کلید اجابت دعاها - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1235 روز

    خدای مهربانم با تو بودن در تمام لحظاتی که به من عطا کرده ای ، زیباترین لحظه های بودنم می باشد….

    سلام به استاد گرانقدرم و مریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانم در ادامه این‌مسیر نورانی

    خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت وجودم در این مسیر نورانی ،بابت دیدن روی ماه زیبای استادو مریم عزیزم در خوابم و اینکه در باغچه حیاط بهشتی ام بودم و دستانم را به سمت هر درختی که می خواستم آبیاری کنم ، پایین

    می آوردم ، انگار دستانم حکم ابر بود واز آن باران

    می بارید و وقتی دستانم رامجدد بلند می کردم آبیاری قطع می شد و بعد هم این نشانه امروز که دیدم و صحبت های ناب استادجان را شنیدم ، چقدر حس

    بی نظیری رو تجربه کردم ،چقدر خوبه بودن در این مسیر با شورو شوق و فارغ از هر اتفاقی که در بیرون من رخ می دهد، من مشتاقانه به راه درست که آموخته ام ،آگاهانه ادامه می دهم و تمام سعی ام این هست که در لحظه زندگی کنم و رفتارو عملکردهایم آنگونه باشد که موجب رشدوپیشرفتم می شود و هر لحظه از خداوند طلب هدایت کنم .

    تمام وعده های خداوند حتمی است اگر من با تمام‌وجودم خداوند را با قدرت لایتناهی اش و رب العالمین بودنش باور کنم و با ایمان و یقین باشد،شُل کن ،سفت کن در نیاورم و با گفتگوهای نامناسب به ذهنم خوراک ندهم و باورهایم را به چالش بکشم بلکه من خواسته ای دارم بیان می کنم و با ایمان واقعی به زندگیم ادامه می دهم و دستان خداوند را باز می گذارم و آنقدر قلبم آرام است و ذهنم بازوپاک که می گویم هر اتفاقی بیفتد خیر است و تمام ….

    نه فقط زبانی بیان‌کنم الخیر فیماوقع، به قول استاد در عمل ثابت کنم ،

    زمانی که هر اتفاقی در زندگی پیش می آید مثلا

    مرگ عزیزی،

    در مورد وضعیت روزانه کسب و کاردر مورد مشتری و

    مسائل مالی و مواردی شبیه به این ها،

    صحبتی که یک لحظه رنجشی در پی دارد،

    اخراج از کار و همین نازایی که در این سوره زیبا بیان شد و استاد به شیوایی در مورد مطالب تاثیر گذار آن صحبت کردند و موارد دیگر که برای هرکسی ممکن است اتفاق بیفتد آیا من آنقدر که

    می گویم الخیر فی ماوقع

    و هر روز هم دارم دو صفحه معنی قرآن را که کلام خداوند می باشد ،می خوانم ، ایمان دارم که با شوق به استقبال هر اتفاق یا تضادی بروم و از خداوند هدایت طلبیده و بگویم این مسئله آمده تا من رشد خودم را ببینم و خدایا از تو هدایت

    می خواهم و ذهنی بازوپاک و قلبی آرام ….

    و خدا می داند که این شیوه شده عادت من و باعث شده ایمانم را در هر شرایطی قوی کرده ، آرامش داشته باشم و حال و احساسم را خوب نگه دارم .

    من باور کرده ام و هر لحظه دارم این رو زندگی

    می کنم که هیچ عامل بیرونی در روند زندگی من تأثیر گذار نیست و همه چیز برمی گرده به درون من ،حال و احوال من و اون احساسی که دارم و ارتباط عمیقی که با خداوند برقرار می کنم و از صبح که بیدار شده و شکرش را به جا می آورم و نتایجی که از ایمان واقعی به او گرفته ام را

    می بینم و از سلول به سلول داشته هایم، هر چه که هست و نیست سپاسگزارو قدردان هستم ،خود را در مداری قرار می دهم که فقط فرکانس های مثبت به جهانش می فرستم و چه حال و احساسی عالی تراز این‌که سر سفره پربرکت او هرروز چشم های زیبایم را می گشایم ،تمام زندگی را با عشق و شوق زندگی می کنم ،توکلم تنها به اوست و

    امروز آگاهی هایی کسب کرده ایم که شاید حتی انسان ها با بالاترین مدارک دانشگاهی هم به آنها آگاه نیستند اما با این آگاهی های ناب و طلایی در تمام زمینه ها من به آرامش رسیده ام به یک صلح درونی ،به عاشق خود بودن و عاشق خدا بودن مثل یک پرنده ،آزادی و شوق پرواز را به تمام معنا تجربه کردن و خود را بی نیاز احساس کزدن و تنها نیازمند خداوند دانستن و آگاهانه عمل کردن به آن .

    من در این‌مسیر سرسبز و زیبا و بهشتی ،ایمان و توحیدی زندگی کردن زیر سایه امن و پرخیروبرکت خداوند را از استادم آموخته و

    می آموزم و

    امروز به جایی رسیده ام که با تمام شجاعت و صبر و ایمانم همه چیز را به دستان پرقدرت خداوند سپرده ام و می دانم که با عمل به قوانین زیبایش و در مسیر درست گام برداشتن و ادامه دادن در این‌مسیرِ لبریز از نور و آگاهی اگر بتوانم این آرامش و احساس عالی را که در وجودخود نهادینه کرده ام در هر شرایطی حفظ کنم ، من خود را صاحب نعمت هایی در وجود و زندگیم می دانم که برای من جز خیر چیز دیگری نخواهد بود

    بنابراین خداوند اون چیزهایی رو که من احتیاج داشته باشم برایم فراهم می کند اگر من فراوانی را باتمام وجودم باور کرده باشم .

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      ناصر گفته:
      مدت عضویت: 1701 روز

      سلام خانم مریم عزیز و دوست گرانقدر

      چه خوب از قوانین نوشتی

      برای من خیلی مفید واقع شد چون نکات مهمی رو یادآوری کردی

      از لذت بردن از لحظه اکنون گفتی

      از ادامه مسیر بدون توجه به نزدیکان گفتی

      از نگرش متفاوت به تضادها و درس گرفتن از اونها گفتی

      از خواب زیبایت گفتی

      از الخیر فیی ما وقع گفتی

      از سرسپردگی ات به خداوند گفتی

      از ایمان و توحید گفتی

      از خواندن روزی 2 صفحه قرآن گفتی

      از داشتن آرامش تحت هر شرایطی گفتی

      از بی تاثیر بودن دیگران در زندگی خودت گفتی

      از به صلح رسیدن با خودت گفتی

      از عاشق خودت بودن گفتی

      از عاشق خدا بودن گفتی

      از شکرگزار بودنت گفتی

      و همه اینها درّ و گهرهایی هست که به قول استاد price less هست

      دوست عزیز صرف فکر کردن به این باورها میتونه غوغایی در درون انسان به وجود بیاره و فرکانس انسان را هزاران سال نوری از بقیه بالاتر ببره

      حالا چه برسه به اینکه سبک زندگیت اینطور باشه که دیگه کن فیکون میکنه و میشوی مصداق اون شعر زیبا:

      رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند…

      خیلی ازتون ممنونم و براتون بهترینها رو آرزومندم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مریم مهدوی فر گفته:
        مدت عضویت: 1235 روز

        خوشبختۍیعنی

        همه چیزت پیشِ خالقت باشه

        دلت ، فکرت ، نگاهت️

        سلام آقا ناصر گرانقدر

        ممنونم از لطف و توجه تان و خواندن کامنت و تاثیری که برای شما داشته که حقیقتا کلام خداوند است که بر قلبم نشاند و در ذهنم جاری کرد ومن هم با تمام عشقم به او خالصانه نوشتم.

        با خدابودن در این مسیر زیبا و توحیدی، تنها ثروتی است که صادقانه و با تمام وجودم

        می توانم هر لحظه تجربه های شیرین و معجزه وارش را احساس کنم ،احساسی که مدت هاست با خود دارم ،یک امنیت خاطر ،یک ایمانِ قلبی که در هر شرایطی مرا به آرامش و سکوت درون دعوت

        می کند انگار خیالت راحت است و فقط دوست داری از صبح که بیدار می شوی با خدا عاشقانه ترین رابطه ها را داشته باشی و رنگین کمانی از خوشبختی را در تمام لحظاتت خلق کنی ،

        با او بگویی با او بخندی ،شاد باشی و همه چیز را به خودش بسپاری

        دیگر نه ناراحتی،نه فکرو خیالی ونه…..

        خدا شاهد است که من این روزها این مدلی زندگی می کنم لبریز از آرامش و احساس عالی هستم و امروز موقع خواب ظهر بود عزیزدلم مصطفی گفت گوشی آیفون 16 دلم میخواد داشته باشی و من حتما برات می خرم و دلم

        می خواد عالی ترین چیزها رو داشته باشی و من گفتم عزیزم هرچی خدا بخواد ،

        آنقدر فراوانی و رشدو پیشرفت در همه چیز موج

        می زند که خداوند خودش حواسش هست و وقتی من آماده باشم مثل خیلی داشته های دیگرمان با عشق تقدیم می کند چون من خودم رو لایق داشتن تمام ثروت هایش می دانم اما او تنها کسی است که صلاح مرا می داند و به زیبایی در وقت مناسب عطا می کند و دلم می خواهد خودش برایم عیاردارترین ها را انتخاب کند و به من هدیه دهد

        ای جووووونم به این خدای وهاب

        اشکم جاری می شود از فضل و کرم و سخاوتمندی اش ،خزانه دار ملک هستی نگران چی باشم آخه ،

        به لطف خداوند ثروت هایی دارم که تمام مادیات جلویش لُنگ میندازند

        ثروت هایی چون بودن در این‌مسیر وادامه دادن باعشق و شورواشتیاق فراوان،

        آرامش و احساس آزادی و حال عالی و شکرگزاری هایی که مدام ورد زبانم است ،

        داشته هایی که دارم و با اشک شوق شکرگزار خداوندم هستم و بی نهایت ثروت های درونی دیگر،

        بله آقا ناصر حقیقتا فکرش را بکنیم

        ما به سرزمینی هدایت شده ایم که پاک و لبریز از نعمات خداوند است و باید در آن خانه ای بسازیم‌که هم در دنیا و هم در آخرت خود را در بهشت احساس کنیم و بنابراین همه ثروتمندیم ….

        در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید.

        خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

        متشکرم متشکرم متشکرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 810 روز

    بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگى

    کٓهیعٓصٓ(١)

    کهیعص

    ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُۥ زَکَرِیَّآ(٢)

    [آیاتى که بر تو خوانده مى شود] یاد رحمت پروردگارت بر بنده اش زکریاست

    إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِیࣰّا(٣)

    هنگامى که پروردگارش را با دعایى پنهان خواند،

    قَالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ ٱلْعَظْمُ مِنِّی وَٱشْتَعَلَ ٱلرَّأْسُ شَیْبࣰا وَلَمْ أَکُنۢ بِدُعَآئِکَ رَبِّ شَقِیࣰّا(۴)

    گفت: پروردگارا! به راستى استخوانم سست شده و [موىِ ] سرم از پیرى سپید گشته، و پروردگارا! هیچ گاه درباره دعا به پیشگاهت [از اجابت ] محروم و بى بهره نبودم.

    وَإِنِّی خِفْتُ ٱلْمَوَٰلِیَ مِن وَرَآءِی وَکَانَتِ ٱمْرَأَتِی عَاقِرࣰا فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیࣰّا(۵)

    و همانا من پس از خود از خویشاوندانم بیمناکم، و همسرم [از شروع زندگى] نازا بوده است، پس مرا از سوى خود فرزندى عطا کن.

    یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ ءَالِ یَعْقُوبَۖ وَٱجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیࣰّا(۶)

    که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت] مورد رضایت [خود] قرار ده.

    یَٰزَکَرِیَّآ إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ یَحْیَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِیࣰّا(٧)

    اى زکریا! ما تو را به پسرى که نامش یحیى است، مژده مى دهیم، [و] پیش از این همنامى براى او قرار نداده ایم.

    قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ یَکُونُ لِی غُلَٰمࣱ وَکَانَتِ ٱمْرَأَتِی عَاقِرࣰا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ ٱلْکِبَرِ عِتِیࣰّا(٨)

    گفت: پروردگارا! چگونه برایم پسرى خواهد بود در حالى که همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیرى به فرتوتى رسیده ام ؟

    قَالَ کَذَٰلِکَ قَالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنࣱ وَقَدْ خَلَقْتُکَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَکُ شَیْـࣰٔا(٩)

    [فرشته وحى به او] گفت: چنین است [که گفتى، ولى] پروردگارت فرمود: این [کار] بر من آسان است، و همانا تو را پیش از این در حالى که چیزى نبودى آفریدم.

    قَالَ رَبِّ ٱجْعَل لِّیٓ ءَایَهࣰۖ قَالَ ءَایَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ ٱلنَّاسَ ثَلَٰثَ لَیَالࣲ سَوِیࣰّا(١٠)

    گفت: پروردگارا! براى من نشانه اى قرار ده گفت: نشانۀ تو این است که سه شبانه روز در حالى که سالم هستى، قدرت سخن گفتن با مردم نخواهى داشت.

    فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ مِنَ ٱلْمِحْرَابِ فَأَوْحَىٰٓ إِلَیْهِمْ أَن سَبِّحُواْ بُکْرَهࣰ وَعَشِیࣰّا(١١)

    پس [به دنبال ناتوانى از سخن گفتن] از عبادتگاهش بر قومش درآمد و به آنان اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح گویید

    بنام خدایی که همه چیز می‌شود همه کس را

    خداوند که پاسخ دهنده همه درخواست های ماست بصورت کاملا طبیعی و بدیهی

    این فایل را اگر هزار بار هم گوش کنم ، کم است. هر باریکه می‌شنوم احساسم عالی ، عالی می‌شود و حرفهای تازه را درک میکنم و اگر هزار بار گوشش کنم کم است .

    بعضی باورهای محدودکننده داریم که دقیقا مثل حضرت ذکریا درخواست های داریم اما از او طرف میگیم نه نمیشه با این شرایط که دارم .

    بارها شده که فکر مهاجرت کردن را کردیم ، اما همو لحظه ذهنم برم صدها دلیل آورده که نمیشه ، مگر میشه شرایط کشورت را دیدی که حتی یک دختر را تنها نمی‌گذارند که بدون محرم داخل طیاره شود . و همان لحظه میگم نه نمیشه بگذر .

    یا بعضا بعضی اوقات به رویاهایم یا به دریم بورد که ساختم می‌بینم میگم خدایی من آیا اینها امکان دارد . من که حتی یک نشانه ازین خواسته ها را نمیبینم ( حتی در خواب ) . اما باید خداوند را باور کنیم .

    اول قدرت ربوبیت خداوند را او قدرت مطلق در تمام جهان است اگر او قادر به این است که من را خلق کرده ، می‌تواند که خواسته هایم را نیز خلق کند .

    دوم الگو بسازیم در ذهن ، به هزاران نفر دیگر شده به من هم می‌شود، صدها نفر در همین کشور خود را ساختند ، پس منم می‌توانم.

    خداوند قادر مطلق است

    خداوند اگر بخواهد می‌شود فقط او بخواهد کافیست ،

    خداوند نزدیک ترین است به من

    خدایا فقط دست من پیش خودت دراز است خودت کمکم کن .

    خدایا اجابت دعاهای مارا بپذیر و ما ایمان داریم که خودت قدرت جهان هستی و چشم ما فقط به خودت است .

    خدایا خودت دستم را بگیر که تو رب العالمین هستی . من بدون تو هیچم .

    خدایا من با تو احساس قدرت میکنم و این قدرت از جانب خودت است .

    خدایا شکرت بخاطر اینکه اوضاع من هر روز بهتر شده می‌رود. و بازهم بهتر و بهتر می‌تواند.

    خدایا من همین اکنون هم راضیم ، همین که از احساس ناسپاسی رسیدم به سپاسگذاری همین کافیست ،اما درخواست کردن است که برایم لذت‌بخش است.

    همین چندروز پیش دستم با چاقو بصورت تصادفی یکمی زخمی شد ، بعد از چندروز خوب شد . گفتم ببین خدایا مگر من چی کردم تو بودی که دوباره ساختش ، تو قادر مطلق هستی .

    خدایا تنها تورا میفرستیم

    و تنها از تو یاری می‌جویم

    مارا به راه راست هدایت کن

    راه کسانیکه به آنها نعمت داده ای

    خدارا صدها هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1489 روز

    به نام خداوند قادر و توانایم

    سلام و درود به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    واقعاً خداوند منبع تمام قدرت ها و فراوانی است

    همه چی در زمان درست وبه وقت خودش اتفاق میفته

    مثلا واسه من ، چند روزی بود فکرم همش درگیر این موضوع بود که یه تعداد خواسته داشتم ونوشتم توی دفترم ولی همش در زمان تجسم کردن احساسم خوب نمیشدواضح نیست واسم درگیرش بودم

    و امروز که این فایل رو گوش کردم خیلی‌ حالم عوض شد ،،کلی احساس خوب بهم دست داد

    و بهم فهموند که میشود ،،امکان پذیر است ،، اتفاق می‌افتد،،پس نگرانی و فکر منفی نداره

    فقط درخواست میکنم و رها میکنم و تجسم میکنم با حال خوب ،،و این احتمال رو میدم که میشود ،،

    و الان که به اتفاقات خوبی که توی این مدت افتاده هر چند کوچک. ،،فکر میکنم میبینم آره اتفاق افتاده امکان اتفاق افتادن بقیه اش هم هست ،با اینکه درخواست بزرگی است ،ولی بهش میرسم،،من فقط روی خواسته ام تمرکز میکنم ،و اون اتفاق رخ میده ،،خدایا شکرت

    خدایا سپاسگزارم ازت برای این همه حال خوب

    خدایا سپاسگزارم ازت برای این قدرت تجسم

    خدایا شکرت برای این همه آگاهی از قرآن

    واقعاً قدرت خداوند بی پایان است

    خداوند رزق و روزی رو از جای که فکر نمیکنی بهت میده ،واین داستان منطقی کردن ذهن است که باید باور کنیم همه چی عالیه و فراوانی و نعمت همیشه است

    چرا ذهن ما همش میگه نمیشه ،،،چون روی خودمون کار نکردیم و خداوند رو باور نداریم

    ما باید اینقدر این اتفاقاتی که افتاده و خدا در قرآن بهشون اشاره کرده رو هی گوش کنیم و بخونیم و تکرار کنیم تا باورمون قدرتمند بشه و ایمانی قوی داشته باشیم به رخ دادن همه چی

    خداوند قادر مطلق است ،،خداوند بر همه چی تواناست

    پس همه چی امکان پذیر است ،،همه چی تغییر میکند

    سوره بقره ،،آیه186

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ‌

    و هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند (بگو:) همانا من نزدیکم؛ دعاى نیایشگر را آنگاه که مرا مى‌خواند پاسخ مى‌گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد که به رشد رسند.،،،،

    نکته ،،،،،

    برخى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‌پرسیدند: خدا را چگونه بخوانیم، آیا خدا به ما نزدیک است که او را آهسته بخوانیم و یا دور است که با فریاد بخوانیم؟! این آیه در پاسخ آنان نازل شد.

    دعا کننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد که در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بکار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیک هستم وهرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‌کنم، پس به خودم ایمان بیاورند ودعوت خودم را اجابت کنند. این ارتباط محبّت‌آمیز در صورتى است که انسان بخواهد با خداوند مناجات کند.،،،

    سوره 93 قرآن کریم:

    الضحی تعداد آیه: 11

    جزء : 30

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    وَالضُّحَى ﴿1﴾

    سوگند به روشنایى روز (1)

    وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿2﴾

    سوگند به شب چون آرام گیرد (2)

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿3﴾

    [که] پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است (3)

    وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى ﴿4﴾

    و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود (4)

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ﴿5﴾

    و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى (5)

    أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى ﴿6﴾

    مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد (6)

    وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى ﴿7﴾

    و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد (7)

    وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى ﴿8﴾

    و تو را تنگدست‏ یافت و بى ‏نیاز گردانید (8)

    فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ ﴿9﴾

    و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار (9)

    وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ﴿10﴾

    و گدا را مران (10)

    وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ﴿11﴾

    و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوى

    خدایا شکرت برای این همه نعمت و فراوانی و برکت در تمام مراحل زندگیمون

    موفقیت و سربلندی برای همه دوستان آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4214 روز

    من از این فایل اینو درک کردم که :

    اولا چه کسی قول اجابت درخواست منو به من داده؟

    یه کارگر؟یه مدیر مثل خودم؟ رئیس جمهور؟ یا خدا؟

    در ثانی خیلی وقتا بوده و الانم هست چیزایی رو میخواستم تو زندگیم داشته باشم که ذهن من وجود و امکانپذیر بودنشون برام غیر ممکن می‌نمود ولی ایده و کار الهام شده رو در جهت تحققش انجام دادم و شده ؛

    چون خواسته مو با خدا بسته بودمش و هیچ کس در ذهنم غیر از خودم و خدا وجود نداشت و من فقط وظیفه سمت خودمو انجام دادم تحققش با خدا بود

    در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1603 روز

    بنام خداوندی ک هر لحظه اجابت کننده خواسته های من هست

    خدایا شکرت ک تو را دارم ک با نام و یادت قلبم آرام میگیره

    سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته و چشمان زیبای دوستان گلم ک این کامنت میخونن

    همین الان ذهنم داشت در مورد خواسته هام نجوا می‌کرد و داشتم زور میزدم ک با کلامم بتونم کنترلش کنم ک خداوند قادر مطلقه و توانایی انجام هر کاری داره

    الان اومده بودم پست دنبال کفشی ک سفارش داده بودم فرستنده کد مرسوله برام نفرستاده اما تلفنی بهم گفته بود ک برات ارسال کردیم و دوست داشتم هرچه زودتر بدستم برسه

    ی لحظه به خواسته های دیگرم فکر میکردم ک ببین محمد، خواسته هاتو اجابت کرده و در حال رسیدن به دستت هست مثل همین بسته پستی و این زمان تا تو امادش بشی باید سپری بشه اما واکنش تو چیه؟؟

    میخای زندگی تعطیل کنی در حسرت دیر رسیدن این خواسته ثانیه های عمرت از دست بدی یا از لحظات زندگی لذت ببری، تصمیمت چیه؟؟

    از اون مهم تر

    یک تولید کننده کفش بهت تلفنی اوکی داده ک کفشت فرستاده میتونی بپذیری و ذهنت آروم میکنی

    اما خدایی ک بارها و بارها خواسته هات اجابت کرده، خواسته هایی ک همون موقع هم برات غیرقابل باور بود اما از جایی ک فکرش نمیکردی برات اجابت کرده و اینبار فکر میکنی نمی تونه یا تو رو فراموش کرده

    خواستم این ردپا از خودم به جا بزارم برای ذهن نجواگرم، به محض اینکه موضوع فایل جدید دیدم

    گفتم خدا جواب سوال الانم داد و هنوزم فایل گوش نکردم و دقیقا جلو اداره پست این کامنت گذاشتم

    خدایا من به هر خیر و هدایت از سمت تو هر لحظه فقیرم

    خدایا شکرت برای این سایت الهی، دوستان نازنین و استاد خانم شایسته

    برای همه مون آرزوی سلامتی، آرامش و روزی و نعمت بغیر حساب میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    اصغر آذرکمان گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    به نام خداوند عزیز.

    سلام به استاد توحیدی خودم. چند روز نبودید ،خیلی دلمون برات تنگ شده بود.

    سلام به تمام دوستان توحیدی.

    واقعا کلید اجابت دعا ، باور داشتن به امکان پذیری خواسته است،

    باور به بی نهایت بودن قدرت خالق،

    باور به نزدیک بودن خداوند به ما ،

    باور به اینکه خداوند نمیتونه نبخشه،چپن منبأ خیر و برکته.

    به قول استاد ،تا یه خواسته ایی در درون ما شکل میگیره

    و میخوایم تجسمش کنیم ،سریع ذهن میگه چطور

    وهمون موقع خاموش میشه.

    من که خودم هزاران بار ،تا به چطور فکر کردم ،سریع نا امید شدم و کلا بیخیال خواسته شدم.

    و این موضوع ،ریشه در ایمان و باورهای ما نسبت به قدرت خالق داره.

    خداوند عزیز میفرماید:

    انا اقول له کن فیکون

    من میگویم باش و میشود.

    تفاوت انسانها و نتایج اونا ، به باورشون نسبت به قدرت خدا است.

    وقتی حضرت سلیمان میاد و درخواست ملک و فرمانروایی به اون عظمت میکنه، باورش نسبت به خداوند به اون اندازه (درخواست) بزرگه.

    به خداوند میگه( انک انت الوهاب) قطعا تو بی نهایت بخشنده ای.

    شکر گذاری داشته های قبل ، وبه یاد اوردن حل مسائل و مشکلات قبل ،میتونه ظرف مارو بزرگتر کنه

    افزایش ظرف باعث درخواست ودریافت نعمتهای بیشتر و با کیفیت تر میشه و همین سیکل به ترتیب ادامه داره تا میرسه به درخواستهای بزرگ انبیا.

    حضرت زکریا میاد در سن پیری ،با وجود همسری نازا

    درخواست فرزند میکنه،باور ، ایمان و توکل

    باعث چنین درخواستی میشه.و خداوند هم بهش پاسخ میده.

    البته که حضرت زکریا هم با وجود پیامبر بودن هم یکم ترمز داره و به خداوند میگه چطوررر؟

    پس ما که 1000 برابر نسبت به حضرت زکریا

    کلمه چطور؟؟؟؟ در ذهنمون مرور میشه و خواسته رو بلافاصله خاموش میکنه.

    ما همیشه تا پایان عمر، یک جدال بین ذهن و قلبمون داریم، ذهن جایگاه منطق

    و قلب جایگاه خداوند،

    ما باید به ندای قلبمون گوش کنیم ،البته که کار راحتی نیست.کنترل ذهن میخواد، کنترل ورودی میخواد، تقوا میخواد، توکل میخواد،

    به یاد آوردن حل مسائل به ظاهر سخت گذشته رو میخواد،به یاد آوردن معجزاتی که درقران آمده رو میخواد وکم کم ظرف ما بزرگتر میشه و به اندازه ظرفمون خواسته های ماهم بزرگتر میشه و نعمتهای بزرگتری دریافت میکنیم.

    اکثریت ما انسانها جسارت چنین درخواستی رو نداریم.

    ذهن منطقی ما نمیزاره.

    بینهایت وعده فقر و بدبختی رو شنیدیم از شیطان

    ،از دوستان ،از خانواده ،از رسانه ها

    بینهایت احساس گناه داشته ایم ، ویا حتی از دیگران دریافت کرده ایم.

    بینهایت احساس بی لیاقتی داشته ایم ،(با مقایسه کردن )

    ذهنی سرشار از محدودیت ،خب معلومه جرعت درخواستهای بزرگ رو از خداوند کریم و توانا ،

    نداریم.

    بزرگی و عظمت خداوند و قدرتش

    در ذهن کوچک و محدود ما نمیگنجد.

    به اندازه باورهای کوچکمان نعمتها رو دریافت میکنیم.

    به اندازه ای که خداوند رو باور داریم وخودمان رو لایق میدونیم ،جرعت درخواست داریم.

    امیدوارم این نکته های فایل رو هر روز به یاد بیاریم تا باورهای توحیدمون قوی تر بشه.

    خداوند رو بی نهایت سپاس

    به خاطر چنین استاد با ارزشی.

    خدا حافظ و نگهدار همه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    منیژه حکیمیان گفته:
    مدت عضویت: 1274 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم وتمام دوستانم در این خانه امن الهی

    استاد چقدر این فایل قشنگه تمام تنم را لرزوند آیه ها آنقدر قشنگ معنی میشن که من که اینقدر قرآن خواندم بار اول بود این مفاهیم زیبا را با این کیفیت عالی می‌شنیدم ودرک می‌کردم

    چقدر زیبا در مورد حضرت زکریا وخواسته اش وباورهایش توضیح دادید وعالی مطلب را رساندید

    اما استاد عزیز به سوره ضحی که رسیدید اشکهایم جاری شد چقدر قشنگه این سوره ،تک تک آیه هایش را با تمام وجود نوش جان کردم

    ووجدک عائلا فاغنی (وتو را نیازمند یافت پس تو را غنی وبی نیاز کرد؟)این آیه مرا یاد سالهایی انداخت که همسرم بدهی بزرگی را بالا آورد دخترم 5سالش بود وچقدر اذیت شدیم خانه مستاجری را پس دادیم تا با پولش بدهی را بپردازیم ماشین را فروختیم به خانه قدیمی مادر بزرگم آمدم برای زندگی تا مجبور به پرداخت اجاره نباشم خانه ای که هرکس مرا میدید میگفت چطور در این خانه که هیچ امکاناتی ندارد زندگی می‌کنید نه حمام درست وحسابی ،نه آشپزخانه ،یه خونه کلنگی قدیمی ،اما من دلم به خدا گرم بود آن روزها چقدر از زمین وزمان گله داشتم حتی از خود خدا هم به خودش گلایه می‌کردم که آخه خدا چرا من ؟مگر من بنده بدی واست بودم ؟از نگاه مردم فرار می‌کردم طوری رفت وآمد می‌کردم که با همسایه ها مواجه نشم

    وحالا که به آنروزها فکر میکنم میبینم که خدا چطور بر من منت گذاشت مرا در دامن خودش گرفت به من قوت و طاقت داد تا باشم زنده بمانم وروزهای قشنگ امروز را ببینم مرا صاحب خانه کرد مرا صاحب ماشین کرد مرا استخدام دولت کرد شاهد دانشگاه رفتن دخترم بودم پسر خوب وباهوشم را می‌بینم وکلی نعمت به من عطا کرد

    وبزرگترین لطف خداوند به من آشنایی من با سایت استاد عباسمنش عزیز و ورود به این خانه امن الهی بود جایی،که همش اسم رب ،الله ،ایمان ،توکل ،قرآن است همه ساکنانش قلبهای پاکی به بزرگی دریا دارن همیشه اینجا سخن از عشق ومحبت وایمان به خدا واعتماد به الله به عنوان قدرتمند ترین نیرو هست

    از وقتی وارد سایت شدم معنی زندگی وخوشبختی را آموختم سرم به زندگی خودم است دست از مقایسه خودم با دیگران برداشتم سوت زنان در مسیر میروم چرخ زندگیم روان‌تر شده واز زندگیم لذت میبرم دفترها پر کرده ام از شکرگزاری نعمتهایم که در برابر لطف پروردگارم هیچ است

    استاد عزیزم چقدر دوستتان دارم شما ومریم جانم وتمام دوستان همسفر در این سایت الهی ومسیر سبز

    خدایا تنها تو را می پرستیم وتنها از تو یاری می جوییم ما را به راه راست هدایت فرما

    راه کسانی که به آنها نعمت داده ای .

    امیدوارم همواره نعمتهای خداوند شامل حالمان شود

    همه را به رب العالمین میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    ناصر گفته:
    مدت عضویت: 1701 روز

    سلام و درود به محضر استاد عزیز و سایر دوستان

    استاد عزیز خیلی سپاسگزارم که وقت میزارین و این آگاهی های ناب و الهی رو با ما به اشتراک میزارین و باعث میشین که زندگی دلخواهمون رو بسازیم.

    وقتی داشتم فایل رو گوش میکردم یاد گذشته خودم افتادم.

    قبل از آشنایی با شما، دیدگاه  سازنده ای نسبت به خودم و خداوند نداشتم و تصورم این بود که بالاخره من توی شرایطی گیر کردم و باید مدیریتش بکنم و البته طبق ورودی هایی که خصوصا از محافل مذهبی دریافت کرده بودم فقط منتظر بلا و مشکلات بودم

    یه شعر معروفی هست که میگه: هر که در این درگه مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند

    یا یک حدیث معروفی هست که میگه: افضل الاعمال احمزها؛ برترین کارها سخت ترین آنهاست

    طبق این شعر و حدیث بالایی  توی پارادوکسی وحشتناک گیر کرده بودم

    اینکه یا باید به سمت خدا حرکت کنم و در آن صورت باید قید آرامش و لذت و شادی و ثروت و رفاه را میزدم و به جای اونها بلا و گرفتاری را تجربه میکردم یا اینکه اگر دنبال این چیزها باشم باید قید خدا و قیامت را بزنم

    ولی

    ته دلم می گفتم آخه این چه قانون و سیستمیه که خدا گذاشته و خدا چرا باید راضی بشه که ما اذیت بشیم و با اذیت شدنمون چه نتیجه ای حاصل میشه

    ولی طبق همون باورهام دنبال مادیات و رفاه نبودم و به خودم و خانواده ام سختی می دادم و میگفتم توی این دنیا راحتی وجود نداره و این حرفی بود که از دهان علمای تراز اول شهر میشنیدم.

    در واقه خودم را داخل یک بازی رو به سقوط میدیدم که باید هر لحظه خودم را آماده برای مواجهه با یک مشکل می کردم و هم اینکه قدردان اون بلا می بودم.

    چند روز پیش داشتم دفتر قدیمی مو بررسی میکردم حدود 20 سال پیش افکار و باورهایم رو توی اون نوشتم ، افکارم اون زمان این بود که شرایط فعلی ام در اون زمان خواست خداست و من باید تمکین بکنم و حتما اون شرایطم برایم صلاح هست و همین،

    به خاطر این دیدگاهم عموما با همسرم بحث و جدل داشتم و سر مسائل مالی و امکانات زندگی بحثمون میشد و من میگفتم همینی که داریم هم از سرمون زیاده و این جور صحبتها.

    استاد عزیز از باور به امکانپذیر بودن رسیدن به خواسته ها گفتید؛ حالا که فکر میکنم من اون زمان اصلا به مخیله ام هم خطور نمیکرد که اولا من میتونم هر خواسته ای رو از خدا بخواهم، چون اصلا چنین ورودی به ذهنم نداده بودم بلکه ورودی هام فقط در مورد قناعت بود و زهد و دوری از دنیا و چسبیدن به آخرت و فکر و ذکرم این بود که چطوری از جهنم خدا میتونم فرار کنم و دور بشم چون اساسا شدیدا احساس گناه داشتم و عزت نفس و احساس لیاقتی درونم وجود نداشت و خودم رو یک فرد گنه کار و ناجور می دونستم و اصلا از نعمتهای زندگیم لذت نمیبردم و حتی اواخر اون دوره دوست داشتم زودتر بمیرم تا با گناه کمتر برم اون دنیا

    و از طرف دیگر اگر خواسته ای هم داشتم فکر نمی کردم که خداوند برآورده بکنه و چندان با خدا احساس نزدیکی نمی کردم با اینکه کل عمرم رو قرآن می خوندم ولی ازش بهره ای نبرده بودم

    یادمه که اون زمان توی قرآن میخوندم که خدا صاحب فضل عظیم هست و یا اینکه خداوند بر انجام هر کاری قادر هست و از این دست آیات؛ اصلا حسی بهشون نداشتم یا اینکه خدا بخواهد که خواسته هاز ریز و درشت من رو بخواهد اجابت بکنه و

    فقط تصورم این بود که خدا خالق این جهانه و قادر و تواناست و در همین حد.

    ولی حالا به لطف آگاهی های استاد عباسمنش گرامی دارم خدای حقیقی رو درک میکنم و مفاهیم آیات رو در حد خودم می فهمم و لذت میبرم

    با خدای خودم دوست هستم و اصلا ازش نمی ترسم و راحت و صمیمی ازش هر چیزی رو درخواست میکنم و هر لحظه منتظر هدایتهاش و الهاماتش هستم و خیلی نتایج خوبی هم تونستم بگیرم

    چون باور کردم که من نه تنها لایق نعمت ها هستم بلکه وظیفه ام اینه که دنبال نعمت های الهی باشم و خدا هم عاشقانه دوست داره من به همه خواسته هام برسم

    حالا دیگه میدونم که من میتونم با قدرت الهی به هر خواسته ای برسم و فقط باید روح و ذهنم رو با خواسته ام همسو بکنم و باور قلبی داشته باشم که خدا من رو به سمت خواسته ام و خواسته ام رو به سمت من هدایت میکنه.

    وقتی به مفهوم دادن نعمتها از جایی که فکرشو نمیکنم؛ فکر میکردم ، متوجه یک آگاهی جدید شدم :

    خدا وقتی میگه از جایی که فکرشو نمی کنی بهت روزی میرسونم

    یعنی اینکه خدا از جایی که ما در فکرمون بهش توجه و آگاهی نداریم بهمون روزی میده

    پس من نباید دنبال چگونگی ها باشم چون ذهن من خیلی محدوده ولی خدا بی نهایت راه بلده و میتونه به هر طریقی من رو به خواسته ام برسونه و من به لحاظ ساختار ذهنی قابلیت درک مسیرهای رسیدن به خواسته ام رو ندارم و اتفاقا ذهن و روان من پر است از ترمزهایی طبیعی که فقط من رو میترسونه و ناامیدم میکنه و بهم وعده بدبختی و بد شدن شرایط رو میده

    پس به قول قرآن من فقط باید ایمان داشته باشم و به خدا توکل بکنم و خواسته ام رو ارسال بکنم و طبق الهاماتم پیش برم تا با لذت و آرامش بهشون برسم.

    وقتی که به این باور برسم که خدا از جایی که فکرشو نمیکنم بهم نعمت میده، دیگه ذهن و قلبم آروم میگیره و درگیر چگونگی نمیشم و رها و آزاد در انتظار تحقق خواسته هام خواهم بود .

    از استاد و دوستانم هم تشکر میکنم.

    در پناه رب العالمین باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    بهار گفته:
    مدت عضویت: 2612 روز

    سلام به توحیدی ترین استاد دنیا

    سلام به رسول زمانه که عاشقانه من رو با خدایی متفاوت آشنا کرد ،خدایی که رئوف است ،وهاب است ،که نه ازمن خشمگین میشود ،ونه بامن قهر میکند

    استاد عزیزم و مریم جان مهربانم سلام

    چه فایل محشری ،استاد مدتهاس که دارم رو ذهنم کار میکنم که خدا اسان میشود برای اسانی ما

    اما خیلی خوب میفهمم همین یک باور زیبا رو ذهنم چقدر مقاومت داشت و داره هنوز

    چون از کودکی پدرم رو میدیدم که هم کارمند بود ،هم راننده ،هم پژوهشگر و فکر میکردم وضع مالی ما خوب هست چون پدرم دو الی سه شغل دارد و شب و روز به سختی کار میکند ومنهم ناخواسته همین کار رو کردم

    اما از وقتی فایل قبلی رو که روان شدن کارها رو بارها و بارها گوش کردم

    خواسته های حضرت سلیمان ،خواسته های حضرت موسی ،خواسته مادر موسی و خواسته های حضرت محمد رو که بارها بهشون فکر کردم و دیدم چه راحت و آسون بهش رسیدن،اونها شدن الگوی من ،وگفتم باید طرف خودم رو درست کنم

    اما یجای کار ایراد داشت و دیشب توی این فایل متوجه شدم انگار خدا دستمو گرفت و گفت من میدونم چی میخوای ،من منتظرم خواسته هاتو لبیک بگم اما خودت خودت رو باور نداری

    استاد بارها شده که خواسته های خوبی داشتم

    حتی نوشتم اما درهمون حین نوشتن ذهن هزارو یک دلیل اورده که نمیشه ،مگه حقوقت چقدر ،تو یه دختر داری ،تو سنت فلان ،تو شهر کوچیک هستی و همونها حتی اجازه ندادن ارزوها و خواسته ها روی کاغذ کامل بشن

    مچکرم از شما ،مچکرم از خدای مهربونم که بهم گفت از طریق شما که باید چکار کنم

    استاد عاشقتونم ،عاشق اینم که هربار وهربار پیوند عمیقتری بین ما و خدای مهربونمون برقرار میکنید

    اینکه صبح با صدای شما و شب با صدای زیبای شما با خدای مهربونمون عشق بازی میکنیم و خودمون رو جدا ازش نمیدونیم

    براتون ارزوی سلامتی ،سعادت ،ثروت میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سیده زهرا حسینی ۶۲ گفته:
    مدت عضویت: 2147 روز

    سلام صبح خواب شما رو میدیدم استاد. من ذوق زده بودم و شما مثل برخوردی که با بچه ها توی کلاب هاوس داشتین رفتار کردین همسرم کنار بود و میدونه من چقدر دوستتون دارم و برام محترم و استادین. با شما دست دادم روبوسی کردیم و همدیگر رو بغل کردیم توی همه ی این بوس و بغل من پیشقدم شدم و شما همراهی کردین و پس نزدین(تو خواب به این رفتارتون فکر میکردم) بعد از قانون حرف زدیم و …من گفتم موهاتون پرپشت تر شده و…

    از خواب که بیدار شدم هنوز تو حس و حال دیدار شما بودم خوشحال و ذوق زده. حسی میگفت فایل جدید باید باشه سایت رو نگاه کردم ریفرش کردم باز دیدم فایل قبلیه و به خوابم فکر کردم تا یادم بیفته  چه قانونهایی رو مرور میکردیم یادم نیافتاد بعد یک لحظه یادم افتاد آفلاینه گوشیم و دوباره چک‌کردم دیدم فایل جدید .

    یه زمانی که برای خودم دریم برد درست کرده بودم برام قابل باور نبود برسم به اونها و حین خوندن آیه ها یه روز “قال ربک هو علی هین” درمقابل درخواست حضرت ذکریا و ممکن نبودن اون خواسته تو ذهنش رو دیدم و اونقدر حسم خوب شد انگار یه خبر خیلی خوب بهم داده بودن اون جمله رو بک راند دریم بردم زدم که اگه میخوام برم اهرام مصر رو ببینم اگه میخوام ابشار نیاگارا رو ببینم یا خونه ی ویلایی داشته باشم و قبلتر از اونها اگه قراره درامدی داشته باشم همش برای خدا خیلی راحته خیلی خیلی.

    و ایه  ی مشهور سوره ی طلاق و من کامل اون امید رو تو اون شرایط سخت توی جامعه ی اون زمان زنها حس کردم و منقلب شدم از بدترین شرایط یک زن و نور امیدی که بر سیاهی شرایط میتابونه. یک زمانی درگیر زنان و مسائل اونها بودم و بعد ها چنان اتفاقاتی افتاد که خداوند خودش منو از اون فاز جدا کرد الحمدولله علی ما هدانا. و من عمیقا میدونستم یک زن بی سرپرست و طلاق گرفته تو جامعه ی امروز ما تحت چه فشاری هست حالا چه برسه به اون زمان. تو یک کامنتی هم گفتم تو چه محیطی بزرگ شده بودم کاملا مذهبی و ضد زن. ولی هیچ وقت به قران شک نداشتم و دیدگاه مذهب درباره زنان و تفاسیرشون از اون ایه ها رو قبول نداشتم و مبارزه میکردم و شرایط بدتر و بدتر میشد و وارد خانواده ای شدم بعد از ازدواج که زن ستیز تر از خانواده خودم بودن . طبق قانون من به جایی هدایت میشم که کانون توجهم رو اونه . اون آیه و امید دادنهای خداوند رو من حس کردم و خیلی برام شیرین بود

    یا همون ایه های سوره ی ضحی یا سوره انشراح که قبلا توضیح دادین سعی میکنم بعد حمد تو نماز یا انشراح رو بخونم یا ضحی رو و هی به خودم بگم آینده بهتر از امروز خواهد بود منو رها نکرده خیلی جاها منو از سختی ها بیرون کشیده و بارهای سنگینی رو از دوشم برداشته و … قلبم باز میشه آینده رو خیلی بهتر از امروزم میبینم و نسبت به دیروزم از امروز راضی ام

    خداوند خیلی خیلی خیلی رحیم بوده به من در مقابل ایمان نزدیک به صفرم . و این روزها که مدارم بهتر از قبله مهربانی های بیشتری خواهم دید و الان هم مهربانی های بیشتری میکنه و باید سپاسگزار قبلی ها باشم تا نعمتهای بیشتر و بهتری دریافت کنم .

    سپاسگزارم استاد به خاطر آموزشهاتون. قبل از اینکه دوره ای که روش کار میکنین بارگذاری بشه اینهمه سخاوتمندانه از مطالبش به ما اموزش میدین.

    حس و حال این صبح مبارک من با هیچ چیز دیگه ای قابل ارزشگذاری نیست 

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: