کلید اجابت دعاها - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 1235 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه ی همراهان عزیز

    واقعا خدایا شکرت که حتی 1 لحظه مارو تنها نمیذاری اما حیف که متوجه و قدردان نیستیم.

    همین دیشب بود که احساس خوبی نداشتم چون به ظن خودم گناه کار بودم و احساس گناه نمیگذاشت احساس خوب و رضایت و شکرگذاری داشته باشم. خلاصه با همون احساس که اجازه هم نداد شب شکرگزاری کنم، خوابیدم و صبح بیدار شدم و بر مقاومتی که داشتم غلبه کردم و ستاره قطبیم نوشتم و از خدا خواستم که هدایتم کنه اما باز هم بخاطر (به ظن خودم گناهکار بودنم) حس و حالم نتونستم زیاد چیزی از خدا بخوام و یه سری خواسته که چند وقتی هست دارم که بیشتر به روون شدن زندگم کمک میکنه درخواست کردم و شاید باورتون نشه ولی اصلا ذهنم نمیذاره چیزی فراتر بخوام یا اصلا خواسته ای داشته باشم. حالا خلاصه اومدم تو سایت و فایل جدید استاد را دیدم گفتم کاش با این روزای من ارتباط داشته باشه، دیدم عنوانش اجابت دعا هست گفتم خب خداروشکر کمی به حال و روز من نزدیک ولی وقتی گوش کردم دیدم نه این مربوط به خواسته هاست من که اصلا نمی تونم خواسته ای داشته باشم و … تا رسید به دقایق پایانی فایل و به اونجا رسید که پروردگار به پیامبر گفت نگران گناهانت نباش و وعده میده که اینده برای تو بهتر خواهد شد…خدایا شکرت واقعا شکرت اینجا واسه من بود اینجا بود که من فهمیدم که این منم‌ که دارم خودم از خدای خودم دور میکنم در صورتی که پروردگار به شب و روز قسم‌ میخوره که نگران نباش و ادامه بده

    ادامه میدم و‌توکلت علی الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سماء نورمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 575 روز

    به نام تنها قدرت مطلق عالم. چقدر دوست دارم این جمله رو درست درکش کنم اینکه تنها قدرت فقط خداوند دوست دارم باتمام گوشت وپوست وخونم درکش کنم چون بزرگترین خواسته من سلام به استاد عزیزم وهمینطور مریم شایسته گلم چقدر این فامیل برازنده ی شماست انقدر استاد شمارو دوست دارم یه چندروزی بود مشکلی برای صدای گوشیم پیش اومده بود داشتم دیونه میشدم استاد ازاینکه صدای زیبای شما رو باز دوباره می‌شنوم خیلی خوشحالم من تازه وارد این سایت شدم فکر کنم یک ماهی بشه البته شمارو خیلی وقت میشناسم و اولین بار هست که کامنت میزارم خدا میدونه چقدر مقاومت بود توی ذهنم برای کامنت نوشتن چون اصولا با نوشتن رابطه خوبی ندارم ونمی تونم منظورم درست بیان کنم ولی خدا بهم گفت باید بنویسی چون برای خودم خیلی بهتر چقدر مهم که قدرت وتوانایی های خداوند رو درست درکش کنیم باورش کنیم باورش کنیم که فقط اون که تنها قدرت وفقط خداوند که توانایی اجابت تک تک خواسته های مارو داره هر جا هر خواسته ای از خداوند داشتم البته من همیشه یه عالمه خواسته دارم که تموم شدنی هم نیستند هرجا محدودیتی توی ذهنم نسبت به اون خواسته نداشتم و بهونه ای نیوردم بخداقسم که چقدر سریع وراحت خواستم اجابت شده انقدر غیر ممکن ها در زندگی من ممکن شده فقط وقتی که این قفل واین محدودیت برداشته شده از ذهنم که این هم تکاملی شکل گرفت یادم اوایل وقتی از خداوند درخواستی میکردم نگرانی میومد سراغم ولی وقتی اون خواسته من برآورده میشد آروم آروم اعتمادم به خدا بیشتر می‌شد یعنی وقتی خواسته دیگه ای داشتم که باز اون نگرانی میخواست بیاد سراغم وبهونه براش بیارم به یاد میوردم وبه خودم میگفتم یادت خداوند چطور اون خواسته قبلیت انقدر راحت همونطور که ازش درخواست کردی برآورده کرد بازم میتونه این حرفا، این ایمان، قبل از شنیدن فایل های توحیدی استاد وقبل از وارد شدن درسایت استاد درمن شکل گرفت ولی در یک مورد که هنوز ضعف دارم وشرک توی وجودم اونم درمورد خواسته های مالی نمیدونم چرا بااینکه چقدر یادآوری میکنم به خودم که خداوند چقدر غیر ممکن هارو برام ممکن کرده ولی این شرک هنوز در این مورد توی وجودم البته من وضعیت مالی بدی ندارم ولی همه ما خواسته های مالی زیادی داریم که دوست داریم برآورده بشن خیلی آشفتم میکنه این موضوع بااینکه این همه لطف ومهربانی ازخداوند میبینم چرا هنوز نسبت به این خواسته های مالی ایمانم ضعیف ازخداوند میخوام که هدایتم کنه کمکم کنه واز خداوند سپاسگزارم که من رو بااین سایت آشنا کرد ومن رو وادار کرد به نوشتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    مهتاب دنیایی گفته:
    مدت عضویت: 660 روز

    اَلَّذی خَلقَنی فَهُوَ یَهْدین

    ای کسی که من را خلق کردی و هدایت میکنی

    وَالَّذی هُوَ یُطعِمُنی وَ یَسْقین

    کسی که مرا طعامم میدهد و سیراب می سازد

    و اِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفین

    چون بیمار می شوم شفایم میبخشد

    وَ اَّلذی یُمیتُنی ثُمَ یُحْیین

    و مرا میمیراند سپس حیات میدهد

    وَ الَّذی اَطْمَعُ اَنْ یَغْفِرَلی خَطیئَتی یَوْمَ الدّین

    امید دارم که روز جزا خطایم را بیامرزد

    رَبِّ هَبْ لی حُکْماََ وَ اَلحِقْنی بِالصّاٰلِحین

    به من حکمت عطا کن و به شایستگان ملحقم ساز

    آیات 78 تا 83 سوره شعرا مناجات حضرت ابراهیم با خداست

    خدا جونم من ازسرگذشت پیامبرانت یاد گرفتم که هر غیر ممکنی ممکن میشه اگه تو بخوای

    وقتی حضرت موسی تو گهواره داخل رو نیل انداخته شد کار غیر منطقی به نظر میومد ولی تو نجات بخش بودی

    وقتی ناخواسته قتلی مرتکب شد و فراری شد تو براش خواستی تو جرات بهش دادی تو بهش گفتی نگران نباش که من میبینم و میشنوم من با توام من همراه توام و همه جوره هواشو داشتی برگشتِ حضرت موسی به آغوش دشمن کار غیر منطقی بود چون ذهن منطقی میگه برنگرد میکشنت اما تو همه چیز رو براش فراهم کردی تو براش ساختی قدم به قدم همراش شدی و مقابل فرعون پادشاه به اون جلال و جبروت، بزرگش کردی وگرنه تا قبل از اون موسی چوپانی فراری بود به لطف تو یادش و نامش قرنها در کتابها اومد وپیامبری بزرگ شد

    ای آرام جانم ای خدای عزیزم من هم انسانی هستم فراری از همه عادتهای بدم فراری از ناامیدی فراری از ترسهایم دارم تمام تلاشم رو میکنم لطفا به من فراری هم پناه بده ای از رگ گردن نزدیکتر ای آگاه تر از من به خودم ای کسی که میبینی و میشنوی من به منطق ذهنم و راه حلاش هیچ کاری ندارم چون میدونم چققققدر محدوده تمام کارگشایی ها به دست توعه ای عشق دلم ،ای رفیق ،ای همراه

    تو در قرآنت ناممکن ترین وضعیت ها رو نقل میکنی تا به من گوشزد کنی زندگی هر چقدر خلاف عقل و منطق پیش رفت نگران نباشیا من هستم شاید دارم ایمانت رو امتحان میکنم چون پاداشی که برای صبرت و شکرگزاریت میدم ارزششو داره پس اصلا به دلت ترس نده من کنارتم

    من تجربه اعتماد کردن به خدا را دارم جوابشم گرفتم ولی بیشتر میخوام خیلی بیشتر روابط عالی ثروت فراوان حال عالیتر که با خودت تجربش کنم انقدر این حس با تو بودن نابه که وقتی لحظاتی خالصانه در کنار توعم واقعا هیچ چیز نمیخوام فقط میخوام برگردم به تو اینو چند بار تجربه کردم میخوام این حس و بیشتر و بیشتر تجربه کنم به قول مولانا

    از خدا غیر از خدا را خواستن

    ظن افزونی ست و کلی کاستن

    تو دنیای مادی با کلی محدودیت زندگی میکنیم اما خدایا سکوت میکنم تا تو بسازی خدایا شکرت که قدرتمندی نا محدودی بینهایتی و میتوانی هرکاری هر چه قدر سخت و دست نیافتنی هر چقدر بعید را به راحتی انجام دهی خدایا شکرت برای حضورت خدایا شکرت که پاداش دهنده فراوان در برابر عمل اندک هستی

    رَبِّ أوْزِعنی اَن اَشْکُرَ نِعْمَتَِکَ الَّتی أَنْعَمْتَ وَ عَلَیَ والِدَیَّ و َانْ اَعْمَلَ صالِحاً تَرضهُ و اَدْخَلنی بِرَحْمَتِکَ فی عِبادِکَ الصّالِحین

    آیه 19سوره نمل

    پروردگارا به من الهام کن تا شکر نعمتی را که به من و به پدر و مادرم عطا کرده ای به جا بیاورم و کار شایسته ای که آن را بپسندی انجام دهم و مرا به رحمتت در زمره بندگان درست کارت وارد کن

    این مناجات حضرت سلیمان با خداست چقدر قشنگ و زیبا در باره شکر گزاری با خدای خودش مناجات میکنه مگر از نظر ذهن منطقیه ما زندگی حضرت سلیمان امکان داره مگر میشه که جنیان برات کار کنن مگر میشه که مسافت یک ماهه رو با انرژی باد یه صبح تا ظهر طی کرد مگر میشه زبان پرندگان رو دونست و فرمانروایی داشت که کسی نمونش رو ندیده ولی خداوند این زندگیها رو تو قرآن مثال میزنه تا قدرتش رو به رخ بکشه که بگه همینقدر محال رو میتونم برآورده کنم من میتونم بزرگتر از این رو خلق کنم پس بنده من، من را اجابت کن تا تو را اجابت کنم

    من را اجابت کن یعنی نترس

    به من ایمان داشته باش

    از داده هات لذت ببر و شاد باش

    خودت رو عاشقانه دوست داشته باش

    تا میتونی برای خودت ارزش قائل شو چرا که تو برای من مقدسی تو برای من عزیزی تو از وجود منی تو از من جدا نیستی فقط ایمان داشته باش به زودی انققققدر به تو عطا میکنم تا راضی شوی

    خدایا شکرت

    اسناد جانم ، مریم جانم با تمام وجودم از فایلهای روحانی و ارزشمند شما که وقت میزارید و با عشق اونها رو آماده میکنید قدر دانی میکنم و سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2491 روز

    به نام خدا

    خدایا شکرت

    الهی به امید تو

    .

    من درخواست زندگی کردن در خونه ی خودم را به خداوند داده ام ولی هنوز اجابت نشده بعد اسناد گفتند که باید زیاد از خداوند بخواهم و اومدم به خدا گفتم طی یه روندی که من خیلی ملک و املاک می خواهم و هدایتم کن بعد خداوند من را هدایت کرد به ویلا و ویلاها را که دیدم فهمیدم که ترمزهای محدود کننده ی خودم مانع هست

    مثلا در اون منطقه که ویلا ها بود کاهی اوقات گاز نداشتند در زمستان و اونقدر سرد میشد که توان

    موندن دیگه نبود و این باید کنترل میشد و احتیاج

    به کنترل ذهن داشت

    یا اینکه بحث تمیز کردن این ویلای به این عظمت و بزرگ بود که باید تمیز کردنش به موقع و همیشگی صورت می گرفت

    یا اینکه اگر صاحب ویلا دارای چند تا ویلا و ملک هست باید مدیریت قوی داشته باشد که من خودم

    خیلی روی مدیریت اموال فکر کنم و توجه کردم

    و اینکه من چقدر باید خوش بین باشم و اصلا شرایط بد را نبینم بلکه همیشه ذهنم را روی شرایط و اتفاقات خوب و عالی بگذارم

    چقدر صاحب ویلا و ویلاها را تحسین کردم و گفتم

    صد در صد برای من هم میشود مگه من چه فرقی با صاحب این ویلاها دارم بغیر از باورهای محدود کننده ای که خودم در ذهنم درست کردم.

    با منطقی کردن ذهنم همه ی خواسته هام امکان پذیر است خب این باور در حد حرف نباشه و تا وقتی در حد حرف زدن است اجابتی در خواسته ها نیست و به اندازه‌ای که من باور کنم مسیر هموار آسان و خوب و عالی پیش میرود .

    وقتی استاد در این فایل گفتند یک در صد ذهنت قبول می کند که می‌شود و امکان پذیر هست صدا را قطع کردم و تامل کردم و به خودم گفتم ببینم یک درصد هم قبول می کنم دیدم اولش مقاومت دارم

    ولی زمان که به خودم دادم دیدم بهتر شدم

    دیدم ذهنم دارد میگه آره که میشه خوب هم میشه

    الان که دارن تایپ می کنم خالم بهتره . ترس هام

    کمتره . پس یک درصد برای من حل شده است

    و این عالیه و درستش هم همینه فقط باید ادامه بدهم و ذهنم را روی درصد های بالاتر ببرم

    تا اجابت شود برام خواسته و خواسته هام به راحتی

    و ادامه فایل استاد میگن درصدهای رو ببرم بالاتر

    و همین طور که می گفتند کن خالم بهتر میشد

    من به فال نیک می گیرم و به خودم میگم خواسته ی من اجابت شده است فقط باید لذت ببرم

    فقط باید حال و احساس خوب خودمو خراب نکنم .

    خدایا کمکم کن تا خودمو با هیچ کسی مقایسه نکنم چون با ابن رفتارم خودمو از مدار دریافتی ها دور و دورتر می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام خدمت استاد و هم فرکانسی های عزیزی که کامنت رو میخونند

    ریشه غم ب خاطر اتفاقاتی هست که در گذشته اتفاق افتاده هیچ کس ب خاطر اتفاقی در آینده غمگین نمیشه

    حسرت خوردن و اشتباه کردن ها هم جزوی از گذشته

    باید اینو بدونم هیچ انسانی نبوده ک اشتباه نکرده باشه با اشتباه ها میفهمم ک تنها کسی ک بی نقص و عیبه خداست اونه ک فقط میتونه کامل رفتار کنه ب خاطر همین تو قرآن اومده ک نگاه کنین ب آفرینش آیا کوچکترین خللی می بینید؟

    هیچ کس نبوده ک اولین باری ک سوار ماشین یا موتور شده خانوش نکنه هیچ کس

    گذشته رو نمیشه تغییر داد

    اما خدا نوید یک آینده یهتر رو میده نوید تحقق وعده هاش رو

    مژده میده ک میتونم دعاهاتو اجابت کنم

    مژده اجابت میده

    مژده اینو میده ک ی زمانی میرسه ک نه غمی داشته باشی نه ترسی ب شرطی ک هدایت هامو پیروی کنی ایمان داشته باشی ب توانایی من

    یادت بیاد زمان هایی ک هیچ امیدی برای تغییر نداشتی اما از من خواستی و کن فیکون کردم برات

    یادت باشه ک منبع تمام نعمت هات منم

    همواره منو ب پاکی یاد کن و شکر کن منو و تقوا پیشه کن و از مقام من بترس تا بلکه رستگار شوی

    ترکیب عمل های خودت در گذشته باعث شد تا همچون شرایط سختی برات ب وجود بیاد خوبی اون شرایط این بود ک فهمیدی ک هر چی ک گفتم تو قرآن برای خودته برای رستگاری خودته

    خوبیش اینه ک الان با جون و دل ب دستورات عمل میکنی و از حد و مرزی ک تعیین کردم خلاف نمیری باشد ک رستگار شوی

    اگر میخای هم در دنیا حسنه بدم هم در آخرت باید درست زندگی کنی تا رستگار شوی

    فقط کسانی از خدا در دنیا و آخرت حسنه میخان ک ب آخرت ایمان دارند

    کسانی ک ب آخرت ایمان داشته باشن درست عمل میکنن

    وعده دادم بهت باورش کن ک اگر باورش کنی حالت عالی میشه

    هر چی رو میخای از من بخام ک من منبع خیرم

    تو فقیری ب خیری ک از جانب من بهت برسه

    اونایی ک فکر میکنن خودشون دارن ب موفقیت میرسن رو رها کن تو بندگی منو بکن بدون ک ناتوانی و نادانی و هیج کاره ای

    من ب هر کسی اینارو نمیگم میزارم هر جقدر ک میخان مغرور بشن و خودشون رو بپرستن

    خاص بودی ک بهت فهموندم ک همه جیز منم و تو هیچی نیستی

    وقتی بفهمی ک هیچی نیستی دیگه با غرور ب خودت صدمه نمیزنی فرصت هارو از دست نمیدی فقط ب حرف من گوش میدی اگر ک کل دنیا هم بگن نه تو گوش نمیدی فقط ب قول استاد خرف هاشونو گوش بده شاید از یک سمت دیگه ای بلید نگاه کنی و نکته ای رو نمیدونی

    لطف کردم بهت فهموندم ک هیچی نمیدونی و هیچ کاری نمیتونی و بلد نیستی

    لطف کردم بهت ک بهت فهموندم ک منم ک دارم کارهارو انجام میدم منم ک بلدم منم ک توانایم

    بزار اونها عمرشون در استرس و غم و ترس بگذره

    من آرامش رو ب هر کسی نمیدم من مژده ب هر کسی نمیدم

    از طرفی هم ب این فکر نکن ک تو خاصی نه اصلا

    ب قول استاد تو نه از کسی برتری نه از کسی پایین تر

    این باور درست باعث میشه با تکبر ب خودت آسیب نرسونی و خیرهایی ک بهت رسوندم پرپر نشن

    منو فقط بندگی کن و از من ک منبع خیرها هستم بخاه تا هدایتت کنم ب راه درست ب راهی ک تو بندگی میکنی و لذت میبری منم خدایی و نعمت ها رو ب زندگیت وارد میکنم

    مگه تو نبودی ک با خوندن ایه های قرآن ک شیطان نمیتونه بنده های خالص رو گمراه کنه

    مگه تو نبودی ک ازم خواستی ک چ جوری میتونی خاص بشی تا گمراه نشی

    اینطوری میتونی خاص باشی ک مغرور نشی فکر نکنی ک استعداد خاصی داری همه خیرها از طرف منه

    ب ازای هرکدومش پاک بدار منو از شرک و شکر کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    علی حقی گفته:
    مدت عضویت: 2296 روز

    سلام به همه دوستان هم فرکانسی خودم

    هربار که یه فایلی نظرم رو خیلی جلب می‌کنه به خودم میگم که الان یه کامنت میذارم ، اما قبلش میاو کامنت بچه‌ها و میخونم و پیش خودم میگم :«من دیگه چی می‌خوام بگم، بچه‌ها همه حرفها و زدن دیگه»

    اما باید یادم باشه که این هم نجوای شیطانه تا من رو منصرف کنه

    به خودم قول دادم که همش از خودم ردپا یه جا بذارم تا بعدا با دیدنش بفهمم و یادم بیاد که چقدر تغییر کردم

    با شنیدن این فایل یه جرقه‌ای تو ذهنم خورد ،

    من کارم مربوط به گل و گیاهان هستش

    بیشتر مشتریان من رو افراد خونه دار تشکیل میدم

    داشتم با خودم میگفتم که چرا تا حالا به این فکر نکردم که مشتریان من میتونن شرکتها و ادارات و سازمان‌ها باشم

    خوب که فکر کردم دیدم دو تا مسئله دارم در این مورد :

    1)من خودم رو در اندازه‌ای نمی‌بینم که شرکتها مشتری من باشن(احساس لیاقت)

    2)به نظرم شرکت‌ها فقط از جاهای معروف خرید میکنم(اعتماد به نفس ضعیف و عزت نفس)

    برای خودم خیلی جالب بود که این باگ‌هارو از وجود خودم درآوردم

    بعدش نشستم و نوشتم که من چرا لایق داشتن مشتری‌های ثروتمند هستم؟! »»» داشتم دنبال دلیلش می‌گشتم که یهو یادم افتاد « بابا من بنده‌خدا هستم ، من به خودی خود ارزشمندم ، من لایق داشتن ثروت هستم

    خلاصه بعدش نوشتم که چرا شرکتها میتونن با خیال راحت به من اعتماد کنند و از من خرید کنن؟!

    حالا دلایلش رو نوشتم:1)من در کار خودم واقعا حرفه‌ای هستم 2)با توجه به فضای مشتری بهش بهترین گل رو معرفی میکنم 3)بهشون آموزش درست نگهداری از گلها و گیاهان رو میدم 4)خودم به صورت مستمر بهشون سر میزنم که گیاهانشون سالم بمونه 5)با دادن کودهای بسیار خوب خارجی کمک میکنم که گیاهان بهترین رشد رو داشته باشن

    یه نکته فوق‌العاده دیگه برام داشت صحبت‌های استاد :من چون همیشه خواسته هام رو با شرایط موجود خودم سنجیدم سریعا خودم گفتم که نمیشه این خواسته محقق بشه

    به قول استاد«خواسته رو هنوز متولد نشده ، تو نطفه خفن کردم»

    در واقع مشکل همیشه از گیرنده بوده نه فرستنده

    وقتی دقیق به زندگیم نگاه میکنم میبینم که خیلی از خواسته‌های قبلیم که خودم شرایط محقق شدنش رو در خودم نمی‌دیدم ، کاملا محقق شده حتی بهتر از اونی که میخواستم

    پس باید یادم باشه که دارم از کی درخواست میکنم ، از اونی که این جهان با این نظم بی‌نظیرش رو داره اداره میکنه، از کسی که تمام کائنات فرمان‌بردار اون هستن ، از کسی که حتی یک برگ بدون اذن اون به زمین نمیفته

    خدایا با همون خدطایی بزرگت کمکم کن که بزرگ بودند رو بیشتر ببینم و درک کنم

    به قول یه دوست عزیزی« یکی از نشانه‌های ایمان داشتن، اینه که از خدا درخواست بکنی ، اگه درخواست‌هات نسبت به مثلا شش ماه پیش تغییر نکرده و همون اندازه‌ای مونده پس تو ایمانت به خدا بیشتر نشده »»» یه بار دیگه جدی به خودت نگاه کن

    خدایا ازت ممنونم که این ایمان رو درونم قرار دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    کبری محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2257 روز

    به نام خداوندبخشنده مهربان

    سلام به همگی…

    امروز اینجابهم الهام شد(این فایل نشانه ام بود) که این مطلب(نوشته)رااینجابه یادگاربگذارم.

    من دیروز داشتم کامنتهای دوستان رامطالعه میکردم که بسیارمرتبط بااین فایل هست.

    یکی ازدوستان درموردبراورده نشدن خواسته هامیگفت(نتیجه دستش بود)دوعامل دلیل براورده شدن خواسته هاهست، 1احساس لیاقت2. رهایی

    یک تمرین برای براورده شدن خواسته هاداده بودند:1.بشین یه لیست ازچیزهایی که واقعامیخوای رابنویس.

    2.برای هرکدوم، یه لحظه عمیق حس کن که من لیاقتش رودارم، چون فرزندخدام.»

    3بعدیه جمله

    روباتمام احساست بگو:(رهایی زمانی معناداره که بااحساس خوب همراه باشه) خدایامن خواسته ام روگفتم. مطمعنم توبهترین زمان وبهترین شکل به من میدی.پس رهاهستم.

    4.دیگه همون روز هی بهش فکرنکن، بذارجریان الهی کارش رابکند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 533 روز

    به بسم الله می خوانم خدا را

    ز مشتی خاک آدم ساخت ما را

    ای بخشنده نعمت‌ها و ای مهربان‌ترین مهربانان، از تو سپاسگزارم که بهشتی نزدیک، زیبا و بزرگ داری. و سپاسگزارم که دوزخی کوچک و بعید ساخته‌ای. و سپاسگزارم که همواره در پی دلیلی هستی که ما را گاهی به بهانه یک دعا ببخشی و بهشت را نصیبمان سازی.

    سلام به استاد عزیزم یه خانوم شایسته ی نازنین و مهربون و دوستان خوبم در سایت

    چقدر موضوع فایلهاتون همیشه به وقت گذاشته میشه در سایت و به پاشنه ی آشیل همه ی ما اشاره کردید وقتی ما آرزوی در دلمون داریم ولی انقد این ذهن و‌مغز تکرار میکنه که مارو قانع کنه این آرزو و رویا برای تو نیست که ما هم متاسفانه زود تسلیم میشیم و تایید میکنیم افکار منفی رو و زود همه ی اون رویاها رو بلاک میکنیم و زندگی خسته کننده و حوصله برو ادامه میدیم!!! در حالیکه ما خدایی داریم که به همه چی تواناست و به یه پلک زدن میتونه دنیارو جا به جا کنه دیگه این رویا و آرزوهای ما که براش چیزی نیست این خود ماییم باعث میشیم از دنیای زیبایی که خدا برای ما آفریده لذت نبریم و خدارو باور نکنیم و بهش اعتماد نکنیم و به اندازه ی لیاقتی که برای خودمون درست کردیم دنیا و‌زندگیمون بشه همش حسرت…. در حالیکه ما میتونیم فقط با تغییر باورهامون با باور کردن خدا با اعتماد کردن به خدا زندگی رو برای خودمون بهشت کنیم چرا حاضر نیستیم به خدا اعتماد کنیم؟؟؟ من خودمو میگم که زبونی میگم خدایا من این کارو سپردم به خودت… خودت درستش کن…. اما متاسفانه همچنان اضطراب و نگرانی دارم!!!!!! در حالیکه وقتی میسپری به خدا یعنی تموم شد اون نگرانی ها تموم شد اون اضطراب‌ها ….. و اینجوریه که ما هنوز به خدا اعتماد نکردیم ……. یه باور قدیمی که همیشه از بچگی می شنیدم و به خورد ما دادن این بود که مثلا میگفتن فلان چیز رو ولش کردی و سپردی به امان خدا!!!!!! در حالیکه امن ترین جا همون به امان خدا سپردن بود …. خدایا منو‌ببخش……آغوش تو امن ترین جا برای منه….. خدای قشنگم من میدونم که وقتی چیزی رو به تو میسپرم دیگه نباید نگران باشم دیگه نباید دلشوره داشته باشم تو منو ببخش اگه گاهی شک میکنم تو نادیده بگیر و منو ببخش…. خداجونم تو قدرتمندی تو قادر مطلقی تو توانایی تو بر تمام هستی احاطه داری….. مرررسی استاد عزیزم که هر بار به سایت میام با کلی آگاهی ناب مواجه میشم ….. خدا شمارو و خانواده ی عزیزتون رو بزایتون نگه داره …. برای همه ی دوستان خوبم آرزوی آرامش و سلامتی و ثروت و فراوانی دارم چون لیاقتشو داریم …… خدایا خیلی دوستت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1829 روز

    به نام‌ خدای بخشنده و مهربانم

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته فوق العاده و همه دوستانم

    الهی شکرت که یک روز دیگه فرصت زندگی بهم دادی تا در جهان زیبای تو باشم لذت ببرم رشد کنم

    امروز برای من یکم متفاوت تر بود چون امروز دخترم اولین هدیه خدا جونم به ما بود که احساس عجیبی داشتم امروز حسش خیلی متفاوته همه کسانی که پدر شدن میدونن چه حس خاصی داره واقعا نمیشه توصیفش کرد خدارو صدها هزار مرتبه شکرت از ابن نعمت (فرزند) که بهم هدیه دادی به صورت فوق العاده و بی نظیر خیلی عالی بود مسیرش خدایا شکرت که وقتی بهت میسپریم در بهترین زمان بهمون وقتی آماده باشیم برای ا‌ن نعمت به ما عطا میکنی جالبه مصادف شده با تولد. دختر گلم که این فایل هم در مورد فرزند دار شدن ذکریا بود من چند روزی است دلم این فایل را میخاست تشنه و گشته این توشه از هزاران توشه از این سایت بودم و یه جورایی این فایل با آوردن منطق ذهن را خلع سلاح میکنه چقدر هوشمندانه داره باور پذیر میکنه برای ذهن که این زمان ها اینار‌و دریافت کردی این معجزات افتاده و خداوند مه ذهن را آفریده و از کارکردش باخبره به ما چه کلید طلایی اجابت دعا را داده استاد عزیزم شما را تحسین می‌کنم برای این درک این مدار از آگاهی ها که شکار میکنید از دل آیه های قرآن که ما فقط در زمان فوت آدم‌ها صدای قرآن میشنیدبم و الان جایی صدای قرآن بیاد ناخودآگاه ذهن فکر میکنه کسی مرده در واقع از قرآن فقط ما برای مردگان استفاده مبکردیم و هیچ درکی نداشتیم و فکر میکردیم ثواب داره و از این حرف‌ها نگو که کل قوانین کیهان جهان ما نوشته شده و ما داشتیم با این قوانین چیکار میکردیم الله اکبر چقدر تفاوت داره که یکی میاد قوانین کلید های گنج جهان را از دل این آیه ها در میاره و کلی ادم تو دنیا دارن به عنوان یک ابزار ازش استفاده میکنن هیچ درکی ندارن باهاش مسابقات برگزار میشه کی صداش قسنگتره کی میتونه آنقدر بکشه ا و او و این داستان‌ها الهی شکرت که هدایت شدیم به این مسیر درک قوانین که 1400 سال پیش گفته شده و انسان هایی همچون استاد عزیز در مسیر در مدارش قرار گرفتن و ما هم با ایشان هم سفر شدیم و امیدوارم که خداوند منو همه دوستان را در مسیر حقیقت و توحید نگه داره تولد دختر گلم ابن روز زیبا خداوند هدیه نعمت داده بی نهایت شکر خدای مهربان اینجا چه جای زیبایی و در چه فایلی از روز تولد دختر توحیدی که نامش هم دلی ناز اینم

    هدایتی گذاشته شد با همسرم خدارو شکر اینجا در این فایل توحیدی زیبا ثبت شد شاید خدا مبداند که یک روزی دخترم هدیه خداوند بیاد و هدایتی این کامنت را بخونه و امیدوارم که خداوند همه ما را در این مسیر خودشناسی خدا شناسی نگه داره و هرگز دستمان را رها نکنه به امید روزی که جهان پر از صدای توحید نام خداوند یکتاپرستی شود

    دوستون دارم خیلی زیاد عاشقتونم

    استاد عاشقتم این فایل خیلی عالی به دلم نشست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      عارفه محمودی گفته:
      مدت عضویت: 1769 روز

      سلام و درود فراوان به شما دوست عزیزسلام.

      چقدر احساس خوبیه اتفاقات زندگی مون در این سایت بعنوون یک رد پا ثبت می کنیم. از خوندن اتفاقات خوبی که در زندگی دوستان مون می افته چقدر آدم خوشحال میشه.

      «تولد دختر نازنین و خوشگل‌تون رو صمیمانه تبریک می‌گم امیدوارم همیشه در کنار شما سلامت، شاد و موفق باشه و مثل ستاره‌ای درخشان روزهای زندگیتون رو روشن کنه »

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    Shahla گفته:
    مدت عضویت: 2892 روز

    سلام استاد عزیزم.

    بینهایت سپاسگزار خداوندم که هدایتم کرد بسمت این فایل و بینهایت سپاسگزارم شما هستم بابت نشر این آگاهی ها.

    استاد مبحثی که درین فایل مطرح کردین، اون اجابت خواسته زکریا و بشارت خداوند بهش و بدنبالش ناباوری زکریا و هدایت‌های خداوند برای باورپذیر شدنش برای زکریا بقدرررری برای من آشناست که حدنداره.

    چون حدودا 2 ساله که دقیقا چنین تجربه ای برام رقم خورده و من حدود 2ساله شبانه روزم به معنای واقعی تمام شبانه روز من درین 2سال شده سوال کردن از خدا و جوابهای خداوند بهم.

    درواقع یه کلاس خصوصی که انگار خدا برام گذاشته برای رشد و دریافت وعده خودش.

    حدود 2سال پیش خداوند بشارتی را درباره تحقق یه هدف بزرگ بدلم جاری کرد و گفت.

    خیلی خوشحال شدم و هنوزم هستم.

    بعد به دنبالش اولین چیزیکه ازش پرسیدم بش گفتم خداجونی واقعا راست گفتی که چنین… میشه؟!!! یعنی اولین ناباوری من به شکل این سوال بود. و خداوند درلحظه جوابو بدلم جاری کرد.(که البته این سوال را 3بار ولی در فواصل مختلف ازش پرسیدم)

    شادمانیم خیلی بیشتر شد و ازش پرسیدم خب چه قدمی باید بردارم براش؟

    اونموقع که این سوالو کردم فکرمیکردم خب حالا خدا هدایتم میکنه که برو فلان کارو بکن برو فلان جا برو… دیگه اوکی میشه و تموم.

    بعد دیدم نخیر این خبرا نیست.

    اون ندا بدلم جاری شد و از موحد بودن و شرک بهم گفت و یه دامنه عظیم از جریان شرک و موحد بودن را برام باز کرد.

    البته نه یک مرتبه، بلکه پله پله

    اینقدر مقاومت‌ها و سوالات برام پیش میومد که از خدا می‌پرسیدم و خداوند درلحظه هدایتم می‌کرد جواب سوالاتم میداد. بارها به اون جوابهایی هم که میداد باز شک میکردم و راحت باهاش حرف میزدم و بهش میگفتم من نمیتونم این حرفتو باور کنم ولی میخوام برام باورپذیر بشه چون مطمعنم تو حرف الکی که بهم نمیزنی هدایتم کن و….

    خلاصه حدود 2 ساله که بر اساس بشارتی که خداوند بهم داد این پروسه را گذروندم.

    درواقع خود خداوند تمام مقاومت‌های وجودم درباره پذیرش اون بشارت خودش را بهم نشون داد و خودشم هدایتم می‌کرد به باورهای درست و بهم یاد میداد.(درباره توحید، درباره فراوانی درباره ارزشمندی و..)

    و استاد من سلولی با کمک خداوند غرق این پروسه آموزشی و آماده شدن برای دریافت بشارت خداوند شدم.

    خیلی عمیق رو تمام اونچه خداوند بدلم جاری می‌کرد و هدایتم می‌کرد کار کردم.

    بارها حس خستگی میومد تو وجودم ولی باز از خودش میخواستم که بهم نیرو و توان بده، هرحالتی که برام پیش میومد براش میگفتم، باهاش حرف میزدم، باهام حرف میزد مثل دوتا رفیق واقعی.

    لحظات خوش و عمیقی را گذروندم. و یجاهایی میشه گفت سخت و اون زمانی بود که اون نجوا میگفت و حمله ور میشد درباره اون هدایت‌های خداوند مرحله به مرحله.

    یعنی هربار هدایت و راهنمایی ای از جانب خداوند بود نجوای شیطان و حمله ور شدنش هم بود.

    و استاد باورتون میشه این حدود 2سال چه ترمزهایی را خداوند درونم مرحله مرحله بهم نشون داد و خودشم هدایتم کرد برای برطرف شدنش که بارها خودم از تعجب دهنم باز میموند. واقعا هنگ میکردم که این دیگه کجا بوده، اصلا چجوری شده که این باورهای اشتباه، این ترمزها درون من ایجاد شده.

    و استاد لایه لایه مثل پیاز که لایه لایه ازش برداشته میشه تا میرسه به وسط پیاز،

    برای منم لایه لایه هدایت بود و مقاومت‌ها، بعد میرفت سراغ لایه بعدی و به همین صورت ادامه داشته تا الان.

    و استاد درمورد بعضی از هدایت‌های خداوند مقاومت خیلی کمتری داشتم و باورپذیریش برام راحت‌تر بود ولی بعضی از اونها را شاید چندین ماه توش گیر بودم. سوال تو سوال از وجودم کشیده میشد بیرون و خداوند با عشقو صبوری هدایتم می‌کرد. چقدر شک ها واای خدایاااا.

    حالا بعد از اینهمه لحظه به لحظه درپناه هدایت‌های خداوند جلو اومدم، رسیدم به حدودا 2ماه پیش یا یکم بیشتر که خداوند بشارت تو مدار دریافت بشارت اولیه خودش و تحقق هدفم را بهم داد.

    منم کلی خوشحال، تا یکم گذشت دیدم خبری نیست!!خبری نشد!!! بخدا گفتم خدایا مگه نگفتی تو مدار دریافتشم پس کو؟!!! مگه هرکسی تو مدار دریافت هدفش قرار میگیره نباید دیگه بشه؟!!

    و خداوند بدلم جاری کرد من بهت گفتم تو مدار دریافتش قرار گرفتی ولی آیا تو حرف منو باور کردی؟!!!

    و استاد تا این ندا بدلم جاری شد فقط سکوت کردم. آخه درست میگفت من باور نکرده بودم که تو مدار دریافتش قرار گرفتم. و باز درین مرحله من دارم با هدایت خداوند روی مقاومت‌هام و هدایت‌های خداوند کار میکنم.

    و استاد عزیزم چقدر این فایل و کلام شما انگیزه منو بیشتر کرد که پرانرژی تر ادامش بدم تا بامید خدا بزودی تحقق هدفم و اون بشارت خداوند را بهتون اطلاع بدم.

    استاد این چندین روز اخیر واقعا یحس خستگی اومده بود تو وجودم که بازم خداوند از لطف خودش پله پله هدایتم کرد. دستمو گرفت بلندم کرد و بااین فایل تیر خلاص را بهم زد برای رهایی از اون حس خستگی.

    انگار اون حس خستگی از ادامه دادن مسیرم هم ترفند شیطان بود برام نمیدونم.

    استاد من اگر بخوام فقط از کیفیت این دوسال و سوالاتم، هدایت‌های خداوند، نحوه ورود شیطان و… بگم شاید چندین کتاب هزار صفحه ای بشه، شاید روزها باید وقت بگذره که براتون تعریف کنم. و شاید حتی اصلا نشه گفت و تعریف کرد چون اونقدر درونی و کیفیتی هستش که نمیشه با کلمات دربارش گفت.

    استاد بامید روزیکه بهتون خبر و بشارت تحقق وعده خداوند را براتون بنویسم و امیدوارم بزودی زود بشه.

    از خودش میخوام همینطور که تا به این لحظه کنارم بوده دستمو گرفته، برام صبوری کرده بهم احترام گذاشته، محرمم بوده، مرهمم بوده و.. بازم کنارم باشه و لحظه ای منو بخودم وا نگذاره.

    استاد نمیدونید بااین فایلتون چه بمب انرژی درونم منفجر شد. همون رب عاشق خیر عظیمی نصیبتون کنه.

    درپناه خداوند باشین استاد ارزشمندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: