قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    223MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم
    31MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

258 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1575 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    -هیچ گاه کاری که انجام و تمام شده چه از جانب خود یا دیگرن قضاوت نکنیم

    -قضاوت افراد زمانی که کار مورد نظر پایان یافته و نتیجه ی ایجاد شده بسیار راحت است

    -هیچ گاه اتفاقات رخ داده شده را قضاوت نکرده و دیگران را به خاطر آنها سرزنش نکنیم

    -در اکثر مسابقات ورزشی چنین قضاوت ها انتقادات و سرزنش ها را مشاهده کرده ایم

    -بارها به خود این حق را داده ایم که به محض مشاهده ی نتایج، دیگران را قضاوت و سرزنش کنیم

    -افراد را به خاطر کارهای انجام شده ی آنها قضاوت و سرزنش نکنیم

    -هنگام رخ دادن اتفاقات در جایگاه طرف مقابل قرار نداشته که بتوانیم آنها را قضاوت و سرزنش کنیم

    -به جای تلاش برای هدایت و قضاوت افراد تمرکز خود را بر روی تغییر باورها و افکار خود قرار دهیم

    -همه ی ما ممکن است با بودن در جایگاه طرف مقابل تصمیماتی مانند او یا حتی بدتر از او بگیریم

    -به تصمیمات افراد و مسیری که برای تحقق اهداف خود پیموده اند توجه نکنیم

    -حتی منفورترین ترین افراد تاریخ را قضاوت و سرزنش نکنیم

    -در حالی که در جایگاه طرف مقابل قرار نداریم آنها را قضاوت و سرزنش نکنیم

    -همواره به دنبال یافتن راه درست و عمل کردن به آن باشیم

    -بررسی کنیم نتایج زندگی ما چیست؟ سپس درباره ی افراد قضاوت کرده و آنها را سرزنش کنیم

    -بپذیریم ما در جایگاه طرف مقابل در آن لحظه قرار نداشته و به همین دلیل نمی توانیم درباره ی آنها قضاوت کنیم

    -اگر فردی با داشتن نتایج عالی هستیم شاید بتوانیم با ارایه ی راهکار بهتر به دیگران در تحقق اهدافشان کمک کنیم

    -اغلب ما عملکرد خوبی نداشته اما بسیار راحت به دیگران راهکار ارایه داده و رفتار آنها را قضاوت و سرزنش می کنیم

    – تمرکز بر خودمان باعث می شود: کمتر دیگران را قضاوت کرده به آنها تهمت بزنیم غیبت کرده و صحبت های بیمورد در مورد آنها بیان کنیم

    -با قضاوت افراد ایراد گرفتن از آنها در مدار افراد منفی قرار گرفته اشتباهات و روابط بد و نامناسب بیشتری را تجربه می کنیم

    -به تصمیمات دیگران برچسب خوب یا بد نزنیم

    -ما نمی دانیم تصمیمات دیگران خوب یا بد بوده است

    -در مورد تصمیمات خود درست و غلط بودن درباره ی آن صحبت کنیم

    -قضاوت نکردن دیگران باعث می شود احساس خوبی داشته و با خودمان و دیگران در هماهنگی و صلح بیشتر قرار بگیریم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3305 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ

    و هرگاه (سخن) لَغوى را بشنوند، از آن روى برگردانند و گویند: اعمال ما براى ما و کارهاى شما براى شما باشد، سلام (وِداعِ ما) بر شماباد، ما به سراغ جاهلان نمى رویم.

    سلام به استاد عزیزم به مریم جان مهربانم ودوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت بخاطر یه فرصت دیگه واجازه یه صلاه دیگه

    خدایا شکرت بخاطر نعمتهای ریز ودرشتی که از فضل ورحمتت به من بخشیدی

    خدایا شکرت که امروز هم دراین مسیر توحیدی واین مکان الهی حضور دارم

    خدایا شکرت بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم

    خدایا شکرت بخاطر وجود خودت ،بخاطر آرامش واحساس خوبی که از حضورخودت در وجودم ودر زندگی ام جاری است

    سعدی:

    چو رسی به کوه سینا ارنی مگو و بگذر

    که نیرزد این تمنا به جواب “لن ترانی”

    حافظ:

    چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر

    تو صدای دوست بشنو، نه جواب “لن ترانی”

    مولانا:

    “ارنی” کسی بگوید که ترا ندیده باشد

    بررسی قضاوت دیگران از چند جنبه :

    سعدی بر این باور است که درخواست تجلی (“ارنی”) در کوه سینا، با توجه به پاسخ “لن ترانی” (هرگز مرا نخواهی دید)، ارزشی ندارد.

    حافظ تشویق می‌کند که “ارنی” گفته شود و بر شنیدن صدای دوست (خداوند) تأکید می‌کند، نه انتظار برای پاسخ “لن ترانی”.

    مولانا می‌گوید کسی “ارنی” می‌گوید که هنوز خدا را ندیده باشد. برای کسی که به وصال رسیده، دیگر نیازی به درخواست تجلی نیست.

    قضاوت کردن دیگران بدون درک شرایطشون، خیلی راحت است ولی عادلانه نیست

    ما معمولاً فقط بخشی از داستان زندگی دیگران رو می‌بینیم. نمی‌دونیم چه چالش‌هایی رو پشت سر گذاشتن، چه فشارهایی رو تحمل کردند، یا چه انگیزه‌هایی دارند.

    وهمچنین دیدگاه‌ها و ارزش‌های ما روی قضاوت های مااثر می‌گذارد. ممکنه چیزی که برای ما غیرقابل قبوله، برای یه نفر دیگه کاملاً منطقی باشد.

    وقتی من نمی‌تونم خودم رو جای دیگران بگذارم و احساساتشون رو درک کنم، خیلی راحت‌ قضاوتشون می‌کنم.

    در بعضی مواقع قضاوت کردن افراد خیلی راحته ،یک کاری انجام شده ونتیجه مشخص شده بعد من نوعی میشینم اینجا ومیگم تو چرا اینکار را کردی ،اینکار را نکردی اگر اینکار را نمیکردی نتیجه این نمیشد …خلاصه خیلی راحت و برای ما کارساده ای است که بیاییم اتفاقی که رخ داده را قضاوت کنیم وبگوییم که شما در این شرایط باید چیکار میکردی که در بازی های فوتبال زیاد دیده میشه چون فقط نتیجه را دیدند ،موقعیت‌ها را قضاوت می کنند

    سعی کنم آدمها را در شرایط مختلف که کاری انجام دادند قضاوت نکنم واصلاً نگم چی درسته ،چی غلطه ،چون من در آن شرایط نبودم وبا توجه به اون شرایط تصمیم نگرفتم همه ما این موقعه ها میشیم افراد آگاه افرادی که جواب داریم ومیتونیم راه درست وغلط را به بقیه آموزش بدیم ومیشینیم دستور میدیم

    ما باید یاد بگیریم که هیچ کاری به اینکه چه تصمیمی گرفته وچه مسیری رفته نداشته باشیم ونگوییم که تو باید اینکار را در اون لحظه میکردی ،اون کار را میکردی ،چرا اینکار را کردی چرا اون کار را کردی وسعی کنیم کلاً آدمها را قضاوت نکنیم وسعی کنیم که به خودمون بگیم که اگر منم جای اون بودم ممکن بود این اشتباه را انجام بدهم‌ حتی در مورد منفورترین شخصیت‌های تاریخ مثل صدام ،هیتلر بگیم که من نمی تونم قضاوت کنم که اونا در آن لحظه کار اشتباهی کردند کار درستی کردند شاید اگر منم جای آنها بودم با اون اطلاعاتی که داشتم ،با اون تجربه ای که داشتم با اون سرگذشت وزندگی ای که داشتم من هم همون مسیر را می رفتم بنابراین قضاوت نمی‌کنم، توجه نمی‌کنم،ونمیام در حالی که در آن موقعیت قرار نگرفتم، بگم تو که در اون موقعیت قرار گرفتی باید اینکار را میکردی

    اینکه من حتی خودم هم قضاوت نکنم خیلی کمک می‌کند به من که راحت تر زندگی کنم

    به جای اینکه دیگران را قضاوت کنم سعی کنم راه درست را خودم پیدا کنم وسعی کنم به آن عمل کنم

    سعی کنم در زندگیم در مورد همه رفتار آدمها به این نقطه برسم که من نمیدونم اگر جای او بودم همینکاررا میکردم یا نه ،چون نمیدونم نمیتونم هم در موردش صحبت کنم که باعث میشه کلاً تمرکزم از روی کارهایی که دیگران انجام می‌دهند برداشته شود وتمرکزم بیاد روی خودم

    نگاه کنم که من در حوزه کاری خودم چه موفقیتی بدست آوردم که اینقدر راحت دیگران را قضاوت میکنم وبه آنها امر ونهی میکنم

    کلاً به جای اینکه تمرکز کنم روی دیگران که چکار انجام بدهند اولاً بپذیرم که من جای دیگران نیستم من شرایط دیگران را ندارم ،من دسترسی به اطلاعاتی که دیگران جهت اخذ آن تصمیم خاص داشتند را ندارم واین در حالی است که در زندگی خودم هیچ کاری نکردم وپس کلاً اینکه بقیه چیکار کنند چیکار نکنند را بی خیال بشم کاری به بقیه نداشته باشم ودراین مواقع زیپ دهنم را ببندم وسعی کنم روی خودم تمرکز کنم که این باعث میشه اولاً خیلی کمتر بقیه را قضاوت کنم خیلی کمتر تهمت بزنم ،غیبت کنم

    مورد دیگه تا وقتی ذهنم را تربیت کردم که در هرچیزی، هرکاری که دیگران انجام می دهند ایراد پیدا کند باعث میشه با خودم ومحیط اطرافم درصلح نباشم وتمرکزم روی نکات منفی باشدوباعث میشه خودم هم از اون اشتباهات بیشتر انجام بدهم

    قضاوت کردن ونقد کردن دیگران در حالی که خودم نیز شاید آن اشتباهات را انجام داده باشم کار درست واخلاقی ای نیست که این دیدگاه سبب میشه درمورد کار وشرایط دیگران که تجربه ای ندارم قضاوت نکنم وبگویم من نمیدونم وکاری به آن ندارم من فقط در مورد تصمیمات خودم صحبت میکنم که سبب میشه حالم خوب باشد وبا خودم وجهان اطرافم در صلح باشم

    سپاسگزارم از شما استاد عزیزم ومریم جان

    تجربه خودم : خدا روشکر هیچ وقت در مسائل سیاسی یا فوتبال وموارد شبیه این قضاوت ویا نقدنکرده ام وتا یادم میاد از وقتی با قانون آشنا شدم سعی کردم کسی را قضاوت نکنم که بنظرم قضاوت کردن به غیبت کردن از آن شخص ویا تهمت زدن به او ختم میشه که عموماً افراد در مورد ویژگی‌های منفی وکارهای منفی دیگران غیبت می‌کنند ویا ویژه گی ای که خودشون دوست ندارند را به طرف مقابل نسبت می دهند که همین امر سبب میشه تمرکزمون روی ویژگی‌های منفی افراد باشد ولی پیش آمده ناخودآگاه تو ذهنم بعضی افراد را قضاوت کردم که سریع به خودم گفتم تو جای اون شخص نیستی چه بسا اگر تو بودی رفتاری بدتری داشتی جلوی پیش روی ذهنم را گرفتم وهمین امر سبب شده روابط آرام وبی دغدغه ای داشته وهمه تمرکزم روی خودم باشد

    برنامه شخصی من : این است که با کار کردن روی خودم وتمرکز بر روی ویژگی های مثبت افراد ذهنم را طوری تربیت کنم که ناخودآگاه فقط نکات مثبت هر چیزی را ببیند تا جاییکه حتی در ذهنم هم دیگران را قضاوت نکنم

    خدایا شکرت ….شکرت….شکرت

    خدای من که همیشه زیبایی های پرادایس برا من تازه گی دارد الله اکبر از ترکیب این آسمان آبی وابرهای آن ،وچقدر شگفت انگیز ورویایی است تصویر این زیبایی ها بر سطح دریاچه پر از نعمت وفراوانی ،حس میکنم هوا فوق‌العاده عالی وبی نظیر هست وبودن در این فضا به آدم حس تازه گی وطراوت می‌دهد، خدایا شکرت..شکرت

    عاشقتونم …

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1824 روز

    سلام خدای خوبم.

    نکات مهم این فایل که من درک کردم اینه که ،،،

    اول تو زندگی به خودم نگاه کنم که چه موفقیت هابی ، چه کارهای مثبت انجام دادم.

    دوم ،در مورد دیگران فکر نکنم و به جای اونا تصمیم نگیرم وقتی درک نمی کنم اونا را و شرایط و موقعیت اونا رو.

    سوم، من باید فقط تمرکز رو خودم داشته باشم، اگه آدم باهوشی باشم و حتی موفقیت هابی هم کسب کردم بازم برای دیگران تصمیم نگیرم چون هرکس با توجه با شرایط خودش تو اون لحظه به فکرش میرسه که فلان کار رو انجام بده.

    استاد جان و مریم عزیز..

    این فایل خیلی بهم یادآوری کرد و درس هابی بهم داد که وقتی در زندگی خانوادگی هم با هم هستیم من فقط تمرکز رو خودم باشه ، اگه فرزندم، همسرم ، هم یه جاهایی اشتباه می کنند ، نباید بگم اگه من بودم چنین می کردم ، چنان می کردم، چون یاد گرفتم هر انسان با توجه به شرایط ش، موقعیت ش، درکش و فهمش، از اون اتفاق فقط می تونه تصمیم بگیره ، من اگه خیلی زرنگ باشم ، باهوش باشم و دنبال پیشرفت ، پس فقط تمرکز می کنم رو خودم، و جهان اونوقت میاد به کمک من، من هدایت میشم به مدارهای بالاتر مثل استاد عباس منش و فقط لذت می برم و در این مکان مقدس مثل پرادابیس که برام بهشت هست زندگی می کنم و لذت می برم.

    مریم جان ازتون متشکرم

    استاد جان ازتون متشکرم

    این زیبایی

    این چشمه ی زلال و پاک و آینه ای

    این غروب زیبا

    این فضای خلوت و پر از سکوت

    نوش جونتون

    این پاداش کسانی ست که کنترل می کنند و فقط رو خودشون کار می کنند

    خدایا چقققققدر زیبا ست منم می خوام

    خدایا سپاسگزارم

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    بنام خدا

    امروز شنبه است

    من طبق عادت روزای شنبه ی خس سبکی و شور رو دارم

    مثل حس نوشدن فصل

    که اول سال همه انگیزه بالا دارن

    خداروشکر من اگر اول سال رو از دست بدم خودم رو رها نمیکنم تا سال بعد

    میگم اشکال نداره از فردا دوباره شروع میکنم

    و شنبه ها همیشه برای کل هفته توی کد نویسیم از خدا بهترینها رو میخوام

    توی زمینه مالی، روابط، سلامتی

    توی کامنت های چند روز پیشم از چالش و نشتی انرژی این روزام نوشتم

    کنترل ذهن و زبان برام سخته و چون بهش توجه دارم

    هردم از این باغ بری میرسد. میشه

    قبلا نوشته بودم که پدر همسرم مبتلا ب سرطان هستن

    بعد از شیمی درمانی و عمل

    در اولین چکاپ متوجه شدیم سرطان توی کل بدن پخش شده

    و باید تا زمانی ک زنده اس شیمی درمانی کنه

    همسرم حسابی بهم ریخت

    و از طرفی هم پدرشون همکاری نمیکرد

    غذا نمیخورد

    و وزنش فکر کنم الان ب زیر ٣٠ کیلو رسیده

    همسرم دوسال زندگیش رو گذاشته برای درمان پدرش

    ی مسافرت دو روزه نرفتیم باهم

    ن باشگاهی

    ن تفریحی برا خودش یا با بچه هامون

    هیچی

    عصرها میره خونه پدرش و میشینه اونجا بیکار

    فقط اونجا باشه

    و هی عدم همکاری پدرش بیشتر میشه

    اعتصاب غذا میکنه

    اصلا از جاش بلند نمیشه

    و خونشون افسرده و سرده

    من رفتنم ب اونجا رو خیلییی کم کردم

    چون وقتی میرم حتی ۵ تا جمله هم حرفی زده نمیشه

    و فقط بار منفی داره برای من

    کلا پدر همسرم از وقتی وارد خونشون شدم

    دیدم که ادم بداخلاقی

    تو دلش از کلی ادم کینه داره که مالش رو بالا کشیدن

    چشمش زدن

    براش دعا نوشتن و …

    کسی که مسیولیت رفتار و اشتباهاتش رو قبول نمیکنه

    و اون حرف استاد

    که ذهن فقیر حتی اگر بهش چیزی هم برسه خرابش میکنه

    مصداق بارز ایشون

    وقتی پدر شوهرم رو میبینم حرفهای استاد تو ذهنم مرور میشه

    دلسوزی براش ندارم. و جون میبینم همکاری نمیکنه لج میکنه

    با خودم میگم این ادم دلسوزی نداره

    تو جایگاه درستش هست

    همسرم ی خواهر داره که بسیار ادم خوش روحیه ای

    با داشتن بچه معلول

    و مادر همسرم هم همینطور

    ارایشگاه برو

    باشگاه

    عروسی

    مسافرت

    و …

    ولی همسرم همش میگه نمیتونم اینطوری باشم

    منم حال همسرم رو میبینم عصبانی میشم

    با اینکه میدونم خودش این رو میخواد

    و البته منم دارم ی فرکانس خرابی رو میفرستم

    یا ی باور خراب دارم که همسرم این رفتار رو نشون میده

    حالا تو این گیر و ویر

    پدر شوهرم که ب قول خودش جون نداره راه بره

    اعتصاب غذا کرده

    که میخوام برم سفر آبادان

    ایشون ابادان رو خیلی دوست داره

    و میگه اگر بخاطر نزدیکی ب بچه هاش نبود

    برای زندگی ابادان میموند

    و همسرم ک ب من گفت من دیگه داغ کردم

    که بسه

    ی ذره برا خودت احترام قایل شو

    تو خودت ادم نیستی

    از سال ۴٠١ با زن و بچه هات ی سفر نرفتی

    الان تا بابات گفت میخوای ٧ ساعت راه رو بری و برگردی

    دیگه حرف نزدیم

    فردا صبش همسرم گفت با ماشینت چندتا میری

    منم گفتم مسیرم مشخص و بیشتر از ۶٠ نمیرم

    گفت

    بیا دو ماشین بریم ابادان

    تو و بچه ها توی ماشین خودت

    من و بابام با ماشین من

    منفجر شدمااا

    که چقدر بی فکر و خودخواهین

    اللن چ لزومی داره ادمی که نمیتونه بشینه رو حتما ببری سفر

    و زن و بچه ات تو این جاده داغون تنها باشن

    گفتم بسلامت خودت و بابات تشریف ببرین

    حالا داستان قضاوت از این جا دوباره برای من شروع شد

    کلا احساس میکنم اصلا پدر و مادر همسرم رو دوست ندارم

    مخصوصا بخاطر اختلافات فرهنگی که باهم داشتیم

    ی سری از رفتارهاشون رو درک نمیکردم

    مخصوصا اوایل ازدواج بشدت اذیتم میکرد

    و هی توی ذهن من انبار شد

    ک ی لیست بلند بالا الان دقیق میتونم در مورد اختلافات و تجربه های دوست نداشتنیم با اونا بنویسم

    حالا این داستان سفر هم اضافه شده

    ذهنم شروع کرد ب قضاوت

    کلی پیش عمه و مامانم گله گی کردم

    ک این مرد بی فکر

    زندگیش رو داغون کرده

    پدر بچه هاش رو دراورده

    چقدر خودخواه

    و …

    ولی همون موقع که داشتم میگفتم ی جیزی تو دلم میگفت بس کن

    بس کن

    ولی شیطان درونم قویتر بود

    و میگفت ول کن حداقل سبک میشی

    این همه داستان تعریف کردم تا دوباره برگردم ب امروز صب

    با حال خوب و با انرژی بیدارشدم

    قبل از کد نویسی نوشتن

    گفتم بذار نشانه روزم بزنم

    گفتم خدایا اونی که باید بدونم بگو

    واضح. ک بفهمم

    و چشمام گرد شد

    فایل قضاوت دیگران درحالیکه در شرایط انها نبودیم

    اومد

    خدایااا زدی تو خال

    واضح گفت نگار زبانت رو نکه دار

    ذهنت رو خالی کن از قضاوت

    کلا از موضوع پدر شوهرت بکش بیرون

    هی توجه میکنی

    حرف میزنی

    قضاوت میکنی

    هر روز ی داستان جدیدی برات دارن

    اصلا تو که میگی این مرد زندگیش رو داغون کرده و …

    چ میدونی تو چ شرایطی بزرگ شده

    کار کرده

    تازه بدون اینکه در حریان باشه دختر عموش رو براش عقد میکنن در حالیکه کس دیگه رو میخواسته و بعد از ۴٠ و ۴ ۵ سال هنوز میگه من این زن رو نمیخواستم

    کلی برای حفظ خانواده اش

    ( پدر و مادرو و عمو و خواهرو برادرو و …) تلاش کرده

    درست یا غلط تو اون زمان هرکاری تونسته انجام داده

    الانم داره نتیجه باور و رفتار اشتباهش رو میبینه شاید درک نکنه که خودش ب وجود اورده

    و همش میگه این مریضی رو خدا داده و هرچی از خدا بیاد خوبه

    ولی تو فقط ب دید درک بهتر و مثال زنده قانون خدا

    ک استاد واضح توضیح میده نگاه کن

    و سعی کن تو از این تحربه ها استفاده کنی

    ن که خودت دوباره تحربه کنی

    از کجا معلوم تو جاش بودی بهتر عمل میکردی

    هزار بار خودت اشتباه کردی

    گند بالا اوردی

    حالا برا این ادم رفتی بالا منبر

    فقط تمرکزت رو بذار رو خواسته هات

    اهدافت

    و سعی کن امروز ی ذره بهتر از روز قبلت باشی

    ذهنت و زبانت رو پاک نگه دار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 903 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، خداوند منو به این فایل هدایت کرد، من متوجه شدم یکی از بزرگ تریم ترمز های ذهنی من قضاوت کردن دائمی دیگران در ذهنم و بدبینی هستش البته من در سعی میکنم زیپ دهنم را بکشم اما متوجه شدم به نقد خانم شایسته، ذهن من جوری تربیت شده که دائم حتی ظاهر، رفتار و صحبت های دیگران را قضاوت میکند و من را از صلح با خودم و خدای درونم خارج میکند،انرژی فکری من بجای تمرکز روی تغییر و بهبود خودم،متمرکز روی افراد میشه و درنتیجه مقاومت های ذهنی من بیشتر میشه و دیگه انرژی برای تغییر و بهبود خودم ندارم و از مسیر درست خارج میشم، آگاهی هایی که از این فایل دریافت کردم این که هرزمان ذهنم ناخودآگاه خواست دیگران را قضاوت کند به خودم بگم که من جای بقیه نیستم و شاید من هم همین کار رو میکردم و کاملا منطقی میدونستم من از گذشته دیگران و باورهایی که دارن خبری ندارم، کاری به تصمیماتی که دیگران میگیرن و انجام میدن نداشته باشم و زیپ دهنم بکشم و سعی کنم تمرکزم رو روی تغییر و بهبود خودم و اهداف زندگیم بزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    امیرحسین هادیان گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    سلام استاد عزیز

    چقد خوب شد که این فایل و توی این زمان حساس از جامعه که همه دارن همه قضاوت میکنن آماده کردید

    مردم الان خیلی راحت خودشون و دیگران و دارن قضاوت میکنن که به جز اینکه دارن انرژی بد وارد زندگی خودشون میکنن

    توجه خودشونم دارن از نعمت های زندگیشون برمیدارن الان تو این تاریخ شلوغی ها و تظاهراتی تو ایران هستش و همه دارن همه چیو قضاوت میکنن و ناخواسته دارن جریانی از حس و حال بد و نگرانی وارد زندگی خودشون میکنن

    و چقد خوب میشه اگه همه ی ما بتونیم خیلی قوی روی باورهای خودمون از نظر قضاوت کردن کار کنیم که بجای اینکه وقت و انرژی خودمونو برای قضاوت بقیه بزاریم برای بهتر کردن خودمون و رفع مشکلات زندگی خودمون وقت بزاریم

    ممنون از شما که خیلی قشنگ توضیح دادین این بحثو و ممنون از خانم شایسته که این ایده به استاد دادن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مهسا میهن خواه گفته:
    مدت عضویت: 1961 روز

    به نام خدای مهربانم که فقط او برایم کافیست

    سپاسگزارم خدای عزیزم که منو هدایت کرد به شنیدن این فایل و استاد عزیزم و مریم جان که این فایل ها ی باارزش در اختیار ما قرار میدهند

    تجربه من در مورد این فایل که منو هدایت کرد این فایل گوش بدم

    و در موردش فکر کنم

    من 8 سال کارمند بودم مدیران و سر پر ستان متفاوت داشتم همیشه در مورد هر کدومشون یه فکر هایی میکردم یکی بداخلاقه یکی اغده ای یکی ازم بیگاری میکشه یکی بدجنسه اصلا درک نداره و….

    حدود سه هفته اس که من سرپرست یه قسمت شدم و دوتا نفر زیر دستم هستند الان میفهمم چرا گاهی اونا برای یه چی کوچیک دادو بیداد میکردن درحالیکه من خیلی بدم میومد

    با اینکه خودم از توهین و اهانت بدم میومد اصلا فکرش هم نمیکردم یه روز به کسی توهین کنم

    اما یه روز که که حس و حال مناسبی هم نداشتم برا یه چیز کوچک سر یکی از زیر مجموعه هام که از من بزرگتر هم بود داد کشیدم و گفتم تو عقل نداری نمیفهمی

    بعدش که آروم شدم اصلا باورم نمیشد این کار کردم به خودم گفتم مهسا تو که همش میگفتی هیچکس به هیچ علتی حق نداره توهین کنه شخصیت کسی خرد کنه…. خیلییییی به هم ریختم از خدایم طلب بخشش کردم و خواستم هدایتم کنه که انشاالله آخرین بار باشه این اشتباه میکنم که به این فایل و فایل مربوطه که خانم شایسته اشاره کردن هدایت شدم

    خدایا پناه میبرم به تو از فراموشی راه و مسیر و هدف از جایی که بودم و شخصیتی که بودم و الان هستم

    خدایااا پناه میبرم به تو از راه فکر و کار عبث و بیهوده و حاشیه هایی که منو از اصل و هدفم دور کند

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    بازیار گفته:
    مدت عضویت: 1216 روز

    سلام بر استاد عباس منش بزرگوار و خانم شایسته عزیز.

    دیروز با اعضای خانواده سوار ماشیم میرفتیم جایی، بین راه ناخودآگاه صحبت یکی از بستگان پیش اومد که دچار مشکل ارتباطی و دعوا و قهر شده بودن.

    و من همراه دیگران بلکه شدیدتر از بقیه شروع به کوبیدن و سرزنش همسرش کردم که ظاهرا و از نظر همه هم مقصر اصلی بود خلاصه خیلی قضاوتش کردم البته بار اولم هم نبود.

    دیشب طبق معمول مشغول گوش کردن فایل و خواندن کامنت بودم و آخر شب نمیدونم به چه دلیل خواب زده شدم با خودم گفتم حالا که خواب نمیرم بزار بازم برم تو سایت. داشتم تو سایت نگاه میکردم که چشمم افتاد به«« قضاوت دیگران در صورتی که در شرایط آنها نبوده ایم»»!! الله اکبر استاد باور بفرمایین بیشتر لحظات امروزم تو فکر این موضوع بودم و چندین بار دیگه هم گوش کردم و کلی هم کامنت خوندم. این هم زمانی قضاوت کردنم و دیدن این فایل انگار یه ضربه محکمی به پهلویم خورد.

    و خدا را شکر و این را به عنوان نشانه ای در نظر میگیرم تا با کمک خدا هیچوقت کسی را قضاوت نکنم.

    خدایا صد هزار بار شکر بابت این آگاهی و این تلنگر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سپیده منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1318 روز

    به نام یگانه قدرت جهان هستی

    سلام خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته دوستداشتنی و همه دوستانم در این سرزمین وحی الهی

    خدا را شکرگذارم که منو به این مسیر هدایت کرد و آگاهی های نابی را روزی من قرار داد..سپاس از مریم عزیزم که همیشه به یاد ما هستن و ایده ضبط خیلی از فایلها رو به استاد میدن..و سپاس از استادم که این هدایت الله رو می پذیرند و عمل میکنند.

    و اما قضاوت

    امان از قضاوت که ریشه تمام جنگها و دشمنی ها و حسادت ها و خیانت ها و قهر ها و…… در همین قضاوت کردن ما آدمهاست..

    جای همه فکر میکنیم،جای همه تصمیم میگیریم،

    هم سیاستمداریم،هم پلیس،هم پزشک ،هم معلم ،هم رییس فلان جا و….خلاصه که اکثریت قریب به اتفاق جامعه ما ظاهرا در تمام مشاغل تخصص داریم و به جای همه مینشینیم و تصمیم میگیریم و….

    ضرب المثلی هست که میگه: دور گود نشسته میگه لنگش کن

    همه دور گود نشستیم،لم دادیم روی مبل خونمون و مثلا: به جای فوتبالیستی که 70 دقیقه دویده و مثلا همون موقع ی موقعیتی که ما فکر میکنیم حتما گل میشده رو گل نکرده، قضاوت میکنیم و بعضی ها هم که دیگه سنگ تمام میزارن..

    من خودم یکی از پاشنه های آشیلم اینه که به ایرادهای ادمها توجه میکنم..البته خیلی دارم تلاش میکنم که در آدمها آگاهانه دنبال نکات مثبتشون باشم ولی هنوز واسم سخته..چون اصلا تنظیمات ذهن ما بر این اساس شکل گرفته که بگرد ببین کی چه مشکلی داره و تحقیرش کن،مسخره اش کن و…

    همونطور که مریم جون گفتن وقتی ما به ایرادهای دیگران توجه میکنیم ذهن ما تربیت میشه برای جستجوی نکات منفی و ما این منفی ها را در روابطمون بارها تجربه میکنیم و همینطور در دیگر جوانب زندگیمون شاهد خواهیم بود..چون ما تمرکزمون روی نکات منفی و در واقع ناخواسته هاست..

    و روزی که من …خود من بتونم قضاوت نکنم حتما حالم خییییلی خیییلی بهتر از الان خواهد بود..

    دارم تمرین میکنم که هر کس کاری کرده بگم شاید منم جای اون بودم همینکارو میکردم،اصلا معلوم نیست اون چه شرایطی داشته که این کارو انجام داده..و اینطوری آگاهانه ذهنم رو مسیر میدم..

    حتما اگر قضاوت نباشه جنگ جایش را به صلح میدهد،خیانت به صداقت و وفاداری،،خشم و تنفر به عشق و مهربانی و دنیا ، دنیای زیباتری خواهد بود..

    خییلی سخته برای من به شخصه سخته ولی واقعا تا دارم کسی رو قضاوت میکنم به خودم میگم سااااکت تو اگه بودی چکار میکردی؟؟؟!!!!!

    همیشه بپرسیم اگر من بودم چکار میکردم؟؟ چی میگفتم؟؟ و…

    خدای مهربانم من را در مسیر درستی و راستی و بهتر شدن هدایت و حمایت کن تا روحم را صیقل دهم و قلبم را زلال کنم و با دستانی پر و سری بلند به سوی تو باز گردم..

    آمیییییین

    استاد عزیزم و مریم جانم بسیار قدردانتون هستم که این آگاهی ها رو با ما به اشتراک میگذارید که ارزش هزاران هزارررر بار گوش دادن و تعهد برای اجرا کردن را جهت ساختن یک زندگی آرام و پر از عشق و نعمت و فراوانی را دارند..

    دوستتون دارم

    در پناه الله یکتا سالم و شاد و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    علیرضا بهادری گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزم

    و سلام خدمت مریم بانو که اینقدر خلاق و مو شکافته موضوعاتی رو مورد بحث قرار میده که واقعا ترمزهای من در زندگیم است.

    اگر اقراق نکرده باشم من از اون دسته از افرادی هستم که یکسره سرم تو زندگی دیگران بود.

    همیشه فرکانس های منفی را ارسال میکردم به واسطه نادانی و جهلی که داشتم.

    اینکه هر کسی به هر دلیلی خطایی ازش سر میزد من اولین نفری بودم که او را مورد سرزنش و مشاتت قرار میدادم.

    خودم را علامه دهر میدونستم و فکر میکردم که همه چی را میدانم.

    این سرک کشیدن ها و قضاوت ها تاثیر بسیار بسیار زیادی در زندگی من گذاشته بود

    از تفسیر بازی های ورزشی بگیر تا نوع عبادت ها و نوع ارتباط دیگران با یکدیگر و زندگی خصوصی دیگران و…….

    استاد عزیزم در فایل فقط روی خدا حساب باز کن و فایل توحید عملی ۶آموزه های شما مرا به خود آورد.

    اینکه فقط روی خودت کار کن و خودت را تغییر بده.

    تو نمی توانی دیگران را تغییر دهید.

    تو نمی توانی سبک زندگی و نوع ارتباط دیگران حتی فرزند و همسرت را تغییر دهید.

    تو نمی توانی از جایگاه دیگران به زندگی نگاه کنی

    من قبل از این فایل یک پیش زمینه ای در این باره داشتم.اما این فایل اب روی آتش بود.

    یاد گرفتم که دیگران را به هیچ عنوان قضاوت نکنم.

    روی خودم کار کنم .

    زندگی کنم و اجازه بدهم تا دیگران نیز زندگی کنند.

    یاد گرفتم تمرکزم را به هیچ عنوان روی چیزی نندازم و فقط سعی کنم با کار کردن روی خودم بتوانم زندگیم را جوری که دوست دارم خلق کنم.

    استاد عزیزم خداوند مرا در زمان و مکان مناسب قرار داد و امروز میخوام فایل ۱۲ قدم را از سایت خریداری کنم و به لطف الله یکتا بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم .

    ممنون و سپاس گذارم ازت.

    شاد و تندرست باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: