بدم ، لاجرم ، جهان اطراف من هم ارتقا پیدا میکنه.
(شرک در دل مومن ، شرک در دل مومن ، مثل راه رفتن مورچه سیاه ، بر روی سنگ سیاه ، در دل تاریکی شب ، مخفیه.)
باور های توحیدی ، باورهایی در مورد خداوند.
خداوند یه انرژیه ، خداوند سیستمه ، تو باید روی خودت کار کنی ، تا ظرف درونیت رو بسازی ، بعد خداوند به همون شکل به تو نشون داده میشه.
اگر خداوند رو رزاق باور کنی ، رزاقیتش رو نشونت میده.
اگر خداوند رو وهاب باور کنی ، وهابیتش رو میبینی.
اگر ربوبیت خداوند رو باور کنی ، اون موقع ربوبیت و فرمانروایی و ارباب بودن خداوند رو درک میکنی و توی زندگیت تجربش میکنی.
خداوند همه چیز میشود همه کس را . خداوند یه انرژیه ، دوست داری به چه شکلی تجربش کنی؟
دوست داری چه وجهی از خداوند رو ببینی ؟
دوست داری ظرفت رو به چه شکلی دربیاری ؟
خداوند یه سیستم رو در جهان پباده سازی کرده با یکسری قوانین و اصول خاص و ثابت و این سیستم کارش اینه که به باورای ما پاسخ بده ، از طریق دریافت فرکانس ، کارش اینه که به ما ثابت کنه ، که ما درست فکر میکنیم.
جهان مثل آینه عمل میکنه.
این جهان کوه است و فعل ما ندا …
سیستم ، کارش اینه که از تو سیگنال بگیره و طبق سیگنال دریافتی ، واکنش مناسب بده.
قانون رهایی :
هرچه ما بیشتر به خواسته هامون برسیم ، رهاتر میشیم ، فقط لذت میبریم از مسیر حرکتمون.
لذت بردن از داشته ها ، لذت بردن از مسیر ، عدم وابستگی به خواسته و مقصد ، به تعویق نینداختن شادی و احساس خوب تا زمان رسیدن به خواسته ها و مادیات ،
لذت بردن از داشته ها و نعمت هایی که داری، لذت بردن از مسیر درست ، برای رسیدن به احساس خوب و موندن توی این احساس خوب.
رهایی یعنی ، شما از همون نعمت ها و داشته هایی که هست ، لذت ببر و باهاشون راحت باش و به احساس خوب برس ، تا نتایج بزرگ هم برات اتفاق بیفته.
احساس خوب = اتفاقات خوب ،
قانون اینه ، که نگرانی ، نگرانی بیشتر می آفریند.
لذت و شادی ، شادی بیشتر می آفریند.
ترس و طمع و حسرت و در کل احساس بد ، احساس بد بیشتر رو بهمراه داره.
توجه به زیبایی ها ، شکرگزاری برای داشته ها و نعمت ها ، امید ، ایمان ، احساس خوب ، احساس خوب بیشتر رو بهمراه خواهد داشت.
در جهان هر چیز ، چیزی جذب کرد ، گرم گرمی را کشید و سرد سرد.
خونسردی ، نمودی از استفاده صحیح از قانون رهاییه.
من هرچقدر که ثروتمند تر باشم ، در دیدگاه خداوند محبوب ترم.
من هرچقدر که ثروت بیشتری بسازم ، خداگونه تر عمل میکنم.
عزت نفسم بیشتر میشود.
براحتی میتوانم ببخشم.
من هرچقدر که بیشتر ثروتمند شوم ، براحتی از مادیات گذر میکنم ، چراکه تنها راه گذر از مادیات ، تجربه مادیاته.
نکته : اگر در مسیری حرکت کردی ، ولی با احساست جور نیست ، با درونت سازگار نیست ، از هرکجا که هستی برگرد ، حتی اگر کلی روش کار کردی ، هزینه کردی براش ، و …. .
خواب و بیداری :
زمانی که ما کاری رو داریم انجام میدیم که عاشقشیم ، وقتی کار ما ، زندگی ما ، استراحت ما ، تفریح ما ، یکی باشه ، اونموقع زمان خواب و بیداری موضوعیت نداره.
برنامه ریزی برای آینده ، از عدم تسلیم بودن در برابر خداوند ، عدم اطمینان به هدایت خداوند میاد ، ما کافیه توی مسیر درست باشیم ، اون خدای درون ما ، خودش برامون میچینه.
نحوه صلاه و روزه داری و امور مرتبط با رابطه با خداوند :
این مسئله کاملا موضوع شخصیه ، هرجور و با هر روشی که ما از درون احساس خوبی داسته باشیم و لذت ببریم ازش ، اون بهترین روش در مورد رابطه ما با خداونده.
اگر نیاز بود روش خاصی انجام بشه ، خداوند میگفت آقا ، بنده من ، با این جزییات با من حرف بزن.
امور مربوط به مسائل دینی ، با تفکر بدست میاد.
ما باید اصل رو درک کنیم و فرعیات رو توی جزییاتش نریم..
خط قرمزای خداوند در قرآن به وسیله آیه های عذاب مشخص شده اند.
برای اینکه یه درک کلی از قرآن برامون مشخص بشه ، چندین بار قرآن رو بخونیم (ترجمه فارسیش ) بعد اگر سوالی بود برامون ، بنویسیم ، بعد اگر بخوایم واقعا به جواب سوال برسیم ، هدایت میشیم به جوابش.
خداوند توی قرآن میگه ، ما این قرآن بصورت واضح و روشن بیان کردیم.برای کسانی که اندیشه میکنند.
اگر ما واقعا باور داریم که قرآن از طرف خداونده ، میریم میخونیمش ، وقتی باور داریم ، موقع خوندن سوالامون جواب داده میشه ، اصل و فرع مشخص میشه.
نکته : در مورد قرآن ، ارتباط با خداوند ، از کسی تقلید نکنیم. اگر انسان باهوشی باشی ، در مورد مسائل مربوط به دین ، انسان و رابطه اش با خداوند ، فقط و فقط باید قرآن رو بخونیم و با تفکر و تعقل به اصل برسیم و بهش عمل کنیم.
خداوند هدایتمون کنه که با تفکر ، با درک اصل و اساس جهان هستی ، با بکار بردن و عمل به این قوانین در زندگیمون ، سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم.