روی خودت سرمایه‌گذاری کن


این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


یکی از مخرب‌ترین وضعیت‌هایی که انسان می‌تواند در طول زندگی خود تجربه کند، زیستن در برزخ تردید و دودلی است؛ حالتی فرساینده که در آن فرد نه توان ماندن دارد و نه جرئت رفتن، نه قدرت پایان دادن به شرایط نامطلوب را دارد و نه جسارت آغاز مسیری تازه. استاد عباس‌منش در این فایل آموزشی برای یکی از بزرگترین چالش‌های بشری، راهکاری های عملی دارد. چالشی به نام: ناتوانی در تصمیم‌گیری.

بسیاری از افراد سال‌های متمادی از عمر گران‌بهای خود را صرفاً به دلیل ترس از تغییر و فقدان مهارت تصمیم‌گیری، در شرایطی سپری می‌کنند که هیچ علاقه‌ای به آن ندارند؛ چه در شغلی که روحشان را می‌فرساید، چه در روابطی که مدت‌هاست تمام شده و چه در مکان‌هایی که دیگر جای رشد آن‌ها نیست. این فایل هشداری بیدارکننده برای کسانی است که منتظرند تا شرایط خودبه‌خود تغییر کند، غافل از اینکه بدترین تصمیم، تصمیم نگرفتن است و ماندن در حالت تعلیق، بزرگترین خیانت به خود و پتانسیل‌های وجودی‌مان محسوب می‌شود.

ریشه اصلی این ناتوانی در تصمیم‌گیری، عدم شناخت صحیح از خود و کمبود عزت نفس است. زمانی که انسان ارزش‌های وجودی خود را نشناسد و نداند که دقیقاً از زندگی چه می‌خواهد، ترس‌ها بر او غلبه می‌کنند و او را در حصاری از امنیت‌های کاذب مثل حقوق ثابت، بیمه و قضاوت دیگران محبوس می‌سازند. استاد عباس‌منش با اشاره به داستان‌هایی واقعی، این حقیقت تلخ را روشن می‌کنند که بسیاری از افراد حتی پس از رسیدن به آرزوهای دیرینه‌شان (مانند مهاجرت)، باز هم احساس خوشبختی نمی‌کنند، زیرا تکلیفشان با خودشان روشن نیست و تصمیماتشان بر پایه شناخت درونی و منطق نبوده است. انسانی که خود را نمی‌شناسد، همواره تحت تأثیر عوامل بیرونی و نظرات دیگران تغییر جهت می‌دهد و هرگز طعم آرامش و ثبات را نمی‌چشد. راهکار اساسی، بالا بردن خودشناسی و تقویت دوره احساس لیاقت است تا فرد بتواند با تکیه بر توانایی‌های خود و ایمان به خداوند، سکان زندگی‌اش را در دست بگیرد.

راهکار عملی و قدرتمندی که در این آموزش برای خروج از بن‌بست تردید ارائه می‌شود، استفاده از منطق مکتوب است. برای هر تصمیم مهم، چه ادامه یک رابطه باشد و چه تغییر شغل یا محل زندگی، باید قلم به دست گرفت و بدون دخالت دادن احساسات لحظه‌ای، تمام مزایا و معایب هر دو طرفِ تصمیم را یادداشت کرد. زمانی که ذهن از فضای غبارآلود احساسات خارج می‌شود و با حقایق روی کاغذ روبه‌رو می‌گردد، مسیر درست خود را نمایان می‌کند. نکته کلیدی اینجاست که پس از انتخاب مسیر صحیح بر اساس منطق، باید تمام گزینه‌های دیگر را در ذهن حذف کرد و با تمام وجود پای آن تصمیم ایستاد. این همان تفاوت بنیادین میان افراد موفق و ناموفق است؛ افراد موفق با سرعت و قاطعیت تصمیم می‌گیرند و حتی اگر اشتباه کنند، از آن درس می‌گیرند و مسیر را اصلاح می‌کنند، اما افراد ناموفق در باتلاق “چه کنم چه کنم” غرق می‌شوند و فرصت‌های ناب زندگی را یکی پس از دیگری از دست می‌دهند.

نکته بسیار حائز اهمیت این است که تصمیم‌گیری مانند یک عضله است که باید با تمرین و تکرار تقویت شود. استاد عباس‌منش با مرور تجربیات شخصی خود در عبور از مراحل مختلف زندگی، نشان می‌دهند که چگونه با گرفتن تصمیمات قاطع و سریع، حتی در شرایطی که آینده مبهم بود، توانستند مسیر تکامل را طی کنند. باور به اینکه “خداوند هدایتگر من است و مرا رها نخواهد کرد”، سوخت اصلی این موتور تصمیم‌گیری است. ایمان و جسارت برای اخذ تصمیمات اساسی، دو روی یک سکه‌اند؛ هرچقدر ایمان انسان به نیروی برتر بیشتر باشد، جسارت او برای ایجاد تغییرات بزرگ و شکستن قالب‌های کهنه بیشتر خواهد بود. در مقابل، ترس و تعلل نشانه‌های بارز شرک و عدم اعتماد به حمایت خداوند هستند. انسان‌های ثروتمند و موفق کسانی هستند که یاد گرفته‌اند سریع تصمیم بگیرند و سریع عمل کنند، زیرا می‌دانند که جهان به حرکت و جسارت پاداش می‌دهد، نه به سکون و احتیاط بیش‌ازحد.

پس روی خودت سرمایه گذاری کن. چون ارزشمندترین دارایی شما ملک و املاک یا حساب بانکی‌تان نیست، بلکه شخصیتی است که در برابر طوفان‌های زندگی استوار می‌ماند، توانایی حل مسائل و توانایی خلق شرایط جدید را دارد. اگر احساس می‌کنید در دوراهی‌های زندگی گرفتار شده‌اید و ترس از اشتباه مانع حرکتتان شده است، نشانه آن است که باید روی شخصیت و باورهای خود کار کنید. دوره احساس لیاقت دقیقاً همان ابزاری است که به شما کمک می‌کند تا خودِ واقعی‌تان را بشناسید و باورهای قدرتمندکننده توحیدی بسازید که ظرف وجود شما را از ترس و تردیدها بزرگتر می کند، جسارت برا اخذ تصمیمات اساسی را در وجودتان تقویت می کند و این جسارت که از ایمان می آید، باعث می شود ترس‌هایتان را مدیریت کنید و به چنان صلابتی برسید که بتوانید تصمیمات سرنوشت‌ساز بگیرید.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

556 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «بهار بختیاری» در این صفحه: 1
  1. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1965 روز

    به نام خداوند معجزه گر

    خدای دقیق و بی همتا

    خدایا بارها اگر به عجز و ناتوانی خودم اعتراف کنم، باز هم صدایی درونم میگوید:« در برابر قدرت او، اعتراف به عجز نکرده ای.»

    فاطمه جان

    تبریک من را بپذیر بابت این کامنت.

    من خیلی وقت بود منتظر این کامنت شما بودم.

    من ایماااااان داشتم، بزودی خبر خوشی از شما میگیرم، خبر رسالت شخصی ات.

    اصلا غیر از این نیست.

    مگر میشود که این همه تقوا پیشه کنی و نتیجه اش، اتصال به خود نباشد.

    تحسین میکنم قدم برداشتنت را

    تحسین میکنم هدایت های راحت زندگی ات را

    تحسین میکنم معجزات زندگی ات را

    فاطمه جان

    نوش جانت تمام لذت هایی که موقع زندگی کردن خودت، لا به لای شعرهایت، هایکوهایت می‌بری.

    تبریک میگم عزت نفس بی نظیرت را.

    از خداوند برایت جرعه جرعه عشق و ثروت تا ابد خواستارم.

    این دلنوشته ی امروز بعد از خواندن ایمیل بهشتی شما، تقدیم به شما:

    به نام یگانه ی معجزه گر

    امروز اول اکتبر دوهزار و بیست و پنج هست و خداوند برام معجزه کرد.

    هر روز برام معجزه می‌کنه ولی امروز، منو، ویژه و خاص بغل کرد.

    نشست و به پاس تمام قدم هام باهام قهوه خورد.

    وقتی خواب بود بهم رزق رسوند، نه یک بار، بلکه بااااارها.

    گفت تو بخواب، تو خیالت آسوده باشه، معجزه ها با من.

    الهی شکر

    امروز که تو مسیر بشیکتاش بودم، که برم از زیبایی های خداوندم لذت ببرم، وقتی پای آسانسور بودم، ایمیلم را باز کردم.

    یک اسم دیدم، « فاطمه محرمی خانقاه»

    خدای من، اشتباهی رخ داده؟

    سایت استاد از این به بعد جواب ایمیل ها را با اسم خود افراد میده؟

    یعنی چی؟

    من گیج شدم!!!

    یک لحظه دنیا متوقف شده بود. درونم، قلبم فهمیده بود که معجزه رخ داده ولی ذهنم هنوز داشت دنبال منطق میگشت.

    زدم رو ایمیل.

    یک لحظه تمام قدم ها، تصمیم ها، تحسین هام، ارزوهام، ذوق کردن هام از جلوی چشمم رد شد.

    بهار، بیا

    بهار، فاطمه، عروسک زیبا، دختر شجاع و درجه یک، با دست خودش برات ایمیل فرستاده.

    نه یکی، بلکه دو تا.

    نه ساده، بلکه با عشق

    چشمام پر از اشک شد.

    قلبم شروع کرد به تند تند تپیدن ، خون در رگ هام به شدت پمپاژ میشد.

    یعنی چی؟

    معجزه رخ داده.

    اگر میپرسی الان کجام، هنوز پای آسانسورم.

    همه ی این ها در کسری از ثانیه رخ داد.

    خدای من، تو میدانی الان در چه حالی ام ، رو کدام ابرهام، فقط بدان، تا ابد برای این نعمت، از تو، تا ابد سپاسگزارم.

    من امروز ، این رزق بهشتی، این معجزه را هرگز فراموش نمیکنم.

    فاطمه ی عزیزم، از تو سپاسگزارم که برام نوشتی.

    ازت سپاسگزارم که انگشت های زیبایت که هزاران بار فقط عشق و عزت نفس و توحید را فریاد را زدند روی صفحه ی گوشی، زمانی که ایمیل من در جریان بوده لغزاندی و برام از عشق، از معجزه از شجاعت نوشتی و یک بار دیگر با نوشته ی تو، من خاضع تر شدم، من افتاده تر شدم در برابر تنها و تنها و تنها قدرت جهانیان، تنها ربِ تمام کاینات، از قعر اقیانوس تا آخرین نقطه ی کهکشان، (البته اگر انتهایی وجود داشته باشد.)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: