این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-78.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-03-09 09:54:492024-07-24 10:45:34«تمرکز لیزری» بر بهبود اصلی ترین پاشنه آشیل
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
🟣🟢 یقینــــــــــا زندگی از ذهنم شروع میشه… از همین ذهن هم شروع میکنه به رشد کردن
من این جمله بالا رو فقط “شنیده” بودم
امـــــا یه روزی رسید که باور کردم
با حواسی مثل چشم و گوشو اینا نـــــه…
هیجان زودگذر و لحظه ای هم نه…
و نه مثل اون ایمانی که قرآن گفت یهو میاد و مثل رعد و برق فقط یه ثانیه میدرخشه و تموم میشه…
□… که با یجور اتصال عمیق… آروم… و موندگار توی وجودم.
انگار چیزی که همیشه اونجا بوده و بالاخره روشن شده باشه .
اینکه همه اتفاقات زندگی م داره از افکار و باورهای خودم زاده میشه
یادم نیس دقیقا کی این اتفاق افتاد
این جور فهمیدنها معمولا تاریخ ندارن
مثل طلوع آفتاب نیس که بگی ساعت فلان
بیشتر شبیه سپیده دمه
اول فقط هوا یذره روشن میشه بعد کم کم میفهمی شب تموم شده
من مدت ها قبلش هم درباره “قانون” شنیده بودم
قانون جذب | خلق آگاهانه | ذهن | باور
همه این کلمه ها رو بلد بودم
🟦 اما فرق “بلد بودن” با “زیستن” زمین تا آسمونه
زندگیم زمانی عوض شد که دیگه فهمیدم
من تماشاگر این فیلم نیسم =>=> کارگردانشم
□ صبح هایی که قبل از بیدار شدن زندگی رو خلق میکنیم
الان بیشتر صبح ها
قبل از اینکه گوشی رو بردارم
قبل از اینکه اخبار پیامها یا صدای دنیا بریزه توی سرم
چند دقیقه چشمامو میبندم
هر کی ندونه فکرمیکنه دارم از این دعاهای حفظی میخونم..
یا فکرمیکنه دارم از این تکرارجمله های قشنگ رو زمزمه میکنم.
نــــــــــه ؛ من دارم زندگیم رو طراحی میکنم و میکشم
دقیقا عین یه نقاشی 🪶 البته نه با جزئیات خیلی وسواسی؛؛؛ با احساساتم .
حس آرامش ِ راه رفتن توی مسیری که دوستش دارم
حس سبکی پولی که با احترام وارد زندگیم میشه
حس رابطه هایی که نفس میکشن نه خفه م میکنن
حس اینکه عجله ندارم
و چیزی ازم عقب نیس
حس اینکه درهرجای دنیا ک ِ دارم قدم میزنم آزادیِ رشد دهنده و البته امنیت منو احاطه کرده.
حس اینکه هرجای دنیا که هستم مثل همین الان برای ثروتسازی آزادی زمانی و مکانی دارم .
بعدش
بلند میشم و همون نقاشی رو زندگی میکنم
نه اینکه همه چیز همیشه دقیقا همون بشه
نــــــــــه ؛ امـــــا جهـــــت عوض شده =>=> و این همه چیزه
□ بزرگترین سپاسگزاری من
اگه ازم بپرسن بزرگترین شکرگزاری هر روزت چیه
نمیگم سلامتی ، نمیگم روزی ، اول میگم آرامش. امابعدش سریع میگم خدا منو به قانون خودش آگاه کرد و داره کمک م میکنه توشون عمیق تر بشم
به این فهم رسوندم که دنیا بی حساب و کتاب نیس
که اتفاقها تصادفی نـــــیستن
که من قربانی نـــــیسم .
این هدایت اتفاق کوچیکی نبود ؛ یه تغییر زاویه دید بود
از نگاه “چه بلایی سرم اومد؟” =>> به نگاه “من چی کاشتم؟”
و این نگاه مسئولیت میاره آزادی هم میاره هر دو باهم
□ علم هم آروم آروم داشت همینو میگفت
جالبه که سالها بعد فهمیدم علم هم با زبان خودش داره به همون نقطه میرسه ، مثلا در روانشناسی شناختی تحقیقات نشون داده که “باورهای هسته ای وعمیق ما” روی تصمیمها رفتارها و حتی تفسیر ما از رویدادها اثر مستقیم دارن.
در گزارشهایی که انجمن روانشناسی آمریکا منتشرکردن بارها تاکید شده که افرادی با “باور کنترل درونی” ،،، یعنی کسانی که معتقدن زندگی شون نتیجه انتخابها و باورهای خودشون هست ===>> سطح رضایت سلامت روان وحتی موفقیت شغلی بالاتری دارن .
یا در علوم اعصاب ، بحث “نوروپلاستیسیتی” ، که میگه مغز ما با تکرار افکار واقعا ساختارش رو تغییر میده
🟨 یعنی اینا فقط حــــــــــرف قشنـــــگ مشنـــــگ نـــــیس
ذهن داره مسیر زندگی رو عینا میسازه
حقیقت ِ اول و آخر دنیا.
□ اما یه چیزو دیر فهمیدم □
اینکه رسیدن به این نقطه سیر تکامل میخواد*
اوایل فکر میکردم ، حالا که قانون رو فهمیدم
همه چیز باید سریع درست بشه
○○
اگه نمیشد ، یعنی دارم اشتباه میکنم
یعنی باورم ضعیفه ، یعنی عقب افتادم
○○
همین عجله،،، همین فشار “زود نتیجه بگیر” ،×××حالمو بد میکرد×××
تا یروز وسط پیاده روی ، یه جمله ساده اومد توی ذهنم
“تو داری بذر میکاری نه اینکه درو کنی”
همون وسط جنگل و کوه قشنگ فهمیدم که
هر مهارتی | هر تغییری | هر نتیجه ای ==>> روند داره
# هشتگ التماس_تفکر ‼️
و من حـــــق نـــــدارم با
● عجله
● با قضاوت
● با ناامیدی
■ احساس خوبمو خراب کنم . این هم شرک هست، هم کفران نعمتِ آرامش .
□ تمرین اصلی من چی شد؟
اینکه زیبایی ها رو ببینم ؛ بی معرفتی شدیدِ به حضرت عشق اگه این کار نشه بستر همه افکار و تصمیمات ِ روزمره مون .
محسن هـــــروقت کاری کنه یا تصمیمی بگیره کــــــــــه ضمیمه اون ، تعمّق و غرق شدن در زیبایی های خداوند نباشه… وقتی به خودش میاد… مثل ابر بهار گریه میکنه . میگه خوشگلِ من ، باهیبتِ من ، مهربون ِ من ، پایه و کسی که میتونم همه جا روش حساب کنم ، فارغ از زمان و مکان و همیشه همراه و همدل من…. شرمنده :'( ببخشین :'( حواسم نبود . خداجون از دستم در رفت…. مگه میشه تو جایی باشی و اونجا سرتاسر ، صفر تا صد زیبایی نباشه ؟‼️ نه زیبایی سر و صورتی که ِ تهش با هوش مصنوعی میسازنا…. نه زیبایی که ته ِ تهش تا 60 سال دوام بیاره ها…. زیبایی که هروقت یادش میفتم… فقط باید برم توی یه تنهایی یا توی یه تاریکی که کسی نبینه… یا مثل الان دی ماه ِ زیبا باشه و زیر بارون یه جوری برقصی و گریه کنی که اشک و دونه های بارون از هم تشخیص داده نشن. یه اشک شوقی که بهش میگن قـــــره العـــــین .
خدا خودش میدونه که سخت ترین کارنوشتنشه . اصلا جا نمیگیره در قالب کلمات .
نه از سر توهّم ،، نه با انکار واقعیت ==>> آگاهانه باید زیبایی ها رو دید.
● اینکه وقتی چیزی طبق خواسته م پیش نمیره
بپرسم : این کجای مسیر منه؟
●اینکه بجای جنگیدن با لحظه ، باهاش هماهنگ بشم
● و هر بار که ذهنم میخواست ، منو از مسیر بندازه بیرون
یادآوری کنم =>> من انتخاب کردم آگاهانه خلق کنم
□ و آخرش… “سپردن”
یه جایی… بعد از همه فکر کردن ها ؛ بعد از همه تصویرسازی ها ؛ بعد از همه تلاشها
میرسه به یه نقطه عمیق = سپـــــردن
همون چیزی که قرآن با یه جمله کوتاه ، اما لرزاننده میگه
“و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد”
من کارمو به خدا میسپارم ، چون خدا به بندگان بیناست
این یعنی
من مسئول ذهنم هستم
اما نتیجه نهایی
در دستان حکمت اوست
و این ترکیب برنده :
آرامش میاره | قدرت میاره | رهایی میاره
~~~~~ ○ ~~~~~
من هنوز در راهم ، هنوز دارم یاد میگیرم
هنوز گاهی میلغزم
اما دیگه نمیترسم ، چون میدونم
زندگی از ذهنم شروع میشه و با اعتماد ادامه پیدا میکنه
و اگه یروزی ، وسط شلوغی ها
وسط شک ها ، وسط سختی ها
یادت رفت چی گفتی و چی فهمیدی
🟣 بزودی به یاد خواهی آورد
شاید همون لحظه ای که دلت خسته تر از همیشه ست
شاید وقتی حس میکنی دیگه هیچ پناهی نمونده
یا وقتی میبینی همه راهها به بن بست رسیده
امــــــــــا همینجا میفهمی که بعضی کلمه ها
بیشتر از اینکه خونده بشن ؛ باید حس بشن
اینجاست که میرسی به فراز 59 دعای جوشن کبیر
فرازی که بیشتر از اینکه فقط یه لیست از اسمها و صفتهای خدای عاشق باشه
یه دعوتنامه برای حضور عمیق هست
وقتی این فراز رو میخونی
● انگار خدا رو میبینی در جایگاه پناه مطلق بی پناهان 🩵
● در جایگاه کسی که نیاز اونایی رو میفهمه که دیگه هیچکس جز خودش رو ندارن :'((((
تو این دعا فقط درخواست کمک نیس
که با صفتهایی روبرو میشی
که قراره جاهای خالی درون انسان رو پر کنن 🫂
اونجایی که هیچ دوستی نیس
اونجایی که هیچ مرهمی نیس
اونجایی که هیچ امیدی نیس
🟣 اونجا حضورش رو به یاد خواهی آورد
و میفهمی همه این خلأها رو فقط
خود ِ خود ِ خــــــــــود ِ خدای مهربون پُر میکنه
نه هیچ پناه دیگه ای .
این فراز همیشه بهم یادآوری میکنه
که توی عمیق ترین تنهایی ها و بی پناهی ها ………
اونکه دوست بی همتاست | یا انیس من لا انیس له
اونکه شفا و امید مطلق میده
و اونکه رفیق بی رفیقها میشه | یا رفیق من لا رفیق له
محسن جانِ عزیزم رفیق غار حرا سلام امیدوارم حال دلت عالی باشه از اون عالی هایی که وصله خدا میشی و این کلمات ارزشمند رو کنار هم تاب میدی .
تازگی ها حال دلم یه جوری شده یه حس سبکی دارم حس رهایی مثل پَر سبک شدن ، انگار خدا همه رو کنار زده تا به من رسیدگی کنه جواب منو بده منو بزرگ کنه .. مثل همین 6 ماه پیش که من همه کار زندگیمو ول کرده بودم تا بزرگمهر حرف زدن یاد بگیره با این تفاوت که من هر چی زور زدم نتونستم! گفتم خدایا من تسلیمم من بلد نیستم من نمی دونم اصلا نمی تونم اما تو دانایی توانایی هم می دونی هم می تونی و بعد از رها کردن من یه روز وقتی بزرگمهر صدا زدم بهم گفت : بله مامانعاطی !! و من زیباترین بله مامان عاطی زندگیمو شنیدم غرق خوشبختی شدم غرق نورِ خدا …
محسن جان کلمه به کلمه حرفات واسه من بود کلمه به کلمه ش رو با قلبم خوندم ، ازت ممنونم که می نویسی نوشته هات از دل میاد و به دل می شینه از سمت خدا میاد و به قلب و جانم که جایگاه خداست می شینه :))
عاطفه جان رفیق خوبم سلام . چه حال قشنگی رو باکلماتت آوردی… نمیدونم چرا وچطور…! اما گرما و حال ِ خوب خونه ت رو تا اینجا حس کردم و یه لحظه غبطه خوردم … ذهنم یهو رفت به 25 ، 30 سال ِ پیش . حس میکنم خداخودش نشسته وسط جمله ها ولبخند میزنه.
بنظرم این رهایی که میگی، نشونه ی اینه که دیگه بار اضافه رو زمین گذاشتی واجازه دادی خداجون کارش رو بکنه. بقول استاد : ” به خدا اجازه دادی” .
خوشحالم که نوشته هام به دلت نشسته، چون حقیقتش اینه من فقط مینویسم، اما نشوندن و اثر دادن کارخودشه. خود ِ مهربون ِ مهربون ش. خود پشتیبانش… خدایا شکرت
یه چیزی بگم ؟ نمیدونم این دلنوشته ت کدوم خلاء درونی من رو پیدا کرد و رفت اونجا جاخوش کرد… نمیدونم اون لحظه ای که نوشتی چه فرکانسی روباهاش برام هدیه آوردی… عاطفه جان خواهر گلم ، نه میدونم کدوم شهرزندگی میکنی نه میدونم روز و شبا به چه کاری مشغولی …اصلا چیز خاصی هم ننوشتیا ، میدونم!! امّا یهو دلم خواست بگم بهت : اونقدر گرمای و حال خوبی از زندگی و خونه ت چسبوندی به این دلنوشته ت (شاید ناخودآگاه)، که دوست دارم بگم کاش همسایه تون بودم. از اون همسایه قدیمی های هم’سفره و همدل.
دعامیکنم همیشه همینجورتوی آغوش امنش بمونی، با دلی سبک، با نوری زنده.
دلم گرم شد با کامنتت. از اون پیامایی بود ک ِ آدم میخونه، یه لحظه وایمیسته، نفس میکشه و لبخند میاد رو لبش. اینکه چندبار خوندی وباهاش حال کردی==>> کار راه خودشو رفته. الهی شکر ؛ الهی شکر .
مرسی از این همه انرژی خوب، دقت، وحال قشنگی که منتقل کردی. همینا آدمو بیشتر سرپا نگه میداره.
من هم خیلی جاها عجله دارم از این که اتفاق های خوب سریع بیفته، غافل از اینکه قانون تکامل باید طی بشه تا تجربم بیشتر بشه، تا ایمانم به خدای یکتا بیشتر بشه
و چقدر زیباست در مسیر قانون خداوند گام برداشتن
آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای شما دوست عزیز!
من هرکی رو که میبینم فامیلیش “رستمی” هست، اولین چیزی که توی دلم ازش میپرسم وخیلی کم پیش میاد به زبون بیارم، اینه که میگم: خدایاایشون اهل نورآباد استان فارس هست؟؟؟ اونجا یه منطقه اصیل وتاریخی داره به اسم “رستم” و بیشترآدمهای اون ناحیه فامیلیشون رستمی ِ . چون هر وقت رفتم، فصل هایی بوده که آب وهواش خیلی دلنشین بوده و توی سالهای دور چندباری اونجا رفته بودم. کوه های عجیب غریب زیبا و اسرارآمیزی داره ، جاهای قشنگی داره ومردمش به شدت خونگرم و دوست داشتنی هستن.
●
رفیق کاملا درکت میکنم… این عجله رو خیلی هامون تجربه میکنیم، مخصوصا وقتی مزه امید وایمان رو چشیدیم و دلمون میخواد ثمره ش زودتر دیده بشه. اماهمین که به این آگاهی رسیدی ک ِ قانون تکامل باید طی بشه، یعنی شما خودت چند پله جلوتر رفتی. مسیرخـــــدا عجله نداره، ولی دقیق و مهربونه؛ هرقدمش تجربه میده، هر مکث ش ایمان رو ریشه دارتر میکنه.
بنظرم قشنگه وقتی آدم آگاهانه تصمیم میگیره تو همین مسیر قدم بزنه و به رشدش اعتماد کنه، نه فقط دنبال نتیجه باشه…
به نام خدایی که همه خواسته های ما رو میدونه واگه باذهنمون مانع ازاجابت خواسته هامون نشیم،تمام خواسته های مارو برآورده میکنه
سلام استادعزیزم
بی نهایت سپاسگزارم که ازآن سوی جهان عشق ومحبت بی پایانتان را نصیب مامیکنیدومارادرآگاهی های ناب خودتان شریک میکنید،هرچندکه درجهان فرکانسی فاصله هابی معنی است ولی خوشحالم که استادی دارم که درهرکجای این کره خاکی که باشدقلبش می تپدبرای موفقیت وسربلندی انسان هایی که قدم در جای پای اوگذاشته اند
این فایل شماهدیه ای بودازطرف خداوند برای استقامت وپایداری من
بیست ویک روزقبل تصمیم گرفتم یکسری عادت هاورفتارهای غلطی که به شخصیت وباورهای من لطمه میزنندراکنار بگذارم وامروزروز بیست ویکم است که من چشم چرانی ونگاه به نامحرم،بحث کردن وسعی درقانع کردن دیگران،معاشرت باافرادیکه بامن در یک فرکانس نیستند،پرخوری وبسیاری ازعادت های غلط دیگه که انجام دادنشون لبیک من به دستورات شیطان بودرااز زندگی ووجودم پاکسازی کنم ویک انسان جدیدی ازخودم بسازم
وازآنجائیکه خودشماهم بارهاتاکیدکرده ایدکه یک عادت ویارفتاراگربیست ویک روزتکرارشود دروجودمان نهادینه میشود بنابراین بسیارخوشحال وسپاسگزارم که بالاخره بعدازمدت هاسعی وخطاکردن توانستم خودم رابه روز بیست ویکم برسانم وپرچم پیروزی رابرفرازقله های موفقیت نصب کنم
من به پیشنهادشمامیخوام امسال خودم را سال:تحقق رویاهای من نامگذاری کنم
رویای آزادی زمانی ومکانی
رویای استقلال مالی
رویای درک روابط عاشقانه
رویای الگوواقع شدن به انسان ها
وبه رویاهام خیلی اعتماددارم چون اون ها بهتر ازمن راه وبلدن
تولدتون وبهتون صمیمانه تبریک عرض میکنم وازخداوندسپاسگزارم که شمارا به این جهان مادی رهنمون کردتاازطریق شماپیام های خودش روبه گوش وقلب ماجاری کنه
من ایمان دارم امسال سال تحول زندگی تمام ماعباسمنشی هاخواهدبودوبه شکرانه وجودشماخواهیم توانست بانتایج مان سپاسگزارلطف ومحبت های شماباشیم
خدارو بی نهایت سپاسگزارم که منو دراین راه سراسرزیبایی وعشق وثروت وسعادت قراردادتاخوب زندگی کنم وبستر مناسبی برای خوب زندگی کردن انسان ها فراهم کنم
سلااااااام استاد قشنگم. همین اول کار بگم چقدر این جمله درسته: شاید خیلیا که این فایل رو گوش میدن الان متوجه نشن و ۶ ماه بعد که دوباره گوش بدن بفهمن….
و من مصداق این جمله هستم. اولین بار که این فایل رو گوش دادم ۳ ماه پیش بود و الان چقدر نکته مهمممممممممممم ازش یاد گرفتم.
هر بار آگاهی جدید
جملات جدید
نکات جدید
چقدر این نکته فرکانس ها و مدارها جالبه!!!
هر بار که مطلبی رو میشنوی در اون سطح فرکانسی که هستی ازش یاد میگیری
خب بریم سراغ این فایل ۲۰ دقیقه ای که آگاهی هاش اندازه ۱۰ ساعته!!! شایدم بیشتر :)
تلاش فیزیکی تا وقتی که باورهات اشتباهن هیچ تاثیری نداره هیچ، وضعیت رو بدتر میکنه. وقتی میگین چقدر کار فیزیکی میکردین اما با همون ذهن قبلی بودین اوضاع تغییری نمیکرد. ولی وقتی باورهاتونو تغییر دادین با تلاش خیلی خیلی کمتر به نتایجی رسیدید که الان از خیلیها در حوزه کاری خودتون در دنیا جلو هستین….
باور باور باور باور …….. همه چیزه
و تلاش فیزیکی فقط اونجایی مهمه که باورت رو تغییر میدی و بهت گفته میشه چکار کنی…. وقتی نگاهتون رو عوض کردین به پول
معنویت
خداوند
جهان
و قوانین ثابت جهان
وقتی پاشنه های آشیل تون رو پیدا کردین و باورهاتونو تغییر دادین….
و چقدر عزت نفس مهمه در این مسیر….
و چقدر ما خوشبختیم که شما مسیرهایی رو که طی کردین و جواب گرفتین رو راحت به ما میگین و ما دیگه وقت مون رو تمرکزی میزاریم برای رشد و رسیدن به اهدافمون….. چه نعمتی ازین بالاتر؟؟؟؟
چون همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم اما همین راه رو بلد نیستیم. و شما دارین توو دوره هاتون راه رو نشون ما میدید…….. میدونم که فرکانسم و باورهام در زمان مناسب به جایی میرسه که منم از دوره هاتون استفاده کنم ولی همین فایل های رایگان فوق العاده هستن حالا ببین دوره ها دیگه چیه اند :)
این جمله چقدر آرامش میده: هیچ عامل بیرونی نیست که اتفاقات زندگی مارو میسازه…..
کافیه نگاهمون رو عوض کنیم
باور مناسب ایجاد کنیم
متهعد باشیم
ووووووووووووو ادامه بدیم
استاد چی بگم؟؟؟ من چی میتونم بگم؟؟؟؟ این یعنی همه چیز!!!!! چقدر این فایل های رایگان عالی هستن
هر روز که بیشتر گوششون میکنم میفهمم مریم جون چی میکفت که چقدر این فایلا عالی هستن
چه آگاهی های عالی و ارزشمندییییییییییییییییییی توو این فایلا هستن با اینکه رایگانن اما میلیون ها می ارزه میلیون ها……..
و کنترل ذهن تمرین میخاد و دوباره یادآوری این قانون قشنگ: تکامل!!! پیشرفت تدریجی
چقدر تاثیر گذاشت روی من اون قسمتی که گفتین میرفتین کوه و ۲۰ روز تنهایی فقط فکر میکردین
خدای من بخام آگاهی های این فایل رو بنویسم باید کتاب بشه!!!!!!
ما رو همیشه به فکر کردن تشویق میکنین و الان میگید که خودتون چقدر این کارو کردین!!!!!! فکر کردین مراقبه کردین و مشاهده گر بودین به افکار و نجواهای ذهن تون
خدای من همین یه آگاهی یعنی همه چیز!!!!!!!!!!!
منم تصمیم گرفتم از امروز صیح هفته ای یه بار برم طبیعت و بفکر کنم به خودم افکارم نجواهام جذب هام و پیشرفتم
به جاهایی که خدا هدایتم کرد و چه مسائل پیچیده ای که من میگفتم حل نمیشه آخه چجوری ولی حل شدن و چقدر راحت و منطقی حل شدن!!!!!
و باااااااااااازم یه پاشنه آشیل دیگه من که آخر فایل بهش اشاره کردین: تمرکز لیزری روی پاشنه آشیل!!!!!!!!! در یک سال
و یکی از مشکلات من که جذب خواسته های مهم و اساسی زندگیم رو تجربه نکردم هنوز بخاطر همینه که تمرکز لیرزی نداشتم روی اون خواسته!!
و من امسال رو نامگذاری کردم به سال موفقیت مالی من!!!!!!!
سپاسگزاریم و خدارو شکر میکنم برای این فایل
تعهد میدم که ۵۰ بار این فایل رو گوش کنم در فواصل زمانی و مدار آگاهیمو طی کنم…
سپاسگزارم از خداوند برای آگاهی هایی که در این فایل از طریق شما به من داد
و در ادامه خوندن کامنت های سال گذشته ام و بررسی تکاملی که طی کردم امروز به این فایل رسیدم و بعد از دوباره گوش دادنش چقدر خوشحال شدم و از خودم راضی!
من تصمیم گرفتم اون فایلایی رو که به تمرینای استاد عمل کردم توی یه پوشه عمل شده بریزم و ببینم چقدر اهل عمل شدم و چقدر فقط مثه مسکن به فایلای استاد نگاه کردم
چون بهم ثابت شده که عمل مهمه نه فقط حرف زدن و افزایش آگاهی
خوشحالم چون به فایلی رسیدم که فروردین ماه دوباره گوشش کردم و پاشنه آشیلم رو پیدا کردم و اسم امسالم (سال 1400) رو سال سلامتی و ثروت گذاشتم چون وااااااقعا در این دو مورد اوضاع خراب بود
الان که 9 ماه از ابتدای سال میگذره به سلامتی رسیدم که در پوست خودم نمی گنجم و برای ادامه سال تا عید برنامه دارم که سلامتیم رو کامل کنم مثلا موهام رو و پوستم رو بهبود ببخشم و بینایی چشمم رو کامل کنم و …
جدایی از اینها به چنان عزت نفسی رسیدم که (می شود!) باعث شده در مسیر تغییر باورهام و در هنگام برخورد با تضادها مطمئن تر عمل میکنم و با اطمینان قلبی به خودم و توااناییم و این موضوع مهم که هیچ چیزی اون بیرون نیس و همه چیز در درون منه قدم بر میدارم
اگر با بیماری کوچکی مواجه میشم (چون خواسته من سلامتی کامل هست و با تضادهایی مواجه میشم و مشکلاتی که هر چند کوچک هستن اما پدیدار میشن تا من اونارو ببینم و باورهای محدودکننده ای که باعث بوجود اومدنشون شده از بین ببرم. خیلی هیجان انگیزه نه؟) زود میگم اونا رو خودم خوب کردم اینم میتونم
این که چیزی نیس
این خودش یعنی موفقیت
یعنی پیروزی
و این جمله: “میدونم که فرکانسم و باورهام در زمان مناسب به جایی میرسه که منم از دوره هاتون استفاده کنم ولی همین فایل های رایگان فوق العاده هستن حالا ببین دوره ها دیگه چیه اند :)”
خیلی وقتی به این بخش از کامنتم در سال گذشته رسیدم لذت بردم و ذوق خودمو کردم چون تونستم تیرماه 1400 یعنی حدود 7 ماه بعد از این کامنت قدم اول رو بخرم :)
و این جمله: “منم تصمیم گرفتم از امروز صیح هفته ای یه بار برم طبیعت و بفکر کنم به خودم افکارم نجواهام جذب هام و پیشرفتم. به جاهایی که خدا هدایتم کرد و چه مسائل پیچیده ای که من میگفتم حل نمیشه آخه چجوری ولی حل شدن و چقدر راحت و منطقی حل شدن!!!!!”
خوشحالم که حالا یعنی از اول سال تا الان هر روز میرم پیاده روی و موقع پیاده روی با خودم حرف میزنم درباره باورها
چقدر باور رو توو همین پیاده روی هام و در طبیعت برای خودم منطقی کردم
پاشنه آشیل هامو پیدا کردم
چقدر نشستم زیر درخت و بلند بلند با خودم حرف زدم
خدایا شکرت که به حرفای استادم گوش دادم و خودم نتیجه گرفتم. بله وقتی به حرفای استادت گوش بدی خودت نتیجه اش رو میبینی و خودت لذت میبری
و این جمله: “و باااااااااااازم یه پاشنه آشیل دیگه من که آخر فایل بهش اشاره کردین: تمرکز لیزری روی پاشنه آشیل!!!!!!!!! در یک سال. و یکی از مشکلات من که جذب خواسته های مهم و اساسی زندگیم رو تجربه نکردم هنوز بخاطر همینه که تمرکز لیرزی نداشتم روی اون خواسته!!”
خوشحالم که الان دیگه این مشکل رو ندارم و تمرکز میزارم روی یه موضوع و میرم جلو تا بدستش بیارم و باورم رو تغییر بدم
با همین روش و تمرکز تونستم سلامتیم رو بدست بیارم و بیماریام رو که اگه اینجا اسماشو بخام بیارم همه تعجب میکنن یعنی یه دختر جوان این همه بیماری داشته؟ خوب کردم
و این جمله: “تعهد میدم که ۵۰ بار این فایل رو گوش کنم در فواصل زمانی و مدار آگاهیمو طی کنم…”
و دارم به این تعهد هر چند وقت یه بار عمل میکنم تا در مدارهای بالاتر این فایلهارو گوش کنم
سلام استاد عزیزم. تولدت مبارک. تولد ابر مردی که خودش رو تغییر داد و رسالتی که دیگران هم تغییر کنند. تولد مردی که توانست تا دیگران هم بفهمند که آنها نیز میتوانند. تولد مردی که رسید به کجا؟! به تمام آرزوهایش.. تا فریاد زند که شما هم می رسید. تولد مردی که سیر سلوک کرد تا بگوید برای رسیدن به سالک بینهایت راه هست. تولد مردی که خواست و اراده کرد و حالا از بهترین هاست.
مرد تولدت مبارک..
انشاءالله در همه حال برقرار باشی و رسالتت را به سرانجام برسانی.
این تنها باریه که من با چشمی پر از اشک تولد کسی رو تبریک میگم
استاد خوبم ازت ممنونم که تلاش کردی
ازت ممنونم که ساعتها مطالعه کردی
ازت ممنونم که سختیارو به جون خریدی
ازت ممنونم که تمام تلاشتو کردیی و بنده ی خوب خدا شدی
ازت ممنونم که کلام خدا شدی برای من
استادخوبم
پدر مهربون من
تولد شمارو تبریک میگم .تبریک میگم ای بزرگ مرد که خوب زندگی کردی و خوب زیستن را نشان من دادی ، تبریک میگم که باعث تولد من و هزاران نفر دیگر شدی .تبریک میگویم که باعث شدی بعد از بیست و چند سال زندگی تازه متولد شوم . و معنی زندگی را درک کنم .
مسیر بهشت رو نشونم دادید
مسیر عشق و محبت و احترام و شادی و سلامتی رو نشونم دادید
درست زندگی کردن و قضاوت نکردن و غیبت نکردن و دروغ نگفتن و خبرای منفی رو دنبال نکردن و غذای فاسد به روح ندادن و ذهنو کنترل کردن و متعهد بودنو یادم دادید
اینکه انسان قوی باشم
اینکه تضادای زندگیمو خیر ببینم و پله ی موفقیت و کی میتونست این نگاه رو به من بده ؟؟؟ کی میتونه با دیدن مشکلاتش خوشحال بشه و اونو پله های موفقیتش ببینه و از دل همون تضاد ها رشد کنه و بدرخشه ؟
استاد خوبم اینارو از شما یاد گرفتم
یادگرفتم انسان خوبی باشم
یادگرفتم بنده ی خوب پروردگارم باشم
شکرگزاری رو یادم دادید
احساس لیاقت و ارزشمندی رو یادم دادید
اینکه سلول به سلول تنمو دوست داشته باشم
اعتماد به نفس بهم دادید که تصمیم بگیرم و از بی هدفی و سر درگمی در بیام
اینکه عمل کنم و قدم بردارم و ترسی نداشته باشم برای هر قدی که بر میدارم
اینکه از فردای خودم نترسم
کی اینارو یادم داد ؟؟؟
استاد خوبم من هیچ هدفی نداشتم
اولین هدفم که باعث شد ارامش پیدا کنم و هدفامو شناسایی کنم این بود که تصمیم گرفتم شاگرد برتر شما باشم
و تلاش کردم و میکنم و نتایج خیلی خیلی بزرگم به گوشتون قطعا میرسه
آموزه های شما منو با خودم و خدای خودم آشتی داد و به تمام خواسته هام رسیدم
و مهم ترینش آرامشه
استادخوبم
امسال برای من سال تحوله
تحول در رفتار
تحول در اخلاق
تحول در سلامتی
تحول در آمادگی جسمانیم
تحول در کسب و کارم
تحول در تحصیلم
هدف امسال من
زاییده شدن از ذهن
ثابت قدم ماندن در این مسیر
خوشحال کردن بی حد و اندازه ی استادم
یادگیری و تقویت زبان های خارجه
و مهاجرت به کشوری که دوست دارم.
هدیه ی تولد من به شما
نتایج بزرگی است که کسب کردم و کسب میکنم و کسب خواهم کرد …
وقتی کامنتتو خوندم یه حسی بهم گفت احسنت عادله ، که به الهاماتت گوش میدی به حس درونت گوش میدی و هر زمان به من گفته میشه بنویس مینویسم و نتیجه میده و نوشته هام برای یه نفرم مفید باشه یعنی من راه درستی رفتم یعنی آفرین به من که به احساسم گوش دادم ، دقیقا نمیدونم چقدر زمان میگذره از گذاشتن این کامنتم فقط میدونم که نتیجه هام از اون روز تا الان فرقشو بخوام بگم زمین تا آسمونه ، تو پروفایلم برای محمد جواد عزیز که ایشونم مثل شما تو سن کم هدایت شدن به این مسیر ، نوشتم که چقدر نتیجه دیدم .
که مهم ترینش مهم ترینش بعد از آرامش و سلامتی و کسب پول ، شرکت تو دوره ی دوازده قدم هستش که برای من که شاگرد استادم داشتن محصولاتش رویا بود ، و هر قدم خداوند منو جوری هل میده که تا چند روز اشک باید التیام بده قلبمو که میگم خدای من چطوری هلم میدی به این مسیر ؟ خودت پول پاکت میزنی برام
و من به راحتی دوره رو خریداری میکنم و بی اندازه لذت میبرم بی اندازه
اونقدر نتایج تغییر کرده که سر فرصت یه کامنت طولانی باید برای استاد و دوستانم بنویسم
که بعد از شرکت کردن تو دوره چه بیگ بنگی رخ داده تو زندگیم . که قشنگ ترینش اینه که دوستانی دارم الان از جنس گل و هم فرکانسیم که هرکدومشون برای من نشانه ی پروردگارن،که هروز بخاطر وجودشون سپاسگزار پروردگارم.
پارسا جان من هیچ زمان نتایج خودم رو با دیگران مقایسه نکردم چون اول نتایج درونی هستن ، بعد از رسیدن به آرامش درونی و وصل شدن به منبع اصلی به همه چیز میرسی.
سلام خواهر زیبای من، عزیز دل من، خیلی عالی توضیح دادی آبجی بزرگه?وقتی این متن رو برام خوندی اشکام سرازیر شد ولی الان که اومدم تو سایت دوباره کامنتت رو دیدم و خوندمش و خواستم ازت تشکر کنم آبجی خوشگلم?خیلی دوسِت دارماااا
سلام عادله جان دوست دلربا وشیرینی کلامم وزیبای من خواهر نازنین
خداروشکر بابت این همه تغییر و تحول درونی شما وبرای شما بهترین ها را در سال جدید آرزو دارم .به امید شنیدن موفقیت های عالی شما و دیدن افتخار آفرینی شما .خیلی برات خوشحالم نازنین که داری قدم های بزرگتر بر میداری الله یکتا همیشه ویار ونگهدارت که فقط او برای هر بنده اش کافیست .
عاشقتم خواهرم در پناهش در نگاهش ودرعشقش غوطه ور باشی ?????????
ضمن تبریک سالروز تولد استاد، توجه شما دوستان را به داستان راه اندازی کسب و کارم جلب می کنم
امید وارم بهانه ای برای “اقدام بدون واهمه” برای شروع پر قدرت برای همه ی شما دوستان باشد
من متولد 67 هستم اولین باری که بر سر یک دو راهی قرار گرفتم و شک و تردید تمام وجودم را گرفته بود سال اول دبیرستان بود که باید انتخاب رشته می کردم الان سالها از آن روز گذشته است بارها آن حس برایم تکرار شده است دبیرستان و دانشگاه تمام شده است تصورم این بود که بعد این کار گاوی گوسفندی جلویم سر می برند اما نه من آماده ورود به بازار کار و جامعه بودم و نه جامعه میزبانی خوب برای من بود.
مثل خیلی ها یک مهندس یی کار و مغرور بودم سالها از این پروژه به آن پروژه و از این شهر به آن شهر می رفتم و کار می کردم.
اما من کم کم به این نتیجه رسیدم باید روی خودم کار کنم کتاب های خوبی در زمینه پیشرفت شخصی خوانده بودم و بعد این بود که کار حقوقی کنار گذاشتم و کار پیمان کاری را شروع کردم اما وقتی فصل دریافت مطالبات رسید از این کار هم متنفر شدم نه تنها سود کار را بلکه اعتبار اختصاصی خودم به آن کار را هم با امروز فردا کردن نمی دادن هر چند آن را تجربه خوب و مفیدی می دانم و نسبتا هم موفق عمل کردم .
این شد که تصمیم گرفتم کاری بکنم نقد نقد و همان روز سودش و سرمایه بازگردد
حدود یک سال پیش با استاد آشنا شدم دوره ها و ویدیو های مختلفی از ایشان دیدم چون قبلا در این حوزه مطالعه داشتم خیلی زود وارد مدار شدم با استاد به درک خوبی از تغییر باورها، جهان آفرینش و … دست یافتم.
مدت هاست که تلویزیون و اخبار و … نگاه نمی کنم در فضای مجازی کل پیج های وقت تلف کن را حذف کردم
به قدرت نوشتن، ارزیابی روزانه از خود ، انجام کار های ساده و منظم و … پی بردم
و الان همه موارد بالا جز برنامه روزانه ام هستن
و نتیجه این و باور ها و اقدامات شد
یک قرارداد که خیلی ها بابت آن شگفت زده شدن
کسب و کاری که در شهرم در رتبه اول به لحاظ کیفیت،خدمات،تجهیزات،مشتری زیاد،نوآوری و …هست
علمی شروع کردم برند ثبت کردم نمای بیرونی و نورپردازی و … را با حساسیت دنبال کردم
اما
همه این موارد صرفا با گوش دادن به دوره و کتاب خواندن و … به وقوع نمی پیوندد
بلکه در کنار آن ویدیو ها و کتاب ها باید ” عملگرا”بود
همزمان با آن ویدیو ها و کتاب ها بود که فهمیدم کار و حوزه کسب و کارم صرفا نباید مرتبط با رشته تحصیلی باشد و این یکی از باورهای محدود کننده من بود و پس از بررسی های مختلف این باور اصلاح کردم
همزمان با آن ویدیو ها و کتاب ها بود که فهمیدم نباید از حرف و کنایه دیگران نگران باشم و این یکی دیگر از باورهای اشتباه من بود و آن باور را شناختم دیگر نگاه و سخن و برداشت دیگران برایم اهمیت ندارد
این دو باور من را خیلی محدود کرده بودند و اجاره هر کاری به من نمی دادند و پس از تغییر باور ها بود که
کسب و کارم را شروع کردم
در حالی که اعتبار لازم برای راه اندازی آن را نداشتم اما جون بدون ترس شروع کردم اعتبار لازم از منبعی جور شد
کسب و کارم را شروع کردم
در حالی که تمام فوت و فن و مهارتهای آن حوزه را نمی دانستم و کم کم مهارت پیدا کردم و هنوز دارم یاد می گیرم.
با این شهامت بود که چند نفر را شاغل کردم
با این شهامت بود که چند برابر عرف حقوقی دستمزد یک مهندس، درامد دارم
با همین باور بود که
بودن هیچ نگرانی روی گزینه های ازدواجم فکر کردم و بدون هیچ ترسی به حواستگاری و … رفتم
موضوعی که باید به آن واقف باشیم این است که :
ترس نداشته باشیم.
با شناخت و برنامه ریزی اقدام کنیم.
کارهای منظم و ساده روزانه را از یاد نبریم و در هر حال انجامشان بدیم
(ورزش،مطالعه،شکرگذاری،نماز،ارزیابی از اقدامات روزانه خود و …)
و فراموش نکنیم که قدرت خدا بی نهایت است.
همیشه قدرت سحر آمیزی در جسارت کار و بی باکی نهفته است.
و این را بهانه ای می کنم که سال 98 را سال “اقدام بدون واهمه” نام گذاری بکنم.
تحولات زندگی ما که باعث تغییر اتفاقات و شرایط زندگی ما میشن با قدم های مستمر و تغییرات هر چند کوچک اما بصورت روتین ایجاد میشن…
و هیچ وقت نبود و هیچوقت دیگر هم نخواهد شد که اتفاقات و شرایط زندگی ما یهویی عوض شود….
مثلا :همین الان یهویی میلیاردری شدن…
یا همین الان یهویی جسور شدن و شجاع شدن…
همین الان یهویی با ایمان شدن….
وقتی می آییم و روند رشد جهان را نظاره گر میشویم میبینم که تمام کهکشان به صورت تکاملی ایجاد شده است .
وقتی به رشد انسان نگاه میکنیم می بینیم که روند رشد انسان از یک تک سلولی آغاز می شود و به یک انسان رشد یافته با هزاران سلول منتهی می شود.
وقتی به زندگی پیامبر اسلام مینگریم میبینیم که قرآن نیز به صورت تدریجی و با توجه به ظرفیت دریافت ودرک مردم بر پیامبر نازل گردیده است.
وقتی به روند پیشرفت جهان مینگریم از خودروها،کامپیوتر ها،ساختمان ها وبیلدیگ های بزرگ مینگرم میبینیم که طی روند تکاملی به حالت وساختار کنونی رسیده اند.
پس طبیعت و گذشتگان و گذشته زندگی مان به ما می آوزد تمام شرایط طی یک روند تکاملی ایجاد شده است و نمی توان مانند یک فیلم هندی در یک لحظه قد کشید و از یک طفل به یک انسان تنومند رشد یافت…..
نمی توان با یک هورمون روند رشد شخصیت و تحولات زندگی را بگونه ای جهش یافته و بدون روند تکاملی طی کرد.
نمی شود که به روند پیشرفت مان صفر و یکی بنگریم
ما انسان هستیم و در مسیر رشد و تکامل و در مسیر این رشد تکامل ممکن خطا داشته باشیم اما باید به خود یاد آور شویم که در مسیر که در حال طی کردنش هستیم با قدم های کوچک متوالی و با بازخورد خطا ها و تصحیح مسیر می توانیم در یک بازه تکاملی به اهداف مان دست پیدا کنیم .
هر ساله در اوایل سال اهدافی را برای خود ایجاد میکنیم و دوست داریم که تمام سال های قبلمان را با انجام و جبرانشان در سال پیش رو به انجام برسانیم و فراموش میکنیم که باید روند تکامل مان را بگذرانیم.
چون اهداف مان برای ذهنمان بیش از اندازه است دچار نا امیدی میکنیم و در آخر سال وقتی به خود می آییم میبینم که هیچ یک از آن اهداف تیک نخورده و تیک نخورده باقی میماند و این رو باعث میشود که خود را ناتوان و بی عرضه بپنداریم که این کارمان مانند این است که با تیشه ای به جان عزت نفسمان حمله ور شدیم و ایمان و جسارتمان را از بین برده ایم .
برای این که بتوان به اهدافی بزرگ که در نظرمان است برسیم باید قدم های کوچک اما متوالی بر داریم و اهداف بزرگمان را با روند تکاملی بدست آوریم چون سنگ بزرگ نشان از نزدن دارد.
استاد عباس منش تمام روند زندگی شان را نیز طی همین تکامل ایجاد کرده اند .
روند پیشرفت سخنرانی استاد از جمع های چند نفره در دانشگاه بندرعباس آغاز شد هر چند هدف ایشان برای جهانی کار کردنشان در این حوزه بود .
زمان هایی را بیاد خود بیاوریم که از روند تکاملی استفاده کرده ایم و طی آن روند به دستاور هایی دست پیدا کرده ایم و با این کار حرص زدن های افراطی مان را کنار بگذاریم .
صد تا هدف برای خودتون در نظر نگیرید.
باور های در مورد هدفتون رو ایجاد کنید .
برای امسال پاشنه آشیل خودتون رو در نظر بگیرین و تمرکزتون رو برای برداشتن این پاشنه آشیل بذارین.
من بشخصه پیشنهاد میکنیم از دوره عزت نفس شروع کنید .
چون تمام ساختمان موفقیت بر روی فندانسیون عزت نفس ایجاد میشه…..
نامگذاری سال جدید من «سال 1399»:(سال ایجاد و تجلی عزت نفس)
ای قربان استاد مهربونم برررررررم ???????????تولدتووووووووووووون مبااااااااااااااااااااارک???????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????استاد کاش میتونستیم با هم هممممه دوستامون بیاییم فلوریدا و من مسئولیت تزئین خونتونو به عهده میگرفتم و با عشششششششق اونجا رو تزئین میکردم، خدااااااااااااجونم خیلی مرررررررررررررررررررررسی که استاد به این نازنینی رو برامون آفریدی، عاشقتم استاد?????????????
تو عمرم انقد از تولد کسی خوشحال نبودمممم، امروز باید آهنگ شاد بزارم برقصم به مناسبت روز تولدتون استاد جونی خودم، قربون تیشرتای رنگیت و صحبت کردنات بشم???کادوی شما پیش من محفوظه تا وقتی بیام امریکا بهتون تقدیم کنم?
استاد خوبم، پدر مهربونمممم، بلامیسررر، تولدت مبارککککک استاد جون?الهی دورت بگردم مننننن، ایشالا سال دیگه روز تولدتون بیام امریکا هدیتون رو بهتون تقدیم کنم باباجون خودممممم
یه روز من و خواهرم خواب بودیم، تو یه خواب عمیققققق، چند مدتی بود آبگرمکنمون خراب بود ولی بهش توجه نکرده بودیم، تو خواب عمیقمون خبر نداشتیم که همهی گازا باز شدن و کل خونه رو گاز گرفته و ما بی خبر از همه خواب بودیم، ولی تو عمقققق خواب شیرینمون یهو یچیزی مثل دینامیت صدا خورد و از خواب پریدیم، دیدیم چیزی نترکیده ولی تازه فهمیدیم خونه پر از گازه و شروع کردیم به سرفه کردن، تازه فهمیده بودیم چی به چیه، یکیو اوردیم که ببینه مشکل چیه و با تعجب بهمون گفت واقعا خدا بهتون رحم کرده، من موندم چطوری شده این خونه نرفته رو هوا!!! چطوری شده که زنده موندین؟؟ ما هم گفتیم یچیزی صدا خورد و از خواب پریدیم، ولی اون گفت اینجا که چیزی نترکیده، اون روز بود که تا صبحش نتونستم به خودم بیام؛ فهمیدم زنده بودنم یه دلیل داشته، یه رسالتی داشتم که زنده موندم، اون روز بود که فهمیدم اون صدا رو خود خدا ایجاد کرده، کسی که نخواد بمیره نمیتونه بمیره، همه چیز دست خودمونه، روز تولد و مرگمون… تو همون روزا بود که خدا هدایتم کرد به سمت شما استاد خوبم، و وقتی فهمیدم که برای شما هم یه چنین اتفاقی افتاده دیگه مغزم مثل دینامیت ترکیددددد.
استاد واقعا نمیدونم چی بگم، از کدوم تغییراتم بگم براتون، فقط ازتون بی انداااااازه سپاسگزارم،اونقدر خوشحالم اونقدررر خوشحالم که متولد شدید و وجود دارید و به ما حس وجود میبخشید که اصلا نمیتونم این حس الانمو براتون توصیف کنمممم
فقط اینو بدونید که خیلی دوستون دارم و از همینجا کلی بغل براتون میفرستم، مرسی که آرامش رو بهم برگردوندید ای دستِ زیبای خدا، ای گوگولی مگولی ترین دست خدا برای رسوندن پیغاماتش، خیلیییییی عاشقتم استاد
شکیبا جان چه اتفاقاتی در سرگذشت هر کداممان افتاده .
من در طول دوران زندگیم با حادثه هابی روبه رو شدم که مرگم حتمی بود .
همین چند سال پیش در سانحه ای که مرده بودم بطور معجزه آسایی خداوند عمر دوباره را به من بخشید.نمیتوانم بگویم چقدررررررر آن روزها ناراحت بودم که چرا برگشتم چرا خدا منو نبرد پیش خودش .تمام آن سوالهای بی جواب تمام روح عزیز ورخم خورده ام را آزار میداد ومن از زخم های تنم ناراحت نبودم روحی رنجیده خاطر داشتم روحی که نیمه درونش را گم کرده بود و به دنبال حقیقت نگاه به هر سویی انداخت تا خدا وند جوابش را بدهد .
اااااااااه از آن روزی که عاشق بشوی اااااه از آن روزی که خدا را ببینی وبا او ملاقات کنی وبدانیم چرا آمده ای آمدنت بهر چه بود اصلااااا توکه هستی .ااااه از آن لحظاتی که فقط سجده میکنی واشک امانت نمیدهد تا نفس بکشی وگلویت از بغض فقط خدا را صدا میزند .
بارها مرده بودم زنده شدم زنده بودم مرده شدم .مرگهای پی در پی خویش را دیدم .این مثال بارز آیه های قرآن است آنکه میماند وانکه زنده میکند آنکه زنده میکند وانکه میمراند این آیه هارا که خواندم از هم وپاشیدم متلاشی شدم.
وقتی در تنهایی درونم بودم به من نوری را نشان داد. که نورهای دیگر را روشن میکند نورهای در تاریکی مانده مانند چراغی خود را دیدم فروزان که مشعلش تا بی نهایت میرفت .
آن روز شعله ای در درونم موج زد شعله ای بنام یکتا پرستی وگسترش توحید بخداوندی خدایم سوگنددددد منی که این الهامات را ذچدریافت مردم درونم زیر ورو شد همان روزهااااا انسانی از من ساخت ندارد میسازد که هیچ شباهتی به گذشته ندارد دورررردور همان قدر غریب وناشناس .
هنگام نوشته هایت فقط اشک ریختم و خواستم من هم از خود بگویم از خدا از برگشتنم واز رسالتم.
عالی بود سپاسگزارم شکیبا جان خواهر پاکدامن و زیبای من دوستت دارم چه حس غریبی بر تو دارم ای آشنا ?????
در پناه خدای عزیز وبلند مرتبه ام همیشه شاااد وسالم وخوشبخت وثروتمندباشید ?
طیبهی عزیزم،نازنینم، خواهر عزیزم چقدر پیامت پر از آگاهی و مهر و نشاط بود، همیشه عمیق توضیح میدی و من رو به فکر وامیداری، شعله یکتاپرستی رو خوب اومدی خواهر قشنگم?دقیقا یهو شعله میکشه در درون ادم و یهو چشماتو باز میکنی میبینی دنیا برات بهشت شده. خدایا شکرت?
ممنونم از شما اقای شجاعی عزیز، دوست هم فرکانسی و پر مهر من?انشالله هرجای جهان که هستید خوشبخت و سربلند و پیرووووز باشید و پر از مهر وو در صلح باشیددد، براتون بهترین ها رو ارزو میکنم?
سلام استاد جونم.استاد مهربونم?
استاد تولدت مبارک باشه..ان شاالله همیشه به لطف خدای رحمان سلامت باشین و ماهرسال تولدتون رو تبریک بگیم??
امروز این فایلتون برام عالی بود خداروهزار مرتبه شکر?
استاد جونم امسال سال تحول منه…امسال میخوام عمل کنم و درجهت رسیدن به خواسته هام عمل کنم و جهادی اکبر رو به یاری الله یکتایم شروع کنم…
امسال میخوام موحدتر باشم..میخوام ایمانم قوی تر باشه و فقط در جهت کشف قوانین قدم بردارم..
امسال میخوام شجاع تر باشم پا روی ترسام بزارم و میدونم و ایمان دارم که خدا کنارمه…خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم یا رب العالمین??
استاد جونم بازم تولدتو تبریک میگم چقدر این توپ توپیای باحالن سایت خیلی قشنگ شده??
???????????????????????????
🟣🟢 یقینــــــــــا زندگی از ذهنم شروع میشه… از همین ذهن هم شروع میکنه به رشد کردن
من این جمله بالا رو فقط “شنیده” بودم
امـــــا یه روزی رسید که باور کردم
با حواسی مثل چشم و گوشو اینا نـــــه…
هیجان زودگذر و لحظه ای هم نه…
و نه مثل اون ایمانی که قرآن گفت یهو میاد و مثل رعد و برق فقط یه ثانیه میدرخشه و تموم میشه…
□… که با یجور اتصال عمیق… آروم… و موندگار توی وجودم.
انگار چیزی که همیشه اونجا بوده و بالاخره روشن شده باشه .
اینکه همه اتفاقات زندگی م داره از افکار و باورهای خودم زاده میشه
یادم نیس دقیقا کی این اتفاق افتاد
این جور فهمیدنها معمولا تاریخ ندارن
مثل طلوع آفتاب نیس که بگی ساعت فلان
بیشتر شبیه سپیده دمه
اول فقط هوا یذره روشن میشه بعد کم کم میفهمی شب تموم شده
من مدت ها قبلش هم درباره “قانون” شنیده بودم
قانون جذب | خلق آگاهانه | ذهن | باور
همه این کلمه ها رو بلد بودم
🟦 اما فرق “بلد بودن” با “زیستن” زمین تا آسمونه
زندگیم زمانی عوض شد که دیگه فهمیدم
من تماشاگر این فیلم نیسم =>=> کارگردانشم
□ صبح هایی که قبل از بیدار شدن زندگی رو خلق میکنیم
الان بیشتر صبح ها
قبل از اینکه گوشی رو بردارم
قبل از اینکه اخبار پیامها یا صدای دنیا بریزه توی سرم
چند دقیقه چشمامو میبندم
هر کی ندونه فکرمیکنه دارم از این دعاهای حفظی میخونم..
یا فکرمیکنه دارم از این تکرارجمله های قشنگ رو زمزمه میکنم.
نــــــــــه ؛ من دارم زندگیم رو طراحی میکنم و میکشم
دقیقا عین یه نقاشی 🪶 البته نه با جزئیات خیلی وسواسی؛؛؛ با احساساتم .
حس آرامش ِ راه رفتن توی مسیری که دوستش دارم
حس سبکی پولی که با احترام وارد زندگیم میشه
حس رابطه هایی که نفس میکشن نه خفه م میکنن
حس اینکه عجله ندارم
و چیزی ازم عقب نیس
حس اینکه درهرجای دنیا ک ِ دارم قدم میزنم آزادیِ رشد دهنده و البته امنیت منو احاطه کرده.
حس اینکه هرجای دنیا که هستم مثل همین الان برای ثروتسازی آزادی زمانی و مکانی دارم .
بعدش
بلند میشم و همون نقاشی رو زندگی میکنم
نه اینکه همه چیز همیشه دقیقا همون بشه
نــــــــــه ؛ امـــــا جهـــــت عوض شده =>=> و این همه چیزه
□ بزرگترین سپاسگزاری من
اگه ازم بپرسن بزرگترین شکرگزاری هر روزت چیه
نمیگم سلامتی ، نمیگم روزی ، اول میگم آرامش. امابعدش سریع میگم خدا منو به قانون خودش آگاه کرد و داره کمک م میکنه توشون عمیق تر بشم
به این فهم رسوندم که دنیا بی حساب و کتاب نیس
که اتفاقها تصادفی نـــــیستن
که من قربانی نـــــیسم .
این هدایت اتفاق کوچیکی نبود ؛ یه تغییر زاویه دید بود
از نگاه “چه بلایی سرم اومد؟” =>> به نگاه “من چی کاشتم؟”
و این نگاه مسئولیت میاره آزادی هم میاره هر دو باهم
□ علم هم آروم آروم داشت همینو میگفت
جالبه که سالها بعد فهمیدم علم هم با زبان خودش داره به همون نقطه میرسه ، مثلا در روانشناسی شناختی تحقیقات نشون داده که “باورهای هسته ای وعمیق ما” روی تصمیمها رفتارها و حتی تفسیر ما از رویدادها اثر مستقیم دارن.
در گزارشهایی که انجمن روانشناسی آمریکا منتشرکردن بارها تاکید شده که افرادی با “باور کنترل درونی” ،،، یعنی کسانی که معتقدن زندگی شون نتیجه انتخابها و باورهای خودشون هست ===>> سطح رضایت سلامت روان وحتی موفقیت شغلی بالاتری دارن .
یا در علوم اعصاب ، بحث “نوروپلاستیسیتی” ، که میگه مغز ما با تکرار افکار واقعا ساختارش رو تغییر میده
🟨 یعنی اینا فقط حــــــــــرف قشنـــــگ مشنـــــگ نـــــیس
ذهن داره مسیر زندگی رو عینا میسازه
حقیقت ِ اول و آخر دنیا.
□ اما یه چیزو دیر فهمیدم □
اینکه رسیدن به این نقطه سیر تکامل میخواد*
اوایل فکر میکردم ، حالا که قانون رو فهمیدم
همه چیز باید سریع درست بشه
○○
اگه نمیشد ، یعنی دارم اشتباه میکنم
یعنی باورم ضعیفه ، یعنی عقب افتادم
○○
همین عجله،،، همین فشار “زود نتیجه بگیر” ،×××حالمو بد میکرد×××
تا یروز وسط پیاده روی ، یه جمله ساده اومد توی ذهنم
“تو داری بذر میکاری نه اینکه درو کنی”
همون وسط جنگل و کوه قشنگ فهمیدم که
هر مهارتی | هر تغییری | هر نتیجه ای ==>> روند داره
# هشتگ التماس_تفکر ‼️
و من حـــــق نـــــدارم با
● عجله
● با قضاوت
● با ناامیدی
■ احساس خوبمو خراب کنم . این هم شرک هست، هم کفران نعمتِ آرامش .
□ تمرین اصلی من چی شد؟
اینکه زیبایی ها رو ببینم ؛ بی معرفتی شدیدِ به حضرت عشق اگه این کار نشه بستر همه افکار و تصمیمات ِ روزمره مون .
محسن هـــــروقت کاری کنه یا تصمیمی بگیره کــــــــــه ضمیمه اون ، تعمّق و غرق شدن در زیبایی های خداوند نباشه… وقتی به خودش میاد… مثل ابر بهار گریه میکنه . میگه خوشگلِ من ، باهیبتِ من ، مهربون ِ من ، پایه و کسی که میتونم همه جا روش حساب کنم ، فارغ از زمان و مکان و همیشه همراه و همدل من…. شرمنده :'( ببخشین :'( حواسم نبود . خداجون از دستم در رفت…. مگه میشه تو جایی باشی و اونجا سرتاسر ، صفر تا صد زیبایی نباشه ؟‼️ نه زیبایی سر و صورتی که ِ تهش با هوش مصنوعی میسازنا…. نه زیبایی که ته ِ تهش تا 60 سال دوام بیاره ها…. زیبایی که هروقت یادش میفتم… فقط باید برم توی یه تنهایی یا توی یه تاریکی که کسی نبینه… یا مثل الان دی ماه ِ زیبا باشه و زیر بارون یه جوری برقصی و گریه کنی که اشک و دونه های بارون از هم تشخیص داده نشن. یه اشک شوقی که بهش میگن قـــــره العـــــین .
خدا خودش میدونه که سخت ترین کارنوشتنشه . اصلا جا نمیگیره در قالب کلمات .
نه از سر توهّم ،، نه با انکار واقعیت ==>> آگاهانه باید زیبایی ها رو دید.
● اینکه وقتی چیزی طبق خواسته م پیش نمیره
بپرسم : این کجای مسیر منه؟
●اینکه بجای جنگیدن با لحظه ، باهاش هماهنگ بشم
● و هر بار که ذهنم میخواست ، منو از مسیر بندازه بیرون
یادآوری کنم =>> من انتخاب کردم آگاهانه خلق کنم
□ و آخرش… “سپردن”
یه جایی… بعد از همه فکر کردن ها ؛ بعد از همه تصویرسازی ها ؛ بعد از همه تلاشها
میرسه به یه نقطه عمیق = سپـــــردن
همون چیزی که قرآن با یه جمله کوتاه ، اما لرزاننده میگه
“و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد”
من کارمو به خدا میسپارم ، چون خدا به بندگان بیناست
این یعنی
من مسئول ذهنم هستم
اما نتیجه نهایی
در دستان حکمت اوست
و این ترکیب برنده :
آرامش میاره | قدرت میاره | رهایی میاره
~~~~~ ○ ~~~~~
من هنوز در راهم ، هنوز دارم یاد میگیرم
هنوز گاهی میلغزم
اما دیگه نمیترسم ، چون میدونم
زندگی از ذهنم شروع میشه و با اعتماد ادامه پیدا میکنه
و اگه یروزی ، وسط شلوغی ها
وسط شک ها ، وسط سختی ها
یادت رفت چی گفتی و چی فهمیدی
🟣 بزودی به یاد خواهی آورد
شاید همون لحظه ای که دلت خسته تر از همیشه ست
شاید وقتی حس میکنی دیگه هیچ پناهی نمونده
یا وقتی میبینی همه راهها به بن بست رسیده
امــــــــــا همینجا میفهمی که بعضی کلمه ها
بیشتر از اینکه خونده بشن ؛ باید حس بشن
اینجاست که میرسی به فراز 59 دعای جوشن کبیر
فرازی که بیشتر از اینکه فقط یه لیست از اسمها و صفتهای خدای عاشق باشه
یه دعوتنامه برای حضور عمیق هست
وقتی این فراز رو میخونی
● انگار خدا رو میبینی در جایگاه پناه مطلق بی پناهان 🩵
● در جایگاه کسی که نیاز اونایی رو میفهمه که دیگه هیچکس جز خودش رو ندارن :'((((
تو این دعا فقط درخواست کمک نیس
که با صفتهایی روبرو میشی
که قراره جاهای خالی درون انسان رو پر کنن 🫂
اونجایی که هیچ دوستی نیس
اونجایی که هیچ مرهمی نیس
اونجایی که هیچ امیدی نیس
🟣 اونجا حضورش رو به یاد خواهی آورد
و میفهمی همه این خلأها رو فقط
خود ِ خود ِ خــــــــــود ِ خدای مهربون پُر میکنه
نه هیچ پناه دیگه ای .
این فراز همیشه بهم یادآوری میکنه
که توی عمیق ترین تنهایی ها و بی پناهی ها ………
اونکه دوست بی همتاست | یا انیس من لا انیس له
اونکه شفا و امید مطلق میده
و اونکه رفیق بی رفیقها میشه | یا رفیق من لا رفیق له
همون کسیه که وجود ما بهش وابسته شده
و جز اون
هیچکس سنگینی هستی ما رو تاب نمیاره
این یه حضور واقعی ِ عمیقه
نه فقط چندتا کلمه قشنگ
حضوری که باید توی دل آدم جستجوگر
به حس تبدیل بشه
حس پناه مطلق ……..
حس رفیقِ همیشگی
و حس همراهی
که هیچـــــوقت تنهامون نــــــــــمیذاره :'( 🫂 🩷️
~~~~~~□~~~~□~~~~~~
🪶 محسن
کسی که زندگیش رو
اول در ذهنش
و بعد در واقعیت
خلق میکنه
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
محسن جانِ عزیزم رفیق غار حرا سلام امیدوارم حال دلت عالی باشه از اون عالی هایی که وصله خدا میشی و این کلمات ارزشمند رو کنار هم تاب میدی .
تازگی ها حال دلم یه جوری شده یه حس سبکی دارم حس رهایی مثل پَر سبک شدن ، انگار خدا همه رو کنار زده تا به من رسیدگی کنه جواب منو بده منو بزرگ کنه .. مثل همین 6 ماه پیش که من همه کار زندگیمو ول کرده بودم تا بزرگمهر حرف زدن یاد بگیره با این تفاوت که من هر چی زور زدم نتونستم! گفتم خدایا من تسلیمم من بلد نیستم من نمی دونم اصلا نمی تونم اما تو دانایی توانایی هم می دونی هم می تونی و بعد از رها کردن من یه روز وقتی بزرگمهر صدا زدم بهم گفت : بله مامان عاطی !! و من زیباترین بله مامان عاطی زندگیمو شنیدم غرق خوشبختی شدم غرق نورِ خدا …
محسن جان کلمه به کلمه حرفات واسه من بود کلمه به کلمه ش رو با قلبم خوندم ، ازت ممنونم که می نویسی نوشته هات از دل میاد و به دل می شینه از سمت خدا میاد و به قلب و جانم که جایگاه خداست می شینه :))
بمونی برامون رفیق بهشتی .
عاطفه جان رفیق خوبم سلام . چه حال قشنگی رو باکلماتت آوردی… نمیدونم چرا وچطور…! اما گرما و حال ِ خوب خونه ت رو تا اینجا حس کردم و یه لحظه غبطه خوردم … ذهنم یهو رفت به 25 ، 30 سال ِ پیش . حس میکنم خداخودش نشسته وسط جمله ها ولبخند میزنه.
اون مثال بزرگمهر و “بله مامان عاطی” گفتنش… بغض پیچید توی گلوم ؛ گمونم همون لحظه نابی هست ک ِ آدم میفهمه رها کردن، باختن نیس، سپردنه… ؛ خدای عاشق ، اینجورموقع ها معجزه هاش رو هویدا میکنه .
بنظرم این رهایی که میگی، نشونه ی اینه که دیگه بار اضافه رو زمین گذاشتی واجازه دادی خداجون کارش رو بکنه. بقول استاد : ” به خدا اجازه دادی” .
خوشحالم که نوشته هام به دلت نشسته، چون حقیقتش اینه من فقط مینویسم، اما نشوندن و اثر دادن کارخودشه. خود ِ مهربون ِ مهربون ش. خود پشتیبانش… خدایا شکرت
یه چیزی بگم ؟ نمیدونم این دلنوشته ت کدوم خلاء درونی من رو پیدا کرد و رفت اونجا جاخوش کرد… نمیدونم اون لحظه ای که نوشتی چه فرکانسی روباهاش برام هدیه آوردی… عاطفه جان خواهر گلم ، نه میدونم کدوم شهرزندگی میکنی نه میدونم روز و شبا به چه کاری مشغولی …اصلا چیز خاصی هم ننوشتیا ، میدونم!! امّا یهو دلم خواست بگم بهت : اونقدر گرمای و حال خوبی از زندگی و خونه ت چسبوندی به این دلنوشته ت (شاید ناخودآگاه)، که دوست دارم بگم کاش همسایه تون بودم. از اون همسایه قدیمی های هم’سفره و همدل.
دعامیکنم همیشه همینجورتوی آغوش امنش بمونی، با دلی سبک، با نوری زنده.
بمونی و بتابی رفیق بهشتی من .
سلام اشک تو چشامه و مینویسم
عاطفه جان ببوسش بزرگمهر که معنی سپردنی که محسن جان گفت را بهمون فهموند
چچققددددرر حال خوبی داشت کامنتت
اصلا به قول محسن خود خدا میدونه نمیشه با کلمات حس را بیان کرد
منم میخوام بشم همسایه دوتا فرشته محسن و عاطفه
خذایا شکرت بابت هدایت امشبت بابت بودن این خانواده بابت این نشونه ها
دوستون دارم در پناه خدا
چه کردی آقا محسن با این کلماتت به دل ما
قشنگ خود خدا از زبون شما همه چیزایی که من باید امروز از نشانه ام میفهمیدم و بهم خیلی اصولی گفتش
امروز بی تابانه و درمانده نشانمو طلب کردم
چقد این فایل برای امروز من بود چند بار فایلو دیدم ….زیرو رو شد حالم واقعا
اینجایی که الان من هستم کمتر از دوساعته سال جدید شروع شده
اما ….امان از این کامنتی که شما نوشتی
خیلی سپاسگزارم که این تجربه
با ارزش و الهی رو با ما هم شریک شدین
سیوش میکنم هر روز باید این حرفا رو به خودم یاد آوری کنم تا منم به این درک برسم تا بشم کارگردان فیلم خودم
در پناه حضرت حق سلامت باشید
فائزه عزیز سلام. سال جدید مبارکت باشه . واقعا از ته دل ممنونم بابت این پیام پر ازحس وآگاهی ت. خودت نمیدونی خوندن این کلماتت چقدر دلم رو آروم کرد.
من فقط نوشتم؛ این خود تو بودی که آماده دریافت بودی،
وقتی دل آماده باشه ==>> خدا از هر زبونی ک ِ بخواد حرفش رو میزنه.
اینکه توی لحظه بی تابی وطلب نشانه ، این همزمانی برات اتفاق افتاده => توی مسیر درستی یعنی هدایت فعاله.
اینحال زیر و رو شدن… نشونه فهم عمیقته عزیزم، نشونه اینه که داری کم کم کارگردانی فیلم زندگیت رو بدست میگیری =>> با آگاهی و رهایی.
منم از خـــــداممنونم
ک ِ این تجربه الهی
بین ماجاری شد.
الهی هر روز نشانه هات شفافتر، دلت مطمئنتر وقدم هات استوارتر باشه.
در پناه خدای مهربــــــــــون ِ مهربون،
با دل آروم و ایمان زنده
درود بر داداشی که منو متحیر کرد
فقط بنویس همین رو میتونم بگم
میبوسمت
چقدر زیبا
چقدر اگاهانه با منابع عالی ….
اصلا …تمام 2بار 3بار خوندم کامنتت
پروفایل و نحوه اشنایی و….. ات دیدم لذت بردم
موفق باشی ععاالللیییییی واقعا ذوق زده شدم
دمت گگرررمممم
سلام سجاد جان
دلم گرم شد با کامنتت. از اون پیامایی بود ک ِ آدم میخونه، یه لحظه وایمیسته، نفس میکشه و لبخند میاد رو لبش. اینکه چندبار خوندی وباهاش حال کردی==>> کار راه خودشو رفته. الهی شکر ؛ الهی شکر .
مرسی از این همه انرژی خوب، دقت، وحال قشنگی که منتقل کردی. همینا آدمو بیشتر سرپا نگه میداره.
دمت گرم رفیق، پرنور باشی و پر رزق .
با سلام
سپاس از کامنت زیبا و تأثیر گذار شما
واقعا لذت بردم و یکبار دیگه قانون برام یادآوری شد
مرسی از جملات زیبا و قشنگت
من هم خیلی جاها عجله دارم از این که اتفاق های خوب سریع بیفته، غافل از اینکه قانون تکامل باید طی بشه تا تجربم بیشتر بشه، تا ایمانم به خدای یکتا بیشتر بشه
و چقدر زیباست در مسیر قانون خداوند گام برداشتن
آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای شما دوست عزیز!
سلام داود جان .
من هرکی رو که میبینم فامیلیش “رستمی” هست، اولین چیزی که توی دلم ازش میپرسم وخیلی کم پیش میاد به زبون بیارم، اینه که میگم: خدایاایشون اهل نورآباد استان فارس هست؟؟؟ اونجا یه منطقه اصیل وتاریخی داره به اسم “رستم” و بیشترآدمهای اون ناحیه فامیلیشون رستمی ِ . چون هر وقت رفتم، فصل هایی بوده که آب وهواش خیلی دلنشین بوده و توی سالهای دور چندباری اونجا رفته بودم. کوه های عجیب غریب زیبا و اسرارآمیزی داره ، جاهای قشنگی داره ومردمش به شدت خونگرم و دوست داشتنی هستن.
●
رفیق کاملا درکت میکنم… این عجله رو خیلی هامون تجربه میکنیم، مخصوصا وقتی مزه امید وایمان رو چشیدیم و دلمون میخواد ثمره ش زودتر دیده بشه. اماهمین که به این آگاهی رسیدی ک ِ قانون تکامل باید طی بشه، یعنی شما خودت چند پله جلوتر رفتی. مسیرخـــــدا عجله نداره، ولی دقیق و مهربونه؛ هرقدمش تجربه میده، هر مکث ش ایمان رو ریشه دارتر میکنه.
بنظرم قشنگه وقتی آدم آگاهانه تصمیم میگیره تو همین مسیر قدم بزنه و به رشدش اعتماد کنه، نه فقط دنبال نتیجه باشه…
حال دلت عالی و سرشار از برکتهای الهی.
به نام خدایی که همه خواسته های ما رو میدونه واگه باذهنمون مانع ازاجابت خواسته هامون نشیم،تمام خواسته های مارو برآورده میکنه
سلام استادعزیزم
بی نهایت سپاسگزارم که ازآن سوی جهان عشق ومحبت بی پایانتان را نصیب مامیکنیدومارادرآگاهی های ناب خودتان شریک میکنید،هرچندکه درجهان فرکانسی فاصله هابی معنی است ولی خوشحالم که استادی دارم که درهرکجای این کره خاکی که باشدقلبش می تپدبرای موفقیت وسربلندی انسان هایی که قدم در جای پای اوگذاشته اند
این فایل شماهدیه ای بودازطرف خداوند برای استقامت وپایداری من
بیست ویک روزقبل تصمیم گرفتم یکسری عادت هاورفتارهای غلطی که به شخصیت وباورهای من لطمه میزنندراکنار بگذارم وامروزروز بیست ویکم است که من چشم چرانی ونگاه به نامحرم،بحث کردن وسعی درقانع کردن دیگران،معاشرت باافرادیکه بامن در یک فرکانس نیستند،پرخوری وبسیاری ازعادت های غلط دیگه که انجام دادنشون لبیک من به دستورات شیطان بودرااز زندگی ووجودم پاکسازی کنم ویک انسان جدیدی ازخودم بسازم
وازآنجائیکه خودشماهم بارهاتاکیدکرده ایدکه یک عادت ویارفتاراگربیست ویک روزتکرارشود دروجودمان نهادینه میشود بنابراین بسیارخوشحال وسپاسگزارم که بالاخره بعدازمدت هاسعی وخطاکردن توانستم خودم رابه روز بیست ویکم برسانم وپرچم پیروزی رابرفرازقله های موفقیت نصب کنم
من به پیشنهادشمامیخوام امسال خودم را سال:تحقق رویاهای من نامگذاری کنم
رویای آزادی زمانی ومکانی
رویای استقلال مالی
رویای درک روابط عاشقانه
رویای الگوواقع شدن به انسان ها
وبه رویاهام خیلی اعتماددارم چون اون ها بهتر ازمن راه وبلدن
تولدتون وبهتون صمیمانه تبریک عرض میکنم وازخداوندسپاسگزارم که شمارا به این جهان مادی رهنمون کردتاازطریق شماپیام های خودش روبه گوش وقلب ماجاری کنه
من ایمان دارم امسال سال تحول زندگی تمام ماعباسمنشی هاخواهدبودوبه شکرانه وجودشماخواهیم توانست بانتایج مان سپاسگزارلطف ومحبت های شماباشیم
خدارو بی نهایت سپاسگزارم که منو دراین راه سراسرزیبایی وعشق وثروت وسعادت قراردادتاخوب زندگی کنم وبستر مناسبی برای خوب زندگی کردن انسان ها فراهم کنم
دوستدارشماعلیرضابهرامی
چقدر حس خوبی پیدا کردم با خوندن پیام شما
چقدر متعهد و با اراده
بهتون تبریک میگم و از خدای خوبم میخوام بمن هم کمک کنه همینقدر با اراده باشم
ممنون دوست خوبم
سلااااااام استاد قشنگم. همین اول کار بگم چقدر این جمله درسته: شاید خیلیا که این فایل رو گوش میدن الان متوجه نشن و ۶ ماه بعد که دوباره گوش بدن بفهمن….
و من مصداق این جمله هستم. اولین بار که این فایل رو گوش دادم ۳ ماه پیش بود و الان چقدر نکته مهمممممممممممم ازش یاد گرفتم.
هر بار آگاهی جدید
جملات جدید
نکات جدید
چقدر این نکته فرکانس ها و مدارها جالبه!!!
هر بار که مطلبی رو میشنوی در اون سطح فرکانسی که هستی ازش یاد میگیری
خب بریم سراغ این فایل ۲۰ دقیقه ای که آگاهی هاش اندازه ۱۰ ساعته!!! شایدم بیشتر :)
تلاش فیزیکی تا وقتی که باورهات اشتباهن هیچ تاثیری نداره هیچ، وضعیت رو بدتر میکنه. وقتی میگین چقدر کار فیزیکی میکردین اما با همون ذهن قبلی بودین اوضاع تغییری نمیکرد. ولی وقتی باورهاتونو تغییر دادین با تلاش خیلی خیلی کمتر به نتایجی رسیدید که الان از خیلیها در حوزه کاری خودتون در دنیا جلو هستین….
باور باور باور باور …….. همه چیزه
و تلاش فیزیکی فقط اونجایی مهمه که باورت رو تغییر میدی و بهت گفته میشه چکار کنی…. وقتی نگاهتون رو عوض کردین به پول
معنویت
خداوند
جهان
و قوانین ثابت جهان
وقتی پاشنه های آشیل تون رو پیدا کردین و باورهاتونو تغییر دادین….
و چقدر عزت نفس مهمه در این مسیر….
و چقدر ما خوشبختیم که شما مسیرهایی رو که طی کردین و جواب گرفتین رو راحت به ما میگین و ما دیگه وقت مون رو تمرکزی میزاریم برای رشد و رسیدن به اهدافمون….. چه نعمتی ازین بالاتر؟؟؟؟
چون همه ما به یک اندازه به نعمت ها دسترسی داریم اما همین راه رو بلد نیستیم. و شما دارین توو دوره هاتون راه رو نشون ما میدید…….. میدونم که فرکانسم و باورهام در زمان مناسب به جایی میرسه که منم از دوره هاتون استفاده کنم ولی همین فایل های رایگان فوق العاده هستن حالا ببین دوره ها دیگه چیه اند :)
این جمله چقدر آرامش میده: هیچ عامل بیرونی نیست که اتفاقات زندگی مارو میسازه…..
کافیه نگاهمون رو عوض کنیم
باور مناسب ایجاد کنیم
متهعد باشیم
ووووووووووووو ادامه بدیم
استاد چی بگم؟؟؟ من چی میتونم بگم؟؟؟؟ این یعنی همه چیز!!!!! چقدر این فایل های رایگان عالی هستن
هر روز که بیشتر گوششون میکنم میفهمم مریم جون چی میکفت که چقدر این فایلا عالی هستن
چه آگاهی های عالی و ارزشمندییییییییییییییییییی توو این فایلا هستن با اینکه رایگانن اما میلیون ها می ارزه میلیون ها……..
و کنترل ذهن تمرین میخاد و دوباره یادآوری این قانون قشنگ: تکامل!!! پیشرفت تدریجی
چقدر تاثیر گذاشت روی من اون قسمتی که گفتین میرفتین کوه و ۲۰ روز تنهایی فقط فکر میکردین
خدای من بخام آگاهی های این فایل رو بنویسم باید کتاب بشه!!!!!!
ما رو همیشه به فکر کردن تشویق میکنین و الان میگید که خودتون چقدر این کارو کردین!!!!!! فکر کردین مراقبه کردین و مشاهده گر بودین به افکار و نجواهای ذهن تون
خدای من همین یه آگاهی یعنی همه چیز!!!!!!!!!!!
منم تصمیم گرفتم از امروز صیح هفته ای یه بار برم طبیعت و بفکر کنم به خودم افکارم نجواهام جذب هام و پیشرفتم
به جاهایی که خدا هدایتم کرد و چه مسائل پیچیده ای که من میگفتم حل نمیشه آخه چجوری ولی حل شدن و چقدر راحت و منطقی حل شدن!!!!!
و باااااااااااازم یه پاشنه آشیل دیگه من که آخر فایل بهش اشاره کردین: تمرکز لیزری روی پاشنه آشیل!!!!!!!!! در یک سال
و یکی از مشکلات من که جذب خواسته های مهم و اساسی زندگیم رو تجربه نکردم هنوز بخاطر همینه که تمرکز لیرزی نداشتم روی اون خواسته!!
و من امسال رو نامگذاری کردم به سال موفقیت مالی من!!!!!!!
سپاسگزاریم و خدارو شکر میکنم برای این فایل
تعهد میدم که ۵۰ بار این فایل رو گوش کنم در فواصل زمانی و مدار آگاهیمو طی کنم…
سپاسگزارم از خداوند برای آگاهی هایی که در این فایل از طریق شما به من داد
سپاسگزارم از شما و مریم جون
سلام به بچه های عباسمنشی و استاد قشنگم
و در ادامه خوندن کامنت های سال گذشته ام و بررسی تکاملی که طی کردم امروز به این فایل رسیدم و بعد از دوباره گوش دادنش چقدر خوشحال شدم و از خودم راضی!
من تصمیم گرفتم اون فایلایی رو که به تمرینای استاد عمل کردم توی یه پوشه عمل شده بریزم و ببینم چقدر اهل عمل شدم و چقدر فقط مثه مسکن به فایلای استاد نگاه کردم
چون بهم ثابت شده که عمل مهمه نه فقط حرف زدن و افزایش آگاهی
خوشحالم چون به فایلی رسیدم که فروردین ماه دوباره گوشش کردم و پاشنه آشیلم رو پیدا کردم و اسم امسالم (سال 1400) رو سال سلامتی و ثروت گذاشتم چون وااااااقعا در این دو مورد اوضاع خراب بود
الان که 9 ماه از ابتدای سال میگذره به سلامتی رسیدم که در پوست خودم نمی گنجم و برای ادامه سال تا عید برنامه دارم که سلامتیم رو کامل کنم مثلا موهام رو و پوستم رو بهبود ببخشم و بینایی چشمم رو کامل کنم و …
جدایی از اینها به چنان عزت نفسی رسیدم که (می شود!) باعث شده در مسیر تغییر باورهام و در هنگام برخورد با تضادها مطمئن تر عمل میکنم و با اطمینان قلبی به خودم و توااناییم و این موضوع مهم که هیچ چیزی اون بیرون نیس و همه چیز در درون منه قدم بر میدارم
اگر با بیماری کوچکی مواجه میشم (چون خواسته من سلامتی کامل هست و با تضادهایی مواجه میشم و مشکلاتی که هر چند کوچک هستن اما پدیدار میشن تا من اونارو ببینم و باورهای محدودکننده ای که باعث بوجود اومدنشون شده از بین ببرم. خیلی هیجان انگیزه نه؟) زود میگم اونا رو خودم خوب کردم اینم میتونم
این که چیزی نیس
این خودش یعنی موفقیت
یعنی پیروزی
و این جمله: “میدونم که فرکانسم و باورهام در زمان مناسب به جایی میرسه که منم از دوره هاتون استفاده کنم ولی همین فایل های رایگان فوق العاده هستن حالا ببین دوره ها دیگه چیه اند :)”
خیلی وقتی به این بخش از کامنتم در سال گذشته رسیدم لذت بردم و ذوق خودمو کردم چون تونستم تیرماه 1400 یعنی حدود 7 ماه بعد از این کامنت قدم اول رو بخرم :)
و این جمله: “منم تصمیم گرفتم از امروز صیح هفته ای یه بار برم طبیعت و بفکر کنم به خودم افکارم نجواهام جذب هام و پیشرفتم. به جاهایی که خدا هدایتم کرد و چه مسائل پیچیده ای که من میگفتم حل نمیشه آخه چجوری ولی حل شدن و چقدر راحت و منطقی حل شدن!!!!!”
خوشحالم که حالا یعنی از اول سال تا الان هر روز میرم پیاده روی و موقع پیاده روی با خودم حرف میزنم درباره باورها
چقدر باور رو توو همین پیاده روی هام و در طبیعت برای خودم منطقی کردم
پاشنه آشیل هامو پیدا کردم
چقدر نشستم زیر درخت و بلند بلند با خودم حرف زدم
خدایا شکرت که به حرفای استادم گوش دادم و خودم نتیجه گرفتم. بله وقتی به حرفای استادت گوش بدی خودت نتیجه اش رو میبینی و خودت لذت میبری
و این جمله: “و باااااااااااازم یه پاشنه آشیل دیگه من که آخر فایل بهش اشاره کردین: تمرکز لیزری روی پاشنه آشیل!!!!!!!!! در یک سال. و یکی از مشکلات من که جذب خواسته های مهم و اساسی زندگیم رو تجربه نکردم هنوز بخاطر همینه که تمرکز لیرزی نداشتم روی اون خواسته!!”
خوشحالم که الان دیگه این مشکل رو ندارم و تمرکز میزارم روی یه موضوع و میرم جلو تا بدستش بیارم و باورم رو تغییر بدم
با همین روش و تمرکز تونستم سلامتیم رو بدست بیارم و بیماریام رو که اگه اینجا اسماشو بخام بیارم همه تعجب میکنن یعنی یه دختر جوان این همه بیماری داشته؟ خوب کردم
و این جمله: “تعهد میدم که ۵۰ بار این فایل رو گوش کنم در فواصل زمانی و مدار آگاهیمو طی کنم…”
و دارم به این تعهد هر چند وقت یه بار عمل میکنم تا در مدارهای بالاتر این فایلهارو گوش کنم
از خودم ممنونم برای ادامه این مسیر سرسبز
از خودم که پای خودم وایسادم تا آخرش
و استاد قشنگم برای مفاهیم عمیقی که به من یاد داد
دوستون دارم…
سلام استاد عزیزم. تولدت مبارک. تولد ابر مردی که خودش رو تغییر داد و رسالتی که دیگران هم تغییر کنند. تولد مردی که توانست تا دیگران هم بفهمند که آنها نیز میتوانند. تولد مردی که رسید به کجا؟! به تمام آرزوهایش.. تا فریاد زند که شما هم می رسید. تولد مردی که سیر سلوک کرد تا بگوید برای رسیدن به سالک بینهایت راه هست. تولد مردی که خواست و اراده کرد و حالا از بهترین هاست.
مرد تولدت مبارک..
انشاءالله در همه حال برقرار باشی و رسالتت را به سرانجام برسانی.
استاد جااااان قربونتون بشم
تولدتون مبارک باشه
این تنها باریه که من با چشمی پر از اشک تولد کسی رو تبریک میگم
استاد خوبم ازت ممنونم که تلاش کردی
ازت ممنونم که ساعتها مطالعه کردی
ازت ممنونم که سختیارو به جون خریدی
ازت ممنونم که تمام تلاشتو کردیی و بنده ی خوب خدا شدی
ازت ممنونم که کلام خدا شدی برای من
استادخوبم
پدر مهربون من
تولد شمارو تبریک میگم .تبریک میگم ای بزرگ مرد که خوب زندگی کردی و خوب زیستن را نشان من دادی ، تبریک میگم که باعث تولد من و هزاران نفر دیگر شدی .تبریک میگویم که باعث شدی بعد از بیست و چند سال زندگی تازه متولد شوم . و معنی زندگی را درک کنم .
مسیر بهشت رو نشونم دادید
مسیر عشق و محبت و احترام و شادی و سلامتی رو نشونم دادید
درست زندگی کردن و قضاوت نکردن و غیبت نکردن و دروغ نگفتن و خبرای منفی رو دنبال نکردن و غذای فاسد به روح ندادن و ذهنو کنترل کردن و متعهد بودنو یادم دادید
اینکه انسان قوی باشم
اینکه تضادای زندگیمو خیر ببینم و پله ی موفقیت و کی میتونست این نگاه رو به من بده ؟؟؟ کی میتونه با دیدن مشکلاتش خوشحال بشه و اونو پله های موفقیتش ببینه و از دل همون تضاد ها رشد کنه و بدرخشه ؟
استاد خوبم اینارو از شما یاد گرفتم
یادگرفتم انسان خوبی باشم
یادگرفتم بنده ی خوب پروردگارم باشم
شکرگزاری رو یادم دادید
احساس لیاقت و ارزشمندی رو یادم دادید
اینکه سلول به سلول تنمو دوست داشته باشم
اعتماد به نفس بهم دادید که تصمیم بگیرم و از بی هدفی و سر درگمی در بیام
اینکه عمل کنم و قدم بردارم و ترسی نداشته باشم برای هر قدی که بر میدارم
اینکه از فردای خودم نترسم
کی اینارو یادم داد ؟؟؟
استاد خوبم من هیچ هدفی نداشتم
اولین هدفم که باعث شد ارامش پیدا کنم و هدفامو شناسایی کنم این بود که تصمیم گرفتم شاگرد برتر شما باشم
و تلاش کردم و میکنم و نتایج خیلی خیلی بزرگم به گوشتون قطعا میرسه
آموزه های شما منو با خودم و خدای خودم آشتی داد و به تمام خواسته هام رسیدم
و مهم ترینش آرامشه
استادخوبم
امسال برای من سال تحوله
تحول در رفتار
تحول در اخلاق
تحول در سلامتی
تحول در آمادگی جسمانیم
تحول در کسب و کارم
تحول در تحصیلم
هدف امسال من
زاییده شدن از ذهن
ثابت قدم ماندن در این مسیر
خوشحال کردن بی حد و اندازه ی استادم
یادگیری و تقویت زبان های خارجه
و مهاجرت به کشوری که دوست دارم.
هدیه ی تولد من به شما
نتایج بزرگی است که کسب کردم و کسب میکنم و کسب خواهم کرد …
سلام دوست هم فرکانسی و متعهد عزیز
اونجاش که گفته بودین :
استاد خوبم ازت ممنونم که تلاش کردی
ازت ممنونم که ساعتها مطالعه کردی
ازت ممنونم که سختیارو به جون خریدی
ازت ممنونم که تمام تلاشتو کردیی و بنده ی خوب خدا شدی
ازت ممنونم که کلام خدا شدی برای من
داشتم برای اولین بار از خوندن یک دیدگاه اشکام سرازیر میشد
واقعا به اهدافت رسیدی و شاگرد برتر استاد شدی
عادله عزیز
قبلا از دیدگاه هاتون خونده بودم که از فایل های رایگان شروع کردید و کلی ازشون نتیجه وارد زندگیتون شد
اون موقعی که اون دیدگاهتون رو خوندم ازتون الگو گرفتم
و فهمیدم واقعا نمیشه روی فایلای رایگان قیمت گذاشت
عادله جان
لطفا بیشتر نتایج و دیدگاه بنویس هم فرکانسی عزیز
خیلی امروز خوشحالم کردی
چون یادم اومد همه سختی هارو باید به جون بخرم و ازشون نترسم چون پله های ترقی هستن و با حل اون مشکلات قوی تر میشیم
عادله عزیز
دیدگاهتون خیلی بهم آرامش داد از خدای منّان براتون آرامش و ثروت ارزو دارم
پارسای عزیز من
وقتی کامنتتو خوندم یه حسی بهم گفت احسنت عادله ، که به الهاماتت گوش میدی به حس درونت گوش میدی و هر زمان به من گفته میشه بنویس مینویسم و نتیجه میده و نوشته هام برای یه نفرم مفید باشه یعنی من راه درستی رفتم یعنی آفرین به من که به احساسم گوش دادم ، دقیقا نمیدونم چقدر زمان میگذره از گذاشتن این کامنتم فقط میدونم که نتیجه هام از اون روز تا الان فرقشو بخوام بگم زمین تا آسمونه ، تو پروفایلم برای محمد جواد عزیز که ایشونم مثل شما تو سن کم هدایت شدن به این مسیر ، نوشتم که چقدر نتیجه دیدم .
که مهم ترینش مهم ترینش بعد از آرامش و سلامتی و کسب پول ، شرکت تو دوره ی دوازده قدم هستش که برای من که شاگرد استادم داشتن محصولاتش رویا بود ، و هر قدم خداوند منو جوری هل میده که تا چند روز اشک باید التیام بده قلبمو که میگم خدای من چطوری هلم میدی به این مسیر ؟ خودت پول پاکت میزنی برام
و من به راحتی دوره رو خریداری میکنم و بی اندازه لذت میبرم بی اندازه
اونقدر نتایج تغییر کرده که سر فرصت یه کامنت طولانی باید برای استاد و دوستانم بنویسم
که بعد از شرکت کردن تو دوره چه بیگ بنگی رخ داده تو زندگیم . که قشنگ ترینش اینه که دوستانی دارم الان از جنس گل و هم فرکانسیم که هرکدومشون برای من نشانه ی پروردگارن،که هروز بخاطر وجودشون سپاسگزار پروردگارم.
پارسا جان من هیچ زمان نتایج خودم رو با دیگران مقایسه نکردم چون اول نتایج درونی هستن ، بعد از رسیدن به آرامش درونی و وصل شدن به منبع اصلی به همه چیز میرسی.
سلام خواهر زیبای من، عزیز دل من، خیلی عالی توضیح دادی آبجی بزرگه?وقتی این متن رو برام خوندی اشکام سرازیر شد ولی الان که اومدم تو سایت دوباره کامنتت رو دیدم و خوندمش و خواستم ازت تشکر کنم آبجی خوشگلم?خیلی دوسِت دارماااا
عادله جان خیلی عالی بود ازت ممنونم واقعا اشک شوق توی چشمم اومد دوست عزیزم.درپناه حق باشی??
به نام خدای مهربان
سلام عادله جان دوست دلربا وشیرینی کلامم وزیبای من خواهر نازنین
خداروشکر بابت این همه تغییر و تحول درونی شما وبرای شما بهترین ها را در سال جدید آرزو دارم .به امید شنیدن موفقیت های عالی شما و دیدن افتخار آفرینی شما .خیلی برات خوشحالم نازنین که داری قدم های بزرگتر بر میداری الله یکتا همیشه ویار ونگهدارت که فقط او برای هر بنده اش کافیست .
عاشقتم خواهرم در پناهش در نگاهش ودرعشقش غوطه ور باشی ?????????
سلام خدمت استاد و سایر دوستان هم مدار
ضمن تبریک سالروز تولد استاد، توجه شما دوستان را به داستان راه اندازی کسب و کارم جلب می کنم
امید وارم بهانه ای برای “اقدام بدون واهمه” برای شروع پر قدرت برای همه ی شما دوستان باشد
من متولد 67 هستم اولین باری که بر سر یک دو راهی قرار گرفتم و شک و تردید تمام وجودم را گرفته بود سال اول دبیرستان بود که باید انتخاب رشته می کردم الان سالها از آن روز گذشته است بارها آن حس برایم تکرار شده است دبیرستان و دانشگاه تمام شده است تصورم این بود که بعد این کار گاوی گوسفندی جلویم سر می برند اما نه من آماده ورود به بازار کار و جامعه بودم و نه جامعه میزبانی خوب برای من بود.
مثل خیلی ها یک مهندس یی کار و مغرور بودم سالها از این پروژه به آن پروژه و از این شهر به آن شهر می رفتم و کار می کردم.
اما من کم کم به این نتیجه رسیدم باید روی خودم کار کنم کتاب های خوبی در زمینه پیشرفت شخصی خوانده بودم و بعد این بود که کار حقوقی کنار گذاشتم و کار پیمان کاری را شروع کردم اما وقتی فصل دریافت مطالبات رسید از این کار هم متنفر شدم نه تنها سود کار را بلکه اعتبار اختصاصی خودم به آن کار را هم با امروز فردا کردن نمی دادن هر چند آن را تجربه خوب و مفیدی می دانم و نسبتا هم موفق عمل کردم .
این شد که تصمیم گرفتم کاری بکنم نقد نقد و همان روز سودش و سرمایه بازگردد
حدود یک سال پیش با استاد آشنا شدم دوره ها و ویدیو های مختلفی از ایشان دیدم چون قبلا در این حوزه مطالعه داشتم خیلی زود وارد مدار شدم با استاد به درک خوبی از تغییر باورها، جهان آفرینش و … دست یافتم.
مدت هاست که تلویزیون و اخبار و … نگاه نمی کنم در فضای مجازی کل پیج های وقت تلف کن را حذف کردم
به قدرت نوشتن، ارزیابی روزانه از خود ، انجام کار های ساده و منظم و … پی بردم
و الان همه موارد بالا جز برنامه روزانه ام هستن
و نتیجه این و باور ها و اقدامات شد
یک قرارداد که خیلی ها بابت آن شگفت زده شدن
کسب و کاری که در شهرم در رتبه اول به لحاظ کیفیت،خدمات،تجهیزات،مشتری زیاد،نوآوری و …هست
علمی شروع کردم برند ثبت کردم نمای بیرونی و نورپردازی و … را با حساسیت دنبال کردم
اما
همه این موارد صرفا با گوش دادن به دوره و کتاب خواندن و … به وقوع نمی پیوندد
بلکه در کنار آن ویدیو ها و کتاب ها باید ” عملگرا”بود
همزمان با آن ویدیو ها و کتاب ها بود که فهمیدم کار و حوزه کسب و کارم صرفا نباید مرتبط با رشته تحصیلی باشد و این یکی از باورهای محدود کننده من بود و پس از بررسی های مختلف این باور اصلاح کردم
همزمان با آن ویدیو ها و کتاب ها بود که فهمیدم نباید از حرف و کنایه دیگران نگران باشم و این یکی دیگر از باورهای اشتباه من بود و آن باور را شناختم دیگر نگاه و سخن و برداشت دیگران برایم اهمیت ندارد
این دو باور من را خیلی محدود کرده بودند و اجاره هر کاری به من نمی دادند و پس از تغییر باور ها بود که
کسب و کارم را شروع کردم
در حالی که اعتبار لازم برای راه اندازی آن را نداشتم اما جون بدون ترس شروع کردم اعتبار لازم از منبعی جور شد
کسب و کارم را شروع کردم
در حالی که تمام فوت و فن و مهارتهای آن حوزه را نمی دانستم و کم کم مهارت پیدا کردم و هنوز دارم یاد می گیرم.
با این شهامت بود که چند نفر را شاغل کردم
با این شهامت بود که چند برابر عرف حقوقی دستمزد یک مهندس، درامد دارم
با همین باور بود که
بودن هیچ نگرانی روی گزینه های ازدواجم فکر کردم و بدون هیچ ترسی به حواستگاری و … رفتم
موضوعی که باید به آن واقف باشیم این است که :
ترس نداشته باشیم.
با شناخت و برنامه ریزی اقدام کنیم.
کارهای منظم و ساده روزانه را از یاد نبریم و در هر حال انجامشان بدیم
(ورزش،مطالعه،شکرگذاری،نماز،ارزیابی از اقدامات روزانه خود و …)
و فراموش نکنیم که قدرت خدا بی نهایت است.
همیشه قدرت سحر آمیزی در جسارت کار و بی باکی نهفته است.
و این را بهانه ای می کنم که سال 98 را سال “اقدام بدون واهمه” نام گذاری بکنم.
موفق و موید باشید.
سلام دوست عزیز بینهایت سپاسگزارم، متن شما برای من خیلی کاربردی و مفید بود.
آرزوی ثروت روزافزون دارم براتون
سلام امید جان
یکدفعه ویک ساله انتظار بزرگ نداشته باش من به این موضوع کاملا رسیدم
میدونی امید جان من بعد از نیم قرن زندگی به این یقین واین ایمان رسیدم که این خدا ؛ برابر حال من وآگاهی من وایمان من وتوکل من , با من حال میکند
100% موفق میشوی
چون خدایی داری که بی نهایت است
خدا دیار سرت روله ( لری بود یعنی خداوند تماما نگهدارت باشد فرزند عزیز )
با سلام
دوست عزیز تبریک به خاطر این توحید عملی که در حال پرورشش هستی و نتایجی که گرفتی
خوندن نتایجت دوستانی مثل شما برام ی الگوی فوق العاده محسب میشه
ممنون
شاد باشید….(:
تحولات زندگی ما که باعث تغییر اتفاقات و شرایط زندگی ما میشن با قدم های مستمر و تغییرات هر چند کوچک اما بصورت روتین ایجاد میشن…
و هیچ وقت نبود و هیچوقت دیگر هم نخواهد شد که اتفاقات و شرایط زندگی ما یهویی عوض شود….
مثلا :همین الان یهویی میلیاردری شدن…
یا همین الان یهویی جسور شدن و شجاع شدن…
همین الان یهویی با ایمان شدن….
وقتی می آییم و روند رشد جهان را نظاره گر میشویم میبینم که تمام کهکشان به صورت تکاملی ایجاد شده است .
وقتی به رشد انسان نگاه میکنیم می بینیم که روند رشد انسان از یک تک سلولی آغاز می شود و به یک انسان رشد یافته با هزاران سلول منتهی می شود.
وقتی به زندگی پیامبر اسلام مینگریم میبینیم که قرآن نیز به صورت تدریجی و با توجه به ظرفیت دریافت ودرک مردم بر پیامبر نازل گردیده است.
وقتی به روند پیشرفت جهان مینگریم از خودروها،کامپیوتر ها،ساختمان ها وبیلدیگ های بزرگ مینگرم میبینیم که طی روند تکاملی به حالت وساختار کنونی رسیده اند.
پس طبیعت و گذشتگان و گذشته زندگی مان به ما می آوزد تمام شرایط طی یک روند تکاملی ایجاد شده است و نمی توان مانند یک فیلم هندی در یک لحظه قد کشید و از یک طفل به یک انسان تنومند رشد یافت…..
نمی توان با یک هورمون روند رشد شخصیت و تحولات زندگی را بگونه ای جهش یافته و بدون روند تکاملی طی کرد.
نمی شود که به روند پیشرفت مان صفر و یکی بنگریم
ما انسان هستیم و در مسیر رشد و تکامل و در مسیر این رشد تکامل ممکن خطا داشته باشیم اما باید به خود یاد آور شویم که در مسیر که در حال طی کردنش هستیم با قدم های کوچک متوالی و با بازخورد خطا ها و تصحیح مسیر می توانیم در یک بازه تکاملی به اهداف مان دست پیدا کنیم .
هر ساله در اوایل سال اهدافی را برای خود ایجاد میکنیم و دوست داریم که تمام سال های قبلمان را با انجام و جبرانشان در سال پیش رو به انجام برسانیم و فراموش میکنیم که باید روند تکامل مان را بگذرانیم.
چون اهداف مان برای ذهنمان بیش از اندازه است دچار نا امیدی میکنیم و در آخر سال وقتی به خود می آییم میبینم که هیچ یک از آن اهداف تیک نخورده و تیک نخورده باقی میماند و این رو باعث میشود که خود را ناتوان و بی عرضه بپنداریم که این کارمان مانند این است که با تیشه ای به جان عزت نفسمان حمله ور شدیم و ایمان و جسارتمان را از بین برده ایم .
برای این که بتوان به اهدافی بزرگ که در نظرمان است برسیم باید قدم های کوچک اما متوالی بر داریم و اهداف بزرگمان را با روند تکاملی بدست آوریم چون سنگ بزرگ نشان از نزدن دارد.
استاد عباس منش تمام روند زندگی شان را نیز طی همین تکامل ایجاد کرده اند .
روند پیشرفت سخنرانی استاد از جمع های چند نفره در دانشگاه بندرعباس آغاز شد هر چند هدف ایشان برای جهانی کار کردنشان در این حوزه بود .
زمان هایی را بیاد خود بیاوریم که از روند تکاملی استفاده کرده ایم و طی آن روند به دستاور هایی دست پیدا کرده ایم و با این کار حرص زدن های افراطی مان را کنار بگذاریم .
صد تا هدف برای خودتون در نظر نگیرید.
باور های در مورد هدفتون رو ایجاد کنید .
برای امسال پاشنه آشیل خودتون رو در نظر بگیرین و تمرکزتون رو برای برداشتن این پاشنه آشیل بذارین.
من بشخصه پیشنهاد میکنیم از دوره عزت نفس شروع کنید .
چون تمام ساختمان موفقیت بر روی فندانسیون عزت نفس ایجاد میشه…..
نامگذاری سال جدید من «سال 1399»:(سال ایجاد و تجلی عزت نفس)
https://abasmanesh.com/fa/product/the-period-of-self-esteem/
داداش هادی عزیز سلام🌹🌹🌹
چقدر عالی تکامل و منطقی بودنش رو توضیح دادین.
دقیقا هدایت خداوند من رو به پاسخ شما هدایت کرد.
پاشنه آشیل عجله در رسیدن به خواسته ها.چیزی که اصلا اصل هدفگذاری رو در ما نابود میکنه و عزت نفس رو له له میکنه.
نگاه کمالگرایانه و نگاه صفر و یکی به اهداف داشتن، تمام شوق رو برای رسیدن به اهدافمون، نابود میکنه.
سپاس رب العالمین رو به خاطر چون شمایی 🌻 🌻 🌻
در پناه عزتمند ترین، عزتتان روز افزون باد مهربان🌹🌹🌹
سلام دوست عزیزم
بی نظیر بود
تحسین میکنم هزاران بار شما رو بابت این کامنت اصولی و صحیح!!!
منم امسال سال ۹۹خود رو با دوره بی نظیر عزت نفس شروع کردم و نام سال خود عزت نفس …..که به خود شناسی و خود سازی خود اختصاص میدهم
ای قربان استاد مهربونم برررررررم ???????????تولدتووووووووووووون مبااااااااااااااااااااارک???????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????استاد کاش میتونستیم با هم هممممه دوستامون بیاییم فلوریدا و من مسئولیت تزئین خونتونو به عهده میگرفتم و با عشششششششق اونجا رو تزئین میکردم، خدااااااااااااجونم خیلی مرررررررررررررررررررررسی که استاد به این نازنینی رو برامون آفریدی، عاشقتم استاد?????????????
تولد تولدددد تولدت مباااارک
تو عمرم انقد از تولد کسی خوشحال نبودمممم، امروز باید آهنگ شاد بزارم برقصم به مناسبت روز تولدتون استاد جونی خودم، قربون تیشرتای رنگیت و صحبت کردنات بشم???کادوی شما پیش من محفوظه تا وقتی بیام امریکا بهتون تقدیم کنم?
استاد خوبم، پدر مهربونمممم، بلامیسررر، تولدت مبارککککک استاد جون?الهی دورت بگردم مننننن، ایشالا سال دیگه روز تولدتون بیام امریکا هدیتون رو بهتون تقدیم کنم باباجون خودممممم
یه روز من و خواهرم خواب بودیم، تو یه خواب عمیققققق، چند مدتی بود آبگرمکنمون خراب بود ولی بهش توجه نکرده بودیم، تو خواب عمیقمون خبر نداشتیم که همهی گازا باز شدن و کل خونه رو گاز گرفته و ما بی خبر از همه خواب بودیم، ولی تو عمقققق خواب شیرینمون یهو یچیزی مثل دینامیت صدا خورد و از خواب پریدیم، دیدیم چیزی نترکیده ولی تازه فهمیدیم خونه پر از گازه و شروع کردیم به سرفه کردن، تازه فهمیده بودیم چی به چیه، یکیو اوردیم که ببینه مشکل چیه و با تعجب بهمون گفت واقعا خدا بهتون رحم کرده، من موندم چطوری شده این خونه نرفته رو هوا!!! چطوری شده که زنده موندین؟؟ ما هم گفتیم یچیزی صدا خورد و از خواب پریدیم، ولی اون گفت اینجا که چیزی نترکیده، اون روز بود که تا صبحش نتونستم به خودم بیام؛ فهمیدم زنده بودنم یه دلیل داشته، یه رسالتی داشتم که زنده موندم، اون روز بود که فهمیدم اون صدا رو خود خدا ایجاد کرده، کسی که نخواد بمیره نمیتونه بمیره، همه چیز دست خودمونه، روز تولد و مرگمون… تو همون روزا بود که خدا هدایتم کرد به سمت شما استاد خوبم، و وقتی فهمیدم که برای شما هم یه چنین اتفاقی افتاده دیگه مغزم مثل دینامیت ترکیددددد.
استاد واقعا نمیدونم چی بگم، از کدوم تغییراتم بگم براتون، فقط ازتون بی انداااااازه سپاسگزارم،اونقدر خوشحالم اونقدررر خوشحالم که متولد شدید و وجود دارید و به ما حس وجود میبخشید که اصلا نمیتونم این حس الانمو براتون توصیف کنمممم
فقط اینو بدونید که خیلی دوستون دارم و از همینجا کلی بغل براتون میفرستم، مرسی که آرامش رو بهم برگردوندید ای دستِ زیبای خدا، ای گوگولی مگولی ترین دست خدا برای رسوندن پیغاماتش، خیلیییییی عاشقتم استاد
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا
ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن
با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود
حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد
به نام خدای مهربان
شکیبا جان چه اتفاقاتی در سرگذشت هر کداممان افتاده .
من در طول دوران زندگیم با حادثه هابی روبه رو شدم که مرگم حتمی بود .
همین چند سال پیش در سانحه ای که مرده بودم بطور معجزه آسایی خداوند عمر دوباره را به من بخشید.نمیتوانم بگویم چقدررررررر آن روزها ناراحت بودم که چرا برگشتم چرا خدا منو نبرد پیش خودش .تمام آن سوالهای بی جواب تمام روح عزیز ورخم خورده ام را آزار میداد ومن از زخم های تنم ناراحت نبودم روحی رنجیده خاطر داشتم روحی که نیمه درونش را گم کرده بود و به دنبال حقیقت نگاه به هر سویی انداخت تا خدا وند جوابش را بدهد .
اااااااااه از آن روزی که عاشق بشوی اااااه از آن روزی که خدا را ببینی وبا او ملاقات کنی وبدانیم چرا آمده ای آمدنت بهر چه بود اصلااااا توکه هستی .ااااه از آن لحظاتی که فقط سجده میکنی واشک امانت نمیدهد تا نفس بکشی وگلویت از بغض فقط خدا را صدا میزند .
بارها مرده بودم زنده شدم زنده بودم مرده شدم .مرگهای پی در پی خویش را دیدم .این مثال بارز آیه های قرآن است آنکه میماند وانکه زنده میکند آنکه زنده میکند وانکه میمراند این آیه هارا که خواندم از هم وپاشیدم متلاشی شدم.
وقتی در تنهایی درونم بودم به من نوری را نشان داد. که نورهای دیگر را روشن میکند نورهای در تاریکی مانده مانند چراغی خود را دیدم فروزان که مشعلش تا بی نهایت میرفت .
آن روز شعله ای در درونم موج زد شعله ای بنام یکتا پرستی وگسترش توحید بخداوندی خدایم سوگنددددد منی که این الهامات را ذچدریافت مردم درونم زیر ورو شد همان روزهااااا انسانی از من ساخت ندارد میسازد که هیچ شباهتی به گذشته ندارد دورررردور همان قدر غریب وناشناس .
هنگام نوشته هایت فقط اشک ریختم و خواستم من هم از خود بگویم از خدا از برگشتنم واز رسالتم.
عالی بود سپاسگزارم شکیبا جان خواهر پاکدامن و زیبای من دوستت دارم چه حس غریبی بر تو دارم ای آشنا ?????
در پناه خدای عزیز وبلند مرتبه ام همیشه شاااد وسالم وخوشبخت وثروتمندباشید ?
طیبهی عزیزم،نازنینم، خواهر عزیزم چقدر پیامت پر از آگاهی و مهر و نشاط بود، همیشه عمیق توضیح میدی و من رو به فکر وامیداری، شعله یکتاپرستی رو خوب اومدی خواهر قشنگم?دقیقا یهو شعله میکشه در درون ادم و یهو چشماتو باز میکنی میبینی دنیا برات بهشت شده. خدایا شکرت?
سلام شکیبای عزیز
چقدر کامنت شما پر از انرژی بود
اول صبحی چقدر احساس شادی به من دست داد و چقدر حالم رو خوب کرد
آنقدر پر انرژی نوشتی که از خوندن خط به خطش میتونم انرژی فوق العاده ات رو درک کنم و دلم نیومد یه تشکر درست و حسابی از شما نکنم.
ممنون از انرژی فوق عالی و بینظیرت
و خدا را شکر که سالم و سلامت هستید
قطعا حکمتی در کار است و خداوند با بندگان خوبش حالا حالاها کار دارد
پیش به سوی روزهای درخشان
سالی سرشار از موفقیت برای شما و استاد گرامی و همه هم فرکانسی های عزیزم از خداوند بزرگ خواستارم.
سلام شکیبای عزیز
ممنون از تجربه ای که به اشتراک گذاشتی
من هم تجربه ای تقریبا شبیه به تجربه شما را داشتم
امیدوارم سالیان سال زنده و شاد باشی
ممنونم از شما اقای شجاعی عزیز، دوست هم فرکانسی و پر مهر من?انشالله هرجای جهان که هستید خوشبخت و سربلند و پیرووووز باشید و پر از مهر وو در صلح باشیددد، براتون بهترین ها رو ارزو میکنم?
چه حس و حال عجیبی رو باید بعد از اون ماجرا و زنده موندنتون تجربه کرده باشید
ازون حس هاست ک تا کسی خودش در اون شرایط قرار نگیره نمیتونه بفهمدش
خیلی خوشحالم ک سالم و زنده اید و خدا رو هم شکر کردم
موفق باشید هر روز بیشتر از روز قبل دوستم