آنچه از سفر به لاس وگاس آموختم
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این قسمت، نگاه سطحی به مقوله «آرامش و شادی» و همچنین «یک شبه ثروتمند شدن» را به چالش کشیده است. استاد عباسمنش با حضور در این فضا و مشاهدهی دقیق رفتار هزاران توریست، ما را نسبت به موضوعی هشیار کند که می تواند تمرکز سازنده ما را بدزدد بی آنکه باخبر باشیم. این موضوع، تلاش بیهوده برای پُر کردن خلأهای درونی با عوامل بیرونی است. بسیاری از انسانها به دلیل ناتوانی در کنترل ذهن و عدم مهارت در ایجاد «احساس خوب» از درون، در جایی بیرون از خود به دنبال احساس خوب هستند. افرادی که می خواهند به کمک هیجانات کاذب، مواد مخدر، الکل و تفریحات افراطی، برای لحظاتی از فشارهای ذهنی خود فرار کنند، همواره در این چرخه معیوب می مانند و خلاهای درونی آنها هربار بزرگتر می شود و هر بار دوز مصرف این مواد برا کاهش فشارها نیز بیشتر می شود.
زیرا آرامش و شادی حقیقی، کالایی نیست که بتوان آن را از دنیای بیرون خرید. آرامش فقط می تواند از درون و با توانایی کنترل ذهن ایجاد شود. تا زمانی که فرد نتواند با تغییر باورها و زاویه دیدش، صلح را در درون خود پیدا کند، مجللترین هتلها و پرهزینهترین تفریحات نیز تنها حکم یک مسکن موقت را دارند که پس از پایان اثرشان، احساس پوچی عمیقتری را به جا میگذارند. شادی واقعی، حاصل هماهنگی ذهن و روح است که به جای سرپوش گذاشتن بر مسائل، به شما توانایی مواجه شدن با مسائل و حل آنها را می دهد. به شما ایمان و اطمینان می دهد و ظرف وجود شما را بارها از مسائل تان بزرگتر می کند.
نکتهی کلیدی و بسیار مهم دیگری که در این فایل با صراحت نقد میشود، «باور به شانس» و ذهنیتِ قمارگونه است. لاسوگاس شهری است که بر پایه این توهم بنا شده که میتوان بدون طی کردن روند تکامل و بدون تغییر شخصیت، «یکشبه» ثروتمند و خوشبخت شد. استاد عباسمنش با رد قاطعانه مفهوم شانس، به قانونی اشاره میکنند که اساس و پایه آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ است: قانون تکامل.
ثروت و موفقیت پایدار، جاصل برنامه ریزی ذهن با باورهای ثروت ساز است. باورهایی که شخصیت فرد را از اساس تغییر می دهد و با ثروت هم مدار می کند، نه نتیجهی گردش یک گردونه یا ورق خوردن یک کارت. کسانی که پساندازهای یک سالهی خود را در امید واهیِ برنده شدن در قمار میبازند، کسانی که درگیر ترفندهای پونزی به شکلهای مختلف می شوند، در واقع قربانیِ عدم درک قانون تکامل هستند. قربانی طمعی هستند که از احساس عدم لیاقت برای ثروتمند بودن می آید. راهکار اصلاح و حذف تمام این ترمزهای ذهنی در برابر ثروت، در دوره روانشناسی ثروت ۱ آموزش داده شده است.
این یک قانون است که: جهان هستی به شانس واکنش نشان نمیدهد، بلکه به «احساس لیاقت فرد درباره ثروت» و «گنجایش ظرفیت وجودی او برای دریافت ثروت» پاسخ میدهد. این فایل به ما یادآوری میکند که مسیر ثروت، مسیری است که باید پلهپله و با ساختن باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرین طی شود و هر تلاشی برای میانبر زدن و دور زدن قانون تکامل، محکوم به شکست است.
در نهایت، این فایل درس بزرگی درباره «حساس بودن نسبت به حضور در فضایی با انرژی منفی» به ما میدهد. استاد عباسمنش توضیح میدهند که چگونه با وجود اقامت در لوکسترین امکانات، سنگینی و خفگیِ انرژی محیطی که بر پایه طمع، توهم و فرار از خویشتن بنا شده را احساس میکنند و تصمیم به ترک آن محیط میگیرند. این نشاندهندهی آن است که وقتی انسان روی خودش کار میکند و فرکانسش تغییر میکند، دیگر نمیتواند در محیطهایی که با مدار انرژی او همخوانی ندارند دوام بیاورد، حتی اگر آن محیطها، ظاهری فریبنده داشته باشند.
پیام نهایی این است که: ما خالق زندگی خود هستیم؛ نه باید منتظر شانس باشیم و نه نیازمند تغییر عوامل بیرونی. قدرت واقعی در دست باورها و فرکانس های خودمان است. ما توانایی کاملی برای تغییر و بهبود باورها و فرکانس های خود داریم. فقط باید آماده و پذیرای تغییر آنها شویم.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD83MB7 دقیقه
- فایل صوتی آنچه از سفر به لاس وگاس آموختم6MB7 دقیقه














با سلام و درود فراوان خدمت شما دوستان عزیز.
در طول زندگی یاد گرفتیم هر تفاقی برامون میفته به گردن عوامل بیرونی میندازیم و حتی برای اینکه حالمونم خوب باشه باز متوسل به عوامل بیرون میشیم یا حتی به دیگران .
از دیگران توقع داریم کاری رو انجام بدن تا ما احساس بهتری داشته باشیم.حرف هایی رو بزنن تا ما حالمون خوب بشه.
مثالی بزنم براتون من روزهای اولی که به این شغلم وارد شدم کارفرمام همیشه دوست داشت من کارهایی رو انجام بدم که بهش احساس بهتری بده مثلا من حین کار مجبور بودم یه سری کارها و امور رو باهاش هماهنگ کنم اما اینقدر تمرکزش به این کار بهم میریخت که همیشه سر این مسئله بحث پیش میومدو خیلی مسائل دیگه ولی حاضر به تغییر خودش نبود و فقط امور بیرون رو دخیل میدونست.
و اما تا امروز که همه چی تغییر کرد و عوض شد شیوه ی کار من طوری شده که خیلی کمتر مجبورم با کارفرما صحبت کنم و اصلا این مشکلات دیگه وجود نداره و زمانی این اتفاقات خوب افتاد که من تصمیم گرفتم تغییر کنم و خودم رو و باورهامو عوض کنم اتفاقات کم کم تغییر کرد و حالا با خیال راحت در محل کارم کارهامو انجام میدم و دیگه کارفرما نمیخاد کارهایی رو انجام بدم که اون احساس بهتری داشته باشه چون اونم الان احساسش خوبه.و خداروشکر میکنم که در هر لحظه مارو هدایت میکنه.
نتیجه گیری که میتونم از تجربه خودم بکنم اینه که هیچ چیز بیرون از من اتفاق نمیفته و هر چی هست درون منه ثروت ، احساس خوب، آرامش، سلامتی یعنی وقتی من حالم خوب باشه دیگران هر کاری بکنن مثل غیبت توهین هرکاری از دستشون بربیاد بکنن نمیتونن حال منو خراب کنن چون آرامشی که من باخداوند دارم به این سادگی ها از بین نمیره.گاهی یادم میره خدا همه ی نعمتهارو به من میده و باز به دیگران تکیه میکنم و حساب میکنم اما بعد یهو به خودم میام و به خودم میگم ای داد ، داشتی رو بنده خدا حساب میکردی؟؟؟
من هر چی دارم از رب عالم دارم و همه چیز رو از اون میخام
در پناه خداوند یکتا.