مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»


سوالات مطرح شده در این قسمت:

  1. چگونه خود را در شرایط سخت احساسی مثل احساس ناامیدی، ترس یا نگرانی کنترل می کنید، به هم نمی ریزید و دوباره به مسیر اصلی بر می گردانید؟
  2. برای بهبود اوضاع مالی، بهتر است هدف را خدمت به خلق انتخاب کنم یا جنبه مادی آن یعنی ثروتمند شدن را؟
  3. روند شکل گیری باورهای قدرتمندکننده شما درباره ثروت به چه شکل بوده است و شما از چه مسیری به استقلال مالی رسیدید؟
  4. نگاه شما به پول و ثروت چیست؟
  5. تغییر چه باورهایی، بیشترین تاثیر مثبت را بر وضعیت مالی شما داشته است؟

 


مفاهیمی که استاد عباس منش در پاسخ به سوالات این قسمت، توضیح داده اند:

  • قدرتمند کننده ترین باوری که در لحظات تضاد، باعث کنترل ذهن می شود؛
  • درک قانون « احساس خوب = اتفاقات خوب» و احساس بد = اتفاقات بد»، قویترین منطق برای کنترل ذهن در لحظات تضاد است؛
  • قانون باور و استفاده از این قانون برای ساختن باورهای قدرتمند کننده و ثروت ساز؛
  • قانون تاثیرگذاری این است که: “شما خودت اولین نفری هستی که به آنچه می گویی عمل می کنی”؛
  • مفهوم کلی تغییر باورها؛
  • چرا تا این حد بر جدی گرفتن تغییر باورها تأکید دارم!
  • معنوی ترین نگاه به پول و ثروت؛
  • معیاری برای “تشخیص الهامات قلبی” از نجواهای ذهن؛
  • تنها کلیدی که در مبحث الگوبرداری، تأثیر سازنده دارد؛
  • مثالهایی درباره «باور فراوانی» و راهکارهایی برای ایجاد این باور به عنوان شاه کلید ورود نعمت‌ها به زندگی؛
  • ثروت، تقوا را افزایش می دهد؛

تمرین این قسمت:

  1. با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمند کننده ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می دهد.
  2. از خلال توضیحات استاد عباس منش در این قسمت، چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟

منتظر خواندن ایده ها و راهکارهای شما در پاسخ به تمرین این قسمت، هستیم


منابع کامل برای ساختن استقلال مالی: دوره روانشناسی ثروت 1

دوره روانشناسی ثروت 1، استاد شناسایی باورهای شماست. زیرا هر کدام از ما به واسطه ی گذشته ی خود و محیطی که در آن بزرگ شده ایم، باورهای متفاوتی درباره ثروت داریم. به همین میزان هم پاشنه های آشیل ما درباره ثروت و موفقیت مالی، با هم متفاوت است.

به عنوان مثال، پاشینه آشیل یک فرد در مبحث موفقیت مالی، احساس لیاقت داشتن درباره ثروت است. اما برای یک فرد دیگر، مهم ترین مانع در برابر موفقیت مالی، باورهای مذهبی و شرک آلودی است که در ذهن او معنویت و ثروت را در مقابل هم قرار داده است. خداوند و ثروت را در مقابل هم قرار داده است و به این شکل ترمزهای در ذهن فرد درست شده که مانع رسیدن به موفقیت مالی است.

بر این مبنا، آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1،  برای هر دانشجو به صورت منحصر به فرد و شخصی عمل می کند. یعنی این دوره به دانشجو کمک می کند تا با به شناخت رسیدن از باورهایش درباره ثروت، در قدم اول، باور محدود کننده ای را در ذهن خود بشناسد که در حال ایجاد بیشترین تخریب در وضعیت مالی اوست و پاشنه آشیل او محسوب می شود. باوری که حتی کوچکترین بهبود در آن نقطه، بیشترین تأثیر مثبت را می تواند در وضعیت مالی فرد ایجاد کند. سپس در ادامه جلسات دوره، به کمک منطق های قوی، فرایند تغییرات آن باور در ذهن فرد شروع می شود و به همین منوال هم وضعیت مالی فرد شروع به بهبود می کند.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1

ایجاد باور فراوانی به وسیله “تئوری ظرف آب” در دوره روانشناسی ثروت 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمدباقر دهقانی» در این صفحه: 5
  1. -
    محمدباقر دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2559 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بیش از پیش حمد و ستایش خدای را عز و وجل که طاعتش موجب قرب است و بشکر اندرش مزید نعمت

    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد برجسته بلامنازع در حوزه اموزشهای قرآنی قوانین الهی زندگی ، همچنین عرض ارادت خدمت اعضا محترم سایت ارزشمند عباسمنش و درود فراوان بر مریم خانوم ، فرشته تحلیل و نگارش

    من قریب به دو سال است با محصولات رایگان استاد در فضای مجازی تلگرام از طریق بکی از بستگان آشنا شدم ، بسیاری از فایل های صوتی استاد در بخش های مختلف را گوش داده ام ، فقط از سایت کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم خریده ام ، متاسفانه هم بدلیل گرفتاریهای متعدد در اثر عدم فهم واقعیات زندگی و هم بیش از پیش بدیگران بها دادن و خود را فراموش کردن نتوانستم علیرغم گامهای بزرگی که برداشتم و موفقیت هایی که بدست اوردم خودم را در مسیر موفقیت خفط کنم ، بارها زندگی ام را باخته ام امروز بیش از ۵۸ سال از خدا عمر گرفته ام تقریبا با بسیاری از قومیت ها و ملیت ها در بسباری از کشورها تعامل و تجارت و روابط مالی داشته ام ، تجربیات بسبار بسیار زیادی از موفقیت و شکست در کارنامه زندکی ام ثبت شده است،

    از روستایی بدون پشتوانه مالی و حمایتی بیرون زدم تنها راهنمای من جسارت و توکل و توجه به نیرویی درونی بود نه تفکر و اندبشه و تحلیل تجارتی که در نظر داشتم انجام دهم ، این فضا را جایی مناسب برای بیان تحربیاتم نمیدانم شاید مورد سو برداشت و تحلیل باورهای قدرتمند کننده بعضی از اعضای سایت شود،و اینقدر موضوعات ارزشمند و کامنت های فوق العاده ای گذاشته میشود که نیازی به ارائه تحربیات تلخ و شیرین من باقی نیست

    بنا به ضرورت و با کسب اجازه از استاد و سایرین ممکن است اندک تجربیاتی از موفقیت هایم که بسبار چشمگیر بوده اند و دلیلشان را امروز میفههم بیان کنم که انهم در جهت تایید اموزشهای استاد عباسمنش و کامنت های دوستان است ،

    گاهی که به سایت مراجعه میکنم و یکی از محصولات رایگان را میبینم یا میشنوم حسرت میخورم که چرا در جوانی و انگاه که شور و هیجان و کار و تلاش داشتم با این آموزشهای ناب و هدایت کننده بسوی خوشبختی سر و کار نداشتم ، چرا نتوانستم اینهمه دست آورد را حفظ کنم

    از سرکار خانم فرزانه علیان ضمن برشی از مطلب زیبایشان اجازه میخواهم قید دخترم را بکار ببرم ، چون افتضای تفاوت سنی ایجاب میکند من پدر باشم و او بمثابه فرزند ان شاءالله خداوند سایه پدرش را مستدام بدارد من نیز سه فرزند دختر دارم پس اجازه دارم شما را دخترم خطاب کنم ،

    جملاتی زیبا و آموزنده از فرزانه عزیز ۱۸ ساله که من را تکان داد می اورم :

    استاد خیییلی خوشحالم که چندماهه دارم برخلاف عموم مردم برخلاف اون۹۹درصد حرکت میکنم و زندگیمو واقعن دارم زندگی میکنم

    این‌چندماهی که دارم روی خودم کار میکنم واقعن شاهد اتفاقات خوب زیااادی بودم اتفاقاتی که توی۱۸سال از زندگیم شاید هرچند سال یکبار رخ میداد!اما این چندماهه بطور معجزه آسایی اتفاقایی رخ میده برام که گاهی اوقات من خودم زبونم بند میاد از عظمت و قدرت خدای مهربونم…

    واقعا متحیرم از درک و فهم شمای ۱۸ ساله، باور کنید من در این سن هنوز به این زیبایی آموزشهای استاد را درک نمیکنم ، نادانسته و گاهی دانسته خیلی کارها کرده ام که نتابجشان شده است اموزشهای قرآنی استاد هم در جهت موفقیت هم بسوی شکست ، گاهی موفقبتهایم را شجاعت و نترس بودنم در پرتو نیروی انگیزه بخش درونیم میدانستم و گاها مسبب شکستهای متعددم را اتفاقات ، قوانین موجود ، تنگناهای اقتصادی ، تصمیمات نابخردانه خودم حرص و طمع و گاهی تقصر را بدوش دیگران میگذاشتم، هرچند اهل جنگ و جدال با هبچکس نبودم اما گفتگوی درونیم هم تقصر را گردن دیگران می انداخت هم بی توجهی و البته اعتماد بی جای خودم بدیگران ، دیگرانی که بارها بمن امتحان پس داده بودند ، اما من از تجربیاتم درس نمیکرفتم ،

    اگنون چند سالی است مسئولیت صد در صد اتفاقات زندگیم را خودم بعهده گرفته ام اما برحسب عادت و باور عمومی گاهی احساس نالابقی بهم دست میدهد ، بویژه آنگاه که افراد زیر دستم را که روزی کارگر و کارمند من بودند و بلطف الهی اکنون روزگاری دارتد و بعضی ها در خارج از کشور دارای شرکت و تشکیلاتی معتبر هستند ، خوشحالم که دیگران رشد کرده اند و ثروتمندند و روزگار شایسته ای دارند ولی خودم غبطه میخورم که چرا قدر موقعیت های طلایی ام را بارها و بارها ندانستم اینهمه موفقبت و دستاوردهای بزرک کجا رفتند بخصوص زمانی که خودم را در قباس با دیگران میسنجم که نباید این کاررا بکنم ولی شیطان ذهن مرا با خودش همراه میکند

    وقتی من با خانواده در خارج از کشور در اوج ثروتمندی زندگی میکردم و دوتا بانک خصوصی و چندین شرکت بازرگانی معتبر در دبی و لندن داشتم ، شاید احساس داشتن و حس لیاقت در من ضعیف بود و دچار پرادایم برداشت از داشته ها و توانمندیهایم بودم

    همواره در میان ضد و نقیض ها و عدم درک صحیح زندگی میکردم

    چندین مرتبه افرادی را که در اثر مشکلات مالی زندانی بودند با پرداخت بدهی شان نجات دادم

    همسر یکی از آشنایان را در اثر تخلف بانکی و بدهی در اخرین مرحله ورود برندان اوین نجات دادم

    و ده ها مورد مشابه در حوزه های مختلف

    انروز ها نمیفهمیدم که هر کسی در جایگاه درست و شایسته خود قرار ذارد و اگر راهی زندان شده اعمال خودش موجب این موقعیتش کرده

    روزی یکی از استاتید راهنمایم برای ارائه پر‌پزال دکترایم که خود پرفسور علوم ادیان شناسی هستند را در دفتر کارشان ملاقات کردم که در مورد گرفتاربهایم مشورت کنم

    وقتی وارد دفتر کارش شدم دیدم قرآن را گشوده و کاغذی لای آن گذاشته ، استاد گفت منتظرت بودم ، گفتم عجب ، علیرغم اینکه استاد راهنمای من بود پ در تمام کنفراتس های ادیان شناسی و علوم ستاره شناسی یکی از دانشمندان برجسته بود از قضا با من خیلی صمیمی و گاهی بدعوت من می امد منزلمان ، و با هم دوست بودیم ، من علیرغم اوضاع بهم ریخته مالی ام ولی ظاهر را حفظ میکردم

    وقتی پرسیدم جطور میدانستی من دارم میام ، قرآن را باز کرد و این آیه را تلاوت کرد

    ای ابراهیم به آتش وارد شو که ما آتش را بر تو سرد و سلامت میکنیم

    موی بدنم سیخ شد ،

    استاد گفت محمد تو سخت در اشتباه و توهم خدایی زندگی کرده ای

    تو انسان روئوف و خوش قلبی هستی همواره میخواهیدیگران را هم سطح خودت بالا بکشی ، وقتی کسی را در مشکلات میبینی میخواهی با هر ترفندی نجاتش دهی ، چه میدانی که این ادمی که تو فکر میکنی بدبخت و بیچاره و درمانده شده نتیجه رفتار و اعمال خودش میباشد و الان پاسخگوی گذشته اش است ، تو چه میدانی خدا در حال آزمایش اوست ، اما تو در نادانی بالاتر از خدا میدانی و ناجی او میدانی.

    متاسفانه این پند حضرت استاد را خیلی دیر فهمیدم و دقیقا همین شد مثلا همان شخصی که من در اثر سو برداشت و باصطلاح غیرت و مردانگی همسرش را از زندان رفتن نجات دادم ،خودشان با عث بحران در زندکی من شدند بیش از ………. دارایی من را بردند و الان در پیشرفته ترین کشور دنیا زندگی میکنند

    قصدم از نوشتن این مطالب نه چندان مفید بیان عدم درک خودم از هرچه دارم دارم و خودم باعثش هستم حال ثروت و شادی و خوشبختی و ارامش است یا فقر و تنگدستی و بیقراری ،

    هر چه هست خودم هستم و خودم باعث ایجادش شدم

    استاد عزیز شما خود خواسته اید که در این موقعیت عالی از ثروت و عزت و احترام و خوشبختی باشی و تحت قواتین الهی زندگی و با هدایت خداوند به این جایگاه رفیع رسیده ای ،

    بوجودت افتخار میکنم که یک استاد بی نظیر در زمینه آموزش موفقیت های فردی و اجتماعی برای تمام مردم جهان هستی بی شک تا بحال هیچ مفسر و مبلغ قرآنی ندیده ام که برداشتی بسیار روان ، کاربردی و پر معنا و تطبیق دهنده آیات اسمانی قران با اساس زندگی تحت قوانین الهی باشد ، درود بر شما که بحق انسان ها را با خدا اشتی میدهی و رابطه ای زیبا بین خدا و بنده ایجاد کرده ای

    بحق قران را از گوشه تاقچه و گنجه ها و کتابخانه ها بیرون کشیدی و با درک درست و برداشت زندگی آنرا بجایگاه رفبع کتاب هدایت زندگی نشاندی ، یعنی قرآن کناب هدایت بود آما بر پیروانش غریب بود و تو فهم آیات خدواند را بر آنان که مشتاق زندگی توحیدی هستند فهماندی ، خرافات و جهل و سو استفاده از کتاب هدایت خداوند را زدودی و مهر و عطوفت قرآنی را بر دلها نشاندی ،

    استاد ارزشمند وقتی به رفتارهای ساده و زیباشناختی ات می اندیشم با انهمه فهم و درک و عشق به همه مواهب و جنبه های زندگی در هر لحظه بوجد می ایم

    برایت در راهی که انتخاب کرده ای موفقیت جهانی ارزومندم ، وجود ذی جودت عزتمندانه و جاودانه مستدام

    برای همه عزیزان اعضای سایت و دست اندرکاران آن و مریم خانم شایسته که بشایستگی و در شان اموزشهای استاد گرانقدر تصویر برداری میکنند و حاشیه ای گرانسنگ بر متن های استاد می نگارند و من را بارها وادار به خواندن تحلیل ها و پاسخ هایشان میکنند صمیمانه سپاسگزارم

    در پناه خدای مهربان همیشه شاد، سربلند، تندرست و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  2. -
    محمدباقر دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2559 روز

    سلام به استاد عزیز، و درود فراوان به اعضای سایت خوب و خانواده گرم و صمیمی عباسمتش

    درود بر شما سارا خانم عزیز مرسی از کامنت زیبا ، کوتاه و مفیدتون ، بله حقیقت همینه تضادها و چالش ها راهنمای ما بسوی هدفمان هستند ، من هر بار به چالشی کشیده شدم اولش سختم بود ولی بعد از عبور از آن احساس بسیار خوبی بهم دست میداد و گاها احساس غرور و افتخار میکردم که تونستم از این بحران بگذرم و از درون خودم را قویتر از قبل میدیدم ، و چه جالب بهم یاداوری کردید که خداوند روزهای از دست رفته را جبران میکند ، ناخوداگاه با این جمله شما به آرامش رسیدم و خدا را شکر کردم چه راحت گمشده ام را یافتم ، در کامنت قبلی نوشته بودم که گاهی افسوس گذشته را میخورم ولی شما راهنمایی خوبی کردید و آدرس خدا را بمن دادید تا قوت قلبی برام باشه و هیچوقت احساس نکنم افسوس که گذشت یا دیگه دیره ، مرسی از این جملات هدایت گونه شما ،.

    راستش امشب بفکرم رسید که واقعا کعبه آمال و حج واقعی هر روزه ، سرزدن گاه و بیگاه و روزی چند مرتبه از سایت و خوندن و دیدن فایل های زندکی ساز استاد، تحلیل های مریم شایسته ارزشمند و کامنت ها و نظرات عالی اعضای سایت هست ، برای من خالی از اغراق ورود به جمع صمیمی این خانواده بمنزله حج خانه خداست ، مگر سفر حج رفتن فارغ از طمطراق آن که خالی از معنویت شده جز برای حرکت بسوی الی الله است ؟ و من اینجا خیلی بیشتر ، بهتر راحت تر و آسان تر خدا را می یابم ، باهاش ارتباط برقرار میکنم و ازش هدایت میخواهم اصلا بهتر درکش میکنم قبلا میخواستم خدا را بشناسم ، اما الان اینجا با حضور استاد عزیز درکش میکنم میفهممش ، دیگر دنبال شناختش نیستم .

    الان میفهمم که فانی قریب یعنی چه ؟!

    قبلنا هر چی فکر میکردم از رگ گردن بمن نزدیک تر است یعنی چه ، همش در بیرون از خودم دنبالش میگشتم ، ولی چون میخواستم بدونم که این یعنی چه ؟ خود خدا به این سایت هدایتم کرد، راستی هدایت یعنی همین که تو بخواهی و ندانی چطور !!!!!!! بخواسته ات رسیدی،

    خدایا شکرت که در مسیر باور توحیدی هستیم و زندگی برایمان شیرین و آسان و قابل فهم است ، میدانیم که زندگی خداست ، و در خدا آرامش داریم.

    در پناه خدای مهر شاد و سعادتمند و ثروت مند باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    محمدباقر دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2559 روز

    سلام به استاد عزیز، و درود فراوان به اعضای سایت خوب و خانواده گرم و صمیمی عباسمتش

    درود بر شما سارا خانم عزیز مرسی از کامنت زیبا ، کوتاه و مفیدتون ، بله حقیقت همینه تضادها و چالش ها راهنمای ما بسوی هدفمان هستند ، من هر بار به چالشی کشیده شدم اولش سختم بود ولی بعد از عبور از آن احساس بسیار خوبی بهم دست میداد و گاها احساس غرور و افتخار میکردم که تونستم از این بحران بگذرم و از درون خودم را قویتر از قبل میدیدم ، و چه جالب بهم یاداوری کردید که خداوند روزهای از دست رفته را جبران میکند ، ناخوداگاه با این جمله شما به آرامش رسیدم و خدا را شکر کردم چه راحت گمشده ام را یافتم ، در کامنت قبلی نوشته بودم که گاهی افسوس گذشته را میخورم ولی شما راهنمایی خوبی کردید و آدرس خدا را بمن دادید تا قوت قلبی برام باشه و هیچوقت احساس نکنم افسوس که گذشت یا دیگه دیره ، مرسی از این جملات هدایت گونه شما ،.

    راستش امشب بفکرم رسید که واقعا کعبه آمال و حج واقعی هر روزه ، سرزدن گاه و بیگاه و روزی چند مرتبه از سایت و خوندن و دیدن فایل های زندکی ساز استاد، تحلیل های مریم شایسته ارزشمند و کامنت ها و نظرات عالی اعضای سایت هست ، برای من خالی از اغراق ورود به جمع صمیمی این خانواده بمنزله حج خانه خداست ، مگر سفر حج رفتن فارغ از طمطراق آن که خالی از معنویت شده جز برای حرکت بسوی الی الله است ؟ و من اینجا خیلی بیشتر ، بهتر راحت تر و آسان تر خدا را می یابم ، باهاش ارتباط برقرار میکنم و ازش هدایت میخواهم اصلا بهتر درکش میکنم قبلا میخواستم خدا را بشناسم ، اما الان اینجا با حضور استاد عزیز درکش میکنم میفهممش ، دیگر دنبال شناختش نیستم .

    الان میفهمم که فانی قریب یعنی چه ؟!

    قبلنا هر چی فکر میکردم از رگ گردن بمن نزدیک تر است یعنی چه ، همش در بیرون از خودم دنبالش میگشتم ، ولی چون میخواستم بدونم که این یعنی چه ؟ خود خدا به این سایت هدایتم کرد، راستی هدایت یعنی همین که تو بخواهی و ندانی چطور !!!!!!! بخواسته ات رسیدی،

    خدایا شکرت که در مسیر باور توحیدی هستیم و زندگی برایمان شیرین و آسان و قابل فهم است ، میدانیم که زندگی خداست ، و در خدا آرامش داریم.

    در پناه خدای مهر شاد و سعادتمند و ثروت مند باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمدباقر دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2559 روز

    بنام خدای بخشنده بیکران و مهربان بی بهانه

    سلام بمحضر استاد عباسمنش عزیزم ‘ سرکار مریم بانوی شایسته و دوستان همراه در کانون گرم و الهی عباسمنش

    و درودی وافر محضر سرکار خواهر گرامی سمیه بذرکار

    یادم هست در اون شرایطی که متنی بر کامنت یکی از عزیزان نوشتم قریب به ۸ سال بی سروسامانی و دربدری و رجعت از خارج نشینی چندین ساله و برگشت به وطن با همه زجرها ‘ نا امیدی ها ‘ تحقیرها و زخم زبانهای اطرافیان ‘ گاها تمسخر افراد خانواده و موارد متعددی از ابن دست که افراد مغرض و گاها نادان منتظر چنین روزی هستند تا خودی نشان دهند و بقول حضرت استاد بگن :

    دیدی گفتم ‘ دیدی گفتم

    ولی امان از این نادانها که بقول استاد اینا نوستر آداموس نیستند اینا نزیدیکترین و عزیزترین کسانت هم که باشند حتی دلسوزت که باشند در بی غرضی و در جهالت و نادانی و برای دل خودشان دلسوز تواند و تو برای خودشان به کنار خودشان میکشانند

    شاید مادر من با همه مهربانی اش هر روز چندین بار نماز نیاز میخواند و درخواست میکرد خدای پسرم را بسلامت نگهدار و اورا به پیشم به مملکت و پیش مردم برگردان پسر اینجا برای خودش خانی بود در و خانه داشت هر روز بساط مهمانی و بزرگیش گسترده بود هر سال ده ها خانواده مهمان نوروزی از شهرهای مختلف از دوستان کاری اش بدیدارش می امدند و با بزرگی سفره داری میکرد البته به مادرم حق میدهم اول من پسر بزرگ و جانشین پدر ارزشمند و خان زاده معروف جنوب کشور بودم و دوم مادر من سواد و درک درستی از تحقق ارزوهای من برای خود من نداشت و همه پیشرفت من در گرو حضور فیزیکی در شهر و دیار و حتی کشورم میدید و باید رها میکرد و بخدا میسپرد ولی هر بار صحبت کرد گفت دی ( مادر ) از خدا میخوام از صمیم قلب دعا میکنم برگردی مملکت خودت و اینجا به پادشاهی زندگی کنی

    اما راستش اون زمان با کتابهای موفقیت سالیان آشنا بودم کتابهای خیلی زیادی مطالعه کرده بودم و در رشد و ترقی ام مثلا در پیروی از کتاب معجزه شکرگزاری از روزی که شروع به انجام تمریناتش کردم کمتر از چهارماه زندگیم را به دبی منتقل کردم بیش بیست سال با دوبی سر کار تجارت داشتم ولی ساکن نبودم سفرهای طولانی داشتم سه ماه چهارماه ولی سکونت دائم نداشتم از روز شکرگزاری مدت کوتاهی راهی منزل در دوبی شدم

    یادم هست مینوشتم چندین شرکت و شصت کارمند میخوام داشته باشم ‘ دقیق دو تا شرکت بنام خودم ‘ چهار شرکت سابسیدری تحت امر و اختیار خودم دو تا بانک خصوصی به مالکیت خودم که دفتر نمایندگی انها در دبی ولی یکی در کنیا و یکی در اذربایجان قعالیت داشتند

    اما با همه این امکانات و روابط و تلاش و کوشش فیزیکی و فکری ته دلم به بسباری داشته های گذشته در کشورم بود ‘

    دیگر عیدا که میشد اونهمه ادم و مهمان رفت و اومد نداشت بقول مادرم تو که رفتی رونق و شادی و از خونه رفت پدرت که افتاده است نیاز به نگهداری دارد و بقیه هم سردیاری تو نیستند مادر همه پرس و جوی احوال تو هستند و دلشون میخواد تو برگردی ‘

    کم کم این نجواها از زبان بقیه هم بگوشم رسید یجورایی دل مشغولم کرد

    کاش اونروزا که من دبی زندگی میکردم و استاد عباسمنش در دبی دوره برگزار میکردن آشنا بودم تا خودم با نگاهی دیگر در تبعیت از اموزشهای استاد در دبی حفظ میکردم و احساس دلتنکی نمیکردم منی که در آستانه یک قدمی سکونت در آمریکا بودم و هزینه اقامت و گرین کارت امریکا را داده بودم و در همون ایام به مشکلات و اتهامات ارزی سال ۹۰ گرفتارم کردند و قص علی هذا ……

    سخن بدراز کشید زمانی که این مطلب را در سال گذشته کامنت کردم بسیار حال روحی نامطلوبی داشتم

    دیگر توان مستاجری نداشتم و بالاجبار یک ماهی خوش نشین و سربار منزل خواهرم شده بودم ‘

    چند روزی از این وضعیت جدید حضرت پدرم برحمت حق شتافت و من دو تا غصه و رنج بهمراه داشتم داغ وداع پدر بزرگ مرد جنوب که تمام گروهای مجازی عکس پروفایلشان باحترام گذاشتند و نشریات بخانواده تسلیت گفتند

    و دیگر منی که از تهیه بلیط سفر برای خودم و همسر و فرزندانم عاجز مانده بودم فکر کنم درکش برای بعضی دوستان کمی سخت باشد

    منی که تا چند سال پیش در اوج عزت و قدرت بودم خرج دها عروس و داماد دم بخت ‘ آزادی زندانیان مالی در ایران و در ذبی ‘ و دها کار خیر و گره گشایی و هرینه شهریه مدرسه و دانشگاه افراد بی بضاعت را میدادم اکنون غصه تلخ دست تنگی نگاه سنگین اطرافیان بیش از غم از دست دادن پدر عذابم میدهد

    ببخشید شاید مطلب فوق هیچ ارزش معنوی و کاربردی برای شما دوستان نداشته باشد اما اینها حاصل تجربه یک ادم در مرز شصت سالگی دنیا دیده و ثروتمند و بیزینس من است

    ممکن است دوستان درسهایی فراگیرند که در شصت سالگی بجای دربدری و زجری که من میکشم با دید باز مسیر هدایت الهی استاد را بهتر درک کنند و در شصت سالگی در اوج عزت هر یک استادی بینظیر ازثروت و معنویت و موفقیت باشند

    وقتی به تهران برگشتم بشدت دپرس بودم ‘ روزایی از صبح خبری میرسید ‘ تلفنم را کسی مینوازید که از ابتدا بهم میریختم با تمام مطالعات و تلاشی که برای کنترل ذهنم میکردم ولی من در مقابل عظمت از دست رفت و کوه مشکلات و نابسامانی اکنون اکثر اوقات کم می اوردم خودم را گاهی سرزنش میکردم

    تقریبا تمام شب ها از خواب بیدار میشدم به سه دختر معصومم که در یک اتاق میخوابیدند سر میزدم گاهی آرام میبوسدمشان و و ارام در خودم میشکستم و قطرات اشک پهنای صورتم را خیس میکرد

    فرزندانی که سالیان در دبی یکی از بهترین پنت هوس شهر تهران و د یکی از شیک ترین و مدرنترین ویلاهای امارتس هیل دبی با دوتا خدمتکار هر یک در اتاق مجهز خودشان آرامش داشتند و در رفاه بودند و در حال کوچ به آمریکا برنامه ریزی کرده بودند و حالا تمام ارزوهای از دست رفته

    درست در همین روزا بود که تحت تاثیر اتفاقات ندایی بدلم افتاد از غصه و سرزنش خودت دست بردار ‘ تو پدر ارزشمندی هستی و تو ادم قدرتمندی بودی افسوس تو را تکرار موفقیت هایت دور میکند آیا میدانی خر شیطان شده ای آیا میدانی شرک میورزی ‘ آیا میدانی ناامیدی یعنی ابزار شیطان ذهن ‘ نماز و قرانت به پشیزی نمی ارزد

    نمیدانم وارد سایت شدم و این فایل کفتکوی استاد را دیدم وقتی شروع به خواندن کامنت بچه ها شدم یکی از کامنت ها تاثیر عجیبی فقط یک عبارت ان روی من گذاشت و کلید اعتبارت و افتخارات گذشته ام را در وجودم جایگزین تمام افکار ناثواب اکنون و سرزنش هایم کرد و خیلی قشنگ در کامنت دومش برام نوشت آقای دهقانی :

    خداوند جبران تمام روزهای از دست رفته را خواهد کرد ‘

    و این درس بزرگ را یک دختر خانم ۱۸ ساله بمن داد دختری که حکم فرزند بیش از ۴۰ سال با من فاصله سنی داشت

    بقول قران

    الذین یستمعون القول ‘ فیتبعون احسنه

    دو سه روزی مرتب این فایل را مرور کردم و کامنت ها خوندم دیدم نیاز شدید این روزهای من است من گمشده ام را در لابلای تمام محصولات که همه در و گوهرند اینجا پیدا کرده ام

    اون کامنت اول را بعد از چند روز گذاشتم حالم در این چند بهتر و بعد از گذاشتن کامنت اول احساسم بهتر شد حال دلم هر روز بهتر امیدم به تلاش و موفقیت زیباتر ‘ علیرغم زندگی در تنگنا و خوش نشینی ‘

    در این چند سال جلسات مالی و پولی و بانکی که تخصص من هست و ارشد بانکداری بین المللی و دکترای مالی انرا دارم همه بی نتیجه مانده بود

    در حدود دو ماه گذشت روزی دوستی تماس گرفت و از من به جلسه دعوت کرد ‘ قبل از تغییر درونی دیگر ۱۰ جلسه یک جلسه شرکت نمیکردم چون از جلسات بی نتیجه خسته و نا امید بودم با اکراه میرفتم جلسه

    اما از اونروز ببعد با خودم قرار گذاشتم هر پیشنهاد که بدلم خوب افتاد یعنی هدایت خداوند و شرکت میکنم طبق معمول جلسات دم دستی را بصورت تلفنی یا کنفرانس کال با خارج یا داخل انجام می دادم

    ولی دعوت دوستم به جلسه رنگ و بوی دیگه ای داشت بلادرنگ تشکر کردم و گفتم هر وقتی تعیین کردی اماده ام گفت متقاضیان برای دیدار شما بیصبرانه منتظرند اسم و آواز شما را از بازارهای مالی اروپا شنیده اند فقط اتفاقی از طریق یک دوست از من پیگر شده اند وقتی من گفتم دوست نزدیک ایشان هستم تعجب کرد جلوش بشما زنگ زدم تلفنت خاموش بود ‘ گفت بابا این ادم از بزرگان و مفاخر کار مالی بین المللی هست

    خلاصه هدایت خداوند اینچنین است ‘ یه روزی ‘ یه جایی ‘ یه ساعتی ‘ یه جلسه ای ‘ یه دوستی ‘ یه مطلبی یه درخواستی ‘ یه پیشنهادی و یه آشنایی با یه دوستی ‘ که همه برای ما غیر قابل باوره برای خدا همه اینها در یک آن و لحظه است کافیست بسپاری با وجودت

    جلسه را رفتیم ابتدا فردی که مدیریت جلسه را بعهد داشت انسانی از خود راضی نا آشنای با ادبیات مالی فقط در جلسات اصطلاحات مالی را یاد گرفته بود و از همان تیپ افرادی که پست را مصادره به نفع خویش و پسر خاله و دایی ها و عموها و داماده ها کرده اند ‘ وسط توضیحات فنی من پرید و گفت اقا سفسطه بازی نکن خیلی واردتر از تو اومدن اینجا و دست خالی برگشتن ‘ من اولش کوتاه اومدم ولی دست از زبون درازی نکشید ‘ و من پاسخی قاطع و شایسته و محکم دادم که اینجا طرح ان موجب بی ادبیست و خودداری میکنم همه دوستان بیش از ۱۰ نفری در جلسه گل از جمالشون شکفت که بابا یه ادم دانای شجاع هم پیدا شد با منطق و دلیل و دانش توی دهن این ادم مدعی مقتدر پشتوانه دار بی منطق بزند.

    بلند شدم همه اصرار کردند لطفا بشینید ‘ کفتم من جنوبیم ‘ خان زاده ام یک روز حقوق بگیر نبوده ام همیشه حقوق داده ام ‘ از خارج از بارارهای مالی معتبر ادرس من را بشما داده اند برای من سرشکستگی دارد یک فرد مغرور و نا وارد پر مدعا طرف صحبت من باشد من مخلص تک تک شما هستم علی شخص اقای مدیر ‘ از در که خواستم خارج بشم رئیس هیئت مدیره که فردی جانباز و ویلچری بود و دوپایش را در راه وطن داده بود بمن دست داد پیشانیم را بوسید گریه کرد و گفت تحت تاثیر قرار گرفتم ولی گفتم ببخشید من دیگر اینجا نمیام من در بیرون جلسه میزارم برای سربلندی کشورم افتخار میکنم با مدیریت شما انجام وظیفه کنم

    بعد از دوسه روز چندین مرتبه ایشان تلفن من را گرفت و با خواهش دعوت کرد همانجا و کفت بخاطر من که نمیتونم هر جایی بیام بخاطر کرونا قبول کردم ولی بشرط عدم حضور ایشان یا حضور بدون مداخله ‘

    چند ماهی زمان برد تا من امورات وفق شرایط چیدمان کردم

    درهای ثروت و فراوانی و پول بی نهایت بی نهایت از اون روز از جاهایی که صدها جلسه گذاشته بودم برویم خداوند باز کرد ‘ مدیریت فاند از طرف چندین کمپانی خارجی برای سرمایه گذاری و ایجاد پروژه و جابجایی با احکام رسمی بمن داده شد و اکنون با چندین کشور در حال مراودات مالی و فاند منجمنت میکنم اختیارات و ازادی عمل من بدون قید و شرط و در قالب جینت ونچری است ‘ بیش از ده ها پروژه سرمایه گذاری تاپ و مگا پروژه را در حال انعقاد قرارداد هستم دوتا بانک خصوصی برای پرایم کردن و اعتبار جهانی داشتن در ترکیه و در دبی در دستور کار من هست ‘ یک هلدینگ و چندین شرکت سابسیدری با ماموربت های ‘ دولوپری ‘ شیوینگ لاین ‘ پالایشگاه ‘ لاین پروازی و گردشگری ‘ …..‌‌‌. در حال تدوین آیین نامه های اجرایی ان هستم تمام این اتفاقات در کمتر از ۱۰ ماه افتاد و فقط هدایت خداوند بود و نور هدایت هر روز خداوند در زندگیم

    شاید دوتا نکته بسیار در شکل گیری تصمیمات من از زمان این فایل استاد در یک سال پیش موثر بوده است سپردن بخداوند از صمیم قلب و هدایت شدن ‘ پرداختن به موفقیت های گذشته ‘ و یاداوری های خاطرات شیرین گذشته بدون وابستگی

    و نکته دیگر اینکه تا قبل از یک سال پیش من تعدادی محصولات استاد را از یک کانال تلگرامی غیر مجاز که تا یکسال نمیدانستم متعلق به استاد نیست خریده بودم و گوش میدادم ولی تاثیر چندانی بر من نداشت ‘ تا اینکه همسرم گفت این محصولات غیر مشروع است و استاد رضایت ندارد و اول هر فایل خودش بیان میکند من گفتم هزینه را دادم مثلا من هفتاد هرار تومان ۱۲ قدم را هر قدم را میخریدم ‘ از اینجا دوسه ماهی دچار یک پاردکس شذید بودم که چکار کنم از طرفی در این وضعیت بیش از یک میلیون تومان پول دادم ‘ از اون طرف درونم تشر میزد حذفشون کن و در یک روز بارونی دقیقا یک هفته قبل از جلسه کذایی دل بدریا زدم و تمام محصولات حرام را حذف کردم و در همان لحظه آرامشی الهی تمام وجودم را فرا گرفت و فقط به افتخارات گذشته و خاطرات شیرین انها فکر میکردم و امید به موفقیت که عرض کنم دیدن خودم در هراران برابر بزرگتر از گذشته میدیدم و باهاش زندگی میکنم و اکنون من بیرون شده از امارت بجرم نکرده با درخواست شیخ فرش قرمز برای سفر به دبی برایم فرش شده و از طرف دیگر از طرف بانک مرکزی و هیات اقتصادی ترکیه دعوت رسمی شده ام چون در این دو ماه گذشته دوتا کار مالی و بانکی با ترکیه انجام دادم ‘ بله وقتی بخدا سپردی راست ادرس خونه اش را بهت میده ‘ میفرستتت سایت عباسمنش میشی رهجوی افتخاری ایشان با آموزشهای الهی و زندگی بخش و هدایت خدایی

    این نکته را بگم همان دوست ویلچری جانباز در حدود یک ماه پیش مادرش به بیماری کرونا بار سفر اخرت بست و این عزیز بزرگوار جانباز که ریه اش شیمیایی بود نیز درگیر این بیماری شد و ۲۰ روز پیش به لقا الله پیوست روح هر دوی این مظلومان و همه مردم مظلوم بی پناه از امنیت پزشکی و دارویی در کشور ثروتمندمان شاد و غریق دریای رحمت الهی

    خدایا برای تمام نعمت هایت در هر حال و در خواب و بیداری شکرگزارم

    برای یکایک شما دوستان هدایت شده الهی موفقیت روز افزون خواستارم

    برای استاد عباسمنش عزیز و همسر گرامیشان مریم شایسته بهترین ها را آرزومندم

    برای همه مردم دنیا طلب خیر و برکت و فراوانی و آرامش میکنم

    در خاتمه از بانو سمیه بذرکار که من را یکبار دیگر به خوندن کامنتم دعوت کردند و پیشنهاد دادن به گذشته ام افتخار کنم و من را در راهی که انتخاب کردم تشویق کردن سپاسگزارم

    از همه دوستانی که مطلب و مطالب هر از چند گاهی یکبار من را در فایل های سایت مطالعه میکنند و پاسخی بمن میدهند و موجب رشد و پیشرفت من میشوند از صمیم جان تشکر میکنم .

    ان شاالله در تمام شیونات زندگی شاد ‘سلامت ‘ موفق ‘ سربلند سعادت مند و ثروتمند باشید در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: