درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
استاد عباس منش در این فایل، از دل موضوعی که بهظاهر طنزآمیز است، از زوایای مختلف این اصل اساسی را به ما یادآوری میکند که:
- ورودیهای ذهن چگونه باورها، پیشفرضها و انتظارات ما را از وقوع اتفاقات آینده شکل میدهند.
- این انتظارات و ذهنیتها در هر لحظه:
- از یک سو، تجربههای همفرکانس با خود را وارد زندگیمان میکنند.
- از سوی دیگر، به یک اتفاق خنثی – که هیچ معنایی نداشته است – در زندگی ما معنا میبخشند.
به این صورت که:
اگر این ذهنیت و انتظار مثبت باشد، احساسات مثبت و شرایط دلخواه را از دل آن اتفاق خنثی برای ما خلق میکنند؛
و اگر منفی باشد، از دل هیچ ، شرایط نادلخواه را برای ما میسازند.
این فایل را با دقت گوش دهید و تجربیات خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.
منتظر نظرات تاثیرگذارتان هستیم.
درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 2
درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1112MB34 دقیقه
- فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 133MB34 دقیقه














سلام استاد عزیزم
چقدر این فایل خوب بود و درس های زیادی داشت
واقعا قانون چقدر دقیق عمل میکنه، واتفاق جالبی که امروزواسم افتاد خیلی عالی بود، امروز صبح میخواستم خونه رو جارو بزنم و چون جارو برقی خراب بود باید با جارو دستی جارو میزدم و داشتم با خودم میگفتم که باز کمر درد میگرم وهدایت شدم به این فایل همزمان که گوش میکردم جاروهم میکردم و اینقدر این فایل تاثیر داشت که من بعد جارو کردنم هیچ کمر دردی نداشتم و خیلی هم پرانرژی بودم و فهمیدم که همیشه باید روی ذهن خودمون کارکنیم وذهن خودمون رو تربیت کنیم
یکبار دیگه هم این تجربه رو دارم از این قانون
البته اون زمان با قانون وسایت آشنا نبودم،
برای امتحان عملی گواهینامه رفته بودم و اون
روز سرهنگی که امتحان میگرفت عوض شده بود وهمه میگفتند که نرو امروز امتحان نده فقط پولت هدر میره اما من باخودم گفتم نه این طور نیست من میرم و قبول هم میشم توکل به خدا و رفتم اولین نفری هم بودم که قبول شدم و رفتار اون سرهنگ هم با من خیلی خوب بود
مادربزرگ دوستم هم اعتیاد به قرص مسکن پیدا کرده بود و فکر میکرد حتما باید قرص بخوره تا سردردش خوب بشه، ومادر دوستم رفته یه بسته
قرص اسمارتیس گرفته بود وهر وقت که میگفت قرص میخوام یه دونه از قرص های اسمارتیس رو بهش میدادو خیلی سریع میگفت سردردم خوب شد
الان که با قانون آشنا شدم این اتفاق ها رو درک میکنم و روزی هزاربار خدارو شکر میکنم که با استاد عزیزم آشنا شدم امیدوارم خداوند به شما ومریم شایسته عزیز سلامتی بده
ممنون استاد عزیزم از این همه مطالب زیبا