مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»


سوالات مطرح شده در این قسمت:

  1. چگونه خود را در شرایط سخت احساسی مثل احساس ناامیدی، ترس یا نگرانی کنترل می کنید، به هم نمی ریزید و دوباره به مسیر اصلی بر می گردانید؟
  2. برای بهبود اوضاع مالی، بهتر است هدف را خدمت به خلق انتخاب کنم یا جنبه مادی آن یعنی ثروتمند شدن را؟
  3. روند شکل گیری باورهای قدرتمندکننده شما درباره ثروت به چه شکل بوده است و شما از چه مسیری به استقلال مالی رسیدید؟
  4. نگاه شما به پول و ثروت چیست؟
  5. تغییر چه باورهایی، بیشترین تاثیر مثبت را بر وضعیت مالی شما داشته است؟

 


مفاهیمی که استاد عباس منش در پاسخ به سوالات این قسمت، توضیح داده اند:

  • قدرتمند کننده ترین باوری که در لحظات تضاد، باعث کنترل ذهن می شود؛
  • درک قانون « احساس خوب = اتفاقات خوب» و احساس بد = اتفاقات بد»، قویترین منطق برای کنترل ذهن در لحظات تضاد است؛
  • قانون باور و استفاده از این قانون برای ساختن باورهای قدرتمند کننده و ثروت ساز؛
  • قانون تاثیرگذاری این است که: “شما خودت اولین نفری هستی که به آنچه می گویی عمل می کنی”؛
  • مفهوم کلی تغییر باورها؛
  • چرا تا این حد بر جدی گرفتن تغییر باورها تأکید دارم!
  • معنوی ترین نگاه به پول و ثروت؛
  • معیاری برای “تشخیص الهامات قلبی” از نجواهای ذهن؛
  • تنها کلیدی که در مبحث الگوبرداری، تأثیر سازنده دارد؛
  • مثالهایی درباره «باور فراوانی» و راهکارهایی برای ایجاد این باور به عنوان شاه کلید ورود نعمت‌ها به زندگی؛
  • ثروت، تقوا را افزایش می دهد؛

تمرین این قسمت:

  1. با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمند کننده ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می دهد.
  2. از خلال توضیحات استاد عباس منش در این قسمت، چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟

منتظر خواندن ایده ها و راهکارهای شما در پاسخ به تمرین این قسمت، هستیم


منابع کامل برای ساختن استقلال مالی: دوره روانشناسی ثروت 1

دوره روانشناسی ثروت 1، استاد شناسایی باورهای شماست. زیرا هر کدام از ما به واسطه ی گذشته ی خود و محیطی که در آن بزرگ شده ایم، باورهای متفاوتی درباره ثروت داریم. به همین میزان هم پاشنه های آشیل ما درباره ثروت و موفقیت مالی، با هم متفاوت است.

به عنوان مثال، پاشینه آشیل یک فرد در مبحث موفقیت مالی، احساس لیاقت داشتن درباره ثروت است. اما برای یک فرد دیگر، مهم ترین مانع در برابر موفقیت مالی، باورهای مذهبی و شرک آلودی است که در ذهن او معنویت و ثروت را در مقابل هم قرار داده است. خداوند و ثروت را در مقابل هم قرار داده است و به این شکل ترمزهای در ذهن فرد درست شده که مانع رسیدن به موفقیت مالی است.

بر این مبنا، آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1،  برای هر دانشجو به صورت منحصر به فرد و شخصی عمل می کند. یعنی این دوره به دانشجو کمک می کند تا با به شناخت رسیدن از باورهایش درباره ثروت، در قدم اول، باور محدود کننده ای را در ذهن خود بشناسد که در حال ایجاد بیشترین تخریب در وضعیت مالی اوست و پاشنه آشیل او محسوب می شود. باوری که حتی کوچکترین بهبود در آن نقطه، بیشترین تأثیر مثبت را می تواند در وضعیت مالی فرد ایجاد کند. سپس در ادامه جلسات دوره، به کمک منطق های قوی، فرایند تغییرات آن باور در ذهن فرد شروع می شود و به همین منوال هم وضعیت مالی فرد شروع به بهبود می کند.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1

ایجاد باور فراوانی به وسیله “تئوری ظرف آب” در دوره روانشناسی ثروت 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سینا» در این صفحه: 2
  1. -
    سینا گفته:
    مدت عضویت: 1534 روز

    به نام خدای مهربان

    در این روز های اخیر خداوند بارها و بارها منو هدایت کرده به همین اصل که لذت ببر، آرام باش، همه اون چیزایی که میخوای بهت داده میشه

    مخصوصا اینکه هدایتم کرد چند وقت پیشا به جلسه 9 کشف قوانین که کاملا درمورد همین موضوع استاد صحبت کردند و فایلی هست که در اپدیت استاد دوباره ضبطش کرده بودن

    و منی که اولین باری که اون جلسه رو شنیدم نسبت بهش مقاوت داشتم، شیفته اش شده بودم، با اینکه دوره لیاقت رو جدیدا شروع کرده بودم و خیلی نسبت بهش ذوق و شوق داشتم اما چند روز فقط خدا بهم میگفت همین فایل رو ببین.

    و بعدش یک چالشی برام پیش اومد و من دیدم چقدررر اون حرفا نیاز بود دقیقا به من گفته بشه و ای کاش من باور کنم

    ای کاش من باور کنم این حرف رو که احساس خوب=اتفاقات خوب

    ای کاش باور کنم که این، عین حقیقته! خدا همه چیزهایی که میخوام رو بهم میخواد بده، نگران نباش،، لذت ببر از همین برهه ایی که درش هستی

    به قول مرجان عزیزم حتی با خوردن قهوه یا چایی هم میشه به احساس خوب رسید وقتی با همه وجودت اونو مزه مزه کنی، وقتی شکرگزار آرامشی که داری باشی

    این کامنت خیلی دلی و یهویی داره نوشته میشه تا دوباره به خودم یاد اوری کنم که سینا لذت ببر،، از هرکاری که داری میکنی

    از همین نفسی که راحت میکشی از تختت که روش داری این کامنت رو مینویسی از سقف بالای سرت، از همین سایت فوق العاده ایی که خداهدایتت کرده تا اینجا باشی و از اینکه خالق زندگیت هستی.

    ذوق و شوق داشته باش برای برنامه های فردات، و امید و ایمان داشته باش

    چقدر این ایمان به غیب مبحث بینظیر و جذابیه! چقدر حال خوب میده به آدم…

    یکی دو روز قبل کنترل ذهن برام سخت شده بود. ولی خدا همیشه آرامش میده، چیزایی که باید بشنوم رو میگه، چیزایی که باید درک کنم رو بهم کمک میکنه درک کنم، قدم هایی که صراط المستقیم هست رو بهم نشون میده.

    آره! سینای ده سال آینده داره بهم میگه آرام باش، لذت ببر، نگران نباش همین الان بهترین خودت رو بزار و نگران هیچی نباش، سمت خودت رو انجام بده و بقیشو بسپار به خدا

    خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر تک تک نعمت هایی که بهم دادی و همواره داری لطف بی کران ات رو شامل حال من میکنی.

    خدایا سپاسگزارم بخاطر همه چی

    فارغ از اینکه بقیه کجا هستن فارغ از اینکه بقیه چه نعمت هایی دارن یا سپاسگزار هستن یا نیستن،، من نعمت های خودمو دوست دارم و سپاسگزارشون هستم(-حداقل سعی میکنم باشم-)

    استاد توی جلسه 9 کشف قوانین میگن اکثر افراد موفق و حتی خود من اگر بخوان به خود 18 سالگیشون نصیحت کنند یک همچین چیزی میگن که: آرام باش، لذت ببر، حالت و خوب کن، نگران نباش، همه چیز بهت داده میشه

    من سینا الان در 18 سالگیم هستم،، این دقیقا مال خودمه. دوست دارم باورش کنم، دوست دارم با تمام وجودم بپذیرمش و یادم باشه.

    خداروشکر بخاطر هدایتی که کرد و گفت و من نوشتم.

    خداوند نگهدار هممون در این مسیر زیبا…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    سینا گفته:
    مدت عضویت: 1534 روز

    سلام مرجان جان

    دوست عزیزم خوبی؟

    سپاسگزارم بخاطر کامنت زیبایی که برام. نوشتی و دارم با تاخیر پاسخ میدم بهش

    مرجان جان همیشه تحسینت میکنم آفرین بهت که اینقدر عالی روی خودت کار میکنی

    الانم که دوره روانشناسی ثروت رو گرفتی حتما داری غوغا به پا میکنی واسه خودت، باریکلا بهت!

    دیشب داشتم مرجان چک آپ فرکانسی میکردم خودم رو اینطوری که ببینم توی سه ماه اخیر چه اتفاقاتی افتاده و چه تغییراتی کردم اونجایی که نتایج خوب بود دلیلش چی بود و اونجایی که نتایج اروم میومد چی؟ و چیزای خیلی خوبی نصیبم شد. چندساعت داشتم مینوشتن همینطوری اتفاقا اون جا هم خیلی یادت کردم.

    خب تغییرات عالی بودن

    خیلی وقت ها یادمون میشه که چقدر جایگاهی که الان هستیم رو ارزو داشتیم داشته باشیم،، اصلا بهش فکر که میکردیم ذوق میکردیم و اروم اروم وارد زندگیمون شده.

    یکی از کارهایی که من میکنم برای اینکه احساس خودم رو خوب کنم و حواسم باشه که خودمو مقایسه نکنم همینه که به خودم آگاهانه میگم که ببین سینا یک روزی ارزوت بود این جایگاه،، ببین سال پیش کجا بودی امسال کجا هستی.

    فارغ از اینکه چقدر سرعت داشتی یا نسبت به بقیه چیکار کردی مهم اینه که پیشرفت کردی و خودت رو تبریک بگو و خودت رو تشویق کن که به لطف خدا پیشرفت کردی و. خدای مهربان همواره داره خواسته هات رو بهت میده

    مرجان جان کلمه آگاهانه رو بالا پررنگ کردم میخواستم درمورد این موضوع صحبت کنم

    چندوقت پیش یادته یک کامنتی توی جبر یا اختیار نوشتم و شماهم برام پاسخ های خوشگلت رو نوشتی؟

    اون موقع من احساس کردم که داره این منطق هایی که میگه من خالق زندگیم هستم توی هرلحظه و دارم به جهان فرکانس ارسال میکنم رو داره یادم میشه

    و مرجان واقعا هم همینه! خیلی زود یادمون میشه، واقعا غذای ذهنه هرروز باید بهش بدی منطق هایی که میگه تو خالق زندگیت هستی

    حالا بریم سراغ جلسه یک کشف قوانین هدف اون جلسه چی بود؟ رفتن از خلق ناآگاهانه به سمت خلق آگاهانه…

    شرط اولیه اش چی بود؟

    اینکه بپذیرم که من هستم یعنی همون مسئولیت پذیری و وقتی که پذیرفتم میتونم برم سراغ آگاهانه زندگی کردن.

    حالا هرچقدر بیشتر روی این باور کار کنم نتیجه به این شکل که بیشتر از این قدرت استفاده میکنم خودش رو نشون میده

    یعنی مرجان من دقیقا یک ارتباطی دیدم توی رفتارهام که هرموقع روی این باور کار نکردم و دیدم داره ضعیف میشه کمتر اگاهانه زندگی کردم و از اون طرف احساس قربانی بودن بیشتر در من به وجود میومد.

    همین الانم واقعا احساس میکنم یک خورده این باور توی ذهن من کمرنگ شده و-اگاهانه- توی کامنتم بهش اشاره کردم تا توی زندگیم گسترشش بدم و درموردش حرف بزنم باهات

    مرجان جان یکی از خوبی ها و. مزایایی که دوستی با تو برام داشت این بود که من توی کامنت هام بارها قانون رو مرور میکردم و تو هم همینکار رو میکردی

    بارها درمورد قانون توجه، خالقیت، احساس لیاقت و فراوانی و… باهم صحبت کردیم و تو هم که پاسخ میدادی باز این اتفاق بیشتر میفتاد. داشت ظرفمون بزرگ تر میشد،، مسیر چقدر لذت بخش بود تا الان مرجان مگه نه؟ اگر برگردیم چی میگیم به خودمون؟ بیشتر لذت ببر، نهایت استفاده رو از روز هات بکن میدونی حالا شمارو نمیدونم مرجان اما من اون روز های اول که با هم صحبت میکردیم خیلی عجله میکردم یادمه مرجان این عجله احساسم رو خیلی بد میکرد و نمیزاشت از روز هام لذت ببرم.

    الان میبینم حتی اون موقع ها که یکسری کامنت ها مینوشتم و خودم الان میخونمشون میبینم مثلا دیدگاهم نسبت بهش تغییر کرده با خودم میگم اینم بخشی از مسیر بوده و باید طی میشده اون موقع اینطوری فکر میکردم تا الان اماده این مدل فکر کردن بشم

    مرجان من بعد از اینکه اومدم.

    و من خودم مرجان کامل میفهمم تغییر شخصیت و تغییر تفکری که داشتم نسبت به الان و چقدر خوبه ولی من سینای اون موقع رو هم دوست دارم همینجوری که الان دوسش دارم.

    مرجان عزیزم چه موهبتی شد این دوره احساس لیاقت در زندگی من یادمه قبلا مرجان با خودم میگفتم خدایا، من فقط دوره احساس لیاقت رو داشته باشم من فقط فلان و بهمان و آرزوم بود داشته باشمش و بچسبم بهش ولش نکنم و خدا بهم این دوره رو داد اما من یادم شد اون موقع ها چقدر خدا خدا میکردم که بهم بده

    دقیقا برای دوره کشف قوانین هم همین بود

    من مرجان اولین کامنت ام رو توی سایت اگر نگاه کنی دقیقا وقتی نوشتم که دوره کشف قوانین داشت بروز رسانی میشد دقیقا یک سال پیش همین موقع ها بود و من توی اون کامنت هم نوشته ام که من این محصول رو ندارم اما دوست دارم داشته باشمش

    اون موقع پولش رو هم نداشتم ولی یادمه توی دفترم چقدر با ذوق و شوق مینوشتم

    وای یاد اون روزا افتادم

    مرجان استعاره گاز و ترمز منو دیوانه کرده بود اصلا خیلی برام جذاب بود مثل یک بازی بود برام ترمز هارو پیدا و حذف کردن این چیزی که میگم مال قبل از خرید اون دوره است حتی که من فهمیدم داستان چیه.

    حتی نشستم برای اینکه دوره رو داشته باشم هم ترمز هام رو برداشتم.

    خیلی فوق العاده بود

    اون زمان میدونی چی بهم قدرت میداد؟ بهم احساس خوب میداد؟ اینکه من خالق زندگیم هستم، اینکه اگر ترمز نداشته باشیم هر خواسته ایی بخوایم بلافاصله به وجود میاد وقتی اینو یک. کوچولو درک کردم اصلا تو یک حال و هوای باحالی بودم و یادمه اون روزها هم زندگیم خیلی روان پیش میرفت خیلی من انگیزه داشتم

    درسته بخاطر درک کمتری که از قانون داشتم یکسری کارا رو نااگاهانه انجام میدادم یا یک طرز فکر هایی داشتم اما بازم خیلی یادمه احساسم خوب بود

    این باور اینکه من خالق زندگیم هستم

    این باور که افکار و باور های من دارن اتفاقات رو رقم میزنند و من توانایی تغییر اونهارو دارم خیلی احساس معنوی به آدم میده.

    میدونی حتی اینکه من دستم رو بزارم تو دست خدا و بزارم اون کار هارو پیش ببرم هم یک انتخاب اگاهانه است که خداوند به ما این قدرت اختیار رو داده

    من اولش یکم گیج میشدم که اگر همه کارارو خدا داره میکنه و حتی اینکه من انتخاب کنم دستم و بزارم تو دست خدا رو هم اون گفته بهم پس نقش من چی میشه و بجای اینکه بهم قدرت بده داشت منو می برد به سمت جبرگرایی اما دیدم همون خدا اینطوری مقرر کرده که من قدرت اختیار داشته باشم از طرفی یکی از اون انتخاب ها برای من این هست که دستم رو بزارم تو دست اون

    و انتخاب کنم مسیر سرراست رو، صراط المستقیم…

    میتونم هم دستم رو از تو دستش بردارم.

    بعد دوباره باز اینطوری به خدا میگفتم که: خدایا حتی اینکه دستم الان تو دست توست از لطف و عنایات توعه

    باز دوباره ذهن چموشی میگرد پس اختیار چی؟

    خب اختیار همینه که اعتبارش رو بدی به خدا یا خودت!

    اینم اختیاریه و هرکدومش بازم یک نتیجه متفاوت داره

    باز دوباره میرسیم به حرف استاد که: من اینجوری فکر میکنم که ادم هرچقدر باهوش تر باشه دستش رو میزاره توی دست خدا و میزاره اون کارارو انجام بده و همه چیز ذهنیه!

    میدونی یک نکته خیلی مهمی رو استاد توی فایل توحید عملی 11 بهش اشاره کردند که همه چیز ذهنیه! بعد ادامه دادند که: خیلیا فکر میکنن اینکه مثلا میگیم خدایا من نمیدونم داریم فرکانس ندونستن رو به جهان میفرستیم. ولی توی ذهن من اینه که هرچقدر من بگم نمیدونم بیشتر اجازه میدم خدا هدایتم کنه و به همون نسبت زندگیم راحتتر پیش میره.

    .

    خیلی نکته قشنگی بود به نظرم که خدا لطف کرد و من دقت کردم بهش که توی ذهنت اینطوری بساز ک اتفاقا هرچقدر من پیش خدا احساس عجز کنم سرم جلوی بقیه بالاتره

    حالا خیلیامون امکان داره که توی ذهنمون برعکس تنظیم شده باشه که اقا وقتی من میگم خدایا من بدون تو هیچی نیستم توی جهان بیرون هم احساس ناتوانی میکنم

    خب اینا همش ذهنیه! و نکته اش اینه که من توانایی تغییر دیدگاهم رو دارم

    اینجاست که این قدرت خالقیت و اختیار معنا پیدا میکنه! اینجاست که اگر هم تک تک کارهارو داره خدا میکنه بخاطر اینه که تو بهش اجازه دادی میتونستی هم ندی

    حتی تو میتونی این رو توی ذهنت بسازی که حتی اینکه من اجازه دادم به خدا تا کارهارو بکنه هم بازم از لطف خودشه!!! و حتی اینکه اینجوری هم بگی تو انتخاب کردی.

    یعنی من یکی از دلایلی که یکم باورم داشت خراب میشد نسبت به قدرت اختیار و خلاقیت این بود که توی ذهن من یک همچین چیزی ایجاد شده بود:

    خب همه کارها داره به لطف اون انجام میشه چون من تسلیم هستم و گفتم. نمیدونم اما همینکه گفتم تسلیم هستم و. نمیدونم هم به لطف اون گفتم-ما رمیت و اذ رمیت ولکن الله رمی- و بعد با خودم میگفتم پس من هیچ کارم؟؟ میدونی بعد دقت کردم به اینکه آقا همه چی ذهنیه و این چیزی که ذهنی هست رو من اختیار دارم که تغییرش بدم و خدا اختیار کرده که من اختیار داشته باشم و این اختیار در راستای اختیار خداست.

    حالا که همه چی ذهنیه و من قدرت اینو دارم که افکار خودم رو تغییر بدم پس میام اینجوری اگاهانه فکر میکنم که 1. خداوند همواره هدایت میکنه و من لایق دریافت هدایت های خدا هستم 2.من هیچی نمیدونم، من بدون هدایت های خدا هیچی نیستم

    و همه کارها رو اون داره میکنه حتی این کامنت

    که این همون دوتا باوری هست که استاد توی توحید عملی 11 گفتند،، اتفاقا دیشب هدایت شدم یکبار دیگه دیدمش برای همین ذهنم مطالب توش تازه است و منم طبق قانون دارم بهش توجه میکنم تا گسترشش بدم.

    این کامنتی که نوشتم بخدا هیچ ایده ایی نداشتم ولی یک سوال داشتم که جوابش رو خدا بهم توی این کامنت گفت و چقدر نیاز داشتم درمورد این مفهوم اگاهانه صحبت کنم

    مخصوصا اونجایی که توی این کامنت گفتم که حتی اینکه اعتبار هرچیزی رو به خدا بدی هم این خودش اگاهانه است چه نکته ایی بود قبلا بهش فکر نکرده بودم ولی خداهیلی خوشگل بهم کفت

    و بعدش که ادمی زرنگه که اعتبار همه چیز رو بده به خدا

    خدایا شکرت چقدر این کامنت فوق العاده بود خدای مهربان و سمیع و علیم چقدر لذت بردم از این کامنتی که خودم نوشتم

    مرجان چندساعت پیش یک کامنتی برات نوشته بودم بعد بیست دقیقه حسم گفت پاکش کن خودم راضی نبودم انگار من اولش گفتم نه بابا بزار باشه اینهمه کامنت نوشتم و اینا اما احساسم گفت نه پاکش کنم خداوند دوست داشت که این حال رو بهم بده و من بیام این کامنت رو بنویسم چون عملا اگر اونو مینوشتم دیگه اینو احتمالا نمینوشتم

    حتی مرجان این سپاسگزاری کردن و دیدن هدایت ها هم خودش اگاهانه هست

    تو ایات قران هم بارها گفته خدا هدایت میکنه حالا یا اونا شکرگزاری میکنند یا نمیکنند که بازم ربط پیدا میکنه به همین احساس که من اختیار دارم

    میدونی توی ذهن من اینطوریه که هرچقدر من بیشتر به خودم بگم من اختیار دارم بیشتر ازش اگاهانه درجهتی که میخوام استفاده میکنم

    بیشتر خودم رو سپاسگزار تر میبینم و بیشتر برای خودم ارزش قائل میشم

    چون توی ذهن من اینه که اقا همه چی دست خودمه و این باور اتفاقات رو رقم میزنه تا بهم ثابت کنه که:آره همه چی دست توعه حتی این قانون باور ها رو هم اگر هرچندوقت یکبار روش کار نکنیم واقعا از ذهنمون میره مثلا من الان که جمله بالا رو گفتم که باور های ما توسط جهان ثابت میشه یهو کلی چیز یادم اومد که داشت یادم میرفتم ولی خداوند مهربان و دانا لطف خودش رو برای من فرستاد و من مرور کردم این قوانین رو (همزمان که این جمله هارو میگم تا عضله توحید و اختیار توی ذهنم قوی تر بشه)

    این کامنت مرجان میدونی جنسش از کدوم کامنت هاست؟ از همون کامنت های طولانی که گفتی اول این کامنتت

    دقیقا حس و حال همون موقع هارو داره بهم میده که سعی میکردم ثانیه به ثانیه ذهنم رو ورودی بدم از قانون تا جایی برای چیزای دیگه نزارم

    وای چقدر درمورد قانون ما باهم صحبت کردیم خداروشکر به لطف خدا این اتفاقات افتاد.

    مرجان وقتی دیشب داشتم چک آپ مینوشتم قشنگ متوجه شدم که پسررر خواسته های من روی یک روند خیلی خوشگل و اروم اروم وارد زندگیم داره میشه ولی خب من خیلی وقت ها حواسم نیست و دوباره یاد این حرف استاد افتادم که میگه خواسته های ما خیلی اسان و روان وارد زندگیمون میشن ولی چون ما همیشه خواسته داریم و وقتی به یک چیز میرسیم هعی خواسته های بیشتر میخوایم. یادمون میره و من دیدم چقدر دقیقا همینطوریه!

    تمرین چک آپ دیشب خیلی خوب بود که من اومدم اتفاقات سه ماه گذشته رو با جزئیات نوشتم از هدایت های خداوند تا خرید دوره و اتفاقات بعدش و حتی ذهنیت هایی که از من تغییر کرده و دلیل رفتار هام اینها همه موضوعاتی بودن برای این چک آپ

    خدایا شکرت چقدر این کامنت به خودم اول از همه چسبید حالا مرجان جان طبق قانون اختیار بازم دست ماست که از این اگاهی ها چقدر استفاده کنیم و چقدر خودمون رو لایق بدونیم که استفاده کنیم

    این احساس لیاقت هم حتی ارتباط مستقیمی داره با این موضوع که به میزانی که خودمون رو لایق بدونیم بیشتر اگاهانه زندگی میکنیم چون برای خودمون و زندگیمون ارزش قائل هستیم و برای همین هم این احساس لیاقت اینقدر مهمه

    من احساس میکنم که باید دوره کشف قوانین یا فایل هایی که مربوط به باور ها و میشه رو هم هر از چندگاهی دوباره گوش بدم

    البته توی یکی دو هفته اخیر یکم کمترفایل گوش دادم و روش خودم کار کردم و وقت نداشتم که روی دوره احساس لیاقت هم کار کنم هنوز هم تا جلسه تکمیلی 2 بیشتر پیش نرفتم چون موقع امتحانام هست ولی سعی میکنم از این به بعد این رو بهونه قرار ندم و سعی کنم هرچی از همین دو جلسه هم یادگرفتم رو توی زندگیم پیاده سازی کنم. چون اگر من واقعا عمل کنم و اجرایی کنم همون دو جلسه کلی احساس لیاقت منو لول آپ میکنه

    خلاصه میسپارمش دست خدا بازم من هیچی بلد نیستم که

    همین یک هفته که امتحانام بود و اینا داشتم میرفتم تو باقالیا کلا اما خداوند الان لطف کرده و من دوباره اینجام

    مرجان جان خیلی دوستت دارم

    بهترین هارو برات آرزو میکنم ایشالا یک روز هم ببینمت و کلی باهم صحبت کنیم

    خداوند یار و نگهدارت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: