قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم - صفحه 21


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    223MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی قضاوت دیگران در حالی که در شرایط آنها نبوده ایم
    31MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

258 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    تیام گفته:
    مدت عضویت: 652 روز

    استاد عزیزم بسیاررر عالی خیلی در تغییر دیدگاه موثر بود فقط،خدا کنه همیشه یادمون بمونه و آویزه گوشمون باشه این راهکار بسیار کمک کننده است در اینکه از قضاوت بدور باشیم بخصوص اون تیکه ای که گفتید در مورد سیاستمداران گذشته هم حتی بکار میره چه بسا ماهم اگر جای اوندشخص بودیم با اون خانواده و…ممکن بود همینطوررباشیم من زندگینامه صدام رو خوندم جایی گفته بود که داییش اونو بزرگ کرده بود که بشدت ایرانی و یهود ستیز بود همون موقع این به ذهنم رسید که آیا اگر منم جای اون بودم ممکن نبود همین زندگی رو در پیش بگیرم؟!در کل بسیار عالی بوددومدام باید تکرارش کنیم توی ذهنمون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    Afsontorbati گفته:
    مدت عضویت: 2450 روز

    بنام فرمانروایم

    سلام

    ردپای من

    من هرچقدر هم تو این چند سال آگاهی کسب کرده باشم تو این زمینه بشدت ضعیم

    من ادمی هستم که داعم قضاوت میکنم

    من همه رو قضاوت میکنم

    من هیچکس رحم نمیکنم همه رو قضاوت میکنم

    نمیدونم کی و چطور میخام به این موضوع رسیدگی کنم

    و قضاوت کردن و کلا فراموش کنم یعنی بشه جز شخصیتم

    مثال :

    دزدی اره مثل دزدی مگه من از کسی دزدی میکنم

    میدونم که بسیار کار زشت و ناپسندیه و اصلا تمایلی بهش ندارم

    نمیدونم مقایسه ی خوبی هست یا نه

    ولی الان فقط این به ذهنم میرسه

    من بدون اینکه تلاشی کنم دزدی نمیکنم

    نمیدونم ریشه در چی داره

    تربیتم یا چی نمیدونم

    چی میشه که حتی اگه مجبور بشم هم این کار و نمیکنم

    شاید برای اینکه با دزدی آبرو و اعتبارم رو از دست میدم و با قضاوت این اتفاق به ظاهر نمی افته

    شاید به این دلیله که اون دنیا باید جواب پس بدم برای دزدی چون حق الناسه ولی قضاوت حق الناس نیست

    شاید حسم وقتی دزدی کنم داغون میشه و همش ترس از لو رفتن دارم ولی وقتی قضاوت کنم هیچ ترسی از لو رفتن ندارم

    ولی در هر صورت بشدت قضاوت کردن بده و بقول استاد آدم وقتی دنبال تایید طلبی هست قضاوت میکنه

    من چی میخام بگم با قضاوت

    میخام بگم من اگه بودم بهتر عمل میکردم

    یا من هیچوقت مثل اون فرد عمل نمیکنم

    یا اینکه ببین چه بد عمل کرد افتضاح بود

    یا درسته حالا من هم بلد نیستم در این زمینه خوب عمل کنم ولی خوب وقتی بلد نیستم انجام نمیدم

    ای وای

    نمیگم طرف جسارت بخرج داده انجام داده اون کارو حالا هر چند شکست خورده حداقل قدم برداشته مثل من عمل نکرده

    خدایا به من قدرت تغییر در زمینه ی قضاوت بده چون بشدت فرکانس منفی داره

    خدایا مارا به راه راست هدایت فرما به راه کسانی که نعمت عطا کردی نه گمراهان نه کسانی که غضب کردی

    آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    خوشبخت ترینم گفته:
    مدت عضویت: 1111 روز

    سلام به همه ی دوستای نازنینم

    سلام به استاد جان ها .و سلام به مریم جون گلم

    بله بله درسته .ای کاش با این فایل خیلی قبل‌تر آشنا میشدم ….و گوشش میکردم که تا این حد اطرافیانم رو قضاوت نکنم و حتی خودم رو ،

    بلاخره هر کسی تو هر شرایطی بوده و هست

    خودش بهتر میدونه که چه کاری صحیح هست و چه کاری اشتباه ،

    الان فهمیدم که قضاوت کردن دیگران هیچ کمکی به رشد من نمیکنه

    و من تنها زمانی رشد و پیشرفت میکنم که رو خودم تمرکز کنم از زندگیم لذت ببرم. از خودم و توانایی‌های خودم و از نعمت هایی که خدا بهم داده ،و از اینکه فرزندانم دارن بزرگ میشن ،از اینکه

    هنوز خودم و همسرم جوان هستیم و میتونیم کلی سفر بریم و هیجان داشته باشیم و خوش بگذرونیم

    خدایا بی نهایت ازت ممنونم. .

    خدایا ممنونم کخ استاد عباسمنش رو آفریدی

    ممنونم که بهش کمک کردی تا ایشون هم تجربیات و زندگی‌ش رو با ما با اشتراک بذاره

    خدایا خودت کمکم کن تا در این راه ثابت قدم باشم ‌

    بتونم زندگی خوبی برا خودم بسازم.خدایا ممنونم ازت ….

    کمکم کن که هرگز تو زندگیم کسی رو قضاوت نکنم حتی خودم رو 20.4.1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1635 روز

    به نام هدایت الله

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم

    خداروشکر میکنم امروز هم با آگاهی‌های خوب استاد چقدرایمان و اصل توحید را بهتر درک میکنم ودر زندگی اجرا میکنم وقتی نتیجه خوبه هیچ حرفی برای گفتن نداریم وقتی نتیجه بده کلی انتقاد و پیشنهاد و قضاوت دیگران رو داریم کلا دنبال یادگیری و به دست آوردن تجربه از نتایج دیگران نیستیم که در مسیر زندگیمون درسی بشه برای پیشرفت راحتتر خودمون بهتر فقط یاد بگیرم و عمل کنم نکته اساسی و مهم دیگه : وقتی میافتیم تو پرسه قضاوت کردن دیگران اولا :تمرکز از رو خودمون و اهدافم برداشته میشه دوما:ذهن به صورت ناخودآگاه تربیت میشه بره دنبال نکات منفی افراد و نتایج نادرست بگرده کانون توجه روی نکات منفیه پس خودم هم دچار این اشتباهات و اتفاقات منفی میشم سوما: از صلح بودن با جهان اطرافم خارج میشم آرامش زندگیم از بین می ره قضاوت کردن دیگران در حالی که خودم مبرا از اشتباه و گناه نبودم کار انسانی و درستی نیست

    اگر در خلوت خودم با خودم صادق باشم انقدر راحت دیگران رو قضاوت نمیکنم این نکته واقعا قشنگ بود که هرچقدر ما از دیگران انتقاد کنیم و دیگران رو قضاوت کنیم دقیقا توجهمون رو میذاریم رو هرچیزی که نمیخوایم و همین باعث میشه هر چیزی که نمیخوایم رو به زندگیمون هدایت کنیم اینطوری یاد میگیریم و عادت میکنیم به این روش زندگی کنیم و فکر کنیم چه خوب میشه اگه قبل از اینکه رفتار هر شخصی مورد قضاوت قرار بدیم یه نکته مثبت تو کارشون پیدا کنیم به جای اینکه کلاهمون رو قاضی کنیم بگیم ایول دمش گرم که فلان کارو کرد این حرکتش واقعا خفن بودواقعا کار سختیه ولی چرا اینو برا خودمون عادت نکنیم به جای قضاوت کردن؟ عادت کردن فقط تکرار و تمرین میخواد کاش بتونیم عادت زیبا دیدن رو بیشتر برا خودمون ایجاد کنیم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    نسرین صفامنش گفته:
    مدت عضویت: 1048 روز

    سلام به استاد گرامی وعزیز،راستش من اوایل که عضو شده بودم می ترسیدم یا خجالت می‌کشیدم تو این قسمت دیدگاه مو بنویسم ،من تنها یا بعضی اوقات به همراه همسرم فایلهای رایگان شما روکه دانلود کردم توی ماشین با بلوتوث ماشین گوش میدم البته ما یه ساله که ماشین خریدیم توی یک سال گذشته اولی رو فروختیم و بعد شش ماه بهترش رو خریدیم،،،خدا شما استاد عزیز وهمکارانتون رو خیر بده ،زندگی من به لطف خدا تو این چند سالی که با شما آشنا شدیم بسیار بهتر شد،چند وقت بود که تونستین رفت وآمد نداشتم، خوشحالم بعد یه مدت تقریبا طولانی دوباره به اینجا برگشتم،بعضی اوقات یه اتفاق ، یه فکر ،یه صحبت از دهان کسی دیگر مارو به مسیری که باید هدایت می‌کنه. خدا رو شکر که دوباره برگشتم به اینجا که حالمو بسیار خوب می‌کنه و آموزشهایی رو داره که جای دیگه پیدا نمیشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2468 روز

    بنام خدا

    امروز شنبه است

    من طبق عادت روزای شنبه ی خس سبکی و شور رو دارم

    مثل حس نوشدن فصل

    که اول سال همه انگیزه بالا دارن

    خداروشکر من اگر اول سال رو از دست بدم خودم رو رها نمیکنم تا سال بعد

    میگم اشکال نداره از فردا دوباره شروع میکنم

    و شنبه ها همیشه برای کل هفته توی کد نویسیم از خدا بهترینها رو میخوام

    توی زمینه مالی، روابط، سلامتی

    توی کامنت های چند روز پیشم از چالش و نشتی انرژی این روزام نوشتم

    کنترل ذهن و زبان برام سخته و چون بهش توجه دارم

    هردم از این باغ بری میرسد. میشه

    قبلا نوشته بودم که پدر همسرم مبتلا ب سرطان هستن

    بعد از شیمی درمانی و عمل

    در اولین چکاپ متوجه شدیم سرطان توی کل بدن پخش شده

    و باید تا زمانی ک زنده اس شیمی درمانی کنه

    همسرم حسابی بهم ریخت

    و از طرفی هم پدرشون همکاری نمیکرد

    غذا نمیخورد

    و وزنش فکر کنم الان ب زیر ٣٠ کیلو رسیده

    همسرم دوسال زندگیش رو گذاشته برای درمان پدرش

    ی مسافرت دو روزه نرفتیم باهم

    ن باشگاهی

    ن تفریحی برا خودش یا با بچه هامون

    هیچی

    عصرها میره خونه پدرش و میشینه اونجا بیکار

    فقط اونجا باشه

    و هی عدم همکاری پدرش بیشتر میشه

    اعتصاب غذا میکنه

    اصلا از جاش بلند نمیشه

    و خونشون افسرده و سرده

    من رفتنم ب اونجا رو خیلییی کم کردم

    چون وقتی میرم حتی ۵ تا جمله هم حرفی زده نمیشه

    و فقط بار منفی داره برای من

    کلا پدر همسرم از وقتی وارد خونشون شدم

    دیدم که ادم بداخلاقی

    تو دلش از کلی ادم کینه داره که مالش رو بالا کشیدن

    چشمش زدن

    براش دعا نوشتن و …

    کسی که مسیولیت رفتار و اشتباهاتش رو قبول نمیکنه

    و اون حرف استاد

    که ذهن فقیر حتی اگر بهش چیزی هم برسه خرابش میکنه

    مصداق بارز ایشون

    وقتی پدر شوهرم رو میبینم حرفهای استاد تو ذهنم مرور میشه

    دلسوزی براش ندارم. و جون میبینم همکاری نمیکنه لج میکنه

    با خودم میگم این ادم دلسوزی نداره

    تو جایگاه درستش هست

    همسرم ی خواهر داره که بسیار ادم خوش روحیه ای

    با داشتن بچه معلول

    و مادر همسرم هم همینطور

    ارایشگاه برو

    باشگاه

    عروسی

    مسافرت

    و …

    ولی همسرم همش میگه نمیتونم اینطوری باشم

    منم حال همسرم رو میبینم عصبانی میشم

    با اینکه میدونم خودش این رو میخواد

    و البته منم دارم ی فرکانس خرابی رو میفرستم

    یا ی باور خراب دارم که همسرم این رفتار رو نشون میده

    حالا تو این گیر و ویر

    پدر شوهرم که ب قول خودش جون نداره راه بره

    اعتصاب غذا کرده

    که میخوام برم سفر آبادان

    ایشون ابادان رو خیلی دوست داره

    و میگه اگر بخاطر نزدیکی ب بچه هاش نبود

    برای زندگی ابادان میموند

    و همسرم ک ب من گفت من دیگه داغ کردم

    که بسه

    ی ذره برا خودت احترام قایل شو

    تو خودت ادم نیستی

    از سال ۴٠١ با زن و بچه هات ی سفر نرفتی

    الان تا بابات گفت میخوای ٧ ساعت راه رو بری و برگردی

    دیگه حرف نزدیم

    فردا صبش همسرم گفت با ماشینت چندتا میری

    منم گفتم مسیرم مشخص و بیشتر از ۶٠ نمیرم

    گفت

    بیا دو ماشین بریم ابادان

    تو و بچه ها توی ماشین خودت

    من و بابام با ماشین من

    منفجر شدمااا

    که چقدر بی فکر و خودخواهین

    اللن چ لزومی داره ادمی که نمیتونه بشینه رو حتما ببری سفر

    و زن و بچه ات تو این جاده داغون تنها باشن

    گفتم بسلامت خودت و بابات تشریف ببرین

    حالا داستان قضاوت از این جا دوباره برای من شروع شد

    کلا احساس میکنم اصلا پدر و مادر همسرم رو دوست ندارم

    مخصوصا بخاطر اختلافات فرهنگی که باهم داشتیم

    ی سری از رفتارهاشون رو درک نمیکردم

    مخصوصا اوایل ازدواج بشدت اذیتم میکرد

    و هی توی ذهن من انبار شد

    ک ی لیست بلند بالا الان دقیق میتونم در مورد اختلافات و تجربه های دوست نداشتنیم با اونا بنویسم

    حالا این داستان سفر هم اضافه شده

    ذهنم شروع کرد ب قضاوت

    کلی پیش عمه و مامانم گله گی کردم

    ک این مرد بی فکر

    زندگیش رو داغون کرده

    پدر بچه هاش رو دراورده

    چقدر خودخواه

    و …

    ولی همون موقع که داشتم میگفتم ی جیزی تو دلم میگفت بس کن

    بس کن

    ولی شیطان درونم قویتر بود

    و میگفت ول کن حداقل سبک میشی

    این همه داستان تعریف کردم تا دوباره برگردم ب امروز صب

    با حال خوب و با انرژی بیدارشدم

    قبل از کد نویسی نوشتن

    گفتم بذار نشانه روزم بزنم

    گفتم خدایا اونی که باید بدونم بگو

    واضح. ک بفهمم

    و چشمام گرد شد

    فایل قضاوت دیگران درحالیکه در شرایط انها نبودیم

    اومد

    خدایااا زدی تو خال

    واضح گفت نگار زبانت رو نکه دار

    ذهنت رو خالی کن از قضاوت

    کلا از موضوع پدر شوهرت بکش بیرون

    هی توجه میکنی

    حرف میزنی

    قضاوت میکنی

    هر روز ی داستان جدیدی برات دارن

    اصلا تو که میگی این مرد زندگیش رو داغون کرده و …

    چ میدونی تو چ شرایطی بزرگ شده

    کار کرده

    تازه بدون اینکه در حریان باشه دختر عموش رو براش عقد میکنن در حالیکه کس دیگه رو میخواسته و بعد از ۴٠ و ۴ ۵ سال هنوز میگه من این زن رو نمیخواستم

    کلی برای حفظ خانواده اش

    ( پدر و مادرو و عمو و خواهرو برادرو و …) تلاش کرده

    درست یا غلط تو اون زمان هرکاری تونسته انجام داده

    الانم داره نتیجه باور و رفتار اشتباهش رو میبینه شاید درک نکنه که خودش ب وجود اورده

    و همش میگه این مریضی رو خدا داده و هرچی از خدا بیاد خوبه

    ولی تو فقط ب دید درک بهتر و مثال زنده قانون خدا

    ک استاد واضح توضیح میده نگاه کن

    و سعی کن تو از این تحربه ها استفاده کنی

    ن که خودت دوباره تحربه کنی

    از کجا معلوم تو جاش بودی بهتر عمل میکردی

    هزار بار خودت اشتباه کردی

    گند بالا اوردی

    حالا برا این ادم رفتی بالا منبر

    فقط تمرکزت رو بذار رو خواسته هات

    اهدافت

    و سعی کن امروز ی ذره بهتر از روز قبلت باشی

    ذهنت و زبانت رو پاک نگه دار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مرضیه صالحی گفته:
    مدت عضویت: 350 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و دوستای خوبم

    خدای عزیزم سپاسگزارم ازت بخاطر اینکه مرا برای آسانی‌ها آسان میکنی

    خدای عزیزم سپاسگزارم که من رو هدایت میکنی به مسیری که همه چیز برام ساده‌تر و لذتبخش تر باشه

    خدای عزیزم سپاسگزارم ازت که هربار با نشونه‌هات بهم نشون میدی چقدر همه چیز سادست و چقد تحت کنترل خودمه و اگر باورهام رو درست کنم و ترمزهام رو شناسایی کنم هدایت میشم به خواسته هام و خیلی راحت این اتفاق میوفته

    خدای عزیزم سپاسگزارم ازت که همه چیز رو تحت کنترلم قرار دادی

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    این نکته واقعا قشنگ بود که هرچقدر ما از دیگران انتقاد کنیم و دیگران رو قضاوت کنیم دقیقا توجهمون رو میذاریم رو هرچیزی که نمیخوایم و همین باعث میشه هر چیزی که نمیخوایم رو به زندگیمون هدایت کنیم

    اینطوری یاد میگیریم و عادت میکنیم به این روش زندگی کنیم و فکر کنیم

    چه خوب میشه اگه قبل از اینکه رفتار هر شخصی حتی سیاسیون رو مورد قضاوت قرار بدیم یه نکته مثبت تو کارشون پیدا کنیم به جای اینکه کلاهمون رو قاضی کنیم بگیم ایول دمش گرم که فلان کارو کرد این حرکتش واقعا خفن بود

    واقعا کار سختیه ولی چرا اینو برا خودمون عادت نکنیم به جای قضاوت کردن؟

    عادت کردن فقط تکرار و تمرین میخواد 🫶

    کاش بتونیم عادت زیبا دیدن رو بیشتر برا خودمون ایجاد کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 916 روز

    سلام استادعزیزم- سلام ب همه دوستان

    صبحی ک با این بمباران مناظر زیبا و حرف های تاثیر گذار و مثبت شروع بسه قطعا روز معجزه وار خواهد بود و من امروز خوشحال‌ترینم از اینکه با شما آشنا شدم ب این آگاهی ها تعهد دارم و از همه مهمتر استمرار دارم اولویتم هست ک فایل گوش بدم و کامنت بذارم. همه این صحبت ها و نکته ها ی چیز رو برام یادآوری میکنه و تکرار میکنه که همه توجهت رو روی خودت بذار نه هیچ چیز و هیچ کس دیگه فقط خودت و خدای خودت همین و واقعانم بهترین حس رو آدم تجربه میکنه وقتی با خدا حرف میزنه کمک میخواد هدایت میخواد و آدم اروم اروم ب صلح میرسه دیگه تنش جنگ اعصاب خرد کنی نداره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2820 روز

    به نام خداوند جهان آفرین

    سلام استاد سلام مریم جان

    چقدر خوب میشه همین درس را گرفت رفت تا آخر

    قضاوت نکنیم

    درمورد دیگران صحبت نکنیم

    به نکات مثبت توجه کنیم

    قبول کنیم اگه ماهم جای اون بودیم شاید برتر عمل میکردیم

    و با کفشهای دیگران راه نرویم

    میدونی گاهی نه اغلب اوقات وقتی شرایط آدمها رو میبینیم میگیم اگه من بودم

    اگه من میتونستم

    اگه من جای فلانی بودم

    و دقیقا اگر شرایطی پیش بیاد شاید بدتر رفتار میکردند

    این روزها بخاطر مطلبی

    دارم تو ذهنم برسی میکنم در واقع دارم قضاوت میکنم افراد رو

    اگه من بودم این کار رو میکردم یا اینو میگفتم و این فایل اومدبگه رو خودت کار کن به بقیه کاری نداشته باش زیبا جون آفرین دختر خوب

    یاد بگیریم و اول خودم یاد بگیرم

    و از خداوند میخوام که کمک کنه تا راه راست رو بریم و توجه و تمرکز رو بزاریم رو خودمون و پیشرفت کنیم

    از قبل بیشتر و بهتر شدم ولی خیلی جای کار دارم

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم مرا به مسیر صحیح به مسیر پرداز نعمت و برکت هدایت کن

    شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    به نام خدای معجزه ها

    خدایی که هر چه دارم از لطف بی نهایت اوست

    خدایا هزاران بار شکرت که به من فرصت نوشتن دادی

    سلام استاد نمونه و عشق و سلام بر مریم زیبا و مهربون و تلاش گر

    مریم قشنگم بسیار ازتون سپاس گذارم که این همه زحمت کشیدین و این فایل هارو سبب میشین

    خدایا هزاران بار شکرت

    و سلام به دوستان هم فرکانسی این مسیر مقدس و پر از نعمت

    و تشکر ویژه از دوست عزیزی که کامنتش باعث شد ی فایل مقدسی ران بشه و من ی آگاهی فوق العاده ای کسب کنم

    و جمله طلایی مریم جان که ذهن رو تربیت میکنیم در این مسیر قرار بگیره

    و با این کارمون با دنیای اطرافمون در صلح نیستیم

    انصافا همین ی جمله میتونه به تنهایی ی تلنگر لوق العاده ای به روح آدم بزنه که باباجون اگه داری موقعیت یکی رو قضاوت میکنی ببین چه نتیجه ای برات داره

    من نوعی شاید بارها و شایدم هزاران بار فکر میکردم وقتی در یک مسیری قرار میگیرم و با توجه به مسیرم نتایج رو‌ کسب میکنم یک قانون نانوشته هست و باید اینجوری بشه

    اما با این فایل و با این جمله مریم جان فهمیدم وقتی ما در یک مسیر قرار میگیریم و با استمرار در اون مسیر ذهن رو تربیت میکنیم که باتوجه به مسیرمون باورهایی بسازه و این باورها میشن پایه اساسی ساخت اون نتایج

    و اگه گاها این مسیر اشتباهی باشه شاید به راحتی تشخیص ندیم که داریم کم کم باورهای اشتباه میسازیم و رفته رفته به رفتار غلطمون ادامه میدیم و وقتی سر و کله نتایج پیدا میشه گاها فک میکنیم جهان هستی یا خدا با ما سر دشمنی داره در صورتی که ما داریم اون بذری رو که کاشتیم الان محصولشو درو میکنیم

    و شاید متوجه نباشیم اما قضاوت کردن دیگران یکی از مرموز ترین روشی هست که ناخوداگاه غرقش میشیم

    همون ایه مقدس شرک در دل مومن مث راه رفتن مورچه سیاه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاه

    همینقدر ریز و سوسکی

    و من شخصا با تمامی ادعام گاها میبینم چقدر راحت گول خوردم و پله هشتادم این موضوع هستم و چقدر راحت با دستای خودم دارم به ریشه باورهام به ریشه نتایجم و بهتره بگم به ریشه تلاش هام تبر میزنم

    اصلا حس میکنم هیچ موجودی نمیتونه مث انسان ها اینقدر راحت به خودش ظلم کنه

    اصلا انگاری ظلم کردن به خود شده ی مسیر زندگی برای اغلب انسان ها و واقعا چقدر انسان با تقوایی هستن کسانی که از این موضوع مبرا هستن و واقعا بی دلیل نیست خداوند از جهاد اکبر صحبت میکنه

    و ما انسان ها به راحتی به راحتی با دست های خودمون به خودمون ظلم میکنیم البته ظلم لذت بخش

    همین قضاوت دیگران ظلم مستقیم به خودمونه مث اینکه با دستای خودمون جوهر نمک بخوریم و قورت بدیم

    غیبت کردن دیگران ظلم مستقیم به خودمونه

    تعیین و تکلیف به دیگران ظلم مستقیم به خودمونه

    امر و نهی کردن دیگران ظلم مستقیم به خودمونه

    به جای دیگران فکر کردن ظلم مستقیم به خودمونه

    تو زندگی دیگران دخالت کردن ظلم مستقیم به خودمونه

    و هزاران موارد دیگه

    چرا که با انجام این فعل ها به قول مریم جان ذهن رو تربیت میکنیم که روی موارد منفی تمرکز کنه و استمرار داشته باشه و قطعا جهان موظفه به باورهای ما پاسخ بده و هرچه رو که کاشتیم روزی درو خواهیم کرد

    خدایا هزاران بار شکرت بابت ی آگاهی جدید و فوق العاده

    و خدایا هزاران بار شکرت منو لایق این آگاهی قرار دادی

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: