آیا واقعاً چشم زخم حقیقت دارد؟


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

تقریباً همه‌ی ما با واژ‌‌ه‌ی چشم زخم‌، آشنا هستیم.

کابوسی که‌، احتمال خراب شدن یکباره‌ی اوضاع و از دست رفتن غیرمنتظره‌ی دستاوردها و نعمت‌های زندگی‌مان را همواره در گوش‌مان نجوا می‌کند.

شِرکی مخفی‌ که‌، ما را متقاعد کرده، کنترل خیلی از مسائل زندگی‌مان از دست ما خارج است و نیروهای اهریمنی‌ای درکارند که در هر لحظه خوشبختی‌مان را تهدید و نعمت‌های‌زندگی‌مان را به تاراج می‌برند بی آنکه توانی در برابرشان داشته باشیم.

و تا این شرک در وجودمان باقی و در افکار و رفتارمان جاری است‌، قادر به باور و تجربه‌ی تنها قدرتِ جهان‌ نخواهیم بود؛

همان نیروی خیری که‌، سُنّتش «بما قدّمت ایدیهم» و «بما کسبت ایدیهم» است؛

همان نیروی خیری که‌، وعده‌ی فزونی و اجابت درخواست‌‌های هر درخواست‌کننده‌ای را داده است‌؛

همان نیروی خیری که قدرت خلق زندگی‌مان را در دست باورها و فرکانس‌های خودمان گذاشته و جهانش را به گونه‌ای برنامه‌ریزی نموده که‌ به آن باورها و فرکانس‌ها واکنش نشان دهد. یعنی  اساس آنچه را که باور می‌کنیم و در ذهن‌مان می‌پرورانیم‌‌، به شکل اتفاقات و شرایط‌، وارد تجربه‌ی زندگی‌مان کند.

حقیقتت این است که تنها یک جریان و یک خدا و یک قدرت وجود دارد و آن نیروی خیری است که به شکل سلامتی‌، بهبود‌ی‌، رشد‌، ثروت‌، عشق‌، زیبایی و نیکی جهان را فراگرفته است.

هرآنچه که به معنای شر شناخته می‌شود، وقتی وارد تجربه‌ی زندگی‌ات می‌شود که‌، نمی‌توانی نیروی خیر را باور کنی؛

هر آنچه که تو به معنای بیماری می‌شناسی‌، وقتی وارد تجربه‌ی زندگی‌ات می‌شود که‌، نیروی سلامتی را باور نمی‌کنی؛

هرآنچه که تو به معنای فقر می‌شناسی‌، وقتی وارد تجربه‌ی زندگی‌ات می‌شود که‌، فراوانی و برکت را از یاد می‌بری؛

هرآنچه که به معنای نفرت در زندگی‌ات تجربه می‌کنی‌، به این دلیل است که عشق را باور نکرده‌ای؛

و در یک کلام‌، ترس‌ها و نگرانی‌ها به این دلیل بر زندگی‌مان سایه می‌افکند که‌، جای خالی ایمان به چنین نیرویی را در وجودمان می‌بیند.

در نبودِ ایمان به این نیرو است که ترس از فقر‌، ترس از بیماری‌، ترس از اتفاقات بدِ آینده آنچنان فرد را احاطه می‌کند که نمی‌تواند قدرت خودش و باورهایش را در خلق زندگی‌اش درک کند  و آنچنان  نقش خود را در سرنوشت‌ خود بی‌مقدار‌ و ناچیز می‌پندارد که‌، برای محفوظ ماندن از گزند حوادث غیر مترقبه‌، دست به دامان دعانویس‌‌ یا آویختن چند مهره و نماد به در و دیوار یا هر عاملِ دیگری می‌شود که بیرون از اوست.

آنوقت است که به جای تأمل در افکار و باورهایش‌ و تلاش برای تغییر آنها‌، خیلی راحت می‌پذیرد که:

به این دلیل محکوم به زندگی در تنهایی است که بختش را بسته‌اند؛

به این دلیل محکوم به تحمل بیماری است که‌، چشمش زده‌اند؛

به این دلیل دار و ندارش به فنا رفته که‌، از چشم بد در امان نمانده یا قادر به دور کردن چشم بد از خود نبوده

و به قول خداوند‌، به همین سادگی به خودش ظلم می‌کند.

ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبیدِ (۱۸۲)

این به واسطه آن چیزی است که از پیش فرستاده ای(فرکانس). خداوند هرگز بر بندگانش ظلم نمى‏کند. (۱۸۲ آل عمران)

حقیقت این است که ما برگی در باد نیستیم، ما بخشی از نیرویی هستیم که این جهان و نعمت‌هایش را مسخرمان نموده است.

ما به پشتوانه‌ی نیرویی پا به این جهان گذاشته‌ایم که وعده‌اش «فَإِنِّی قَرِیبٌ» و  «أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» است. رابطه‌‌ی ما با این نیرو- که برگی بدون اذنش به زمین نمی‌افتد‌- دائمی است.

کارِ ما فقط باور کردن این خدا و ایمان و یقین داشتن به قوانین این نیرو است.


برای مشاهده‌ی سایر قسمت‌های «توحید عملی» کلیک کنید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

414 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فهیمه زارع» در این صفحه: 1
  1. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3260 روز

    بنام خالق بی همتا ،بنام او که هر چه دارم از اوست

    لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَی اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ

    یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَهُوَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

    فرمانروایى آسمان ها و زمین براى اوست و تمام برنامه ها و کارها به خداوند بازمى گردد.

    شب را در روز و روز را در شب داخل مى کند و او به راز دل ها، (نیّت ها و انگیزه ها) داناست.

    پروردگار بی‌همتا،

    در برابر عظمت لایزال و بی‌کرانت، زبان قاصر از وصف شکر و سپاس است ،از ژرفای جان و با تمام وجود تو را برای تمامی نعمت‌های پیدا و پنهان، برای داشته‌ها و نداشته‌ها، برای آنچه می‌دانم و آنچه نمی‌دانم، سپاس می‌گویم.

    شکر و سپاس بی‌کران تو را برای آسمان نیلگون که همچون سقفی بلند، آرامش را بر سرم گسترده است؛ برای خورشید تابناکی که هر صبح با طلوعش، امید را در دل‌ها زنده می‌کند و با گرمایش، حیات را به جریان می‌اندازد؛ برای ماه نقره‌فام و ستارگان درخشانی که شب‌هایم را به زیبایی می‌آرایند و راهنمای راه گم‌گشتگانند.

    سپاس تو را برای زمین سخاوتمندی که بی‌منت، بستر زندگی م شده؛ برای کوه‌های استوار که نماد عظمت و پایداری‌اند؛ برای دشت‌های وسیع که گهواره زندگی‌اند و رودهای خروشانی که تشنگی را رفع می‌کنند ،برای باران رحمتت که جان دوباره به خاک می‌بخشد و درختان سرسبزی که سایه‌سار آرامش‌اند و میوه‌های شیرینشان، رزق و روزی من

    خدایا، تو را سپاس برای نعمت بی‌بدیل سلامتی که گران‌بهاترین گنجینه هر انسانی است؛ برای قوای جسمانی که به من توان حرکت، کار و زندگی می‌دهد؛ برای چشمی که زیبایی‌ها را می‌بیند؛ گوشی که آهنگ طبیعت و کلام حق را می‌شنود؛ و زبانی که می‌تواند شکر تو را به جای آورد.

    و برای نعمت‌های نادیده‌ات، برای آن لحظات الهام‌بخش، برای هدایت‌های پنهانی‌ات، برای آرامشی که در دلم جاری می‌سازی، برای عشقی که در خانواده‌ام جاری است، برای دوستانی که در کنارم هستند، برای صبر و استقامتی که در برابر مشکلات به من عطا می‌کنی، و برای امیدی که همواره راهگشای مسیر زندگی‌م است، تو را سپاس.

    پروردگارا، هر دم و هر نفس، هر لحظه که می‌گذرد، خود دلیلی است بر لطف و کرم بی‌انتهای تو،به من یاری ده تا قدردان این همه موهبت باشم و در مسیر رضایت تو گام بردارم، این دل سرشار از ستایش و حمد را از من بپذیر. آمین یا رب العالمین.

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    زندگی ما در دست خودمون هست ،هراتفاقی که در زندگی ما بوجود میاد خودمون میسازیمش، خودمون بوجودش میاریم وخودمون خلقش میکنیم

    خیلی‌ها اعتقاد دارند که زندگی ما تحت تاثیر عوامل بیرونی است ،تحت این شرایط که ما کجا به دنیا آمدیم، پدر ومادر ،فرزند ،همسرمان کی هست ،چه کشوری زندگی می‌کنیم، به هیچ عنوان اینطور نیست زندگی ما دست خودمون هست ،ممکن هست ما در خانواده ای با شرایط نامناسب به دنیا آمده باشیم ،اما ما میتونیم با تغییر افکار مون ،منطقه زندگی مون هم عوض کنیم ،شاید ما در بدو تولد در شرایط نامناسب به دنیا آمده باشیم، اما این دلیل نمیشه که این شرایط نامناسب بتونه تاثیری بلند مدتی بر زندگی ما بگذارد ،نمیتونه سرنوشت مارو عوض کنه ،تمام اتفاقاتی که در زندگی ما بوجود میاد دست خودمون هست ما در هرلحظه داریم زندگی خودمون رو خلق می‌کنیم

    خیلی از افراد باور دارند که سرنوشت شان از قبل تعیین شده ،تقدیر بر اینه که اینها بدبخت وبیچاره باشند ،تقدیر بر اینه که اینها نتواند ازدواج مناسبی داشته باشند ،بدن سالمی داشته باشند ،خیلی ها باور کردند که تقدیری از قبل برای آنها مقدر شده ودنبال افرادی میرن که برای آنها فال بگیرند ،گره باز کنند ،جن برای آنها اظهار کنند و…..یعنی کارهای عجیب وغریبی بکنند تا تقدیرِ عوض بشه ،اصلا اینطور نیست ،زندگی ما در هرلحظه بواسطه افکاری که داریم ،بواسطه باورهایی که داریم ،بواسطه ورودیهایی که اجازه میدیم به ذهنمان وارد بشه داره شکل میگیره ورقم میخوره ،هیچ کس به هیچ عنوان نمیتونه در زندگی ما تاثیری بگذارد غیر از خودمون ،مگر اینکه ما حرفهای آنها رو باور کنیم

    چیزی به نام سرنوشت وجود ندارد ،این با عدل خداوند ناسازگارهست ،مگر میشه خداوند برای کسی بد بخواد ،مگر میشه برای فردی نتیجه ای از قبل مقدر شده باشه ،سرنوشتی مقدر شده باشد ومحکوم باشه به یک سرنوشت ،این با عدل خداوند ناسازگار هست اگر ما به عدل خداوند اعتقاد داریم ،حداقل به خدایی که در قرآن هست متوجه میشیم خدایی که در قرآن هست این ویژگی ها رو ندارد که از قبل یه چیزی رو مشخص کرده باشد وبگه این دیگه تقدیر توئه ،وراه فراری نداری

    خدایی که من توی قرآن دیدم میگه هرلحظه از زندگی ات در دست خودته وهراتفاقی در زندگی ات می افته بما قدّمت ایدیهم» و «بما کسبت ایدیهم» است،بما کانوا یعملون هست هراتفاقی میافته خودمون بوجود میاریم نه عامل دیگه ای

    ما باید نگاهمون رو به خداوند ،به جهان عوض کنیم ،افراد بدبخت ،فقیر ،ناچیز ،افرادی هستند که شکست هاشون رو، بدبختی هاشون رو ،ناتوانایی هاشون وناکار آمدی شون رو به گردن خدا ،به گردن جامعه،… می اندازند ،بخاطر این پدر ،این مادر ،این فرهنگ ،این جامعه ،….برای ما مقدر شده که در فقر وبدبختی ،شکست …باشیم به هیچ وجه اینطوری نیست

    تقدیر من رو خودم بوجود میارم ،چرا ما حرفهایی رو باور میکنیم که مسخره هست

    افرادی که باور دارند انسان باید تسلیم خدا باشه ،چقدر این باور ،این حرف کفر آمیز هست ونشان میده که این افراد خدا رو نشناختند ،خواست خداست که من بدبخت باشم ،من فقیر باشم …..کی به همچین چیزی باور داره ،واقعا خواست خداست ،این خدا توی قرآن آمده ،تعریف این خدا از کجا آمده

    ماها خدا رو مثل یک پادشاه غضبناک وستمگرمی‌بینیم که از روی هوس واز روی خودخواهی مقدر میکنه که اونا بدبخت باشند وبرای ما هیچ راه فراری نمیزاره ،این در ذهن ما بوجود میاد در واقعیت نیست واگر من این رو باور کنم در واقعیت زندگی من هم اتفاق می افتد، نه در واقعیت زندگی فرد دیگری

    خدا برای من وتو وبرای تمام بندگانش فقط خیر وخوبی میخواد این آیه صریح قرآن هست

    خدا فقط برای ما خیر وخوبی میخواد اما ما هم باید بخواهیم مثل پدر ومادری که برای فرزندش خیر وخوبی میخواد ولی فرزند هم باید بخواد وفرزند این آزادی رو داره که انتخاب کند

    خدایی که من میشناسمش ومن باورش دارم خدایی که برای تمام بندگانش خیر وخوبی میخوادخوشبختی ،سلامتی ،ثروت ،آرامش وشادی میخواد وتمام چیزهای خوب رو، اما ما بندگان هستیم که در مقابل این باران رحمت الهی چتر گذاشتیم ،ماهستیم که سطل‌های کوچیکی داریم وباران داخل سطل‌های ما نمی‌ریزد وفکرمیکنیم برای ما مقدر شده که رزق وروزی کمی داشته باشیم وسلامت نباشیم

    افکار بیماری‌زا ماست که باعث بیماری میشه

    هرچی رو که بخواهیم در زندگی مون میتونیم بدست بیاریم ،خدا فقط برای ما آزادی ،سلامتی ،شادی وثروت وخوبی میخواد

    خدا اینو برای من میخواد که من به خواسته هام برسم ،وبرای هرکسی که در این جهان زندگی میکند ،اما ممکن هست من ویا هرکسی که در این جهان زندگی میکند بخاطر افکار بیماری‌زاش،بخاطر باورهای محدود کننده اش ،بخاطراینکه از بچه گی بهش گفتند نه ،اینجوری نیست که هرچی تو بخوای بهت داده بشه ،خدا باید بخواد

    اصلا نشستی فکر کنی که خدا چه جوری میخواد ،مکانیزم خواستن خدا چیه ؟ خدا چی رو میخواد ؟برای کی میخواد؟ چطور میخواد؟از چه فیلترهایی رد میکنه ؟

    آیا میشه گفت که اگر فردی تلاش کنه ،زحمت بکشه ،حرکت کنه ،ایمان داشته باشه وقدم برداره وبه نتیجه نرسد ،خدا برای اون نخواسته که به نتیجه برسد وبرای اون نخواسته که ثروتمند بشه ،آیا همچین خدایی رو باور داری واقعا،خدا برای فردی که با تمام وجود تلاش میکند وبا تمام ایمانش حرکت میکند اما نتیجه نمیگیره ،ثروتمند نمیشه ،..آیا خدا برای او نمیخواد ،من یه همچین خدایی رو باور ندارم

    خدایی که من میپرستمش ،خدایی است که برای هر کسی بهترینها رو میخواد اما ممکن هست اون فرد باورهایی رو داشته باشد ،چیزهایی رو باور کرده باشد ،ترسهایی در وجودش رخنه کند که نتونه حرکت کند ،نتونه خوب فکر کند ونتونه خوب تصمیم بگیره

    اگر فردی با باورهای اشتباه در یک مسیر اشتباه حرکت کند ،هرچقدر هم تلاش کند به موفقیت نمیرسد واین کار خدا نیست ،ما خدا رو اشتباه فرض کردیم ،خدارو بد باور کردیم ،به ما بد گفتند خدا کیه ؟

    اگر فردی بخوادطلوع خورشید رو ببینه ،هرچقدر تلاش کنه اگر به سمت غرب حرکت کند هرگز طلوع خورشید رو نخواهد دید مهم نیست که چقدرتلاش میکنه واین بخاطر خدا نیست ،رفتار خودشه ،اعمال خودشه

    کسی که باورش اینه که ثروتمندان انسان‌هایی پست وبی ارزشی هستند ،انسانهای کلاهبرداری هستند ،انسانهای دزدی هستند هرچقدر تلاش کند نمیتونه ثروتمند شود واین خواست خدا نیست ،این باور خودشه

    کسی که باورش این باشه که فضای بیرون بیماری زاست پراز میکروب وباکتری هست ودست به هرچی میزنی کثیف هست ،وبیماریها هرروز به سمت بدن من هجوم می آورند اون نمیتونه سالم بمونه ،ما درجهانی زندگی می‌کنیم که قانون مند هست ،هراتفاقی که در زندگیمون می افته بخاطر قوانین خداوند هست ،خداوند قوانینی رو مشخص کرده که اون قوانین داره کار خودشون رو می کنند ومهمترین نکته قانون این است که آنچه که تو باور داری برات اتفاق می افتد اگر باور داری پول درآوردن سخته پس سخته ،اگر باورداشته باشی که بدنت ضعیفه ،خیلی خیلی راحت مریض میشی ،اون ویروسِ خیلی قویِ،باکتری‌ها خیلی راحت وارد بدنت میشن ،سیستم دفاعی بدنت ضعیفه تو مریض میشی چون باورِ توئه

    نگاهمون رو به خداوند تغییر بدیم ،به هیچ عنوان کسی نمیتونه مارو چشم بزنه ،این یک باورکاملا غلطه ،خیلی ها استناد میکنند به قرآن که نه کی گفته ،خیلی راحت میشه وآدم بخواد وبقیه چشمش بزنند ،چشم زخمِ دیگه ،بعضی ها چشمشون شوره ،بعضی ها طلسم میکنند انسان رو ،هرکاری بکنی بلاخره کسانی هستند که طلسمت میکنند وجلوی پیشرفتت رو میگیرند واجازه نمیدن تو موفق بشی ،دیگه خواست خداوندِ ،دیگه قدرت داده به اونا ،این یک دروغِ بزرگِ هیچ کس نمیتونه اینکار رو انجام بده ،هیچ کس نمیتونه مارو چشم بزنه مگه اینکه ما اون رو باور داشته باشیم، هیچ کس نمیتونه به ما ضربه بزند مگر اینکه ما از اونها بترسیم وباورش کنیم که میتونه اینکار رو انجام بده

    قدرت همواره در دستان من هست ،انتخاب همواره در دستان من است ومن آزادی دارم که بترسم یا ایمان داشته باشم وهرانتخاب متفاوت دو تا نتیجه متفاوت داره ،به همین دلیل افراد نتایج متفاوت می‌گیرند چون انتخابها وباورهای آنها متفاوت هست

    خداوند بارها وبارها می‌فرماید آنچه که در زندگی شما اتفاق می‌افتد به ما قدمت ایدیهم هست

    فرکانسهایی که ما پیشاپیش میفرستیم اتفاقات زندگی مارو بوجود می‌آورند

    تقوی به معنای کنترل نفس ،کنترل ذهن هست واصلا ربطی به ترس از خدا ندارد

    آنچه در زندگی ما اتفاق میافتدبه خاطر افکاری است که ما قبلا داشتیم خداوند هرگز به ما ظلم نمیکنه ،خداوند رو باور کنیم

    آنچه در زندگی مان انفاق می‌افتد، اگر روابط عاطفی مان به مشکل برمیخوره ،اگر درشرایط مالی سختی قرار گرفتیم ،اگر سلامتی مان بخطر افتاده هرچی که در زندگی مون هست به هیچ عنوان ظلمی از طرف پروردگار بر من نیست این بواسطه افکار وباورهایی است که من دارم ومتاسفانه اغلب باورهایمان را ناخودآگاه انتخاب کردیم وخودمون هیچ کنترلی نداشتیم هرحرفی که شنیدیم قبول کردیم وزندگی ما رو خراب کرده وما این تخریب زندگی مون رو گردن خدا انداختیم وبار مسئولیت رو از روی دوش خودمون برداشتیم به همین راحتی ،همه رو مقصر دونستیم به غیر از خودمون رو ،همه رو مقصر دونستیم ،خدا رو مقصر دونستیم غیر از خودمون رو وافکاری که داریم

    خداوند هرگز به بندگانش ظلم نمیکنه ،هراتفاقی که در زندگی ما میافته ،بخاطر افکاری است که خودمون داشتیم ،بخاطر آنچیزی است که خودمون پیشاپیش فرستادیم

    بخاطر کاری که خودشون انجام دادند ،بخاطر رفتاری که خودشون داشتند این اتفاق براشون افتاده ،واونا نمیتونند دروغ بگن که نه ما یجور دیگه فکر می‌کردیم باورهای ما در زندگی ما بوجود می‌آید خیلی به کلام ربط نداره ،اگر من فکرمنفی، باور منفی داشته باشم هرچقدر هم با کلامم دروغ بگم فرکانسم فرستاده شده

    اگر باورمون این باشه که آدمها دزدند ،آدمها کلاهبردارند ،همه آدمها بدهستند مگراینکه خلافش ثابت بشه ،هرچقدر هم با کلامم بگم نه آدمها خوبند ولی باورم چیزِ دیگه ای باشه ،اون باورِ داره کار خودش رو انجام میده ،اون فرکانس که داره کارش رو انجام میده ومن نمیتونم با کلامم اونو تغییر بدم ،نمیتونم دروغ بگم نتیجه عوض نخواهد شد

    خشم وعذاب خداوند بواسطه اعمالی است که انجام می‌دهیم بواسطه افکاری است که داریم آنچه که برامون بوجود میاد ،اگر خشمی از طرف خداوند هست ،اگر عذابی هست حتما بواسطه اعمال خودمون هست ،بواسطه رفتار خودمون هست ،خداوندکسی رو الکی عذاب نمیکنه

    جهان هستی مانند یک آینه هست فرکانسی که به آن ارسال می‌کنیم رو به زندگی ما برمیگرداند دقیقا مانند یک آینه ،

    تمام اتفاقات زندگی ما از باورهای ما نشأت میگیره ،کسی که باورش اینه افراد دزدند ،خیلی بدهستند، کلاهبردارند ،هزار جا مدارکش رو قائم میکنه

    رفتارهای ما از باورهای ما نشأت میگیره ،کسی که باورش اینه محیط آلوده هست محیط،کثیفه پنجاه تا دستمال روی صورتش میزاره

    کسی که باور داره مردم میتونند بچه اش رو چشم بزنند ،بچه اش رو با یک تیپ خیلی زشت میفرسته بیرون که خوشگل نباشه که مردم چشمش نزنند ،

    رفتارهای ما بواسطه آنچه که در درون خودمون باور کردیم اتفاق می‌افتد

    کسی که باورش اینه که کثیفی همه جا هست ،یه ظرفی که میخوادغدا بخوره پنجاه بار با وایتکس میشوره وهنوز هم احساس میکنه کثیفه ،

    رفتار های ما برمیگرده به باورهای درونی ما ،کسی،که باورش،اینه آدمها دوسش ندارند وقتی زنگ میزنه به دوستش جواب نمیده به این فکر میکنه وعصبانی وناراحت میشه که رفیقم از قصد جواب منو نمیده ،من براش اهمیتی ندارم ،من براش ارزشی ندارم وقهر میکنه ودیگه جواب نمیده وتوذهن خودش یک دنیای وحشتناکی رو ایجاد میکنه که هیچ کسی براش ارزشی قائل نیست ،هیچ کس دوسش،نداره ،درصورتی که رفیقش یه مدت تلفن پیشش نبوده که جواب بده

    رفتارهای ما ،عکس‌العمل‌های ما ،واکنش های ما برمیگرده به باورهای ما

    خدا رو مثل یک آینه ببینیم که فقط به فرکانس‌های ما جواب میدهد وقتی اینطور به جهان به خداوند نگاه کنیم به پاسخ خیلی از سولاتمون می‌رسیم

    آیه های محکم ،آیه هایی که همدیگه رو تایید میکنندوتناقضی در آنها دیده نمیشه

    عذاب بخاطر رفتار خودشون هست ،بخاطر آنچه پیشاپیش فرستادند اگر مصیبتی به آنها اصابت میکند بما قدمت ایدیهم هست ،بخاطر آنچه که کردند جهان واکنش نشون میده ،به رفتارهای ما به باورهای ما فقط، صرفا واکنش نشون میده ،این مشیت خداوندوطبیعت جهان هست ،این ظلم نیست ،این صرفا یک واکنش هست که این واکنش برای همه افراد یکسان هست هرچی رو بهش بدیم همون رو بهمون برمیگردونه. باورهای خراب ،زندگی خراب رو بهمون برمیگردونه ،باورهای درست ،زندگی درست رو بهمون برمیگردونه این ساختار جهان هستی هست

    پیامبر حافظ انسانها نیست ،فقط باید به آنها بگی که چیکار کنند وپیامیر وکیل انسانها نیست

    وظیفه پیامبران این است که فقط رسالتشان رو بگویند

    وظیفه پیامبران فقط گفتن راه درست وتفاوت اون از راه نادرست هست ،انسان اختیارش رو داره که کدومش رو انتخاب کنه پیامبر نمیتونه کسی رو که در راه نادرست هست به زور هدایت کند ،هیچ کس در جهان این قدرت رو نداره وپیامبر فقط میتونه حرف بزند ورسالتش اینه که پیام رو ابلاغ کنه ودیگرهیچ ،پیامبر وهیچ فرد دیگه ای هیچ قدرتی ندارد برای اینکه کسی که در راه نادرست قدم برمی دارد رو تغییر بده مگر اینکه اون فرد خودش بخواد

    بارها وبارها در قرآن به این اشاره شده که ما انت علیهم بحفیظ ،ماانت علیهم بوکیل ،ماتو رو وکیل کسی قرار ندادیم ،وهمین کافی است که خداوند وکیل آنها باشد

    اینکه خیلی ها اصرار دارند افرادی رو تغییر بدهند ،زندگی شون رو تغییر بدهند ،اینکه ما به زور می‌خواهیم با گشت ارشاد آدمها رو عوض کنیم ،ما هرگز نمیتونیم اینکار رو بکنیم ،هیچ کس نمیتونه اینکاررو انجام بده ،هرکسی خودش باید انتخاب کند،نمیتونیم کسی رو وادار کنیم که قرآن رو باور کند یا خداوند رو باور کند

    عجزمون رو در این مورد که نمی‌توانیم دیگران رو تغییر بدهیم بپذیریم که ما ناتوانیم

    هراتفاقی برای افراد می افته بواسطه آنچه هست که خودشون انجام میدن ،وقتی که رحمتی از طرف پروردگار به انسان داده میشه خوشحال میشن ،اما وقتی بواسطه رفتار خودش ،باورهای خودش بلایی سرش میاد انسان ناسپاس میشه ،غمگین میشه این خاصیت ماست

    خداوند سراسر رحمت هست هرچیزی که در زندگیمون داریم ،سلامتی داریم بخاطر لطف خداوند هست ،اگر نعمت داریم بخاطر لطف خداونده ،مابخاطر این درختان ،غذاها ،جنگل‌ها، رویش گندمها ،ضربان قلبمون ،سیستم مغزی وعصبی مون که هیچ کاری نکردیم اینها به ما داده شده اینهمه نعمت رو بخاطر لطف خداوند داشتیم اما بلاهایی که سرما میاد بواسطه خودمون هست نه بواسطه خشم خداوند ،ووقتی بواسطه خودمون بلایی سرمون بیاد ما ناسپاس میشیم ،اینهمه لطف رو ،اینهمه عظمت رو ،اینهمه خوبی رو ،سلامتی وسعادت رو نمی‌بینیم این اشتباه ما انسانها ست

    آینه رفتارهای ما هم در این دنیا به ما داده میشه هم در آن دنیا

    بعضی افراد فکر میکنند هرچه الان کار کنیم نتیجه اش آن دنیا به ما داده میشه ،هرچقدر خوبی کنی ،این دنیا بدی میبینی ،اون دنیا شاید خوبی بهت داده بشه ،این اشتباه هست ،هرچقدر انسان خوبی باشی هم در این دنیا وهم در آن دنیا خوبی میبینی

    اگر مسیرمان اشتباه باشه هم در این دنیا زجر خواهیم کشید وهم در اون دنیا ،فکر نکنیم اینها از هم جدا هست ،قوانینش باهم فرق میکنه نه اگر در این دنیا بد زندگی کنیم اون دنیا بدتره ،اگر در این دنیا خوب زندگی کنیم اون دنیا خوبتره

    زمانی در اون دنیا میرسه که ما جواب تمام ترسها ،ناامیدی ها ،افکار وباورهامون وبی ایمانی هامون رو خواهیم دید وکافر خواهد گفت ای کاش من گلی بودم که هنوز انسان نشده بود

    آنچه رو که بواسطه خودمون فرستادیم دریافت میکنیم ،هیچ ظلم وبی ایمانی در کار نیست

    تنها خداست که در این جهان قدرت داردوشیطان در ذهن ماست که ما میسازیمش وبهش قدرت میدیم ،من باورش میکنم ومن میترسم واون قدرت میگیره ،من ایمانم رو از دست میدم واون قدرت میگیره

    یک منبع انرژی ،یک نیروی حیاتی ویک خداوند وجود دارد ودر نبود اون شیطان بوجود میاد ،وقتی که نور نیست ،تاریکی بوجود میاد ،وقتی سلامتی نیست ،بیماری بوجود میاد ،وقتی ثروت نیست فقر بوجود میاد اینها نیرو نیستند ،تاریکی نیرو نیست ولی روشنایی نیروست وتاریکی عدم روشنایی هست……

    یک نیرو ،یک رب ،یک فرمانروا ویک خدا ویک قدرت وبقیه هیچی نیستند ،هیچ کس دیگه چیزی نیست ،ما باور کردیم ،ما می‌ترسیم از افراد ما ایمانمان رو از دست دادیم ،ما خدا رو از دست دادیم ،ماشیطان رو راه دادیم به قلبمون واون باعث شده که از همه چیز بترسیم ،از همه کس ،از هر تهدید ،از هرشرایطی …از هرچیزی میترسیم چون خدا رو باور نداریم ،چون قدرت خدارو باور نداریم

    ما بخاطر باورهای بیماری زا مون ، آیه ان یکاد …..رو به در ودیوار مغازه وخونمون میزنیم وفکر میکنیم به این شکل داریم جلوی چشم زخم افراد واجنه رو میگیریم وبدتر اینکه افراد حتی معنی آیه رو هم نمی دانند ،افراد به چیزی اعتقاد دارند که حتی معناش هم نمی‌دانند حتی یکبار به خودشون زحمت ندادند برن معنی آیه رو تو قرآن بخونند واسم خودشون گذاشتند مسلمان وفکر میکنند با یک اسم زندگی شون تغییر میکند

    یکاد یعنی نزدیک بودن یعنی هنوز اتفاق نیافتاده

    آیه ی اِن یکاد …… برای چشم زخم نیست ، این اشتباه است که این آیه را برای دوری از بلا و چشم زخم میخوانید. یکاد یعنی نزدیک بودن یعنی نزدیک بود اتفاق بیفتد اما اتفاق نیفتاده است و این آیه درباره پیامبر بود که مشرکان پیامبر را دیوانه میدانستند و وقتی پیامبر ذکر قران را میگفت آنها او را دیوانه میدانستند اما خداوند میفرماید او دیوانه نیست بلکه این قران پندی برای تمام عالم

    خداروسپاسگزارم از زمانی که به این مسیر هدایت شدم سعی کردم قدرت رو به دیگران ندم واون مقدارترس کمی که در مورد چشم زخم داشتم به کل از وجودم پاک شده ولی در اطرافم کسانی رو میبینم که وقت وانرژی وپولشون رو صرف این میکنند تا دیگران برای آنها کاری بکنند که زندگی اشان تغییر کند

    خدایا شکرت….شکرت …..شکرت

    استاد جان از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم

    عاشقتونم ….

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: