کلید اجابت دعاها - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1645 روز

    کامنت پنجاه و یکم

    9 بهمن 1403

    تعهد دعا:

    امروز 9 بهمن بود و ما در حالت عادی باید فردا می رفتیم دنبال کارهایی که قرار بود به سختی، با علافی و هزینه ی بالا انجام بشه.

    اما زمانی که ایمانت رو در عمل به خدا نشون میدی و با تعهد و تمرکز لیزری دنبال راه حل های ساده تر می گردی، خدا هم درهای برکت و رحمت و نعمتش رو به روت باز می کنه و کمکت می کنه به ساده ترین شکل ممکن از پس هرکاری بر بیای.

    پروردگارا ازت سپاسگزارم که بهم کمک کردی و راه رو نشونم دادی. ازت سپاسگزارم که انقدر راحت و آسون کارمون رو راه انداختی و ما تونستیم بعد از سه ماه یه نفس راحت بکشیم.

    خداوندا این یک معجزه ی بزرگ بود که در زندگی من اتفاق افتاد.

    توی اون سه ماه من این حد از تمرکز و تعهد رو نداشتم چون فکر نمی کردم کارمون سخت پیش بره. اما زمانی که فهمیدم قراره این همه علاف بشیم، کلی هزینه کنیم و به افتضاح ترین شکل ممکن مسئلمون حل بشه، شروع کردم به تعهد دادن و به صورت لیزری تمرکز گذاشتن و دعا کردن و حرکت کردن در مسیر خواسته هام.

    این حجم از تعهد و تمرکز و ایمانی که عمل آورد باعث شد طی فقط سه روز، مسئلمون به ساده ترین و راحت ترین و درست ترین و کم هزینه ترین شکل ممکن حل بشه!

    خدای مهربونم…سپاسگزارم. هر وقت یاد این معجزه می افتم احساس می کنم زبانم از شکر نعمتت قاصره. نمی تونم در حد بزرگواری و لطف و مهربانی تو ازت سپاسگزاری کنم. خدایا سپاسگزاری هام رو چندین برابر کن و کمکم کن همیشه شکرگزار تمام نعمت هایی باشم که به رایگان در اختیارم قرار دادی. خدایا شکرت. سپاسگزارم.

    این معجزه بهم فهموند راه رسیدن به تمام خواسته ها همینه.

    امروز که داشتم لباس های شسته شده رو می ذاشتم توی کمد، یادم افتاد من چند ساله که همیشه قبل نوروز میگم برای سال آینده پول می سازم و لباس های بیشتر و بهتری می خرم. اما هیچوقت این اتفاق نمی افته و اگر هر چند سال یک بار پولی برای خرید لباس خرج میشه، با لذت بردن از خرید همراه نیست.

    این اتفاق کوچیک و سطحی که به همراه خودش معجزه ی بزرگی برام داشت بهم فهموند چطور باید تمرکز و توجه بذارم و چطور باید در عمل ایمانم رو ثابت کنم. چطور باید بخواهم و چطور باید مشتاقانه و با ایمان منتظر اجابت بمونم. بهم فهموند باید همش بپرسم چطور از این ساده تر؟ چطور از این بهتر؟ آیا تنها راه همینه یا راه راحت تری هم هست؟ فهمیدم الذین یومنون بالغیب حقیقت داره. اگر من به غیب ایمان داشته باشم، درها به روم باز میشه. بهم فهموند خداوند مهربانم همیشه مراقب و محافظ ماست و هر خیری بهمون میرسه از جانب خودشه.

    من نیاز دارم برای پیشرفت کارم همینقدر توجه و تمرکز بذارم. من باید خداوندم رو باور کنم و باید تمام انرژیم رو بذارم برای کارم. من در حال حاضر مثالی از ان سعیکم لشتی هستم. هر بار ذهنم می پره روی یک کار متفاوت و تمرکز زیادی برای یک کار واحد ندارم.

    من باید همون حد از تمرکزی که برای حل اون مسئله گذاشتم رو بذارم برای حل این مسئله و بعد شاهد باز شدن درها باشم.

    جالبه که من آزمون روانشناسی ثروت 1 رو دادم و فهمیدم باورهای ثروت سازم خوبه. اما هنوز هشتم گرو نهمه. گفتم شاید ترمز دارم و آزمون شناسایی ترمزهای مخفی ذهن رو انجام دادم. اما نتیجه ی اون هم خوب بود و من ترمز خاصی نداشتم.

    قبلا می فهمیدم علت ثروتمند نشدنم عدم تمرکزمه، اما سختم بود روشم رو تغییر بدم. چون تمرکز کردن برای من یک کار ذهنی بسیار شدیدی رو می طلبه. ذهن من هزار راه بی راهه رو میره و متمرکز کردنش برام خیلی سخته. اما سخت تر از اون برام پول نداشتنه.

    این تضاد برام خیلی چالش برانگیز شده. این که هیچوقت چیزهایی که می خوام رو ندارم و جاهایی که می خوام رو نمی رم و همیشه دیگران دارن زندگیمون رو می چرخونن برام سخت و دردناکه.

    من باید از اهرم رنج و لذت استفاده کنم و عدم تمرکز رو برای خودم سخت و تمرکز داشتن رو شیرین کنم.

    من باید یک تعهد دیگه هم بدم و هر روز طبق همون تعهد عمل کنم. اما نمی دونم دقیقا کی باید این کار رو انجام بدم چون ممکنه چند روزی برام مهمون بیاد و نتونم تمرکز لیزری بذارم. کمی صبر می کنم که تکلیف مهمون هام مشخص شه و بعد تعهد میدم.

    تعهد اول:

    امروز با دانش آموز حضوریم کلاس داشتم و خیلی بهمون خوش گذشت. کلی خندیدیم و من تونستم توی یه جو مفرح و شاد درس رو آموزش بدم. خدایا شکرت. امشب خیلی خوب بود.

    تعهد دوم:

    توی کامنت ها کارهای امروزم رو شرح دادم.

    تعهد سوم:

    خداوندا سپاسگزارم به خاطر دختر نازنینم که روز به روز داره دلبر تر و با نمک تر میشه. خدایا این روند تکامل یک انسانه که من شش ماهه شاهدش هستم. چقدر همه چیز در این تکامل شگفت انگیزه. قانون در همه چیز و همه جا یکسانه. این قانون تکامله که در بدن یک انسان داره اتفاق میفته و من هر روز شاهدش هستم. خدایا به خاطر سلامتی و تکامل درست و منظم دخترم ازت سپاسگزارم. شکرت که امروز بیشتر از قبل تونست بشینه و صداهای جور واجور از خودش دربیاره. ازت به خاطر حضورش در زندگیم سپاسگزارم.

    خدای مهربونم، چقدر حالم خوبه. اگر مسئلمون حل نشده بود، ما فردا و پس فردا باید کلی اذیت میشدیم. اما تو معجزه کردی. چقدر تو بزرگ و توانمندی. چقدر تو با شکوهی. مرسی که انقدر دقیق و عالی وارد عمل شدی و همه چیز رو به سریع ترین و راحت ترین و کم هزینه ترین شکل ممکن حل کردی. خدایا شکرت. سپاسگزارم. ای توانمند و عظیم و قهار و علیم، ازت ممنونم.

    خدایا چقدر امشب خوشحال و سرخوش بودم. اگر تو این معجزه رو برامون انجام نمی دادی من امشب باید کلی گریه می کردم. ولی وقتی به تو توکل کردم ورق برگشت و امشب یکی از شب هایی بود که من خیلی شاد و خوشحال بودم. خدایا شکرت. سپاسگزارم.

    خداوندا شکرت به خاطر همسر عزیزم که انقدر دوستش دارم و انقدر دوستم داره. خدایا شکرت که همسر قشنگم رو برام آفریدی که در کنارش آرامش بگیرم. مرسی که سالم و سلامته. ازت سپاسگزار و ممنونم. خدایا 113 سال عمر طولانی و با عزت و با سلامتی کامل بهش بده و به من هم 111 سال عمر طولانی و با عزت و با سلامتی کامل بده. کمک کن من و همسرم هر دو در کنار هم تمام این سال ها شاد و خوش و سرحال و تندرست و سلامت و ثروتمند و خوشبخت باشیم. ازت ممنون و سپاسگزارم. شکرت.

    خداوندا به خاطر تمام انسان های ارزشمندی که امشب دیدم ازت ممنونم. چقدر بودن در کنار خانواده ی نازنین همسرم بهم لذت میده. چه خانواده ی خوب و خاکی و خودمونی و صمیمی ای داره. مرسی که عروس این خانواده ی گل شدم. ازت سپاسگزارم خدای مهربونم. شکرت.

    خدایا سپاسگزاری هام زیاد و بی اندازه است. اگر نمی نویسمشون توی دلم میگم. ازت به خاطر همه چیز ممنون و سپاسگزارم. شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    محمدعلی زینیا گفته:
    مدت عضویت: 765 روز

    به نام خدا

    19سال پیش وقتیکه همه دنیا برام تیره و تار شده بود

    فقط حال خوب را از خدا میخواستم

    دوستم بهم گفت تمام داروهایت را بگذار کنار و ازخدا 3تا ارز ازخدا بخواه

    گفتم باشه

    اولین چیز ی که ازخدا خواستم حال خوب را طلب کردم

    دوستم گفت حالا دومی یکم فکر کردم ماشین خونه پول

    همه اینها اگه باشه و حال خوب نباشه هیچ ارزشی ندارد

    و برای بار سوم هم ازخدا حال خوب را طلب کردم

    ارسال 84بود سالها گذشت و من هیچ موقع نه حال خوب را تجربه کردم پس تلاشهای بی وقفه در سال 95یک ورشکستگی را تجربه کردم که شاید دهمین شکست بود ولی تکانم داد به شدتی که حتی قادر به حرکت نبودم محل کارم بندرعباس بود شغلم کیفی پخش

    طلا در بندرعباس بود و یکی از دوستام که درحال رفتن به بندرعباس بود که منم باهاش همسفرشدم توی ماشین داستان یک کاربر سایت را بهم گفت و گفت درشغل خودش واقعا درآمدش معجزه هست و یک فایل از قانون آفرینش را دادبهم منم گوش کردم و اجرا کردم

    یک دوستی که محصولات دزدی را می‌فروخت تمام محصولات استاد را باقیمت کمی بهم داد که نتیجه آیی برایم ایجاد نکرد تا اینکه کشف قوانین را خریدم

    من فقط باهندزفری گوش میکردم و توی مغازها میرفتم و کارهام را می‌فروختم و شبها و مواقع بیکاری ترمزهای را برطرف میکردم از شدت استرسی که توی کارم بود روی بدنم تاثیر گذاشت ولی نمی‌دانستم که چطوری ازاین مسیرسخت بیرون بیام تا اینکه استاد داستان موسی را تعریف کرد نمازم را خواندم و توی قنوت و بعداز نماز گفتم خدایا من دیگه بریدم و نمی‌دونم که چکار کنم

    کارم بندره و خانواده ام یزد و من تنهایی زندگی کردن برایم سخته خودت بکاری بکن و دعای موسی را خواندم که خدایا از جانب تو هرخیری که به من برسد بازهم من

    نیازمند خیرتو هستم چند ماه بعد یک دوست آمد به کمکم

    رفتم خدود5میلیارد طلای ساخته بصورت اعتباری خریدم

    و دادم به دوستم که شاگردان بود بفروشد و خودم آمدم یزد پهلوی خانواده ام

    پس فردای آنروز شاگردم تماس گرفت و گفت آسا. یه چیزی میخام بهت بگم گفتم بگو گفت توی اغتشاشات بندر کیف را قاپیدن و من دوباره پس یکماه دوباره به وسیله کار کردن روی خودم خودم را آپدیت کردم پولی به دست آوردم و پس از دوسال کار کردن روی ثروت یک

    یکروز دم در خانه وایساده بودم یک گربه کاملا سفیدنزاد پرشین که توی باغ روبروی خانه ام زندگی میکرد آمد جلو و گفت میو منم گفتم چی میگی عشقم آوردمش توی خونه و بهش غذا دادم پس از چند ماه متوجه شدم که حامله هست خیلی حالم را خوب کرده بود ازشدت شور و شوق ازش فیلم گرفتم و گذاشتم توی اینیستا چنتا از فالورهام گفتن بچه هایش که دنیا آمدن ما ازت. می‌خریم

    خیلی خوشحال شدم و متوجه شدم که عشق و علاقه ام را پیدا کردم

    یک مرتبه یک هدایت شدم به فایل 9عشق و مودت که استاد می‌گفت اینا جهنمی هستن و نرو تو این مزخرفات

    سری آمدم بیرون و شروع کردم روی باورهام

    گربه ام وضع حمل کرد پریشب به خدا گفتم

    استاد که میگه نرو تو شبکه های اجتماعی پس من چطوری کارم را تبلیغ بکنم چند ساعت بعد رفتم تو استوری واتساپ پست بگذارم متوجه شدم که واتساپم

    کانال داره و از لحاظ حفاظت ورودیها ایمنتره خیلی خوشحال هستم که تا به خدا یه چیزی میگم سری هدایتم می‌کنه

    امروز هم روز عید هست و روز19رمضان دیشب تا صبح داشتم یک خاطره که درسن 5سالی مادرم بخاطر شب ادراری کتک‌وحشتناکی بهم میزد را پاکسازی میکردم و خالم بشدت خوب نبود نماز صبحم راخوندم و به ایاکه

    معبد و اینکه نستعین که رسیدم یاد فایل تسلیم استاد

    افتادم که میگه بگو ایاکه.نعبد نمازم که تمام شد

    به این فایل هدایت شدم خدا گفت کامنت بگذارم

    و من گذاشتم و چشمهایم پراز اشک و

    من تنها توی اتاقم هستم و گربه ام با چهارتا از بچه هایش که امروز 3روزه به دنیا آمدن و خدایی که اونم داره بهم نگاه می‌کنه به من و میگه آفرین بنده من داری

    کم کم بندگیت را به من ثابت می‌کنی

    خدایاشکرت بخاطر همه چیز

    یکی از

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1574 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    -به یاد داشته باشیم خداوند همواره به ما در شرایط سخت و دشوار کمک کرده است

    -مهم است با یادآوری هدایت های خداوند در شرایط دشوار گذشته بتوانیم نجواهای ذهن خود را کنترل کنیم

    -به اندازه ای که از نعمت های کنونی خود سپاسگزاریم در مدار دریافت نعمت های بیشتر قرار می گیریم

    -سپاسگزاری از نعمت ها و داشته ها باعث می شود تحقق خواسته های خود را درآینده امکان پذیر و منطقی بدانیم

    -خداوند با آوردن دلایل منطقی تحقق تمام خواسته ها را برای ما دست یافتنی و امکان پذیر می سازد

    -سپاسگزاری از داشته ها دریافت نعمت های بیشتر را برای ذهنمان امکان پذیر می کند

    -سپاسگزاری تمرکز ما را بر نعمت ها و فراوانی ها به جای کمبودها قرار می دهد

    -با سپاسگزاری و توجه به فراوانی نعمت های بیشتری دریافت می کنیم

    -با درک درست قوانین و استفاده از آن همواره در زمان و مکان مناسب قرار داریم

    -نعمت های خداوند بی انتهاست اما ما با داشتن باورها و افکار نامناسب در مدار دریافت آنها قرار نداریم

    -خداوند از جایی که فکرش را نمی کنیم به ما روزی فراوان عطا می کند

    -اگر بر خداوند توکل کنیم خداوند برای ما کافی است

    -خداوند همواره وعده های امید وار کننده به ما می دهد

    -خداوند باورهای محدود کننده در ذهن ما را به عناوین مختلف با ذکر دلایل منطقی جایگزین باورهای مناسب می کند

    -امر و فرمان خداوند همواره اجرا می شود

    -کنترل و مدیریت تمام اتفاقات تنها در دستان خداوند است

    -ایجاد باورهای مرجع در ذهن با استفاده از کلام خداوند به ما کمک می کند در مسیر دریافت نعمت ها قرار بگیریم

    -خداوند زنده شدن پس از مرگ را با مثال از طبیعت برای درک و فهم بیشتر ما بیان کرده است

    -طبیعت در زمستان خشک و مرده و در بهار دوباره متولد می شود

    -خداوند در انجام هر کار قادر و تواناست

    -شرایط ما هر چقدر نامناسب تغییر آن به راحتی با منطقی کردن باورهای درست برای ذهنمان امکان پذیر است

    -در آیه ی ((و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب الدعوت الداع اذا دعان فالیستجیبوا لی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون)):

    -بدون اینکه سوال پرسیده شود خداوند به آن پاسخ داده است

    -از ضمیر من به جای ما در این آیه استفاده شده است

    -خداوند در این آیه 7 مرتبه از ضمیر من استفاده کرده است

    -خداوند همواره در حال اجابت درخواست های ماست

    -خداوند اولین ویژگی خود را نزدیک بودن به ما بیان کرده است

    -اجیب فعل مضارع و به معنای همواره اجابت شدن درخواست هایمان توسط خداوند است

    -خواسته های ما در صورتی توسط خداوند اجابت می شود که:

    ما هم خداوند را اجابت کنیم*

    *به او ایمان بیاوریم

    -اگر خواسته های خود را دریافت نمی کنیم:

    +به خداوند ایمان نداریم

    +او را اجابت نمی کنیم

    -تمام نیازهای ما توسط خداوند پاسخ داده شده اما با داشتن باورهای نامناسب آنها را دریافت نمی کنیم

    -با داشتن باورهای نامناسب در مدار دریافت نعمت های خداوند قرار نداریم

    -با ایمان و باور داشتن به خداوند به راحتی نعمت های بی انتهای او را دریافت می کنیم

    -ما هرگز رانده شده از درگاه خداوند به خاطر خطاها و اشتباهات خود نیستیم

    -باورهای نامناسب مذهبی که از دیگران دریافت کرده ایم باعث شده با انجام اشتباهات کوچک خود را رانده شده از درگاه خداوند بدانیم

    -خداوند در شرایط بسیار سخت به ما وعده ی بهتر شدن اوضاع و شرایط را می دهد

    -خداوند همواره به ما وعده ی فزونی نعمت فراوانی بی نهایت و شیطان همواره به ما وعده ی فقر فحشا و کمبود می دهد

    -با حرکت در مسیر خداوند اوضاع همواره برای ما بهتر می شود

    -خداوند به قدری به ما نعمت عطا می کند که راضی شویم

    -مقایسه ی خود با دیگران باعث می شود همواره از شرایط کنونی خود ناراضی باشیم

    -مقایسه باعث می شود علی رغم داشتن شرایط مناسب احساس بد داشته باشیم

    -با به یاد آوردن تجارب موفقیت آمیز گذشته می توانیم برای ذهن خود تحقق اهداف آینده را امکان پذیر سازیم

    -با داشتن باورهای درست خداوند ما را از هر نظر غنی می کند

    -به یاد اوردن نعمت های خداوند صحبت کردن درباره ی آنها و سپاسگزاری به خاطر داشتنشان باعث می شود ذهن ما نسبت به امکان پذیری تحقق خواسته ها خلع سلاح شود

    برای ایجاد باورهای مرجع در زمینه ی سلامتی یا سایر زمینه ها:

    به الگوهای مناسب توجه کنیم

    تجارب مثبت گذشته ی خود را در زمینه ی سلامتی به یاد آوریم

    باورهای مناسب در زمینه ی سیستم ایمنی قوی در ذهن خود بسازیم

    هدایت های خداوند را مرتبا به یاد اوریم

    -به اندازه ای که امکان پذیر بودن تحقق اهداف را باور کنیم به همان اندازه به سمت افراد شرایط موقعیت ها ایده های مناسب برای تحقق اهدافمان هدایت می شویم

    -با حذف ورودی های نامناسب تحقق اهدافمان امکان پذیر و دست یافتنی خواهد شد

    -ذهن ما نکات منفی را بزرگنمایی کرده و از نکات مثبت چشم پوشی می کند

    -با کنترل و مدیریت ورودی ها به ذهن خود خوراک مناسب دهیم

    -به اندازه ای که باورهای ما تغییر کند نعمت های بی انتها از جانب خداوند دریافت می کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مرتضی صناعی گفته:
    مدت عضویت: 3774 روز

    سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی خودم و تمامی اعضای خانواده توحیدی در این سایت .

    جریان احساسی امروز درونم رخ داد که باعث شد بیام داخل سایت و هدایت بشم به این فایل ارزشمند.

    ( والبته قبلش سریال سفر به دور امریکا )

    به طور خلاصه بخام بگم من درکنار شغلم ، دارم عشق و علاقم رو دنبال میکنم و جدیدا چند ماهی هست تمرکز بیشتری رو تونستم روی تمرینات و مطالعات دراون حوزه بزارم.ولی فعلا درآمدی رو ازش کسب نکردم.

    امروز نجواها یمقدار زیاد شده بود و ناراحت بودم از این جریان وبعلاوه احساس بد در حوزه روابط عاطفی.

    خب طبق معمول از خداهدایت خاستم و هدایت شدم به این فایل بیییی نهایت ارزشمند.

    چقددددددر که اشکان من جاری شد موقع خوندن آیه های قران و صحبت هایی که خداوند به پیامبران خودش گفته بود.

    و خب مثالی از زندگیم یادم اومد که خاستم مکتوب کنم.

    من دوران خدمت سربازی افتادم یکی از پادگان های اطراف بیرجند نزدیک کوه ها. و خب شرایطش سخت بود و نگهبانی داشت .

    من اون موقع همش از خدا هدایت میخاستم که یه راهی جلو پام بزاره تا از این شرایط سخت به شرایط راحت تر برم.

    خبری که هفته های اول شنیدم ، این بود که سردار اصلی گفته بود که هر سربازی 3جزء قران رو حفظ کنه ، به هرجایی که خودش بخاد انتقالش میدیم.( شهرخودش که هیچی ، تازه هرجا که خودش حال کنه یعنی )

    این یه جرقه زد در وجودم و بقول استاد که گفتن اگه وزیر یه ارگانی بگه انتقالت میدم و تو راحت باورمیکنی چون میدونی قدرت داره ،

    من هم طبیعتا باورکردم که صددرصد امکان پذیره و میشه دیگه.سرداره طرف ( گرچه اینو توی ذهنم تکرار میکردم که این یه راهیه که خدا سرراحت گذاشته و این ها دستان خداوند هستن در زندگیت.چون اون موقع تازه به استاد آشنا شده بودم و بعد رفته بودم خدمت ) و خلاصه با اینکه خیلیا میگفتن ممکنه نشه ، ولی من انجامش دادم و با حفظ کردن 2 جزء و آزمون دادن بدون حتی یک غلط ، نامه انتقالیمو گرفتم واومدم شهر خودم.

    نکتش اینجاس با اینکه خیلیا نمیخاستن بزارن من ازاون پادگان بیام بیرون ، چون نیرو جایگذین نبود ، ولی دستور سردار باید اجرا میشد .

    که الان که یادش افتادم اشکم جاری شد ، که ببین این طرف یه سردار فقط بوده و این همه تونسته باورامکان پذیربودن رو ایجاد کنه . حالا ببین پروردگاری که قدرت لایتناهی داره و درلحظه میگه باش و موجود میشه ، و این جهان رو خلق کرده ، چققققققققققدر قدرت داره که تو رو به خیلی خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرمیکنی از خاسته هات برسونه و تمام در هارو. باز کنه و از جایی که به عقل تو نمیرسه بهت روزی بده.

    تو باید کاری که عاشقشی رو انجام بدی و از زندگیت لذت ببری و باورمناسب درموردش ایجاد کنی.

    دیگه تمامه.بقیش رو اون خدا برات ردیف میکنه.

    چقدر حالم خوب شد. چقدر احساسم بهتر شد و چقدر آرامش گرفتم

    واقعا خدایا شکرت بابت این آگاهی های ارزشمند و فوق العاده که از زبان استادعباسمنش عزیز داری بهمون یادآوری میکنی.

    خدایا بی نهایت شکرت برای سلامتی که دارم

    شکرت برای ارامشی که هست در زندگیم

    شکرت برای امنیت و اب و هوای عاالی که هم اکنون در خونم دارم.

    شکرت برای سلامتی دستام که اینقدر هنرمندانه و زیبا میتونم ساز بزنم و موسیقی کار کنم

    خدایاشکرت برای پدرومادرم که سالم هستن و زندن

    خدایا شکرت برای غذای خوبی که امروز خوردم

    خدایا شکرت برای ثروتی که دارم در زندگیم

    خدایا شکرت برای دوستان عالی که دارم

    خیلی خیلی ممنونم از شما استادعزیز خانم شایسته گل عااااشقتونم.ایمان دارم یه روز میبینمتون در امریکا

    شاد و سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    محمد طاهر طاهرزاده گفته:
    مدت عضویت: 1592 روز

    سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز که ما رو با زحماتشون در پیمودن این مسیر توحیدی همراهی میکنن

    باید خدمتتون عرض کنم که من دو سال عضو سایت بودم ولی چون در مدار این آگاهیهای ناب نبودم برام قابل استفاده و قابل درک نبود تا اینکه یک روز حسابی درگیر روزمرگی و درگیری‌های زیاد زندگی بودم و این فایل به طور هدایتی از طریق یکی از شبکه های اجتماعی به دستم رسید و با دیدن این گنج پنهان خداوند من رو هدایت کرد و من با دیدن و گوش کردن به این فایل بسیار حیرت زده شدم و جزو مهمترین تمرین در کارهای زندگیم شده و همین یک فایل درک و تمرینش به صورت روزانه موجی از گره گشایی و پیشرفت و هدایت و بارش آگاهیهای الهی رو در مسیر زندگیم رقم زده و با همین یک فایل که چه عرض کنم این گنج پنهان الهی زندگیم روی قشنگش رو بهم نشون داده و هر روز یک اتفاق عالی در زندگیم داره رقم میخوره از تغییراتی که در این سه ماهه در زندگیم رخ داده که حیرت انگیزه ولی دوست دارم تا 6ماه از تغییراتی که اتفاق افتاده صحبت نکم و بعد بیام یکباره از این تغییرات بگم خدمتتون

    خدا رو صد هزار مرتبه شکرت به خاطر این آگاهیها و این سایت الهی و توحیدی و تشکر بسیار فراوان از استاد عزیز که مثل دستان قدرتمند خداوند با این فایل شگفت انگیز زندگی من رو تغییر داد

    زندگی زیباست ای زیبا پسند

    زیبه اندیشان به زیبایی رسند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 800 روز

    خداوندی که مارو هیچ خلق کرد…

    «به نام خداوند بخشنده مهربان» سپاسگزارم از خداوند که منو خلق و هدایت کرد به این مسیر من رو لایق دونست که پا در این مسیر بزارم.

    خداوندی که همیشه در قلبم بوده که هی زمزمه میشد خداوند هست اونه که مهمه قدرت اونه هیچکس هیچ قدرتی نداره قدرت خداوند بی اندازست و ما نمی‌توانیم درک کنیم… خداوندی که وعده داده وعده فزونی وعده اجابت کردن و عمل میکنه و ما چون در مدار دریافتش نیسیم وارد زندگیمون نمیشه و ذهن من داره اینکارو انجام میده در نطفه ارزوهامون رو خفه میکنه نمیزاره حتی بهش فکر کنیم و کار ذهن کلا همینه همیشه میگه نمیشه و باید منطقی کنیم تا مقاومتش رو کمتر کنیم تا بتونیم بریم جلو میگی نمیشه فلانی که تونست برای فلانی که شد یا نتایجی که خودمون گرفتیم میگفتی نمیشد دیدی اونموقع اینجوری شد؟ مگه اونم نمیگفتی نمیشه پس چرا شد؟

    منطقی کنیم تا خلع سلاحش کنیم یادآوری اینا کمک می‌کنه تا باور پذیری بهتر بشه بیشتر بشه قدم اول اینه که باور میکنی امکان شدنش هست یا نه؟

    خداوند نه تنها این جهان رو و موجوداتش رو خلق کرده بلکه داره این جهان رو میچرخونه سوار هست قدرتی که با قوانینی که ایجاد کرده داره جهان رو می‌چرخونه. ذهن ما بشدت به شرایط کنونی توجه میکنه و حواسش نیست که همین شرایط رو خودش ایجاد کرده و میشود امکان پذیر هست که شرایط تغییر کنه میشود که نتایج تغییر کنه وضعیت بهتر بشه میشود خداوندی که مارو در شرایط مختلف نجات داده و خواسته هامون رو اجابت کرده میتونه خواسته های دیگمون رو هم اجابت کنه و بزرگ کوچیک بودن خواسته برای خداوند تاثیری نداره باور کنی اجابت میشه.

    شما آیه و راجب طلاق صحبت کردین و به جز اون هم همینه خیلی ها هستن به عنوان دختر مجرد فکر میکنن برای اینکه زندگی خوبی داشته باشم یا اصلا زنده بمونن باید یا پدرشون خرجشون رو بده یا ازدواج کنن و همسرشون خرجی بده و خیلی این موضوع رایج هست و باعث شده خیلی به گمراهی برن و بدبخت کنن خودشون رو وابسته شدن به آدما به هر نوعی فرقی نداره هیچ چیزی جز بدبختی نداره خداوند روزی دهندس منبع یکیه و ممکنه اون نفر که خرجی رو میده خودت باشی یا همسرت یا پدرت یا…. و توکل به خدا کافیه فرمان رو میده و اجرا میشه به دستای خداوند نباید نگاه کرد باید نگاه به سمت خود خداوند باشه روزی دهنده اونه یا راجب موضوع کاری خیلیا هستن کارشون رو دوست ندارن یا محیط کارشون خوب نیست و نمیتونن ول کنن جدا بشن چرا؟ چون این باور رو دارن که الان این کار هست بالاخره پول به حسابم میاد درآمد دارم اگه در بیام از کجا پول در بیارم؟ دیگه پول ندارم و کار ندارم و به همین دلیل خیلیا تا آخر عمرشون میمونن! پیشرفتی هم که قطعا نیست و میشه تحمل و سقوط

    اجابت میکنم درخواست ، درخواست کننده رو و اگر در مدار دریافت باشیم دریافت میکنیم پس جهان داره همواره پاسخ میده و ما اگر در مدار دریافت نباشیم جوریه که اجابت نشده ولی در صورتی که اجابت شده تو دریافتش نکردی

    خداوند هرگز مارو رها نمیکنه و از ما ناراحت نیست و خداوند رابطش رو با ما هیچوقت قطع نمیکنه و هیچوقت ترک نمیکنه مارو

    آینده تو بهتر و درخشان تر از گذشتت خواهد بود و پروردگارت دراینده به تو آنقدر عطا خواهد کرد که تو راضی شوی… مقایسه کردن عامل نابودی احساس رضایتت هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1954 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    خدایا شکرت که هستی در کنارم

    یه چند روز میشه هرشب یه قسمت از حیات وحش ازBBCمی بینم وباورم نمیشد چطور خداوند روزی همه موجودات را چه بالای آب وچه ته اقیانوس ها را میده وحواسش به همه هست .

    در اعماق اقیانوس وته ته اقیانوس که فقط با زیر دریایی های خاص میشد رفت وخیلی خیلی سرد وفشار آب خیلی زیاد واکسیژن نبودواختاپوس هابی زندگی میکردند که دوسال روی تخم هاشون می خوابیدند واکسیژن را با پاهاشون برای تخم هاشون ایجاد می کردند وبعد از دوسال که بچه ها به دنیا می آمدند مادرشون به خاطر کمبود غذا و تحلیل رفتن بدنشون از بین می رفتند.

    پس چطور من که از وجودش هستم واز روح خودش در من دمیده ومثل خودش خالق شدم ورامین و آسمان را مسخر ،من کرد اجابت نمیکنه.

    اصلا بیایم منطقی کنیم من را از هیچ خلق کرد

    مگه من آگاهی داشتم که این زمین هست ؟

    اصلا به یاد میارم چطور مراقبم بوده و هست ؟

    چطور در جای امن قرارم داد تا به دنیا بیام .

    وقتی فکر میکنم دیوانه میشم

    فقط ذهنم خیلی نجوا می‌کنه وخیلی انرژی ازمن میگیره وبه خود خدا پناه می برم از شیطانی که از فقر وکنبود میگه ودائم می ترسوندم از چیزی که نیست وهرگز نشده .

    آیا من تا به حال گرسنه وتشنه ماندم ؟

    آیا تا به حال بی روزی ماندم ؟

    آیا تا به حال از بیماری نجاتم نداده ؟

    چند بار کارم به عمل جراحی کشید ومن بیهوش بودم و نمی فهمیدم اون مراقبم بود .

    از درونم چه کسی خبر داره جز اون ؟

    از زمانی که بمیرم چه کسی خبر داره جز اون .

    وقتی قرآن را می خونم واز کافرانی که ایمان نمی‌آورند وشک دارند، می‌شنوم ،میگم واقعا حق داره ،خداوندجهنم را برای کسانی که کافر شدند پر کنه .

    چون هر چی می خواهیم را اون اجابت می‌کنه ومن از اینکه باورش نکردم آن جور که باید اشک میریزم .

    به خاطر خانواده ،به خاطر درس های که در کتاب خواندم در مدرسه ،به خاطر اجتماع

    به خاطر اینکه همیشه مادرم میگه وسایل گران شده ونمیشه نزدیک مواد غذایی بری .

    خب این چه باوری در من از کودکی ایجاد کرد ،وقتی که همیشه ترسانده شدم از دیده و شنیده های مادر و پدرم که همش درگیر پول وبدو بدو بودند برای یه لقمه نان ‌

    خدایا من را ببخش که باورت نکردم

    خدایا هدایتم کن که تو همیشه بزرگ بودی و هستی

    خدایا هدایتم کن که باورم نسبت به تو بزرگ وبزرگ بشه .

    خدایا هدایتم کن که از بندگان سپاسگزارت باشم .

    از وقتی که به تهران مهاجرت کردم وتو این شش ماه همسرم دور بوده از من وبچه هام ،مادرم خیلی میخواست ترس به دلم بیندازه که شوهرت را مجبور کن بیاد .

    ولی اصلا ترس ندارم ونداشتم ،که خدا همراهم هست ومراقبم هست .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    محسن شعبانی گفته:
    مدت عضویت: 1072 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا تنها تورا میپرسایم و تنها از تو یاری میجوییم

    مارا به راه راست هدایت فرما

    راه کسانی ک به ایشان نعمت داده ای

    نه راه کسانی ک بر ایشان غضب کرده ای و نه گمراهان…

    خدا رو شاکرم بابت حمایت به دریغ رب از من در لحظات سخت و شب های تنگ و تاریک بر سینه ام…

    و هدایت من سمت این اموزه های استاد و گروه قوی سایتش

    دیروز در ساعات اولبه صبح وارد سایت شدم و دیدم ک استاد بعد از حدود دو هفته فایل جدیدی رو روی سایت گذاشتن دانلود کردم و شروع به گوش دادن کردم.

    از نیمه فایل که گذشت دیدم که این فایل یک گنج برا من درش قرار داره که طی این مدت شکرگزاری و توجه بر نکات مثبت و استفاده از دوره های استاد،دید جدید و تازه ای از شکرگزاری عملی رو برای من باز کرد…

    شروع کردم به پر کردن صدام از نکته های این فایل ودریچه هایی از آگاهی هایی که این فایل بروی من باز میشد رو ذخیره میکردم، اما دیدم این آگاهی های خیلی برام جدیده و الان بعد از گذشت حدود سه سال ظرفیت پذیرش و دریافتش رو پیدا کردم و باید دست به قلم بشم و بنویسم (موردی که من کم مینویسم و طی یک ماه گذاشته دوستدلشتم بنویسم بیشتر…)

    شروع ب نوشتن کردم میدونسم که فقط شروع نوشتن دست خودم هست اما پایانش دست رب …

    من تمام روزم یا به نوشتن در مورد این آگاهی اختصاص دادم و یا در زمان استراحتم داشتم فکر میکردم به تجزیه و تحلیل مطالب و مرور این صحبت های الماس گونه استاد در این فایل دادم.

    حدود 20 صفحه از دفتر شکرگزاریم رو این فایل به خودش اختصاص داد در زمینه شکرگزاری بعد جدیدی رو از زندگی و رسیدن به خواسته هام بروم باز کرد.

    در این فایل شکرگزاری برای من معنای جدیدی پیدا کرد..

    معنایی که تا الان بدون تعارف با خودم، شده بود یک مرور طوطی وار روزانه که ازش نتیجه گرفته بودم اما نه به این شکلی که انتظار از وعده های الله داشتم،

    ##به شکلی که خداوند بارها و بارها تاکید میکنه که کلید رسیدن به خواسته ها و بهشت برین و رسیدن به بهشتی ک زیر درختانش نهرها جاریست با سایه های ماندگار و میوه ها و. …… شاکرین و صابرین

    فقط میدونسم ک باید شکرگزاری کنم و بنویسم هر روز.

    و اینم میدونستم که کلید کار شیطانم برای من ناسپاسی کردن بندگان و روی برگرداندن از نعمت هاست..

    و متذکر شدن این فرمایش الله : خداوند بارها این رو میفرماید که بواسطه ناسپاسی بندگانم آنها را غذاب میدهیم

    اینها رو میدونستم اما باز به این درک نرسیده بودم که چرا شکرگزاری؟؟؟

    چرا کلید کار . راه رسین به نعمت و بهشت برین و سرور هم در این دنیا و هم در دنیای آخرت مرزی بین سپاسگزاری و ناسپاسی است؟؟چرا؟؟؟چیه این؟؟

    ##تا اینکه به این آگاهی ها رسیدم که وقتی ما یادآوری کنیم به خودمون، در اصل به این

    آیه :::

    ایاک نعبدو و ایاک النستعین عمل کردیم

    در اصل قدرت رو به خداوند دادیم که خداوند انجامش داد نه کس دیگه ….

    در اصل ترس و خوفی از بندگان و کسانی ک در این دنیای گذرا قدرتی دارند ندادیم…

    در اصل رابطه خودمان را با خدا محکم تر میکینیم …

    در اصل به سفارش خداوند عمل میکنیم که میفرماید :

    کسانی که صبح و شام در حال صلاه هستند و هیچ کاری آنها را از یاد من غافل نمکند…

    چطور میشود که ما دائم در حال نماز باشیم؟؟؟؟

    #با شکرگزاری عملی…

    چگونه؟

    با مرور کارهایی ک خداوند برای ما در گذشته علیرغم محال بودن برای ما انجام داده است و مثل معجزه بود آن زمان و این نکته که

    الخیر فی ما وقه و آخر هر چیزی به خیر ختم شد

    و با تکرار این گذشته نعمت هایمان،باور رسیدن به تمام خواسته ها و آرزوها در ما محکم میشه و در جهت پیشبرد اهداف آیندمون با شوق و ذوق و توان بالا قدم برمیداریم …

    شب با حس خوب و اینکه منتظر باشم صبح فردا رو ببینیم تا مجدد شروع کنیم، هر روز منتظر سوپرایز باشیم بخوابیم و صبح هم با امید شروع کنیم…. و….

    این همون عملی شدن وعده خداوند استکسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح(صلاه)انجام دهند: در این دنیا و در آخرت نه محزون میشوند (از گذشته)ونه ترسی دارند (از آینده)

    از دیروز بارها به خودم یاد آور شدم که محسن تو روزها و شب هایی رو گذروندی که اصلا فکرشو‌ نمیکردی ازش رهایی پیدا کنی و سالم از این همه مصبیت (ورشکستگی صفر کلوین…بی وفایی…رابطه بد….بی پولی…بی خدایی…افرسدگی…تنهایی…خطر بی آبرویی و…معده داغون…)خارج بشی،

    اما خدا رو داشتی و از خدا خواستی و خدا کارها رو‌انجام داد.

    تا دیروز شاید این الطاف خداوند کم رنگ بود در ذهنم اما از این فایل به بعد تمام سرمایم همین نعمت های گذشتس و یاد آوری اینکه آینده هم همین هست و با شکرگزازی خودت رو آماده و استوار کن برای دریافت آنچه با تضادها به جهار ارسال کردی و این زمان رسیدن به آرزوهات رو با این کلید کاهش بده..

    #قبلا تو خیلی ترمز داشتی و پات روی ترمز بود(افراد و رابطه ناسالم که همگی عزت و شرف من رو از بین بردن) اما الان پام دیگه رو ترمز نیست و من هستم و خدای خودم و عزت و اعتماد بنفسم خودم و خودم

    و ایمانممم بیشتر و بیشتر شد و استاقمتم در راه رسیدن به خداوند هزاران برابر افزایش پیدا کرد و به این سفارش خداوند هم عمل بیشتری میکنم که پاداشهای اخرویی و نعمت های بی نقص نصیب صابران و استقامت کنندگان بر وعده های خداوند است

    آینده ازآن من است به لطف و فضل و کرم رب

    #سپاس از دست قدرتمند خداوند در زندگی من استاد عباسمنش عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    محسن mohsenta57 گفته:
    مدت عضویت: 1278 روز

    بنام خدای زیبا بین زیبا آفرین

    درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم فرکانسی خودم

    خدایا شکرت فقط میتونم همینو بگم .. خدایا شکرت بابت اینکه مجددا بهم فرصت دادی تا این فایل عالی را گوش کنم و مطالب جدید تری از اون بیرون بکشم و کمک کنم به خودم که بتونم انسان بهتری بشم .. کمک کنه تا مجددا به خودم یادآوری کنم که الله یعنی جنبه خالق بودن خدای عزیزم و رب یعنی جنبه قدرت بی انتها بودن خدای مهربان در چرخاندن جهان … کمک کنه تا تعجب کنم از توجه و درک این موضوع که چقدر خدا دقیق و ریز بینانه در آیات خودش در خصوص ذکریا مثالهایی رو میزنه و چقدر جالب و عجیب داره به ایشون میگه که چطور کارها را انجام میده و حال کردم در اون آیاتی که به ایشان فرمود برای اینکه بهت ثابت بشه که چطور خدایی هستم میام و تورو از اون قدرتی که فکر میکنی نداریش( قدرت باروری) صاحب فرزند میکنم و دقیقا از اون قدرتی که فکر میکنی داریش( قدرت تکمل و سلامت زبان و حنجره) محرومت میکنم و اجازه صحبت کردن بهت نمیدم تا بفهمی که خدا کیست و انسان چه موجود ضعیفی است اگر بخواهد فقط روی خودش و توانایی هاش حساب باز کنه و اینجا بود که مغزم منفجر شد و دیگه نتونستم بشینم و بقیه فایل رو گوش کنم و باید بلند میشدم و اشک میریختم و نفس عمیق میکشیدم و چند بار دستانم را بالا میبردم و به نشانه تسلیم تعظیم میکردم که خدایا ممنون بابت درک این آگاهی عالی … بعدش در ادامه و در آیه آخر سوره ضحی باز به این نکته رسیدم که خدامیگه اگر میخوای نعمتهات فراوان بشه باید آنهایی که قبلا بهت دادم رو به خودت یادآوری کنی و باز اشک و باز نفس عمیق و باز تعجب و باز التماس و باز خنده و باز …. و همین حالا باید نعمتهاشو به یاد بیارم و خدا رو بابت اونها شکر کنم .. یاد بیارم روزی که از شدت فقر حتی نونی هم در خانه ما نبود ولی با توکل به خدا مغازه زدیم و با پدر ظرف دو سال خانه جدید و مغازه برای خودمون و موبایل و باقی ملزومات خانه و زندگی را تامین کردیم.. یادم بیاد وقتی دانشگاه برای شهریه لنگ بودم توکل کردم و ترم اول قسطی شد ( در حالیکه ترم اول در اون زمان اینکار انجام نمیشد ) و دو ترم و نیم را به خاطر قهرمانی در ورزش و رتبه های برتر دانشگاه رایگان شد ….. یادم بیاد خونه اولمو چطور با توکل به خودش و با امدادهای غیبی خودش (که در کامنتهای قبلی گفتم) خریدم .. یادم بیاد چطور ماشین اولمو خریدم و بعد ماشینهای بعدی .. یادم بیاد چطور توکل کردم بهش و خانه 60 متری من را گرفتند و یک خانه 80 متری به من دادند و تازه پول اضافه هم گرفتم ( هر دو خانه در یک منطقه هست ولی مهم تر از اون این بود که خدا خواسته بود و من چکاره بودم که قبول نکنم) ..یادم بیاد موقعی که خبر دوقلو باردار بودن همسر مهربونم را شنیدیم اولش چقدر ترسیدیم که زانوهای من لرزید ولیدر کسری از ثانیه و ناخودآگاه توکل به خدا کردم و تمام ترسم ریخت و چقدر وضع حمل ایشون با توجهات خدای مهربان و بدون یک ریال هزینه (استفاده از کارت طلایی بیمه تکمیلی شرکت که حتی من نمیدونستم چیه و خود بچه های بیمه تکمیلی بهم پیشنهاد دادند و خودشون هم همه کارهاشو انجام دادند ) انجام شد و بعد از ورود این دو تا فرشته مهربان به زندگی من و در همون روزهای اول بنده ارتقای پست گرفتم و مدیر شدم و از نظر مالی هم که نگم براتون که از در و دیوار برای من و خانواده ام رزق و روزی میباره … یادم بیاد که الان توکلم کمتر شده بود و در تبدیل خانه دوم به سوم کمی اذیت شدم و خدا گفت برو جلو ببینم خودت چه کاری میتونی بکنی و بالاخره گفتم خداجان شرمنده و ببخش که باز فراموش کردم و من تسلیمم و خودت میدونی که باید چه اتفاقی بیوفته و من عاجزم و سپردم به خودش و مطمئنم که خودش کار ها را انجام میده …

    خدایا شکرت بابت خوندن کامنتهای عالی بچه ها و یادگرفتن از اون کامنتها و خدایا شکرت بابت داشتن خانواده به این باحالی و توحیدی که پیدا کردم و به من لطف شده که در این دنیای الهی باشم

    برای همه شما آرزوی بهترین ها را دارم .. شاد باشید و راضی … یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    پروانه گفته:
    مدت عضویت: 1421 روز

    بنام خداوند هدایتگر مهربان

    سلام استاد عزیزم سلام

    استادجانم من با فایل های توحیدی شما دیوانه شدم استاد انگار گمشده ام راپیدا کردم یادمه توی ایمیلی واستون نوشتم درجستجوی گمشده ای هستم که نمیدانم کیست یا چیست گمشده ای که گویی تکه ای از وجود خودم بود اون خدا بود استاد الان که این‌ کامنت را برایتان می نویسم بارانی از اشک شوق از چشمم جاری شده حال عجیبی دارم انگار معجزه است دوست دارم فریاد بزنم حال کسی را دارم که گنج بزرگی پیدا کرده آنقدر خوشحال وهیجان زده ام که نمی‌دانم از کجا برایتان بگویم مدتی بود که در کدنویسی روزانه ام از خدا خواستم که مرا هدایت کند حقیقتش را بخواهید نمی‌دانستم چطور یا به چه فقط قلبم می گفت بنویس خدایا مرا به مسیر نور هدایت کن کمکم کن تا راه برایم روشن وآسان شود من این فایل رو گوش دادم در حالی که ‌دوره کشف قوانین تمام شده بود وسایل یک دوره لیاقت را شروع کردم هر روز با خودم این عبارت تاکیدی خدایا مرا به مسیر خوشبختی وسعادت هدایت می‌کند چون من لایق بهترین ها هستم را تکرار می کردم قلبم منتظر یک اتفاق بود ولی معجزه را تجربه کرد خدا مرا به جایی هدایت کرد که کلی فیلم شکرگزاری با آهنگ انگیزشی وتصاویری بسیار زیبا برایم فراهم شد تا هرروز ببینم بشنوم ویه روز عالی را شروع هر روز فیلم جدید من درک کردم خواسته ی من از خدا باعث شد موقعیتی برایم فراهم کند تا من خوشبختی وسعادت را تجربه کنم این موضوع را قبلا هم به من ثابت شده بود مثلا وقتی ازخدا خواستم صبر مرا افزایش دهد موقعیتی فراهم شد که صبور باشم حالا درسته ناخواسته بود ولی جهان موقعیتش را فراهم کرد تا من صبور شوم

    با گوش دادن فایل یک احساس لیاقت باید چکاپ فرکانسی می‌نوشتم دفترم را باز کردم قبلا در سال 1402 چکاپ نو شته بودم که خیلی اتفاقی دیدمش

    حالا وقت نوشتن دستاوردهام هست

    در آمد من نسبت به سال قبل ده برابر افزایش داشته وزن من پانزده کیلو کمتر شده وبه وزن ایده آلم رسیدم دیگه اضافه وزن ندارم حال روحی من هزار برابر خوب شده آرامش دوست داشتی را تجربه میکنم درحالی که یکسال قبل در هفته حداقل روزی یکبار به طرز وحشتناکی عصبی میشدم روابط عاشقانه من از پنج رسیده به هجده تمام رفتار هایی که آرزو داشتم تجربه کنم را تجربه میکنم این درحالی بود که سال قبل به این نتیجه رسیده بودم که با این همسر نمیشه به این خواسته رسید احساس لیاقتم از زیر صفر به پانزده رسیده جهان هرلحظه داره به من ثابت میکنه من ارزشمندم از اتفاقاتی که اصلا فکرش را هم نمیکردم اتفاق بیفتد مثلا یه روز خیلی دلم گرفته بود منتظر بود که خدا از طریقی مرا خوش حال کند کمکم کند حال دلم خوب شود یکی از فیلم های همون کانال شکر گزاری رو باز کردم انگار از خدا داشت از زبان کسی با من حرف می‌زد من فقط گوش میدادم واشکهام امان نمی‌داد

    سلام جان دلم خوبی کجارا نگاه میکنی آسمان را آسمان که خود تویی کناردستت را نگاه کن ببین که تو را نگاه میکنم مگر دنبال نشانه نبودی مگر نمیگفتی که راه را نشانم بده این هم نشانه نگران چه هستی کدام شب روز نشد کدام زمستانی بود که بهار نشد چه کسی گفته که من رهاست کردم کدام مادر فرزندش را رها می‌کند که من خدا که من خدا تنها عشقم که توهستی را رها کنم جان من اگر رهایت کرده بودم که اینجا نبودی فقط تو دستم را رها نکنی نشانه دادم اما نشنیدی خیلی از شما نمیشنوید این بانگ وفریاد را نمی شنوید صد بار صدایتان کردم ولی گوش شما فقط درگیر حرف دیگران است

    صد بار دیگر هم که دوباره ببینم اشک میریزم این نشانه ی بزرگی بود که خدا بسیار واضح با من حرف زد من فقط ذره ای توانستم خدا را درک کنم و اینقدر معجزه برایم اتفاق افتاد من از دسته کسانی هستم که نمی‌توانم برای خودم پول خرج کنم من البته بسیار زیاد با پول خودم خرید میکنم ولی به خودم که میرسه پشیمون میشم میگم حالا خیلی هم ضروری نیست این چند روز با همین درک کوچک از خدا احساس میکنم چقدر با لیاقتم خدا مرا یگانه عشق هستی اش خطاب کرد ومن چندروز با این جمله دگرگونم جهان طوری اتفاقات رو چیده که موقعیتی را فراهم کرد تا تجربه کنم من ارزشمندم خدا از جای محالی پول فرستاد منی که نهایتا روزی یک میلیون واسه خودم خرج میکردم امروز ده میلیون واسم فرستاد ومن چند تا از خواسته هایی که یکسال نوشتم امروز تیک خورد همیشه دلم میخواست یکی از نزدیکانم یک انگشتر طلا به من هدیه بدهد نه که نداشته باشم دوست داشتم هدیه بگیرم شاید باورتون نشه این ماه خدا جوری واسم پول فرستاد که به سلیقه خودم یک سرویس طلا خریدم من این هدیه های کوچک وبزرگ را واضح دیدم خدا فرستاد از جاهای خیلی دور از انتظار همسرم فقط تو همین هفته گذشته بیشتر از صد بار به من گفته تو ارزشمند ترین هدیه ی خدایی که توی زندگیم دارم هنوز این آخرین نشانه ای که تا امروز خدا فرستاد بسیار از همه با ارزش تر هست هر بار که ازش حرف میزنم میدان فرکانسی بزرگتر درست میشه حالم برای مدت بیشتری خوبه چنان که گویی برای مدتی نمی‌فهمم هنوز توی همین دنیا دارم زندگی میکنم

    من درک کردم هربار که روی نقطه ای تمرکز کنم از همان نقطه رشد میکنم ولی خدا خدا واقعا با همه چیز فرق میکنه فقط توی همین کمتر از یکماه چنان منو از همه‌ی جنبه های زندگی تغییر داده که الله اکبر

    برای همه ی عزیزانم در سایت بهشتی و سعادت لحظه هایی از جنس نور وعطر خدا آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: