اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل یکی از فایل های ارزشمند برای من هست یکی از اون نقطه قوت ها یکی از اون حال خوب ها پیروزی ها با رب
خلاصه خیلی دوستش دارم
من وقتی شش سال پیش این فایل گوش دادم تازه با استاد اشنا شده بودم قانون جذب و اینا رو درک می کردم و تکاملی به سایت و استاد رسیده بودم و اصلا این نگاه توحیدی بود که من عاشق کرد این بحث توحید بی نهایت برام جذاب بود و هست…
وقتی برای اولین بار این فایل شنیدم به نظرم خیلی منطقی اومد خیلییییی
این فایل من و به فکر فرو برد واقعا اگه من باور دارم زندگی من با فرکانس های منه پس واقعا دیگه دیگرانی وجود ندارند ؟؟؟؟همش منم همه چی منم .اگه نگاه توحیدی هست اگه فقط میگم یه رب هست یه خدا هست دیگه ترسیدنی نیست!اگه فقط یه نیرو هست یک نیرو حاکم جهانه پس دیگه کی میتونه به من آسیب بزنه !
اگر من باور کردم من جزی از خداوندم و البته دیگران هم
آیا خدا به خدا آسیب میزنه ؟
اینا دیگه همش همون باور جدایی و نادوگانگی هست که من از خدا و این جهان جدا هستم
من از این نگاه توحیدی که جذبم کرد و میگفت همه چیز خداست قدرت دست خداست آیا جدا بودم ؟
حالا سابقه من از چشم زخم
من تو یه خانواده ای بزرگ شدم و اصلا تو اون منطقه ای که بزرگ شدم و دیدم یک باور قوی خیلی قوی به چشم نظر داشتن چند تا مثال میزنم
به من از بچگی گفتن خوشگلی به اندازه موهای سرم برام تخم مرغ شکوندن .حتا خودم تا همین قبل از این فایل وقتی سرکار بودم و احساس بدی پیدا می کردم تلفنی زنگ میزدم مامانم که برای من یه تخم مرغ بشکون فلانی منو چپ نگاه کرده.
و تمام اقوام و آشنایان که می شناسم همه از لحاظ مالی وضع خوبی دارن ولی از تمام پتانسیل ثروتشون استفاده نمیکن چرا ؟چون ممکنه چشم بخورن مثلا کسی که از لحاظ مالی راحت میتونه ماشینی مثل سوناتا یا اپتیما بخره پرشیا یا نهایت دنا می خره واونی که در حد بنز و بی ام دبلیو میره سوناتا میخره تا چشم نخوره .
خلاصه می خواستم پیش زمینه ای از شرایطم بدم
حالا من این فایل گوش کردم و تصمیم گرفتم باور خودمو عوض کنم و قدرت بدم دست خدا
اولین کاری که کردم به هیچکس هیچی نگفتم سکوتتتتتتتت مطلق در این رابطه
اصلا با کسی بحث نکردم توضیح ندادم فقط درون خودم بودو به نظرم از یک نشتی انرژی بزرگ جلوگیری کردم
حالا من موقعی تصمیم گرفتم که روی این باور کار کنم که تازه بچه دار شده بودم و همه میگفتن وای رفتی خونه حتما برای بچت اسفند دود کن ….من اونجا میگفتم چشم حتما ،ولی می آمدم خونه میگفتم نه قدرت دست خداست
خیلی اوقات می ترسیدم اما با همین باور توحیدی که قدرت فقط دست خداست و هیچ کسی نمی تونه به من آسیبی بزنه الا خودم جلوی ترس ام ایستادم
خلاصه من چندین ماه روی این باور کار کردم و به لطف خدا دیگه این باور نداشتم
البته به قول استاد باورهای که پاشنه آشیل ما هستند همیشه هستند من حتا با اینکه چندین سال گذشته بعضی اوقات میبینم که باز این فکر میاد نکنه چشم بخورم نکنه …..که همون لحظه باز جلوشو میگیرم که نه هیچ کس تاثیری توی زندگی من نداره قدرت فقط دست خداست.
سلام خدمت استاد عزیزم وبانو شایسته محترم و تمام دوستانم
یه دوتا از طایفه های روستای ما هستن که به حساب خیلی چشم شورن و تو خانواده ماهم به چشم زخم خیلی باور هست من هر موقع یه مجلسی میشد میرفتم و یکی از اون طایفه تو مجلس بود به محض اینکه میرسیدم خونه چپه میشدم مریض میشدم به شدت خخخ خودم خندم میگیره الان . مادرم سه تا تخم مرغ میشکست میگفت خیلی تیر نظر سنگین بود همیشه این خرافات بود تا وقتی که با استاد اشنا شدم و تو برنامه های دیگ ازش شنیده بودم ک چشم زخم وجود نداره دیگ من کلا سعی کردم از ذهنم بندازم بیرون با این که این فایل رو ندیده بودم الان که این فایل رو دیدم ایمانم از این که هست خیلی قوی تر شد خدایا شکرت.
انشالله هر روز به خدا نزدیک ترشویم و از خرافات دور شویم
سلام و درود استاد بزرگوار و تک تک عزیزان خانواده ی عباسمنش
سپاس فراوان از استاد عزیز که هر لحظه به آگاهی ما اضافه می کنند
همیشه از گذشته با موضوع چشم زدن مساله داشتم و اعتقادی بهش نداشتم و افرادی رو می دیدم که اونقدر باور داشتن به این موضوع که واقعا تو زندگیشون تاثیرات زیادی داشت و وقتی بهشون می گفتم همچین چیزی نیست می گفتن تو قرآن هم در مورد چشم زدن اشاره شده .
در مورد آیه ی و ان یکاد که توضیح دادید خیلی برام جالب بود .خودم هم تا حالا به معنیش دقیق توجه نکرده بودم و وقتی گفتید رفتم و معنیش رو دقیق تر خوندم .
عدم آگاهی باعث می شه کارهایی رو انجام بدیم که هیچ اساسی نداره.
خدا رو شکر که در ارتعاش و فرکانس افراد مثبت اندیش و آگاه و صراط مستقیم قرار دارم .
این لطف خداست که من به این سایت هدایت شدم و هر روز سعی می کنم به نشونه ای که برام فرستاده شده توجه کنم و بخونمش و بهش عمل کنم.
برای تک تکتون از خودتون آرزوی بهترینها رو دارم .در پناه خدای یکتا ،شاد و پیروز و سعادتمند باشید.
استاد مهربونم هزاران بار ممنونم بابت همه ی روشنگریهاتون ،احساس الانم عالیه ،با توکل به خدای بزرگم و راهنماییهای شما مسیر بینظیری رو برای خودم ترسیم کردم و ایمان دارم که اون خدایی رو که خالصانه میپرستمش و باورش دارم چراغ راه من خواهد بود انقدر با تغییر باورهام روند زندگیم دگرگون شد که فقط میتونم یک جمله بگم که خدایا شکرت و به خودم میبالم که هر روز شاهد موفقیتهای بیشمارم هستم،بسیار از لحن بیان و صحبتتون که با قدرت حرف میزنین و با صدای بلند افکارتون رو انتقال میدین خوشحال میشم و احساسم عوض میشه که انگار فقط برای من حرف میزنین و مخاطبتون فقط منم ازتون خواهش میکنم فایلهای پر قدرتی که لحن صداتون افکار انسان رو بیدار میکنه بیشتر ضبط کنین
با اینکه این فایل مربوط به خیلی وقت پیش اما الان که نگاهم افتاد به آیه وان یکاد که روی دیوار خونه مون نصب و نظر خانم مهاجر عزیز ، به یه نکته جالب فکر کردم که من دقیقا قبلا برعکس قانون عمل میکردم یعنی وقتی کسی من رو تحسین میکرد حالا در هر موردی ! این ترس در من بوجود می اومد که نکنه اون فرد من رو چشم بزنه و از قضا چون باورش میکردم اتفاق خوشایندی بعدش پیش نمی اومد،و این کار من همون طور که گفتم دقیقا خلاف قوانین جهان بود چون باید در همچین مواردی بخاطر تحسینی که شده بودم سپاسگزاری میکردم و حالم خوب میشد تا اتفاقات بهتر هم پیش می اومد ، الان هرکی میگه وای چقدر خوبه که فلان اتفاق برات افتاد بجای نگران شدن منم خوشحال میشم و میگم اره خیلی خوبه خداروشکر تا فرکانس هام اثر سینرژیک ? پیدا کنه
صادقانه میگم من قبلا تا یکسال پیش توجهم روی چشم زدن دعا وفال قهوه ورق خیلی از این چیزها بود چه برای رابطه که داشتم وفکر می کردم با دعا گرفتم کارم پیش میره فال قهوه همه چی را میگه وواقعا هم باور می کردم اتفاق می افتاد چون به قول استاد باور ماست که زندگی مارا رقم می زنه اون طرف هم خودش همچین مشکلی داشت یک مدت بود پیش خودم می گفتم اگر این راها جواب میده چرا اینها خودشان مسئله دارن چرا خوشبخت نیستن این برای من سوال شده بودهرکاری می کردم بدتر می شد واینها شرک بود همش امام زاده نذرکردن واقعا شرک دروجودم بود ولی اصلا آگاه نبودم یک روز پیش خودم گفتم این راها جوابی نمیده چند سال کارم پیش نمیره به چه دردی می خوره پول ووقتم می گذارم یک دفعه فاصله گرفتم ووقتی این فایل گوش می کردم پیش خودم گفتم ببین من چقدر ناآگاه بودم این هم بگم اصلا آدمی نیستم که مقاومت داشته باشم وقتی استاد درمورد هرچیزی که می گویید وجودم و قلبم باور می کنه ومطالعه می کنم می بینم درسته شده آدمهای که بهشون میگی خیلی مقاومت دارن که نه ما اعتقاد داریم دیدم ولی خدا را شکر انگار وجودم هرروز منتظر چیزهای جدید تشنه هست تا جهان بفهمه راه را پیدا کنه هرروز یک چیز اضافه بشه به درونم سپاسگزار پروردگارم هستم که همچین قانونی درجهانش هست قابل تغییر نیست ثابت ومن را به این مسیر هدایت کرد تا از طریق یکی از بهترین دستانش به من زندگی کردن یاد بده خیلی سپاسگزارم درپناه رب تنها قدرت وفرمانروایئ جهان 🙂🙂
استاد چقدر خوب میشد کل قرآن خودتون ترجمه می کردید ودر سایت مثل کتابهای که داریدمی گذاشتید ما بهاش می دادیم می خوندیم همچین کاری بکنید عالی میشه 🙏🙏
امروز یک موضوعی که بشدت در تمام دورانهای زندگیم درگیرش بودم می خوام براتون بازش کنم
جونم براتون بگه: قبلا من دوست داشتم مثل یک معلم منظبت که در دیسیپرین خاص دارن و آگاهی های اجتماعی شون بروز هست باشم و مو بمو همه اونایی که با من کار می کنن یا در زندگی من دخیل هستن باید خودشون رو با افکار من مطابقت بدن و از راه و روش بی چون و چرای من تبعیت داشته باشند و گر نه من بشدت عکس العمل نشون می دادم و اگر سعی در بهبود خودش داشت بیش از حد توانم کمکش می کردم و خدا نکنه که مخالفت داشت … با عصبانیت تمام از زندگیم اخراج میشد….
چرا چون فکر می کردم من می تونم با این کار مدینه فاضله برای خودم بسازم غافل از اینکه با این کار من در بعضی از عزیزانم حالت تنفر از خودم – افکارم – دین – انتخاب راه صحیح در بیرون از محیط خانواده – انتخاب شغل مناسب – نحوه برخورد با تضاد های شغلی – سبک زندگی – ارتباطات اجتماعی – شیوه مشاوره به عزیزان و … بوجود آوردم.
الان بدلیل درک قانون فهمیدم اگه کسی مشکلی رو داره با من درمیون میزاره باید به بهترین شیوه راهنمایی کنم اما اگه اون توی مدار صحبتهای من باشه تغییر پیدا می کنه و من نباید خودم رو از تن در بیارم و عصبانی بشم که چرا حرفهای منو نمی فهمه و من بایییید برم از صد هزار راه دیگه اونا هالی کنم و شب و روزم رو بهم بدوزم……رب رو شاهد می گیرم اگه کسی با من مشورت می کرد تا اون عمل نمی کرد مگه من ولش نمی کردم … الان اصلان دوست ندارم به دوران قبلم برگردم هر چی فکر می کنم می بینم من آگاهی های نا خالصی داشتم و خدا شکر می کنم که قرآن بمن تلنگری شدید زد …. مخصوصا زمانی که به پیامبر میگه تو نمی تونی ضمانت اونا رو داشته باشی حتی اگر از نزدیکانت باشند چونکه اونا شرک ورزیدند و اونا نتیجه اعمال خودشونو می گیرند و ما به هیچ کسی ظلم نمی کنیم …..
و چون دارم خودم رو خالصتر می کنم دارم افکار همه مردم که با من در ارتباطن رو آنالیز می کنم و به جای ناراحت شدن از افکارشون به خودم میگم این افکار نتیجش این نتایجه پس من باید از اون افکار اعراض کنم و باز تمرکز می کنم به نکات مثبت زندگیم و زیبایی های اطرافم و من از این هر روز به مدار بالاتر میرم و خدا میدونه چند لحظه بعد چه اتفاقات خوبی برام بیوفه و این قانون بدون چون و چرای آفرینش و تکامل منه …. الهی شکرت که خودمون می تونیم برای خودمون نتیجه های بهتری رقم بزنیم
در مورد افکار دیگران در مورد ثروت خیلی دقیق می شم و می بینم همش از کمبودها و مخصوصا اگه پولها مونو خرج کنیم زود تموم میشه!!!! و همش دلار و سکه بالا رفت پایین رفت اگه فلانی بیاد وضعمون خوب میشه و منی که کارمندم چجوری می خواد وضعم خوب بشه و ….و شرک و شرک و شرک …
در مورد سلامتی همش میگن من که همش سرما خوردم یا بدن من دیگه نمی کشه یا من که چند ساله دیگه بیشتر زنده نیستم… و ما با ارسال این فرکانسهای نا دلخواه ” جهان هم بواسطه دریافت این فرکانسهای پاسخی متناسب همون درخواست رو برای ما می فرسته و مریضی و مشکلات و نتایج نادلخواه برای ما بوجود میاد
و در مورد روابط با همسرمون یا خانواده یا دیگران که اصرار داریم اونا رو تغییر بدیم تا بتونیم زندگیمون رو به اصطلاح شیرین کنیم و باز اشتباه و اشتباه و رفتن به جاده خاکی و روبرو شدن با ناراحتی و افکار نا دلخواه و…
من رب یکتا رو بینهایت شکر میکنم که این تضاد شرک رو که بزرگترین پاشنه آشیل زندگیم بود دارم آهسته آهسته از زندگیم دیپورتش می کنم چون منم هر آنچه در گذشته از ثروت می خواستم از بنده خدا بود و همیشه از اونا تشکر می کردم که در آخر ماه چندل غاز حقوق بهم بدن … ای بزرگوار قدرتمند کیهان چقدر من جلو پامو نگاه می کردم برای همین همیشه سرم می خورد به دیوار یک متر جلو تر و مشکلات مالی پشت مشکلات و فقر و …
در بقیه موارد هم مثل سلامتی و ارتباط با رب و عشق شرک داشتم که سالها می گفتن تو له لایق این نیستی که به خدا درخواستها تو بگی و تو بنده تقصیر کار چطوری روت میشه با خدا که اینقدر بزرگه راز و نیاز کنی پس حالا تو بیا برو پهلوی فال گیر یا اگه مشاورت بهتر بود می گفت برو پهلوی فلان بزرگ دینی و یا باز در آخر می گفتند برو دخیل کن خودت رو به فلان امام زاده و مرحله فینیشینگت این بود تو که اینقدر گناه کردی برو پهلوی امام رضا اینقدر گریه کن تا شاید دلش رحم بیاد به خدا بگه یک کاری برات بکنه اونم شاید و اگر هم نتیجه نمی گیری تو خیلی گناهات زیاده باید پیاده به کربلا بری تا پاک بشی و …..ادامه تا پایان عمرت و جهنم در پیش رو….
بنظر شما یا طفل نوزاد این همه ناخالصی داره …چرا نوزاد رو می تونن بندازن توی استخر و با کمال ناباوری ما می تونه شنا کنه …آیا مربی شنا داشته…چه کسی توی دنیای پر رمز و راز دوران نه ماه بارداری مراقب طفل هست و یا قبل از بارداری و آگاهی های قبل از عشق بین مادر و پدر ..
اونایی که خیلی خودشون رو زرنگ و همه جوره عالم می گیرن در زمانی که خوابیم چطوری داره زندگیمون مدیریت میشه …تا حالا فکر کردین یا میگین نه من فکر اونجاشم کردم دوربین گذاشتم تو خونم ….آیا توی اعضای بدنت هم دوربین گذاشتی که مراقب این باشی قلبت از کار نیوفته یا آنفاکتوس نکنی یا …
من از وقتی این باور قدرتمندکننده رو برای خودم ساختم که اگر خودم رو ببرم بیرون از کهکشان و چند لحظه فقط و چند ثانیه به این فکر کنم آیا مدیریت این مجموعه باور نکردنی رو اگر چند میلیونیم ثانیه منبع انرژی رها کنه چه اتقاقی خواهد افتاد….و ما که ایقدر ادعا داریم فراموش می کنیم قسط بانک رو بدیم حسابمون مسدود میشه و همه عالم و آدم رو زیر سوال می بریم …
من خودم گفتم هیچی نمی فهمم و هر آنچه الله بمن هدایت کنه از طریق دستانش به راههای مختلف منم بدون شک باید عمل کنم تا تکاملم طی بشه و به هدفم برسم و اگر نمی رسم باید خودم رو خالص تر کنم …
سلام به دوستای عزیز .این اولین دیدگاه من به عنوان عضوی از خانوادس 😀امیدوارم حس عالی داشته باشید .خواستم بگم که دیروز دوتا فکر ذهنمو مشغول کرده بود که یکیش درک بشتر خدا بود و یکی هم این که آیا واقعا چشم بد وجود داره یا نه .اولی رو که صبح توی من رو به نشانه ام هدایت کن جوابشو گرفتم و حالا هم زیر همون بخش این صفحه رو پیدا کردم .خیلی خوبه که آدم میدونه که میتونه جواباشو پیدا کنه .یه چیزی هم امروز دیدم یادم اومد الان یه شعره. فک کنم از عطار :
سلاممم به همه عزیزان
استاد جان
خدایا من هیچ نمی دانم
توجه به غیر تو بر من حرامه
خدایا خودت شکر خودت بگو
این فایل یکی از فایل های ارزشمند برای من هست یکی از اون نقطه قوت ها یکی از اون حال خوب ها پیروزی ها با رب
خلاصه خیلی دوستش دارم
من وقتی شش سال پیش این فایل گوش دادم تازه با استاد اشنا شده بودم قانون جذب و اینا رو درک می کردم و تکاملی به سایت و استاد رسیده بودم و اصلا این نگاه توحیدی بود که من عاشق کرد این بحث توحید بی نهایت برام جذاب بود و هست…
وقتی برای اولین بار این فایل شنیدم به نظرم خیلی منطقی اومد خیلییییی
(اینکه استاد میگن باور هاتون با منطق عوض کنید واقعا الان درک میکنم)
این فایل من و به فکر فرو برد واقعا اگه من باور دارم زندگی من با فرکانس های منه پس واقعا دیگه دیگرانی وجود ندارند ؟؟؟؟همش منم همه چی منم .اگه نگاه توحیدی هست اگه فقط میگم یه رب هست یه خدا هست دیگه ترسیدنی نیست!اگه فقط یه نیرو هست یک نیرو حاکم جهانه پس دیگه کی میتونه به من آسیب بزنه !
اگر من باور کردم من جزی از خداوندم و البته دیگران هم
آیا خدا به خدا آسیب میزنه ؟
اینا دیگه همش همون باور جدایی و نادوگانگی هست که من از خدا و این جهان جدا هستم
من از این نگاه توحیدی که جذبم کرد و میگفت همه چیز خداست قدرت دست خداست آیا جدا بودم ؟
حالا سابقه من از چشم زخم
من تو یه خانواده ای بزرگ شدم و اصلا تو اون منطقه ای که بزرگ شدم و دیدم یک باور قوی خیلی قوی به چشم نظر داشتن چند تا مثال میزنم
به من از بچگی گفتن خوشگلی به اندازه موهای سرم برام تخم مرغ شکوندن .حتا خودم تا همین قبل از این فایل وقتی سرکار بودم و احساس بدی پیدا می کردم تلفنی زنگ میزدم مامانم که برای من یه تخم مرغ بشکون فلانی منو چپ نگاه کرده.
و تمام اقوام و آشنایان که می شناسم همه از لحاظ مالی وضع خوبی دارن ولی از تمام پتانسیل ثروتشون استفاده نمیکن چرا ؟چون ممکنه چشم بخورن مثلا کسی که از لحاظ مالی راحت میتونه ماشینی مثل سوناتا یا اپتیما بخره پرشیا یا نهایت دنا می خره واونی که در حد بنز و بی ام دبلیو میره سوناتا میخره تا چشم نخوره .
خلاصه می خواستم پیش زمینه ای از شرایطم بدم
حالا من این فایل گوش کردم و تصمیم گرفتم باور خودمو عوض کنم و قدرت بدم دست خدا
اولین کاری که کردم به هیچکس هیچی نگفتم سکوتتتتتتتت مطلق در این رابطه
اصلا با کسی بحث نکردم توضیح ندادم فقط درون خودم بودو به نظرم از یک نشتی انرژی بزرگ جلوگیری کردم
حالا من موقعی تصمیم گرفتم که روی این باور کار کنم که تازه بچه دار شده بودم و همه میگفتن وای رفتی خونه حتما برای بچت اسفند دود کن ….من اونجا میگفتم چشم حتما ،ولی می آمدم خونه میگفتم نه قدرت دست خداست
خیلی اوقات می ترسیدم اما با همین باور توحیدی که قدرت فقط دست خداست و هیچ کسی نمی تونه به من آسیبی بزنه الا خودم جلوی ترس ام ایستادم
خلاصه من چندین ماه روی این باور کار کردم و به لطف خدا دیگه این باور نداشتم
البته به قول استاد باورهای که پاشنه آشیل ما هستند همیشه هستند من حتا با اینکه چندین سال گذشته بعضی اوقات میبینم که باز این فکر میاد نکنه چشم بخورم نکنه …..که همون لحظه باز جلوشو میگیرم که نه هیچ کس تاثیری توی زندگی من نداره قدرت فقط دست خداست.
ممنونم از همگی
در پناه ایزد یکتا
به نام خدای مهربان خدای که درون من است
سلام خدمت استاد عزیزم وبانو شایسته محترم و تمام دوستانم
یه دوتا از طایفه های روستای ما هستن که به حساب خیلی چشم شورن و تو خانواده ماهم به چشم زخم خیلی باور هست من هر موقع یه مجلسی میشد میرفتم و یکی از اون طایفه تو مجلس بود به محض اینکه میرسیدم خونه چپه میشدم مریض میشدم به شدت خخخ خودم خندم میگیره الان . مادرم سه تا تخم مرغ میشکست میگفت خیلی تیر نظر سنگین بود همیشه این خرافات بود تا وقتی که با استاد اشنا شدم و تو برنامه های دیگ ازش شنیده بودم ک چشم زخم وجود نداره دیگ من کلا سعی کردم از ذهنم بندازم بیرون با این که این فایل رو ندیده بودم الان که این فایل رو دیدم ایمانم از این که هست خیلی قوی تر شد خدایا شکرت.
انشالله هر روز به خدا نزدیک ترشویم و از خرافات دور شویم
ممنونم استاد
سلام و درود استاد بزرگوار و تک تک عزیزان خانواده ی عباسمنش
سپاس فراوان از استاد عزیز که هر لحظه به آگاهی ما اضافه می کنند
همیشه از گذشته با موضوع چشم زدن مساله داشتم و اعتقادی بهش نداشتم و افرادی رو می دیدم که اونقدر باور داشتن به این موضوع که واقعا تو زندگیشون تاثیرات زیادی داشت و وقتی بهشون می گفتم همچین چیزی نیست می گفتن تو قرآن هم در مورد چشم زدن اشاره شده .
در مورد آیه ی و ان یکاد که توضیح دادید خیلی برام جالب بود .خودم هم تا حالا به معنیش دقیق توجه نکرده بودم و وقتی گفتید رفتم و معنیش رو دقیق تر خوندم .
عدم آگاهی باعث می شه کارهایی رو انجام بدیم که هیچ اساسی نداره.
خدا رو شکر که در ارتعاش و فرکانس افراد مثبت اندیش و آگاه و صراط مستقیم قرار دارم .
این لطف خداست که من به این سایت هدایت شدم و هر روز سعی می کنم به نشونه ای که برام فرستاده شده توجه کنم و بخونمش و بهش عمل کنم.
برای تک تکتون از خودتون آرزوی بهترینها رو دارم .در پناه خدای یکتا ،شاد و پیروز و سعادتمند باشید.
استاد مهربونم هزاران بار ممنونم بابت همه ی روشنگریهاتون ،احساس الانم عالیه ،با توکل به خدای بزرگم و راهنماییهای شما مسیر بینظیری رو برای خودم ترسیم کردم و ایمان دارم که اون خدایی رو که خالصانه میپرستمش و باورش دارم چراغ راه من خواهد بود انقدر با تغییر باورهام روند زندگیم دگرگون شد که فقط میتونم یک جمله بگم که خدایا شکرت و به خودم میبالم که هر روز شاهد موفقیتهای بیشمارم هستم،بسیار از لحن بیان و صحبتتون که با قدرت حرف میزنین و با صدای بلند افکارتون رو انتقال میدین خوشحال میشم و احساسم عوض میشه که انگار فقط برای من حرف میزنین و مخاطبتون فقط منم ازتون خواهش میکنم فایلهای پر قدرتی که لحن صداتون افکار انسان رو بیدار میکنه بیشتر ضبط کنین
ممنون و سپاسگزارم،در پناه خداوند ????
به اسم الله یکتا رب العالمین
استاد واقعا با گوش دادن این فایل به جاهل بودنم پی بردم چقدر نادان هستم چقدر چشم بسته هر لنچه از گذشته از جد و جد و جامعه رسیده به من قبولش کرده بودم
و آنچنان در گمراهی و نادانی قرق بودم که اصلا نمیدانستم که از گمراهانم
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که این شرک و دروغ امشب به من فهماند
که امشب ذره ای توحیدی تر شدم کمی مزه شیرن حقیقت و فهمیدم
کمی آرام تر شدم کمی از ترس هایم کم تر شد
کمی به خالقم نزدیک تر شدم
من این فایل را بار ها گوش داده بودم ولی اینجوری که امشب درکش کردم درکش نکرده بودم و خدا میداند که در آینده اگر بازم گوشش کنم باز بهتر بفهممش
واقعا هر چه از خدا بدانیم بازم هیچی نمیدونیم
به قول بزرگان هر چه بیشتر بدانی به نادانی ات بیشتر پی میبری
خدایا اگر لطف کرم تو نبود از گمراهان میبودم
مهربانی کردی و هدایتم کردی به این جمع توحیدی به این سایت که توحید اشاعه میکنه راه درست و حقیقت رو ابلاغ میکنه
پروردگارا پرده نادانی و جهل را از وجودم بردار و تمع لذت بخش حقیقت رو به من بچشان
و من را در این مسیر استقامت بده
و من را جز بندگان شایسته خود بکن
مثل ابراهیمیت عیسی و موسی محمد و دیگران بندگان مومن ات
تا از زندگی فقط لذت تجربه کنم و در آخرت هم رو سفید در پیشگاهت باشم
پروردگارا شرک هایم که از سر نا آگاهی من هست را ببخش و از وجودم پاک کن
من را تسلیم امر خود بکن و تسلیم بمیران
تا در دنیا سعادتمند و در آخرت با بندگان صالحت مشهور شوم
درود بر شما دوست عزیزم
چقدر دعاهای زیبایی که کرده بودید رو دوست داشتم واقعا به دلم نشست و احساس زیبایی بهم داد
با اجازتون برای خودم کپی کردم
خدایا اگر لطف کرم تو نبود از گمراهان میبودم
مهربانی کردی و هدایتم کردی به این جمع توحیدی به این سایت که توحید اشاعه میکنه راه درست و حقیقت رو ابلاغ میکنه
پروردگارا پرده نادانی و جهل را از وجودم بردار و تمع لذت بخش حقیقت رو به من بچشان
و من را در این مسیر استقامت بده
و من را جز بندگان شایسته خود بکن
مثل ابراهیمیت عیسی و موسی محمد و دیگران بندگان مومن ات
تا از زندگی فقط لذت تجربه کنم و در آخرت هم رو سفید در پیشگاهت باشم
پروردگارا شرک هایم که از سر نا آگاهی من هست را ببخش و از وجودم پاک کن
من را تسلیم امر خود بکن و تسلیم بمیران
تا در دنیا سعادتمند و در آخرت با بندگان صالحت مشهور شوم
الحمدالله رب العالمین
سلام .
با اینکه این فایل مربوط به خیلی وقت پیش اما الان که نگاهم افتاد به آیه وان یکاد که روی دیوار خونه مون نصب و نظر خانم مهاجر عزیز ، به یه نکته جالب فکر کردم که من دقیقا قبلا برعکس قانون عمل میکردم یعنی وقتی کسی من رو تحسین میکرد حالا در هر موردی ! این ترس در من بوجود می اومد که نکنه اون فرد من رو چشم بزنه و از قضا چون باورش میکردم اتفاق خوشایندی بعدش پیش نمی اومد،و این کار من همون طور که گفتم دقیقا خلاف قوانین جهان بود چون باید در همچین مواردی بخاطر تحسینی که شده بودم سپاسگزاری میکردم و حالم خوب میشد تا اتفاقات بهتر هم پیش می اومد ، الان هرکی میگه وای چقدر خوبه که فلان اتفاق برات افتاد بجای نگران شدن منم خوشحال میشم و میگم اره خیلی خوبه خداروشکر تا فرکانس هام اثر سینرژیک ? پیدا کنه
بنام رب.
سلام استاد گلم سلام به خانم شایسته عزیز.
سلام به دوستان خوبم در این سایت.
صادقانه میگم من قبلا تا یکسال پیش توجهم روی چشم زدن دعا وفال قهوه ورق خیلی از این چیزها بود چه برای رابطه که داشتم وفکر می کردم با دعا گرفتم کارم پیش میره فال قهوه همه چی را میگه وواقعا هم باور می کردم اتفاق می افتاد چون به قول استاد باور ماست که زندگی مارا رقم می زنه اون طرف هم خودش همچین مشکلی داشت یک مدت بود پیش خودم می گفتم اگر این راها جواب میده چرا اینها خودشان مسئله دارن چرا خوشبخت نیستن این برای من سوال شده بودهرکاری می کردم بدتر می شد واینها شرک بود همش امام زاده نذرکردن واقعا شرک دروجودم بود ولی اصلا آگاه نبودم یک روز پیش خودم گفتم این راها جوابی نمیده چند سال کارم پیش نمیره به چه دردی می خوره پول ووقتم می گذارم یک دفعه فاصله گرفتم ووقتی این فایل گوش می کردم پیش خودم گفتم ببین من چقدر ناآگاه بودم این هم بگم اصلا آدمی نیستم که مقاومت داشته باشم وقتی استاد درمورد هرچیزی که می گویید وجودم و قلبم باور می کنه ومطالعه می کنم می بینم درسته شده آدمهای که بهشون میگی خیلی مقاومت دارن که نه ما اعتقاد داریم دیدم ولی خدا را شکر انگار وجودم هرروز منتظر چیزهای جدید تشنه هست تا جهان بفهمه راه را پیدا کنه هرروز یک چیز اضافه بشه به درونم سپاسگزار پروردگارم هستم که همچین قانونی درجهانش هست قابل تغییر نیست ثابت ومن را به این مسیر هدایت کرد تا از طریق یکی از بهترین دستانش به من زندگی کردن یاد بده خیلی سپاسگزارم درپناه رب تنها قدرت وفرمانروایئ جهان 🙂🙂
استاد چقدر خوب میشد کل قرآن خودتون ترجمه می کردید ودر سایت مثل کتابهای که داریدمی گذاشتید ما بهاش می دادیم می خوندیم همچین کاری بکنید عالی میشه 🙏🙏
سلام سمیرا جان
چه پیشنهاد خوبی دادی، ترجمه قرآن توسط آقای عباس منش
عالی بود…
موافقم…
🙏🙏سپاسگزارم ❤❤
سلام به دوستای گلم
امروز یک موضوعی که بشدت در تمام دورانهای زندگیم درگیرش بودم می خوام براتون بازش کنم
جونم براتون بگه: قبلا من دوست داشتم مثل یک معلم منظبت که در دیسیپرین خاص دارن و آگاهی های اجتماعی شون بروز هست باشم و مو بمو همه اونایی که با من کار می کنن یا در زندگی من دخیل هستن باید خودشون رو با افکار من مطابقت بدن و از راه و روش بی چون و چرای من تبعیت داشته باشند و گر نه من بشدت عکس العمل نشون می دادم و اگر سعی در بهبود خودش داشت بیش از حد توانم کمکش می کردم و خدا نکنه که مخالفت داشت … با عصبانیت تمام از زندگیم اخراج میشد….
چرا چون فکر می کردم من می تونم با این کار مدینه فاضله برای خودم بسازم غافل از اینکه با این کار من در بعضی از عزیزانم حالت تنفر از خودم – افکارم – دین – انتخاب راه صحیح در بیرون از محیط خانواده – انتخاب شغل مناسب – نحوه برخورد با تضاد های شغلی – سبک زندگی – ارتباطات اجتماعی – شیوه مشاوره به عزیزان و … بوجود آوردم.
الان بدلیل درک قانون فهمیدم اگه کسی مشکلی رو داره با من درمیون میزاره باید به بهترین شیوه راهنمایی کنم اما اگه اون توی مدار صحبتهای من باشه تغییر پیدا می کنه و من نباید خودم رو از تن در بیارم و عصبانی بشم که چرا حرفهای منو نمی فهمه و من بایییید برم از صد هزار راه دیگه اونا هالی کنم و شب و روزم رو بهم بدوزم……رب رو شاهد می گیرم اگه کسی با من مشورت می کرد تا اون عمل نمی کرد مگه من ولش نمی کردم … الان اصلان دوست ندارم به دوران قبلم برگردم هر چی فکر می کنم می بینم من آگاهی های نا خالصی داشتم و خدا شکر می کنم که قرآن بمن تلنگری شدید زد …. مخصوصا زمانی که به پیامبر میگه تو نمی تونی ضمانت اونا رو داشته باشی حتی اگر از نزدیکانت باشند چونکه اونا شرک ورزیدند و اونا نتیجه اعمال خودشونو می گیرند و ما به هیچ کسی ظلم نمی کنیم …..
و چون دارم خودم رو خالصتر می کنم دارم افکار همه مردم که با من در ارتباطن رو آنالیز می کنم و به جای ناراحت شدن از افکارشون به خودم میگم این افکار نتیجش این نتایجه پس من باید از اون افکار اعراض کنم و باز تمرکز می کنم به نکات مثبت زندگیم و زیبایی های اطرافم و من از این هر روز به مدار بالاتر میرم و خدا میدونه چند لحظه بعد چه اتفاقات خوبی برام بیوفه و این قانون بدون چون و چرای آفرینش و تکامل منه …. الهی شکرت که خودمون می تونیم برای خودمون نتیجه های بهتری رقم بزنیم
در مورد افکار دیگران در مورد ثروت خیلی دقیق می شم و می بینم همش از کمبودها و مخصوصا اگه پولها مونو خرج کنیم زود تموم میشه!!!! و همش دلار و سکه بالا رفت پایین رفت اگه فلانی بیاد وضعمون خوب میشه و منی که کارمندم چجوری می خواد وضعم خوب بشه و ….و شرک و شرک و شرک …
در مورد سلامتی همش میگن من که همش سرما خوردم یا بدن من دیگه نمی کشه یا من که چند ساله دیگه بیشتر زنده نیستم… و ما با ارسال این فرکانسهای نا دلخواه ” جهان هم بواسطه دریافت این فرکانسهای پاسخی متناسب همون درخواست رو برای ما می فرسته و مریضی و مشکلات و نتایج نادلخواه برای ما بوجود میاد
و در مورد روابط با همسرمون یا خانواده یا دیگران که اصرار داریم اونا رو تغییر بدیم تا بتونیم زندگیمون رو به اصطلاح شیرین کنیم و باز اشتباه و اشتباه و رفتن به جاده خاکی و روبرو شدن با ناراحتی و افکار نا دلخواه و…
من رب یکتا رو بینهایت شکر میکنم که این تضاد شرک رو که بزرگترین پاشنه آشیل زندگیم بود دارم آهسته آهسته از زندگیم دیپورتش می کنم چون منم هر آنچه در گذشته از ثروت می خواستم از بنده خدا بود و همیشه از اونا تشکر می کردم که در آخر ماه چندل غاز حقوق بهم بدن … ای بزرگوار قدرتمند کیهان چقدر من جلو پامو نگاه می کردم برای همین همیشه سرم می خورد به دیوار یک متر جلو تر و مشکلات مالی پشت مشکلات و فقر و …
در بقیه موارد هم مثل سلامتی و ارتباط با رب و عشق شرک داشتم که سالها می گفتن تو له لایق این نیستی که به خدا درخواستها تو بگی و تو بنده تقصیر کار چطوری روت میشه با خدا که اینقدر بزرگه راز و نیاز کنی پس حالا تو بیا برو پهلوی فال گیر یا اگه مشاورت بهتر بود می گفت برو پهلوی فلان بزرگ دینی و یا باز در آخر می گفتند برو دخیل کن خودت رو به فلان امام زاده و مرحله فینیشینگت این بود تو که اینقدر گناه کردی برو پهلوی امام رضا اینقدر گریه کن تا شاید دلش رحم بیاد به خدا بگه یک کاری برات بکنه اونم شاید و اگر هم نتیجه نمی گیری تو خیلی گناهات زیاده باید پیاده به کربلا بری تا پاک بشی و …..ادامه تا پایان عمرت و جهنم در پیش رو….
بنظر شما یا طفل نوزاد این همه ناخالصی داره …چرا نوزاد رو می تونن بندازن توی استخر و با کمال ناباوری ما می تونه شنا کنه …آیا مربی شنا داشته…چه کسی توی دنیای پر رمز و راز دوران نه ماه بارداری مراقب طفل هست و یا قبل از بارداری و آگاهی های قبل از عشق بین مادر و پدر ..
اونایی که خیلی خودشون رو زرنگ و همه جوره عالم می گیرن در زمانی که خوابیم چطوری داره زندگیمون مدیریت میشه …تا حالا فکر کردین یا میگین نه من فکر اونجاشم کردم دوربین گذاشتم تو خونم ….آیا توی اعضای بدنت هم دوربین گذاشتی که مراقب این باشی قلبت از کار نیوفته یا آنفاکتوس نکنی یا …
من از وقتی این باور قدرتمندکننده رو برای خودم ساختم که اگر خودم رو ببرم بیرون از کهکشان و چند لحظه فقط و چند ثانیه به این فکر کنم آیا مدیریت این مجموعه باور نکردنی رو اگر چند میلیونیم ثانیه منبع انرژی رها کنه چه اتقاقی خواهد افتاد….و ما که ایقدر ادعا داریم فراموش می کنیم قسط بانک رو بدیم حسابمون مسدود میشه و همه عالم و آدم رو زیر سوال می بریم …
من خودم گفتم هیچی نمی فهمم و هر آنچه الله بمن هدایت کنه از طریق دستانش به راههای مختلف منم بدون شک باید عمل کنم تا تکاملم طی بشه و به هدفم برسم و اگر نمی رسم باید خودم رو خالص تر کنم …
سلام به دوستای عزیز .این اولین دیدگاه من به عنوان عضوی از خانوادس 😀امیدوارم حس عالی داشته باشید .خواستم بگم که دیروز دوتا فکر ذهنمو مشغول کرده بود که یکیش درک بشتر خدا بود و یکی هم این که آیا واقعا چشم بد وجود داره یا نه .اولی رو که صبح توی من رو به نشانه ام هدایت کن جوابشو گرفتم و حالا هم زیر همون بخش این صفحه رو پیدا کردم .خیلی خوبه که آدم میدونه که میتونه جواباشو پیدا کنه .یه چیزی هم امروز دیدم یادم اومد الان یه شعره. فک کنم از عطار :
هر یکی بینا شود بر قدر خویش
باز یابد درحقیقت صدر خویش
امیدوارم از ثانیه ها تون لذت ببرید 💜💙❤
سلام
ضمن تشکر از شما استاد محترم و گروه فوق العاده عالی در زمینه موفقیت
بنده از سمینار هدف گذاری سال 93 با این گروه آشنا شدم و تا به حال مطالب بسیاری را فراگرفته ام .
در خصوص این ویدئو با موضوع چشم زخم مطلبی بود که میخواستم خدمتتان عرض کنم
ابتدا به تفسیر آیه موردنظر 51 سوره قلم میپردازیم_ تفسیر نمونه
ﺗﻔﺴﻴﺮ: ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻛﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ
ﺩﻭ ﺁﻳﻪ ﻓﻮﻕ ﻛﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺳﻮﺭﻩ” ﻗﻠﻢ” ﺭﺍ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ، ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﭼﻴﺰﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺭﻩ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻧﺴﺒﺖ ﺟﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺹ ﺁﻣﺪﻩ.
ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ:” ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﻠﺎﻙ ﻛﻨﻨﺪ، ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺍﻭ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ” (ﻭَ ﺇِﻥْ ﻳَﻜﺎﺩُ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍ ﻟَﻴُﺰْﻟِﻘُﻮﻧَﻚَ ﺑِﺄَﺑْﺼﺎﺭِﻫِﻢْ ﻟَﻤَّﺎ ﺳَﻤِﻌُﻮﺍ ﺍﻟﺬِّﻛْﺮَ ﻭَ ﻳَﻘُﻮﻟُﻮﻥَ ﺇِﻧَّﻪُ ﻟَﻤَﺠْﻨُﻮﻥٌ).
” ﻟَﻴُﺰْﻟِﻘُﻮﻧَﻚَ” ﺍﺯ ﻣﺎﺩﻩ” ﺯﻟﻖ” ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﻟﻐﺰﻳﺪﻥ ﻭ ﺑﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻛﻨﺎﻳﻪ ﺍﺯ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩﻯ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺩﺭ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻰ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ:
1- ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﻣﻔﺴﺮﺍﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ: ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﺑﺎ ﻋﻈﻤﺖ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻧﺪ، ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻯ ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﻋﺪﺍﻭﺕ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻰ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻛﻨﻨﺪ! ﻭ ﺩﺭ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﺟﻤﻌﻰ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﭼﺸﻢ ﺯﺩﻥ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺍﺛﺮ ﻣﺮﻣﻮﺯﻯ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻃﺮﻑ ﺭﺍ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻳﺎ ﻫﻠﺎﻙ ﻛﻨﺪ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺒﺮﻧﺪ.
2- ﺑﻌﻀﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻨﺎﻳﻪ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﻬﺎﻯ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻏﻀﺐ ﺁﻟﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﺋﻴﻢ ﻓﻠﺎﻥ ﻛﺲ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻰ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻳﺎ ﺑﻜﺸﺪ! 3- ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎﻯ ﺑﺎﻟﺎ ﻧﺰﺩﻳﻜﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻀﺎﺩ ﻋﺠﻴﺒﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﻯ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﺳﻠﺎم ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺑﻴﺎﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ: ﺁﻧﻬﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺁﻳﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻧﺪ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻣﺠﺬﻭﺏ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﺍﻋﺠﺎﺏ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﭼﺸﻢ ﺑﺰﻧﻨﺪ (ﺯﻳﺮﺍ ﭼﺸﻢ ﺯﺩﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻣﻮﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﻋﺠﺎﺏ ﺍﻧﮕﻴﺰ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ) ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ: ﺗﻮ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﻯ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺳﺘﻰ ﺷﮕﻔﺖ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ، ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻭ ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﮔﻮﻳﻰ ﻛﺠﺎ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻋﺠﺎﺏ ﺍﻧﮕﻴﺰ ﺟﺬﺍﺏ ﻭ ﭘﺮﻧﻔﻮﺫ ﻛﺠﺎ؟.
ﺍﻳﻦ ﺳﺒﻚ ﻣﻐﺰﺍﻥ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻭ ﭼﻪ ﻧﺴﺒﺘﻬﺎﻯ ﺿﺪ ﻭ ﻧﻘﻴﻀﻰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ؟
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺁﻳﺎ ﭼﺸﻢ ﺯﺧﻢ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﻠﺎﻣﻰ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻠﻮم ﺭﻭﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﻧﻜﺎﺕ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﺳﺨﻦ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﮔﻔﺖ
ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎم ﺩﺭ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻣﻰ ﺍﻓﺰﺍﻳﺪ:” ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﭼﻴﺰﻯ ﺟﺰ ﻣﺎﻳﻪ ﺑﻴﺪﺍﺭﻯ ﻭ ﺗﺬﻛﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ” (ﻭَ ﻣﺎ ﻫُﻮَ ﺇِﻟَّﺎ ﺫِﻛْﺮٌ ﻟِﻠْﻌﺎﻟَﻤِﻴﻦَ).
ﻣﻌﺎﺭﻓﺶ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ، ﺍﻧﺬﺍﺭﻫﺎﻳﺶ ﺁﮔﺎﻩ ﻛﻨﻨﺪﻩ، ﻣﺜﺎﻟﻬﺎﻳﺶ ﭘﺮﻣﻌﻨﻰ، ﺗﺸﻮﻳﻘﻬﺎ ﻭ ﺑﺸﺎﺭﺗﻬﺎﻳﺶ ﺭﻭﺣﭙﺮﻭﺭ، ﻭ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﻣﺎﻳﻪ، ﺑﻴﺪﺍﺭﻯ ﺧﻔﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻯ ﻏﺎﻓﻠﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺟﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﺁﻥ ﺩﺍﺩ؟
ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﻳﻦ ﺗﻔﺴﻴﺮ” ﺫﻛﺮ” (ﺑﺮ ﻭﺯﻥ ﻓﻜﺮ) ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ” ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻯ” ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﻰ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﻣﻔﺴﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ” ﺷﺮﻑ” ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﺷﺮﺍﻓﺘﻰ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻤﺎم ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﻴﺰﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻳﻪ 44 ﺳﻮﺭﻩ ﺯﺧﺮﻑ ﺁﻣﺪﻩ ﻛﻪ ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﻭَ ﺇِﻧَّﻪُ ﻟَﺬِﻛْﺮٌ ﻟَﻚَ ﻭَ ﻟِﻘَﻮْﻣِﻚَ” ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺎﻳﻪ ﺷﺮﻑ ﻭ ﺁﺑﺮﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﻭ ﻗﻮم ﺗﻮ ﺍﺳﺖ” ﻭﻟﻰ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺫﻳﻞ ﺁﻳﻪ ﻣﺰﺑﻮﺭ ﻧﻴﺰ ﮔﻔﺘﻴﻢ” ﺫﻛﺮ” ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻯ ﻭ ﺁﮔﺎﻫﻰ ﺑﺨﺸﻰ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﺻﻮﻟﺎ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﻬﺎﻯ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺠﻴﺪ ﻫﻤﺎﻥ” ﺫﻛﺮ” ﺍﺳﺖ، ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺍﻭﻝ ﺻﺤﻴﺤﺘﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ.
ﻧﻜﺘﻪ: ﺁﻳﺎ ﭼﺸﻢ ﺯﺩﻥ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺍﺛﺮ ﻣﺨﺼﻮﺻﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﺍﻋﺠﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﻨﮕﺮﻧﺪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺒﺮﺩ، ﻳﺎ ﺩﺭﻫﻢ ﺑﺸﻜﻨﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻳﺎ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﻛﻨﺪ.
ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻘﻠﻰ ﺍﻣﺮ ﻣﺤﺎﻟﻰ ﻧﻴﺴﺖ، ﭼﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻣﻐﻨﺎﻃﻴﺴﻰ ﺧﺎﺻﻰ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﺍﻳﻰ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﺩﺍﺭﺩ، ﺣﺘﻰ ﺑﺎ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﻭ ﻣﻤﺎﺭﺳﺖ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺩﺍﺩ، ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻐﻨﺎﻃﻴﺴﻰ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻣﻐﻨﺎﻃﻴﺴﻰ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻳﻰ ﻛﻪ” ﺍﺷﻌﻪ ﻟﻴﺰﺭ” ﻛﻪ ﺷﻌﺎﻋﻰ ﺍﺳﺖ ﻧﺎﻣﺮﺋﻰ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻛﺎﺭﻯ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﺳﻠﺎﺡ ﻣﺨﺮﺑﻰ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﻴﺮﻭﻳﻰ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﺛﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﭼﻴﺰ ﻋﺠﻴﺒﻰ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.
ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﻧﻘﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩﻯ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻣﺮﻣﻮﺯ ﭼﺸﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻳﺎ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﻳﺎ ﺍﺷﻴﺎﻳﻰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﭼﺸﻢ ﺯﺩﻥ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ.
ﻟﺬﺍ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺍﺻﺮﺍﺭﻯ ﺩﺭ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻋﻠﻢ ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ.
ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺍﺳﻠﺎﻣﻰ ﻧﻴﺰ ﺗﻌﺒﻴﺮﺍﺕ ﻣﺨﺘﻠﻔﻰ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﻣﺮﻯ ﺭﺍ ﺍﺟﻤﺎﻟﺎ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ.
ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺜﻰ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ” ﺍﺳﻤﺎء ﺑﻨﺖ ﻋﻤﻴﺲ” ﺧﺪﻣﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺹ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺟﻌﻔﺮ ﭼﺸﻢ ﻣﻰ ﺯﻧﻨﺪ، ﺁﻳﺎ” ﺭﻗﻴﻪ” ﺍﻯ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻴﺮم (ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ” ﺭﻗﻴﻪ” ﺩﻋﺎﻫﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮﺍﻯ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻯ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺯﺧﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﻬﻤﻴﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻌﻮﻳﺬ ﻧﻴﺰ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ).
ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺹ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﻧﻌﻢ، ﻓﻠﻮ ﻛﺎﻥ ﺷﻰ ء ﻳﺴﺒﻖ ﺍﻟﻘﺪﺭ ﻟﺴﺒﻘﻪ ﺍﻟﻌﻴﻦ
” ﺁﺭﻯ، ﻣﺎﻧﻌﻰ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺍﮔﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭ ﭘﻴﺸﻰ ﮔﻴﺮﺩ ﭼﺸﻢ ﺯﺩﻥ ﺑﻮﺩ”! .
ﻭ ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺚ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﻴﺮ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻉ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻣﺎم ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎم ﺣﺴﻴﻦ” ﺭﻗﻴﻪ” ﮔﺮﻓﺖ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺩﻋﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ:
ﺍﻋﻴﺬﻛﻤﺎ ﺑﻜﻠﻤﺎﺕ ﺍﻟﺘﺎﻣﺔ ﻭ ﺍﺳﻤﺎء ﺍﻟﻠَّﻪ ﺍﻟﺤﺴﻨﻰ ﻛﻠﻬﺎ ﻋﺎﻣﺔ، ﻣﻦ ﺷﺮ ﺍﻟﺴﺎﻣﺔ ﻭ ﺍﻟﻬﺎﻣﺔ، ﻭ ﻣﻦ ﺷﺮ ﻛﻞ ﻋﻴﻦ ﻟﺎﻣﺔ، ﻭ ﻣﻦ ﺷﺮ ﺣﺎﺳﺪ ﺍﺫﺍ ﺣﺴﺪ
:” ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎم ﻛﻠﻤﺎﺕ ﻭ ﺍﺳﻤﺎء ﺣﺴﻨﺎﻯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﺷﺮ ﻣﺮﮒ ﻭ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﻮﺫﻯ، ﻭ ﻫﺮ ﭼﺸﻢ ﺑﺪ، ﻭ ﺣﺴﻮﺩ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﺣﺴﺪ ﻭﺭﺯﺩ ﻣﻰ ﺳﭙﺎﺭم، ﺳﭙﺲ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺹ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:” ﺍﻳﻨﭽﻨﻴﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﻭ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﺗﻌﻮﻳﺬ ﻧﻤﻮﺩ” .
ﺩﺭ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻠﺎﻏﻪ ﻧﻴﺰ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﻟﻌﻴﻦ ﺣﻖ ﻭ ﺍﻟﺮﻗﻰ ﺣﻖ
:” ﭼﺸﻢ ﺯﺧﻢ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﻓﻊ ﺁﻥ ﻧﻴﺰ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ” .
ﺫﻛﺮ ﺍﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻟﺎﺯم ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻣﺎﻧﻌﻰ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﻳﻦ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﻭ ﺗﻮﺳﻠﻬﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺟﻠﻮ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻧﻴﺮﻭﻯ ﻣﺮﻣﻮﺯ ﻣﻐﻨﺎﻃﻴﺴﻰ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺨﺮﺏ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﻰ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺧﻨﺜﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ.
ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺰ ﻟﺎﺯم ﺑﻪ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﭼﺸﻢ ﺯﺧﻢ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺍﺟﻤﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻯ ﺧﺮﺍﻓﻰ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻋﻮﺍﻣﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺧﻠﺎﻑ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﺕ ﺷﺮﻉ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻫﻢ ﺳﺒﺐ ﺷﻚ ﻭ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﺎﺁﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﺳﺖ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺑﺎ ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ ﺍﻳﻦ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺫﻫﺎﻥ ﮔﺬﺍﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ.