دولت ها و ایجاد شغل!؟ واقعاً؟! - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

607 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا تقوی گفته:
    مدت عضویت: 1635 روز

    با سلام و احترام خدمت دوستان و استاد محترم

    اینکه ما منتظر دولت ها هستیم تا برامون کار ایجاد کنن در واقع برمیگرده به همون دیدگاه که کار دولتی خیلی خوبه و استخدام که بشب دیگه اینده ات تامینه. حتی اگر طرف از شغل ازاد کلی پول دربیاره اما باز هم همه میگن ارزش نداره. اگر یه کار دولتی داشتی خیالت راحت تر بود. پدر من همیشه میگفت درس بخونید دکتر بشین بعدش حتی اگر کار هم پیدا نکنید همه میگن تقصیر دولته. هیچ کس از چشم شما نمیبینه. شما فقط ببینید چند تا باور غلط تو این به اصطلاح نصیحت خوابیده.

    توی فرهنگ ما اینکه بهمون بگن مهندس و دکتر خیلی برامون مهمتره تا پولدار باشیم البته به ظاهر. در باطن خشمگین هستیم که ببین خدا پول رو به چه کسایی میده. خب خیلی ساده اس خدا پول رو به کسایی میده که میخانش نه کسایی که دارن خودشون رو اماده می کنن که درس بخونن و کار پیدا نکنن و بعد بگن تقصیر دولته. به همین سادگی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    به نام خداوند رزاق و هدایتگر

    سلام به همه دوستانم

    پنجاه و دومین روز سفرنامه:

    در مورد انتظار داشتن و بطور کلی حساب کردن روی عوامل بیرونی از خودم میگم:

    توی خانواده ای بزرگ و ثروتمند بدنیا اومدم که از نظر مالی هیچ کمبودی نداشتیم و نداریم خداروشکر. مشکلات من از وقتی شروع شد که دقیقا روی خانواده و کمک هاشون حساب کردم و طبق اونها برنامه زندگیم رو‌ چیدم اینجا بود که دقیقا از همین نقطه ضربه خوردم و با اینکه خانواده ثروتمندی داشتم،اما هر روز از نظر مالی بدتر و‌ بدتر میشدم. چون شرک داشتم و روی عوامل بیرونی تمرکز کرده بودم. در حالی که من باید روی خودم تمرکز میکردم،روی خدای خودم حساب میکردم. این وضعیت ادامه داشت تا تقریبا یکسال و نیم قبل،که یک روز نشستم خودم رو واکاوی کردم.اول اومدم مسئولیت زندگی خودم‌ رو بر عهده گرفتم که هیچکس جز خوده من مسئول ساختن زندگی من نیست. هیچکس جز خوده من توانایی خلق خواسته ها مو نداره و هیچکس جز خوده من توانایی خراب کردن خواسته هام رو هم نداره. فقط من هستم و خودم. و تصمیم گرفتم که دیگه روی کسی حساب نکنم،روی حرف کسی حساب نکنم و فقط و فیط روی خدا حساب کنم و به خودش توکل کنم توی هر کاری. حتی توی آشپزی کردن. از خدا خواستم که کمکم کنه و یادمه به خدا گفتم خدایا من هیچی نمیدونم. هیچی هم ندارم. همینم که خودت بهتر میدونی. با توجه به شرایط الانم هدایتم کن. و‌ بعدش آروم آروم هدایت شدم و بصورت تکاملی الان اینجام. اینجایی که هیییییچ شباهتی به زندگی یکسال و نیم قبلم ندارم و تفاوت زمین تا آسمونه. چه از نظر ایمان. چه از نظر توکل. چه توی تصمیم گیری. چه توی آرامش و چه از نظر مالی.

    من هدایت شدم به این سایت وقتی دنبال پول بودم. اما خدا چیزای خیلی بزرگتری برام در نظر گرفته بود و‌ درک کردم که خداوند بیشتر از من میخواد که ثروتمند بشم. چیزهایی که الان دارم رو با هیچ مبلغی نمیشه حتی مقایسه کرد. البته که وقتی ایمانم و توکلم رو نشون دادم،نعمت پول هم بدنبالش اومد خداروشکر.

    ممنونم ازت استاد عزیزم و مریم خانم شایسته. خدارو هزاران بار بخاطر وجود شما شکر میکنم

    شاد،سلامت و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    فاطمه ش گفته:
    مدت عضویت: 1943 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز 52 ام از روز شمار تحول زندگی من

    دولت و ایجاد شغل؟! واقعا؟!

    استاد یه اتفاق خوبی که هست، اینه که من از اون موقع ای که کم کم داشتم وارد فضای سیاسی میشدم، به لطف پروردگار مهربان با آموزه های شما اشنا شدم و از همون اول به طور کامل با این فضا فاصله گرفتم؛ در نتیجه این باور معیوب که دولت باید کار ایجاد کنه رو ندارم.

    اما این تفکر شرک آلود رو میتونم به زمینه های دیگه تعمیم بدم؛ یعنی باور به اینکه فلانی باید به من کمک کنه یا شرایط باید تغییر کنه تا من یه شغل خوب پیدا کنم یا حتی اینکه من یک شغل خاص رو باید داشته باشم تا درآمد خوبی کسب کنم!

    به قول خودتون هرررر عاملی بیرون از خودم و خدای خودم!

    شرکه شرک؛

    اینکه من بگم تو فلان زمینه که پول نیست

    یا تو فلان شهر نمیشه پول درآورد

    یا الان که دانشجو هستم که نمیشه وقت ندارم

    یا اینکه علاقه من در زمینه ایه که ثروت ساز نیست

    اینا همش شرکه؛ حالا باور های قدرتمند کننده ای که باید جایگزینشون بشه چیه؟بریم که باهم مرور کنیم:

    1.ثروت و نعمت مثل اکسیژنه و همیشه و همه جا، نامحدود وجود داره

    2.از هر موضوعی میشه بی نهایت ثروت کسب کرد

    3. در هر موقعیت مکانی و در هر زمانی میشه بی نهایت ثروت ساخت همونطور که میبینیم که انسان ها هر روز دارن ثروت های بیشتری می سازند

    4.خداوند، کسی که از اول با من بوده و تا ابد هم در کنار من خواهد بود، در زمینه ثروت هم من رو یاری میکنه و ایده های ثروت ساز رو به من الهام میکنه

    5.مهم نیست به چه موضوعی علاقه دارم؛ هر چیزی که هست بی نهایت راه برای خلق ثروت ازش وجود داره

    6.مهم نیست چقدر استعداد داری، از هر نقطه ای که هستی میتونی تکاملت رو شروع کنی

    7.مهم نیست چند سالته، با هر سنی که داری میتونی مثل میلیون ها نفر، خلق ثروت رو شروع کنی

    8. مهم نیست کجا زندگی میکنی، چرا که در همون جا هم بدون شک هستند افرادی که به راحتی دارن ثروت خلق میکنن

    9.ثروت مثل اکسیژنه، پس اصلا قرار نیست کار خاصی انجام بدی تا وارد زندگیت بشه؛ تو طبیعی باش، ثروت خود به خود وارد زندگیت میشه

    10.تو باید به حدی از بی نیازی برسی که اگر خواستی به دیگران هم کمک کنی؛ نه اینکه محتاج کمک دیگران باشی

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم بخاطر این آگاهی های ناااب

    استاد عزیز و مریم جانم، یک دنیا سپاسگزارم که این آگاهی ها رو با این کیفیت و با عشق با ما به اشتراک میگذارید.

    با آرزوی بهترین ها برای همه دوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1834 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به همه عزیزانم

    وقتی در جریان الهی قرار بگیری همه چیز خود به خود درست میشه

    بارها و بارها از استاد شنیدم که همه چی خودبه خود درست میشه و حالا در حال درک کردن و دیدن این جمله هستم

    وقتی دست از تقلا برداشتم و دل به خدا دادم و تسلیم شدم خداوند راه رو واسم باز کرد

    استر هیکس میگه مسیری درسته که توی جریان آب باشی و پارو نزنی و جریان خودش تورو میبره

    الان و همینم همراه با جریان و هدایت الهی و حرکت در مسیری که نمیدونم به کجاست؟! اما میدونم نهایت مقصد رضایت و خوشنودی و خوشبختی من در اغوش خداوند است

    اینکه( من فقط با فرکانسهام میتونم افراد رو موافق و یا مخالف خودم بکنم) هم نیاز به درک کردن داره نیاز به باور کردن نیاز به فهمیدن .

    [هیچ کس نه در موفقیت و نه در شکست من تاثیری ندارن فقط ابزارن که من با ارسال فرکانسهام بهشون شکل میدم که چه تاثیری در زندگی من دارن]

    وقتی قدرتی جز خدا در زندگی نبینی وقتی روی خودت سرمایه گزاری کنی وقتی زیبایی و خوبیهای اطرافیانت رو ببینی تو در مدار رضایت وخوشنودی دیگران قرار میگیری و دیگران همه کار برای تو میکنی حتی چیزی که فکرش رو هم نمیکردی حتی از افرادی که نمیشناسی خیر و خوبی دریافت میکنی و اینجاست که میفهمی که مسیر درست است

    چقدر داشتن درآمد برایم مهم بود به هر دری زدم هر کاری کردم با زور با تقلا با تمام وجود و چقدر نامناسب بود این مسیر و باید می‌گذشت تا بفهمم اولویت زندگی ام چیست ؟

    و بفهمم که دیدن زندگی دیگران در الویت بندی زندگی ام تاثیر داشت نه خواست قلبی خودم

    وقتی رها باشی و تسلیم کار خودش میاد درآمد خودش میاد روزی خودش میاد آرامش خودش میاد و راه برات روشن میشه

    مهم توکل و ایمان و تسلیم در برابر خداونده

    خدایا شکر که از شنیدن به درک و فهمیدن و حالا به تجربه کردن رسیدم

    حال که تسلیم شدم ازم درخواست شد برای همیاری برای درآمد برای داشتن شغل و زیبایی و راحتی و ارامش بیشتر الهی شکر

    خدایا شکرت خدایا شکر

    خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای آمین یا رب العالمین

    در پناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1348 روز

    بِه نامِ خُداوَندِ بی نَهایَتُ لامَکانُ لازَمان

    بهِ نامِ خُداوَندی کِه هَمه چیز می شَود هَمه کَس را…

    سلام و درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    برگ پنجاه و دوم از سفرنامه من

    پنجشنبه 1403/4/21

    ساعت 21:57

    دیدگاه پدرم از زمانی ک یادم میاد اینبود ک شغل کارمندی خیلی خوبه

    باید کارمند بشید

    باید درس بخونید و کارمند بشید

    و من بواسطه همین هم ب درس خوندن علاقه دارم و هم به شغل کارمندی

    و اصلا هیچ‌ کاری آزاد به دلم نمیشینه

    یجوری شغل آزاد را بی کلاس میدونم

    برای همین همیشه اسم شغل آزاد ک میاد فراری هستم

    و تمام فکرم اینه ک هرکاری کنم تلاشم را بکنم ک کارمند دولت بشم

    و چند روز در روزشمار فایل های استاد را گوش میدم

    احساس میکنم نشونه ای هست برای من

    چون من هیچوقت شاغل نبودم

    پیام خداست بمن ک شروع کن حرکت کن از کارهای کوچیک

    گمی احساس میکنم مقاومتم کمتر شده

    احساس میکنم نرم تر شده اون سیمانی ک به ذهنم محکم کاری شده ک فقط باید کارمند بشم

    شغل کارمندی شخصیت میاره

    هویت میاره

    نمیدونم یجوری سپردم ب خدا

    ک خداوند من را هدایت کنه

    از هر کار کوچیکی ک من را هدایت کنه تسلیم باشم و حرکت کنم

    مقاومت نکنم

    خیلی این فایل ها بمن کمک بزرگی کرد

    خیلی باورهای جابجا کرد

    درسته ک هنوز صدرصد نشده

    ولی از اون مقاومتی ک داشتم ک آزاد اصلا نمیتونستم بهش فکر کنم

    الان میتونم بهش فکر کنم

    میدونم خیلی کار دارم خیلی راه هست ک باید طی بشه

    تا ب تکامل برسم

    اما خیلی راضی هستم از این مسیر

    از این هدایت های الهی

    خداوند را سپاسگزار هستم

    خداوندا تنها تورا میپرستم تنها از تو یاری میجویم

    خدایا من را به راه راست به راه کسانیکه ب آنها نعمت عطا کردی هدایت کن

    ن راه کسانیکه بر آنها غضب کردی ن گمراهان

    استاد عزیزم مثل همیشه سپاسگزار شما هستم

    روز شمار تحول زندگی من

    روز پنجاه و دوم

    1403/4/21

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سیداحمد میرابوالقاسمی گفته:
      مدت عضویت: 2174 روز

      بنام خدا و بیاد خدا و برای خدا

      هرگز به شما دیر توصیف نمی‌گردد زان طرفه ای که خدا به شما تقدیر داشت

      سلام بر استاد عزیز و گرامی و مریم بانو همراه شایسته و بینظیر استاد

      سلام خدمت دوستان هم فرکانسی این سایت بزرگ به وسعت جهان

      سلام بر خواهر عزیز فاطمه خانم گرامی و هم فرکانسی در این سایت بزرگ از اینکه در این سایت بزرگ عضو هستم و آدمهای مثبت و توحیدی مثل شما و دیگر دوستان در کنارم هستند خیلی خوشحالم

      إیّاک‌َ نَعبُدُ وَ إِیّاک‌َ نَستَعِین‌ُ(پرورداگارا) تنها تو را می‌پرستیم (تسلیم تو هستیم) و تنها از تو (فقط خودت) یاری می‌جوییم.

      من 46 سالمه و 26 ساله که کارمندم، 26 سال پیش که میخواستم شغل کارمندی رو انتخاب کنم روی همون باورها که اون موقع میگفتن بهترین شغل کارمندی است، با یک نفر که اون شخص هم کارمند بود مشورت کردم و اتفاقا اون موقع این دوست خانوادگی و دوست دایی بنده و هم روستایی بودیم حدود 26یا 27 سال سابقه کارمندی داشت به من گفت :(که تو این شغل نیا، اگر بروی سیگارفروشی یا کارگری کنی از این کار بهتره!) این دقیق حرف ایشون بود قصد بی احترامی به هیچ شغلی رو ندارم تمام مشاغل از نظر بنده محترم هستند ولی یاد نصیحت ایشون افتادم، خوب من چون اصولا اگه قبلا کسی بهم میگفت این کار رو نکن اتفاقا برعکس همون کار رو انجام میدادم (لج بازی، غرور، پیرو قانون کیهان نبودم، الان خب بالطبع بعد از نیم قرن عمر و کلی تجربه و در راه یادگیری قوانین، اینجور نیستم) خب شغل کارمندی رو انتخاب کردم، نمیخوام ناشکری کنم چون خیلی چیزها خدای بزرگ بهم داده و بسیار بسیار سپاسگزارم از خداوند و هر روز هم شکرگزاری میکنم ولی شغل کارمندی حقوق سر ماه، گرفتن وام و داشتن قسط بدهکار بانک بودن … خب من با استاد گرامی تقریبا هم سن هستم ولی از لحاظ مالی فقط میگم من زمین تا آسمون با ایشون تفاوت دارم یعنی اگه بخوام عددی بگم (بین 0تا100) من 1 هستم نزدیک به صفر ولی استاد گرامی ایشون 100 نزدیک به ماشالله … و بازهم بیشتر که امیدوارم همیشه شاد و سلامت و پایدار و روز به روز موفق و سعادتمند در دنیا و آخرت باشند، نمیخوام نصیحت کنم یا نکوهش یا ستایش ولی نمیدونم چی شد که این کامنت رو نوشتم یه کسی یا یه الهامی گفت بنویس، منم گفتم باشه چشم. شغل کارمندی آزادی زمانی نداری (تایم مشخص باید سرکار باشی حداقل از 8صبح تا 2بعدازظهر یا شیفتی متغیر) شغل کارمندی آزادی مکانی نداری (یک اتاق مشخص و یک اداره مشخص که شاید بعضی مواقع به صلاحدید سازمانی جابجا بشی ولی اگه بخوای به کسی بگی کجا مشغولی میگی اداره یا سازمان فلان در فلان مکان) شغل کارمندی آزادی مالی نداری (یک حقوق مشخص که گاهی بنابه دلایل بازهم سازمانی مثل اضافه کاری، ماموریت، پاداش و غیره کمی بیشتر از قبل البته اگر قسط یا… ازش کم نشود ولی معمول میانگین ثابت) خب من به دخترام هم میگم (دوتا دختر دسته گل دارم) برای ساختن و ایجاد دنیای زیبا نباید به چیزی محدود باشی اگه میخوای همه چیز دست خودت باشه: آزادی زمانی، آزادی مکانی، آزادی مالی داشته باشی به قول استاد و باور قانون: از توانایی هایی که خداوند در درونت نهاده استفاده کن و خودت زندگی خودت رو بساز و منتظر هیچ کس و هیچ چیز نباش که میتونی دنیای خودتو رو جابجا کنی اگر قدرت رو به خدا بدهی نه هیچ کس و هیچ چیز دیگه به قول استاد شغل کارمندی و منتظر دیگران بودن برای کسانی است که عضو این گروه عزیز و این سایت بزرگ نیستند و من هم در حال خداحافظی با شغل کارمندی و ساختن دنیای زیبای خودم با کارکردن روی باورهای و ایجاد باورهای قوی

      خدایا هزاران بار شکرت خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

      خدایا هدایت هر ثانیه زندگیمو به خودت سپردم.

      خدایا من نمیدونم چکار کنم خودت بهم بگو چکار کنم؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1140 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز 52 سفرنامه

    سلام و عرض ادب

    دولت‌ها و ایجاد شغل؟ واقعاً ؟

    مردم همیشه منتظر هستند که دولت جدیدی بیاد و همه مشکلات رو حل کنه. جوانان بیکار رو سر کار ببره. مشکل ازدواج و مسکن رو حل کنه. ناجی مردم بشه و خلاصه مملکت گل و بلبل بشه.

    این شرکه که ما چشممون به کسی باشه تا شرایط رو واسه ما مهیا کنه.

    شرکه منتظر باشیم کسی واسه ما کار ایجاد کنه.

    نباید منتظر یه ناجی باشیم

    خداوند ما رو خالق زندگی خودمون قرار داده

    فرصت ها همواره جایی زندگی می‌کنند که مشکلات آنجا هستند.

    شروع تمام پیشرفت های تاریخ بشر و شروع همه کسب و کارهای بیلیون دلاری، از برخورد با یک مشکل و تلاش برای حل آن و پول ساختن به واسطه آن مشکل شروع شده

    فقط یک تغییر نگاه کافی است.

    تنها نیاز به نگاهی یکتا پرستانه دارد تا بتوانی بپذیری خداوند قدرت خلق هر خواسته ای را به تو داده و هیچ عاملی جز فرکانس های تو، کمترین نقش و قدرت در خلق تجارب زندگی ات را ندارد.

    ما میتونیم با توکل به خدا و استعدادهای خودمون و فرصت های اطرافمون و باورهای قدرتمند کننده در راستای اهداف مون، شغل مورد علاقه خودمون رو به دست بیاوریم.

    بی نهایت فرصت هست

    بی نهایت شغل هست

    هر روز موقعیت ها بیشتر میشود

    ما میتونیم شغل مورد علاقمون رو ایجاد کنیم

    ما نیازی به کمک هیچ کس حتی دولت نداریم

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مریم اسدی کیا گفته:
    مدت عضویت: 2353 روز

    سلام عزیزان

    تا زمانی که خود انسان نخواد هیچ کاری پیش نمیرود

    داشتن باوری که من میتوانم اولین پله ترقی هست

    باید بخواهیم و باور داشته باشیم که میتوانیم ومیرسیم به آنچه که خواهانش هستیم

    خودم باور دارم تازمانی خودم جنب جوش نداشته باشم هیچ کاری برایم درست نمیشود

    بخواهیم و باور داشته باشیم که به هدفمان میرسیم❤❤❤❤❤❤🌺🌺🌺🌺🌺دوستتون دارم بی نهایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3616 روز

    سلام

    چرا باید فکر کنیم که دولت برای ما شغل پیدا کند؟

    بی نهایت فرصت برای شغل هست چراباید کسی دیگری مثل دولت برای ما این کار را انجام دهد؟

    همه جای دنیا یک سری نیازها هست که برای هر انسانی فرق دارد یعنی همیشه هر کسی خواهان خودش را دارد پس همیشه میتوانیم کارکنیم و شغل ایجاد کنیم.

    از بحثهای سیاسی و آدمهای منفی دوری کنیم.

    همیشه مردم شاکی هستند وقتی که توکلت به کسی غیر از خدا باشد.

    ما توانایی داریم که باخلاقیت خود و قدرتهایی که خدا در وجود ما قرار داده است به شغل و درآمد برسیم.

    موفق بشویم یا نشویم هر دو خودمان مقصر هستیم ربطی به کسی دیگر ندارد.

    هیچ وقت منتظر نباشیم همیشه همه کاره خود خود هستیم

    هر کسی هر کاری می خواهد انجام دهد خشک وتر با هم نمی سوزند پس اگر ما داریم می سوزیم خودمان خواستیم.

    چرا دولت برای ما درآمد زایی کند چرا ما برای دولت درآمدزایی نکنیم.

    نگاهمان را محدود نکنیم نامحدود فکر کنیم.

    توی که تصمیم می گیری که با زندگیت چه کارکنی تو فقط تو و فقط تو

    هر اتفاقی بیفتد هر تغییری ایجاد شود تو همان طوری هستی که باور داری یعنی عوامل بیرونی ربطی به توندارد هر چه هست در درون توست

    تنها کسی که میتواند زندگی تو را تغییر دهد تو هستی

    تو بخواه که کار کنی کار هست یعنی همه چیز به خودت ربط داره نه بیرون تو

    وقتی توقعی نباشه راحت هم زندگی میکنیم توقع داریم از خودمان فقط باشد

    هر چه که می گذره می فهمم که کلا تمام باورهای قبلی را کلا باید عوض کنم همه چیز را

    کارهست منتظر نباش تو کار کن هر کاری بخواهی انجام بدهی بالاخره هست

    برای کار کردن نیاز به سرمایه نیست از همینی که داری شروع کن.

    وقتی بخواهی کار کنی کار هست.

    همیشه بدان که عامل بیرونی در هیچ باوری از تو دخیل نیست و گرنه هیچ مشکلی از تو حل نخواهد شد.

    ایده های خوب و توانایی های ما در شرایط سخت است که مشخص می شود.

    کسی که فکرمیکند از لحاظ جسمی نمی توانند کار کنند فکر نکنم از استیفن هاوکینگ بدتر باشد.

    اراده کنیم هر روز همه چیز داره بهتر میشود فرصتها داره بیشتر و بهتر میشود.

    فرصتها هر روز بیشتر میشود برای کسانی که باور دارند که فرصتها بیشتر است و همیشه بیشتر هم میشود.

    نگاهی نداشته باشیم که کسی از بیرون بیاید به ما کمک کند و کاری برای ما انجام دهد و این نگاه را بندازیم دور.

    نگاهمان توحیدی باشد. اینجاست که فرق نگاه توحیدی وشرک مشخص میشود.

    موفقیت ادامه دارد………….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    اکرم قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1595 روز

    به‌نام‌تنهاربّ‌عشق‌وفراوانی‌ها

    روز۵۲سفرنامه

    خداراصدهزارمرتبه‌شکرت‌به‌خاطرقدم‌درمسیر

    فوق‌العاده‌زندگی‌ام.

    خداراشکرکه‌من‌خیلی‌وقته‌که‌منتظرهیج‌معجزه‌ای

    ‌ازطرف‌دیگران‌برای‌زندگی‌ام‌نیستم،

    میدانم‌که‌تمام‌روندزندگی‌ام‌به‌وسیله‌خودم‌رقم‌

    میخوردوهمه‌چیزدرون‌خودم‌است.

    آدمهای‌جامعه‌ابزاری‌هستندکه‌به‌وسیله‌باورهایم‌به

    کمک‌یابه‌ضررمن‌میشوند.

    کارهمیشه‌هست،

    پول‌همیشه‌هست،

    موقعییت‌همیشه‌هست،

    فرصت‌همیشه‌هست،

    ثروت‌وفراوانی‌برای‌همه‌آدمهاهمیشه‌هست،

    فقط‌کافیه‌باورکنیم،

    فقط‌کافیه‌ظرفمان‌رابزرگ‌کنیم،

    تاببینیم…..

    بایدنگاهمان‌به‌خداوندوبی‌نهایت‌نعمتهای‌خداوند

    باشد.

    من‌هرروزحرکت‌میکنم‌وایمان‌دارم‌باپیروی‌ازقوانین

    وحرکت‌به‌سمت‌مسیرخواسته‌هایم،

    خداوندم‌ده‌ها‌برابرمرابه‌سمت‌خواسته‌هایم‌نزدیک‌

    میکند،وهدایت‌وحمایتم‌میکند،وراههای‌عالی‌‌رابه‌

    من‌نشان‌میدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 963 روز

    به نلم ربّ

    سلام با بی نهایت عشق

    52. پنجاه و دومین روز از روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    الان که مینویسم ساعت 1:37 شب هست و 13 بهمن شده ولی من اتفاقات دیروزو یعنی 12 بهمن رو میگم بهتون و قدرت خدارو میخوام بگم بهتون که هر لحظه داره شگفت زده ام میکنه تا باورام به قدرتمندیش بیشتر و بیشتر بشه

    امروز بارها از خودم از خدا پرسیدم

    گفتم خدایا چی شد یه دفه ؟؟زندگی من داره از این رو به اون رو میشه، من دیگه هیچ ربطی به طیبه 4 ماه قبلم ندارم ، ولی باز دارم تلاشمو میکنم به قول استاد هرچقدر کار کنی رو هرچیزی همونقدر نتیجه میبینی نه بیشتر و نه کمتر

    و من با دیدن این نتایج دوست دارم بیشتر تلاش کنم بیشتر قدم بردارم و خدا کمکم میکنه میدونم و سپاسگزارشم

    از 7 مهر 1402 که فایلای استاد عباسمنش رو شروع کردم و گوش دادم به فایلای رایگان هر روز تا به امروز و سعی و تلاشمو میکنم عمل کنم ، از روزایی که تصمیم گرفتم که از خدا بخوام و هدایتم‌کنه زندگیم کلا تغییر کرد

    کی فکرشو میکرد من امروز یعنی 12 بهمن تو نمایشگاه ایران مال طلا و جواهرات شرکت کنم و برم ورکشاپ رایگان یه مجموعه ای و اونجا کلی چیز یاد بگیرم

    دقیقا من دو سه روز پیش که داشتم برای مسابقه هند و لهستان گردنبند طراحی میکردم هی میپرسیدم از خدا که خدایا من چجوری اتصالاتشو یاد بگیرم چجوری کار کنم چحوری ؟و کلی سوالات دیگه

    و دیروز که داشتم استوریای پیجای طلا رو میدیدم دیدم که نوشتن ورکشاپ رایگان در ایرانمال نمایشگاه طلا اولش ذهنم خواست منصرفم کنه که نرم ولی بعد گفتم نه باید بری طیبه حداقل میری یاد میگیری

    مدلای طلا رو میبینی و این یه نشونست برای تو که داری قدم هاتو برمیداری

    دقیقا پنج شنبه ظهر من کلاس طراحی طلا با نرم افزار داشتم رفتم و طراحی گردنبندمو بردم استاد دید عکسشو راهنماییم کرد برای مسابقه لهستان و من ارسالش کردم

    یک جلسه فقط از کلاس طراحی طلا تو نرم افزارم مونده و بعد تمرین کنم امتحانمم میرم میدم

    ولی باید قدم هامو بردارم هر بار میگم کامپیوتر ندارم ولی بعد حرف استاد یادم میاد که اگه چیزیو نداری با داشته هات شروع کن و من تنها داشته ای که دارم برای تمرین کردن اینه که برم تو آموزشگاه تمرین کنم یا اینکه تو کافی نت ها

    و این قدم رو هم تلاشمو میکنم بردارم تا خدا برام بینهایت قدمشو برداره

    بعد کلاس رفتم ایرانمال که چیتگر بود، من قبلا چیتگر دو بار رفته بودم ولی فقط سمت دریاچه اش جاهای دیگه اش رو ندیده بودم امروز واقعا انقد زیبایی دیدم تو چیتگر با هر بار دیدن ساختمونا مرکز خریدا ، تمام امکانات و کلی فراوانی دیگه گفتم وای ببین چقدر فراوانی نعمت چقدر زمین خدا بزرگ و زیباست چقدر ساختمونای تمیز و زیبا و پر از عظمت که همه شون شاهکار خداست

    من جدیدا به ماشینا که نگاه میکنم میگم خدایا شکرت چقدر از کوه ها این همه آهن رو تولید میکنن چقدر فراوانی کوه هست که هر چقدر ازش آهن رو میسازن با مواد مختلف باز هم فراوانه

    یا وقتی میرم به مناطق مختلف تهران انقدر تحسین میکنم آدما رو که تلاش میکنن و برای هدفشون حرکت میکنن

    من وقتی این همه زیبایی رو تو چیتگر دیدم انقدر فوق العاده بود حسم و البته که این حس خوبو برف دو چندان کرد انقدر قشنگ برف میبارید تو اون هوای سرد و یخی من داشتم بدون کلاه راه میرفتم

    انقدر خوشحال بودم منی که یه باد بهم میخورد سر درد و گونه درد و گوش درد میگرفتم الان دیگه همه شون محو شدن من داشتم تو اون هوای سرد با کلی کیف و حال خوب قدم برمیداشتم

    بارها مادرم ازم پرسید طیبه سردت نیست؟؟؟؟!!!

    گفتم نه مامان سردم نیست تعجب میکرد میگفت آخه تو کلاه سرت میکردی الان هیچی یه روسری نازک تابستونی سرته

    و من هنه رو فقط یه حس خوب درون اعماق وجودم دونستم که قدرت عمیق خدا درون من همه این کارا رو کرده بود و ماهیت سرما رو برای من وقتی به بدنم میخورد به صورتم بی اثر میکرد

    من از اون لحظه ای که گفتم خدایا اینو سپردم به خودت و معجزه شو دیدم خیلی حس خوبی دارم یادمه استاد میگفت تو یکی از فایلا که برای حضرت ابراهیم آتش گلستان نشد آتش همون آتش بود ولی گرماش تاثیری در ابراهیم نداشت

    وای که چقدر من این قسمتو دوست دارم حسش کررم این مدت و هرچی میگذره میگم خدا تو سرما رو میتونی برای من بی اثر کنی ، درسته دست و بینیم سرد میشد سرما رو حس میکردم ولی نه دیگه به حدی که قبلا بودم

    الان خیلی راحت بدنم انگار گرما تولید میکنه بدنم قشنگ گرم میشه با خوردن هوای سرد به بدنم

    من رفتم داخل ایران مال با مادرم ،دیدم یه حوض بزرگ و آبنمای خوشگلم داره که با آهنگ میرقصن ولی فعلا رقصشو نذاشته بودن

    ما رفتیم و دنبال غرفه ای که میگشتم پیدا کردیم و رفتم پرسیدم گفتن بشینید مدرستون میاد

    خیلی حس خوبی داشت بارها به خودم میگفتم من قبلا همچین جاهایی پلمو نمیذاشتم الان درمداریم که این انسان های ثروتمند و باخدا و با ایمان و موفق رو میبینم و میتونم یاد بگیرم از تجربیات و آموزش هاشون و همه این ها کار خداست که بهم کمک و هدایت میکنه

    یه ورکشاپ رایگان دیگه هم دارن که قراره باز هم جمعه برم و شرکت کنم و سپاسگزارم از خدا بابت تمام این حس های فوق الفاده

    برگشتنی وایسادم جلو حوض بزرگ یهویی دیدم هم چراغا خاموش شدن و آب قطع شد ، اولش گفتم حتما تموم شد بعد یهو آب شروع کرد به رقصیدن با صدای موسیقی انقدر حس خوبی داشتم با دیدنش انرژی خاصی تو سرم حس میکردم و قدرت بود و قدرت که واقعا همه چی خودشه

    جوری خدا چید برام که بیام و این رقص آب رو ببینم خیلی فوق العاده بود و زیبا و بینهایت بابت دیدن این همه زیبایی خدا سپاسگزارم

    امروز من یه دختر موفق تر از دیروزم بودم که این روز باعث شد ک6 به خودم بگم آفرین داری خوب قدم هاتو برمیداری ثابت قدم باش و حرکت کن ببین چه خدا قشنگ برات میچینه

    همه اون چیزهایی که خواستی خدا بینهایت بیشترشم بهت میده مطمئن باش و از مسیرت لذت ببر

    من با اینکه امروز کلی راه رفتم کلی سرپا وایسادم ولی بدون ذره ای خستگی یکم خوابم میومد ساعت 1 شب رسیدیم خونه خوابم پرید اومدم اینجا نوشتم

    من چقدر امروز شگفتی دیدم چقدر فراوانی دیدم چقدر انسان های ثروتمند دیدم چقدر انسانهایی دیدم که با احترام و با ادب و با اهمیت با همه رفتار میکردن و لبخند به لب داشتن و هزاران بار به خودم گفتم طیبه یاد بگیر که چجوری حرف بزنی با آدما یاد بگیر بیشتر و عمل کن

    من دیروز یادم رفت تو روز شمار تحول زندگی 51 بنویسم که ظهر داشتم میرفتم اتاقم تو خونه یهویی این آهنگ به زبونم جاری شد و با صدای بلند خوندم :

    شگوفه میرقصد از باد بهاری شده سر تا سردشت سبز و گلناری شکوفه های بی قرار روز آفتابی به صبا بوسه دهند با لب سرخابی ای شکوفه خنده تو جلوه ها دارد آن روی زیبا نظری سوی ما دارد

    اینو خوندم گفتم خدا چه باحالی تو اینو به زبونم جاری کردی تا بهم بگی من شکوفه ام و خنده من جلوه خاص و باحالی دارع که هر لحظه وقتی باهات حرف میزنم لبخند ریزی که یهویی میاد به لبم و آخرش گفتی آن روی زیبا نظری سوی ما دارد

    وای که چقدر من کیف کردم من از دیروز هی میخوندمش و امروز یهویی باز دوستت دارم تو رو جز من کی میشناسه دوستت دارم …

    باز خندیدم گفتم خدا متوجهم که داری بهم میرسونیا منم دوستت دارم عشق دلم

    چقدر این دوتا آهنگی که خدا یادم انداخت آروم کرد دلمو این روزا حس میکنم انقدر زیاد عشق دارم بی نهایت دارم عشقو

    امروز تو ایرانمال چقدر من تحسین کردم عشق بین زن و شوهرارو که تو برف کنار هم با عشق میرفتن و عکس میگرفتن

    خیلی حس خوبی داشت دیدن این همه عشق

    خدا با این دوستت دارمش بهم رسوند که علاقه خاصی هست بینمون

    خداروشکر میکنم از وقتی به این سایت پر از عشق و آگاهی اومدم همین یه مورد حرف زدن بین من و خدا انقدر حالمو خوب کرده که بزرگترین ثروت من هست

    امروز داشتم تو بی آر تی که برمیگشتیم خونه به خدا میگفتم خدا گوشیم انقدر فیلم گرفتم از کلاس طراحی طلا و جواهرات و ورکشاپ و ایرانمال و رقص آب دیگه خاموش شد برسم خونه تو سایت میرم و از قدرتت از بزرگیت از عظمتت و از فراوانیات و این همه خوبیت مینویسم اینکه متوجه شدم مدارم تغییر کرده که من امروزو با تک تک سلول های بدنم حس کردم

    بی نهایت سپاسگزارم

    داشتم بهش میگفتم کمکم کن کنترل ذهنمو خوب بتونم به دست بگیرم و هر روز و هر لحظه یادت باشم که میدونم هنه رو تو برام انجام میدی من کاری نکردم ولی سعی و تلاشمو میکنم

    یاد حرف دختر عمه ام افتادم چند روز پیش که ازم پرسید و پیگیر کارامه و کلی ذوق میکنه گفتم کی فکرشو میکرد من یه روز طراحی طلا انجام بدم یهویی بدون هیچ مقدمه ای گفت چرا که نه یهویی دیدی طیبه یه روز داره طراحی ماشین رو انجام میده گفتم نه بابا گفت آره وقتی اینو تونستی اونم میتونی طراحی کنی طراحی ماشین

    خدایا شکرت بینهایت سپاسگزارم که هر لحظه هدایتم میکنی به سمت بهترین ها و هر روز از روز قبلم موفق تر میشم

    عشق دلم دوستت دارم خدای خاصم

    برای تک تکتون عشق و شادی و ثروت و آرامش و سلامتی بی نهایت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: