درباره قانون آفرینش | خواسته ها محقق می شوند اگر…


سرفصل های این قسمت شامل:

  • به جای نصیحت کردن دیگران، تمرکز را بر بهبود عملکرد خود در اجرای قوانین بگذار؛
  • خواسته ها در برخورد با تضادها شکل می گیرند. وقتی باورهای هم جهت با آن خواسته را می سازیم، قدم به قدم به مسیر تحقق آنها هدایت می شویم؛
  • خیلی از افراد خواسته ای ندارند، چون راهکاری برای “چگونگی رسیدن به آن خواسته” ندارند. در حالیکه طبق قانون، درخواست وظیفه ما و “هدایت به چگونگی”، وظیفه خداوند است؛
  • درخواست اگر واضح باشد، “چگونگی” به شما گفته می شود؛
  • نگران بودن درباره “چگونگی رسیدن به یک خواسته”، حیله شیطان است؛

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره قانون آفرینش و نحوه خرید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    426MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی درباره قانون آفرینش | خواسته ها محقق می شوند اگر…
    25MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

145 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمیرا» در این صفحه: 2
  1. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 570 روز

    سلام به استاد گلم

    درس اول : عیب ظاهر دیگران نگو ، همه زیبان ، چون خالقشون خداست ، زیبایی یه چیز نسبی هست پس همه رو زیبا ببین

    و کسی که دیگران مسخره میکنه پر درونش درده ، خودکم بینیه و حالش با خودش خرابه

    یه چیزی که جدیدا برام اتفاق افتاده با چندتا از دوستایی که چپ و راست دیگران مسخره میکردند قطع ارتباط کردم و یک دوست دیگم دارم که اونم مسخره میکنه ، به خودم گفتم اگه یکبار دیگه جلوم اینکارو کرد خیلی قاطع و محترمانه بهش تذکر میدم اگه رعایت کرد چه خوب اگر نکرد رابطمو باهاش کم میکنم .

    دیگه به هیچ کس اجازه نمیدم جلو من عیب بقیه بگن و خیلی قاطع شدم تو این موضوع و جالبه که این فایلو دیدم و به این موضوع اشاره شد

    درس دوم : نوشتن ، من بینهایت بار نتیجه گرفتم

    من حتی اون وقتایی که هیچ چی راجب قانون جذب نمیدونستمم مینوشتم ، انگار به دلم الهام شده بود

    من وقتی دانشگاه قبول شدم در عین ناباوری همه بعد چندماه ، کتابامو داده بودم به خواهرم که بعد من بخونه ، ی روز بهم گفت خواهر جون تو اول کتاب زیست پیش دانشگاهی نوشتی من پزشکی تهران قبول میشم و این برام جالب بود

    جالبه چون خودمم اینو یادم نمیومد که نوشتم ولی چقدر کائنات یادش بوده

    من هرچیزیو نوشتم بدون شک بهش رسیدم ،قدرت نوشتن عجیبه ولی نکته که هست باید با ایمان بنویسی ، با یه اطمینان خالص ،اون وقت قطعا میشه

    درس سوم : عملگرایی

    پاشنه آشیل من

    و باید جدی روش کار کنم ، جز اولویتهام هست

    همین کامنت نوشتن برای تمرین عملگرایی هست برام ،چون من یکسال و خوردی با استادم و اموزه های تئوری فولم ولی میدیدم نتیجه با علمم نمیخونه ، فهمیدم مشکلم فقط عملگراییه که میخوام جدی روش کار کنم

    بقول استاد خیلی سخنران خوبیم ولی ایمان و حرفی که عمل نیاره مفت نمیارزه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 570 روز

    سلام دوست خوبم

    وقتیایی که این دایره ابی میاد حس میکنم قراره یه درس بگیرم

    میرم و اول حرفای خودم میخونم ببینم چقدر روشون موندم چقدر تغییر کردم و یه بازیابی مجدد میشه برام

    و ازتون ممنونم که یکسری نکات دوباره مرور کردم

    من بسیار زیاد از نوشتن معجزه دیدم . یعنی می تونم بگم 90 درصد چیزایی که نوشتم شده ، با تمام جزئیات شده

    مثلا همون پزشکی تهران ، اگه به کسی میگفتم نمیشه و فلان ، ولی من یک کلمه حرف نزدم و شد

    به طرز معجزه وار

    و هزاران چیز دیگه

    اما اگه بخوام بگم چجوری شد

    قلم دست دلم میدم و خدا که برات بنویسه امیدوارم بتونم خوب بگم

    ببین وقتی یه خواسته داری باید از ته قلبت اونو بخوای

    و مهم با چه نیتی میخوای

    نیتت رو کم کنیه؟ پز دادنه؟ یا واقعا برای قلبت میخوای ؟ مثلا فلان رشته قبول بشم ، فلان کار گیر بیارم ، با فلان پسر ازدواج کنم که چشم فامیل و اشنا دربیاد ؟ یا با اینا به خودم ارزش بدم ؟

    اگه نیتت خالص نباشه ، بهترین نوشتن ، حس هرکاریم کنی بهت قول میدم تهش خراب بشه حتی بهشم برسی

    پس اول برای دلت بخواه و نیتت خالص کن برای خود خورشید

    برای ندای قلبش و رویاهاش

    قدم بعد وقتی یه چیزی با تمام قلبت خواستی بیا با تمام قلبت راجبش بنویس و بخدا بگو من همینی که مینویسم از تو میخوام

    و مهم ترین نکته وقتی مینویسی برو تو حس و حال داشتنش ، حس کن این قلم جادوییه و با نوشتنت همزمان داره خلق میشه و حسش کن

    مثل چراغ جادو

    نمیدونم چجور بهت بگم

    من وقتی مینویسم انقدر با نوشتنم کیف میکنم حس میکنم قلمم عصای جادویی منه و داره همزمان ارزوها براورده میکنه

    بخاطر همین به وجد میام حالم خوشه

    این یعنی چی ؟ این یعنی ایمان

    انقدر اون لحظه بخدا ایمان داری انگار اون قلم جادویی خدا به تو داده مثل قصه های کودکیمون

    که هروقت چیزی خواستی برو بنویس

    و تو ایمان داری

    یادته قبلا تو برنامه کودکامون ، هر شخصیت یه چیز جادویی داشت و چون مطمن بود کار میکنه ازش استفاده میکرد

    توام حس کن قلمت و دفترت جادوی توهه و خدا بهت گفته

    کسی که حق ترین هست

    حسش کن ، شاید ذهنت بخنده و مسخره کنه ، قلم جادویی چیه ، مسخره بازیا

    نه دوستم

    دلیل اینکه بچه ها دعاهاشون زود مستجاب میشه همینه

    دیدی میگن به بچه بگو دعاتو مستحاب میشه

    چون اونا تو دنیای خیالیشون با ایمان میخوان

    بیا و مثل کودکیات بشو ، اگه به یه دختر بچه بگم ببین این قلم جادویبه و بنویسی هرچی میشه

    چی باعث میشه بشه ؟ ایمان بچه به حرف تو و اون قلم

    توام بخودت بگو خدا بهم گفته

    و بعد اینکه نوشتی چون بخدا و اون قلمت و نوشته هات ایمان داری میشه

    رها میکنی و پی نمیگردی چی شد نشد

    مثل همون دختر بچه میری بقیه بازی تو با دوستات میکنی

    و ارزوت میشه

    دوست خوبم من تک تک ارزوهامو اینحوری از خدا گرفتم

    برای بقیه همیشه عجیبه وقتی میگم خدا عین اونی که طلب کرذم تا 90 درصد داده بهم

    بقیه یا زمانش نشده یا هنوز یه جا کار خودم میلنگه

    ولی وقتی تو ایمان داری ناخوداگاه باورت راجب اون خواسته درسته

    مثلا کسی ایمان داره و با قلم جادوییش مینویسه من درسته حقوقم ماهی 40 تومنه ولی یه ماشین کیا اسپورتیج میخوام

    وقتی ایمان مثل همونیه برات توضیح دادم ، دیگه نمیگه چجوری و فلان و …. فقط حسش میکنه میره غرق میشه توش ، انقدر حسش میکنه که حس،میکنه الان تو پارکینگه

    من مثال زیاد دارم از خودم اینجا نمیشه همه بگم

    مثلا قرار بود به من یک خونه بدن از طرف بیمارستان

    برای مدتی که کار میکنم

    من اون خونه با جزییات نوشتم و حسش میکرذم حس میکردم توشم و ایمان داشتم و بعد رها کردم

    چندین خونه به من پیشنهاد دادند ، و هیچ جا برای هیچ پزشکی حق انتخاب خونه نیست ولی برای من اینکارو کردن

    خودم میرفتم و انتخاب میکردم تا دقیقا عین همون خونه که نوشتم برام گرفتند ، حتی طبقه خونمم همون بود ، به دوستام گفتند هنگ کردند که من اننخاب کردم الان 60 شهر هست که مارو میفرستن بدون حق انتخاب که کار کنیم برای دوران طرح

    اما این حجم انتخاب هیچ جا نیست ، نهایت یه خونه بگی نه دومی تمامه

    من چندین جا دیدم و با نهایت احترام منو اوردن

    این معجزه ایمان و نوشتنه

    این یکی از بالای 50 مورد که نتیجه دیدم

    اولش شاید برات سخت باشه ولی تمرینش کن

    من این نوشتنو از نوجوانیم انجام میدم حدود 15 سال قبل ، استاد دوساله میشناسم

    و اون وقتام اصلا قوانین بلد نبودم

    فقط این برام مثل یه بازی شیرین بود که انجامش میدادم

    چون فیلمای تخیلی زیاد میدیدم حس میکردم تو اون فضام

    بخاطر این چون زیاد تمرین کردم برام راحتتره

    اما بهتون قول میدم معجزه میکنه

    نشونه نوشتن با ایمان یه احساس شیرینه وصف نشدنیه ، احساس رسیدن به رویا قبل اینکه ببینیش ، انگار داری قصشو مینویسی

    قصه چجور رسیدنشو

    ممکنه ذهنت مقاومت کنه اما بارها بنویس و حس کن ، به صداهای ذهنت توجه نکن وقتی میاد میگه چجوری مسخره میکنی به اون حس شیرین داشتن رویات توجه کن ، غرق شو

    فکر کن یه قصه اس داری مینویسی ، بشو دختربچه کوچیک با قلم جادوییت برای خدا بنویس

    کسی که بزرگترین ارزوهای تو براش هیچی نیست ، ارزوهای تو بزرگتر از هدایت کهکشان ها و بدن انسان و هزارن موجود نیست

    اون خدا قادر مطلقه

    فقط با ایمان بنویس

    همونجوری که گفتم

    خدا به اندازه ایمان برات در باز میکنه

    اون تکاملم که استاد میگه ذهنیه

    تو ذهنی ایمانت ببر بالا ببین خدا چجور در باز میکنه

    دیگه این یکی از ده ها مورد بهت گفتم ، خونه که هیچ جا حق انتخاب نداشت ولی برا من قانون عوض شد

    با ارزوی بهترینها برا شما دوست خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: