این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/abasmanesh-7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-04-18 09:31:162024-09-05 04:52:15درباره قانون آفرینش | دلیل اصلی نتایج
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه با هدایت و حمایتش مرا از طریق این فایل های گرانبها و ارزشمند و استاد عزیزم در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.
سلام به همه ی عشق های من
إِیّاکَ نَعبُدُ وَإِیّاکَ نَستَعینُ﴿5﴾
(پروردگارا!) تنها تو را میپرستم؛ و تنها از تو یاری میجویم..
خدا رو هزاران مرتبه شکر که هزاران راه داره برای هدایت من. که امروز هم با کلیک روی نشانه ام من را بسمت بهترینه بهترین ها هدایت کرد خدایا ممنون و سپاسگزارم
بحث باورها مطرح هست
داستان مقایسه. ووو مسابقه کشتی گیران کیل و جردن باروز … و یا رکورد دوندگان .. و شناگران ووو..
جوردن باروز. که بعد از ده سال حکمرانی و قهرمانی و مدال های طلا در مسابقات کشتی از kil در این مسابقه ی انتخابی اٱلمپیک توکیو شکست خورد و باخت .. و گفت .. خیلی برام سخت بود و شاید مدت ها توی در و دیوار باشم ولی من برمیگردمم و ادامه میدم من حتما موفق میشم اون ذهن و باوری است که بلاخره موفق میشم
Kil در مصاحبه گفت
بلاخره من می تونم یکروز ببرمش و برنده بشم(بلاخره من به خواسته ام میرسم ) و این باور قدرتی بهم داد و توانایی های در وجود من بیدار کرد که اصلا خبر نداشتم که در وجود من هست بخاطر رقابت با این آدم (جوردن باروز) چون همیشه بهش میباخت..
در واقع برای موفقیت آن باوری ساخت که اگر اون تونسته موفق بشه و بره بالا و مقام بیاره و قهرمان بشه پس منم می تونم ( جمله ی طلایی و کلیدی ) که مدام به آن توجه میشه و روی ذهن و باورها کار می کنه و بطور مداوم به هدفش فکر می کنه و فقط چشمش به هدفش فوکوس کرده و مهمترین چیزی که براش مهم هست به اون هدف اصلی توجه می کنه و نه به مسایل حاشیه ای و سطحی و بی اهمیت که اصلا شاید به اصل قضیه و اون هدف اصلی ربطی نداشته باشه..
بقول استاد .. قضاوت و پژوهش اطرافیان برای موفقیت این بازیکنان شون رو کفش و لباس و زمین خوب و چمن خوب و غیره میدانستند
یا برای خرید خانه و ماشین و غیره .. میگن. مگه میشه توی این شرایط اقتصادی.. مگه میشه توی این وضعیت .. یا توی این کشورررر .. و یا توی این شرایط زندگی مگه میشه این. کار و کرد و یا اون کار کرد و یا شغل و کار و درآمد داشت و یا ازدواج کرد و یا بچه دار شد و یاااااااااا هزاران اما و اگررر های دیگررر….. وقتی کسی اینجوری فکر کنه یعنی دقیقا همون ها رو باور داره و همون ها رو هم وارد تجربه و واقعیت زندگیش می کنه دیگه …… میدونستند ( یعنی مسایل حاشیه ای بی ربط و بی اهمیت)
نباید اینقدر دلیل موفقیت افراد رو سطحی نگاه کنیم
واقعا استاد جان این قسمت از گفته های شما داشت به من تذکر و یادآوری میشد که البته شما به شکل فوق العاده عالی این مبحث باورها رو خیلی روان و آسان و شیوا و با مثال های بسیار زیبا و ساده برامون توضیح میدید و باید هر دفعه هزاران بار برای داشتن چنین استادی شکرگذار خداوند باشم خدایا شکرگذارم .. که باید اون باوری رو تقویت کنم و یا اون باوری رو تغییر بدم که مدام روش کار کنم و توجه کنم .. یعنی به اون خواسته ای توجه کنم که تمام فکر و ذکر منو بخودش مشغول نگه داشته .. وقتی من باور دارم که می شود دنبال راه حل هم میروم و هدایت هم می شوم ..
خدایا من به تو ایمان و یقین دارم که به اون هدف خوشگله ام میرسم ولی باید کمکم کنی . باید هدایتم کنی .. باید راه حل رسیدن به اون هدفم رو بهم نشون بدی .. باید هدایتم کنی .
یا باور برادران رایت و یاااا
چرا ادیسون برای اختراع لامپ آزمایشاتش رو ادامه می داد !!؟؟؟ چون باور داشت و میدونست که می شود که راه برای حل این اختراع و این مسعله وجود داره و باید راه حل آنرا پیدا کرد
کسی که باور داره به جواب هدایت می شود این کلمه رو باید هزار بار به خودم بگم و تکرار کنم تا در وجودم نهادینه بشه . تا کاملا توی ضمیر ناخودآگاهم بچسبه. کسی که باور داره به جواب مسعله و راه حل هم هدایت می شود
دقیقا در مورد خرید خانه . اکثرا و همه آنچنان باورهای منفی و داغون و مخربی در رابطه با خرید خانه دارند که اصلا حتی فکر کردن بهش رو برات مسخره میدانند و بهت می خندند.. آخه چه جوری?????
از کجا!????????????
شاید کسی رو داری و یا شاید گنجی و یا چیزی داری که رو نمی کنی!????
خلاصه هزار و یک افکار و عقاید و قضاوت های تمسخرآمیز.
مثلاً یکی از اهداف این تاریخ من همین هست مالکیت و صاحب و ساکن بودن خانه ی دلبخواه و بزرگ و رویایی و جادویی ام هست بعد از چند سال مستاجری و تضادهای پولی و مالی و مستاجری و جابجایی و غیره .. در خواست و هدفم مالکیت و صاحب و ساکن خانه ی رویایی ام هست چون دیگه دوست دارم از مستاجری بیام بیرون و امسال با تمدید قرار داد منزل مسکونی ام به وضوح رسیدم که باید در این زمینه هم خیلی روی باورهایم کار کنم
خریدن ماشین و غیره … و صدها اهداف ریز و درشتی که هر کدام از آنها رو در لیست اهدافم نوشتم پس یک جهاد اکبر و تمرکز لیزی باید رو خودم داشته باشم تا راه حل ها رو بکمک خداوند پیدا کنم و با کنترل ذهن و توجه به نکات مثبت و زیبایی ها به خواسته هایم هدایت شوم و تمرکز و توجه کنم
یکی از اهداف اصلی که خیلی روش تمرکز گذاشتم و از خداوند هدایت خواستم و پرسیدم که. خدایاااا کدامیک از اهداف و خواسته های من جزو واجبات و نیازهای اصلی من هست برای رسیدن به دیگر اهداف و خواسته های دیگرم ؟؟؟
با تمدید قرار داد منزل مسکونی ام در تاریخ 1402/6/30 شهریور بشدت بخودم تعهد دادم که تا آخر همین امسال من باید مالک و صاحب و ساکن قصر جادویی خودم باشم .. خانه ای که در آن آرامش ذهنی و روحی بیشتری رو تجربه کنم
خانه ای که در آن استقلال پولی و مالی و مادی و معنوی در حال رشد و پیشرفت رو داشته باشم
حالا که من فهمیدم که چه چیزی رو می خوام بیام به اون خواسته ام توجه کنم و بگم خدایا من دقیقا اینو می خوام و اون خواسته ام رو تجسم کنم و اونو توی ذهنم بسازم و بسمت اون خواسته ام حرکت کنم
خدایا خودت دستمو محکم به دستان قدرتمند الهی خودت گره بزن و هدایتم کن و مسیر رو به آسانی سهولت و به زیبایی و عزتمندانه و از کوتاهترین مسیر نشانم بده که به من کمک می کنه که ببینم و بشنوم و لمس کنم و ببویم آنچه را که باید جذب و دریافتش کنم. با تمام وجودم احساسش کنم.
خدایا خودت منو بسمت راه حل های درست و مناسبی هدایت کن که از پایه و اساس و با احساس خوب و عالی به خواسته هایم برسم
خدایا خودت راه حل های درست و مناسب رو به وضوح و به روشنی بر من آشکار و قابل لمس کن و وارد تجربه ی زندگیم کن..
خانه ای که برام خیر و برکت و نعمت بیشتری داشته باشد
خانه ای که در آن با آزادی پولی و مالی بیشتری به بی نیازی و توانگری برسم و زندگی کنم
خانه ای که شادی و شادمانی و کامیابی بیشتری در آن داشته باشم
خانه ای که سقف وسیعی با آرامش ذهنی و روحی و جسمی و امنیت کامل الهی بالای سرم داشته باشم و خداوند پشتیبان و محافظ و حامی و هدایتگرم باشد
خانه ای که با بهبودی روابط خانوادگی بیشتر و بهتر و قشنگتری همراه باشه و عشق الهی رو دریافت کنم و تجربه کنم
خانه ای که کیفیت زندگی بهتر و زیباتر و بیشتری رو تجربه کنم
خانه ای که در آن با سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدسم لذت ببرم و خوشحال باشم و در هماهنگی سلامتی کامل باشم
خانه ای که از هر طرفش بتونم طبیعت زیبای کوه و دشت و سرسبزی و درختان و چشمه و آب و رودخانه و دریا و آسمان پهناور و طلوع و غروب خورشید درخشان این جهان هستی رو ببینم و بشنوم و لمس کنم و لذت ببرم
خانه ای که نورانی و درخشان و پاک و پاکیزه باشه
خانه ای که در آن آزادی کامل رو داشته باشم و آزادی انجام عمل کردن هر کاری رو داشته باشم
خانه ای در مناسب ترین مکان و زیباترین و در بهترین منطقه ی ثروتمند نشین و آزاد و با فرهنگ و مودب و قدرشناسی باشه
خانه ای که زیبا و بزرگ و وسیع و دلباز و نورانی باشد
خانه ای که وفور و فراوانی نعمت های بی حد و حساب خداوند رو تجربه کنم
خانه ای که همسایگان خوب و عالی مثبت اندیش و آزاد اندیش و با سخاوتمند و مهربان و دوست داشتنی و پولدار و ثروتمندی داشته باشم.!!!!
خدایا شکرت ای یگانه خالق جهان هستی که خودت مالک و صاحب و فرمانروای این جهان هستی و این کاینات هستی و قدرت خلق کردن رو به من داده ای پس با مشیت الهی خودت آسان کن نعمت مالکیت و صاحب و ساکن بودن در خانه ای که تو برام در نظر گرفتی و به اراده ی قادر مطلق الهی همه ی هزینه ها و جزییات آن خانه ی دلبخواهم رو تامین و تعیین کن و آسان کن آسانی دریافت و جذب ثبت با سند قطعی برابر است این خانه ی زیبای رویایی و جادویی ام را بر من رویا مهاجر سلطانی آسان و راحت و زیبا کن. که من لایق بهترین ها هستم و به کمتر از بهترین ها هم رضایت نمیدهم چون تو من رو بهترین آفریدی الهی آمین
خدایاااا آسان کن این نعمت الهی رو بر کسی که با چشمان زیباییش این کامنت منو خونده و اشک شوق و ذوقش برای این درخواست سرازیر شده است و نشانه ای بودم برای دریافت و جذب خانه ی زیبا و قشنگ رویایی ایش و یا روابط عاشقانه ی الهی اش و یا دیگر اهداف زیبایش …. الهی آمین
خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم .. من این درخواست مو در همه ی کامنت هایم خواهم نوشت تا به خودم یادآوری کنم و همچنین به جهان هستی تلنگر بزنم و بهش بگم فکر نکن من حواسم به افکار و باورها و خواسته هام نیستااااااااا … اتفاقا بطور مداوم می نویسم و تکرار و تکرار و تکرار میکنم تا خوده خداوند دست بکار بشه و برام برنامه ریزی و چیدمان کنه که خداوند خودش بهترین برنامه ریزماهر و چیدمان کننده ی زبردست ماهری است..
بخدا قسم من هم 3_4سال پیش مصداق گوینده ی «توی این مملکت ،اوضاع اقتصادی ، شرایط کنونی و و و »هزاران وضعیت بافته ی ذهنم بودم،،؛اما از یک جایی به بعد ،درست پس از هدایت خداوند به سمت یکی از شاگردان شما و سپس بعدها تغییر مدار و فرکانس به سوی شما ؛ آرام آرام ،و تکاملی هدایت شدم بسوی آرامش ، ثروت و شادی و سلامتی ،
یادمه 3سال پیش که قیمت بنزین یه مقداری بالا رفت،همه غر میزدند اما من آرامش خیال عجیبی داشتم حتا بیشتر از برادرم که وضعیت مالی مناسب تر از من داشت.
و اکنون یقین دارم که تا زمانیکه باور دارم به تنها فرمانروای هستی و روی تواناییهای خودم کار میکنم و اینکه خدا منو مستقل آفریده و منو خلاق میخواد و از من میخواد که گسترش دهنده دنیایش باشم،فارغ از مسیر آدمیان و خلایق، این من هستم که لحظه به لحظه ی زندگی ام را خلق میکنم و این قدرت واقعی آدمی ست که متعهد میشود به ساختن و تولید ثروت و نعمت های مادی و معنوی برای خود و خانواده و حتا دیگران
و این مسیری ست که دوست دارم ادامه بدم و هرگز متوقف نشم.
فقط میخوام زود بگم که امروز خداوند چطور منو هدایت کرد
به لطف الله در مسیر تکامل هستم با راهنماى معنوى ام استاد،
شهریور ماه امسال به عجز کامل رسیدم ، و شبى خواب دیدم چراغى بهم دادن، و استاد رو درخواب دیدم . اون موقع زیاد نمیشناختم ایشون رو در حد دوسه تا پست سالها قبل در اینستا گرام
در خواب ایشون رو دیدم دارن در جایى از من دفاع میکنن ، چندروز بعد یک فایل از ایشون یکباره باز شد برام و شروع هدایت من بود از جانب پروردگارم…
واین مدت چه معجزه ها و نشانه هایى که دیدم…
امروز لغزش کردم، در تماس تلفنى براى موضوعى به شخص گفتم چه خوبه که هستى و میتونى کمکم کنى تو این موضوع….
دوستان بعد از قطع تلفن حال من بشدت بد شد…
حال جسمى مخصوصا انگار که چیزى تمام بدن منو تسخیر کرده بود احساس میکردم درون بدنم دود سیاهى گرفته شده ، سردرد شدید گرفته بودم.
حس کردم یه جاى کارم ایراده
سریع تو دفترم شروع کردم به نوشتن و راهنمایى و هدایت از خدا…وقتى مینویسم مسائل خیلى سریع باز میشن برام و از جایى که خداوند همیشه همیشه خیلى زود مچمو میگیره، همون موقع هم هدایتم میکنه.
به بزرگى خداى مهربانم قسم مثل همیشه بهم الهام شد :که برو سید واست توضیح بده ایراد کارت چیه…
دنبال نشانه میگشتم که فایل توحید عملى قسمت ٧ در یوتیوب باز شد
و استاد میگفتن در برابر خدا متواضع باش،مغرور نباش…..
همون موقع طلب بخشش میکردم و گوش میدادم و الهام به من میشد که آب بخور و در آب طلب بخشش کن..
من سه لیوان آب خوردم انگار تمام دود سیاه از بدنم بیرون رفت…
و چند دقیقه بعد شروع کردم با جارو کردن قسمتى یه قسمت کوچیک رو جارو زدم برق رفت..
نشستم فایل استاد رو گوش میدادم..اخر فایل لَبَیک اللهُم لَبَیک، لَبَیکَ لا شَریکَ لَکَ لَبَیک، اِنَّ الحَمدُ و النِّعمه لَکَ و المُلک، لا شَریکَ لَکَ لَبَیک رو استاد گذاشته بودن…
یه نیروى عظیمى منو از مبل کشوند پایین و همون قسمتى که جارو شده بود به سجده انداخت….
بعد از سجده ارام شدم و با صداى استاد بخواب رفتم
وقتى بیدار شدم شروع به نوشتن کردم
نوشتن نوشتن واقعا براى من معجزه است ..
به دنبال وسیله بودم که دفتر شکرگزارى قدیمى را پیدا کردم…
ناخوداآگاه شروع به خوندن کردم از آخر دفتر،در تاریخ ١4٠٢/١/٢6 من خواسته ام را نوشته بودم و تعجب کردم که چقدر شبیه درخواست الانمه و من چرا یادم نمیاد اینو کى نوشتم…
و نگاه کردم به امروز که سناریو رویاهام رو نوشته بودم درباره خواسته ام…حتى گاهى نقاشى اش را ساده میکشم و امروز کشیده بودم.
دقیقا همون چیزى که نوشته بودم در ١4٠٢/١/٢6
امروز سناریو و نقاشى اش را نوشته بودم.
و باز شروع کردم به نوشتن..
و هدایت از خداوند خواستم ،
خواسته هایم یکى هستن خدایا
من در این فاصله چه تغییرى کردم؟
امروز بقول استاد گوشمو گرفتى حقم بود .
خدایا میدونم از من مشتاق ترى براى رسیدن به اهدافم، میدونم که نمیخواى به عقب برگردم ..
پس بهم بگوضعف من در چیه.
مثل همیشه در ثانیه هدایت شدم
گفت برو نشانه امروز سایت رو ببین..
سید کارت داره
و استاد درمورد باور گفتن..
من اون سالها مینوشتم ولى باور نداشتم..
نوشتنم همون لحظه بود ..ولى بعد نا ارام بودم..
فهمیدم فرق الانم اینه که باورهام داره قوى تر میشه…
و وقتى تسلیم خداوند شدم حق ندارم از کسى جز خدا طلب یارى کنم
فهمیدم باید متواضع باشم در همه حال…
این خشم ریز خداوند چقدر براى من لذت بخش بود..
قبل اینکه خودمو زمین بزنم گوشمو گرفت بلندم کرد..با تمام جزییات در نصفه روز برایم روشن کرد که بچه جان حواستو جم کن، باورتو قوى کن، توکل و ایمانت رو هر لحظه بیشتر کن…
نشون دادن اون دفتر قدیمى یعنى اینکه خواسته هاى تو اجابت شده و تو هدایت شدى به مسیر تکامل و فقط به حرفاى سید گوش بده که کلام منه
این باور که میشودددد برای رسیدن به هر خواسته ای مهمترین باوره. چون فقط اگر این باور رو داشته باشیم هدایت میشیم به مسیر تحقق اون خواسته. و اگر باور نداشته باشیم میشود اصلا تو مدار اون خواسته نیستیم و هدایت نمیشیم به راه رسیدن اون خواسته.
به قول قرآن کلا نمد هولا و هولا یعنی خداوند هر کسی هر چیزی رو که بخواد به سمت همون هدایتش میکنه.
اگر من یه خواستهای دارم و باور دارم که میشود خدا هم هدایتم میکنه به شدن.
و اگر یه خواستهای دارم و باور نمیکنم که میشود هدایت میشم به نشدن.
حالا چطور باور کنم که میشود؟
با یادآوری خواستهها و رویاها و آرزوهای زیادی که قبلا بهشون رسیدم. اگر من به اون خواسته ها رسیدم پس به این خواسته دیگمم میرسم. چه فرقی داره؟ برای خدا فرق داره؟ از نظر خدا خواسته بزرگ و کوچیک معنایی داره؟ خدایی که کل جهانو خلق کرده اجابت خواسته های من براش سخته؟ برای خدا که خواسته بزرگ و کوچیک هیچ فرقی نداره تو ذهن من اون خواسته بزرگه ولی فقط من باید باور کنم که میشوددد تا خداوند خواسته منو اجابت کنه.
دوم اینکه آدمای زیادی قبلا به این خواسته من رسیدن یا نه؟ بالای 99 درصد خواسته های من خواسته هایی هست که قبلا افراد زیادی تو دنیا بهش رسیدن پس من چرا نتونم؟ اونا چه فرقی با من دارن من چه فرقی با اونا دارم؟ سیستم مغزی همه انسانهای جهان که یکیه. پس هیچ تفاوتی بین من و اون آدمی که قبلا به اون خواسته رسیده وجود نداره. تنها تفاوت بین من و اون باورهامون هست. اون باور داسته که میشود به این خواسته رسید حالا منم کافیه فقط همین رو باور کنم. بقیه کارها رو خداوند خودش انجام میده و منو قدم به قدم هدایت میکنه در مسیر رسیدن به اون خواسته.
خدایا شکرت هر روز ازت میخوام منو هدایت کنی به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت داده ای نه راه کسانی که به اونها غضب کرده ای و نه راه گمراهان و تو هر روز توی فایل نشانه امروزم منو داری هدایت میکنی. سپاسگزارم.
این فایل نشانه امروز من بود بعد از یه شکست توی امتحان وقتی زدم روی دکمه که خداوند نشانمو بهم بده رسیدم به این فایل فایلی که کل محور صحبت استاد باورِ
باور کن که میشود، باور کن که اگر کس دیگه تونسته توهم میتونی…
اینارو استاد میگفت و من گوشم میشنید و سعی در درک عمیق تر داشتم که رسیدم به مصاحبه باروز و کیل مبحث تعریف استاد از این دوتا آدم موفق برای من یه پاشنه آشیل خیلی ریز تو پستوی ذهنم بود و واسه اونا چاشنی موفقیتشون، هرجفتشون باور داشتن که یه روز به خواستشون میرسن باور داشتن که میشود باور داشتن که خواستن توانستن است
وقتایی که نمیشد،نمیتونستن به این باور داشتن که دنیا هنوز برای من تمام نشده اگر امروز نشد فردا حتما میشه پس فردا، ماه دیگه، سال دیگه حتما میشه چون دنیا برای من تمام نشده و هرروز یه روز جدید با اتفاقای جدید چیزی که برای من یه پاشنه ریز بود که بین باورهام میچرخید و من وقتی با شکست مواجه میشدم منو نگه میداشت و بعداز اتفاق ناخوشایند من تا چندهاروز تو ذهنم اتفاقه میچرخید و من توجه میکردم و ناخودآگاه من از این احساس رنج میکشید بعضی وقتا لباس مهربانی به تن میکرد و میگفت شکرگذار این اتفاق بد باش چون فلان تجربه رو داده بهت راست میگفت تجربه رو داده بود بهم ولی اون حسی و رنجش هنوز برام عادی نشده بود رو به خورد ناخودآگاهم میداد و انگار که من آب درهاونگ میکوبیدم…
خداوند رو سپاس گذارم که یه پاشنه آشیل دیگه ای بهم نشون داد تا روی خودم کار کنم خدای من از خودم بیشتر دوست داره من موفق ترو ثروتمند تربشم و هرچه موفق ترو ثروتمندتر بشم نزد خدا عزیزترمیشم
ما توی روستا زندگی می کردیم و وضع مالی و اجتماعی خیلی نامناسبی داشتیم
ولی باور مامانم این بود ،میشود ما زندگی فوق العاده ای داشته باشیم و میتوانیم
این احساس و باور باعث شد خداوند ما رو هدایت کند به مهاجرت ،اونم کجا ،کرج
جزء قشنگترین شهر های ایران
بعد از یک مدتی ،پدرم هدایت شد بهسمت یه کار خیلی راحت تر با درامد خیلی بیشتر
چرا؟چون مامانم فرکانس غالبش این بود
با یه کار خیلی راحت بتوان درامد خیلی زیادی داشت.
مورد بعدی دانشگاه رفتن من بود
در حالیکه اصلا شرایط کلاس کنکور رفتن و کتاب خریدن نداشتم ولی با همون منابع درسی که داشتم ،خداوند هدایت کرد و من در یک دانشگاه دولتی نزدیک خونمون قبول شدم، حالا چه باوری پشت این موضوع بود ،اینکه من عمیقا احساس می کردم می شود بروم دانشگاه و میتوانم.
مورد بعدی ازدواجم هست.
با توجه به فرهنگی که ما توش زندگی می کنیم اگر دختری در سن نهایت 16 ،17 سالگی ازدواج نکند دیگه امیدی به ازدواج با کیس مناسب نیست ولی من عمیقا ایمان داشتم میشود حتی تو سن 34 سالگی ازدواج کنم اونم با یک کیس مناسب و این اتفاق افتاد به لطف الله مهربان .
ولی در مورد پول پر از احساس های مبهم هستم ،نمی دونم چرا با وجود مدت های زیادی کار کردن روی باورهای پولساز ،ولی هنوز حسی از شوق و ذوق نسبت به پول درونم نیست ،چیزی که مرا وادار به حرکت کند.
امیدوارم خداوند مرا در این موضوع هم یاری کند.
خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی.
معرفی قانون آفرینش قسمت پنج
سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه با هدایت و حمایتش مرا از طریق این فایل های گرانبها و ارزشمند و استاد عزیزم در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.
سلام به همه ی عشق های من
إِیّاکَ نَعبُدُ وَإِیّاکَ نَستَعینُ﴿5﴾
(پروردگارا!) تنها تو را میپرستم؛ و تنها از تو یاری میجویم..
خدا رو هزاران مرتبه شکر که هزاران راه داره برای هدایت من. که امروز هم با کلیک روی نشانه ام من را بسمت بهترینه بهترین ها هدایت کرد خدایا ممنون و سپاسگزارم
بحث باورها مطرح هست
داستان مقایسه. ووو مسابقه کشتی گیران کیل و جردن باروز … و یا رکورد دوندگان .. و شناگران ووو..
جوردن باروز. که بعد از ده سال حکمرانی و قهرمانی و مدال های طلا در مسابقات کشتی از kil در این مسابقه ی انتخابی اٱلمپیک توکیو شکست خورد و باخت .. و گفت .. خیلی برام سخت بود و شاید مدت ها توی در و دیوار باشم ولی من برمیگردمم و ادامه میدم من حتما موفق میشم اون ذهن و باوری است که بلاخره موفق میشم
Kil در مصاحبه گفت
بلاخره من می تونم یکروز ببرمش و برنده بشم(بلاخره من به خواسته ام میرسم ) و این باور قدرتی بهم داد و توانایی های در وجود من بیدار کرد که اصلا خبر نداشتم که در وجود من هست بخاطر رقابت با این آدم (جوردن باروز) چون همیشه بهش میباخت..
در واقع برای موفقیت آن باوری ساخت که اگر اون تونسته موفق بشه و بره بالا و مقام بیاره و قهرمان بشه پس منم می تونم ( جمله ی طلایی و کلیدی ) که مدام به آن توجه میشه و روی ذهن و باورها کار می کنه و بطور مداوم به هدفش فکر می کنه و فقط چشمش به هدفش فوکوس کرده و مهمترین چیزی که براش مهم هست به اون هدف اصلی توجه می کنه و نه به مسایل حاشیه ای و سطحی و بی اهمیت که اصلا شاید به اصل قضیه و اون هدف اصلی ربطی نداشته باشه..
بقول استاد .. قضاوت و پژوهش اطرافیان برای موفقیت این بازیکنان شون رو کفش و لباس و زمین خوب و چمن خوب و غیره میدانستند
یا برای خرید خانه و ماشین و غیره .. میگن. مگه میشه توی این شرایط اقتصادی.. مگه میشه توی این وضعیت .. یا توی این کشورررر .. و یا توی این شرایط زندگی مگه میشه این. کار و کرد و یا اون کار کرد و یا شغل و کار و درآمد داشت و یا ازدواج کرد و یا بچه دار شد و یاااااااااا هزاران اما و اگررر های دیگررر….. وقتی کسی اینجوری فکر کنه یعنی دقیقا همون ها رو باور داره و همون ها رو هم وارد تجربه و واقعیت زندگیش می کنه دیگه …… میدونستند ( یعنی مسایل حاشیه ای بی ربط و بی اهمیت)
نباید اینقدر دلیل موفقیت افراد رو سطحی نگاه کنیم
واقعا استاد جان این قسمت از گفته های شما داشت به من تذکر و یادآوری میشد که البته شما به شکل فوق العاده عالی این مبحث باورها رو خیلی روان و آسان و شیوا و با مثال های بسیار زیبا و ساده برامون توضیح میدید و باید هر دفعه هزاران بار برای داشتن چنین استادی شکرگذار خداوند باشم خدایا شکرگذارم .. که باید اون باوری رو تقویت کنم و یا اون باوری رو تغییر بدم که مدام روش کار کنم و توجه کنم .. یعنی به اون خواسته ای توجه کنم که تمام فکر و ذکر منو بخودش مشغول نگه داشته .. وقتی من باور دارم که می شود دنبال راه حل هم میروم و هدایت هم می شوم ..
خدایا من به تو ایمان و یقین دارم که به اون هدف خوشگله ام میرسم ولی باید کمکم کنی . باید هدایتم کنی .. باید راه حل رسیدن به اون هدفم رو بهم نشون بدی .. باید هدایتم کنی .
یا باور برادران رایت و یاااا
چرا ادیسون برای اختراع لامپ آزمایشاتش رو ادامه می داد !!؟؟؟ چون باور داشت و میدونست که می شود که راه برای حل این اختراع و این مسعله وجود داره و باید راه حل آنرا پیدا کرد
کسی که باور داره به جواب هدایت می شود این کلمه رو باید هزار بار به خودم بگم و تکرار کنم تا در وجودم نهادینه بشه . تا کاملا توی ضمیر ناخودآگاهم بچسبه. کسی که باور داره به جواب مسعله و راه حل هم هدایت می شود
دقیقا در مورد خرید خانه . اکثرا و همه آنچنان باورهای منفی و داغون و مخربی در رابطه با خرید خانه دارند که اصلا حتی فکر کردن بهش رو برات مسخره میدانند و بهت می خندند.. آخه چه جوری?????
از کجا!????????????
شاید کسی رو داری و یا شاید گنجی و یا چیزی داری که رو نمی کنی!????
خلاصه هزار و یک افکار و عقاید و قضاوت های تمسخرآمیز.
مثلاً یکی از اهداف این تاریخ من همین هست مالکیت و صاحب و ساکن بودن خانه ی دلبخواه و بزرگ و رویایی و جادویی ام هست بعد از چند سال مستاجری و تضادهای پولی و مالی و مستاجری و جابجایی و غیره .. در خواست و هدفم مالکیت و صاحب و ساکن خانه ی رویایی ام هست چون دیگه دوست دارم از مستاجری بیام بیرون و امسال با تمدید قرار داد منزل مسکونی ام به وضوح رسیدم که باید در این زمینه هم خیلی روی باورهایم کار کنم
خریدن ماشین و غیره … و صدها اهداف ریز و درشتی که هر کدام از آنها رو در لیست اهدافم نوشتم پس یک جهاد اکبر و تمرکز لیزی باید رو خودم داشته باشم تا راه حل ها رو بکمک خداوند پیدا کنم و با کنترل ذهن و توجه به نکات مثبت و زیبایی ها به خواسته هایم هدایت شوم و تمرکز و توجه کنم
یکی از اهداف اصلی که خیلی روش تمرکز گذاشتم و از خداوند هدایت خواستم و پرسیدم که. خدایاااا کدامیک از اهداف و خواسته های من جزو واجبات و نیازهای اصلی من هست برای رسیدن به دیگر اهداف و خواسته های دیگرم ؟؟؟
با تمدید قرار داد منزل مسکونی ام در تاریخ 1402/6/30 شهریور بشدت بخودم تعهد دادم که تا آخر همین امسال من باید مالک و صاحب و ساکن قصر جادویی خودم باشم .. خانه ای که در آن آرامش ذهنی و روحی بیشتری رو تجربه کنم
خانه ای که در آن استقلال پولی و مالی و مادی و معنوی در حال رشد و پیشرفت رو داشته باشم
حالا که من فهمیدم که چه چیزی رو می خوام بیام به اون خواسته ام توجه کنم و بگم خدایا من دقیقا اینو می خوام و اون خواسته ام رو تجسم کنم و اونو توی ذهنم بسازم و بسمت اون خواسته ام حرکت کنم
خدایا خودت دستمو محکم به دستان قدرتمند الهی خودت گره بزن و هدایتم کن و مسیر رو به آسانی سهولت و به زیبایی و عزتمندانه و از کوتاهترین مسیر نشانم بده که به من کمک می کنه که ببینم و بشنوم و لمس کنم و ببویم آنچه را که باید جذب و دریافتش کنم. با تمام وجودم احساسش کنم.
خدایا خودت منو بسمت راه حل های درست و مناسبی هدایت کن که از پایه و اساس و با احساس خوب و عالی به خواسته هایم برسم
خدایا خودت راه حل های درست و مناسب رو به وضوح و به روشنی بر من آشکار و قابل لمس کن و وارد تجربه ی زندگیم کن..
خانه ای که برام خیر و برکت و نعمت بیشتری داشته باشد
خانه ای که در آن با آزادی پولی و مالی بیشتری به بی نیازی و توانگری برسم و زندگی کنم
خانه ای که شادی و شادمانی و کامیابی بیشتری در آن داشته باشم
خانه ای که سقف وسیعی با آرامش ذهنی و روحی و جسمی و امنیت کامل الهی بالای سرم داشته باشم و خداوند پشتیبان و محافظ و حامی و هدایتگرم باشد
خانه ای که با بهبودی روابط خانوادگی بیشتر و بهتر و قشنگتری همراه باشه و عشق الهی رو دریافت کنم و تجربه کنم
خانه ای که کیفیت زندگی بهتر و زیباتر و بیشتری رو تجربه کنم
خانه ای که در آن با سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدسم لذت ببرم و خوشحال باشم و در هماهنگی سلامتی کامل باشم
خانه ای که از هر طرفش بتونم طبیعت زیبای کوه و دشت و سرسبزی و درختان و چشمه و آب و رودخانه و دریا و آسمان پهناور و طلوع و غروب خورشید درخشان این جهان هستی رو ببینم و بشنوم و لمس کنم و لذت ببرم
خانه ای که نورانی و درخشان و پاک و پاکیزه باشه
خانه ای که در آن آزادی کامل رو داشته باشم و آزادی انجام عمل کردن هر کاری رو داشته باشم
خانه ای در مناسب ترین مکان و زیباترین و در بهترین منطقه ی ثروتمند نشین و آزاد و با فرهنگ و مودب و قدرشناسی باشه
خانه ای که زیبا و بزرگ و وسیع و دلباز و نورانی باشد
خانه ای که وفور و فراوانی نعمت های بی حد و حساب خداوند رو تجربه کنم
خانه ای که همسایگان خوب و عالی مثبت اندیش و آزاد اندیش و با سخاوتمند و مهربان و دوست داشتنی و پولدار و ثروتمندی داشته باشم.!!!!
خدایا شکرت ای یگانه خالق جهان هستی که خودت مالک و صاحب و فرمانروای این جهان هستی و این کاینات هستی و قدرت خلق کردن رو به من داده ای پس با مشیت الهی خودت آسان کن نعمت مالکیت و صاحب و ساکن بودن در خانه ای که تو برام در نظر گرفتی و به اراده ی قادر مطلق الهی همه ی هزینه ها و جزییات آن خانه ی دلبخواهم رو تامین و تعیین کن و آسان کن آسانی دریافت و جذب ثبت با سند قطعی برابر است این خانه ی زیبای رویایی و جادویی ام را بر من رویا مهاجر سلطانی آسان و راحت و زیبا کن. که من لایق بهترین ها هستم و به کمتر از بهترین ها هم رضایت نمیدهم چون تو من رو بهترین آفریدی الهی آمین
خدایاااا آسان کن این نعمت الهی رو بر کسی که با چشمان زیباییش این کامنت منو خونده و اشک شوق و ذوقش برای این درخواست سرازیر شده است و نشانه ای بودم برای دریافت و جذب خانه ی زیبا و قشنگ رویایی ایش و یا روابط عاشقانه ی الهی اش و یا دیگر اهداف زیبایش …. الهی آمین
خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم .. من این درخواست مو در همه ی کامنت هایم خواهم نوشت تا به خودم یادآوری کنم و همچنین به جهان هستی تلنگر بزنم و بهش بگم فکر نکن من حواسم به افکار و باورها و خواسته هام نیستااااااااا … اتفاقا بطور مداوم می نویسم و تکرار و تکرار و تکرار میکنم تا خوده خداوند دست بکار بشه و برام برنامه ریزی و چیدمان کنه که خداوند خودش بهترین برنامه ریزماهر و چیدمان کننده ی زبردست ماهری است..
خدایاااا شکرت خدایااآاا شکرگذارم شکرگذارم شکرگذارم
IN GOD WE TRUST
سلام بر استاد عزیز و مریم بانو و دوستان گرامی
«اقا توی این وضعیت اقتصادی
توی این مملکت
توی این کشور
توی این اوضاع
و
و
و
.
.»
وای استاد عزیزم سپاسگزارم ازتون
بخدا قسم من هم 3_4سال پیش مصداق گوینده ی «توی این مملکت ،اوضاع اقتصادی ، شرایط کنونی و و و »هزاران وضعیت بافته ی ذهنم بودم،،؛اما از یک جایی به بعد ،درست پس از هدایت خداوند به سمت یکی از شاگردان شما و سپس بعدها تغییر مدار و فرکانس به سوی شما ؛ آرام آرام ،و تکاملی هدایت شدم بسوی آرامش ، ثروت و شادی و سلامتی ،
یادمه 3سال پیش که قیمت بنزین یه مقداری بالا رفت،همه غر میزدند اما من آرامش خیال عجیبی داشتم حتا بیشتر از برادرم که وضعیت مالی مناسب تر از من داشت.
و اکنون یقین دارم که تا زمانیکه باور دارم به تنها فرمانروای هستی و روی تواناییهای خودم کار میکنم و اینکه خدا منو مستقل آفریده و منو خلاق میخواد و از من میخواد که گسترش دهنده دنیایش باشم،فارغ از مسیر آدمیان و خلایق، این من هستم که لحظه به لحظه ی زندگی ام را خلق میکنم و این قدرت واقعی آدمی ست که متعهد میشود به ساختن و تولید ثروت و نعمت های مادی و معنوی برای خود و خانواده و حتا دیگران
و این مسیری ست که دوست دارم ادامه بدم و هرگز متوقف نشم.
سپاسگزارم بابت این فایل بی نظیر
سپاسگزارم از مریم بانو.
در پناه مهربانترین مهربانان
شاد باشید و ثروتمند و سلامت.
سلام
فقط میخوام زود بگم که امروز خداوند چطور منو هدایت کرد
به لطف الله در مسیر تکامل هستم با راهنماى معنوى ام استاد،
شهریور ماه امسال به عجز کامل رسیدم ، و شبى خواب دیدم چراغى بهم دادن، و استاد رو درخواب دیدم . اون موقع زیاد نمیشناختم ایشون رو در حد دوسه تا پست سالها قبل در اینستا گرام
در خواب ایشون رو دیدم دارن در جایى از من دفاع میکنن ، چندروز بعد یک فایل از ایشون یکباره باز شد برام و شروع هدایت من بود از جانب پروردگارم…
واین مدت چه معجزه ها و نشانه هایى که دیدم…
امروز لغزش کردم، در تماس تلفنى براى موضوعى به شخص گفتم چه خوبه که هستى و میتونى کمکم کنى تو این موضوع….
دوستان بعد از قطع تلفن حال من بشدت بد شد…
حال جسمى مخصوصا انگار که چیزى تمام بدن منو تسخیر کرده بود احساس میکردم درون بدنم دود سیاهى گرفته شده ، سردرد شدید گرفته بودم.
حس کردم یه جاى کارم ایراده
سریع تو دفترم شروع کردم به نوشتن و راهنمایى و هدایت از خدا…وقتى مینویسم مسائل خیلى سریع باز میشن برام و از جایى که خداوند همیشه همیشه خیلى زود مچمو میگیره، همون موقع هم هدایتم میکنه.
به بزرگى خداى مهربانم قسم مثل همیشه بهم الهام شد :که برو سید واست توضیح بده ایراد کارت چیه…
دنبال نشانه میگشتم که فایل توحید عملى قسمت ٧ در یوتیوب باز شد
و استاد میگفتن در برابر خدا متواضع باش،مغرور نباش…..
همون موقع طلب بخشش میکردم و گوش میدادم و الهام به من میشد که آب بخور و در آب طلب بخشش کن..
من سه لیوان آب خوردم انگار تمام دود سیاه از بدنم بیرون رفت…
و چند دقیقه بعد شروع کردم با جارو کردن قسمتى یه قسمت کوچیک رو جارو زدم برق رفت..
نشستم فایل استاد رو گوش میدادم..اخر فایل لَبَیک اللهُم لَبَیک، لَبَیکَ لا شَریکَ لَکَ لَبَیک، اِنَّ الحَمدُ و النِّعمه لَکَ و المُلک، لا شَریکَ لَکَ لَبَیک رو استاد گذاشته بودن…
یه نیروى عظیمى منو از مبل کشوند پایین و همون قسمتى که جارو شده بود به سجده انداخت….
بعد از سجده ارام شدم و با صداى استاد بخواب رفتم
وقتى بیدار شدم شروع به نوشتن کردم
نوشتن نوشتن واقعا براى من معجزه است ..
به دنبال وسیله بودم که دفتر شکرگزارى قدیمى را پیدا کردم…
ناخوداآگاه شروع به خوندن کردم از آخر دفتر،در تاریخ ١4٠٢/١/٢6 من خواسته ام را نوشته بودم و تعجب کردم که چقدر شبیه درخواست الانمه و من چرا یادم نمیاد اینو کى نوشتم…
و نگاه کردم به امروز که سناریو رویاهام رو نوشته بودم درباره خواسته ام…حتى گاهى نقاشى اش را ساده میکشم و امروز کشیده بودم.
دقیقا همون چیزى که نوشته بودم در ١4٠٢/١/٢6
امروز سناریو و نقاشى اش را نوشته بودم.
و باز شروع کردم به نوشتن..
و هدایت از خداوند خواستم ،
خواسته هایم یکى هستن خدایا
من در این فاصله چه تغییرى کردم؟
امروز بقول استاد گوشمو گرفتى حقم بود .
خدایا میدونم از من مشتاق ترى براى رسیدن به اهدافم، میدونم که نمیخواى به عقب برگردم ..
پس بهم بگوضعف من در چیه.
مثل همیشه در ثانیه هدایت شدم
گفت برو نشانه امروز سایت رو ببین..
سید کارت داره
و استاد درمورد باور گفتن..
من اون سالها مینوشتم ولى باور نداشتم..
نوشتنم همون لحظه بود ..ولى بعد نا ارام بودم..
فهمیدم فرق الانم اینه که باورهام داره قوى تر میشه…
و وقتى تسلیم خداوند شدم حق ندارم از کسى جز خدا طلب یارى کنم
فهمیدم باید متواضع باشم در همه حال…
این خشم ریز خداوند چقدر براى من لذت بخش بود..
قبل اینکه خودمو زمین بزنم گوشمو گرفت بلندم کرد..با تمام جزییات در نصفه روز برایم روشن کرد که بچه جان حواستو جم کن، باورتو قوى کن، توکل و ایمانت رو هر لحظه بیشتر کن…
نشون دادن اون دفتر قدیمى یعنى اینکه خواسته هاى تو اجابت شده و تو هدایت شدى به مسیر تکامل و فقط به حرفاى سید گوش بده که کلام منه
خدایا شکرت که انقدر عاشق بنده هاتى..
همیشه میگم خدا یه جور خاص منو دوست داره،
همیشه خدا زود هدایتم میکنه به مسیر خودش..
استاد استاد استاد براى من معجزه ى خدایى
به نام خدا
باورها چون در درون هستند و توسط دیگران حتی خودمون دیده نمی شوند
پس به دنبال دلایل و مدارک دیگه هستیم
وقتی کیل تونسته جوردن باروز را شکست بده این قطع به یقین در خودش این باور را ساخته که من می تونم
من چیزی از ایشون کم ندارم
با الگو گرفتن از آدمهای موفق می تونیم تشخیص بدهیم که این آدم از کجا به این جا و به این جایگاه رسیده
آیا پارتی داشته
آیا کسی سفارش ایشون را پیش بقیه کرده
وووووو
هزاران دلیل که بقیه دارند و کار بهشون نداریم
ما فقط ساخت باور را کار داریم
این درونی است و با کمک خدا و قابل های استاد خودش را بروز میده
وگرنه من از کجا بدونم که
احساسم که خوبه نشان از این داره که در مسیر درست هستم
پس میام به بهانه های مختلف دلیلی را میارم که هم خودمو قانع کنم و هم بقیه را
چون برام مهمه
یاد اوایل که با سایت استاد آشنا شده بودم افتادم
یاد اوایل که زندگی در بهشت استاد را می دیدم افتادم که می دیدم اینقدر زندگی نرم و روانی دارند.
این همه این دو تا فرسته با هم خوب برخورد می کنند
این همه هر لحظه موفقیت بدست میآورند
این همه همیشه در خرید کردن هستند به آسونی فقط هر چی که می خواهند را پسند می کنند و تمام . رفت برای ارسال
به همین راحتی
پس این باور در من هم نهادینه میشه که وقتی استاد از یه راننده تاکسی به این جا رسیده در آمریکا با عزیز دل شون . من هم می تونم برای من هم هست
قهرمان ها هم این نوع نگاه را دارند
وقتی می بینند یه عده تونسته اند براشون باور پذیر میشه و بیشتر تمرین می کنند
….
استاد در مورد خونه دار شدن گفتید
اول اینکه من فکر می کردم هیچ کسی دیگه نمی تواند خونه دار شود
ولی هر روز می بینم تعداد صاحب خونه ها بیشتر و بیشتر میشه
خونه هایی به چه عظمت
البته دیگه خونه نیست
اینها دیگه قصره
این ها را جدی میگم
با همسرم داشتیم دور می زدیم و خونه ها را می دیدیم هزار ماشاالله صد الله اکبر خونه هایی با چه متراژهایی….
خونه هست
ملک است
این من هستم این خود من هستم که خود خودم را از نعمت ها محروم کرده ام
باید قبول کنم
باید بپذیرم
حالا که قبول کردم چیکار کنم
باورهایش را بساز
همین کارت باشه
و هر روز و هر لحظه تقویتش شون کن
بگو هست . هست . هست
برای من هست و برای همه
وقتی این همه آدم تونسته اند من هم می تونم
استاد خدا بهتون سلامتی بده با ابن همه پشتکاری که دارید
خدا بهتون اجری بده سرشار
خدایا شکرت شما درک کردید و همه را دارید به ما ارائه می دهید
درود بر شما استادای عزیز و نازنینم
این باور که میشودددد برای رسیدن به هر خواسته ای مهمترین باوره. چون فقط اگر این باور رو داشته باشیم هدایت میشیم به مسیر تحقق اون خواسته. و اگر باور نداشته باشیم میشود اصلا تو مدار اون خواسته نیستیم و هدایت نمیشیم به راه رسیدن اون خواسته.
به قول قرآن کلا نمد هولا و هولا یعنی خداوند هر کسی هر چیزی رو که بخواد به سمت همون هدایتش میکنه.
اگر من یه خواستهای دارم و باور دارم که میشود خدا هم هدایتم میکنه به شدن.
و اگر یه خواستهای دارم و باور نمیکنم که میشود هدایت میشم به نشدن.
حالا چطور باور کنم که میشود؟
با یادآوری خواستهها و رویاها و آرزوهای زیادی که قبلا بهشون رسیدم. اگر من به اون خواسته ها رسیدم پس به این خواسته دیگمم میرسم. چه فرقی داره؟ برای خدا فرق داره؟ از نظر خدا خواسته بزرگ و کوچیک معنایی داره؟ خدایی که کل جهانو خلق کرده اجابت خواسته های من براش سخته؟ برای خدا که خواسته بزرگ و کوچیک هیچ فرقی نداره تو ذهن من اون خواسته بزرگه ولی فقط من باید باور کنم که میشوددد تا خداوند خواسته منو اجابت کنه.
دوم اینکه آدمای زیادی قبلا به این خواسته من رسیدن یا نه؟ بالای 99 درصد خواسته های من خواسته هایی هست که قبلا افراد زیادی تو دنیا بهش رسیدن پس من چرا نتونم؟ اونا چه فرقی با من دارن من چه فرقی با اونا دارم؟ سیستم مغزی همه انسانهای جهان که یکیه. پس هیچ تفاوتی بین من و اون آدمی که قبلا به اون خواسته رسیده وجود نداره. تنها تفاوت بین من و اون باورهامون هست. اون باور داسته که میشود به این خواسته رسید حالا منم کافیه فقط همین رو باور کنم. بقیه کارها رو خداوند خودش انجام میده و منو قدم به قدم هدایت میکنه در مسیر رسیدن به اون خواسته.
خدایا شکرت هر روز ازت میخوام منو هدایت کنی به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت داده ای نه راه کسانی که به اونها غضب کرده ای و نه راه گمراهان و تو هر روز توی فایل نشانه امروزم منو داری هدایت میکنی. سپاسگزارم.
سلام به همه دوستان
این فایل نشانه امروز من بود بعد از یه شکست توی امتحان وقتی زدم روی دکمه که خداوند نشانمو بهم بده رسیدم به این فایل فایلی که کل محور صحبت استاد باورِ
باور کن که میشود، باور کن که اگر کس دیگه تونسته توهم میتونی…
اینارو استاد میگفت و من گوشم میشنید و سعی در درک عمیق تر داشتم که رسیدم به مصاحبه باروز و کیل مبحث تعریف استاد از این دوتا آدم موفق برای من یه پاشنه آشیل خیلی ریز تو پستوی ذهنم بود و واسه اونا چاشنی موفقیتشون، هرجفتشون باور داشتن که یه روز به خواستشون میرسن باور داشتن که میشود باور داشتن که خواستن توانستن است
وقتایی که نمیشد،نمیتونستن به این باور داشتن که دنیا هنوز برای من تمام نشده اگر امروز نشد فردا حتما میشه پس فردا، ماه دیگه، سال دیگه حتما میشه چون دنیا برای من تمام نشده و هرروز یه روز جدید با اتفاقای جدید چیزی که برای من یه پاشنه ریز بود که بین باورهام میچرخید و من وقتی با شکست مواجه میشدم منو نگه میداشت و بعداز اتفاق ناخوشایند من تا چندهاروز تو ذهنم اتفاقه میچرخید و من توجه میکردم و ناخودآگاه من از این احساس رنج میکشید بعضی وقتا لباس مهربانی به تن میکرد و میگفت شکرگذار این اتفاق بد باش چون فلان تجربه رو داده بهت راست میگفت تجربه رو داده بود بهم ولی اون حسی و رنجش هنوز برام عادی نشده بود رو به خورد ناخودآگاهم میداد و انگار که من آب درهاونگ میکوبیدم…
خداوند رو سپاس گذارم که یه پاشنه آشیل دیگه ای بهم نشون داد تا روی خودم کار کنم خدای من از خودم بیشتر دوست داره من موفق ترو ثروتمند تربشم و هرچه موفق ترو ثروتمندتر بشم نزد خدا عزیزترمیشم
هممون در پناه الله مهربان
به نام خدای هدایتگرم به مسیر زیباییها و ثروتها
خدایی که هر لحظه کنارمه و دستمو گرفته
سلام به استاد عزیزم و مربم بانو مهربانم
اگر ما فقط و فقط باور کنیم هر چیزی رو امکان پذیریش ممکن میشود حتی کارها و مسائلی که از دید بعضی ها غیر ممکنه نا با باور و افکار درست ممکن میکنیم
ولی اگر باور نداشته باشیم اگر هر کاری انجام بدیم نمیشود حتی اون موضوع خیلی ساده باشد
این ما هستیم که با باور و افکارمون به اتفاقات و شرایط شکل میدهیم
اتفاقات و شرایط طبق باور و افکار و فرکانس ما رقم میخورد پس باید خیلی هواسمون به افکار هر لحظه باشد ورودبهامون رو کنترل کنیم تا خروجی خوبی داشته باشیم
استاد ممنونم خدارو بابت این روز زیبا و هوای خنک و آگاهیهای پر بار شکرش میگویم سپاسگزارش هستم
در پناه خداوند مهربانم باشین
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استادان عزیزم و دوستان خوبم
وقتی اتفاقات گذشته رو بررسی می کنم
که یه سری ها از معجزه هم بزرگتر هستند
فقط به همین موضوعی که استاد اشاره می کند، می رسم
باور به اینکه می شود و میتوانم
ما توی روستا زندگی می کردیم و وضع مالی و اجتماعی خیلی نامناسبی داشتیم
ولی باور مامانم این بود ،میشود ما زندگی فوق العاده ای داشته باشیم و میتوانیم
این احساس و باور باعث شد خداوند ما رو هدایت کند به مهاجرت ،اونم کجا ،کرج
جزء قشنگترین شهر های ایران
بعد از یک مدتی ،پدرم هدایت شد بهسمت یه کار خیلی راحت تر با درامد خیلی بیشتر
چرا؟چون مامانم فرکانس غالبش این بود
با یه کار خیلی راحت بتوان درامد خیلی زیادی داشت.
مورد بعدی دانشگاه رفتن من بود
در حالیکه اصلا شرایط کلاس کنکور رفتن و کتاب خریدن نداشتم ولی با همون منابع درسی که داشتم ،خداوند هدایت کرد و من در یک دانشگاه دولتی نزدیک خونمون قبول شدم، حالا چه باوری پشت این موضوع بود ،اینکه من عمیقا احساس می کردم می شود بروم دانشگاه و میتوانم.
مورد بعدی ازدواجم هست.
با توجه به فرهنگی که ما توش زندگی می کنیم اگر دختری در سن نهایت 16 ،17 سالگی ازدواج نکند دیگه امیدی به ازدواج با کیس مناسب نیست ولی من عمیقا ایمان داشتم میشود حتی تو سن 34 سالگی ازدواج کنم اونم با یک کیس مناسب و این اتفاق افتاد به لطف الله مهربان .
ولی در مورد پول پر از احساس های مبهم هستم ،نمی دونم چرا با وجود مدت های زیادی کار کردن روی باورهای پولساز ،ولی هنوز حسی از شوق و ذوق نسبت به پول درونم نیست ،چیزی که مرا وادار به حرکت کند.
امیدوارم خداوند مرا در این موضوع هم یاری کند.
خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی.
سلام استاد نازنینم
در مورد باور
من وقتی ۶ سال پیش ایران بودم
داشتم یه برنامه تو جم تی وی هست
از تولد تا ۵ سالکی رو میدیدم
دیدیم اینقدر که تو فیلما بهمون نشون میدن خارجی ها بد نیستن
چقدر رابطه خوبی دارن باهم
چقدر در صلح هستند
چقدر به خانواده احترام میزارن
و همونجا در حالی که اصلا شرایط مهاجرت نداشتم
یه رویا تو قلبم زنده شد و گفتم من هم دوست دارم در چنین شرایطی زندگی کنم
و ایمان داشتم که میشه
در حالی که من اصلا شرایط مهاجرت رو نداشتم
ولی ازبس اون ایمان و باوره قوی بود
مسیر هاش برام باز شد
دستان خدا اومدن
شرایطش جور شد
و من فک کنم تقریبا
پنج ماه شش ماه
بعد از اون خواسته قلبی بسیار شدید
که دوست داشتم در چنین شرایطی زندگی کنم
کارهای مهاجرت ام درست شد
و الان به طور زنده و مستقیم میبینم باهاشون زندگی میکنم
و لذت میبرم
این خواسته من بود حالا شاید خیلی ها خاسته های بزرگ تر داشته باشن
فقط اگه باور داشته باشیم یه راهی داره
حتما میشه
و اینکه من وقتی ایران بودم و همین الان هم که با دوستانم حرف میزنم بیشتر شون میگن
مگه ما از دنیا چی میخاییم
بچه هامون سالم باشن
یه سقف بالای سر مون داشته باشیم
و روزی مون هم به طور معمولی بیاد
من از همون اول هم هرگز اینطور فکر نمیکردم
من خییییلی روی خدای خودم حساب میکردم
و درخواست میکردم
و ایمان و باور داشتم
که من لایق یه زندگی عالی هستم
من نیومدم تو این دنیا که معمولی زندگی کنم و قانع باشم
من دوست دارم تجربه های جدید داشته باشم
به کشور های زیادی سفر کنم از
بهترین و جدید ترین تکنولوژی ها استفاده کنم
واقعا استاد همچی باوره
اگه باور داشته باشیم
حتما میشه
در ها باز میشه
قدم ها گفته میشه
مهم اینه باور داشته باشیم
و درخواست کنیم حتی تو دل مون .
سلام به استاد مهربان
سلام به دوستان خوب خودم
یکی از دوره هایی که واقعا دوست دارم که در آن شرکت کنم و به سمت آن هدایت بشوم دوره قانون آفرینش است
این فایل هم هر چند که معرفی دوره است ولی بار نکته های آموزشی عالی را در خود دارد
من باور دارم که هر چیزی را که می خواهم داشته باشم می توانم به راحتی آنرا داشته باشم
این باورها واین صحبت های استاد برای ذهن منطقی من به خودی خود یک شاهد و گواه است که می توانم موفق بشوم
باور
باور
باور
مهمترین رکنی است که باید همیشه به آن توجه داشته باشم
همیشه باید روی آن تمرکز داشته باشم
من خودم وقتی که باور کردم که می توانم
موفق خواهم شد
می توانم به بهترین راه ها دست پیدا کنم
می توانم بهتر بشوم
اینها باورهای خوبی در من شد که با برداشتن اولین قدم و آمدن بیرون از دایره امن ذهن خودم
اکنون در جایگاهی هستم که حالم خوب است و موفق هستم و آرامش دارم و خودم برای خودم در حال کسب درآمد هستم
باور داشتن به این که می توانم
توانایی های خودم را ببینم
به خودم ایمان داشته باشم
از خدای خودم کمک بگیرم
هدایت بخواهم
آنوقت من می توانم قهرمان المپیک باشم
براحتی و آسانی باید به خواسته های خودم برسم
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها