مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید133MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه درونی با خداوند، با "تفکر" ایجاد می شود نه با تقلید23MB24 دقیقه












به نام خالق یکتا که قدرت خلق زندگیمو به خودم داده و سلام به استاد عزیزم که راه روش خلق کردن رو به من آموخت ….
خداروهزاران هزاربار سپاسگزارم خدایا شکرت استاددددد الان حس میکنم که اون روزای اولی که خواسته هاتون رو خلق میکردید چه حسی داشتید منم اومدم با جرات اینجا امروز با خوشحالی و حسی که فقط خودتون و دوستانی که تو اوایل مسیر دیدن خلق خواسته هاشونن درک میکنن بگم چه حس عجیبیه خدایا شکرت حدود دوسال افتخار شاگردیتون رو دارم و نمیدونید چقدرررر حالم روز به روز عالی شده و همه اینهای که میگم استاد فقط با فایلهای رایگان بود… اول به آرامش رسیدم بعد سلامتی بعد رابطه های عالی و امروز هم به درآمدی که می خواستم خدایا استاد عزیزم چی بگم ازین مسیر که همه ش سود سود سود فقط کافیه حرکت کنی خدایا شکرت حالم عجیبه استاد حس خوشحالی عجیبی داشتم اومدم با خدای قشنگم خلوت کنم یاد حرفتون افتادم که میگفتید وقتی که خواسته هاتون خلق میشدن و شما تو خیابونای بندرعباس راه میرفتید و اشک میریختید از خوشحالی تونستم دقیقا درک کنم و اشکای منم سرازیر شد اینگار این حس عجیب قدرت در عین افتادگیه نمیدونم چی اسمشو بذارم فقط اینگار رو زمین هوایی خدایا شکرت منتظر بودم تا به تکامل برسم و پول خرید دوره هارو خودم خلق کنم باورتون میشه استاد ۱۹اردیبهشت تولدمه و من ۱۶اردیبهشت درآمدی که خودم خواستم و خلق کردم واریز شد به حسابم و بهترین هدیه تولدی که میخوام به خودم بدم اینه که دوره عزت نفس رو بخرم استاد قشنگم بابت همه چی ممنونم …این فایل نشونه اینروزه که به خواسته مالی رسیدم از خداسپاسگزارم که صداش کردم و جوابمو با هدایت کردنم به سمت شما و آموزه هاتون داد عاشقتونم الله یکتا نگهدارتان🥰🌹
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز
و خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم سفر خودم
سفرنامه روز ۳۹
چقدر این فایل جواب سوال دیشب قبل از خواب داشتم از خدا را بهم با زبان استاد جواب داد
واقعا چرا من میخوام تقلید کنم تو همه چیز چرا نمیخوام برم خودم تفکر کنم خودم به نتیجه دل خواه برسم این باور این تنبلی نسبت به هر مسائل دارم جوری شده حرف دیگران بدون جست جوی دربارش قبول کنم اصل خودم دست کم بگیرم واقعا این کتاب قرآن من اسم خودم گذاشتم شیعه چرا یه بار حتی فارسی نخوندم چرا همش دوست دارم دیگران از زبان این کتاب بهم بگن
خدا خیرت بده استاد من هل دادی هر چیزی خودم تحقیق کنم دربارش مخصوصا مسائل که زندگی بر اونا بنا میشه
این که گفتید خارج از هر نگاه به قرآن مراجع کنید خیلی تاثیر گذاشت قلبم آرام تر شد
من تو این شب به خودم تعهد میدم شبی حداقل ۱۰صفحه از معنی قرآن بخونم
تا اون ابهام دارم پیدا کنم حداقل یه کم از مسائل بدونم اصل از فرع تشخیص بدم
خارج از هر چیزی که تا باحال بهم گفتند پیش خودم میگم اگه گفته اون درست بود به خودشون کمک میکرد واقعا چرا این هدایت تا به حال نرفته بودم دنبالش بر میگردیم به تکامل این سفر نامه خیلی نکات مثبت داره برام یکی همین نزدیک شدنم به کتاب قرآن من حدود ۶ماه بود میخواستم قرآن بخونم اما کوتاهی میکردم به خاطر تکامل انجام نشوده بود
خداروشکر اینجا تعهد دادم و از خداوند کمک میخوام انرژی لازم برای حرکت مثل این سفر لذت بخش درونم زیاد کنه
خدایاشکرت این آگاهی ها رو روزی ام قرار دادی
خداروشکر دستی از خداوند بر روی زمین هست برای هدایت
ادامه دارد…
بنام خداوند بخشنده مهربان….
استاد عزیزم در این سفرنامه ها انسان را به ابدیتش در جهان و آخرت داره نزدیک نزدیکتر میکنه!….
قانون تکامل در این سفرنامه ها خیلی هر روز برام واضحتر میشه…بعضی از موقها ذهن مقاومت میکنه…ولی خودم برمیگردم و اون الهاماتی که خداوند دیدم و شنیدم….و اینم کسری از ثانیه هست….
چون از بچگی اون باورهای محدود کننده از خانواده مخصوصا و بعد جامعه بهمون تحمیل شده….واقعا بعضی از موقع این ذهن خیلی به جنبش در میاد…مثل کش تنبان میپره…با تکرار و تکرار و باور خوب میشه اونو به خودت پایبند کرد..و به آرامش رسید…
..چون احساسم زود خودشو نشون میده… اینم در،کسری از ثانیه…
و منم زود رنج نمیشم ..چون الان چند هفته هست به این نکته رسیدم…و میزارم تکامل طی بشه…..
و برای خواسته هامون در هر جنبه ایی از زندگیمون…باید کنترل وردی…ذهن …و افکارمون دقیقا هم جهت به خواسته هامون باشه….و رها باشیم..
رها بودن یعنی خودتو به احساس خوب رسوندن…و چسبیدن زیاد به یه موضوع چون احساس سردرگمی پیش میاد همین باعث میشه از خواسته ها دور بشی…و نامیدی و همون ترس قبلی سراغت میاد…پس..کنترل کنیم
و بازم این موضوعات برمیگرده به عزت نفس..و پذیرفتن خداوند و قوانینش…
استادم من اصلا نمیدونستم دنیا بر حسب قوانین هست…همیشه برام سوال بود..که موجودیت ما در این دنیا برای چی هست…چرا بعضی از خواستها اینقدر طول میکشه….فهمیدم بخاطر اعتماد بنفس و عدم احساس لیاقت. هست…و موضوعی که خیلی برام ناراحت کننده و احساس بد داشتم ولی میخاستم با چنگ و دندون اونو بدست بیارم..همیشه هم تو دهنی شدیدی از همین ناآگاهی به قانون میخوردم….
و دقیقا 99/9انسانهای امروز همین روند رو دارن تکرار میکنن.مخصوصا تو فرهنگ ما…..
و فهمیدم بحث کردن و راضی نگه داشتن اطرافم نسبت به این موضوع آب در هاونگ کوبیدن هست….
پر از باورهای اشتباه…و بعد از دانستن این موضوع جایی که داره رو مغزم تاثیر میزاره براحتی احساس خودمو خوب نگه میدارم و خارج میشم….
من خیلی تفکرم ناصحیح بوده…و من ممنون از سفرنامه های پربارتون…مخصوصا سفر به دور امریکا خیلی خیلی روم تاثیر گذاشت…دقیقا دارم تکاملمو طی میکنم…
من یه خصلت عجیبی که داشتم همیشه آزارم میداد این بود خیلی به خودم سخت میگرفتم برای انجام دادن کارهای شخصی و …و با این طرز تفکر با این سفرنامه..مخصوصا سفرنامه زندگی در بهشت…..و کل قوانین فقط داره از هر لحظه از زندگیت لذت ببری…(بحث بسیار مهمی هست)…در لحظه خوش بودن…دقیقا اون مهمونایی که داشتین..که من دارم ادامه میدم…بسیار قابل تحسین هست….
و فهمیدم یه عمر مذهبی که فقط بدبختی گریه در مراسمهای دعا در خورمون کرده بودن..از دید من !…مرا به احساس بد میکشوند….دقیقا چوپ محکمی از این تفکر خوردم…
و فهمیدم در این دنیا ادمهایی که هستن و خوشگذران و از لحظه هاشون لذت میبرن تعداد اندکی هستن…بخاطر دید اشتباهمون اینم مذهبمون…باعث شده غیبت های زیادی پشت سر این افراد زیاد شود…..
من خیلی خیلی از شما و خداوندم سپاسگزارم…و فهمیدم قوانین دنیا هیچ ربطی به اعمال( تقلیدگذشتگانمون )ما نداره…اگه بود من با این دیدگاه قبلیم به خوشبختی رسیده بودم…
و الان از همین داشته های کوچک و بزرگی که برام پیش میاد…لذت میبرم و احساس خوشبختی میکنم…من بسیار سپاسگزارم…
و برخورد به ادمهای اطرافم دقیقا بر میگردم به اون باورهای بیماری زا ی قبلنم…
که گنج بزرگی در تمام خانه هایمان گذاشته ولی ما هر روز ناسپاسی میکنیم..که اونم قرآن هست…..چقدر این قران گنج بزرگی هست….
نمیگم من الان خیلی خوب شدم..ولی به این نقطعه رسیدم…اینم بخاطر اون باورهای محدود کننده قبلیم هست….و م تا زمانی، و اینم هر روز رو خودم کار میکنم..و واقعا الهامات خداوندم بیشتر درک میکنم…دقیقا اون رویای قبلم!.. میگفتن ..خدا میخوام باهات حرف بزنم….
و اون مفهموم خدا از رگ گردن بهت نزدیک هست برام خیلی واضح نبود…و الان به این درک رسیدم…
انسان اشرف مخلوقات هست….خیلی راحت خداوند اونو هدایت میکنه…بدون هیچ سختی و نگرانی….
و این سفرنامه خیلی درس بزرگی داره.. بحث تکامل رو داره با نتیجه بصورت مدام و قدم به قدم به ما میگه….
بحث رویکرد به خداوتد…من واقعا بهش رسیدم…باوری که به خداوند رسیدن اون عاداتی که از بچگی نشونمون دادن همه غلط و نادرست بوده…یکی از دوستانم میگفت..یبار نماز نخونده بودم فکر میکردم الان خدا میاد با شمشیر منو میکشه…اومدم تو یکی از اتاقا که جدا از خونمون بود…با عجله و ترس😀. در کسری از ثانیه خوندم…خواهرم نمیفهمید من تو این اتاقم!.. درو روم بست…که تو پنجره خودمو کشیدم بیرون…..
نمیدونم چه باوری بود….واقعا دیگه حای خرف ندارم… …یا یه چادر با حجاب کامل بندازی رو خودت دو تا پا رو در موقع رکوع بزاری رو هم که پاها متصل باشه…یادم میاد اولین باری که به این موضوع رسیده بودم تا یکماه پا درد داشتم😁….واقعا خنده دار نیست..
همیشه برام زجر اور بود..که چرا!..
و من بخاطر یسری مشکلات درونی و بیرونیم از خداوند خاستم و مرا هدایت کرد به سایت استاد عباسمنش!
سپاسگزارم از خداوندم…بسیار به ارامش رسیدم….
دیگه اون خوابای استرس زار نمیبینم…کلا سیستم درونی و بیرونیم تغییر کرده….
و فهمیدم رسیدن به خداوند هیچ ربطی به حرکات بدنی ما نداره…و من خیلی راحت کارمو انجام میدم در کمال ارامش..با خدایم هستم….وبدون هیچ ترس و نگرانی..
این سایت بهشتی هست…که فقط افرادی به این درک میرسن…که واقعا بخوان که خواستهای مادی و معنوی…سلامتی و هر چی هست برسن…..و اولین و مهم ترین آن آرامش مطلق در هر جنبه ایی…و مهمترینش…کنترل ذهن و روح….(پروسه ایی هست که خیلی میخاد تحت کنترل باشه)…که بیشتر افراد تمام خوشبختیشون و ضربه هاشون سر این دو موضوع هست….
در پناه حق..برای تمامی اعضای خانواده بهشتیم😍😍😍😍
سلام به استاد جونم و دوستان همراهم روزتون بخیر…عالی بووود…واقعا وقتی که هر نفر قدرت تفکر داده شده…چرا ازش استفاده نکنیم….من عاشق قرآنم و به لطف الله یکتا و خواست خودم چند وقتیه باعشق هم متن عربی و هم فارسی رو میخونم…و بارها اشک ریختم…من عاشق شدم…عاشق خدایی که حسش میکنم و با هیچی عوضش نمیکنم…مرسی ازشما که بینظیرید و ازتون یاد گرفتم و چه راهی لذت بخش تر از یکتاپرستی…تالحظه ای که زنده هستم این مسیرو ادامه میدم اونم باعشقققق…
11اردیبهشت زینب از تهران
بنام خدای رزاق و هدایت گر من
سلام و درود به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی
سلام و درو به خانواده صمیمی و بزرگ عباس منش
قدم اول برای درک سیستمی بودن خداوند اینه که کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم و بخونم، البته که چند بار چند بار خوندم ولی بازم نیازه که اون آگاهی ها مرور بشه و دریافت های جدیدی ازش خواهم داشت.
تصمیم گرفتم هر روز یک سوره از قرآن رو بصورت صوتی گوش کنم تا با به دریافت های خودم عمل کنم هر چند اگر خیلی با دریافت و باور های قبلی من در تضاد باشند.
دوست دارم مفهوم دقیق الهامات و هدایت و بفهمم و پارو ها رو رها کنم تا این قایق خودش من و ببره به هر جایی که دلش خواست.
در پناه رب رزاق و هدایت گر
به نام خدای هدایتگرم
گام پنجم/مهاجرت به مدار بالاتر
خداوند یک سیستمه که هر فرکانسی که بهش بدی به شکل همون در میاد خداوند همه چیزه که واکنش میده به افکار ما
هو الظاهر هو الباطن
هو الأول هو الآخر
اون همه چیزه
ولی واکنش میده به اون چه که الان هستی
هر جوری که تو باورش کنی همون میشه
باور کنی رزاق بودنشو، رزاقه
باور کنی وهاب بودن شو،وهابه
باور کنی ربوبیت شو،ربه
هر جوری که باورش کنی همونه
رابطه ی ما به خداوند با تقلید کردن بدست نمیاد با تفکر و تعقل که میشه یه رابطه ی خالصانه و صمیمانه با خدای خود ایجاد کرد
توی بحث ارتباط ما با خداوند هر کسی میتونه به شیوه ی خودش عمل کنه راه و روشی که خودش بهش رسیده شیوه ای که هدف اصلی از نماز خوندن و ادا میکنه
رابطه ی من با خداوند کاملا شخصیه،دلیل اینکه توی قرآن نیومده برای همینه
اگه قرار بود یه رابطه ی خاص باشه باید همون جور که برای یه عالمه مسائل با جزئیات کامل اومده رابطه ی ما با خداوند هم درباره اش گفته میشد که باید اینجوری باشه
هیچ اجبار و روش خاصی هم در کار نبوده
برای اینکه خط قرمز های قرآن و بدونیم باید آیه های عذاب و بخونیم اونجا مشخص میشه خدا برای چه چیزهایی عذاب اورده
خداوند و مهربان، رزاق،وهاب،بخشنده، وسیع ببین
خداوند و در وجود خودت ببین
خداوند و هدایتگر ببین خداوند و انرژی ببین که همواره با تو هست انرژی که تو ازش شکل گرفتی و از طریق این انرژی جهانتو داری تجربه میکنی
خداوندی که توی وجود منه،به من وصله با من بوده
از قبل بوده و هست و در آینده هم خواهد بود
هیچوقت رابطه ی من با خداوند قطع نمیشه هیچوقت منو رها نمیکنه،اون خود منه
من خوده خداوندم،همه چیز همونه
هدایت خداوند در هر لحظه در دسترس ماست
اگه ما باورش کنیم اگه ببینیمش، اگه قبولش کنیم
هیچ پیچیدگی و سختی تو خوندن قرآن وجود نداره خوده خدا میگه ما قرآن و آسونش کردیم برای فهمیدن، آیا کسی هست که تعقل کنه؟آیا کسی هست که بفهمتش؟
خدایا خودت منو در مسیر درک بهتر و بیشتر کلام نابت قرار بده.
به نام خدای مهربان
خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.
تنها تورامیپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
من را به راه راست،راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر جلسه 5
یادمه بچه که بودم مامانم همیشه زورم میکرد که نماز بخونم
زورم میکرد که روزه کله گنجیشکی بگیرم
اما هیچوقت هیچوقت هیچوقت دلم به این زور کردنا راضی نبود و از یه جایی به بعدم مامانم دیگه بیخیال ما شد
یادمه مامانم همیشه همیشه قرآن میخوند هم به زبان فارسی هم به زبان عربی اما بیشتر به زبان فارسی میخوند
هروقت ازش میپرسیدم که مامان چی توی این قرآن نوشته میگفت همه چی توی این قرآن اومده و اونم داشت تعقل و تفکر میکرد اونم استاد داشت یادمه یه دفتر میزاشت کنارش قرآن میخوند و نکته برداری میکرد اما هیچوقت اهمیتی نمیدادم هیچوقت ترغیب نمیشدم که خودم بخوام قرآن بخونم
تا اینکه خودم با این مسیر آشنا شدم خودم با این مسیر الهی خودشناسی و خداشناسی و درک قوانین جهان هستی آشنا شدم و الان رسیدم به نقطه ای که خداوند داره درون قلبم میگه بخوان بخوان این کتابی که بر تو نازل کردم برای درک قوانین و خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت.
تصمیمی که گرفتم این هست که بیام قرآن رو یک بار از اول تا آخر بخونم
هیچوقت این کار رو نکردم یعنی سعی کردم تصمیم گرفتم شروعم کردم اما نصفه و نیمه گذاشتم کنار
اما این دفعه خیلی فرق میکنه
این دفعه خداوند رو جور دیگه ای دیدم و شناختم
از وقتی روی فایل های توحیدی کار کردم و نشانه هایی رو دیدم و نتایجی که گرفتم ایمانم به هدایت های خداوند بیشتر شده
اصلا شروع همین پروژه ام یک هدایتی بود از طرف خداوند
و الان که به این فایل رسیدم
خداوند میگه بخوان
و من میگم چشم
و تصمیم دارم قرآن رو از اول بخونم و درک کنم و اصلا ببینم اصل و اساس این کتاب چیه
تا قبل از این بیشتر آیاتی رو میخوندم که توی دوره ها و فایل ها میشنیدم
اما این دفعه میخوام بخونم این کتاب الهی رو با هدایت خداوند
عاشقتونم
خدانگهدار.
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته مهربان و سلام به همه اعضای این خانواده صمیمی و عالی
روز 39
فقط میتونم اینو بگم که این فایل صوتی فوق العاده بود
و همینطور اون فایل صوتی که تلگرام گذاشتین واقعا عالی و زیبا بود
چه قدر خوبه که تمرین کنیم تا نگاهمون توحیدی باشه و خداوند رو چون دوستی مهربان ببینیم که راهنما و هدایتگر ماست
از وقتی این فایل رو گوش دادم سعی میکنم خدارو بهتر بشناسم باهاش دوست بشم مهربانی و عشقش رو حس کنم برخلاف باورهایی که در گذشته نسبت به خدا داشتم . مدام برای تمام مسایل و جنبه های زندگیم ازش هدایت بخوام و مواقعی که در مورد دستورات دینی برام پرسش و مساله ای پیش میاد درموردش تحقیق کنم بدون پیش داوری قبلی. و خودم قران رو بخونم و وقتی خودم قران رو خوندم و مطالعه و تحقیق کردم خیلی وقتا برخلاف باور قبلیم جنبه و مفهوم و معنای وسیع تری از اون مساله رو درک کردم.
بی نهایت سپاسگزارم
aبه نام خدای که خلقم کرد تا خلق کنم هر آنچه را که می خواهم.
مصاحبه با استاد عباس منش قسمت6 .
فایل روز سی و نُهُم روزشمار تحول زندگیم.
سلام.
وقت همگی بخیر.
داشتم متن فایل ُ می خوندم که استاد نوشته بود وام گرفتن و چند تا چیز دیگه شرایط رُ عوض نمی کنند بلکه باید باورهای مناسبی برای ثروت ساخت.
دیشب مادر خانومم داشت از تلوزیون سریال”وارش” رُ می دید من هم که طبق معمول داشتم برای قسمت 114 سریتل زندگی در بهشت کامنت می نوشتم خیلی اسم شرکت و کارگرها و وام و ورشکستگی به گوشم خورد به خودم گفتم یه لحظه برم ببینم جریان چیه رفتم نگاه کردم دیدم جریان اینه که یه بنده خدایی گویا کارخونه کلوچه سازی داشته تو رشت و آتیش گرفته و ورشکست شده و تصمیم گرفت که 50 میلیون تومان (نمیدونم در چه سالی بوده فکر کنم قبل از انقلاب) وام گرفته که دستگاه های جدید وارد کنه و دوباره تولیدش رُ شروع کنه و گارگرهاش رُ دوباره به کار مشغول کنه(آخه اگه کسی از قوانین آگاه نباشه و این جور فیلمها رُ ببینه باورهاش داغون میشه ؛ من هم هدفم از دیدنش این بود که گفتم ببینم که چه باورهای محدودی رُ میتونم شناسایی کنم و همچنین باورهای خوب که من تا اینجا باور های ثروت سازی توش ندیدم) و از اونجایی که یکی دوماه طو ل میکشیده تا دستگاهاش بیاد اون پنجاه میلیون رُ قرض میده به پدر خانومش که شریکش هم بوده تا اون هم به راهنمایی کسی دیگه دلار بخره و بعد بفروشه و سود کُنه و این کار رُ هم میکنه و از پدر خانومش چک میگیره چند روزی بعد پدر خانومش از اخبار میشنوفه که دولار سقوط کرده این رُ که میشنوفه زنگ میزنه به همونی که پولا رُ بهش دادخ و میفهمه که حقیقته و همونجا پای تلفن و تلوزیون سکته میکمه و میمیره. و خلاصه مادر خانومش با همن بنده خدا اون چک رُ از تو گاو صندوقش می دزدند و به ظاهر به درد سر میفته و مجبور میشه که هی پک بکشه و نزول بگیره و خلاصه به قول اکثرا تا خرخره میره زیر بار قرض و تصمیم به فرار میگیره اما همسر جدیدش مانعش میشه و کارخونش رُ بانک پلم میکنه و …. و…. و…..
اینها رُ گفتم که واقعا اگه کسی از قانون خبر نداشته باشه خیلی زندگی براش سخت میشه و دست به خیلی کارهایی میزنه و در این مسیر به جای اینکه خودش رُ مسئول همه ی این مشکلات بدونه دیگران رُ مقصر میدونه حتی در این فیلم اون بنده خدا دختر پنج-شش ساله اش رُ مسئول میدونست و همچنین همسر سابق و دیگران رُ غیر از خودش.
و الآن یه لحظه به یاد آوردم که استاد با اینکه از همسر سابقشون جدا شده بودند باز هم اون رُ تحسین می کردند و بر خلاف99/9درصد کسانی که طلاق می دهند یا می گیرن میخواهند یه کرمی( با کسر کاف و سکون را)😎 اما در نهایت کسی به خوبی های بیشتر هدایت می شود که به خوبی های اون لحظه و اون زندگی تمرکز کند.
خیلی باور های محدودی از توی این فیلمها میشه پیدا کرد که و میشه ازشون درس گرفت ؛ اما من ترجیح میدم وقتم رو توسایت استاد عباس منش بگذرونم و از تجربیات استاد عزیزم درس بگیرم مثل امروز که داشتم برای هفت یا هشتمین بار فایل جلسه ی سوم قدم دوم دوره ی دوازده قدم رُ گوش می کردم استاد دوتا تجربه رُ تعریف کردند که خیلی خیلی میتونه به دردمو بخوره ( این تجربه که نخواهیم جبران کمک های داوطلبانه ی دیگران رُ – که خدا به سمتمون هدایت کرده – بکُنیم.
میریم سراغ برداشت ها از فایل.
وقتی روی باور هامون کار می کنیم نیاز نیست که شغلومون رُ عوض کنیم؛بلکه از همون جاییی که هستیم کم کم هدایت میشیم به مسیر های بعدی
چرا من باید دنبال چیستی و چگونگی نماز باشم و قتی که در میان تمام مسلمانان در باره ی مسائل ظاهری نماز اختلافه.
من نباید در باره چگونگی ارتباط با پروردگارم از دیگران نظر بگیرم ؟؟؟ کجای قرآن گفته در این موارد از دیگران تبعیت کنید؟؟؟ هیچ کجای قر آن نیومده ،هیچ کجا.
خدا نگهدار عزیزان.
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته فهیم.
۳۹ امین روز سفرم.
احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب..
احساس خوب یعنی شکر باشی از داشته هایت.
لذت ببری از انچه در اطرافت هست.
تمرکز کنی بر روی زیباییها.
و صلاه نمونه ای از ایجاد حس خوب است.
وقتی به منبع لایزال الهی وصل شوی حس خوب را تجربه میکنی وسرشار از انرژی میشوی.
صلاه یعنی از راه رفتن مورچه لذت ببری.
صلاه یعنی از تار عنکبوت درس بگیری وقدرت خدارو ببینی.
صلاه یعنی به تماشای غروب بشینی.
صلاه یعنی از غذا خوردنت لذت ببری.
از کوچکترین موارد در زندگیت شاد باشی ولذت ببری وخودت را در حس خوب نگه داری.
باورهای درستی را بسازی وبتوانی به موفقیت برسی.
خدایا شکرت که قوانین تو وجود دارند ومیتوانند مارا مدیریت کنند اگه بتونم ذهنم رو کنترل کنم.
هرجا به خدا بستم وبه اوتوکل کردم همه چیز اوکی وردیفه.
هر جا که باورهای مناسب با خواسته ام رو نساختم اونا هم تیک نخوردن.
خدایا شکرت که میتونم مدیریت کار و زندگیم رو به تو بسپارم.