درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1


استاد عباس منش در این فایل، از دل موضوعی که به‌ظاهر طنزآمیز است، از زوایای مختلف این اصل اساسی را به ما یادآوری می‌کند که:

  • ورودی‌های ذهن چگونه باورها، پیش‌فرض‌ها و انتظارات ما را از وقوع اتفاقات آینده شکل می‌دهند.
  • این انتظارات و ذهنیت‌ها در هر لحظه:
    • از یک سو، تجربه‌های هم‌فرکانس با خود را وارد زندگی‌مان می‌کنند.
    • از سوی دیگر، به یک اتفاق خنثی – که هیچ معنایی نداشته است – در زندگی ما معنا می‌بخشند.

به این صورت که:
اگر این ذهنیت و انتظار مثبت باشد، احساسات مثبت و شرایط دلخواه را از دل آن اتفاق خنثی برای ما خلق می‌کنند؛
و اگر منفی باشد، از دل هیچ ، شرایط نادلخواه را برای ما می‌سازند.

این فایل را با دقت گوش دهید و تجربیات خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.

منتظر نظرات تاثیرگذارتان هستیم.


درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 2

درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    112MB
    34 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    33MB
    34 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

381 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مینو برنی» در این صفحه: 1
  1. -
    مینو برنی گفته:
    مدت عضویت: 1561 روز

    با سلام بر استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز

    سلام بر همه عباس منشی‌ها

    من روز سه‌شنبه، دهم تیرماه امتحان عملی رانندگی دادم و خدا قبولم کرد.

    می‌خواهم داستان چهار بار آزمون عملی ام را بگویم:

    در این آموزشگاهی که من ثبت نام کردم ؛سه تا سرهنگ آزمون عملی می‌گیرند .

    مربی ام به من می‌گفت :هر وقت خواستی بروی امتحان عملی، اول بپرس کدام سرهنگ فردا آزمون می‌گیرد؟!!

    اگر سرهنگN بود ،نرو یک بهانه‌ای بیاور و نرو سر آزمون.

    خیلی بد اخلاق است و همه را رد می‌کند.

    اگر سرهنگR بود کمی بهتر است.

    اما سرهنگB ، خیلی مهربان و خوش برخورد است، یک پارک ساده می‌گیرد و قبول می‌شوی، همه را قبول می‌کند.

    من بهمن پارسال رفتم برای اولین بار امتحان بدهم!

    سرهنگR بود، خیلی با ادب و خوش اخلاق.

    پارک دوبل را عالی زدم اما بعد هول شدم و وقتی گفت به عقب برو، فرمان را راست نکردم و نزدیک بود ماشین را توی جوی آب بندازم!!

    بار دوم آخر بهمن رفتم، سرهنگN بود

    من آنقدر استرس و اضطراب داشتم و حرف‌های دخترهایی که برای آزمون آمده بودند را می‌شنیدم استرسم بیشتر شد و من باز رد شدم.

    صد در صد خودم اشتباه کردم در دور دو فرمان.

    و خلاصه اینکه دو هفته قبل رفتم برای آزمون.

    تا رسیدم محل آزمون همه گفتند: سرهنگB آمده ؛

    و من هم خوش خیال گفتم: امروز قبولم.

    سرهنگB قبولم می‌کند (شرک مطلق)

    من با شرک مطلق، قدرت را به سرهنگ B دادم و گفتم امروز دیگر تمام است.

    باز هم استرس و شرک و بی‌ایمانی!!! و خیلی راحت ماشین خاموش شد و رد شدم.

    بعد از چند روز فکر کردن، دیدم من با هر سه سرهنگNو Rو B امتحان دادم و با هر سه رد شدم و خودم آنقدر استرس و اضطراب داشتم.

    خودم با ذهن منفی و حرفهای مربیم درباره این سه سرهنگ ، رفتم امتحان دادم . پس اصلاً ربطی به سرهنگ و آزمونگر ندارد.

    چندین جلسه کلاس رانندگی خصوصی رفتم و ترسم ریخته شد.

    روزی که رفتم برای آزمون عملی ثبت نام کنم، اصلاً برایم مهم نبود که هفته آینده کدام سرهنگ امتحان می‌گیرد و اصلاً هم نپرسیدم.

    چون من با هر سه، امتحان داده بودم و به قول معروف مزه هر سه تا را چشیده بودم.

    پریروز، سه‌شنبه 10 تیرماه ،خیلی راحت و ریلکس رفتم سرمحل آزمون، خیلی شلوغ بود و من از بقیه دخترها که استرس داشتند، جدا شدم و تمرکز کردم روی نکات مثبت محیط آزمون.

    یک پاساژ چند طبقه در محل آزمون بود که سال‌ها درش بسته بود.

    و من با خودم می‌گفتم: الهی شکرت چقدر صاحبش ثروتمند است، که این پاساژ به این بزرگی با این همه مغازه؛ بالای 100 تا،اصلاً به کارش نمی‌آید

    .

    اگر هم صاحبش فوت کرده ، چقدر ورثه ثروتمندی هستند که سراغی از این پاساژ نمی‌گیرند.

    حتماً این پاساژ برایشان صرف مالی ندارد که پیگیر افتتاحش نیستند! آنقدر که ثروت دارند.

    خلاصه محو ثروت و… شدم و دیگر نگران شخصیت سرهنگ هم نبودم.

    چون با این سرهنگ هم یک بار قبلاً ، امتحان داده بودم.

    رفتم سوار شدم و خیلی راحت دور دو فرمون را عالی زدم و قبول شدم.

    وقتی که اصلاً توجه نکردم که آزمونگر کیست و همه کارها را به خدا سپردم.

    و گفتم هرچه خیر است امروز برای من رقم می‌خورد و من در پناه خداوند هستم.

    من در پناه خداوندم و هر اتفاقی که بیفته ، خیر است برایم

    و خدا مرا قبول می‌کند و خدا هم مرا قبول کرد و خیلی راحت مدارک را تحویل آموزشگاه دادم.

    گفتند یک ماه دیگر گواهینامه می‌آید دم در خانه تان.

    اما من مطمئن هستم تا آخر تیر ماه گواهی دستم می‌رسد، چون همه کارها را سپرده ام به خدا

    و خدا دارد برج 4، 1404 را برای من شگفت انگیز می‌کند.

    هر روزش، برای من یک سوپرایز دارد.

    الهی شکرت در پناه تو هستم.

    الهی شکرت که حمایتم می‌کنی.

    الهی شکرت که هدایتم می‌کنی و در عمل کردن به این هدایت، باز هم خودت حمایتم می‌کنی.

    الهی شکرت که همه چی به نفع من است.

    الهی شکرت مرا به این سایت الهی هدایت کردی.

    سپاس استاد عباس منش

    پنجشنبه 12 تیر ماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: