مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»


سوالات مطرح شده در این قسمت:

  1. چگونه خود را در شرایط سخت احساسی مثل احساس ناامیدی، ترس یا نگرانی کنترل می کنید، به هم نمی ریزید و دوباره به مسیر اصلی بر می گردانید؟
  2. برای بهبود اوضاع مالی، بهتر است هدف را خدمت به خلق انتخاب کنم یا جنبه مادی آن یعنی ثروتمند شدن را؟
  3. روند شکل گیری باورهای قدرتمندکننده شما درباره ثروت به چه شکل بوده است و شما از چه مسیری به استقلال مالی رسیدید؟
  4. نگاه شما به پول و ثروت چیست؟
  5. تغییر چه باورهایی، بیشترین تاثیر مثبت را بر وضعیت مالی شما داشته است؟

 


مفاهیمی که استاد عباس منش در پاسخ به سوالات این قسمت، توضیح داده اند:

  • قدرتمند کننده ترین باوری که در لحظات تضاد، باعث کنترل ذهن می شود؛
  • درک قانون « احساس خوب = اتفاقات خوب» و احساس بد = اتفاقات بد»، قویترین منطق برای کنترل ذهن در لحظات تضاد است؛
  • قانون باور و استفاده از این قانون برای ساختن باورهای قدرتمند کننده و ثروت ساز؛
  • قانون تاثیرگذاری این است که: “شما خودت اولین نفری هستی که به آنچه می گویی عمل می کنی”؛
  • مفهوم کلی تغییر باورها؛
  • چرا تا این حد بر جدی گرفتن تغییر باورها تأکید دارم!
  • معنوی ترین نگاه به پول و ثروت؛
  • معیاری برای “تشخیص الهامات قلبی” از نجواهای ذهن؛
  • تنها کلیدی که در مبحث الگوبرداری، تأثیر سازنده دارد؛
  • مثالهایی درباره «باور فراوانی» و راهکارهایی برای ایجاد این باور به عنوان شاه کلید ورود نعمت‌ها به زندگی؛
  • ثروت، تقوا را افزایش می دهد؛

تمرین این قسمت:

  1. با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمند کننده ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می دهد.
  2. از خلال توضیحات استاد عباس منش در این قسمت، چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟

منتظر خواندن ایده ها و راهکارهای شما در پاسخ به تمرین این قسمت، هستیم


منابع کامل برای ساختن استقلال مالی: دوره روانشناسی ثروت 1

دوره روانشناسی ثروت 1، استاد شناسایی باورهای شماست. زیرا هر کدام از ما به واسطه ی گذشته ی خود و محیطی که در آن بزرگ شده ایم، باورهای متفاوتی درباره ثروت داریم. به همین میزان هم پاشنه های آشیل ما درباره ثروت و موفقیت مالی، با هم متفاوت است.

به عنوان مثال، پاشینه آشیل یک فرد در مبحث موفقیت مالی، احساس لیاقت داشتن درباره ثروت است. اما برای یک فرد دیگر، مهم ترین مانع در برابر موفقیت مالی، باورهای مذهبی و شرک آلودی است که در ذهن او معنویت و ثروت را در مقابل هم قرار داده است. خداوند و ثروت را در مقابل هم قرار داده است و به این شکل ترمزهای در ذهن فرد درست شده که مانع رسیدن به موفقیت مالی است.

بر این مبنا، آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1،  برای هر دانشجو به صورت منحصر به فرد و شخصی عمل می کند. یعنی این دوره به دانشجو کمک می کند تا با به شناخت رسیدن از باورهایش درباره ثروت، در قدم اول، باور محدود کننده ای را در ذهن خود بشناسد که در حال ایجاد بیشترین تخریب در وضعیت مالی اوست و پاشنه آشیل او محسوب می شود. باوری که حتی کوچکترین بهبود در آن نقطه، بیشترین تأثیر مثبت را می تواند در وضعیت مالی فرد ایجاد کند. سپس در ادامه جلسات دوره، به کمک منطق های قوی، فرایند تغییرات آن باور در ذهن فرد شروع می شود و به همین منوال هم وضعیت مالی فرد شروع به بهبود می کند.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1

ایجاد باور فراوانی به وسیله “تئوری ظرف آب” در دوره روانشناسی ثروت 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «هادي» در این صفحه: 7
  1. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    استاد در تضادی که در زندگی من پیش اومده بود در سال قبل من اینقدر این موضوع که اگه افکارم و احساسم رو کنترول نکنم شرایط برام سخت میشه رو باور کرده بودم که واقعا اجازه فکر کردن به اون تضاد رو به خودم نمی‌دادم چون میدونستم برای این که جریان به نفع من رقم بخوره باید بتونم احساس خودم رو خوب نگه بدارم و از طرفی اعراض کنم برای همین وقتی ذهنم درگیر نجوا میشد پناه می‌بردم به خواب…

    یه سناریو نویسی برای خدا انجام دادم و با یقین که اجابت میشه اومدم با منطق به ذهنم قبولوندم که به این دلایل اون شرایط به نفع من رقم میخوره و این خواسته رو اجابت شده دونستم و بعد از اون فقط کنترول ذهن انجام دادم با این باور که راهش همینه و نباید من در مورد این موضوع با کسی یا با خودم یا با خدا درد دل کنم…

    استاد خدا درها رو برای من باز کرد و من رو در شرایطی برد که ذهنم درگیر مسائل دیگه بشه و از افکار منفی داشتن دور بشم و کنترول ذهن راحت تری داشته باشم و در نتیجه شرایط به شکلی پیش رفت که بدون این که من زور بزنم خداوند افراد و بسیج کرد تا من از اون تضاد خارج بشم…

    آیا این تجربه نباید همواره من رو متعهد تر بکنه …

    ذهن فراموش می‌کنه و واکنش گرا عمل می‌کنه اما میتونیم با بیاد آوردن این زمان هایی که تونستیم با افکارمون و احساس مون شرایط رو ایجاد کنیم و زندگیمون رو خلق کنیم ایمانی بسازیم و تعهد و انگیزه برای کار کردن روی باورامون و عمل به قوانین….

    من از این که شرایط درست میشه و خدا همه چیز رو به آسانی سامان میده با خودم حرف میدم که یادمه تو همون موقع تضاد بابام گفت چرا اینقدر پیچیده شده این مسئله از خواب و خوراک افتادیم و من تو جوابش گفتم همه چیز به راحتی درست میشه و اون اعصبانی شد که چی داری میگی….

    و درست شد و الان من اینجام…

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    اصولاً چی میشه که ما انگیزمون برای ادامه دادن مسیر و باورامون کار کردن و بهبود حفظ بشه…

    بنظر من یه نوع یقین از این که خواسته اجابت شده و فقط ما باید در مسیرش حرکت کنیم…

    وقتی میدونین و باور داری به اینکه خواسته اجابت شده وقتی داری بسمتش میری هم خوشحالی ‌ و حالت خوبه…

    اما این یقینه هنوز در ما ایجاد نشده که اگه بود دیگه این شک ها و تردید ها هم نبود…

    هنوز به این باور که خودمون با فرکانس هامون داریم شرایط زندگیمون رو ایجاد میکنیم باور نداریم راهش اینه که بیایم به افکار گذشته خودم نگاه کنیم و به تناسب اون نتایج که تجربه کردیم بعد میبینیم که الان زندگیمون نتیجه باورهای گذشته مون هست خب حالا اگه از نتیجه که هست راضی نیستیم راهش اینه که افکار و باورهای الانمون رو بعنوان یه حساب جاری بریزم تو بانک کائنات تا تجربیات آیندمون رو بتونیم آگاهانه انتخاب کنیم .

    اگه بر گردین بیشتر لذت می‌برین چون از نتیجه خیالتون راحت تره …

    این یه جمله ای هست که دارید به ما میگید آغا جان لذت ببر و لذت بردند رو به تعویق ننداز و بدون که وقتی شادی و لذت میبری آسان میشی برای آسانی ها و با لذت و شادی به خواسته ات می‌رسی…

    خداوند به همگی ما برکت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    «یعنی اینجوری نیست که اگه شما موفقیت خاصی کسب نکردی دیگه نتونی کسب کنی؛بمحض این که باورات رو تغییر میدی و روی خودت بصورت بنیادین کار میکنی همه چی زندگیتون تغییر میکنه…»

    این جمله شما باید حقیقت محضه استاد…

    چند تا از فامیلای ما تا 20ـ25سال قبل حتی نون نداشتن بخورند ولی الان ما شاالله این همه دارن که میتونن که فامیل رو با هم بخرن…

    یکبار رفتم پیش یکی از کسانی که تو صنفشون بود و ازش سوال پرسیدم تا دلایل موفقیتش رو بدونم بعد تو حرفاش به فامیل ما اشاره کرد که فلانی موقعی که اومد پیش من گفت می‌خوام کارگرت بشم (حالا شما خودت ببین که این احساس لیاقته هست که جرات کرده بره درخواست کنه) و اونم گفته بود بیا و در عرض سه ماه کار رو یاد گرفت و رفت برا خودش کار رو شروع کرد و می‌گفت زود تر از همه میاد سر کار و نفر آخر هم می‌ره خونه و عاشق کارشه و بعد گفت الان اون از مایی که قبلش بودیم هم ماشاالله موفق تره و بیشتر داره…

    یادمه یه باری چند سال گذشته رفته بودم خونه عموم این بنده خدا دوماد عموم هست و شب عید بود ایشون هم اومده بود و داشت حرف میزد ایشون داشت نمود های فراوانی و اینکه فلانی فلان مغازه زده و الان روزی 10تومن داره در میاره و الان برای خودش آپارتمان درست کرده و این موضوعات ….

    من میخواستم بیام خونه گفتن چی شد هادی بشین هنوز زوده و من هم که کلا رووم زیاده و زرتی یه تیکه ای میپرونم یهو گفتم بسه دیگه من برم تا همین الآنم یه 40-50میلیونی کاسب شدم ….

    یعنی شما ببین وقتی در مدار نباشی حتی اگه رفتار کسی رو هم ببینید که داره چطور فکر می‌کنه هم برات بجای درس و یادگیری ابزاری میشه برای مسخره کردن….

    الان میفهمم دلیل این که خدا رو شکر این همه ثروت تو زندگیشه چیه…

    احساس لیاقت و عزت نفس

    کار کردن روی باور فراوانی و دیدن این که موقیتا زیاده …

    نمی‌دونم آیا بصورت ناخودآگاه آگاه ازش استفاده کرده یا کسی بهش یاد داده…‌

    یا خودش به درکی رسیده از این موضوع ….

    این نمونه ها داخل فامیل من میتونن نوید بخش این باشه که آرزو ها محقق شدنی هستند و مهم نیست الان چقدر دارا یا ندار هستم و اوضاع اکنونم چطوره….

    منی که الان تازه می‌خوام شروع کنم با وجود استادی آگاه و خبره که کل مسیر رشد و پیشرفت خودش رو آگاهانه رفته و تجربیات خودش رو داره بهم میگه خب دیگه جایی برای این نیست که بگم من نمی‌دونستم و من آگاهی لازم رو ندارم…

    میتونم از آگاهی ها و تجربیات استاد عزیزمون بهره بگیرم و از همون اون بیام توی مسیر درست قرار بگیرم و به شیوه اون عمل کنم.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    وقتی در مسیر قرار میگیرید حتی اتفاقاتی که از اونا بعنوان نقاط تلخ زندگیتون نام نبرید هم ب نفعتون میشه…

    درک هم یه جمله می‌تونه خیلی ما رو با خودمون در صلح برسونه…

    اگه به زندگی خودمون نگاهی کنیم بسیاری از اتفاق ناجالب بوده که اون موقع که داخلش بودیم گفتیم دیگه نابود شدیم و رفت اما بعد اون سبب شد ما تو زندگیمون تصمیمات متعهدانه تری بگیریم،نوع نگاهمون رو عوض کنیم …

    استاد در این موضوع مثلا من وقتی حسابی چک و لگدی شدم بخودم گفتم دیگه بسه این همه افکار و باورهای ناجالب و تمرکز بر نازیبایی ها بعد گفتم دیگه نمی‌خوام اینقدر کتک خوردم ملس باشه می‌خوام سعی کنم آگانه توجهم بر خواسته هام باشه و باورهای جالب برای خودم بسازم چون دیدم چطور باورهای گذشته من به طور معجزه آسا اتفاقات رو چیدمانش کرد تا اون اتفاق ناخواسته بذار بگم ناجالب خواسته شده بهتره رقم بخوره…

    جهان نیروش بر خیر هست اگه یه فکر درست داشته باشی قدرتش ده برابر هست و فکر غلط فقط یکی حساب میشه حالا با این وجود ببینید من چقدر این افکار ناجالب رو تو ذهنم پرورش دادم ک سبب شد این همه اذیت بشم و شرایط ناجالب برام رقم بخوره…

    حالا نکته مثبت این موضوع و درس گرفتن من از این موضوع این شد که اگه باورها ساخته بشه و هماهنگ با خواسته باشه اتفاقات لاجرم پیش میان…

    من که با افکار لحظه ای ولی به صورت دائمی در مدت زمان زیاد اون افکار رو در ذهنم پروروندم و شرایط ناجالب برام رقم خورد ،بجای اون میتونم بیام و با شدت و خدا بیشتر افکار و باورهایی که خواسته های من رو رقم بزنه برای خودم ایجاد کنم و چون نیروی جهان بر خیر هست اون اتفاقات سریع تر برام رقم میخوره…

    باور به این موضوع که خودمون خالق زندگیمون هستیم و افکارمون زندگیمون رو خلق می‌کنه و ما میتونیم انتخاب کنیم که چه افکار و باورهایی داشته باشیم و خودم نویسندگی زندگیمون بدستمونه می‌تونه سبب بشه که ما آرامش توام با اطمینان حاصل کنیم از این که همه چیز امکان پذیر است و می‌تونه رقم بخوره…

    اگر خواسته ای داریم و باور متضادی نباشه ما بسمت خواسته هامون راه نمی‌ریم بلکه پرواز میکنیم…

    حالا با این وجود که اینقدر عدالت وجود داره تو این جهان و این ماییم که زندگیمون رو با باورهامون خلق میکنیم بیایم و تعهد ب خودمون بدیم که آگاهانه تر زندگی کنیم و خلق آگاهانه تری در زندگیمون داشته باشیم.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    آیا شده در مسیر رسیدن به خواسته ها احساس تنهایی و غریبی کنید…

    به کسی نیاز داشته باشید و هیچ کس نباشه…

    هر کس دیدگاه خودش و سبک خودش رو داره برای زندگی و ما بعنوان کسی اونا حق دارند به شیوه خودشون رفتار کنن به سبکشون احترام میداریم و اجازه میدیم هر طور می‌خوان رفتار کنن و بجای اینکه بخواهیم اونا رو تغییر بدیم و کنترولشون کنیم و وارد حریم شخصی و دیدگاهشون بشیم سرمون رو توی زندگی خودمون میاریم…

    ما انت علیهم بوکیل…

    و نمی‌خوایم که جای خدا رو براشون بگیریم چون ما هیچ قدرتی نداریم و البته هیچ حقی نداریم در این کار…

    هر کس در طریقت ماست خانواده ماست…لیس من اهلک…

    شما رو خودت کار کن بعد آدمای هم فرکانسی که باهاشون باشی وارد زندگیت میشن که هزاران برابر از خانواده ت برات پر محبت تر رفتار میکنند…

    تمرکز:اگه ما داریم تنهایی رو خودمون کار میکنیم اولا تمرکزمون روی خودمونه ولی وقتی میایم وارد یه کلونی میشیم برای پوش کردن هم تمرکزمون از کار کردن رو خودمون می‌ره سمت اونا و نمی‌تونیم به صورت بنیادین تغییر کنیم.

    تکامل:

    وقتی شما بتونی خودت رو بدون نیاز کمک دیگران پوش کنی و شخصیت خودساخته رو برای خودت بسازی در این مسیر تجربیات بیشتر میشه و اگه یه زمانی کسی هم نباشه شما میتونی بازم پیش بری بدون اینکه معتل باشی یکی دیگه بیاد…

    تنهایی چیز بدی نیست که…

    استاد من خودم تو این مورد ایراد دارم و یه جورایی پاشنه آشیلمه و تمایل دارم که یکی رو همراهم داشته باشم تا من رو پوش کنه و تاییدم بکنه و تحسینم بکنه و مورد توجه ش باشم تا بهم انگیزه بده برای پیش رفتن …

    برای همین میشه که میام با دیگران در مورد این که قوانین چیه و چرا من دارم این کار رو انجام میدم میگم تا تایید طلبی رو ازشون بگیرم و اونا رو با طرز فکر خودم همراه بکنم و انگار یه ترسی در من وجود داره که اگه من تغییر کنم و اونا همراهم نباشن غریب میشم …

    ای نوح اون از اهل تو نیست اهل تو اون کسانیند که در مسیر توند

    که اینم نیاز داره به این که بپذیرم جهان به هر نوع طرز تفکری نیاز داره

    هرکس نتیجه افکار و باور های خودش رو میگیره…

    اگه کسی بیماره من با بیمار شدن خودم نمیتونم به اون کمک کنم من باید اون قدر قوی و سالم بکنم خودم تا اونا اگه خواستن سالم بشن با دیدن من انگیزه بگیرن که از بیماری و ضعف خارج بشن…

    من بجای اینکه بیام با تغییر دادن افراد و فشار کردن و زور کردن نسبت بهشون برای تغییرشون و خراب کردن روابطمون توجه باید بتونم بکنم به جنبه های مثبتشون و از وجودشون لذت ببرم و احترام به حقوقشون رو حفظ کنم و اجازه بدم جهان الطیبین للطیبات رو وکبوتر با کبوتر رو کنار هم قرار بده…

    من خیلی استاد تو این موضوع پاشنه آشیلمه که اگه ببینم کسی اینطور که من فکر میکنم درسته رفتار نمیکنه و فکر نمی‌کنه یک جر رو بحثی باهاش میکنم و میتوپونمش که الله اکبر…

    باید خیلی تو این موضوع کار کنم…

    و بپذیرم که جهان این حق رو به هر گونه طرز تفکری داده و اگه لازم بود اون جور نباشه خداوند خودش از دم تیغ ردشمن میکرد…

    ما انت علیکم بمسیطر…

    خدا که من رو وکیل خودش قرار نداده و بار مسولیت رو از رو دوش خودش نداشته رو دوش من که اینقدر من می‌خوام جای خدا رو بگیرم انگار خدا خودش ناتوانه و من می‌خوام کمکش کنم استغفرالله…

    من وقتی میگن خدا اینطوری گفته و فلان موضوع وجود داره اینقدر بهم میریزم از اون کلامشون که با قرآن ناهماهنگی که می‌خوام نابودشون کنم ولی توصیه قرآن چیه میگه اگه با افرادی که دارن آیات خدا رو استهزا میکنن رو ب رو شدی تو جمع شوند نشین و وقتی سخن دیگه ای گفتن و اون سخن رو پایان رسوندن برو پیششون با احترام قرار بگیر …

    استاد همین دیشب من خودم وارد یه بحثی شدم که اصلا ب من ربطی نداشت وقتی دیدم یکی میخواد وارد حریم خصوصی کس دیگه بشه با این که ب من ربطی نداشت پریدم وسط ماجرا که خجالت بکش مردتیکه فلان فلان شده به تو چه که اینطوریه …و و و

    که نتیجه اون کار من شد گرفتن انرژیم و درگیر شدن ذهنم و توجهش به نکات منفی …

    امروز صبح که بعد نماز رفتم برای ورزش کردن دیدم کلا ذهنم همش داشت تصویر اون شخص رو می‌آورد تو ذهنم و احساسم رو بد میکرد بعد به خودم گفتم باشه اشکال نداره که باهاش اینقدر تند بندخورد کردی و احساست بد شد دیگه کاریه که شده و خدا رو شکر که متوجه این رفتار و پترن تکراری خودم شدم که بفهمم نیاز تو این مورد روی خودم بیشتر کار بکنم بعد از خدا طلب مغفرت کردم و ازش تشکر کردم که آگاهم کرد وازش طلب هدایت کردم که من رو هدایتم کنه و بهم کمک کنه تا بتونم از این الگو تکراری که با کوچکترین اشاره ای صدای آژیرش می‌ره به آسمون هفتم بتونم خودم رو بهبود بدم و سرم ب زندگی خودم باشه…

    من یه شخصیت منتقد گر و قضاوت گر رو دارم که باید روی این موضوع کار کنم که بتونم دیدگاه های مخالف دیدگاه خودم رو پذیرش شنیدنش رو داشته باشم و درگیرش نشم.

    خداوند به همگی ما برکت بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    استاد در مورد باور فراوانی چطور کار می‌کنی رو خودتون؟!

    این باور خیلی ریشه دار تر از اونه که با یه بار کار کردن بشه گفت دیگه عالی شدیم توش از بس باورهای کمبود رو بهمون گفتن …

    وقت کمه…

    فرصت نیست

    پول نیست

    کار نیست

    زود زود …

    بجنب تموم شد

    آب نیست

    همه چی گرون شد

    دختر خوب نیست

    شرایط نیست

    و، و ،و…

    کاری که باید کرد تایید کردن و تحسین کردن این نمونه های فراوانی هست تا جایی که به یه احساس آرامش و امنیت برسیم که نه بابا همه چی هست …

    وقتی باور فراوانی باشه اونوقت عجله کردن و استرس این که زود زود برسم و طمع و حرص از زندگیمون خارج میشه …

    اگه باور فراوانی ایجاد بشه نتایج فراوانی بصورت تکاملی وارد زندگی ما میشه…

    اگه ما بتونیم حتی به نعمت های که داریم توجه بکنیم و تمرکزمون بر نعمت باشه و داشته هامون تمرکزمون از نداشته ها و کمبود برداشته میشه و احساس بی نیازی میکنیم و احساس امنیت و لاجرم به سمت نعمت ها و احساس امنیت داشتن هدایت میشیم…

    شعری از بانو حمیرا …

    من از بی نیازی به ثروت رسیدم

    که از بی نیازان غنی تر ندیدم…

    فقط به لطف بی کرانت به من عطا کن

    آرامش خاطر ای خالق قادر

    وقتی آرامش خاطر باشه لاجرم ثروت وارد زندگی مون میشه…

    من مشتری دائم می خانه ی عشقم

    سرمست و خراباتی پیمانه ی عشقم

    با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت

    درویش صفت عاشق ویرانه ی عشقم

    من از بی نیازی به ثروت رسیدم

    که از بی نیازان غنی تر ندیدم

    خداوند به همگی ما برکت بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    ثروت همون سلامتیه ،آرامش و پول…

    اگه کسی فکر می‌کنه خدا رو داره ولی پول نداره هم باوراش در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد پول…

    اگه کسی فکر می‌کنه خدا رو پیدا کرده ولی سلامتی نداره هم باوراش در مورد خدا ایراد داره هم در مورد سلامتی…

    اگه کسی فکر می‌کنه خدا رو پیدا کرده ولی ارتباط خوبی با دیگران ندارد هم باوراش در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد روابط…

    اگه باور های ما در زمینه ثروت درست باشه ثروت به صورت طبیعی وارد زندگی ما میشه…

    یادم اومد به گفته ای از استاد که گفتن من در مورد این که از این صحبت ها و آگاهی ها پول بسازم مقاومت داشتم و میگفتم که کسی که در راه خدا کاری رو انجام میده باید رایگان باشه اما در این زمینه که از دوره تندخوانی پول بسازم همچین مقاومتی نداشتم ولی اگه من باورهای مناسبی در مورد پول ساختن از همین آگاهی ها داشتم و مقاومتی نداشتم می‌تونستم از همین دوره ها پول بسازم و از اون جایی که من مقاومت داشتم در این زمینه خداوند ایده ای رو که با توجه به باورهای من مقاومتی کمتر داشت رو بهم الهام کرد…

    اگه مقاومتی در کار نباشه و ترمزی نداشته باشیم از همون رفتار ها و محصول و عملکردهای اکنون ما پول وارد زندگی مون میشه…

    اون چیزی که تاثیر گزاری کلام رو ایجاد می‌کنه جمله نیست بلکه فرکانس و باوری هست که اون کلام ازش نشأت میگیره…

    نتیجه ها حاصل باورهای درونی ما هست و الا عملکرد و سخنی که ما به کار می‌بریم هیچ چیزی رو حاصل نمیکنه…

    جهان بازتاب باورهای شماست و اگه میبینی نتیجه نیومده حتما و بلا شک باور شما هنوز به صورت بنیادی تغییر درش حاصل نشده…

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَمَا هُم بِمُؤۡمِنِینَ8-بقره

    و از مردم کسانى هستند که مى‌گویند(در کلام میگن نه از روی ایمان):به خدا و به روز بازپسین ایمان آورده‌ایم.حال آنکه مؤمن نیستند

    یُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَمَا یَخۡدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا یَشۡعُرُونَ 9-بقره

    مى‌خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را، و این را نمى‌دانند.

    امام رضا همه مردم رو جمع می‌کنه تا یه حرف مهمی رو بگه و همون حدیث سلسله الذهب رو بیان می‌کنه که از پدرش و اون از پدرش و بعد پیامبر -جبریل و بعد هم خدا گفته که :

    کلمه لا اله الا الله حصن و دژبان محکم من است و هر کس در آن داخل بشه از عذاب من در امانه…

    حالا اگه منظور از کلمه همون لفظ باشه که همه دارن میگن دیگه چرا اینقدر این موضوع مهمه …

    کلمه نه به معنای لفظ بلکه مفهوم و درک لا اله الا الله و دوری از شرک عامل سعادت و در حصن پروردگار در اومدنه…

    تا وقتی شما داری شکر گزاری لفظی می‌کنی و از این لفظ استفاده میکنی ولی درونا حسادت داری و یا احساس بد داری از اون تحسینات و گفتن اون موقعیت ها نتیجه ای حاصل نمیشه بلکه اون چیزی که نتیجه رو حاصل می‌کنه احساس واقعی ماست…

    همه شدن کپی کار و فکر میکنند اون کار خاص و کلام خاص داره نتیجه رو حاصل می‌کنه و دیدیم که از یه ایده خیلیا هستند اجراش میکنن اما بجای این که رشد کنند بد بخت تر از قبل میشن …

    وقتی شما کار می‌کنی رو باورهات ایده های که متناسب با شرایط شماست با توجه به جایگاهی که الان داخلی وارد زندگیت میشه…

    دیگه اینو همه دیدیم یه نفر اومده امروز از ایده استفاده کرده و مسیری رفته که کلی نتیجه براش حاصل شده منتهی یه نفر دیگه میاد همون کار رو می‌کنه نه تنها نتیجه حاصل نمیشه بلکه از قبلش هم اومده پایین تر…

    ولی وقتی شما روی باوارات کار می‌کنی شرایط و ایده ها و افراد با توجه به شرایط تو وارد زندگیت میشن و بصورت تکاملی شما در این مسیر رشد می‌کنی….

    این که می‌بینید همه به دنبال کپی از دیگران هستند و دنبال اینن که چه شغلی پولسازه بدلیل اینه که اصلا به این موضوع که فراوانی در جهان وجود داره باور ندارند …به این که باوراشون زندگیشونن رو میاره باور ندارن،اصلا خودشون رو لایق این نمیبینن که خدا هدایتشون کنه و بهشون الهام کنه…

    اون چیزی که برای شما الهام میشه با توجه به بگم گراند شما ،با توجه به شرایط و گذشته شماست و وقتی شما تو اون مسیر میری کم کم اون ضعف های شما بهبود پیدا می‌کنه و در این مسیر رشد میکنید و شکوفا میشید .

    بذارید درساتون رو تو مسیرتون یاد بگیرید و اینقدر نخواین از مسیری که دیگران رفتند برید …

    هدایت ها و مسیری که باعث رشد شما میشه با مسیری که برای دیگرانند کاملا جداست و هر کسی بصورت یکتا در مسیرش هدایت میشه توسط خداوند…

    به میزانی که بتونیم این موضوع رو درک کنیم و باورش کنیم اونوقت دیگه سرمون رو از زندگی دیگران و عملکرشون میکشیم بیرون و روی خودمون کار میکنیم و اینقدر خودمون رو و نتایجمون رو با دیگران مقایسه نمی‌کنیم و عجله و بدو بدو نمی‌کنیم و تمرکزمون رو کار و زندگی خودمونه…

    من خودم که خیلی به این چیزی که نوشتم نیاز دارم برای درکش

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی

    خداوند به همگی ما برکت بدهد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: